طرز نگاه تو به نظر جور دیگریست
خورشید از عنایت این ذره پروریست

 

تکلیف ما اگر بپذیرید نوکریست
این چادری که خیمه زدی ارث مادریست

 

ای آیه آیه آیه باران فاطمه
کوثر نشین بیابان فاطمه

 

علی،ای ساقی کوثر نشینان
ترازو ی نشان کفر ایمان

 


اشعار زیبا ی عید غدیرخم

 

علی،ای نقطه ی پرگار عالم
پناه و مرجع اولاد عالم

 

تو منظور تمام ما صباحی
به طوفان حوادث نا خدایی

 

خدا داند،خدایی بی نظیری
تو مولا بر همه عالم امیری

 

شرابم به تو ای سقای توحید
که نور افشان شوم همپای خورشید

 


اشعار زیبا ی عید غدیرخم

 

مرا لبریز آن مستانگی کن
چنان قمبر غلام خانگی کن

 

از آن روزی که از جامت چشیدم
رخت را فاش در پیمانه دیدم

 

جمال حسن تو شد قبله گاهم
نشسته خال رویت در نگاهم

 

عنایت شما هر روز بیش است
ولی این بینوا محتاج بیش است

 


اشعار زیبا ی عید غدیرخم

 

سری سبز و زبانی سرخ دارم
قلم باشد به کف چون ذوالفقارم

 

به نفس ارم به عشق ناب مولا
زنم دم از تولی و تبری

 

علی سر نهان و اشکار است
خدایی ناز شست کردگار است

 

علی تسبیح و تکبیر و قیام است
علی هم رکعتین و هم سلام است

 


اشعار زیبا ی عید غدیرخم

 

علی دست خدا در استین اسم
علی تنها صراط راستین است

 

علی عیسی و موسی و شعیب است
علی گنجینه ی اسرار غیب است

 

علی انجیل و تورات و زبور است
علی سر منشا تکثیر نور است

 

علی استاد جبریل امین است
که مولایم امیرالمومنین است

 


اشعار زیبا ی عید غدیرخم

بیا ای دل به عالم دلبری کن
خودت را سراسر حیدری کن

 

که ادیان همه حران ولی اند
همه دنبال فرزند علی اند

نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

در جریان مصاحبه، با استفاده از تکنیک‌های گوناگون درمانی، رهایی بیمار از علایم امکان پذیر می‌شود. محتویات مصاحبه شامل دو بخش کلامی(آنچه که بیان می‌شود) و غیرکلامی (تماس چشمی، حالات چهره و حالات وحرکات بدن) می‌باشد.

چگونه مصاحبه را شروع کنیم؟
ضروری است مصاحبه در یک مکان خصوصی انجام شود و فاقد عوامل مزاحم و مداخله گر نظیر رفت وآمد سایرین و سروصدا باشد. درمانگر راحت باشد و در طول مصاحبه شتاب نکند. بیمار روی صندلی راحتا قرار بگیرد و برای شروع خوب، درمانگر با لبخندی بیمار را به صحبت کردن دعوت کند.
” دکتر: صبح بخیر، لطفاً بفرمایید بنشنید، چطور شد برای مشاوره مراجعه کردید؟ ”
درمانگر به تدریج پرسش‌های بیش‌تری را در مورد مشکل بیمار مطرح می‌کند و در طول مصاحبه، درمانگرباید از قطع غیرضروری کلام بیمار اجتناب کند، تا ارتباط با بیمار مخدوش نشود.
همان‌طورکه بیمار صحبت می‌کند، درمانگر باید فعالانه به کلام بیمار گوش دهد و همچنین همزمان به اداها، حرکات و حالات چهره و اندام بیـمار توجه نشان دهد. وقتی فرد یک رویداد هیجانی را تعریف می‌کند پاسخ‌های فیزیولوژیک نظیر تنفس سریع و تند، لرزش صدا و اندام، دستان سرد  و مرطوب، لکنت زبان و… ممکن است مشاهده شود.
برای حصول بهترین نتیجه در سیر مصاحبه، درمانگر باید از پاسخ‌های کلامی و غیرکلامی مطلوب و نامطلوب خود که می‌تواند، به ترتیب، موجب بهترشدن و یا بدتر شدن ارتباط با بیمار شود آگاه باشد.

ارتباط غیرکلامی:
الف- پاسخ‌های مطلوب درمانگر

۱- تماس چشمی(Eye contact)
برای ارتباط مطلوب ضروری است درمانگر و بیمارتماس چشمی داشته باشند. جهت تسهیل این وضعیت، پزشک و بیمار در فاصله مکانی مناسب قرار گرفته و ارتباط به صورت چهره به چهره باشد. اگر بیمار از تماس چشمی امتناع می‌کند، نباید وی را تحت فشار قرار داد. تماس چهره به چهره الزاماً به معنای نشستن روبه‌رو نیست. می‌توان با زاویه مایل با بیمار نشست ولی تماس چشمی را نیز حفظ کرد.

۲- اداها و حرکات بدنی(Gestures)
اداها، حرکات و فعالیت‌هایی هستند که بخش‌های متفاوت بدن آن را ایجاد می‌کنند. اداها وحرکات پزشک باید با موضوع متناسب باشد. برای مثال تکان دادن سر توسط پزشک، به بیمار نشان می‌دهد که پزشک به مسائل بیمار علاقه‌مند بوده و توجه می‌کند و این مساله موجب تسهیل فرآیند بازگویی مشکلات از سوی بیمار می‌شود.

۳ - تظاهرات صورت(Facial expression)
خیلی اهمیت دارد که پزشک طی گوش دادن به صحبت‌های بیمار، توجه وعلاقه‌مندی خود را نشان دهد. باید حالت چهره پزشک برای بیمار خوشایند و مطلوب باشد. لبخند متناسب در طی مصاحبه، موقعیت مصاحبه را برای بیمار راحت تر می‌کند.
ب- پاسخ‌های نامطلوب درمانگر
۱-  تظاهرات صورت:
پزشک باید از ابراز حالت‌هایی نظیر تحریک پذیری، رنجش، اضطراب و یا فقدان علاقه‌مندی در چهره اجتناب کند. این حالت‌های نامطلوب مانع از تداوم صحبت بیمارمی‌شود. پزشک باید این مهارت را به تدریج طی تمرین کسب کند که حتا درصورت خستگی یا ناراحتی به دلایل مختلف تظاهرات صورت و سایر رفتارهای خود را با بیمار کنترل کند. حالات پزشک باید به عنوان نوعی مهارت حرفه ای تظاهر کند، نه احساسات درونی پزشک.
۲-  اداها وحالات بدنی:
باید پزشک ازخمیازه کشیدن، جابه‌‌جا شدن مکرر، ضربه زدن روی میز، خاراندن سر، نگاه کردن پی درپی به ساعت و حرکات حاکی از عدم تمرکز وحواس‌پرتی اجتناب کند. نگاه به ساعت ابتدای مراجعه می‌تواند آشکارباشد ولی پس از آن باید نامحسوس باشد در انتهای زمان می‌توان پایان وقت را اعلام کرد و از بیمار خواست که اگر در پایان پرسش یا صحبتی دارد، بگوید.

ارتباط کلامی:
الف- پاسخ‌های مطلوب درمانگر
۱-  علاقه‌مندی خود را نشان دهید.
یادآوری و تکرار جزییات گفته‌های بیمار توسط پزشک و همچنین خطاب کردن بیمار با اسم وی از راه‌های ابراز توجه و علاقه‌مندی به مشکلات بیمار است.
« خب، که او گفت می خواهد شما را اخراج کند…»
۲- به بیمار نشان دهید که وی را پذیرفته اید.
در طی مصاحبه، ممکن است بیمار مسائلی را بیان کند که بی ارزش یا سطح پایین به نظر برسد. ممکن است بیمار تحلیل‌های غلطی راجع به بیماری خود داشته باشد، او را تحقیر نکنید و به بیمار نشان دهید که او را پذیرفته اید.

۳- اشتیاق و تمایل خود را برای کمک به بیمار نشان دهید.
پزشک می‌تواند اشتیاق خود را برای کمک به بیمار با عبارتی این‌چنین بیان کند:
« من مشکلات شما را درک می کنم.»
« هرچه دلتان می‌خواهد بگویید، تا در مورد مشکلاتتان حرف بزنیم و به این ترتیب  بتوانیم با هم راه حلی بیابیم.»

۴- به بیمار نشان دهید که مشکل وی را درک کرده اید.
کافی نیست، پزشک فقط بیمار را درک کند. بلکه باید درک خود از مشکل بیمار را با عباراتی این‌چنین با بیمار نشان دهید.
« این مشکل شما را مضطرب کرده است.»
« شما از این وضعیت خیلی ناراحت هستید.»
« باید خیلی عذاب آور باشد که در این سن آدم تنها شده باشد.»

۵- به بیمار اطمینان داده و وی را تسکین دهید.
زمانی که بیمار به‌شدت مضطرب است، یا وقتی که بیمار شک و تردید زیادی دارد، یا احساس ناامنی و عدم اطمینان خود را پی‌درپی بیان می‌کند، اطمینان بخشی وتسکین بیمار ضروری است.
معنی اطمینان بخشی دروغ گفتن نیست. برای مثال اگر بیمار مبتلا به سرطان است اطمینان می‌تواند این‌گونه باشد.
«به حتم راهی پیدا می کنیم که درد شما تسکین پیدا کند.»
« می‌توانیم استفراغ شما را بند بیاوریم.» 

۶- مصاحبه را هدایت کنید.
گاهی در سیرمصاحبه بیمار از موضوع اصلی منحرف می‌شود یا وقت را با ذکر جزییات بیهوده هدر می‌دهد. در این صورت، پزشک می‌تواند با ملایمت و توام با احترام، با یادآوری، بیمار را به موضوع اصلی برگرداند. برای مثال:
« شما در مورد مشکل طپش قلبتان مطالبی را عنوان کردید. آیا می‌توانید در مورد آن بیش‌تر توضیح دهید.»

۷- جریان کلام بیمار را تسهیل کنید.
در طی مصاحبه ممکن است بیمار مکث طولانی کند و یا موضوع صحبت را از دست بدهد. در این حالت، با تکرار کلمه یا عبارت آخر می‌توان تداوم کلام بیمار را تسهیل کرد.
برای مثال:
« داشتید می گفتیدکه … »
« که آن‌ها گفتند جا ندارند شما را بستری کنند… »
« که زندگی بی فایده است… »
  
ب- پاسخ‌های نامطلوب درمانگر

۱- از ابراز حیرت و شگفتی اجتناب کنید.
اظهارتعجب از سوی درمانگر بیمار را شرمنده می‌کند وحتا اثر مخالف درمانی دارد. برای مثال:
بیمار: تمایلی ندارم در عروسی خواهرم شرکت کنم.
پزشک: عجب ! نمی‌توانم تصورکنم که شما چنین کاری بکنید.  « نادرست »
پزشک: احتمالاً شما دلایلی برای این‌کار دارید.   « درست »

۲- از ابراز نگرانی بیش از حد خودداری کنید.
گاهی اوقات لازم می‌شود، درمانگر نگرانی خود را به بیمار نشان دهد. ولی نگرانی بیش از حد درمانگر پاسخ مطلوبی نیست. برای مثال:
بیمار: دوست دارم به زندگیم خاتمه دهم.
پزشک:آه نه ! لطفاً این کار را نکنید. هرگزچنین کاری نکنید.    « نادرست »
پزشک: چه چیزی باعث این احساس در وجود شما شده است.   « درست »
۳- از قضاوت اخلاقی در باره بیمار اجتناب کنید.
هدف پزشک درمان بیمار است نه این‌که بیمار را مورد قضاوت اخلاقی قرار دهد. مثال:
بیمار: من به همسرم دروغ گفتم.
پزشک: شما کار اشتباهی انجام داده اید.    « نادرست »
پزشک: چگونه این اتفاق افتاد؟        « درست »

۴- از بیمار انتقاد نکنید.
انتقاد از بیمار باعث بدتر شدن علایم بیمار می‌شود. مثال:
بیمار: این روزها من سر کار نمی روم.
پزشک: بیش‌تر مشکلات دنیا ناشی از تنبلی مردم است.  « نادرست »
پزشک: دلیل سرکار نرفتن شما چیست؟     « درست »

۵- از دادن وعده‌های کاذب اجتناب کنید.
اگر پزشک قادر به انجام وعده‌هایی که می‌دهد نباشد، منجر به ایجاد شک و تردید در ذهن بیمار در باره قابلیت اعتماد پزشک خواهد شد. مثال:
بیمار: آیا من به طور کامل خوب خواهم شد؟
پزشک: من فکرمی کنم شما نباید هیچ شکی در این زمینه داشته باشید.   « نادرست »
پزشک: من سعی می کنم تا حد امکان به شما کمک کنم.     « درست »
۶- از خودستایی اجتناب کنید.
بیمار برای حل مشکلاتش به پزشک مراجعه می‌کند نه برای گوش دادن به اظهارات پزشک در مورد قابلیت‌ها و توانایی‌های خودش. مثال:
بیمار: دکتر شما مطمئن هستید که می‌توانید مشکل مرا حل کنید؟
پزشک: در این هیچ شکی نیست. من صدها مورد مثل مشکل شما را حل کرده ام.             «نادرست»
پزشک: من در گذشته به افرادی با مشکل مشابه شما کمک کرده ام و می‌توانم به شما هم کمک کنم. «درست»
۷- از سرزنش کردن و تهدید کردن بیمار اجتناب کنید.
سرزنش و تهدید باعث تخریب رابطه پزشک- بیمار می‌شود. مثال:
بیمار: من هفته آینده نمی‌توانم به اینجا مراجعه کنم.
پزشک: چه بهتر! این شما هستید که ضرر می کنید.                                    «نادرست»
پزشک: اگر کار مهمی دارید، ما می‌توانیم جلسه بعدی را در زمان دیگری داشته باشیم.  «درست»

۸- از شریک کردن بیمار در مشکلات خود اجتناب کنید.
اگر پزشک مشکلات خود را با بیمار در میان بگذارد، توانایی و مهارت وی درکمک به حل مشکلات بیماران زیر سوال می‌رود. مثال:
بیمار: اغلب همسرم تحریک پذیراست و فریاد می زند.
پزشک: من هم همان مشکل شما را با همسرم دارم   « نادرست »
پرشک: چه وضعیت‌هایی باعث بروز این رفتار در همسر شما می‌شود؟          « درست »

۹- از قطع کلام بیمار اجتناب کنید. مثال:
بیمار: روزی که برای دیدن دوستم رفته بودم این واقعه 
پزشک: ما برای این حرف‌ها وقت نداریم.               « نادرست »
پزشک: بله ادامه دهید.      « درست »

۱۰- از القا ارزش‌های خود به بیمار اجتناب کنید. مثال:
بیمار: من مطالعه تاریخ را دوست دارم.
پزشک: تاریخ چی دارد؟ چرا مثل من کتاب‌های علمی را مطالعه نمی کنید؟  « نادرست »
پزشک: جالبه، دلیل علاقه خاص شما به تاریخ چیست؟    « درست »

۱۱- از تحقیر کردن بیمار اجتناب کنید.
افرادی که مشکلات هیجانی دارند، اغلب از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستند. از این‌رو، بهتراست پزشک برای کاهش ناراحتی این افراد، به خصوصیات مطلوب آن‌ها توجه بیش‌تری نشان دهد. از تحقیرکردن بیمار اجتناب کند. مثال:
بیمار: من فعالیت بدنی خوبی دارم، هر روز به بدن‌سازی می روم.
پزشک: خوب که چی؟ این چه فایده ای برای شما دارد؟   « نادرست »
پزشک: من خوشحالم که این را می‌شنوم. درباره آن به من بگو.    « درست »

۱۲- بیمار را طرد نکنید.
طرد کردن بیمار باعث کاهش بیش‌تر اعتماد به نفس بیمار می‌شود.مثال:
بیمار: دوباره دچار سردرد شدم.۰
پزشک: باز هم به‌خاطر سر درد آمدید؟!     « نادرست »
پزشک: چطور شد در این زمان دوباره دچار سردرد شدید.   « درست »

۱۳- در تفسیر علایم شتاب نکنید.
تلاش پزشک در ابتدا باید بر روی فهم مشکل بیمار متمرکز باشد. اغلب زمان قابل توجهی برای رسیدن به این منظورلازم است. قضاوت شتابزده منجر به نتیجه گیری‌های نادرست می‌شود. مثال:
بیمار: در طی هفته‌های اخیر احساس خستگی می کنم.
پزشک: علت اینه که شما نمی خواهید کار کنید.              « نادرست »
پزشک: آیا در هفته‌های اخیر مشکلات و مسائل دیگری پیش آمده؟   « درست »

۱۴- از کنجکاوی مفرط و غیرضروری اجتناب کنید.
هدف پزشک تسکین و کاهش رنج بیمار است نه ارضای حس کنجکاوی خود. مثال:
بیمار: من کارهایی انجام داده‌ام که نمی‌خواهم درمورد آن صحبت کنم.
پزشک: شما نباید هیچ موضوعی را از پزشک مخفی کنید.             « نادرست »
پزشک: آیا یادآوری این کارها باعث نگرانی و اضطراب شما می شوند. « درست »

۱۵- از پرسش‌های مستقیم و پرسش‌هایی که موجب احساس شرمندگی در بیمار می‌شود اجتناب کنید.
در غیراینصورت بیمار، پزشک را به عنوان یک فرد خشن و نامطلوب پنداشته و جواب‌های کافی نخواهد داد. مثال:
بیمار: در مورد رابطه ام با همسرم نگران هستم.
پزشک: حتماً شما او را کتک زده اید.              « نادرست »
پزشک: ممکنه درباره رابطه تان بیش‌ترتوضیح دهید.             « درست »

۱۶- از تحت فشار قرار دادن بیمار برای حرف زدن، وقتی تمایلی ندارد، اجتناب کنید.
گاهی اوقات موضوع تعارض بیمار چنان وی را مضطرب می‌کند که از حرف زدن امتناع می‌کند. در این شرایط بهتراست به صورت تدریجی موضوع مطرح شود. مثال:
بیمار: دوست ندارم در مورد بعضی از مشکلاتم حرف بزنم.
پزشک: اگر شما حرف نزنید من نمی‌توانم به شما کمکی کنم.               « نادرست »
پزشک: شاید مایل باشید در زمان دیگری در مورد آن حرف بزنید.          « درست »

۱۷- از جانب‌داری کردن اجتناب کنید.
جانب‌داری از یک فرد یا موضع باعث می‌شود پزشک نسبت به سایر افراد یا سایر مواضع احساس نامطلوبی داشته باشد. جانب‌داری گر چه در کوتاه مدت احساس رضایت فوری برای بیمار فراهم می‌کند ولی در درازمدت به بیمار صدمه می زند. مثال:
بیمار: مادرشوهرم به دلایلی بیهوده مرا اذیت می‌کند.
پزشک: مادر شوهر شما آدم خوبی نیست.    « نادرست »
پزشک: در مورد رفتار وی بیش‌ترتوضیح دهید.    « درست »

۱۸- از ابراز خشم نسبت به بیمار اجتناب کنید.
اگر پزشکی نسبت به بیمارخشم نامتناسب ابراز کند، نشانه وجود مشکلات هیجانی خود پزشک می‌باشد. گاهی بیماران پزشکان خود را تحریک می‌کنند. در این گونه موارد، بهتر است پزشک علت رفتار بیمار را بیابد، نه این‌که به آن واکنش نشان دهد.
مثال:
بیمار: متاسفم که دیر اومدم.
پزشک: شما به طورکلی، آدم منظمی نیستید. من از بی نظمی متنفرم.                             «نادرست»
پزشک: حتماً علتی داشته است که دیر رسیده اید ولی ممنون می شوم در ملاقات‌های بعدی به‌موقع بیایید. «درست»

۱۹- از بحث کردن با بیمار اجتناب کنید.
مشاجره اغلب منجر به متقاعدسازی بیمار نمی‌شود. تنها با بازنگری در زمینه یک رابطه توام با اعتماد، بیمار قادر می‌باشد به منشا علایم خودآگاهی پیدا کند. مثال:
بیمار: من فکرمی کنم بیماری اعصاب داشته باشم.
پزشک: من فکرنمی کنم این‌طور باشد. شما نسبت به تشخیص من شک دارید؟    « نادرست »
بیمار: اما من درد مداومی در سرم احساس می کنم.
پزشک: من پیش ازاین هم به شما گفتم،  یعنی من نمی‌توانم بیماری اعصاب را تشخیص دهم؟               « نادرست »
پزشک: ما علت سردرد شما را پیدا خواهیم کرد. آیامی‌توانید در مورد وضعیت زندگیتان بیش‌تر توضیح دهید؟  « درست »

۲۰-  پزشک نباید بیش از بیمار صحبت کند.
گوش کردن فعالانه به آنچه که بیمار می گوید یک فاکتور درمانی مهم است. به‌علاوه بیماران به پزشک مراجعه می‌کنند تا مشکلات خود را بیان کنند. اگرپزشک زمان بیش‌تری را به حرف زدن خود اختصاص دهد، بیمار قادر نخواهد بود مسائل خود را عنوان کند.

نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


ياد باد آن روزگاران ياد باد

قرار بود يه روزي من تو رو پرواز بدم اما در آرزوي پروازت سوختم و ساختم


نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

عجيب دلتنگتم باران . . .


نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

آهنگ قشنگيه

 
بیا دوری کنیم از هم
بیا تنها بشیم کم کم
بیا با من تو بدتر شو
بیا از من تو رد شو
رد شو

ببین گاهی یه وقتایی دلم سر میره از احساس
نه میخوابم نه بیدارم از این چشمای من پیداست
تنم محتاج گرماته زیادی دل به تو بستم
هیچ دردی در این حد نیست من از این زندگی خستم
دلم تنگ میشه بیش از حد
دلم تنگ میشه بیش از حد
دلم تنگ میشه بیش از حد
دلم تنگ میشه بیش از حد

بیا دوری کنیم از هم
بیا تنها بشیم کم کم
بیا با من تو بدتر شو
بیا از من تو رد شو

آهنگ
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


بچه كه بودیم ، از آسمان باران می بارید

 

 بزرگ شده ایم ، از چشمهایمان باران می بارد

 

بچه كه بودیم ، دل دردها را به هزار ناله میگفتیم ، همه می فهمیدند

 

 بزرگ شده ایم ، درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم ، هیچ کس نمی فهمد

 

بچه كه بودیم ، بستنی مان را که گاز می زدنند ، قیامت به پا می کردیم !

 

‏ چه بیهوده بزرگ شده ایم ، روحمان را گاز می زنند ، می خندیم .....


 

نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

تیک تیک ساعت  ، دو شب را نشان میداد


در سکوت و تاریکی و تنهایی ، از خواب پرید


عرق کرده بود


به سمت یخچال رفت


ناگهان وسط اتاق زمین خورد
 

یادش آمد پاهایش را در کربلای ۴ جا گذاشته است....



 

خدایا نکنه ی وقت شرمنده شون شیم؟!!!!


نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
من و تو تنها نیستیم ، پای شخص دیگری هم در میان است. نمی‌دانم؛ شاید هم اشخاص دیگر! ما باید یاد بگیریم با حضور آنها هم در حال و هوای روزهای دو نفره باقی بمانیم.

اگر نتوانیم حس و حال نخستین روزهای زندگی را حفظ کنیم، به مرور زمان و آمدن این مهمانان دوست‌داشتنی، یکدیگر را فراموش خواهیم کرد. من اگر تو را از یاد ببرم، خودم را نادیده گرفته‌ام و تو اگر مرا به خاطر نیاوری، بزرگ‌ترین جفا را در حق خودت کرده‌ای. من و تو یک نفریم.

فرزندآوری و شلوغ شدن خانه هرچند یک اتفاق زیباست و باید باعث استحکام خانواده شود، اما اگر زن و شوهر مهارت‌های لازم برای اداره نقش‌های جدید خود یعنی پدر و مادری را نداشته باشند، هم والدین خوبی نمی‌شوند و هم نقش اصلی‌شان را که همسری است، فراموش می‌کنند.

مشکل ما در زندگی زناشویی از آنجایی شروع می‌شود که فکر می‌کنیم همه وظایف یک همسر خوب بودن یا یک والد خوب بودن به صورت فطری با ما به دنیا آمده است و نیازی به آموختن روش‌هایی برای عملکرد بهتر نخواهیم داشت و این در حالی است که مدیریت زندگی براساس نقش‌هایی که روزبه‌روز اضافه می‌شود، کار بسیار سختی است.

در روزهای اول ازدواج، شما باید نقش‌های یک همسر خوب را درک می‌کردید و می‌آموختید، اما این همه ماجرا نبود. برای موفقیت کامل، باید به طور همزمان عروس یا داماد خوب بودن را هم تمرین می‌کردید؛ زیرا اینها از هم جدا نیستند و نمی‌توان کسی را جدا از خانواده‌اش دوست داشت. در قدم بعد که صحبت امروز ماست، شما نیاز دارید تا مهارت‌های والد خوب بودن را نیز بیاموزید، اما حواستان به مهارت‌های قبل که دیگر در آن استاد شده‌اید، هم باشد تا به دلیل مسئولیت جدید، آنها را فراموش نکنید.

هر قدم که پیش می‌روید، به مسئولیت‌های جدیدتان اضافه خواهد شد. فرزندانتان بزرگ می‌شوند، نوجوان و جوان می‌شوند و شما باید نحوه برخورد در هر مرحله را خوب بدانید، حتی مدیریت ارتباط خانوده با همسایه‌ها، معلمان و دوستان فرزندان و... نیز باید حساب شده و از روی فکر باشد.در آینده وقتی صاحب عروس و داماد و نوه می‌شوید نیز فصل جدیدی از ارتباطات پا به دنیای شما می‌گذارد، اما چیزی که همیشه ثابت می‌ماند، پایه و ستون این زندگی است که نباید فراموش شود: شما در درجه اول باید همسر خوبی باشید.


شاید پیش خودتان بگویید تا رسیدن به آن زمان، خود به خود زندگی‌تان محکم‌تر می‌شود، اما باید به خاطر بسپارید هیچ چیزی خود به خود امکان‌پذیر نیست. هر کدام از این مراحل و گسترده‌تر شدن محیط و ارتباطات خانواده می‌تواند تهدیدی برایتان باشد، اگر ندانید چگونه در کنار همسرتان گام بردارید.حتی تولد یک فرزند که شیرین‌ترین اتفاق هر خانواده‌ای است، می‌تواند باعث دور شدن زن و شوهر از هم و فراموش کردن وظایف همسری و به دنبال آن کدورت و سردی فضای خانه باشد.

فرزندان ما زمانی احساس خوشبختی می‌کنند که شاهد عشق روزافزون بین ما باشند. اگر به بهانه رسیدگی به آنها و مشغله زندگی پرجمعیت‌تر امروز، از همسرمان غافل شویم، لطمه جبران‌ناپذیری به آنها و خودمان زده‌ایم.

مثل همیشه یادمان باشد که شایسته خوشبخت بودن و شاد زیستن هستیم. این موهبت را از خودمان و عزیزانمان نگیریم.


نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


کارشناسان معتقدند اختلاف سنی مناسب برای ازدواج بین چهار تا هفت سال است، یعنی مرد باید تا این حدود از همسرش بزرگ تر باشد. این تفاوت سنی احتمال اختلاف را کمتر می کند، چون مرد به اقتدار و توانمندی بیشتری رسیده و قادر است خانه را اداره کرده و کمتر به مشکل بربخورد


«امکان داره زمان مراسم عقد شناسنامه ما را به اقوام نشان ندهید؟» این جمله شاید برای شما معنی و مفهوم خاصی نداشته باشد یا تعجب کرده و به این فکر بیفتید چه اطلاعات محرمانه‌ای ممکن است در شناسنامه آنها ثبت شده باشد که می‌خواهند شخصی آن را نبیند، اما این روزها محضردارها از شنیدن این جمله مثل من و شما تعجب نمی‌کنند، چون هر از گاهی دامادهایی برای ثبت ازدواج خود آستین بالا زده و به سراغشان می‌روند که چند سال از عروس خود کوچک‌تر هستند.

از تفاوت های سنی 2-3 ساله صحبت نمی کنیم. حرف مان درباره ازدواج هایی است که در آن عروس بیشتر از 5سال از داماد بزرگتر است. این فاصله سنی گاهی ممکن است تا یک دهه هم برسد. کارشناسان برای این رویه دلایل زیادی را مطرح می کنند. برای نمونه برخی ها معتقدند پسرانی که با دختران از خود بزرگ تر ازدواج می کنند، ناخودآگاه در جستجوی مهر مادرانه می گردند. شاید چون در این سال ها مادران بیشتر مشغول کار شده اند وقت کافی برای همراهی فرزندان ندارند، بنابراین بیشتر پسرها از نظر غریزه مادری به دلیل کار و اشتغال مادر از عواطف او بهره مند نشده اند به همین دلیل بعضی از پسر ها به زنی که از آنها بزرگ تر است و بخشی از نیاز مادری را به آنها می دهد،گرایش پیدا می کنند.

دلیل دیگری که می توان در این خصوص ارائه کرد، شرایط اقتصادی بد، بیکاری و نداشتن شغل است. بعضی از پسر ها به طرف دختر خانم هایی که کارمند بوده و از شرایط اقتصادی مناسبی برخوردارند، رفته و جذب می شوند مثلا دختری که خانه ای دارد یا حقوق بگیر است. این دلایل پنهان هستند و پسرها این موضوع ها را مطرح نمی کنند. در این گونه رابطه ها عشق زیاد مطرح نیست، ولی مادیات مهم است. به همین دلیل برخی مردها ترجیح می دهند با زنی ازدواج کنند که کار و وضع مالی مناسبی داشته باشد.

به این ترتیب، دخترانی هم که سن شان بالا رفته تن به چنین ازدواج هایی می دهند زیرا این دخترها وقتی پسری به آنها ابراز علاقه می کند زودتر تصمیم به ازدواج می گیرند. این دسته از دخترها با این کار می خواهند نشان دهند آنقدر خوب و جذاب هستند که پسران جوان تر از آنها تصمیم به ازدواج با آنها گرفته اند.

از سوی دیگر، برخی پسرها روان رنجوری دارند که نمی توانند با جوان ها روابط پویا برقرار کرده و به همین دلیل شخصی که پخته تر است می تواند یک امنیت کاذب برای آنها ایجاد کند. برخی مردان جوانی که با دختران بزرگ تر از خود ازدواج می کنند، تصور می کنند دختری که سن بالایی دارد مطالبات دختران جوان را ندارند، اما پس پرده نکته دیگری هم وجود دارد، زیرا چنین مردانی اگر وضع اقتصادی مناسبی هم نداشته باشند، می توانند ادعا کنند از طرف مقابل جوان تر هستند و به این شکل از سرمایه بیولوژیکی که دارند، استفاده کرده و سعی می کنند برای خود امتیاز بگیرند.

تبعات فاصله سنی زیاد

چنین ازدواج هایی می تواند تبعات زیادی در بر داشته باشد، اما در این بین اگر زن و مرد هر دو بیشتر از 30 سال سن داشته باشند، چون به بلوغ فکری، اجتماعی و فرهنگی رسیده اند با خطر کمتری روبه رو هستند، اما اگر سن آنها زیر 25 سال باشد این ازدواج خطرناک است و تقریبا 80 درصد چنین ازدواج هایی سرانجام خوبی ندارد. خصوصا اگر پسر 25سال به پایین باشد مشکلات بیشتری پیش می آید چون حرف هایی که او بعد از یک مدت می زند، شبیه این جمله هاست «گولم زدی»، «من جوانی نکرده بودم»، «چرا اینقدر احمق شدم که آمدم با تو ازدواج کردم» و «تو جای مادر من هستی.»


دبه درنیاورید

بهتر است زوج هایی که تن به چنین ازدواج هایی می دهند حداقل نکاتی را رعایت کنند تا زندگی مشترک شان دچار تنش نشود. برای نمونه دختر باید قوانین شوهرداری را یاد بگیرد و البته نسبت به روان شناسی خود و شوهرش آگاهی پیدا کند. همچنین بهتر است در این گونه ازدواج ها مرد و زن به حرف مردم توجه نکنند، آنها باید آیین همسرداری را بدانند.

این روزها کتاب و سی دی هایی با این عنوان منتشر شده است، زوج های جوان می توانند با توجه به آنها این نکات را فرا بگیرند البته در چنین ازدواج هایی مرد هم باید نکاتی را رعایت کند، مثلا او باید به انتخاب اولیه خود احترام گذاشته و به جای تمرکز روی سن همسرش به ارزش های واقعی او توجه کند.

مرد هم باید سعی کند با شرایطی که خودش مسبب آن بوده و تلاش کرده به آن برسد، کنار بیاید چون وقتی از زوج هایی که با چنین مشکلی روبه رو شده اند می پرسیم چرا با هم ازدواج کرده اید، زن می گوید از بس همسرش ابراز علاقه کرده و به قول معروف پاشنه در خانه آنها را از جا درآورده راضی به ازدواج شده است. اگر همین پرسش را برای چنین مردی مطرح کنید، او ضمن تائید حرف های همسرش جواب خواهد داد اول این طور بود حالا نمی دانم چرا نظرم تغییر کرده است. با توجه به این نکات باید به این مرد گفت چون تو خودت انتخاب کردی و سرنوشت یکی دیگر را با سرنوشت خود گره زده ای باید از نظر خدا، دین و پیغمبر هم یادت باشد که تو انتخاب کرده ای و به قول معرف نباید دبه دربیاوری!

خانواده ها باید بدانند

در این بین نباید نقش خانواده ها را فراموش کرد. معمولا خانواده ها با این ماجرا راحت کنار نمی آیند. بخصوص وقتی دختر و پسر کمتر از 30سال سن دارند. اما اگر مثلا دختر 37 ساله باشد و پسر 32 تا 33 سال سن داشته باشد چون در این مدت نه پسر موفق شده زن خوبی بگیرد، نه دختر توانسته شوهر مناسبی داشته باشد، می توان امیدوار بود آنها زندگی خوبی داشته باشند، اما فراموش نکنید اگر زوج زیر 25 سال سن داشته باشند بروز اختلاف طبیعی است.

اختلاف سنی مناسب

کارشناسان معتقدند اختلاف سنی مناسب برای ازدواج بین چهار تا هفت سال است، یعنی مرد باید تا این حدود از همسرش بزرگ تر باشد. این تفاوت سنی احتمال اختلاف را کمتر می کند، چون مرد به اقتدار و توانمندی بیشتری رسیده و قادر است خانه را اداره کرده و کمتر به مشکل بربخورد؛ البته فراموش نکنیم به این شرط که سن مرد ازحدود 28 سال بیشتر باشد، زیرا اگر سن کمتری داشته باشد، باز هم به دلیل پایین بودن سن به مشکل برمی خورد.

مساله بیولوژی، اقتصادی و اجتماعی

ازدواج پسران با دختر های بزرگ تر از خود می تواند سبب بروز مشکلات و مسائل دیگری از لحاظ بیولوژی، اقتصادی و اجتماعی شود.

مساله ای که مطرح است، مساله بیولوژی است. خانم ها زودتر به یائسگی می رسند، مردها هم به این سن می رسند، اما مانند زن ها نیستند به همین دلیل اگر قرار است زوجی خانواده تشکیل داده و فرزندانی داشته باشند، سن بالای خانم ها می تواند مطرح باشد. سن بالای خانم ها می تواند از نظر ژنتیکی و تولد بچه ها مساله ایجاد کند و ریسک آمار اختلالاتی که ممکن است پیش بیاید بالاست.

از نظر روانی هم شخصی که سن کمتری دارد، می خواهد فعال تر باشد. اگر اختلاف زوجین بالا باشد آنها در مسائلی مانند تفریح و هیجان طلبی هم به مشکل برخواهند خورد، زیرا یکی از آنها به دلیل سن و سالش طالب تفریح و هیجان است، اما دیگری به دلیل سن بالا نمی تواند او را همراهی کند.


نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

حرف یکدیگر را نمی فهمند، درد و مشکلات یکدیگر را درک نمی کنند.کنار هم نشسته اند و شام می خورند اما گویی احساس می کنند خیلی از یکدیگر دور هستند.


پدر به ان فکر می کند که چرا راه ورود به دنیای فرزند خویش را نمی یابد و احساس می کند به محض ورود به دنیای فرزندش با یکسری عقایدی روبرو می شود که برای او مبهم است.

قدیم ترها جوانان شبیه پدرها و مادرهایشان می شدند حتی کمی که سنشان بالاتر می رفت از نظر ظاهری و پوشش از آنها الگو پذیری می کردند اما امروز افراد دیگری جایگزین شخصیت والدین شده اند و می توان گفت به نوعی جوانان دیگر جا پای پدر و مادر هایشان نمی گذارند. امروز دیگر مانند دیروز نیست که پسران شغل پدر را دنبال کنند.

اختلال در ارتباط کلامی

بعضی از جوانان امروز نه اینکه نمی خواهند، بلکه نمی توانند با والدین خود ارتباط برقرار کنند، در واقع احساس می کنند فصل مشترکی با یکدیگر ندارند. کنار یکدیگر هستند اما ارتباطشان متکی بر صمیمیت و تفاهم نیست. گفتن این سخنان راحت است اما دور شدن عاطفی، فکری، ارزشی وضعیتی را بوجود می آورد که حاصل آن عدم ارتباط است، علی الخصوص از نوع ارتباط کلامی، به نوعی در جامعه یکی از راههای ارتباطی موثر میان والدین و جوانان از بین رفته است.

ارزش هایی که برای جوانان پوچ است

روزگاری در کنار خانواده زندگی کردند و با خانواده همگام شدند ارزشمند بود اما امروز کنار همسالان بودند و از آنها الگو پذیری کردند، اصل زندگی جوانان شده است. اگر چه ارتباط موثر بین نسل امروز و نسل گذشته یک امتیاز محسوب می شود ولی عدم ایجاد این ارتباط نشانه هایی از واقعیت های تلخی است که در طولانی مدت خانواده را تحت الشعاع قرار می دهد.سکوت های بیش از حد در جمع خانواده، سرگرم شدن با موبایل، عدم توجه به ارزشهای فرهنگی و .... مجوزی را صادر می کند که چیزی جزء جدایی از خانواده نیست.

باورهای جوانان دستخوش تغییر

روزی جوانان با باورها و اندیشه هایی که از بزرگانشان می آموختند ، بارور می شدند اما امروز همین که به مرحله نوجوانی و جوانی می رسند از افکار و ایده های بزرگترها فاصله می گیرند، نه آنها را می پذیرند و نمی توانند با نیازهایشان انطباق دهند.جوانانی که روزی مشارکت اجتماعی، در زندگی پدر و مادرهایشان حرف اول را می زند و حتی برای وصلت با خانواده ای این موضوع یکی از موارد تحقیق بود اما امروز حضور جوانان در جامعه کمرنگ شده است و حضور فعال و گسترده در عرصه اجتماعی دیده نمی شود. جامعه نتوانسته است، جذابیت و قابلیت هایی فراهم کند که نسل جوان به سوی او گام بردارد و در فعالیت هایی اعم از سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ورزشی و.... مشارکت کند. این امر زنگ خطر برای جامعه ای است که می خواهد فاصله با جوانان را کم کند.

در این میان جامعه شناسان معتقدند، جوانان عقایدی که روزی پدران و مادران به آنها آموخته اند را از دست داده اند و عقاید تازه ای که بتوانند آنان را به کمال نزدیک کنند نیافته اند.

باید بپذیریم خانواده ایرانی در عصر حاضر دچار بلوغ شده است، فرآیندی که دردناک است. به نظر می رسد که جوانان عصر حاضر کوله پشتی ارزشها و فرهنگهایشان را بر زمین گذاشته اند و خود نیز نمی دانند به کجا چنین شتابان قدم برمی دارند اما به راستی در این میان چه باید کرد؟

جوانان حتی اگر هم بخواهند از جامعه و افراد آن فاصله بگیرند در خانواده زندگی می کنند. این نکته را نباید فراموش کرد که در جامعه ایرانی کانون مدیریت جامعه در مرحله اول خانواده است، پس در این میان تمهیدات خانواده نقش خطیری را دارد. جوان به دنبال دوستانی می گردد که در حیاط خلوت زندگی اش بتواند دقایق خوب و بدون دغدغه ای را سپری کند، فراهم کردن محیطی بدون تردید وخالی از نگرانی بر عهده خانواده است. اما در این میان نمی توان نقش رسانه های جمعی ، شبکه های اجتماعی، فضای مجازی را نادیده گرفت. امروز جوانان در کنار خانواده هستند اما در دنیای مجازی، خانواده دیگری دارند که تاثیر پذیری شان از آن بیشتر است.


نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


پیدا کردن دوست خوب همیشه مشکل است اما اینکه تشخیص بدهیم که دوست ما واقعا" دوست خوبی است یا خیر کار سخت تری است

اما دانستن مشخصات یک دوست خوب در یافتن یک دوست واقعی به ما کمک می کند.


وفاداری

وفاداری یک فاکتور اصلی و ضروری در دوستی و یا هر ارتباط دیگری است. یک دوست خوب همیشه به دوستی اش وفادار است و وفادار بودن یعنی اینکه به شایعات و حرفهای بدی که درباره دوستتان گفته می شود توجه نکنید و از گفتن شایعات و یا حرفهای زشت درباره آنها پرهیز کنید. اگرچه دوستان خوب هم گاهی ازدست یکدیگر ناراحت و عصبانی شوند اما هرگز پشت سرهم ، حرف بدی نمی زنند.

سخاوت

بخشندگی و سخاوت یکی از علامتهای یک دوست خوب است. یک فرد سخاوتمند حتی زمانیکه توانایی ودارایی کمی برای بخشش دارد با کمال میل آنچه که می تواند را می بخشد. این نشانه فردی است که ارزش دوستی دارد زیرا این خصوصیت اخلاقی نشان می دهد که او ذهن و قلبی بخشنده دارد.

درک

دوست واقعی کسی است که به حرفهای ما گوش می کند و سعی می کند ما را درک کند . یک دوست خوب وقتی چیزی را نمی فهمد یا درک نمی کند درباره آن موضوع سئوال می کند تا موضوع را کاملا" متوجه شود.

صداقت

یک دوست خوب همیشه صادق است و واقعیت را می گوید حتی اگر حرفش آزار دهنده باشد. یک دوست خوب برای اینکه شما احساس بهتری داشته باشید به شما دروغ نمی گوید در عوض حقیقت را می گوید و شما را نصیحت می کند. مثلا" اگر لباسی مناسب شما نیست یک دوست خوب با مهربانی می گوید:" این لباس خیلی خوب نیست ، من فکر می کنم این یکی بهتر است."

درک کردن تفاوتها

یک دوست خوب از شما انتظار ندارد که همیشه حرف او را تایید کنید. در عوض وقتی شما عقیده متفاوتی دارید و با او موافق نیستید ، به نظر شما احترام می گذارد. این کار باعث می شود روابط شما جذابتر شود زیرا دوستان خوب می توانند نظرات مختلف خود درباره موضوعات مختلف را با هم در میان بگذارند.

نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

جنایت فجیع تروریستها در روستای حطله سوریه


در این حادثه روستای محاصره شده الحطله در استان دیر الزور و نزدیک مرزهای عراق به حمله تروريستهاي جبهه النصره قرار گرفت و در نسل کشي آنان، سید ابراهیم السید روحانی سرشناس سوريه، همراه همسر و پسرانش به شهادت رسیدند و اجساد آنان مثله شد.
این روستا ۲۰۰۰ نفر جمعیت داشته و تا پیش از حضور حاج سید ابراهیم السید در این روستا، اهالی آن تابع مذهب شافعی بودند. پس از حضور سید ابراهیم السید، بسیاری از اهالی این روستا به مذهب تشیع مشرف شدند.
با محاصره این روستا در چند ماه اخیر، اهالی روستا مسلح شده و به دفاع از روستا پرداختند. پس از آزاد سازی القصیر، جبهه النصره در اقدامی تلافی جویانه با استعداد ۱۰۰۰ نيرو به این روستا حمله کردند و پس از کشتن ۱۵۰ نفر از جوانان مدافع روستا، وارد آن شدند که در اثر آن شیعیان روستا هدف جنایات فجیعی قرار گرفتند.

در اثر این حمله، بسیاری از شیعیان روستا به شهرها و روستاهای اطراف گریخته اند و پس از ورود شورشیان النصره به روستا، مساجد و حسینه های روستا به آتش کشیده شد و حدود ۶۰ نفر دیگر از جمله سید ابراهیم السید و همسر ایشان و چند روحانی دیگر به شهادت رسیدند. در این جنایت هولناک، چهار پسر سید ابراهیم که کوچکترین آنها ۱۲ تا ۱۳ سال داشت، به شهادت رسیده و به دست شورشیان مثله شدند.



نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


ﺍﻯ ﺣﺠّﺖ ﺫﺍﺕ ﺣﻰّ ﻗﯿﻮﻡ ، ﺑﯿﺎ

ﺍﻯ ﺷﺎﺩ ﺯ ﺗﻮ ، ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻐﻤﻮﻡ ، ﺑﯿﺎ

ﻣﻈﻠﻮﻡ ﺍﺳﯿﺮ ﭼﻨﮓ ﻇﺎﻟﻢ ، ﺗﺎﮐﻰ؟

ﺍﻯ ﺩﺷﻤﻦ ﻇﻠﻢ ﻭ ﯾﺎﺭ ﻣﻈﻠﻮﻡ ، ﺑﯿﺎ

http://www.nasrtv.com/uploads/video/flv/royah-5-syria.flv.flv


ديدن اين فيلم به افراد زير 18 سال و بيمار توصيه نميشود 


نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
نوشته شده در شنبه یکم تیر 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

اشاره: خواهش می‌کنم این مطلب را با نگاه حق و باطل نخوانید. خودم با زبان خودم دارم می‌گویم که نه کسی را حق دانستم و نه کسی را باطل. یعنی هرگز نگفتم ما حقیم و اصلاح طلبان باطل! چرا باید چنین چیزی بگویم؟ اشاره من به مختار و حوادث تاریخی، فقط از جهت عبرت گرفتن است. ضمنا نقدی است بر رفتار سیاسی اصولگراها، نه اصلاح‌طلبان

ما چوب حجت و بصیرت رفاعه ها را می خوریم!

ما چوب حجت و بصیرت رفاعه ها را می خوریم!
 
این روزها دوست دارم سریال مختارنامه را دوباره ببینم. مخصوصا آن قسمتهایی که بصیرت آدمها را در معرض آزمایش قرار می‌دهد. حیف که خیلی از ماها اهل عبرت گرفتن نیستیم. به وقت شعار، اهل ادعاییم اما زمان عمل، عقل و تدبیرمان را تعطیل می‌کنیم.

در روزهای گذشته بارها با کسانی هم کلام شدم که برایم از حجت و تکلیف شرعی می‌گفتند. حرف زدن با این جماعت واقعا سخت بود. حرف من این بود که فهم و درک و تفسیرتان از حجت و تکلیف اشتباه است. ما هم می گوییم حجت، ولی کدام حجت؟ کدام تکلیف؟ کدام بصیرت؟ بصیرتی که فقط تا نوک بینی صاحب بصیرت را به او نشان می‌دهد؟ بصیرتی که دنیای پر پیچ و خم سیاست را نمی‌فهمد؟ بصیرتی که خودش را در تار و پود تحجر و تعصب زندانی می‌کند؟ بصیرتی که نتیجه‌اش پیروزی رقیب می‌شود؟

حجتی که در لایه‌های تنگ و تاریک محافل حزبی و جناحی بدست آید و مصالح عالی نظام و انقلاب را تشخیص ندهد حجت نیست، حتی اگر برایش دلیل شرعی بتراشند. تکلیفی که نتواند مصلحت حزبی را فدای مصلحت ملی کند، تکلیف شرعی نیست.

حجت شرعی برای کسی که ادعای ولایتمداری دارد، در هر کاری از جمله انتخابات، ناظر به دفاع از انقلاب و ولایت است. یعنی خروجی همه تصمیم‌ها باید به آن هدف اصلی برسد. پس این چه حجت شرعی بود که عملا به ضرر گفتمان انقلاب تمام شد؟! وقتی همه نظرسنجی‌ها، رای پایین نامزد اصلح شما را نشان ‌می‌داد؛ آیا اصرار بر ماندن، تکلیف و حجت شرعی بود؟ آیا تکلیفتان همین بود که با حجت شرعی و رای پاکتان کسانی را سر کار بیاورید که چهار سال بلکه هشت سال تمام منتظر این لحظه بودند؟


متن كامل در ادامه مطلب

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

سخنرانی استاد فاطمی نیا با موضوع نبوت

استاد فاطمی نیا

 

سخنرانی استاد فاطمی نیا با موضوع نبوت به صورت صوتی آماده دانلود می باشد .

 

دانلود با حجم ۸٫۷ مگابایت


نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

حسن روحانی ، پس از یک رقابت سنگین ، توانست برنده انتخابات شود. علاوه بر اراده الهی ، خواست مردم و تلاش های شبانه روزی اعضای ستادهایش ، این چند نفر هم در پیروزی او نقش بسیار مهم و غیر قابل انکاری دارند:

حسن روحانی: شخصیت محکم ، سوابق درخشان ، فن بیان ، آراستگی چهره و پوشش ، ارائه برنامه های راهبردی و ... همه و همه دست به دست هم دادند تا حسن روحانی ، بتواند بهتر از بقیه کاندیداها در نظر مردم جلوه گر شود و مردم ردای ریاست جمهور را برازنده تن او ببینند. به عنوان توانمندی های فردی او مهم ترین عامل در مطرح شدن ، حضور و پیروزی اش بود.

اکبر هاشمی: از بین سیاستمداران کنونی ایران ، حسن روحانی را می توان یکی از نزدیک ترین و دیرینه ترین یاران هاشمی دانست. روحانی هم پس از مشورت با هاشمی کاندیدای ریاست جمهوری شد. خود هاشمی نیز کاندیدا شد تا در نهایت یکی از آنها در صحنه بماند. هاشمی بعد از ماجرای رد صلاحیتش ، موجی که در پی کاندیداتوری اش به نفع وی ایجاد شده بود را به سمت روحانی هدایت کرد. او در روزهای آخر ، این ریسک را هم قبول کرد که رسماً و علناً ، بگوید که به روحانی رأی خواهد داد.

سید محمد خاتمی: بخش مهمی از آرای اصلاح طلبان که به سبد روحانی ریخته شد ، به فعالیت خاتمی مربوط می شود. او با حمایت تمام قد خود از روحانی ، توانست پایگاه مردمی اصلاحات را متقاعد کند به نفع شان است که به روحانی رأی دهند و آنان به اعتبار خاتمی نام روحانی را بر برگه های رأی شان نوشتند. خاتمی در متقاعد کردن عارف به کناره گیری هم نقش محوری داشت.

محمد رضا عارف: معاون اول دولت خاتمی ، تا روزهای پایانی تبلیغات انتخاباتی ، کاندیدا بود و درصد قابل توجهی از آرای اصلاح طلبان را نقداً در سبد خود داشت. کناره گیری او از رقابت ها به نفع روحانی ، تقریباً همه آرای عارف به سمت روحانی رفت و در پی آن ، آرای روحانی به طور معنی داری افزایش یافت. به علاوه انصراف عارف ، باعث شد آرای خاموشی که امیدی به پیروزی جریان اصلاح و اعتدال نداشتند ، روحیه بگیرند و از موضع عدم مشارکت در انتخابات به سمت رأی دادن بروند.

سعید جلیلی: حضور سعید جلیلی به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری ، باعث ترغیب بخش های مهمی از جامعه برای شرکت در انتخابات و رأی دادن به گزینه جریان مقابل شد. بسیاری از مردم ، نگران آن بودند جریانی که به تندروی معروف است ، بر سر کار بیاید و راه و روش احمدی نژاد ، به سبکی جدید استمرار یابد. اگر جلیلی کاندیدا نبود ، خیلی ها اساساً دچار نگرانی نمی شدند که بر اساس آن نگرانی به پای صندوق ها بروند و به روحانی رأی بدهند.

محمود احمدی نژاد: ۸ سال ریاست جمهوری احمدی نژاد ، چنانچه افتد و دانی ، گذشت و مردم به ستوه آمده از وضعیت به وجود آمده در این سال ها ، به گزینه ای در جریان مقابل اصولگرایان رأی دادند. اگر احمدی نژاد عملکرد موفقی داشت ، مردم حتماً قدرت را در اردوگان اصولگرایان حفظ می کردند.

علی اکبر ولایتی: او در مناظره ها ، تابوی بحث هسته ای را شکست و به روحانی فرصت داد که بتواند از عملکردش در پرونده هسته ای دفاع تمام عیاری داشته باشد. ولایتی در عین حال ، مطالبی را در خصوص پرونده هسته ای - از جمله مذاکراتش با سارکوزی - بیان کرد که در جدل هسته ای روحانی - جلیلی ، به طور آشکاری به نفع روحانی تمام شد و جایگاه او را در بین مردم تحکیم کرد.

محمدباقر قالیباف: قالیباف که در مناظره های انتخاباتی اش خوش درخشیده بود ، در واپسین مناظره تلویزیونی ، مرتکب خطایی راهبردی شد و علیه روحانی سخنانی را گفت که واکنش جدی او را به دنبال داشت. وقتی قالیباف درباره حوادث سال ۸۲ کوی دانشگاه اتهامی را متوجه روحانی کرد ، در واقع فرصتی طلایی به روحانی داد تا بتواند حاضر جوابی و تسلط خود را به نمایش بگذارد و خطاب به قالیباف جمله ای بگوید که مثل بمب در میان مردم منفجر شد؛ او خطاب به قالیباف یادآور شد که شما می گفتید که می خواهید به دانشجویان حمله گاز انبری کنید. این سخن روحانی ، نه تنها بخشی از آرای خاکستری قالیباف را به سبد روحانی برد بلکه بسیاری از مرددین را نسبت به رأی دادن به روحانی ثابت قدم کرد.

و البته ، همه این ها در کنار اراده فرد فرد ملتی معنا شد که حماسه امید و اعتدال را خلق کردند.

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

تعداد بازدید: ۱۱۱

تعداد دانلود: ۷۲

زمان فایل:۴۹:۰۳

حجم فایل:۱۷.۶۲MB

دانلود فایل

 

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

ميخائيل رمضان، معلم ساده‏اي بود كه به خاطر شباهت شگفتي‏‎آورش به صدام، توسط يكي از نزديكانش به حزب بعث معرفي مي‎شود. او توسط يك جراح آلماني به نام دكتر «هلموت ريدل» تحت عمل جراحي پلاستيك قرار مي‏گيرد تا كوچكترين تفاوتهاي صورتش با صدام اصلاح شود. ميخائيل رمضان با اين شباهت توانست 19 سال نقش صدام را در عرصه‏هاي اجتماعي، سياسي و نظامي بازي كند. او در كتاب خاطرات خود كه هم اينك گزيده‏هايي از آن را خواهيد خواند، اسرار زيادي را فاش مي‏كند. او حتا با حسني مبارك (رئيس جمهور مصر) و ياسر عرفات (رهبر معدوم فلسطينيان) ملاقات مي‏كند، بدون اينكه آن دو پي ببرند كه او صدام واقعي نيست. شبيه صدام از جبهه‏هاي جنگ عراق با ايران و روزهاي اشغال كويت، ديدارهاي متعددي داشته است. ميخائيل رمضان چندي پس از اشغال كويت توسط ارتش صدام، از عراق مي‏گريزد و به ايالات متحده پناهنده مي‎‏شود. وي اكنون ساكن نيويورك است.

 

متن كامل در ادامه مطلب

 

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

دانلود نواهای مخصوص امام زمان (عج) در 116 قطعه صوتی (سری اول)
مناجات با خدا و امام زمان(عج)
(محمود کریمی) – خدایا اگر بنده‌ای بدکارم
(محمود کریمی) – من بلا گردون روی دلرباتم
(محمود کریمی) – عمری در آرزوی وصال تو سوختیم
(سعید حدادیان) – حیفه که ناز قدمها رو سر زمین بشینه
(سعید حدادیان) – آه ای خدا خسته شدم از توبه‌های الکی
(سعید حدادیان) – ز دست دیده و دل هردو فریاد – سبک دشتی
(سعید حدادیان) – بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است
(محمد رضا طاهری) – اگر تا قیامت عذابم کنی
(محمد رضا طاهری) – مرا ز رحمت و لطف و عطا پذیرفتی
(محمد رضا طاهری) – با خدا خواهی شوی نزدیک از خود دور باش
(محمد رضا طاهری) – ای ماه رو که دل‌هاست مشتاق روی ماهت
(محمد رضا طاهری) – این دل که شد ز روز ازل مبتلای تو
(حسن خلج) شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
(حسن خلج) مرا نه سر نه سامان آفریدند
(حسن خلج) – یا رب برسان تو مهدی غائب را
(حسن خلج) – مرا نه سر نه سامان آفریدند
(حسن خلج) – دل غم پر شد از غم از غم من
(حمید علیمی) چو بخت نیست که شایسته وصال تو باشم
(حمید علیمی) خواهم که به زیر قدمت زار بمیرم
(حمید علیمی) گویند تویی ماه دلم یوسف زهرا
(حمید علیمی) بی ارزشم و جز تو خریدار ندارم
(حمید علیمی) تا عمر بود در هوس روی تو باشم
مناجات با امام زمان(عج)
(مهدی سلحشور) – اگر روزی تورا می یافتم از ناکجایم
(جواد مقدم) – بی تو ای صاحب زمان، بی‌قرارم هر زمان
(محمود کریمی) – ای دل طوفانیم آرام باش
(محمد رضا طاهری) – ای غائب از نظر به خدا می سپارمت
(حاج منصور ارضی) – ابا صالح بیا دردم دوا کن…
(حاج منصور ارضی) – کاش صاحب برسد
ما که از دلبرم رویی ندیدم
آقاجونم، مهربونم، کی میای دردت به جونم
این جشنها برای من آقا نمی شود
میلاد امام زمان(عج)- مولودی های نیمه شعبان
(محمود کریمی) – امشب شب ملک حیرونه، مهدی دم فلک گردونه
(محمود کریمی) – با تو هوا هوا، هوای بارونه ؛ بی تو دلم مثل زندونه
(محمود کریمی) – شعرخوانی؛ منم اهل آبادی آبادها، منم خانه بر دوش گردابها
(محمود کریمی) – باور نداری دلبر من میاد یک روزی
(محمود کریمی) – شبیه حیدر آمود از ره
(محمود کریمی) – چشمهامو می‌دوزم به جاده انتظار
(محمود کریمی) – شب شبه عشقه
(محمود کریمی) – خودت می‌دونی با نسیم نفس تو جون می‌گیرم
(محمود کریمی) – خیز و پر از گلاب کن ، طاق و رواق میکده
(محمود کریمی) – ابرها به زیر قدمهات غزل بارون می‌باره
(محمود کریمی) – اونی که برای تو بی‌قراره
(محمود کریمی) – چشمهامو می‌دوزم به جاده انتظار
(محمد رضا طاهری) – غروب تلخ جاده‌های بی‌کسی
(محمد رضا طاهری) – بارون رحمت الهی برگرد
(محمد رضا طاهری) – ذکر امن یجیب سرود هر فرشته
(محمد رضا طاهری) – برای تعجیل فرج خدا خدا خدا کنم
(مهدی سلحشور) – امشب که قبله دل من محراب سبز جمکرونه
(مهدی سلحشور) – وقتی که می خواد، آقامون میاد، همه عالمین به شور و شین
(سید مهدی میرداماد) – خورشید عشقم در آمده آی عاشقا
(سید مهدی میرداماد) – پانزده روز رفته از ماه است
(سعید حدادیان) – مژده که اینک ز صبا آمده امواج ملائک
(سعید حدادیان) – دوباره می‌باره از آسمون ستاره
(حسین سیب سرخی) – ای هر دو عالم بنده ات
(حسین سیب سرخی) – ای نغمه همه دلها، زیباترین گل زهرا
(حسین سیب سرخی) – دریاب من بی دست و پا را،ارباب بیا ببر دلارو
(مجید بنی فاطمه) –بی تو هوای زمونه سرده
(حسن خلج) – آقام آقام آقام آقام مهدی… کجایی
دانلود بقیه نواهای امام زمان (ع)
منم سرگشته حیرانت ای دوست  – حسین کشتکار بوشهری – کیفیت ۱۲۸ کلیوبایت
منم سرگشته حیرانت ای دوست – حسین کشتکار بوشهری – کیفیت 32 کلیوبایت
موسیقی زمینه؛ او خواهد آمد، با کوله باری از عدالت
غدیر می‌نگریست سپیده‌دمان را…(۱۳) - ما که افسرده حالم چون ننالم – همراه با دکلمه
غدیر می‌نگریست سپیده‌دمان را…(۱۲) - امشب دل بیدارم دارد سحری دیگر – همراه با دکلمه
غدیر می‌نگریست سپیده‌دمان را…(۱۱) :- امید آخر دلهای داغ دیده بیا – همراه با دکلمه
غدیر می‌نگریست سپیده‌دمان را…(۱۰) - در راه رسیدن به توگیرم که بمیرم – همراه با دکلمه
غدیر می‌نگریست سپیده‌دمان را…(۹) - اگر ز کوی تو بویی به رساند باد – همراه با دکلمه
غدیر می‌نگریست سپیده‌دمان را…(۸) - بخت امروز حلقه بر در زد – میلاد امام زمان (مهدی میرداماد) – همراه دکلمه
غدیر می‌نگریست سپیده‌دمان را…(۱) - دعای فرج به همراه دکلمه
دعای فرج ویژه غدیر به صورت همخوانی با نوایی بسیار زیبا و دلنشین
دعای فرج به صورت بسیار زیبا و همخوانی
دعای فرج به صورت همخوانی
دعای فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
زیارت امام زمان(عج) ۲ – فرهمند آزاد
زیارت امام زمان(عج) ۱ – فرهمند آزاد
صلوت امام زمان(عج) – فرهمند آزاد
استغاثه به امام زمان(عج) – فرهمند آزاد
دعا در زمان غیبت امام زمان(عج) – فرهمند آزاد
دعای عهد – فرهمند آزاد
اذان انتظار (فایل به صورت MP3 می‌باشد)
غدیر می‌نگرسیت بهاران را…(۸) - تو جان جهانی فدایت شوم
غدیر می‌نگرسیت بهاران را…(۷) - مهدی بیا ، مهدی بیا ، گل باصفاست اما بی تو صفا ندارد
غدیر می‌نگرسیت بهاران را…(۵) - بی تو در محفل ما شور و صفایی نبود
وا شده گل در چمن، آمده جانان من، سیدی یا ابن الحسن… - همخوانی
ابا صالح یا ابا صالح، فضای این دل دیوانه، گرفته بوی گل نرگس - همخوانی
ای تو روح و روانم، یادت آرام جانم … - همخوانی
ای مظهر آدینه ام، من عاشق دیرینه ام
دکلمه : گل همیشه بهارم خدا کند که بیایی
یک مناجات بسیار زیبا با امام زمان(عجل الله) به صورت دکلمه
ای قلم سوزلرین دَ اثر یوخ…(مناجات با امام زمان(عج)به زبان ترکی) - حاج ابراهیم رهبر
همخوانی ترکی در فراق امام زمان(عج) - (تمنا) سید هادی گرسویی
گل نرگس آبروی دوعالم، خیالت کی می رود ز خیالم - (تمنا) سید هادی گرسویی
یا صاحب الزمان(عج) تو دلم یک دنیا حرفه - (تمنا) سید هادی گرسویی
بیا یاابن الحسن دورت بگردم، بیا تا دست خالی برنگردم  - (تمنا) سید هادی گرسویی
مناجات با امام زمان(عج) و امام علی(ع) شب ۲۱ ماه رمضان ۸۳ - محمود کریمی
ماه تموم تو دامن نرگس دمیده - محمود کریمی
فرشته ها، ستاره ها می ریزن از آسمون - محمود کریمی
عزیز بی قرینه کی می آیی، صفای زخم سینه کی می آیی… - محمود کریمی
مه نرگس آمده، به جمالش صلوات - سعید حدادیان
فرازهایی از زیارت عاشورا همراه با درد دلی با امام زمان (عج) - سعید حدادیان
نمی دونم دلم دیونه کیست، اسیر نرگس مستونه کیست… - طاهری – حدادیان
اگر آن ماه نمونه، رخ خود را بنمونه - محمدرضا طاهری
یا ابن الزهراء یا ابا صالح… - محمد رضا طاهری
غم عشقت بیابون پرورم کرد … - محمد رضا طاهری
فراز منبر گل ، بخوان یک خطبه بلبل - محمدرضا طاهری
العجل یوسف زهرا(س) سیری کنم در شهردل - محمدرضا طاهری
به زیر زلفت این، ماه است و یا رو … - حمید علیمی
ای ساربان آهسته ران، کارام جان گم کرده ام … - حمید علیمی
درد دلی با امام زمان(عجل الله) – حمید علیمی
عطش عشق… - حمید رضا علیمی
روز جمعه شد و دلبر نیومد - حمید رضا علیمی
سایتون سنگینه مولا، کجا رفته اون چشمهاتون - عبدالرضا هلالی
دل پریشونم، پریشونم که اربابم نیومد …  - عبدالرضا هلالی
آهای خدای مهربون تنگه دلامون - عبدالرضا هلالی
تو دلم یه دنیا حرفه که می خواهم بگم براتون … - میرداماد
دیده را وقف تماشای کسی باید کرد - حاج منصور ارضی
آقام آقام آقام کجایی - حسن خلج
برگرفته از سایت بچه های قلم
دانلود نواهای مخصوص امام زمان (ع) در 94 قطعه صوتی و تصویری (سری دوم)
12 قطعه فیلم و کلیپ امام زمان (عج)
منو جدا شدن از ...                                      گل نرگس ...
گل نرگس آبروی دو عالم ...                           گوش بکنید ...
آن سفر کرده ...                                         اباصالح اباصالح ...
حلاوت هدایت قسمت اول                             حلاوت هدایت قسمت دوم
دعای فرج 1                                              دعای فرج 2
زیارت آل یاسین                                          سلام الله کامل التام ...
10 قطعه فیلم و کلیپ امام زمان (عج)
مهدی طاووس اهل الجنه                              نور آل محمد علیهم السلام
یک عمر دویدیم و به کویت نرسیدیم                  یا صاحب الزمان علیه السلام
یامهدی علیه السلام                                    گل نرگس
بر تو درود یا امام زمان علیه السلام                  خدا کند که بیایی
روح و ریحان پیامبر                                       طول عمر
8 قطعه مولودی صوتی امام زمان (عج)
دلبر من سرور من...                                    نیمه شعبان تو شد ... 
ندای جاء الحق...                                        امشب جمال یارم ...
اباصالح اباصالح ...                                       بیا بیا یابن الزهراء
تو پاره جگر فاطمه ای                                   ز تماشای رخت ای گل ارغوانی
7 قطعه مدح امام زمان (عج)
قیمت گل نشناسند ...                                 مولای من ...
چه شبهایی که من با یاد روی تو ...                 آب و آیینه بیارید ...
الا که ذکر خدایی خدا کند که بیایی                 ای تو روح و روانم
عاشق سرگشته ایم ...
23 قطعه سرود امام زمان (عج)
مژده یاران، مژده یاران ...                               صبح دم پیک مسیحا...
من که امشب واله و شیدایم ...                      مهدی آمد ...
مولام مهربونه، یار شیعیونه ...                         مولای من مهدی جان ...
چه خوش است من بمیرم ...                          نگار من ...
یا ابن الزهراء بیا بیا ...                                  گل نرگس آبروی دو عالم ...
آمدی جان عالم فدایت                                  ای همه جستجوی من ...
ای دل شیدای ما ...                                    ای دلبر یکتا بیا ...
اباصالح یا اباصالبح ...                                    از زمین و زمان به گوش جان می رسد ...
اشرف کل عالم خوش آمد                             به دم عیسی ...
بیا یاابن الحسن ...                                      بیا که مرغ خسته دلم ...
جان جانانم ...                                            جز در خانه تو در نزنم جای دگر
شوق نگاه
2 قطعه صوتی دکلمه امام زمان (عج)
این شهر، اون شهر، این کوچه، اون کوچه           در انتظار ظهور
4 قطعه کلیپ فلش امام زمان (عج)
آقا تموم کن جدایی ...                                  آنان که خاک را ...
اگر آن ماه نمونه...                                       عاشق سرگشته ایم
11 قطعه ادعیه و زیارات امام زمان (عج)
دعای فرج                                                 دعای عهد
دعای ندبه                                                اللهم ارزقنا توفیقه الطاعه...
اللهم اصلح ...                                            اللهم اعرفنی...
الهی عظم البلاء ...                                    سلام الله کامل التام ...
زیارت آل یاسین                                         زیارت امام عصر در روز جمعه
صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانی
1 قطعه توسل
بر تو درود، بر تو سلام ...
6 قطعه صوتی تشرف خدمت امام زمان (عج)
مردی در بیابان                                           اسماعیل هِرقَلی
شیخ مرتضی انصاری                                    علامه حلی
علامه سید مهدی بحرالعلوم 2                        علامه سید مهدی بحرالعلوم1
10 قطعه صوتی سخنرانی
وظایف منتظران - حاج مهدی قاسمی منفرد
امام زمان علیه السلام واسطه فیض - حاج مهدی قاسمی منفرد
وعده های الهی درباره حضرت مهدی علیه السلام 1
گفتمان اصالت مهدویت 1
گفتمان اصالت اندیشه نجات بخشی در جهان 1
گفتمان اصالت اندیشه نجات بخشی در جهان 2
گفتمان اصالت اندیشه نجات بخشی در جهان 3
آیت الله وحید خراسانی 1
آیت الله وحید خراسانی 2
امام مهدی علیه السلام - آقای دکتر دولتی
25 مقاله پیرامون امام زمان (عج)
ولادت حضرت مهدی علیه السلام                     خبر ولادت حضرت مهدی علیه السلام
چگونگی ولادت حضرت مهدی علیه السلام          پنج سالگی حضرت مهدی علیه السلام
امام مهدی علیه السلام در روایات                     بشارت به موعود در کتاب تورات
بشارت به موعود در زرتشت                             خصایص و ویژگى هاى حضرت
خورشید پشت ابر                                         مسجد کوفه
مسجدسهله                                              سرداب سامرا
طول عمر حضرت مهدی علیه السلام                  اسامى ، اوصاف و القاب حضرت
عقیده به ظهور حضرت از نظر اقوام و ادیان 1         عقیده به ظهور حضرت از نظر اقوام و ادیان 2
عقیده به ظهور حضرت از نظر اقوام و ادیان 3         عقیده به ظهور حضرت از نظر اقوام و ادیان 4
حضرت مهدی در آیات قرآن                              حضرت مهدى (علیه السلام) در احادیث قدسى
اباصالح! بیا درمانده ام من!                              به ما نگفتند
چرا دعای فرج را نمی خوانی؟                          شب نیمه شعبان است، برخیز ای محمد!
امام مهدى علیه السلام در منابع اهل سنت
 
نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

بر اساس تحقیقات انجام شده به‌طور کلی می‌توان آثار شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای را

بر زندگی را به قرار زیر دسته‌بندی کرد:

۱ـ از دست دادن رضایت از زندگی

با مشاهده زندگی‌های زناشویی، همچنین پژوهش‌هایی که نگارنده در حوزه‌ خانواده طی سال‌های اخیر انجام داده‌است، با تحلیل محتوای دقیق مطالب مصاحبه‌ها و مقایسه‌ بین آنها این نکته یادآور می‌شود که، با ورود ماهواره به فضای خصوصی خانواده‌ها، اکثر زنان و مردان تحت تأثیر برنامه‌های ماهواره‌ای، رضایت از زندگی خویش را از دست داده، علت این نارضایتی را در ابتدا ناسازگاری و نارضایتی جنسی ذکر کرده‌اند. طی مصاحبه‌های پی‌درپی، اکثر زوج‌ها بر این امر اذعان داشتند که همسران‌شان با تماشای صحنه‌های جسورانه‎ جنسی، تحت تأثیر تبلیغات وسوسه‌انگیز و دروغین و تصاویر مستهجن ماهواره، هویت خود را با بازیگر روی صحنه یکی می‌دانند و برای هرچه شبیه‌تر کردن خود به او تلاش می‎کنند. شادکامی و رضایتمندی جنسی را تنها، بودن در کنار فردی همچون الگوهایی که ماهواره به نمایش می‌گذارد، می‌دانند. بعضی از این زوج‌ها به دلیل خیانت ‌همسرشان تقاضای طلاق کرده، در پی گرفتن انتقام از همسر، ارتباط عاطفی و جنسی خود را با فرد دیگری از سر گرفته بودند. اما گروه دوم که تعدادشان بیش از گروه اول بود؛ با وجود خیانت، به زندگی با همسرشان ادامه داده، به دلیل ساختار فرهنگی جامعه، تأکیدات اسلام بر قبح طلاق و پیامدهای آن به خصوص با وجود فرزندان در خانواده، در بسیاری از موارد، اگرچه از زندگی مشترک نارضایتی شدید داشتند، حاضر به جدایی نشدند و به زندگی سرد توأم با فرسایش روحی و روانی و حتی جسمی و چه بسیار متشنج برای سال‌های زیادی ادامه دادند. در این طلاق عاطفی، زن و مرد بدون جاری کردن صیغه‌ طلاق، زیر یک سقف، اما به صورت جدا از یکدیگر زندگی کردند. طلاق عاطفی، ضربه‌ سنگینی به خانواده‌ وارد ساخته بود. وضعیت این گروه نسبت به گروه اول بسیار ناراحت‌کننده بود، چرا که مدام از سردی روابط با همسر و فاصله‌ای که بین‌شان به وجود آمده بود، سخن می‌گفتند؛ از سایه‌ تاریک نارضایتی و آشفتگی که بر اخلاق، رفتار و فعالیت‌های روزمره‌ آنها گسترده شده بود. این گروه همچنان محیط ناآرام و پر تنشی را در کنار ماهواره سپری می‌کنند و تنها به این می‌اندیشند که سرانجام خانواده چه خواهد شد؟

۲-القای ضدارزش‌ها به جای ارزش‌ها

شبکه‌های ماهواره‌ای قادرند احساس شخص از واقعیت را تغییر دهند و با تأثیرگذاری بر افکار و روان مخاطبان خود، به راحتی نوع دیدگاه و سلایق و حتی توقعات مردم را متحول سازند. گربنر، معتقد است درس‌هایی که بینندگان از تلویزیون می‌آموزند، احتمالاً در آینده پایه‌‌هایی برای جهان‌بینی وسیع آن‌ها می‌شود. تلویزیون منبع معناداری از ارزش‌های عمومی، عقاید قالبی، ایدئولوژی و دیدگاه‌ها را به مخاطبان تحمیل می‌کند. (گربنر،۱۹۸۰) تلویزیون نه‌تنها قواعد و قوانین حاکم بر ارتباط و تعامل بین انسان‌ها، بلکه نگرش انسان‌ها را نسبت به خود، دیگران و جهان تغییر می‌دهد. (اولسون، ۱۳۷۷ :۵) این واقعیت را نباید نادیده گرفت که ارزش‏های غیراخلاقی به راحتی از طریق ماهواره در قالب قواعد و هنجارها و نمادها قابل پیاده شدن در محیط خانواده است. ماهواره‏ با توجه به توانمندی‏هایی که دارد، یکی از عوامل بسیار مهم دگرگونی ارزش‏ها و باورهاست، چه اینکه قادر است با برنامه‏ریزی‏های دقیق و کنترل شده، اندیشه‏های مردم یک جامعه را شکل داده و رفتار آنان را به صورت دلخواه سمت‌وسو دهد. شبکه‌های ماهواره‌ای در قالب برنامه‌ها و آگهی‌ها، ارزش‌های متفاوتی چون فرهنگ برهنگی، مصرف‌گرایی، تجمل‌پرستی، ترویج بی‌مبالاتی اخلاقی و… را به نمایش می‌گذارند و رفته رفته فرهنگ وقار و پوشیدگی به فراموشی سپرده می‌شود. رقابت برای عرضه هر چه بیشتر جذابیت‌های جنسی، به فرهنگ غالب در شبکه‌های ماهواره‌ای تبدیل شده، «در این جاست که شخصیت انسان نقش بازی می‌کند. یعنی، هنجارها و ارزش‌هایی که فرد درونی کرده، در اینجا خود را نشان می‌دهد.» (منادی، ۱۳۸۵: ۵۱) بینندگان هم به تدریج از چنین ارزش‌گذاری‌هایی متأثر شده و برای عقب نماندن از ارزش‌های پیشرفته‌ جوامع غربی، ارزش‌های دیگری را چون برهنگی و سبک آرایش و لباس خاص و… را «به صورت عادت در خود، درونی و بخشی از جسم خود کرده و با خود همراه می‌کنند.» (بوردیو،۱۹۸۹: ۸۷)۱ از این طریق ارزش‌های متفاوتی مغایر با ارزش‏های دینی و اسلامی جامعه به وجود آمده، سبب پیدایش رفتارهای نابهنجارانه از سوی مخاطبان خواهد شد. در این صورت است که تضعیف ارزش‏ها در خانواده موجب تضعیف پیوندهای عاطفی در میان اعضای آن می‌شود.

۳ـ ترویج خانواده‌‌های بدون ازدواج (هم‌خانگی‌ها) تأثیر خانواده حداقل در دو بعد قابل توجه است. یک جنبه، مربوط به ثبات در الگوهای رفتاری خانواده است که به سالم‌سازی الگوهای ارتباطی خانواده منجر می‌شود و دیگری بحث تحکیم و ثبات شخصیتی افراد خانواده است. تلویزیون‌های ماهواره‌ای با هدف قراردادن تحکیم خانواده، هم الگوهای رفتاری خانواده و هم شخصیت افراد را به سوی سستی و تزلزل هدایت می‌کنند. یکی از الگوهایی که ماهواره برای مخاطبان خود در نظر می‌گیرد، تبلیغ آزادی‎های نامحدود و زندگی مشترک بدون ازدواج یا وصلت آزاد است که عملاً نوعی ازدواج بدون پیوندهای قانونی یا شرعی است. ترس از آسیب دیدن، آرزوی قابل قبول بودن و به خصوص میل به آزادی جنسی و فرار از مسئولیت، عواملی است که از نارسایی بلوغ عاطفی سرچشمه می‌گیرد. گاهی ترس از دست دادن عشق، شخص را وامی‌دارد تا امنیت یک پیوند تضمین شده و قانونی را از محبوبش دریغ کند. وصلت آزاد با داشتن فرزند نامشروع، اغلب مبتنی بر تمایل خودخواهانه فرد به دارا بودن اولاد است، ولی با این فرق که ضمناً می‌خواهد امکان حذف طرف مقابل را هم برای روزی که احیاناً چنین ضرورتی پیش آید، از دست ندهد. (مورالی دانینو،۱۳۸۳: ۱۲۰) به این ترتیب، الگویی که سازندگان برنامه‏های ماهواره‎ای بر اساس چنین تفکری در نظر گرفته‌اند، ارضای غریزه‎ جنسی جوانان از طریق «انتخاب دوست» است که در غرب روشی معمول به حساب می‌آید و آغازگر یک زندگی مشترک بدون ازدواج است.

 

نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


۱. دستمال کشیدن کابینت‌های کناره سینک بعد از شستن ظرف‌ها
۲. مرتب کردن کوسن‌های روی مبل
۳. مرتب کردن روتختی
۴. تمیز کردن اجاق گاز
۵. مرتب کردن بالشت‌های روی تخت
۶. صاف کردن ملحفه روی تخت
۷. مرتب قرار دادن وسایل در کمد
۸. گذاشتن وسایل سر جای اولیه خود
۹. با فاصله پهن کردن لباس‌های شسته شده روی رخت‌آویز
۱۰. جمع کردن ظرف‌های شسته‌شده
۱۱. جاروبرقی کشیدن - فقط وسط اتاق را جارو می‌کشند و نه گوشه‌های آن را
۱۲. شستن ظرف‌ها - لیوان‌های کثیف را فراموش می‌کنند
۱۳. جدا کردن لباس‌های تیره و روشن موقع شستن لباس‌های کثیف
۱۴. جفت کردن جوراب‌ها بعد از شستن آنها
۱۵. کفش پوشیدن در خانه بعد از جارو کشیدن
۱۶. تلنبار کردن ظرف‌های کثیف روی کابینت‌ها
۱۷. نتکاندن لباس‌های شسته‌شده موقع پهن کردن آنها
۱۸. تا کردن درست لباس‌های شسته‌شده
۱۹. مرتب چیدن کوسن‌های روی تخت بعد از مرتب کردن آن
۲۰. بیش از اندازه پر کردن ماشین ظرفشویی

 

نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
بسمه تعالی


آقای علی مطهری؛ فرزند مجاهد بزرگ و معلم مکتبی صدر انقلاب که چندان از تربیت پدر برخوردار نبوده‌ای، تو را به مسابقه دعوت میکنم. 

آیا حاضری با من مچ بیاندازی؟ مرا ضعیف میپنداری؟ چنان مشت تو را بفشارم که از درد به خود بپیچی. حاضری از روی همین ویلچیر و یا وقتی حالم بدتر می‌شود از روی تختم، با تو که ظاهراً سالمی و روی زمین راه میروی، با هم مسابقه دو بگذاریم؟ اشتباه نکن! نه فقط مسابقه سرعت،‌ حاضری از حرم امام روح الله تا جمکران مهدی فاطمه(س) پا به پای من بیایی؟ بدون راننده و ماشین؟.

بیا مسابقه قرص خوردن بدهیم. چندتا قرص حاضری در روز بخوری؟ 5 ، 10 ، 20 ؟ من روزی 35 قرص میخورم. میتوانی رکورد مرا بزنی؟ راستی،‌ هرچه به حافظه‌ام فشار می‌آورم، یادم نمی‌آید تو را در جبهه‌ها دیده باشم. کدام جبهه خدمت میکردی؟
در غرب بودی یا در جنوب؟ استخوانهایت از سرمای کردستان ترکیده و انگشتانت سیاه شده یا از حرارت جنوب به عطش مرگ افتاده‌ای و خاک بیابان خورده‌ای؟ در چند عملیات شرکت داشته‌ای؟ چندبار مجروح شدی؟
داغی سرب را چشیده‌ای یا توانسته‌ای خطی از دشمن را بشکافی؟ آیا توانسته‌ای فاصله پنجاه متری در سه راهی شهادت را در شلمچه بدوی؟ چقدر زیر آب میمانی؟
مسابقه بدهیم؟ حاضری در اروند دویست متر زیر آب یک نفس شنا کنی؟ چقدر می‌توانی شیمیایی تنفس کنی؟ حاضری یکبار در خیبر نفس بکشی؟ من با تو مسابقه پول و موقعیت و جایگاه و جهالت نخواهم داد. من با تو مسابقه دلشاد کردن دشمن و ابزار تبلیغ او شدن را نخواهم داد. من با تو مسابقه شهرت پرستی باطل و نوکری طاغوت را نخواهم داد.
من با تو مسابقه اهانت به ولایت فقیه را نخواهم داد که پیشتر اثبات کرده‌ام که از جسم و روح و همسر و فرزند و زندگی و آرامشم برای او و نام او و فرمان او و یک لحظه لبخند او نخواهم گذشت و همچون تو، او را کالای مسابقه نخواهم کرد. آیا حاضری با من مسابقه میزان قدرت انقباض و اسپاسم عضلات موقع تشنج را بدهی؟
میدانی آخرین باری که نزدیک بود تشنج کنم کی بود؟ زمانی که از خواندن نامه سخیف تو خشمگین شدم و نزدیک بود از روی ویلچیر زهوار دررفته‌ام نقش زمین شوم و اگر نبود تلاش همسر زجر کشیده‌ام، بار دیگر مسابقه را از تو برده بودم.
اما این نامه را نگه میدارم تا حکم مسابقه بعدی من و تو باشد در قیامت؛ تا معلوم شود چه کسی می‌تواند بهتر از روی صراط بدود

نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
پايگاه اينترنتي كميل

حدیث‌پیامبر‌روی‌آب‌معدنی‌استرالیایی

عکس جمله ای از پیامبر اسلام بر روی آب معدنی های استرالیا:

هیچوقت آب رو هدر نده حتی اگه کنار یک نهر جاری از آب بودی.

Do not Waste Water Even if you wear at A Runnig Sream PROPHET MUHAMMAD ...

 

نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

آزاد نیست، 

بازاری که در اسارت اجناس خارجی ست ...

آزاد نیست و آزاده نیست؛

کشوری و مردمی   که دست نیاز به سمت تاجران چینی و غربی دراز میکند ...

نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

چیزی که سرنوشت انسان را می سازد؛

"استعدادهایش" نیست ،

"انتخابهایش" است ...

نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

یادگیری سه نکته مدیریتی از ملانصرالدین

ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌کرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست می‌انداختند چرا که: دو سکه به او نشان می‌دادند که یکی از طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه ملا نصرالدین را آنطور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می‌آید و هم دیگر دستت نمی‌اندازند. ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آن‌هایم.

———— ——— ———
شرح حکایت 1 (دیدگاه بازاریابی استراتژیک)

ملا نصرالدین با بهره‌گیری از استراتژی ترکیبی بازاریابی، قیمت کم‌تر و ترویج، کسب و کار «گدایی» خود را رونق می‌بخشد. او از یک طرف هزینه کمتری به مردم تحمیل می‌کند و از طرف دیگر مردم را تشویق می‌کند که به او پول بدهند.

»اگر کاری که می کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند «.
شرح حکایت 2 (دیدگاه سیستمی اجتماعی)

ملا نصرالدین درک درستی از باورهای اجتماعی مردم داشته است. او به خوبی می دانسته که گداها از نظر مردم آدم های احمقی هستند. او می دانسته که مردم، گدایی – یعنی از دست رنج دیگران نان خوردن را دوست ندارند و تحقیر می کنند. در واقع ملانصرالدین با تایید باور مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را به دست می آورده است.

 »اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی آنها احتمالا به تو کمک خواهند کرد. «
شرح حکایت 3 (دیدگاه حکومت ماکیاولی)

ملا نصرالدین درک درستی از نادانی های مردم داشته است. او به خوبی می دانسته هنگامی که از دو سکه طلا و نقره مردم، شما نقره را بر می دارید آنها احساس میکنند که طلا را به آنها بخشیده اید! و مدتی طول خواهد کشید تا بفهمند که سکه طلا هم از اول مال خودشان بوده است. و این زمان به اندازه آگاهی و درک مردم می تواند کوتاه شود. هرچه مردم نا آگاهتر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانیتر خواهد بود. در واقع ملانصرالدین با درک میزان جهل مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را بدست می آورده است.

»اگر بتوانی ضعفهای مردم را بفهمی میتوانی سر آنها کلاه بگذاری! و آنها هم مدتی لذت خواهند برد «.

نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


مهم‌ترین اصولی که باید به خاطر داشته باشید انصاف و وجود هماهنگی کامل میان سهامداران اصلی شرکت است. تیم مدیریت‌ راه‌اندازی، مثل یک واحد عملیاتی ویژه عمل‌ می‌کند. هنوز سیستم کاهش نیروی زیادی نداشته و توان پذیرش اشتباه پایین است و هزینه زیادی دربر دارد.به عنوان مثال برای موفقیت لازم است هر کس در جایگاه خودش قرار بگیرد و بتواند به دیگر همکارانش تکیه کند تا کار به آنجام برسد. اگر كارمندان احساس کنند که با آنها منصفانه رفتار نمی‌شود، انگیزه‌ای نخواهند داشت و در سطحی که از آنها انتظار می‌رود عمل‌ نخواهند کرد. نتیجه این خواهد بود که همگی شکست می‌خورند. مساله اصلی درک انصاف است.

وقتی موضوع پرداخت مطرح می‌شود ، پارامتر مهم دیگری که باید در نظر گرفت هماهنگی است- هماهنگی میان کارآفرین و باقی هیات مدیره اولیه و کارمندان، و هماهنگی میان مدیریت‌ و سرمایه‌گذاران. از آنجایی که مساله به دستمزد مربوط می‌شود، سالم‌ترین سازمان، سازمانی است که مدیرکل، کارآفرینان و تیم مدیریت‌ و شرکای سرمایه‌گذار با هم هماهنگی داشته باشند و به جای جمع کردن درآمد و سرمایه یا پی گرفتن اهداف دیگر تمرکزشان را بر بالا بردن ارزش سهام قرار دهند.
به خودتان چقدر باید بپردازید؟
یکی از بزرگ‌ترین سوالاتی که در رابطه با کارآفرینان و مدیران شرکت‌های نوپا مطرح می‌شود این است که : به خود این اشخاص چقدر باید پرداخت شود؟ به گفته سرمایه‌گذاران موفق، این یکی از مهم‌ترین مسائلی است که باید پیش از سرمایه‌گذاری در کار جدید مد نظر قرار داد. فرض بر این است که، هر چه حقوق مدیرکل پایین‌تر باشد، احتمال موفقیت شرکت بیشتر است.
اینکه این اظهارنظر درست است یا خیر در بحث ما نمی‌گنجد، اما منطق پشت آن ارزش آزمودن را دارد. حقوق مدیرکل آثار مهمی به دنبال دارد. اول اینکه، وضع باقی شرکت را روشن می‌کند، اینکه به دیگران چقدر پرداخت شود‌ و هزینه‌ها به چه صورتی مدیریت‌ شود. اگر رسم بر این است که به همه حقوق خوبی پرداخت شود، کارمندان جدید اشتیاقی به دریافت کمتر و تلاش برای رسیدن به مزایای بیشتر را ندارند، همین است که موجب می‌شود کارمندان تازه وارد و سرشار از نوآوری از دور خارج شوند و به این ترتیب یکی از عوامل موثر در پیشی گرفتن شرکت‌های تازه‌کار برسابقه‌داران از میان برداشته شود.
دوم اینکه، با نگاهی دقیق‌تر می‌توان گفت، حقوق مدیرکل نشان دهنده انگیزه حقیقی تیم کار اجرایی است. در سازمانی که نقش یک مدیرکل مانند یک کارآفرین است و تیم مدیریت با سرمایه‌گذاران همسو هستند، همه تمرکز شان را بر بالا بردن ارزش سهام می‌گذارند نه جمع کردن مستمری ماهانه خود. در نخستین مرحله، دستمزد بالا نشانی بر این است که گروه «همگی» از فرصت‌های برابر برخوردار نیستند. تمام هزینه‌هایی که صرف پرداخت حقوق مدیرکل می‌شود، پول‌های مازاد حاصل از کاهش سهم سهامداران است که باید حفظ می‌شده است. سرمایه‌گذاران باهوش می‌دانند که باید به نحوه سرمایه‌گذاری مدیران عمیقا توجه داشته باشند، چرا که عقیده واقعی آنها را به روشنی مشخص می‌کند. آیا احتیاط می‌کنند و معاملات خود را بیشتر به صورت نقد انجام می‌دهند، یا به فرصت‌های دراز مدت عقیده دارند؟
پس، آیا این به معنای آن است که مدیران نباید خودشان چیزی دریافت کنند؟ به هیچ وجه. بهترین توصیه این است که حقوق خود را تا جایی که می‌توانید پایین در نظر بگیرید آنقدر که بتوانید زندگی خود را بگذرانید. این پاسخ قاعده کلی نیست، به این دلیل که دامنه نیازهای مالی می‌تواند بسیار گسترده باشد، یک کارآفرین 23 ساله تازه کار و مجرد نیازهای مالی متفاوتی نسبت به فردی 50 ساله با دو بچه دانشگاهی دارد.
با گذشت زمان، همین طور که شرکت رشد می‌کند و با موفقیت پیش می‌رود، برای مدیرکل و هیات مدیره اولیه فرصت بسیار خوبی است که در صورت تمایل درآمدهای خود را به نرخ «بازار» نزدیک‌تر کنند. برای مثال، بعد از اینکه شرکت یک رتبه ارتقا پیدا می‌کند، معمول است که حقوق پایه کمی افزایش می‌یابد. باقی تغییرات به طور معمول با ارتقای شرکت یا ترجیحا زمانی که کسب و کار به نقطه سربه سر برسد، انجام می‌شود.
چطور به تیم مرکزی حقوق دهیم
در مورد حقوق هیات مدیره غیرکارآفرین هم باید همان دقت نظری اعمال شود‌ که در مورد خود کارآفرینان به کار برده شد. در واقع، یکی از ساده‌ترین روش‌ها برای فهمیدن این که شاید یکی از افراد تیم اجرایی برای مرحله راه‌اندازی کار مناسب نباشد این است که آیا تقاضای مالی بالایی به عنوان دستمزد دارد؟ یکی از روش‌های مناسب برای آزمودن طرز تفکر مدیران اجرایی این است که به آنها حق انتخاب میان دو پیشنهاد متفاوت بدهیم. برای مثال، به داوطلب پست مدیرعامل پیشنهاد دهید که بین این دو مورد انتخاب کند، حقوق پایه 100000 دلار با 3 درصد سهام شرکت یا حقوق 150000 دلار با 1 درصد سهام. در بیشتر موارد، مایلید که حقوق کمتر و سهام بیشتر انتخاب ‌شود. این چیزی است که با نیازهای شرکت همخوانی دارد- کاهش هزینه‌های نقدی و بالا بردن توقعات سهامداران.
همان طور که حقوق مدیرکل وضعیت باقی شرکت را تعیین می‌کند، حقوق اولین نفر از اعضای هیات مدیره غیر بنیانگذار نیز تعیین‌کننده پایه حقوقی باقی مجموعه اعضای هیات مدیره است. این یکی از دلایلی است که باید در انتخاب هیات مدیره اولیه دقت کنید، کسانی را برگزینید که به فرصت‌های درازمدت برای شرکت باور داشته باشند و برای ارزش سهام اهمیتی بیش از پول نقد قائل باشند. همین‌طور که شرکت‌ها تکامل پیدا می‌کنند، فرآیند تعیین حقوق قاعده مندتر می‌شود‌ و بیشتر به آنچه که با توجه به سمت و تجربه فرد، نرخ بازار خوانده می‌شود‌ گرایش می‌یابد. به خاطر داشته باشید که، در کارآفرینی، مزایا از همان ابتدا به سوی‌تان سرازیر نمی‌شود‌. زمانی می‌رسد که شما خود را برنده خواهید یافت، و این را روشی که برای پیشرفت به کار می‌گیرید تعیین می‌کند.



نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


 شاید شما هم با دیدن عنوان این مطلب بگویید یک حرف زدن ساده که دیگر این حرف ها را ندارد اما اگر بدانید که در خیلی از کشورها برای آموختن همین ۱۰ اصل گفت و گو انجمن دارند و کارگاه می گذارند و آن را با فرمت های مختلف، به کوچک و بزرگ یاد می دهند چه؟

اگر بدانید پشت این مهارت ها، ایده های بزرگ فلسفی است که می شود با آن ساعت ها پز روشنفکری داد چه؟ اگر بدانید خیلی از موفقیت های ریز و درشت تحصیلی و کاری و خانوادگی تان به همین مهارت داشتن در گفت و گو بستگی دارد چه؟ اگر پشت بسیاری از دلخوری هایتان از دیگران رعایت نکردن یک یا چند تا از این ۱۰ مهارت باشد چه؟

۱ – جانبداری
طرف نظر خودتو را بگیر!
شاید با دیدن مهارت های دیگر این سوء تفاهم پیش بیاید که گفت و گو یعنی اینکه انسان خود را با آنچه دیگری می گوید، وفق دهد و از نظرات خود صرف نظر کند اما تسلیم و دنباله روی با روح گفت و گو منافات دارد.
برای همین اینکه بتوانیم از نظر خودمان دفاع کنیم، خودش یک بخش از گفت و گوست. اگر ما ریشه های حرفی که می زنیم را بشناسیم، راحت می توانیم از حرف خودمان دفاع کنیم. یادتان باشد صداقت اینجا هم شرط است. اینکه ما بگوییم چه تردیدهایی داریم و اینکه از دیگران برای تکمیل نظرمان کمک بگیریم هم بخشی از جانبداری ما از نظر خودمان است.

۲ – موضع یادگیرنده
دانش آموز باشید نه استاد!
« نه، صبر کن »، « نه اینجوری نیس، بذار من بگم ». احتمالا شما هم در گفت و گوهایتان از این جمله ها زیاد شنیده اید یا برعکس، زیاد آنها را به کار برده اید. راستش خیلی تقصیری ندارید. ما جوری بار آمده ایم که دلمان می خواهد بیشتر در نقش یک عالم همه چیزدان در گفت و گوها ظاهر شویم تا یک مشتاق به دانستن. فکر می کنیم که ما بهتر بلدیم، بهتر می دانیم و ودر پاسخ به صحبت دیگری اولین حرفی که به نظرمان می رسد، این است که بگوییم «نه» و حرف خودمان را بزنیم.
اما گفت و گو وقتی ثمربخش است و باعث پیشرفت و ثبات ارتباط ما با هم می شود که بپذیریم همه چیز را نمی دانیم. ما باید بپذیریم که ممکن است در مورد موضوعی که ما فکر می کنیم به آن مسلطیم، دیگری حرف تازه ای بزند که برای خود ما هم جالب است. یادتان باشد که برداشت ما فقط بخشی از واقعیت است. اولین مهارت گفت و گو همین است؛ اینکه ما در گفت و گو به جای « استاد سخنران همه چیزدان » خودمان را به جای « دانش آموز مشتاق یادگیری » بگذاریم؛ چیزی که متخصصان گفت و گو به آن می گویند: « موضع یادگیرنده.»

۳ – گشودگی ذهن
مخت را تکان بده
در گفت و گو به عنوان شنونده باید بتوانیم این احساس را به طرف مقابل بدهیم که به او اعتماد داریم تا بتواند ذهن باز داشته باشد! اینطوری به واسطه اعتمادی که به او می کنیم، ذهن خودمان هم برای دریافت حرف هایش باز می شود. به زبان آدمیزاد اینکه حاضر باشید با ایده های تازه آشنا شویدو موقتا از دیدگاه های شخصی خودتان دست بکشید، یعنی اینکه ذهنتان در مقابل دیگران باز است.
گشودگی ذهن چیزی بیش از یک خصوصیت فردی است، نوعی شیوه ارتباطی با دیگران است. اگر در شروع یک رابطه حتی یکی از طرفین بتواند با گشودگی ذهن در مقابل دیگری رفتار کند خوب است ولی در ادامه برای پیشرفت یک رابطه و گفت و گوی موفق باید هر دو طرف برای عمل به چنین رفتاری تلاش کنند.

۴ – به تعلیق درآوردن فرضیات
پیش فرضتو خط بزن!
در زندگی روزمره کمتر متوجه می شویم که عینک خاصی را به چشم زده ایم که ادراک و برداشت های ما را با قاطعیت شکل می دهد و آنها را محدود می کند، زیرا این نوع برداشت در طول زندگی و از دوران کودکی در خون و گوشت ما نفوذ کرده است. ارزیابی های سریع و جهت گیری های فوری در زندگی، احساس امنیت به وجود می آورند. تنها در صورتی که بفهمیم به چه میزانی وابسته به آنها هستیم، قادر خواهیم بود در آنها تجدید نظر کنیم و الگوهای قدیمی و تله های فکری را کنار بگذاریم. ما دائم با محیط در ارتباط هستیم و همیشه در حال ارزش گذاری و قضاوت. مثلا این بهتر است یا آن؟ کدام یک بزرگتر است؟ کدام زیباتر است؟ چه چیز خطرناکتر است؟ چه کسی سریع تر یا کندتر است؟ تاثیر من چگونه است؟ بدین ترتیب با ردیفی از ارزیابی های روزانه به سر می بریم.
آگاهانه یا ناآگاهانه درباره داده های بی شماری تصمیم می گیریم، انتخاب می کنیم. واقعیت را آنطور که مناسب می دانیم، می سازیم و متوجه نمی شویم که اینها ساختارهای خودمان است. تصمیمات و اعمالمان به وسیله ارزیابی ها وتصورهای خاص ما از جهان که روی واقعیات عینی پرده افکنده اند تعیین و اجرا می شوند. به وسیله گفت و گو می توان این عکس العمل های ناخودآگاه، اتوماتیک و زنجیروار را که در اثر الگوهای ذهنی به وجود آمده اند، شکست.
برچسب ها هم قضاوت ذهنی هستند. خیلی وقت ها ما با برچسب زدن به همدیگر پیشداوری می کنیم و از همانزاویه با فرددیگر برخورد می کنیم. در این صورت توانایی ها و خصوصیات دیگر او نادیده گرفته می شود و حتی آن ویژگی ها در فرد تعطیل می شود. در صورتی که هر انسانی بالقوه دارای خصوصیات بی شماری است که در شرایط مناسب می تواند شکوفا شود. پیش فرض های خودتان را بشناسید و آنها را موقع گفت و گو کنار بگذارید.

۵ – از دل سخن گفتن
هر چه می خواهد دل تنگت بگو!
این دیگر خیلی سخت است. اینکه ما حرف واقعی خودمان را بزنیم، بدون آنکه آن را در لفافه طعنه و تظاهر بپیچیم. یک رابطه ساده اما عمیق، دقیقا از همین اصل از دل سخن گفتن سرچشمه می گیرد. «نکند این حرفی که می زنم او را ناراحت کند» مهمترین باوری است که مانع از دل سخن گفتن ما می شود. یک ور پیچیده تر از دل سخن نگفتن، این است که ما فقط برای جلب توجه دیگران حرف بزنیم، نه برای زدن حرف خودمان. اینکه از دلمان حرف بزنیم، به همین خاطر باعث گزیده گویی می شود.

۶ – گوش دادن
شنیدن از سودای جان
« چند بار باید یه حرفی رو به تو بزنم؟ »، « چرا وقتی حرف می زنم حواست به من نیس؟ »، « اون که همیشه فقط منتظره حرف خودش رو بزنه، عجیب نیس حرف تو را نشنیده »، « ببخشید دوباره می گی چی گفتی، اصلا حواسم به تو نبود »، « من که دیگه چیز برای تو تعریف نمی کنم »، « من اصلا نشنیدم تو داشتی حرف می زدی». حتما شما هم در مکالمه هایتان از این قبیل جمله ها درباره کسانی که درست به حرف طرف مقابل گوش نمی دهند استفاده کرده اید. فرق شنیدن با گوش دادن این است که شنیدن فقط یک عمل فیزیولوژیک است اما در گوش دادن، ما حرف طرف مقابل را ادراک می کنیم. بیشتر وقت ها، ما موقع گوش دادن، توجه و حضور ذهن کافی نداریم.
حضورمان بیشتر فیزیکی است. انگار داریم حرف های طرف مقابل را دنبال می کنیم ولی در واقع به چیزهای دیگر فکر می کنیم. نشان دادن اینکه داریم گوش می دهیم (با تکان دادن سر مثلا)، اینکه حرف های دیگران را قطع نکنیم، اینکه ادامه حرف هایش را خودمان نزنیم، اینکه هر جا را نفهمیدیم سوال کنیم. اینکه بین شنیدن و گفتن حرفمان فاصله باشد هم در واقع تکنیک های عملی گوش دادن هستند.

۷ – ناظر خویش بودن
به خودت نگاه کن!
« بر خویشتن خویش ناظر بودن » آخرین مهارتی است که برای ایجاد گفت و گوی بالنده به آن می پردازیم. این مهارت را می توان مجموع همه مهارت های دیگر دانست. برای عملی کردن این مهارت به آگاهی مدام نیاز داریم. آگاه بودن به خودو آنچه که انجام می دهیم، درست همان موقع که در یک گفت و گو شرکت می کنیم و از آرا و نظرات خود حرف می زنیم یا از دیگری در مورد عقایدش سوال می کنیم و حتی وقتی در سکوت به حرف های دیگران گوش می دهیم، باید سعی کنیم که به آنچه انجام می دهیم دقت داشته باشیم.
گویا خود را از خود جدا می کنیم و از بالا به خود نگاه می کنیم. بر خویشتن خویش ناظر بودن مثل این است که در لحظه ای که در یک ارتباط قرار می گیریم، به خاطر داشته باشیم که در مورد هر موضوعی که با دیگران ارتباط برقرار می کنیم، همه چیز را نمی دانیم و موضع یادگیرندگی داریم و اینکه به خود یادآوری می کنیم که به دیگری احترام کامل بگذاریم، زیرا ذات انسانی قابل احترام است و ذهن خود را باز می گذاریم تا نظرات دیگران را بی قضاوت های آنی گوش کنیم و آمادگی دریافت نظرات جدید را داریم.
همچنین به خود یادآوری می کنیم که باید صداقت داشت و از دل سخن گفت و هنگام گوش دادن با تمرکز به آنچه دیگری می گوید گوش فرا دهیم، نیز به خودیادآوری می کنیم که یک گفت و گوی موفق بدون شتاب پیش می رود و همیشه فرضیات قبلی ما تمام و کمال درست نیست و نمی توان براساس داشته های قبلی همه اتفاقات و حرف ها را تفسیر کرد.
وقتی بر خویش ناظریم، به یاد داریم که به شکل سازنده ای از نظرات خود دفاع کنیم و برای روشن بودن حرف هایمان ریشه های فکریمان را درباره آن موضوع بیان کنیم و برای رسیدن به درک متقابل از احوالات و نقطه نظرات دیگران جویا بشویم.

۸ – احترام کامل
این علامت مخصوص گفت و گوست!
دومین مهارت گفت و گو « رعایت احترام کامل » است. احترام به دیگری به معنای آن است که دیگری را آنگونه که هست، به رسمیت بشناسیم و حتی بتوانیم موقتا خود را به جای او فرض کنیم و تصور کنیم که اگر در شرایط مشابه او بودیم، شاید همان خصوصیات را می داشتیم و همانطور فکر و عمل می کردیم. ممکن است آنچه را که سایرین می گویند یا فکر می کنند دوست نداشته باشیم اما نمی توانیم مشروعیت آنها را به عنوان یک انسان انکار کنیم. یک میزگرد نماد مناسبی برای گفت و گوی محترمانه است زیرا گردی میز می گوید کسی در این مجلس بالاتر از کس دیگری نیست اما برای ایجاد برابری مورد نیاز انجام گفت و گو به چیزی بیش از یک ابزار مثل میز گرد نیاز داریم؛ چیزی مثل داشتن نگرش برابر نسبت به انسان ها.

۹ – جویندگی
سوال کن!
طرح یک سوال ساده و صادقانه موقع گفت و گو، بسیار تاثیر خوبی بر طرف مقابل دارد. پرسیدن سوال هم علاقه ما به طرف مقابل را نشان می دهد و هم کمک می کند خودمان بفهمیم طرف دارد چه می گوید. متخصصان گفت و گو به این مهارت می گویند « جویایی یا جویندگی ».
یادتان باشد جویندگی، اگر دقیق اجرا نشود، ممکن است این تصور را در دیگران ایجاد کند که داریم در کارشان دخالت می کنیم. ضمنا یادتان باشد به بهانه جویندگی به دنبال سردرآوردن از شرایط زندگی و افکار دیگران نباشیم.

۱۰ – عجله نکردن
شتاب سنج داشته باش!
آقایان! خانم ها! و مخصوصا شما آقایان! گاهی طرف مقابل فقط حرف می زند که حرفش را زده باشد. بعضی وقت ها فرصت بدهید که دیگران حرف بزنند و شما فقط گوش دهید، نگاه کنید و بگذارید طرف مقابل بداند که شما فقط می خواهید گوش دهید، بدون هیچ عجله ای برای دیکته کردن راه حل هایی که شتابزده به ذهنتان می رسد. بعضی وقت ها عین کلاس اولی ها می خواهیم جواب هایمان را قبل از اینکه صورت مساله را متوجه شده باشیم، از حفظ و به ترتیب بگوییم. عجله نکنید و به صورت مساله گوش کنید.


نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

یاد زمانی که تو آرایشگاه مردونه فقط مو کوتاه می کردن بخیر .

نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

آي اونايي كه زن دارين و متهلين يا نامزد دارين ... گوش كنيد ...

چیزی وجود داره كه هر مردی لازمه درمورد همسرش از اون مطلع باشه : ميدوني چيه ؟

اينكه گفتن چه حرفهایی باعث خوشحالی او میشه . وقتی حرف از تعریف و تمجید به میان می آد زنا تـبـدیل به

هیولای خـون آشـام گـرسـنـه ای می شن كه همیشه بیشتر و بیشتر و بیشتر طلب میكنن! و اگه شماخواسته

شون رو برآورده كنين ، در عـوض خيلي بـیـشتـر از طرف همسرتون مورد محبت و توجه قرار ميگيريد و اونا خوب می

دونن كه چطور این كار شما رو جبران كنن .

چه ازدواج كرده باشین و چه در دوران نامزدی هستيد ، این قانون رو بیاد داشته باشین : برا آمـاده نـگه داشـتـن

یه زن برا ابراز مهر و محبت به شما ، كافیه نكته هاي مثبت زيادي از اونو  بهش یادآوری كنين .

شادي عاشفونه  ،  زندگي كردنتون آرزومه

اينو هيچ وقت فراموش نكنيد ، من كه دائم اين قانون جلو چشمامه



نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

طبق آخرین یافته ها ، تداوم و تکرار 20  اشتباه درطرز تفکر و برقراری ارتباط که افراد مرتکب آن میگردند ،

توانایی نابود ساختن هر رابطه ای را دارا میباشد:

1- سرسختانه همواره خود را حق بجانب دانستن، حتی زمانی که ادله کافی در اختیار نداشته باشید.

2- هیچگاه عذرخواهی نکردن، حتی زمانی که تقصیر کار بودن شما اثبات گردیده باشد.

3-بی رحمانه خطاها ی شریک زندگی خود را بازگو کردن.

4-تصور آنکه شریک شما می باید نیازهای شما را درک کرده و فورا بدون درخواست شما آنها را برآورده سازد.

5- در شناسایی و یافتن بدیها و معایب همسر چیره دست بودن، اما هیچگاه خوبیها و محاسن وی را بزبان

نیاوردن.

6- هیچگاه رها نکردن گذشته، و بازگویی و باز آفرینی آن به کرات.

7- فاصله گرفتن از لحاظ فیزیکی و احساسی تا حد بی اعتنایی کامل.

8-عذرتراشی همیشگی برای عادات ناپسند خود.

9- پافشاری براین عقیده که همواره مطلبی که شما میخواهید بیان کنید مهمتر از مطلبی است که همسرتان

میخواهد بگوید، بنابراین حرف وی را قطع میکنید.

10-به گونه ای رفتار میکنید که گویی شما مرتکب هیچکدام از اشتباهات ذکر شده نگردیده اید و این شریک

شماست که باید تغییر کند.



نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

روضه حضرت سیدالشهداء (ع) مرحوم کافی

مرحوم استاد کافی

روضه حضرت سیدالشهداء (ع) مرحوم کافی به صورت صوتی آماده دانلود از سرور اسلام دانلود می باشد .

 

دانلود با حجم  ۸۵۰ کیلوبایت

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

دانلود آهنگ جدید شهرام شکوهی به نام از ماست که بر ماست

دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای شهرام شکوهی به نام از ماست که بر ماست با بالا ترین کیفیت
ترانه و آهنگ : شهرام شکوهی ، تنظیم : امیرحسین کاشانیان ، میکس و مسترینگ : گرشا رضائی

این آهنگ یکی از تراکهای آلبوم کولی عشق است که هفته آینده منتشر میشود.

برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

متن آهنگ جدید شهرام شکوهی به نام از ماست که بر ماست :

یکی هر چی داشت و به طوفان سپرد

یکی آبروش و سر هیچ برد

یکی با حوس هر چی بود و شکست

یکی هم نشست و فقط قصه خورد

دروغ شدن واسشون مثل حرف راست

نمی دونن این جاده بی انتهاست

دیگه یادشون رفته کی هستن و

نمی دونن این اشتباه از کجاست

نمی دونن این اشتباه از کجاست

از ماست که بر ماست گم شدیم و پیداست

این نفرت و اندوه از سردی دل هاست

از ماست که بر ماست این عشقق بی معناست

اگه تلخی مجنون شیرینیه لیلاست

از ماست که بر ماست ، از ماست که بر ماست

♫♫♫♫♫♫

دانلود آهنگ جدید شهرام شکوهی به نام از ماست که بر ماست

♫♫♫♫♫♫

یکی با یه احساس دیونه رفت

یکی هم مسیرش و وارونه رفت

عجب حسرتی شد برای همه

چه روزای خوبی از این خونه رفت

نشستیم و گفتیم خاست.خداست

ولی این بهانست حقیقت کجاست

به جای خود فریبی که تقدیر بود

حقیقت همینه که تقصیر ماست

حقیقت همینه که تقصیر ماست

از ماست که بر ماست گم شدیم و پیداست

این نفرت و اندوه از سردی دل هاست

از ماست که بر ماست این عشق بی معناست

اگه تلخی مجنون شیرینیه لیلاست

از ماست که بر ماست ، از ماست که بر ماست

MP3 – 320

Shahram Shokoohi – Az Mast Ke Bar Mast

MP3 – 128


نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

بسم الله الرّحمن الرّحیم

(( دانلود فایل صوتی در انتهای متن ))

زیارت ائمّه بقیع عَلَیْهِمُ ‏السَّلام‏

یعنى حضرت امام حسن مجتبى و امام زین‏ العابدین و امام محمد باقر و امام جعفر صادق‏ علیهم السلام.

چون خواستى زیارت كنى این بزرگواران را باید به عمل آورى آن چه در آداب زیارات ذكر شد از غسل و طهارت و پوشیدن جامه‏ هاى پاك و پاكیزه و استعمال بوى خوش و رخصت ‏طلبیدن در دخول و نحو این ها و بگو نیز:

یا مَوالِىَّ یا اَبْناءَ رَسُولِ اللَّهِ، عَبْدُكُمْ وَابْنُ اَمَتِكُمُ الذَّلیلُ بَیْنَ اَیْدیكُمْ،

اى آقایان من اى فرزندان رسول خدا من بنده ی  شما و پسر كنیز شمایم كه

وَالْمُضْعِفُ فى ‏عُلُوِّ قَدْرِكُمْ،وَالْمُعْتَرِفُ بِحَقِّكُمْ جآئَكُمْ مُسْتَجیراً بِكُمْ، قاصِداً

ذلیل در برابرتان و فزاینده در علوّ قدر و منزلتتان و اعتراف كننده به حقّ شمایم؛ آمده‏ام به درگاهتان به حال پناه خواهى

اِلى‏ حَرَمِكُمْ،مُتَقَرِّباً اِلى‏ مَقامِكُمْ، مُتَوَسِّلاً اِلَى اللَّهِ تَعالى‏ بِكُمْ، ءَاَدْخُلُ یا

و حرم شما را قصد كرده و به وسیله ی مقام شما تقرّب جویم و متوسّل شوم به خداى تعالى. آیا داخل شوم اى سروران من‏؟

مَوالِىَّ،ءَاَدْخُلُ یا اَوْلِیآءَ اللَّهِ، ءَاَدْخُلُ یا مَلائِكَةَ اللَّهِ الْمُحْدِقینَ بِهذَا الْحَرَمِ،

آیا داخل شوم اى اولیای خدا؟ آیا داخل شوم اى فرشتگان خدا كه حلقه ‏وار

اطراف این حرم را گرفته‏

الْمُقیمینَ بِهذَا الْمَشْهَدِ. ‏

و در این زیارتگاه رحل اقامت افكنده ‏اید

و بعد از خشوع و خضوع و رقّت داخل شو و پاى راست را مقدّم دار و بگو:

اَللَّهُ اَكْبَرُ كَبیراً، وَالْحَمْدُ للَّهِ‏ِ كَثیراً، وَسُبْحانَ اللَّهِ بُكْرَةً وَاَصیلاً،

خدا بزرگ تر است به بزرگى كامل و ستایش خاصّ خداست؛ بسیار منزّه است خدا در بامداد و پسین‏

وَالْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الْفَرْدِ الصَّمَدِ الْماجِدِ الْأَحَدِ، الْمُتَفَضِّلِ الْمَنَّانِ، الْمُتَطَوِّلِ‏

و ستایش خاصّ خدا است كه یگانه و بى‏ نیاز و شوكت مند و یكتا و فزون بخش و نعمت ده و احسان‏ بخش‏

الْحَنَّانِ، الَّذى‏ مَنَّ بِطَوْلِهِ، وَسَهَّلَ زِیارَةَ ساداتى‏ بِاِحْسانِهِ، وَلَمْ‏

و مهرورز است خدایى كه منّت نهاد به وسیله ی احسان خود و آسان كرد برایم زیارت آقایانم را به احسان خود

یَجْعَلْنى‏ عَنْ زِیارَتِهِمْ مَمْنُوعاً، بَلْ‏تَطَوَّلَ وَمَنَحَ.

و از زیارتشان بازم نداشت بلكه تفضل و احسان فرمود.

پس ‏نزدیك ‏قبور مقدّسه‏ ی ایشان برو و پشت به قبله و رو به قبر ایشان كن و بگو:

اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ اَئِمَّةَ الْهُدى‏،

سلام بر شما پیشوایان هدایت‏

اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ اَهْلَ التَّقْوى‏، اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ‏ اَیُّهَا الْحُجَجُ على‏ اَهْلِ‏

سلام بر شما شایستگان پرهیزكارى؛ سلام بر شما اى حجّت ها بر اهل‏

الدُّنْیا، اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ اَیُّهَا الْقُوَّامُ فِى الْبَرِیَّةِ بِالْقِسْطِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ‏

دنیا سلام بر شما اى قیام كنندگان به عدل در میان مردم سلام بر شما اى

اَهْلَ الصَّفْوَةِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ آلَ رَسُولِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ اَهْلَ‏

شایستگان برگزیدگى سلام بر شما اى آل رسول خدا سلام بر شما اى اهل‏

النَّجْوى‏، اَشْهَدُ اَنَّكُمْ قَدْ بَلَّغْتُمْ وَنَصَحْتُمْ وَصَبَرْتُمْ فى‏ ذاتِ اللَّهِ،

راز گواهى دهم كه شما بخوبى تبلیغ و خیرخواهى كردید و در مورد خدا شكیبایى كردید

وَكُذِّبْتُمْ وَاُسْیئَ اِلَیْكُمْ فَغَفَرْتُمْ، وَاَشْهَدُ اَنَّكُمُ الْأَئِمَّةُ الرَّاشِدُونَ‏

با اینكه شما را تكذیب كرده و با شما بد كردند ولى شما آن ها را بخشیدید و گواهى دهم كه شمایید امامان راه بَر

الْمُهْتَدُونَ، وَاَنَّ طاعَتَكُمْ مَفْرُوضَةٌ، وَاَنَّ قَوْلَكُمُ الصِّدْقُ، وَاَنَّكُمْ‏

راه یافته و همانا اطاعت شما واجب است و گفتارتان راست است و به راستى شما

دَعَوْتُمْ فَلَمْ تُجابُوا، وَاَمَرْتُمْ فَلَمْ تُطاعُوا، وَاَنَّكُمْ دَعائِمُ الدّینِ،

مردم را به خدا دعوت كردید ولى اجابت نكردند و دستور دادید ولى اطاعت نكردند و همانا شمایید پایه‏ هاى دین‏

وَاَرْكانُ الْأَرْضِ، لَمْ تَزالُوا بِعَیْنِ اللَّهِ، یَنْسَخُكُمْ مِنْ اَصْلابِ كُلِّ مُطَهَّرٍ،

و ركن هاى زمین و همواره در زیر نظر خدا بودید كه برمى‏داشت شما را از صلب هاى هر شخص پاك‏

وَیَنْقُلُكُمْ مِنْ اَرْحامِ الْمُطَهَّراتِ، لَمْ تُدَنِّسْكُمُ الْجاهِلِیَّةُ الْجَهْلاءُ، وَلَمْ‏

و منتقلتان مى ‏ساخت به رحم هاى پاكیزه، آلوده نكرد شما را اوضاع جاهلیت غرق در نادانى و

تَشْرَكْ فیكُمْ فِتَنُ الْأَهْوآءِ، طِبْتُمْ وَطابَ مَنْبَتُكُمْ، مَنَّ بِكُمْ عَلَیْنا دَیَّانُ‏

شركت نكرد در شما فتنه‏ هاى هوا و هوس پاك بودید و پاك بود ریشه شما منّت نهاد به وسیله ی شما بر ما جزا ده‏

الدّینِ، فَجَعَلَكُمْ فى‏ بُیُوتٍ اَذِنَ اللَّهُ اَنْ تُرْفَعَ، وَیُذْكَرَ فیهَا اسْمُهُ، وَجَعَلَ‏

روز جزا پس نهادتان در خانه‏ هایى كه اجازه داد خدا بالا رود و یاد شود در آن ها نام او و قرار داد

صَلوتَنا عَلَیْكُمْ رَحْمَةً لَنا، وَكَفَّارَةً لِذُنُوبِنا، اِذِ اخْتارَكُمُ اللَّهُ لَنا، وَطَیَّبَ‏

درود فرستادن ما را بر شما رحمتى براى ما و كفّاره‏اى براى گناهانمان چون كه خدا شما را براى ما انتخاب فرمود و پاك كرد

خَلْقَنا بِما مَنَّ عَلَیْنا مِنْ وِلایَتِكُمْ، وَكُنَّا عِنْدَهُ مُسَمّینَ بِعِلْمِكُمْ،

خلقت ما را به وسیله ی آن چه منّت گذارد بر ما از ولایت شما و ما پیش خدا از نامبردگان به دانش شما

مُعْتَرِفینَ بِتَصْدیقِنا اِیَّاكُمْ، وَهذا مَقامُ مَنْ اَسْرَفَ وَاَخْطَاَ، وَاسْتَكانَ‏

و اعتراف كنندگان به تصدیقمان نسبت به شما بودیم و این جایگاه كسى است كه زیاده‏ روى و خطا كرده و مستمند شده‏

وَاَقَرَّ بِما جَنى‏، وَرَجى‏ بِمَقامِهِ الْخَلاصَ، وَاَنْ یَسْتَنْقِذَهُ بِكُمْ مُسْتَنْقِذُ

و به جنایت خود اقرار داشته و امید دارد بدین جایگاه خلاصى خود را و نجات دهدش خداوند به وسیله شما

الْهَلْكى‏ مِنَ الرَّدى‏، فَكُونُوا لى‏ شُفَعآءَ، فَقَدْ وَفَدْتُ اِلَیْكُمْ اِذْ رَغِبَ‏

نجات دادن هلاك شدگان از نابودى پس شما شفیعان من باشید كه من به شما وارد شدم در آنگاه كه دورى كردند

عَنْكُمْ اَهْلُ الدُّنْیا، وَاتَّخَذُوا آیاتِ اللَّهِ هُزُواً وَاسْتَكْبَرُوا عَنْها، یا مَنْ‏

از شما مردم دنیا و آیات خدا را مسخره گرفتند و تكبر ورزیدند از آنها اى‏

هُوَ قآئِمٌ لا یَسْهُو وَدآئِمٌ لا یَلْهُو، وَمُحیطٌ بِكُلِّشَىْ‏ءٍ، لَكَ الْمَنُّ بِما

پابرجایى كه سهو ندارد و پاینده ‏اى كه سرگرم نشود و به هر چیز احاطه دارد تو را است منّت بدان چه‏

وَفَّقْتَنى‏، وَعَرَّفْتَنى‏ بِما اَقَمْتَنى‏ عَلَیْهِ، اِذْ صَدَّ عَنْهُ عِبادُكَ، وَجَهِلُوا

مرا بدان موفق داشتى و شناساندى مرا بدان چه مرا بدان برپا داشتى در صورتى‏ كه بندگانت از آن روگرداندند و از شناختنش‏

مَعْرِفَتَهُ وَاسْتَخَفُّوا بِحَقِّهِ، وَمالُوا اِلى‏ سِواهُ، فَكانَتِ الْمِنَّةُ مِنْكَ عَلَىَ‏

نادان بودند و حقش را سبك شمردند و به غیر آن منحرف شدند پس منت دارى بر من‏

مَعَ اَقْوامٍ خَصَصْتَهُمْ بِما خَصَصْتَنى‏ بِهِ، فَلَكَ الْحَمْدُ اِذْ كُنْتُ عِنْدَكَ فى‏

با مردمى كه مخصوصشان داشتى بدانچه مرا بدان مخصوص كردى پس تو را است ستایش چون كه من در پیش تو در

مَقامى‏ هذا مَذْكُوراً مَكْتُوباً، فَلا تَحْرِمْنى‏ ما رَجَوْتُ وَلا تُخَیِّبْنى‏ فیما

این مقام یاد شده و نام برده شده بودم پس محرومم مكن از آن چه امیدوارم و نومیدم مساز در آنچه‏

دَعَوْتُ، بِحُرْمَةِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطَّاهِرینَ وَصَلَّى اللَّهُ‏ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ.

تو را خواندم به حرمت محمد و آل پاكیزه ‏اش و درود خدا بر محمد و آل محمد.

پس دعا كن از براى خود به هر چه خواهى و شیخ طوسى‏ رحمه الله در تهذیب فرموده كه بعد از آن هشت ركعت نماز زیارت بكن یعنى از براى هر امامى دو ركعت.

مفاتیح الجنان

دانلود فایل بسیار زیبای زیارت ائمه بقیع علیهم السلام

 دانلود نرم افزار آموزش اُریگامی

حجم فایل 3,520 KB

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل



به بقالی ها و سوپرمارکت های محل های فقیر نشین برید

و از مغازه دار بخواهید دفتر بدهی های مشتریان رو بهتون نشون بده

بدون شک زنان بیوه و فقیرانی را خواهید یافت که

اجناس و مایحتاجشون رو بصورت نسیه میخرند .

و صبر میکنند تا حقوقشون رو دریافت کنند و یا اینکه از جایی بهشون کمک برسه ،

خواهید دید حجم بدهی هاشون در دیدگاه شما بسیار کم خواهد بود

ولی برای آنان بار سنگینی در زندگیشان هست .

بدهی هایی که قادر هستید رو بپردازید ،

حتی اگر توانستید جزیی از اون رو پرداخت کنید .

هر ماه این کار رو در مغازه های مختلف تکرار کنید

تا این خیر شامل تعداد زیاد از خانواده ها شود .

اگر حتی قادر به اینکار نیستید این ایده و فکر رو به دیگری بگید

شاید دیگری آنرا عملی کند و شما نیز از اجر و ثواب آن بهره خواهید برد.

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل



یکی از عواملی که باعث طلاق و جدایی همسران از همدیگر می شود وجود نفر سوم و خیانت همسران به همدیگر است آنچه که امروزه به عنوان یک معضل در سطح جامعه شاهد رویدادن آن هستیم جرقه دوستی هایی است که بین زنان و مردان متأهل زده می شود.

چه بر سر خانواده ها آمده مقصر اصلی در این میان کیست؟دلیل اصلی این امر چیست که زنان در کنار همسران خود در کوچه و خیابان جرأت می کنند بایک دست که دست فرزند خود را گرفته اند با دست دیگر کاغذی را از یک نامحرم بگیرند که این آغازی شیطانی شود برای اینکه آتش دامان زندگیشان را بگیرد.

آیا آداب و رسوم و فرهنگ حاکم بر جامعه ما کم کم رنگ غیرت و یگانگی خود را باخته یا مردان به اصطلاح بعضی ها روشنفکر شده اند که در تمام زمینه ها به همسران خود آزادی می دهند و ناموس خود را به حراج می گذارند.

شاید این ضرب المثل معروف را شنیدید که مالت را سفت بچسب، تا بقیه را دزد نکنی.

امروزه یکی از اصلی ترین عواملی که باعث بروز این گونه مسائل در سطح جامعه می شود و بعنوان مهمترین علل بی حجابی و بی عفتی بعضی از زنان در جامعه است ،مردانی هستند که حیا را بلعیده و غیرت را پس زده اند.

مردانی که به هنگام خروج از منزل به همسران خود اجازه حضور با ظاهر و وضعیت نامناسب و مغایر با شئونات جامعه اسلامی را می دهند خود زمینه و راه را برای دست درازی نامحرمان به ناموس خود باز میکنند چرا که غرایز در ذات انسانهای سست عنصر غیر قابل کنترلند و این پایانی بر آغاز یک زندگی است.

و همین امور خود زمینه سازرابطه های پنهانی مردانی بی غیرت با زنان می باشد.

و خدا نکند که اینگونه شود و آن وقت است که مردم زمین و زمان را به هم می دوزند که چرا بی غیرتی زیاد شده یا چرا زنان حیا را خورده و عفت را قورت داده اند غافل از آنکه خود کرده را تدبیر نیست!!

بنا به نظر مشاوران مسائل خانواده یکی از دلایلی که باعث بروز این مسئله در سطح جامعه و خانواده ها می شود وجود مردانی بی غیرت هست و عامل دیگر زنانی هستند که بدون حجاب و عفاف در مقابل نامحرمان ظاهر می شوند اما به نوعی می توان گفت که اگر آقایان اجازه ندهند همسرانشان با ظاهر نامناسب در جامعه ظاهر شوند تا حدی شاهد بروز این پدیده در جامعه نخواهیم بود و اینجاست که آقایان یادشان می رود که خود بازارحراجی غیرت را راه انداخته اند .
 

پس آقایان محترم بیایید ناموسموتان را مثل مالتان سفت حفظ کنید و یک غیرت مردانه بخرج بدهید تا راه را برای رشد فساد در جامعه باز نکنید و الّا همانا بارفتن غیرت، ناموستان هم از دستتان می رود و زنگیتان از هم پاشیده می شود

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


چرا مردان متاهل، مردان مجرد را از ازدواج نهی می‌کنند ؟


بارها شنیدیم از اطرافیان خود هنگامی که در یک جمع نشستیم در آن جمع اگر پسری در مورد ازدواج کردن صحبتی به میان بیاورد اکثر مردان متاهل در آن جمع می‌گویند یه موقع خیلی عذر می‌خوام خر نشی بری زن بگیری !!
متاهلین مجردان را از ازدواج نهی می‌کنند ؟؟
بارها شنیدیم از اطرافیان خود هنگامی که در یک جمع نشستیم در آن جمع اگر پسری در مورد ازدواج کردن صحبتی به میان بیاورد اکثر مردان متاهل در آن جمع می‌گویند یه موقع خیلی عذر می‌خوام خر نشی بری زن بگیری یا اینکه بارها به این و آن می‌گویند عجب اشتباهی کردم زن گرفتم امروز تصمیم دارم در این مقاله به دلایل این مسئله بپردازم ...

چرا مردان متاهل، مردان مجرد را از ازدواج نهی می‌کنند ؟

خب همه ما می‌دانیم معنی ازدواج برای پسرها یا دخترها در برخی زمینه‌ها مشترک و در برخی زمینه‌ها متفاوته اولین مسئله‌ای که برای پسرها در امر ازدواج مهم تلقی می‌شود حفظ مسئولیت می‌باشد و در مورد دختران اولین مسئله معمولا آزادی می‌باشد در اینجا باید به نقاط اختلاف فکر کنند و آنها را به حداقل کاهش دهند. حالا آقا پسرا زمانی که تشکیل خانواده می‌دهند به لحاظ مسئولیت پذیری بیشتر یکسری محدودیت‌ها نسبت به دوران مجردی براشون شکل می‌گیره که این طبیعیه و بایدم همینطور باشه مسلم بدونید درامد مالی مردها در دوران متاهلی چند برابر درآمد آنها در دوران مجردی می‌باشد و اگر یک همسر خوب اختیار کرده باشند به خیلی چیزا می‌رسند که در دوران مجردی آن چیزها را نداشتند بعد از یک مدتی که از زندگی گذشت مردها به این فکر می‌رسند که خوب منی که مثلا الان فلان میزان درآمد دارم و فلان ماشین و فلان جا هم خونه دارم چه کاری بود زن بگیرم اگه مجرد بودم که بیشتر لذتش رو می‌بردم تا الان که صبح تا شب باید کار کنم اما جالب اینجاست که همین آقا به این فکر نمی‌کنه چرازمانی که مجرد بود این تشکیلات رو نداشت پس اگر مسئولیت زندگی مشترک به دوش او نبود مسلما فقط به اندازه تامین نیازهای خودش تلاش می‌کرد نه بیشتر.
پس به این درامد و این امکانات نمی‌رسید البته این درمورد افرادیست که دستشون تو جیب خودشونه نه جیب پدرشون.
به هر حال نگاه کردن به ازدواج از دید هوس اشتباهه چون هوس مقطعی می‌باشد و زود گذر، کسی شما آقایون را مجبور به ازدواج نکرده، کرده؟ پس به خاطر داشته باشید شما خودتان خواسته‌اید اما اینم در نظر داشته باشید ازدواج یک ریسک بزرگیست در زندگی اگر همسری انتخاب کنید که از هر نظر ایده‌ال باشد شما را به عرش می‌برد مردان بزرگ همیشه زنان بزرگی داشتند و بالعکس اگر یک انتخاب ناصحیح انجام دهید از عرش به فرش سقوط. اولین معیار را بر پایه صداقت، صبر، تقوا و سایر خصوصیات باطنی بگذارید بعدا برید سراغ ظاهر.
هیچوقت همسری انتخاب نکنید که از شما زیباتر باشد یا از نظر مادی و سطح تحصیلات از شما برتر باشد، همسری انتخاب کنید که در سطح شما باشد حتی المقدور کمی پایینتر تا بتواند به شما تکیه کند و شما را در تمامی مراحل زندگی قبول داشته باشد .
قبل از ازدواج سعی کنید اول خودتون را بشناسید و سپس سعی کنید با توجه به شناختی که از خود پیدا کردید همسری را انتخاب کنید و او را بشناسید عجله نکنید اکثر این احساساتی که فکر می‌کنید دوست داشتن و علاقه است و یا شاید عشق احساساتی مجازی بیش نیستند که بعد از 6 ماه زندگی از بین رفته و جای خود را کم کم به احساست حقیقی می‌دهند اگر همسر خود را نشناخته باشید تازه اون روزی که احساسات حقیقی شما شکل گرفت می‌بنیید که معیار انتخاب شما اشتباه بود و دیگر یک عمر سوختن و ساختن بهمراه دارد. مسلم و پر واضح است که یکسری از شناخت‌ها در طول زندگی بدست می‌آید و قبل از ازدواج مشخص نمی‌شود حتی این درمورد شناخت فردی هم صادقه یعنی شما برخی رفتارهاتون رو زمانی می‌شناسید که وارد زندگی مشترک شده‌اید این درمورد خودتون بود در مورد شناخت دیگری که جای خود دارد.
زیاد می‌بینم و می‌شنوم که سایرین در مورد فلان شخصی که مشکل داره می‌گویند زن که بگیره خوب می‌شه تازه اگر ازدواج کرد و خوب نشد می‌گن بچه دار که بشه خوب می‌شه و درآخرم باز می‌گن طلاق که بگیره خوب می‌شه جالبه، خواهشن اگر می‌خواهید انسان موفقی باشید به اینگونه حرفها توجه نکنید اگر احساس می‌کنید ضعفی دارید باید قبل از ازدواج اون ضعف رو برطرف کنید حتی مسائل کوچک به عنوان مثال خیلی از پسرها بد غذا هستند و همه جور غذایی نمی‌خورند خوب اطرافیان می‌گویند زن که بگیره دست پخت زنشو مجبور بخوره ای بابا این مسئله چه ربطی به ازدواج داره اگرم اونروزی که ازدواج کرد و اون غذا رو خورد به خاطر این نیست که چون همسرش این غذارو جلوی اون گذاشته، این کارو انجام میده به خاطر اینه که چون در ابتدای زندگی دو نفر بیشتر نیستند حالا اگر قرار باشه یکی از آنها هم سر سفره نیاید که دیگه نشد زندگی. و البته دلیل کم رنگ دیگری هم دارد و اون مخارج زندگی که باعث میشه هر انچه که هست رو با جان و دل نوش جان کند.

سخن آخر:
باز هم یاداور می‌شوم ازدواج بزرگترین ریسک در طول زندگی انسان است در انتخاب همسر دقت کنید اگر ازدواج کردید و زندگی بدی دارید دلیل نمیشه دیگران را از ازدواج منع کنید. در مورد امر ازدواج آینده‌نگر باشید اما گام به گام پیشروی کنید و عجله نکنید اکثر مواقع زندگی بعد از ازدواج اون چیزی نیست که قبل از ازدواج بهش فکر می‌کردیم بلکه دقیقا چیزایی هستش که ما بهشون فکر نمی‌کردیم پس دقت کنید. در انتخاب همسر هم باید منطق به خرج داد و هم احساس اما کفه منطق در ترازو باید سنگین‌تر باشد. خودشناسی یک هنر محسوب می‌شه انسانی موفقه که بتونه خودش رو بشناسه پس امیدوارم هنرمندان قابلی باشید. زیاد سخت نگیرید همه اینها زودتر از انچه فکر کنید می‌گذرد



نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


گوشه ای از صحبت های حاج حسین یکتا

در قتلگاه فکه ،ظهر عاشورا ۱۳۹۱ ”

امروز جبهه ای رو جمع کردند اوردند اینجا،امروز شیطون وایستاده میگه بیا اَمونتون بدم….”


دریافت فایل تصویریmp4 حجم:۲۱،۱۲۸مگابایت


**********


کلیپ تصویری سخنرانی حاج حسین یکتا

که در مورد شرایط و خواص افسران جنگ نرم و مقایسه آن با شرایط دفاع مقدس

نکاتی مفید و دقیقی گفته خواهد شد.

بنده به دوستانی که در زمینه جنگ نرم فعالیت می کنند

حتما پیشنهاد می کنم این کلیپ را دانلود کنند.


دانلود با لینک مستقیم- ۱۶مگابایت


**********



صحبت های حاج حسین یکتا در مورد

عذرخواهی مادر سرباز عراقی از امام خمینی(ره)

و همچنین در قسمت دیگه ای از این کلیپ به بحث انتخابات و فضای کلی کور اشاره شده است

”من از خمینی عذرخواهی می کنم که بچه ام رو صدام گرفت برد ، با بسیجی ها جنگید….”


دریافت فایل صوتیmp3 حجم:۲،۷۰۴مگابایت


**********


کلیپ صوتی از صحبت های امام خامنه ای و حاج حسین یکتا

در مورد انتخابات آینده”فتنه آینده ، فتنه درست فکر کردن هست.”


دریافت فایل صوتیmp3 حجم:۶،۰۰۱مگابایت





نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل




مردم ( کودک ، سالمند ، زن و مرد )

قربانیان جاه طلبی و جنگ و البته میز های چوبی به رنگ قهروه ای

که پشت آن مردان مرگ برای زندگی نقشه می کشند ...

مرزها را چه کسانی کشیده اند

خاک من تنها شکل یک گربه نیست ، شکل کفش و چکمه نیست ...

این کودک هم عضوی از خانواده ی من است و این زن هم می توانست مادر من باشد

زندگی من در سرزمین گربه نیست ، من در زمین زندگی می کنم ...

آسمان همه جا همین رنگی است .

این عکس حرف ها برای گفتن دارد ... 

برای من و شماییکه یک عمر کور و کر هستیم !

مایی که یک عمر افتخار کردیم به جنگجویان و جنگ آوران.
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

"ماجرای عجیب شهید ابراهیم هادی "




كسي اومده بود مسجد و سراغ دوستان شهید "هادی" رو میگرفت.

بهش گفتم : کار شما چیه؟! بگین شاید بتونم کمکتون کنم.

گفت: هیچی! می خواهم بدونم این شهید ابراهیم هادی کی بوده؟

قبرش کجاست؟

مونده بودم چی بهش بگم…..بعد از چند لحظه سکوت گفتم:

شهید ابراهیم هادی مفقود الاثره ، مزار نداره…..

چرا سراغشو می گیری؟



با یه حزن خاص قضیه رو برام تعریف کرد:

کنار خونه ی ما تصویر یه شهید نصب کردند که مال شهید

ابراهیم هادی هستش. من دختر کوچیکی دارم که هر روز

صبح از جلوی این تصویر رد میشه و میره مدرسه . یه

روز بهم گفت: بابا این آقا کیه؟

گفتم: اینا رفتند با دشمنا جنگیدن و نذاشتن دشمن به

ما حمله کنه و شهید شدند.



از زمانی که این مطلب رو به دخترم گفتم، هر وقت از جلوی عکس

رد میشه بهش سلام می کنه.

چند شب پیش این شهید اومده به خواب دخترم بهش گفته من

ابراهیم هادی ام ، صاحب همون عکس که بهش سلام

می کنی؛ بهش گفته:دختر خانوم ! تو هر وقت به

 من سلام می کنی من جوابت رو میدم ؛



«چون با این سن کم ، اینقدر خوب حجابت رو رعایت می کنی


دعات هم می کنم»

بعد از اون خواب دخترم مدام می پرسه:

این شهید ابراهیم هادی کیه؟

قبرش کجاست؟….

بغض گلوم رو گرفته بود….

حرفی برا گفتن نداشتم

فقط گفتم: به دخترت بگو اگه می خواهی شهید هادی همیشه

هوات رو داشته باشه

مواظب نماز و حجابت باش…


نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل



1 - هر روز از همسر خود سوال کنید که چه کاری می توانید برایش انجام دهید.

2 - وقتی از شما خطایی سر می زند اظهار تاسف کنید. وقتی هم که تقصیر از شما نیست باز هم اظهار تاسف کنید!

3 - وقتی اوضاع قمر در عقرب است، لبخند را فراموش نکنید. اگر بخندید دنیا هم با شما می خندد و اگر گریه کنید یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت.

4 - از تلاش های همسرتان تشکر کنید و ببینید این تشکر تا چه حد موثر واقع می شود.

5 - به این فکر کنید که همسر شما زن خیلی خوبی است، مادری بسیار خوب، عروسی بهتر از دیگر عروس ها و اگر به این طرز فکر ادامه دهید، او همین طور خواهد شد.

6 - خسیس نباشید و در ستایش همسر خود دست و دلباز باشید. اما به یاد داشته باشید که در هیچ موردی مبالغه نکنید. باید همسرتان استحقاق تعریف و تمجیدی را که شما می کنید، داشته باشد وگرنه ممکن است نتیجه خوبی ندهد.

7 - همسر خود را تشویق کنید و کمک کنید تا استعدادهای پنهانی او شکوفا شود.

8 - به جای هدایای گرانبها، وقت خود را در اختیار همسرتان قرار دهید. نشان دهید که به او توجه دارید، حتی پس از یک روز کار سخت! برای او هدیه ای ببرید حتی یک شاخه گل به این ترتیب او خوش اخلاق می ماند.

9 - بدانید زمانی که همسرتان از سر درد شکایت می کند، چاره سر درد او قرص مسکن نیست، بلکه یک لبخند است.

10 - هرگز با همسرتان نجنگید، چون امکان ندارد در جنگ برنده شوید. در عوض از قلم برای نوشتن آن چه در ذهن دارید استفاده کنید. بعد آن را به همراه شاخه ای گل تحویل او بدهید.


نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
گاهی وقت‌ها، خانم با به کار بردن یک جمله ناخواسته تمام اعصاب و روان آقای خانه را بر هم می‌زند. صبح قبل از بیرون رفتن از منزل، اگر همسرتان بگوید پولم تمام شده یا نوشتن چک فراموشت نشود، چقدر آرامش شما برهم می‌خورد؟! اگر خانم‌ها بدانند چه کلامی را در چه زمانی و به چه شکلی بیان کنند، به‌طور حتم از حرف‌هایی که آقایان را از کوره به درمی‌برد، جلوگیری خواهند کرد. مگر آن‌که هدف بانویی، به هم ریختگی روحی و شخصیتی آقای خانه باشد! در هر صورت خانم‌ها باتوجه به محتوای این مطلب باید تلاش کنند از تکرار این حرف‌ها و موقعیت‌های تنش‌آفرین پرهیز کنند.

۱-  پولم تمام شده
اگر نمی‌توانید هزینه ماهانه خانواده و خرجی روزانه‌تان را محاسبه کنید، ریاضی خود شما اشکال دارد! برای دریافت هزینه منزل به زمان و نحوه دریافت وجه نقد مورد نظرتان توجه کنید.  زمان رفتن و خارج شدن از خانه برای مطرح کردن پول، زمان درستی نیست، شدید‌ترین درگیری‌های خانوادگی می‌تواند به دلیل درخواست مستمر و بی‌موقع پول باشد. ماهی یک‌بار کل هزینه‌های جاری را محاسبه و زمان دریافت خرجی خانه را مشخص کنید. اشتباه نکنید! اگر شما هم شاغل بودید خودتان به‌طورحتم مدیریت مالی را قبول داشتید.

 موضوع دیوانه‌کننده برای همسرتان، بی‌موقع مطرح کردن دریافت پول و پی‌درپی بودن آن است. فراموش نشود اشکال شما در نداشتن یک منبع درآمد یا سرمایه‌گذاری و نیز شاغل نبودن‌تان نیست، بلکه مشکل در نبودن یک رویه مشخص جهت مدیریت مالی خانه و شیوه دریافت و هزینه اقتصادی بوده و مثلا برخی از ما فراموش می‌کنیم پاساژگردی یا خرید، تفریح نیست.

۲- شوهر دوستم این کارو انجام نمی‌دهد؟
هیچ چیزی ناپسندتر از یک مقایسه نابجا نیست. حال چه با شوهر یکی از دوستان فعلی‌تان باشد و چه با خواستگار یا نامزد قبلی‌تان! چون شما هیچ وقت نمی‌توانید از مقابله‌به‌مثل همسرتان جلو‌گیری کنید، مقایسه بی‌دلیل و غیرعقلانی جز خراب کردن روان همسرتان نتیجه‌ای در برندارد.

پس لطفا توجه داشته باشید مقایسه همسرتان با هر مرد دیگری حتی پدر و برادرتان اثری جز تخریب شخصیت او ندارد! دوست شما، شرایط زندگی و خلق و خوی همسرش کاملا با شرایط واقعی زندگی شما متفاوت است.  ضمن درک تفاوت‌ها سعی نکنید با سر کوفت زدن، کار خود را پیش ببرید چرا که این کار فرجام خوشی نخواهد داشت.

۳- کی می‌خوای کارتو عوض کنی؟
هر مردی از کارش لذت می‌برد یا حداقل برخی از آقایان کارشان را دوست دارند. مثلا بعد از ۲۰سال کار حالا اگر خانواده او انتظار تغییر شغل را از ایشان داشته باشد، پس چه بر سر سلایق و علایقش خواهد آمده؟ شاید اگر هزینه نکند، متضرر نشده و شرایط مالی بهتری را سپری کند.

اما خانم‌ها معمولا به این نکته توجه نمی‌کنند که همسران‌شان به کار و شغل خویش دل می‌بندند و شخصیت و عزت‌نفس خود را در جایگاه اجتماعی و کار خویش جست‌وجوی می‌کنند. پس اگر هر روز درباره کار آقای خانه پشت‌سر هم غر بزنید نتیجه‌ای جز به‌هم ریختن روان همسرتان نخواهید داشت.

۴- تو هم عین بابات یا خانواده‌ات هستی
اگر همسرتان نامرتب است یا مناسبت‌های مهم زندگی‌تان را فراموش می‌کند این مورد را با خود او حل کنید و از کشاندن پای پدر، مادر، خواهر یا برادر و بقیه افراد خانواده‌اش به این مشکل اجتناب کنید. وقتی چنین جمله‌ای را به کار می‌برید به همسرتان مستقیما این پیغام را می‌دهید که قصد تحقیر او را دارید.
بدیهی است که به کار بردن جملاتی از این دست به نقاط ضعفی که در خانواده همسرتان مشاهده کرده‌اید، اشاره می‌کند. اگر انصاف داشته باشید، با مقایسه خانواده خودتان با خانواده‌های برتر، متوجه خواهید شد که فامیل و اقوام شما نیز در بعضی از مباحث دارای مشکلاتی هستند.

۵- خودم می‌توانم، کمک لازم ندارم
شاید باور نکنید اما این جمله برای اکثر مردان آثار مخربی دارد.  همسر شما مانند هر انسان دیگری از این‌که وجود موثر و مفید داشته باشد به خودش افتخار می‌کند. گاه دلیل شما برای بیان این جمله این است که همسرتان کاری که قصد انجامش را دارد به خوبی انجام نمی‌دهد؛ مشاوران معتقدند حتی اگر عملکرد شوهرتان در انجام کاری با شما متفاوت است آن را به شکلی زننده مطرح نکنید.  بعد‌ها از این‌که نقش حمایتی همسرتان را از او گرفته‌اید پشیمان خواهید شد، چرا که با این حرف او را دیوانه خواهید کرد.

۶-  مادرم گفت که این کار را انجام می‌دهی
وقتی این جمله را می‌گویید بی‌شک یک صحنه برای شوهرتان بازسازی می‌شود؛ این‌که شما در مقابل دیگران، زندگی شخصی‌تان و مشکلات آن را بر ملا کرده‌اید. بدیهی است از آن پس هر چه از دیگران بشنود را به شما نسبت خواهد داد و بعد‌ها به صفت ناخوشایند دهن‌بین هم ملقب خواهید شد.
به جای همه اینها، حتی اگر از یکی از اطرافیان‌تان به شما هشدار داده شده که همسرتان رفتارهای به‌طور مثال کنترل‌کننده دارد، به جای بیان آن از قول سوم شخص این مساله را از طرف خودتان مطرح کنید.

۷-  مردباش
هیچ چیز به اندازه زیر سوال بردن مردانگی آقایان دردآور نیست.  در این دوره و عصر هزاره سوم هیچ شیوه منطقی و ریاضی جهت سنجش اخلاق، دیانت و مردانگی همه اطرافیان‌مان و ازجمله همسر شما وجود ندارد.

شاید شما ندانید اما همسر شما به اندازه کافی از به ظاهر رفیقان خویش نامردی و نارفیقی دیده است، پس اگر شما هم به کنایه یا نیش زبان یا حتی بدون هر قصد و غرضی این جمله را به او بگویید.

۸-  همیشه این کار و می‌کنی
«آن از وضع غذا خوردنت، این هم از کارهای خانه انجام دادنت و...» با این کار همسرتان را گیج می‌کنید که دقیقا کدام کارش شما را آزار داده است.

یاد بگیرید دقیقا روی مشکلی که شما را ناراحت کرده تمرکز کنید. اگر از این‌که شوهرتان جوراب‌های کثیفش را در راهرو انداخته است دلخورید به او نگویید تو همیشه همین جوری هستی.

صریح باشید و از کلی‌گویی پرهیز کنید.  این راه بهتری برای رسیدن به یک زندگی سالم و موفق است.  برای تغییر یک رفتار به‌خصوص مثلا دیر به منزل آمدن، بی‌توجهی به تکالیف و امور مدرسه بچه‌ها و برنامه‌ریزی جهت تعطیلات آخر هفته سعی کنید، مورد به مورد و مرحله به مرحله با جزیی‌نگری پیش بروید تا حرف‌های کلی شما روان همسرتان را به‌هم نریزد.

۹-  از دستت خسته شدم
«دیگر از دست تو و فرزندانت عاصی شده‌ام. ‌ای‌کاش به تو و خانواده‌ات بله نمی‌گفتم. از دست کارهای تکراری و روزمرگی زندگی‌ام به ستوه آمده‌ام. این، آن زندگی‌ای که من می‌خواستم نبود.» این جمله‌ها فقط تیرگی روابط و سردی فضای بین شما را بیشتر خواهد کرد.

البته اگر می‌خواهید زندگی مشترک‌تان را به سکته عاطفی برسانید اشکالی ندارد اما برای سازندگی و اصلاح چنین گفتمانی فایده ندارد. برای تغییر شرایط زندگی لازم است ابتدا شرایط پذیرش حرف‌های خود را در همسرتان به وجود آورید نه این‌که با این‌طور حرف زدن او را تا مرز جنون پیش ببرید.

۱۰-  به چی فکر می‌کنی؟
خانم‌ها خیلی کنجکاو هستند آنها باید از تمام افکار و احساسات، علایق، عقاید، گمان‌ها و اشارات شما سر در بیاورند. از سوی دیگر آقایان اصلا دوست ندارند که در مورد همه چیز کاوش کنند و بحث راه بیندازند. سکوت، آنها را بیشتر راضی نگه می‌دارد.

پس زمانی که همسرتان در حال مطالعه، نوشتن، دیدن، شنیدن موسیقی یا هر کار دیگری است با طرح یک پرسش بی‌ربط، رشته افکارش را از هم پاره نکنید، چرا؟ چون این کار شما او را مرز جنون برده و شما نیز به پاسخ و خواسته خود نخواهید رسید.

 ناراحت کردن و از کوره به در بردن آقای خانه شما، به هر دلیل نتیجه دلخواه‌تان را در پی نخواهد داشت. برای او و زمان استراحش احترام قایل شوید. اجازه دهید فقط به اندازه نیم ساعت اول ورودش به منزل را با آرامش سپری کند. 

نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


مجموعه Top 100 People Choise Insrtumental Musics شامل ۱۰۰

قطعه آهنگ بی کلام است.

آثاری که در این مجموعه قرار گرفته اند در نظرسنجی های اینترنتی در سایت های مرتبط با موسیقی

بیشترین امتیاز را گرفته اند.

شاید بتوان آهنگ های این مجموعه را جزو موسیقی های عامه پسند به حساب آورد.

چون انتخاب آنها بر اساس نظر مردم انجام شده است.

در این مجموعه آهنگ هایی از ملل مختلف قرار دارد.

و در آنها از سازهای مختلف کلاسیک، مدرن، و محلی استفاده شده است

در این مجموعه بی نظیر ، انواع آهنگ برای سلیقه های مختلف وجود دارد.

از موسیقی های بسیار ملایم و آرامش بخش گرفته تا آهنگ های محلی ملل مختلف با ریتم تند.

بنابر این اگر شما هم از موسیقی بی کلام لذت میبرید ،

این مجموعه ارزشمند را از دست ندهید.

مشخصات آهنگ ها :

● تعداد: ۱۰۰ قطعه موسیقی
● زمان: ۵ ساعت و ۴۰ دقیقه
● فرمت: MP3


مشخصات

  • لینک دانلود
  • تاریخ انتشار : ۱۸ آذر, ۱۳۹۲
  • حجم فایل : 760 مگابایت

  • نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل



    نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل



    جهت مشاهده فيلم بر روي تصوير كليك كنيد

    شفقنا – به نظر می رسد بسیاری از رسانه ها تصویر محروس الشربجی شهروند سوری را به جای پیکر مطهر صحابی حجر بن عدی (ره) منتشر کرده اند .

    در پی هتک حرمت مرقد مطهر حجر بن عدی (ره) در سوریه و انتشار خبر نبش مرقد شریف ایشان، تصاویری در اینترنت منتشر شد که مدعی انتساب آن تصاویر به پیکر مطهر این صحابی بزرگ بود.

    بررسی های شفقنا نشان داد که این تصویر باید متعلق به یک شهروند سوری به نام محروس الشربجی باشد که در درگیری های اخیر در شهر حزه سوریه کشته شده است  معلوم نیست با چه هدفی به صحابی حجر بن عدی (ره) نسبت داده شده است.

    در این ویدئو که روز یکم می (12 اردیبهشت) بر روی یوتیوب منتشر شده است پیکر فردی را نشان می دهد که گوینده او را محروس الشربجی یکی از قربانیان درگیری های سوریه معرفی می کند.

    انتشار تصاویر منسوب به "حجر بن عدی (ره)" در پی آن صورت گرفت که گفته شده بود وهابی هایی که مرقد را نبش کرده اند پیکر "حجر بن عدی (ره)" را سالم بیرون آورده و به مکان دیگری انتقال داده اند. در هر صورت همه ابعاد آنچه در زمان تخریب مرقد گذشته است هنوز دقیقا آشکار نیست و به همین دلیل شایعات فراوانی در گرفته است که به مرور  زمان واقعیات از شایعات تفکیک خواهد شد. همان زمان این گمانه زنی نیز پیش آمد که چه بسا نبش کنندگان مرقد تا حد لحد پیش نرفته و اساسا شایعه انتقال پیکر را مطرح کرده اند تا در آینده دیگر کسی دلیلی برای زیارت آن مکان نداشته باشد و بگویند زیارت مکانی که پیکری در آن وجود ندارد توجیهی ندارد.

    در هر صورت هر آن چه گذشته؛  چه پیکر بیرون آورده شده و چه نبش مرقد تا آن حد پیش نرفته است چیزی از قبح و انحراف عمیق فکری و فساد عملی  وهابی های تکفیری متحجر کاسته نمی شود.  عملی که پیشتر در هتک و تخریب قبور  اهل بیت علیهم السلام و بزرگان صدر اسلام در بقیع به اوج خود رسیده است و بار دیگر با هتک مرقد شخصیت بزرگ صدر اسلام خشم مسلمانان را نسبت به این انحراف بزرگ برانگیخته است..
    نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    اگر به افرادی که در اطرافتان هستند خوب توجه کنید، درخواهید یافت که بسیاری از آنها در طول روز دروغهای فراوانی می گویند. در واقع این مسئله گویای این است که تقریبا همه افراد به شیوه های متفاوتی در زندگی دروغ می گویند. پرواضح است که دروغ از بدترین معایب، زشت ترین گناهان و منشأ بسیاری از مفاسد است و مهمترین علت اصلی دروغ، عقده حقارت و خود کم بینی انسان دروغگوست.

    سرچشمه دروغ گاهی به خاطر ترس از فقر، پراکنده شدن مردم از دور او، از دست دادن موقعیت و مقام و زمانی نیز به خاطر علاقه شدید به مال و جاه و مقام و ... است که شخص از این وسیله نامشروع برای تامین مقصود خود کمک می گیرد. در بسیاری از موارد، افراد برای حفظ علایق شخصی خود دروغ می گویند. اما افرادی هم هستند که برای گول زدن دیگران دروغ می گویند. گروه دیگری از افراد نیز به دروغگویی معتاد شده اند. خیلی ها هم به این دلیل دروغ می گویند که از هرگونه مورد انتقاد قرار گرفتن در اجتماع دور باشند ...

    برای سفر به اصفهان رفته بودم. کنار سی و سه پل نشسته بودم. نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله خارجی افتاد که از پدر و مادرش اندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه میکرد. بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد. دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد.

    به عادت همیشگی، دستم را که خالی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم. بلافاصله به سویم حـرکت کرد. در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد. بچه آمد و شکلات را گرفت.


    به پدرش که ایتالیایی بود گفتم من قصد اذیت او را نداشتم. گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است. کار تو باعث میگردید که بچه، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند.

    حال ما ایرانیها چگونه عمل میکنیم. بابا میشینه تو خونه جلوی بچه کوچک به زنش میگه، فلانی زنگ زد بگو من نیستم. مامانه به بچه میگه اگه غذاتو بخوری برات فلان چیزو میخرم بعد انگار نه انگار. بابا به بچه اش میگه مامانت اومد نگو من به مامان بزرگ زنگ زدم.

    بعد این بچه بزرگ میشه میره تو جامعه...
    معلمش میگه چرا مشق ننوشتی براحتی دروغ میگه که خاله ام مرده بود نبودیم.
    فروشنده میشه مثل آب خوردن جنس بنجل را به دروغ جای اصلی میفروشه.
    مهندس میشه بجای دو متر، یک متر فونداسیون میریزه.
    دکتر میشه، سهل انگاری در عمل جراحی را ایست قلبی گزارش میکنه.
    تولید کننده محصولات پروتئینی میشه، گوشت اسب و الاغ رو توی فرآورده های تولیدیش مصرف میکنه.
    رییس هواپیمائی میشه سقوط هواپیما را پای خلبان مرده میذاره.
    وارد سیاست میشه سر ملت رو شیره میماله...
    و دروغ به اولین ابزار هر فرد برای دست یافتن به هدف تبدیل میشود.

    دروغ انسان را در دنیا و آخرت از رحمت الهی محروم می کند.
    دروغ، فساد و تباهی را در جامعه ببار میاورد.
    اعتمادها را زایل میکند.
    لذت زندگی جمعی و مدنی را از بین میبرد.
    اعتماد عمومی را سلب و جامعه را به بیماری نفاق دچار می سازد.
    رفته رفته ظلم و بیعدالتی را گسترش میدهد.
    منشا بسیاری از معضلات اجتماعی دروغ است.
    و دروغ ریشه جامعه را خشک میکند.

    نمی دانیم چرا ولی دروغ در تمامی اجزای زندگی ما ایرانیها براحتی جاری است و چون سیلی سهمگین که هر لحظه بزرگتر میشود در حال نابودی ماست !

    شاید حتی باورکردنی نباشد که حتی از آن لحظه که مــادر بدلیل تنبلی خود، شیشه شیر خالی را در دهان نوزادش قرار میدهد تا او را ساکت کند، آموزش دروغ را به او آغاز کرده است ...

    ای کاش بتوانیم راستی، درستی و صداقت را در هر زمان ارج بنهیم. چراکه صداقت، ارزشی بی اندازه دارد.

    خدا کند که بخواهیم و این اراده را در خود بارور کنیم و تا هر اندازه که در توان داریم برای پایدار نگاه داشتن گوهر صداقت تلاش کنیم.

     

    نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


    کد صوتی آقام …آقام… آقام …

     دانلود صوتی آقام …آقام… آقام …



     

    کدصوتی مامنتظر ظهور توهستیم  باصدای خلج

     

     

     

    کد صوتی ما ساده گرفته ایم آمدنت را




    «ده ها هزار یوسف اگر بخشدم خدا،تاری ز موی یوسف زهرا نمی دهم»
    با صدای حاج مهدی منصوری



    یا مهدی جز به تو من به کی آقا بنازم از جواد مقدم

     

    روی دکمه کلیک کنید




    کدصوتی داردبهار می رسداما بدون تو





    نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
    ازطریق ۳رنگ: جذب چه مردی می شوید؟

    میتوانید از طریق ۳ رنگ، سرنخ های شگفت انگیزی بدست آورید آیا تا بحال میدانستید که رنگهای سبز و بنفش و نــارنجی -رنگ های فرعی) میتوانند نشان دهنده آرزوها و نیازهای شما در روابط عاطفی باشند؟ اگر یکی از این رنگ ها را انتخاب کنید می توانید از روی آن تشخیص دهید که شخصیت شما جذب چه تیپ مردهایی می شود، که البته شامل مرد ایده آل شما نیز می شود! اگر می خواهید از اسرار رنگها سر در بیاورید، و بفهمید که تاثیر و معنای آنها در زندگی شما چیست این تست کوتاه را انجام دهید مرحله ۱: رنگ مورد علاقه خود را انتخاب کنید

    به رنگ های زیر نگاه کنید، و هر یک را که بیشتر از سایرین دوست می دارید انتخاب کنید: -البته لازم نیست رنگی را انتخاب کنید که در لباس پوشیدن و آرایش خود به کار می برید

    سبز بنفش نارنجی

    مرحله ۲: نتیجه

    حال که رنگ مورد علاقه خود را انتخاب کردید، نگاهی به تفسیر آن بیندازید تا با شیوه های عشق ورزی خود آگاه شوید، و بدانید که خصوصیات اخلاقی مرد ایده آلتان چگونه است

    اگر رنگ منتخب شما سبز باشد

    زمانی که برای اولین بار با مردی ملاقات می کنید رفتار شما باعث می شود که او از همان آغاز سفره دلش را برای شما باز کنید و در مورد زندگیش با شما صحبت کند. شما راحتی و آرامش را به فرد مقابل منتقل می کنید و او احساس می کند که تحت حمایت کامل و همه جانبه شما قرار گرفته است

    شما از همان آغاز به راحتی می توانید تشخیص دهید که فرد مقابل چه نیازهایی دارد. شما به غرایز خود اعتماد می کنید و به نداهای درونیتان گوش می سپارید و از همین طریق متوجه می شوید که او در رابطه چه چیزی را طلب می کند

    نکته قابل توجهی که در شما وجود دارد توانایی کسب اطلاع از طرف مقابل است. شما از این طریق حس کنجکاوی خود را تطمیع می کنید

    در نهایت شما با کسی ازدواج می کنید که بتواند آسایش و امنیت را برای شما به ارمغان آورد. شما صاحب خانه ای پر از بچه می شوید، از نظر مادی بی نیاز هستید، برای همسر خود ارزش قائل می شوید و او نیز به شما احترام می گذارد. مرد ایده آل شما باید دارای یک شخصیت ثابت باشد”سبزی ها” با مردهای با ثبات و قاطع ازدواج می کنند

    اخطار: شما همواره با روی باز با دنیای اطراف خود ارتباط برقرار می کنید و انسان پاک و معصومی هستید. داشتن این خصوصیات اندکی کار شما را در پیدا کردن مرد ایده آلتان دشوار می کند. بیشتر افراد نمی توانند شخصیت واقعی شما را به درستی بشناسند به همین دلیل زمانی که با خود واقعی شما مواجه می شوند ممکن است شکه شده و نا امید گردند، زیرا ممکن است که شما با معیارهای ذهنی آنها مطابقت نداشته باشید

    اگر رنگ منتخب شما بنفش باشد

    در اولین ملاقات بیشتر جذب انرژی و تحرک فرد مقابل می شوید، اما در واقع شما به مردی علاقمند هستید که در کنار او احساس راحتی کنید و از او آرامش بگیرید. رمز موفقیت شما در مقابل مردها گیرایی، جذبه و هیجانتان است. شما سرشار از ذوق و اشتیاق هستید به همین دلیل آقایون نیز احساس می کنند که زندگی شان در کنار شما مهیج و جالب خواهد شد

    شما وفادار و وظیفه شناس هستید و ارتباط عاطفی برای شما یک امر جدی تلقی می شود

    اگر فردی را برای ازدواج انتخاب کردید، به این معناست که او تمام معیارها و ملاک های مورد نظر شما را دارا بوده که توانسته به این مرحله راه پیدا کند. در ضمن لازم به ذکر است که شما برای وضعیت ظاهری افراد اهمیت خاصی قائل هستید. “بنفشی ها” با مردهای خوش تیپ و قیافه ازدواج می کنند

    اخطار: بهتر است اگر فرد مناسب پیدا شد اندکی به او فرصت دهید و شروع نکنید به حدس زدن خصوصیات اخلاقی او. بهتر است وی را بر اساس رفتارش ارزیابی کنید نه اینکه او را با مرد ایده آل ذهنی خود مقایسه کنید

    اگر رنگ منتخب شما نارنجی باشد

    شما یک فرد جذاب، دوست داشتنی، مهربان و خونگرم هستید و با این خصوصیات می توانید دل مردها را بدست آورید. باید حقیقت را لمس کنید تا بتوانید آنرا باور کنید. با رفتار خود به دیگران نشان می دهید که به حرف های آنها گوش می دهید و برایشان ارزش قائل هستید

    به راحتی فریفته ظاهر افراد می شوید اما جای هیچ گونه نگرانی وجود ندارد چراکه ازدواج شما همیشه از روی عقل و منطق می باشد

    شما جذب مردهای با هوش می شوید و هنگامیکه به او بله گفتید، بله شما به معنای تا ابد و همیشه و در رنج و شادی است. شما با مردی ارتباط برقرار می کنید که بتوانید از او چیزی بیاموزید. “نارنجی ها” با مردهای با هوش ازدواج می کنند

    اخطار: شما فردی هستید که سعی می کنید نقاط ضعف و منافذ حساس و نفوذ پذیر خود را پنهان کنید، تنها چیزی که فرد مقابل می تواند در شما ببیند استحکامات زیرکانه است. او احتمالا در مورد شخصیت اصلی شما دچار اشتباه می شود. سعی کنید در طول زمان وی را با کاراکتر واقعی تان آشنا کنید



    نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    كارشناسان معتقدند اگر قبل از انجام كاري، رفتار خود را در ذهن مجسم كنيم، صداها را در ذهن خود بشنويم و نوع حركات را مرور كنيم، مي توانيم آن فعاليت را بسيار مؤثرتر انجام دهيم.
    استفاده از قوه تخيل و تجسم در كارها، در انجام هر عملي مؤثر خواهد بود. از جمله در حرفه هاي ارتباطي.
    به اين روش تجسمي كه در انجام همه فعاليت ها مؤثر است، توجه كنيد. اين روش را قبل از رفتن به مهماني ها، سمينارها يا جلسات مهم به كار ببنديد. همه آنچه را كه قرار است اتفاق بيفتد، قبلاًَ در ذهن خود مجسم كنيد.

    نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    اگر مي خواهيد در نظر مردم فردي باهوش جلوه كنيد، به دقت به آنها بنگريد، سعي كنيد احساس شان را درباره حرف هايي كه مي زنيد درك كنيد و پاسخ خود را مطابق با آن فراهم كنيد.
    سعي كنيد هميشه در دو جهت سخن بگوييد: احساس خود را بيان كنيد در حالي كه مراقب واكنش مخاطب تان نيز هستيد. به اين ترتيب ، حركت بعدي خود را مطابق با آن طراحي كنيد و همه خواهند فهميد كه شما حواس تان جمع است و از هيچ چيزي غافل و بي خبر نيستيد و در نتيجه آدم باهوشي به نظر خواهيد رسيد.

    نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    نيازي نيست كه زبان اشارات را به طور كامل بياموزيد. شما از طريق كسب تجربه و گذر زمان با مهارت هاي رفتاري و ديداري آشنا خواهيد شد. اغلب مردم مي دانند اگر مخاطب بي توجهي كند يا جاي ديگري را نگاه كند، به اين معني است كه حرف هاي گوينده برايش جالب نيست. وقتي مخاطب قادر به تحمل حضور شما نباشد، با دست كشيدن به پشت گردن خود واكنش نشان خواهد داد. وقتي مخاطب به شما احساس برتري كند، با دست هايش بازي خواهد كرد.
    پس ياد بگيريد هر وقت مخاطب تان خسته شد و شروع به بروز عكس العمل كرد ، بي درنگ كانال سكوت را انتخاب كنيد.

    نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    در برخورد با ديگران ، اگر مي خواهيد مورد اعتماد واقع شويد، همه حركات ناشيانه و غير ضروري خود را سركوب كنيد. حركات حاكي از بي قراري، اين احساس را درمخاطب شما ايجاد مي كند كه در جايي مرتكب اشتباه شده ايد يا دروغ مي گوييد.
    اين شيوه شما را ياري مي دهد تا كاملاً قابل قبول و مورد اعتماد به نظر برسيد.

    نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    وقتي با كسي برخورد مي كنيد، دوست یا غریبه  تصور كنيد دوست قديمي شماست و خیلی مدته که اون رو ندیدین و ازاين كه فراز و نشيب زندگي، شما رامدت ها از هم دور كرده ناراحت بوده ايد. ولي حالا خدا را شكر مي كنيد كه اين ديدار سبب شده تا به دوست خود برسيد! تجسم اين تجربه لذتبخش، زنجيره اي از واكنش هاي مطلوب را درشما ايجادمي كند. از باز شدن ناخودآگاه گره ابروها گرفته تا حالت قرار گرفتن انگشت هاي پا و يا هر چيزي كه سبب بروز عكس العمل مي شود.
    اگر مي خواهيد مردم به شما علاقه مند شوند، بايد به آنها نشان دهيد چه قدر دوستشان داريد! وقتي به دوستي قديمي مي رسيم، بدون كمترين تأملي، سرشار از گرمي و محبت با او روبه رو مي شويم، ناخودآگاه خنده بر لب هايمان مي نشيند، حلوتر مي رويم، نگاه هايمان مهربان و دوستانه مي شود و سرانجام براي در آغوش گرفتنش به سويش مي شتابيم. ولي اغلب وقتي با فردي نا آشنا روبه رو مي شويم، با خجالت يا بي تفاوتي، احساس ناخوشايندي را به او منتقل مي كنيم كه باعث سردي رابطه مي شود.
    به اين شيوه تجسمي توجه كنید. با بكارگيري اين روش مطمئناً در نخستين ملاقات با هر كسي، برخورد گرمي را با او خواهيد داشت.


    نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    چشمان شما مانند مواد منفجره مي توانند احساسات مردم را به تكاپو و هيجان وا دارند. افراد موفق مي دانند كه نگاه هاي عميق و طولاني مي توانند بسيار مفيد باشند. بخصوص ميان دو جنس مخالف و در كارهاي اداري.
    حتي زماني كه طرف مقابل از احساسات عاشقانه شما آگاه نيست زبان و نگاهي نيرومند مي تواند تأثيري عميق و نافذ بر زن و مرد بگذاريد. اين نوع نگاه توأم با ادراك و احترام، احساسات دروني شما را القاء خواهد كرد.


    نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    وقتي مي خواهيد با كسي سلام و احول پرسي كنيد، ابتدا لبخند نزنيد، چون ارزش لبخندتان را از بين مي بريد. سعي كنيد لحظه اي به صورت او خيره شويد، سپس مكث كنيد، وضعيت روحي او را به طور كامل بررسي نماييد، آن گاه با لبخندي عميق، گرم و سرشار از توجه و علاقه به او نگاه كنيد. لبخندي كه چشمان تان را هم فرا گيرد .
    اين لبخند مانند موجي گرم و گيرا مخاطب شما را دربر مي گيرد .
    با اين تأخير كوتاه مخاطب شما احساس مي كند كه اين لبخند صادقانه و فقط متعلق به اوست.

    نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    افراد موفق مي دانند يكی از قوی ترين سلاح ها لبخندشان است. به همين دليل كاری می كنند با اين شيوه بيشترين تأثير را بر بيننده بگذارند.
    لبخندهاي كوتاه و مصنوعی، امروزه كاربرد چنداني ندارد و در هزارتوي دنيای امروز ديگر هيچ تأثيری را بر جای   نمی گذارد. به رهبران بزرگ دنيا، كساني كه سخنرانی های اساسی ايراد مي كنند يا صاحبان شركت های معتبر و مشهور نگاه كنيد. هيچ يك از آنها را در حال لبخند زدن نمی بينيد. افراد با نفوذ و نامي نيز در همه طبقات اجتماعي اين چنين اند ، ولي وقتي خطوط لبخند بر چهره هاي شان نقش مي بندد آن قدر قدرتمند عمل مي كند كه دنيا را به لبخند زدن وا مي دارد .

    نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    ما هـمگی با حالت چشمها پیش از خواب آشنا هستیم وقتی بـه آنها مینگریم نگاهـی خمارآلود است. شما تنها به یک چیز برای ایجاد حالت چشمان پیش از خواب نیاز دارید: مردمک های بزرگ و متسع. بر طبق علم مردمک سنجی این عاملی اسـت کـه هـمه ما به آن پاسخ می دهیـم. شـما قادر نیستید مردمک چشم خود را آگاهانه کنترل کنید (به همین خاطر است که می گویند چشمها هیچگاه دروغ نمیگویند). اما شما میتوانـیـد با ایجاد شرایط مناسب حالت مردمک منبسط را پدید آورده و به نتیجه دلخواه بـرسید. ابتدا نور را کاهش دهید. هـرگاه میـزان روشـنـایـی و نـور مـحیـط کاهـش یابد مردمک چشمها متسع میگردند. به همین خاطر است که استفاده از نور شمع و یا کلیدهای کاهنده نور چراغها در رستورانهای رمانتیک ضروری میباشد. تنها با ملایم کردن و کاهش نور نیست که چهره ما جذاب تر بنظر میرسند، مردمکهای منبسط نیز سودمند هستند.


    دانشمندان 2 تصویر از یک زن را به مردان نشان دادند. هر دو تصویر یکسان و مشابه بود یکی از دو تصویر طوری دستکاری شده بود که مـردمک چشـمـها بـزرگـتـر بـنـظر بـرسنـد. زمانی که تصویر دستکاری شده را نشان مردان دادند، آنهـا زن را در تـصـویـر دسـتـکاری شده، 2 برابر جذابتر از تصویر واقـعـیـش تـشـخیـص دادنـد. بـروی چهره مردان نیز آزمایش مـشـابـهـی صـورت گـرفـت و بـه زنـان نـشـان داده شـد و نـتایج مشابهی حاصل گشت. همچنین هنگامی که ما به چیزی علاقه داریم و دوستش می داریم می نگریم، مـردمک چشمانمان باز بزرگتر و متسع می شوند. این را نیز می تـوان تـوسـط تـصـاویـر به اثبات رساند. این بار پژوهشگران تصویر یک زن زیبا را میـان تـعداد زیـادی از تـصـاویر معمولی و پیش پا افتاده قرار دادند سپس تغییر اندازه مـردمـک چـشمهای مردان حین مشاهده آن تصاویر را مورد بررسی قرار دادند. بدون اسـتـثـنـا مـردمـک چـشـمهـای مردان بروی تصویر مورد نظر منبسط می گشت. این یعنی که هرگـاه شـمـا شـدیدا مجذوب شخصی شده باشید باید تا حالا مردمک چشمانتان مانند حفره های سیاه متسع و بزرگ شده باشد!


    نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    چگونه جذاب شویم؟

        حتی تصور اینکه جذاب باشیم برای ما شیرین است. اکثر آدم ها دوست دارند جذاب باشند ولی خیلی از ماها نمیدونیم چگونه دیگران را جذب خودمون کنیم و گاه در این راه با مشکل مواجه می شویم.

    در متن زیر که از افکار و تجربیات چندین شخصیت برگرفته شده، راه کارهای چگونه جذب کردن را به چندین پارامتر مختلف تقسیم کرده ایم.

     بارها خداوند رو به خاطر اینکه حس لطیف عاشقیت رو به ما آدم ها داده شکر میکنم.آرزویم اینه که همه عاشق هم باشند و از عاشقیت لذت ببرند.

     جذابیت ما نشات گرفته از افکار ماست.خود را برای جذاب شدن آماده و افکارتان را روی مجذوب کردن دیگران متمرکز کنید. مطالب زیر به ترتیب نوشته شده پس به ترتیب بخوانید.

     باور کنید می توانید جذاب باشید:

    اول قدم آن است که خود به این باور برسید که می توانید جذاب باشید و در پی آن به این باور برسید که جذاب هستید و تنها مانده که آن را به دیگران ثابت کنید.

     یافتن و تقویت استعدادهای برترتان:

    هر فردی به طور ذاتی استعدادهایی داره که موجب برتری او نسبت به دیگران میشه.شما باید تمام این خصوصیات را در خود پیدا کنید و روی آنها پافشاری کنید و به بهترین شکل ثبتشان کنید.چنان این استعداد ها را تقویت کنید که دیگران شما را بخاطر داشتنشان تحسین کنند.

    مثلا اگه صوتی خوبی دارید، این استعدادتان به بهترین شکل تقویت کنید و بگذارید دیگران از استعداد شما لذت ببرید.

     یادتان نرود رفتارهایتان چقدر مهم هستند:

    رفتارها، شخصیت را تشکیل میدهند.همه ما خوب می دانیم افراد محبوب دارای شخصیت های فوق العاده ای هستند، پس مواظب باشید چه می کنید.

    از افراد جذابی که می شناسید الگو بگیرید.ببنید چه چیز آنها باعث جذابیتشان می شود! چگونه رفتاری دارند؟ چگونه حرف می زنند؟ و... . همیشه کارهایی انجام دهید که دیگران خوشحال شوند تا از با شما بودن لذت ببرند.

     نگرش خود را تغییر دهید و عاشق باشید:

    انتظارات از شما زیاد خواهد شد. مهربان تر و با گذشت تر از قبل باشید، به دیگران عشق بورزید و عشقتون رو بارها ثابت کنید. باید کارهایی که می کنید بیشتر به نفع دیگران باشد و نباید در مقابل انتظاری داشته باشید  تا محبوبیت شما افزایش پیدا کند.

     مثل جذاب ها حرف بزنید و مثل جذاب ها بشنوید:

    از کارهای مهمی که باعث جذب دیگران به شما میشود، طرز حرف زدنتان است. خلاصه گو باشید تا زیاده گو و پیشنهاد کنید تا انتقاد.

    سکوت باعث جذب دیگران نمی شود. همیشه چیزی برای گفتن داشته باشید ولی بگذارید از شما انتظار حرف زدن داشته باشند بعد حرف بزنید. با آرامش حرف بزنید و دیگران را برای شنیدن ادامه کلامتان مشتاق کنید.

     معمولا افراد فکر می کنند برای جذب دیگران تنها سخنوری خوبی بودن کافی است ولی برای اینکه جذابیت شما بیشتر شود باید شنونده خوبی نیز باشید.

    با آرامش در چشمهای طرفتون نگاه کنید، به حرفهایی که می زنه اهمیت بدید و زمان هایی که در وسط حرف زدن چند ثانیه سکوت می کنه تا نفس بگیره و یا یاد مطلبی بیوفته، شما باید ابراز کنید که مایلید ادامه صحبت هاش رو بشنوید و این رو با گفتن کلماتی مثل: چه جالب، ادامه میدی و یا ... می تونید بروز بدید. بهش بفهمونین که شنیدن حرفاش لذت می برید.

    ضرب المثل قدیمی « مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد »  کلام ما را تثبیت می کند.

     تکراری نباشید:

    معمولا یکنواخت بودن باعث میشه کمتر کسی جذب آدم بشه. سعی کنید متنوع باشید و این تنوع به معنی که باید هر بار شما پیشرفتهای زیادی کرده باشید و مثه دفعه قبلتون نباشید.این پیشرفتها میتونه در هر زمینه ای باشه.  با پیشرفهاتون دیگران مجذوب خود کنید.

     آراسته و شیک پوش ، منظم و با شکوه :

    دیگر باید خود را یک آدم جذاب تصور کنید. لباس هایی که بهتان می آید تنتان کنید. این مهم نیست با چه کسی ملاقات دارید و یا به کجا می روید، سعی کنید به بهترین شکل حاضر شوید.

    صورت خود را شاداب و خندان نگه دارید و برای تائید کلام دیگران از لبخند استفاده کنید.

     در کارهایتان با برنامه باشید. شما از افراد معمولی برتر هستید، این را به دیگران ثابت کنید.

    بگذارید دیگران از نظم و شکوه شما لذت ببرند.

     غلبه بر احساسات :

    هرگز کسی جذب شما نخواهد شد مگر آنکه بتوانید بر احساساتش غلبه کنید. باید چنان در دل طرفتان نفوذ کنید که برای همیشه مجذوب شما بماند.

    توانایی آن را پیدا کنید که بتوانید احساسات طرفتان را در دست بگیرید و بهتر است بدانید جذاب ها هرگز از این توانایی سوء استفاده نمی کنند.

     مواظب باشید کارهایتان باعث تخریبتان نشود:

    شما که واقعا قصد جذب اطرافیان را دارید باید بسیاری از نکات را رعایت کنید که ما برخی از مهم ترین ها را ذکر کرده ایم.

    هیچ گاه با دروغ نمی توان دیگران را جذب خود کرد.با تخریب دیگران و پشت گویی آنها جذابیت تان بیشتر نخواهد شد. صمیمی و راستگو باشید و دیگر بدقولی را فراموش کنید. عصبی نشوید و به همه احترام بگذارید.

    راز نگه دار خوبی باشید و مشکلات خود را نگویید . هرگز از چیزی که هستید مغرور نشوید و از کسی که جذب شما شده سوء استفاده نکنید. بگذارید همه از کنار شما بودن لذت ببرند نه عده ای.

     همه قادر خواهند بود فردی جذاب باشند، تنها کافی است افکار خود را بروی جذب دیگران متمرکز کنید و چندین نکته را که در متن بالا قید شده به کار بگیرید.حال از محبوبیت خود لذت ببرید.

     البته معتقدم که متن نوشته شده کامل نیست به همین دلیل از شما بازدید کننده گرامی خواهشمندم که اگر مطلبی هست که می تونه به کامل شدن مطالب این بخش کمک کنه حتما واسم بزارید تا به اسمتون در وبلاگ به نمایش در بیاد


    نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    از زبان يه زن منطقي

    این مردهای غمگین نازنین

    این نوشته را از وبلاگ خانم الهام برداشتم، به نظرم خیلی جالبه و از یک خانم بعید!

    یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه ...نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند...
    یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل... همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از اینها نباشند...
    ما هم برای خودمان خوشیم! مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!
    مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما.
    بیایید بس کنیم. بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم. من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها، انقدر ها که داریم نشان میدهیم بد نیستند. مردها احتمالن دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم... بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.

    نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    انواع نفوذ گران در جنگ سایبر


    گروه نفوذگران کلاه سفید هر کسی که بتواند ازسد موانع امنیتی یک شبکه بگذرد

    اما اقدام خرابکارانه‌ای انجام ندهد را یک هکر کلاه سفید می‌خوانند.

    هکرهای کلاه سفید متخصصین شبکه‌ای هستند که چاله‌های امنیتی شبکه را پیدا می‍کنند

    و به مسوولان گزارش می‌دهند.


    گروه نفوذگران کلاه سیاه اشخاصی هستند که وارد کامپیوتر قربانی خود شده

    و به دستبرد اطلاعات و یا جاسوسی کردن و یا پخش کردن ویروس و غیره می‌پردازند.


    گروه نفوذگران کلاه خاکستری اشخاصی هستند که حد وسط دو تعریف بالا می‌شوند.


    گروه نفوذگران کلاه صورتی این افراد آدم‌های کم سوادی هستند که

    با چند نرم‌افزار خرابکارانه به آزار و اذیت بقیه اقدام می‌کنند.

    گروه نفوذ گران کلاه قرمزعده ای متخصص که اطلاعاتی نادرست را

    به شبکه های اینترنت وارد می کنند


    نقاط ضعف اصلی در دفاع سایبر

    • بررسی هویت و مکان مهاجم

    • شناسائی نیت مهاجم

    • تشخیص حمله‌های از قبل طراحی شده

    • بررسی و ارزیابی تلفات بعد از جنگ



    جنگ اطلاعاتی با انقلاب اطلاعات ظهور پیدا کرده‌است.

    این انقلاب به دلیل دامنه وسیع و تاثیرات گسترده آن می‌تواند سبک نوینی از جنگ را ارائه بدهد.

    « تلاش برای درک مفهوم جنگ اطلاعاتی مانند این است که چند نفر نابینا بخواهند

    با لمس کردن بخش‌های مختلف یک فیل بگویند که این موجود چیست.

    جنگ اطلاعاتی نیز شامل بخش‌های مختلف و متعددی میشود.»

    تلاش برای داشن نگرش جامعه نگرانه در تعریف جنگ اطلاعات

    نکته ایست که باید حتماً به آن توجه شود.

    «جنگ اطلاعاتی طبقه یا مجموع‌ه هایي از تکنیک‌ها شامل

    جمع آوری ، انتقال ، حفاظت ، ممانعت از دسترسی ، ایجاد اغتشاش

    و افت کیفیت در اطلاعات است

    که از طریق آن یکی از طرفین درگیر بر دشمنان خود

    به مزیتی چشمگیر دست یافته و آن را حفظ می‌کند.»


    1. جنگ اطلاعاتی هفت شکل مختلف دارد

    2.     جنگ فرماندهی و کنترل که هدف آن قطع کردن سر دشمن ،
        یعنی از بین بردن مغز متفکر دشمن، است.

    3. جنگ بر پایه اطلاعات که متشکل از طراحی ، حفاظت و ممانعت از دسترسی
    به سیستم هائی است که برای برتری بر فضای نبرد در جستجوی دانش کافی هستند.

    4. جنگ الکترونیک تکنیک‌های رادیوئی ، الکترونیک ، یا رمزنگاری.

    5. جنگ روانی که در آن از اطلاعات برای تغییر ذهنیت و طرزفکر دوستان ، بی طرف‌ها ،
    و دشمنان استفاده می‌شود.

    6. جنگ هکرها که در آن به سیستم‌های رایانه‌ای حمله می‌شود.

    7. جنگ اطلاعاتی اقتصادی ایجاد مانع در برابر اطلاعات یا تسهیل جریان اطلاعات
    با هدف کسب برتری اقتصادی.

    جنگ سایبر ترکیبی از همه موارد شش گانه بالا .

    نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
    نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
    نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


    یا ایّها الَّذینَ آمَنوا تُوبُوا اِلَى اللهِ تَوبَةً نَصُوحــاً


    نصوح مردى بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و اندامی زنانه داشت او مردی شهوتران بود با سوءاستفاده از وضع ظاهرش در حمام زنانه کار مى کرد و کسى از وضع او خبر نداشت او از این راه هم امرار معاش می کرد هم ارضای شهوت  .

    گرچه چندین بار به حکم وجدان توبه کرده بود اما هر بار توبه اش را می شکست .

    او دلاک و کیسه کش حمام زنانه بود. آوازه تمیزکارى و زرنگى او به گوش همه رسیده و زنان و دختران و رجال دولت و اعیان و اشراف دوست داشتند که وى آنها را دلاکى کند و از او قبلاً وقت مى گرفتند تا روزى در کاخ شاه صحبت از او به میان آمد. دختر شاه به حمام رفت و مشغول استحمام شد  .
    از قضا گوهر گرانبهاى دختر پادشاه در آن حمام مفقود گشت، از این حادثه دختر پادشاه در غضب شد و دستور داد که همه کارگران را تفتیش کنند تا شاید آن گوهر ارزنده پیدا شود  .

    کارگران را یکى بعد از دیگرى گشتند تا اینکه نوبت به نصوح رسید…

    .

    javanenghelabi - hammam

    او از ترس رسوایى، حاضر نـشد که وى را تفتیش ‍ کنند، لذا به هر طرفى که مى رفتند تا دستگیرش کنند، او به طرف دیگر فرار مى کرد و این عمل او سوء ظن دزدى را در مورد او تقویت مى کرد و لذا مأمورین براى دستگیرى او بیشتر سعى مى کردند. نصوح هم تنها راه نجات را در این دید که خود را در میان خزینه حمام پنهان کند، ناچار به داخل خزینه رفته و همین که دید مأمورین براى گرفتن او به خزینه آمدند و دیگر کارش از کار گذشته و الان است که رسوا شود به خداى تعالى متوجه شد و از روى اخلاص توبه کرد در حالی که بدنش مثل بید می‌لرزید با تمام وجود و با دلی شکسته گفت: خداوندا گرچه بارها توبه‌ام بشکستم، اما تو را به مقام ستاری ات این بار نیز فعل قبیحم بپوشان تا زین پس گرد هیچ گناهی نگردم و از خدا خواست که از این غم و رسوایى نجاتش دهد  .

     نصوح از ته دل توبه واقعی نمود ناگهان از بیرون حمام آوازى بلند شد که دست از این بیچاره بردارید که گوهر پیدا شد. پس از او دست برداشتند و نصوح خسته و نالان شکر خدا به جا آورده و از خدمت دختر شاه مرخص ‍ شد و به خانه خود رفت .

     او عنایت پرودگار را مشاهده کرد. این بود که بر توبه اش ثابت قدم ماند و فوراً از آن کار کناره گرفت.

     چند روزی از غیبت او در حمام سپری نشده بود که دختر شاه او را به کار در حمام زنانه دعوت کرد، ولی نصوح جواب داد که دستم علیل شده و قادر به دلاکی و مشت و مال نیستم، و دیگر هم نرفت. هر مقدار مالى که از راه گناه کسب کرده بود در راه خدا به فقرا داد و چون زنان شهر از او دست بردار نبودند، دیگر نمى توانست در آن شهر بماند و از طرفى نمى توانست راز خودش را به کسى اظهار کند، ناچار از شهر خارج و در کوهى که در چند فرسنگی آن شهر بود، سکونت اختیار نمود و به عبادت خدا مشغول گردید  .
    شبی در خواب دید که کسی به او می گوید: ”ای نصوح؛ تو چگونه توبه کرده اى و حال آنکه گوشت و پوست تو از فعل حرام روئیده شده است؟ تو باید چنان توبه کنى که گوشتهاى حرام از بدنت بریزد.» همین که از خواب بیدار شد با خودش قرار گذاشت که سنگ هاى سنگین حمل کند تا گوشت هاى حرام تنش را آب کند  .

     نصوح این برنامه را مرتب عمل مى کرد تا در یکى از روزها همانطورى که مشغول به کار بود، چشمش به میشى افتاد که در آن کوه چرا می کرد. از این امر به فکر فرو رفت که این میش از کجا آمده و از کیست؟

     عاقبت با خود اندیشید که این میش قطعاً از شبانى فرار کرده و به اینجا آمده است، بایستى من از آن نگهدارى کنم تا صاحبش پیدا شود . لذا آن میش را گرفت و نگهدارى نمود خلاصه میش زاد ولد کرد و نصوح از شیر آن بهره مند مى شد تا سرانجام کاروانى که راه را گم کرده بود و مردمش از تشنگى مشرف به هلاکت بودند عبورشان به آنجا افتاد، همین که نصوح را دیدند از او آب خواستند و او به جاى آب به آنها شیر مى داد به طورى که همگى سیر شده و راه شهر را از او پرسیدند.

    وى راهى نزدیک را به آنها نشان داده و آنها موقع حرکت هر کدام به نصوح احسانى کردند و او در آنجا قلعه اى بنا کرده و چاه آبى حفر نمود و کم کم در آنجا منازلى ساخته و شهرکى بنا نمود و مردم از هر جا به آنجا آمده و در آن محل سکونت اختیار کردند، همگى به چشم بزرگى به او مى نگریستند.

    رفته رفته، آوازه خوبى و حسن تدبیر او به گوش پادشاه آن عصر رسید که پدر آن دختر بود. از شنیدن این خبر مشتاق دیدار او شده، دستور داد تا وى را از طرف او به دربار دعوت کنند. همین که دعوت شاه به نصوح رسید، نپذیرفت و گفت: من کارى و نیازى به دربار شاه ندارم و از رفتن نزد سلطان عذر خواست.

     مامورین چون این سخن را به شاه رساندند  شاه بسیار تعجب کرد و اظهار داشت حال که او نزد ما نمی آید ما مى رویم او را ببینیم. پس با درباریانش به سوى نصوح حرکت کرد، همین که به آن محل رسید به عزرائیل امر شد که جان پادشاه را بگیرد، پس پادشاه در آنجا سکته کرد و نصوح چون خبردار شد که شاه براى ملاقات و دیدار او آمده بود، در مراسم تشییع او شرکت و آنجا ماند تا او را به خاک سپردند و چون پادشاه پسرى نداشت، ارکان دولت مصلحت دیدند که نصوح را به تخت سلطنت بنشانند. چنان کردند و نصوح چون به پادشاهى رسید، بساط عدالت را در تمام قلمرو مملکتش گسترانیده و بعد با همان دختر پادشاه که ذکرش رفت، ازدواج کرد و چون شب زفاف و عروسى رسید، در بارگاهش ‍ نشسته بود که ناگهان شخصى بر او وارد شد و گفت چند سال قبل، میش من گم شده بود و اکنون آن را نزد تو یافته ام، مالم را به من برگردان.

     نصوح گفت : درست است و دستور داد تا میش را به او بدهند، گفت چون میش مرا نگهبانى کرده اى هرچه از منافع آن استفاده کرده اى، بر تو حلال ولى باید آنچه مانده با من نصف کنى.

    گفت : درست است و دستور داد تا تمام اموال منقول و غیر منقول را با او نصف کنند. آن شخص گفت: بدان اى نصوح، نه من شبانم و نه آن میش است بلکه ما دو فرشته براى آزمایش تو آمده ایم. تمام این ملک و نعمت اجر توبه راستین و صادقانه ات بود که بر تو حلال و گوارا باد، و از نظر غایب شدند…

     [divider]

    •  یا ایّها الَّذینَ آمَنوا تُوبُوا اِلَى اللهِ تَوبَةً نَصُوحــاً ؛ اى کسانى که ایمان آورده‌اید توبه حقیقى و خالص کنید.
    • قُل یا عِبادِىَ الَّذینَ اسرفُوا على اَنفُسهِم لا تَقْنطوا مِن رَحمَة الله إنّ الله یَغفرُ الذُّنوبَ جَمیعاً إنَّه هو الغَفورُ الرّحیم؛  : بگو اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید، از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى‌آمرزد و او بسیار بخشنده و مهربان است


    نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


    در خلال مطالعات بر خورد نمودم به ملحقات تفسير (اصفى ) تاءليف محقق ارجمند و فيلسوف و

    فقيه بزرگوار مرحوم فيض كاشانى كه در آنجا نقل از نسخه نفيس منحصر به فردى از نهج البلاغه

    سخنان اميرالمؤ منين را به كميل ذكر كرده كه شايد در خيلى نسخه هاى نهج البلاغه نباشد و در

    آن در حدود صد مرتبه اميرالمؤ منين (يا كميل ) مى فرمايد كه داراى دستوراتى اخلاقى و عرفانى

    و توحيدى است ، لذا براى كميل اين جزوه در اينجا با ترجمه ذكر مى نماييم تا - ان شاء الله مورد

    استفاده عموم برادران و خواهران قرار گيرد.

    روايت از حسن بن شعبه حرانى صاحب تحف العقول است كه با يك سلسله اسناد از سعد بن

    زيدبن ارطاة نقل مى كند كه گويد: كميل بن زياد را ديدم و از فضائل اميرالمؤ منين از او سؤ ال كردم

    ، در جواب گفت مى خواهى تو را خبر دهم به وصيتى كه اميرالمؤ منين به من نموده و آن وصيت

    براى تو بهتر است از دنيا و هر چه در آن است . در جواب گفتم : آرى ، بعد گفت اميرالمؤ منين به

    من چنين وصيت نمود.

    (يا كميل سم كل يوم باسم الله و قل لاحول ولا قوة الا بالله . و توكل على الله واذكرنا و سم

    باسمائنا وصل علينا. و ادربذلك على نفسك و ما تحوطه عنايتك ، تكف شر ذلك اليوم ان شاء الله ).

    اى كميل ! هر روز (بسم الله الرحمن الرحيم ) بگو، و سپس ذكر (لاحول ولا قوة الا بالله ) را بخوان

    و توكل بر خدا كن ، سپس اسامى ، (ائمه معصومين ) را بگو و بر آنها درود و صلوات بفرست و به

    خدا پناه ببر و بعد به ما پناهنده شود، و همچنين خود و اولاد و آنچه دارى ، همه را به خدا و ما

    بسپار، از شر آن روز مصون خواهى ماند.

    (يا كميل ان رسول الله (صلى الله عليه و آله ) ادبه الله وهو (عليه السلام ) ادبنى و انا اودب المؤ

    منين و اورث الاداب المكرمين ).

    اى كميل ! به تحقيق ، پيغمبر را خدا ادب آموخت ، و پيغمبر مرا ادب آموخت و من مؤ منين را ادب

    مى نمايم . آداب را من براى بزرگان به ارث گذاشتم .

    (يا كميل مامن علم الا و انا افتحه و مامن سر الا القائم (عليه السلام ) يختمه ).

    اى كميل ! هيچ علمى نيست مگر آنكه من آن را افتتاح كردم . و هيچ چيزى نيست ، مگر آنكه

    امام قائم (عج ) آن را ختم كند.

    (يا كميل ذريه بعضها من بعض و الله سميع عليم

    اى كميل ! (پيامبران و ائمه معصومين از يك نسل و شجره طيبه هستند كه ) بعضى تز ايشان از

    بعضى ديگرند، و خداوند شنوا و آگاه است ).

    (يا كميل لا تاخد الا عنا تكن منا

    اى كميل ! علمت را جز از ما مگير، تا از ما محسوب شوى ). (يا كميل مامن حركة الافانت محتاج

    فيها الى معرفة

    اى كميل ! هر حركت و كارى از تو نياز به شناخت دارد (بايد در كارها با شناخت و معرفت وارد

    شوى ).

    (يا كميل اذا اءكلت الطعام فسم باسم الذى لايضر مع اسمه داء و فيه شفاء من كل الاسواء).

    اى كميل ! هنگام غذا خوردن ، (بسم الله ) بگو كه با آن ، هيچ چيز ضرر نمى رساند. و در اسم

    خداى شفاى هر دردى است .

    (يا كميل وآكل الطعام ولا تبخل عليه ، فانك لن ترزق الناس شيئا و الله يجزل لك الثواب بذلك

    احسن عليه خلقك . وابسط جليسك . ولا تتهم خادمك ).

    اى كميل ! هنگام غذا خوردن ، كسانى را با خود در غذا خوردن شريك كن و بخل مكن ، زيرا تو

    مردم را رزق نمى دهى . و خدا در اين كار تو را ثواب بسيار عطا مى فرمايد. اخلاق خود را با وى

    (كسى كه با تو غذا مى خورد) نيكو كن و با گشاده روئى با وى برخورد كن و به خدمتگذار خود

    تهمت مزن و با او خشن رفتار نكن .

    (يا كميل اذا اكلت فطول اكلك ليستوفى من معك و يرزق منه غيرك )

    اى كميل ! هنگامى كه مشغول غذا خوردن مى شوى ، غذا خوردن خود را طول بده تا كسانى كه

    با تو غذا مى خورند سهم خود را از سفره برگيرند. (و ديگران نيز از غذا و روزى خود استفاده كنند).

    يا كميل اذ استوفيت طعامك فاحمد الله على ما رزقك بذلك صوتك يحمده سواك فيعظم بذلك

    اجرك ).

    اى كميل ! وقتى كه از غذا خوردن فارغ شدى ، سپاس خدا را در مقابل روزى كه به تو داده ، به جا

    بياور و هنگام سپاسگزارى صداى خود را بلند كن تا ديگران نيز سپاسگزارى كنند و بدين وسيله

    اجر تو زياد شود.

    (يا كميل لا توقرن معذلك طعاما ودع فيها للماء موضعا و للريح مجالا ولا ترفع يدك من الطعام الا و

    انت تشتهيه ، فان فعلت ذلك فانت تستمرئه ، فان صحة الجسم من قله الطعام و قله الماء).

    اى كميل ! معده خود را پر از غذا نكن و جائى براى آب و تنفس باقى نگهدار و دست از غذا خوردن

    برمدار مگر زمانى كه هنوز به آن مايل باشى و اگر چنين كنى ، از غذا نيرو مى گيرى (يعنى غذا

    خوب جذب مى شود) و بدان كه سلامت بدن از كم خوردن و كم نوشيدن است .

    (يا كميل البركة فى مال من اتى الزكاة و واسى المؤ منين و وصل الاقربين ).

    اى كميل ! بركت در مال كسى است كه زكات مى دهد و به مؤ منان يارى مى كند وصله رحم مى

    كند.

    (يا كميل زد قرابتك المؤ من على ما تعطى سواه من المؤ منين وكن بهم اراف و عليهم اعطف . و

    تصدق على المساكين ).

    اى كميل به قوم خويش مؤ من خود، بيشتر از قوم خويش غير مؤ منت عطا و بخشش كن و به آنها

    مهربانتر باش و نسبت به آنان بيشتر عطوفت كن و به فقرا و مساكين صدقه بده .

    (يا كميل لا ترد سائلا و لومن شطر حبة عنب اوشق تمرة ، فان الصدقة تنمو عندالله ).

    اى كميل ! نيازمندى را محروم نگردان ولو به نصف دانه انگور يا خرما باشد، بدرستيكه صدقه نزد

    خدا رشد مى كند.

    (يا كميل احسن حلية المؤ من التواضع و جماله التعفف و شرفه التفقه و عزه ترك القال و القليل ).

    اى كميل ! بهترين زينت و آرايش مؤ من ، فروتنى . است و جمال او عفت و شرف او ياد گرفتن

    (احكام دين ) و آبروى او، ترك بگو و مگو مى باشد.

    (يا كميل فى كل صنف قوم ارفع من قوم ، فاياك و مناظرة الخسيس ‍منهم و ان اسمعوك و احتمل

    وكن من الذين و صفهم الله (و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما).

    اى كميل ! در هر صنفى ، قومى است كه بعضى (از نظر فكرى ) بالاتر از بعضى ديگرند.

    پس بپرهيز از بحث و كشمكش با انسانهاى پست . و اگر بگفته تو گوش فرا داد از او تحمل كن و از

    آنها باش كه خدايتعالى ايشان را توصيف كرده كه مى فرمايد: هر گاه طرف خطاب نادانان قرار

    گيرند، با آرامش با آنها برخورد مى كنند. (يعنى ناسزاى آنها را تحمل مى كنند).

    (يا كميل قل الحق على كل حال ووادالمتقين و اهجر الفاسقين و جانب المنافقين ولا تصاحب

    الخائنين ) اى كميل ! در هر حال حق را بگو و پشتيبان پرهيزكاران باش از فاسقين دورى كن و از

    منافقين اجتناب كن و با خائنين همنشين مباش .

    (يا كميل لا تطرق ابواب الظالمين للاختلاط بهم و الا معهم و اياك ان تعظمهم و ان تشهد فى

    مجالسهم بما يسخط الله عليك و ان اضطررت الى حضورهم فداوم ذكر الله و التوكل عليه و استعذ

    بالله من شرورهم و اطرق عنهم و انكر بقلبك فعلهم و اجهر بتعظيم الله تسمعهم ، فانك بها تويد و

    تكفى شرهم ).

    اى كميل ! در ظالمان را مكوب براى آنكه با آنها رفت آمد داشته باشى و با آنها كسب مال يا اعتبار

    كنى و بپرهيز از تعظيم كردن و اطاعت ايشان يا حضور در مجالس ايشان به كارى كه سبب غضب

    خدا برتوگردد و اگر به حضور در مجلسشان ناچار شدى دائما به ذكر خدا باش و بر او توكل كن و از

    شر آنها به خدا پناه ببر و به تجملات آنها توجه نكن و در دل كارهاى آنها را منكر باش و پيش آنها به

    خدا تعظيم كن و عظمت خدا را به آنها گوشزد نما زيرا تو بدين وسيله تاءييد مى شوى و از شر آنها

    ايمن مى مانى .

    (يا كميل ان احب ما تمتثله العباد الى الله بعد الاقرار به و باوليائه التعفف و التحمل و الا صطبار).

    اى كميل ! بهترين كارى كه بندگان خدا پس از اقرار به خدا و اولياى خدا، مى توانند انجام دهند،

    عفت و بردبارى و صبر است .

    (يا كميل لاتا الناس اقتارك و اصبر عليه احتسابا بعزوتستر). اى كميل فقر و ناچارى خود را به مردم

    آشكار مكن و بر آنها صبر كن و براى خشنودى خدا و با عزت آنها را بپوشان .

    (يا كميل لاباس ان تعلم اخاك سرك . و من اخوك ؟ اخوك ، الذى لايخذلك عند الشديدة ولا يقعد

    عنك عند الجريرة ولا يدعك ختى تساله ولا يذرك و امرك حتى تعلمه ، فان كان مميلا فاصلحه ).

    اى كميل باكى نيست كه برادرت را از سر خود آگاه سازى ، اما كدام برادر؟ كه هنگام سختى

    تراپست نگرداند و هنگام جرير، (زيانهاى مالى ) پشتيبان تو باشد و عقب نشينى نكند و اگر چيزى

    از او بپرسى بر تو خيانت نكند و تو را تنها نگذارد تا بداند كه تو گرفتارى ندارى و اگر گرفتارى داشته

    باشى آن را اصلاح كند.

    (يا كميل المؤ من مراة المؤ من ، لانه يتامله فيسد فاقته و يجمل حالته ).

    اى كميل ! مؤ من آئينه مؤ من است يعنى عيب هاى او را به او مى گويد و تفقد حال او مى كند و

    در فقر بيمارى او را يارى مى كند.

    (يا كميل المومنون اخوة و لاشى ء آثر عند كل اخ من اخيه

    اى كميل مؤ منين با يكديگر برادرند و هيچ چيز نزد برادر اولى و بهتر از برادر نيست .

    (يا كميل ان كم تحب اخاك فلست اخاه ، ان المومن من قال بقولنا، فمن تخلف عنه قصر عنا و من

    قصر عنا لم بلحق بنا و من لم يكن معنا ففى الدرك الاسفل من النار).

    اى كميل ! اگر برادرت را دوست ندارى برادرش نيستى مؤ من كسى است كه پيرو ما ائمه

    معصومين باشد و گفتار ما را بگويد پس كسى كه از گفتار ما تخلف كند از ما بريده و كسى كه از

    ما جدا شود به ما ملحق نمى گردد و با ما نمى باشد پس (در آن صورت ) در درك اسفل از آتش

    است .

    (يا كميل كل مصدور ينفث فمن نفث اليك منا بامر امرك بسترد فاباك ان تبديه وليس لك من ابدائه

    توبه و اذا كم يكن توبه فالمصير الى لظى ).

    اى كميل ! هر افسرده دلى كه دل اندوه بار دارد اظهار درد دل مى كند، پس ‍كسى كه اظهار درد

    دل با تو نمود آن را مستور كن مبادا آن را براى غير اظهار و افشا كنى ، زيرا افشاى آن توبه ندارد و

    گناهى كه توبه نداشته باشد عاقبت آن آتش دوزخ است .

    (يا كميل اذاعة سر آل محمد (صلوات الله عليهم ) لايقبل منها ولا يحتمل احد عليها و ما قالوه فلا

    تعلم الا مومنا موفقا).

    اى كميل فاش كردن سر آل محمد (صلى الله عليه و آله ) قابل جبران و گدشت نيست و از كسى

    تحمل نمى شود و سر آل محمد (صلى الله عليه و آله ) را جز به مومن موفق و با هوش نگوئيد.

    (يا كميل قل عند كل شدة : (لاحول ولا قوة الا بالله ) تكفها و قل عند كل نهمة : (الحمدلله )

    تزددمنها. و اذا ابطات الا رزاق عليك فاستغفرالله يوسع عليك فيها).

    اى كميل در هنگام هر شدت و سختى بگو (لاحول ولا قوة لا بالله ) كه خدايتعالى بوسيله آن ترا

    نجات مى دهد. و نزد نعمت بگو (الحمدلله ) كه خداوند آن را فزونى مى بخشد. پس هنگامى كه

    رزق تو ديرتر رسيد استغفار كن خداوند در كار تو گشايش مى دهد.

    (يا كميل انه مستقر و مستودع فاحذر ان تكون من المستود عين و انما يستحق ان يكون مستقرا

    اذا لزمت اجادة الواضحة التى لا تخربك الى عوج ولا تزيلك عن منهج ).

    اى كميل ! ايمان بر دو قسم است : مستقر و مستودع ، (يعنى ايمان ثابت و ايمان عاريتى )

    بپرهيز از ايمان عاريتى ، و اگر مى خواهى حتما مستحق آن باشى كه ايمان مستقر داشته

    باشى ، هنگامى به آن موفق مى شوى كه ملازم راه و روش باشى كه ترا به راه انحرافى نكشاند

    و از راه دست بر نگرداند:

    (يا كميل لا رخصة فى فرض ولا شدة فى نافلة ) اى كميل ! براى كسى اجازه نيست واجبى را

    ترك كند و در انجام مستحبات به زحمت و مشقت بيفتد (يعنى در صورت مشقت داشتن نوافل ،

    ترك آن جايز است ).

    (يا كميل انج بولايتنا من ان يشركك الشيطان فى مالك و ولدك ) اى كميل به وسيله ولايت و

    دوستى خود را نجات ده كه شيطان در مال و اولاد تو شركت نكند.

    (يا كميل ان ذنوبك اكثر من حسناتك و غفلتك اكثر من ذكرك و نعم الله عليك اكثر من عملك )

    اى كميل ! به تحقيق كه گناهان تو بيشتر از كارهاى نيك تو است و غفلت تو از ياد خدا بيشتر از

    ذكر و ياد خداست و نعمتهاى خدا بيش از عمل و كارهاى تو است .

    (يا كميل انك لا تخلو من نعم الله عندك و عافيته اياك ، فلا تخل من تحميده و تمجيده و تسبيحه و

    تقديسه (و شكره ) و ذكره على كل حال ).

    اى كميل بيرون از نعمتهاى خدا نيستى ، در حالى كه عافيت را به تو عنايت كرده (يعنى سرآمد

    تمام نعمتها عافيت است ) بنابراين هيچگاه از حمد و تمجيد و تسبيح و تقديس و شكر گزارى و ياد

    او فارغ مباش (يعنى سلامت ، بدان واجد همه نعمتهاى خدا هستى بنابراين ، غفلت از

    سپاسگزارى او مكن و در همه حال به ياد او باش .

    (يا كميل لا تكونن من الذين قال الله (نسوالله نسيهم انفسهم ) و نسبهم الى الفسق فهم

    فاسقون ).

    اى كميل ! سعى كن از آنهائى نباشى كه خداى تعالى درباره آنها فرموده : (آنها خدا را فراموش

    كردند، پس خدا خودشان را از ياد خودشان برد) و نسبت فسق به آنها داد پس آنها فاسقند.

    (يا كميل ليس الشان ان تصلى و تصوم و تتصدق ، الشان ان تكون الصلاة بقلب نقى و عمل

    عندالله مرضى و خشوع سوى و انظر فيما تصلى و على ما تصلى ان لم يكن من وجهه وحله

    فلاقبول ).

    اى كميل ! كار (شاءن ) آن نيست كه نماز بخوانى و روزه بگيرى و صدقه دهى ؛ بلكه كار آنست كه

    نماز تو با قلب پاكيزه و كار خدا پسند و خشنوع كامل باشد و ببين در چه لباسى و بر چه زمين و

    فرشى نماز مى گزارى ؟ اگر از راه مشروع و حلال نيست نماز تو قبول نخواهد شد.

    (يا كميل اللسان ينزح من القلب و القلب يقوم بالغذاء فانظر فيما قلبك و جسمك فان لم يكن ذلك

    حلالا لم يقبل الله تسبيحك ولا شكرك ).

    اى كميل ! زبان آنچه مى گيرد و مى گويد، از دل است و دل انسان قوامش ‍به غذا است .

    ببين دل خود را به چه وسيله تغذيه مى كنى ؟ اگر از راه حلال نيست ، خداى تعالى تسبيح و ذكر

    ترا نمى پذيرد.

    (يا كميل افهم و اعلم انا لانرخص فى ترك اداء الامانة لاحد من الخلق ، فمن روى عنى فى ذلك

    رخصة فقد ابطل و اثم و جزاوه النار بما كذب ، اقسم لسمعت رسول الله (صلى الله عليه و آله )

    يقول لى قبل وفاته بساعة مرارا ثلاثا: يا اباالحسن اءد (اء) الامانة الى البر و الفاجر فيما جل و قل

    حتى الخيط و المخيط.

    اى كميل بفهم و بدان ما كسى را از مردم در ترك امانتها رخصت نمى دهيم ، پس كسى كه از من

    نقل كند چنين رخصتى را بتحقيق بيهوده و گناه است و پاداش او آتش است به واسطه دروغى كه

    گفته . سوگند ياد مى كنم هر آينه شنيدم از پيغمبر اكرم ، يك ساعت قبل از وفاتش كه سه مرتبه

    فرمود: يا اباالحسن ! (كينه اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) است ) امانت را به صاحبش رد كن

    ، خواه نيكوكار باشد يا بدكار، خواه امانت كوچك باشد يا بزرگ ولو يك رشته نخ باشد.

    يا كميل لاغز والا مع امام عادل ولا نفل الا نفل الا من امام فاضل اى كميل ! جنگ وجهادى نيست

    گر با امام عادل (يعنى با اذن و اجازه او) و استحبابى در نماز جماعت نيست مگر با امامى كه

    داراى فضيلت است (يعنى امام جماعت حتما بايد يك مزيت به ماءموم داشته باشد).

    يا كميل لولم يظهر نبى و كان فى الارض مومن تقى لكان فى دعائه الى الله مخطئا او مصيبا، بل و

    الله مخطئا حتى ينصبه الله لذلك و يوهله له .

    اى كميل ! اگر پيامبرى روى زمين ظاهر نمى شد و در روى زمين يك مؤ من پرهيزكار مى بود، هر

    آينه در دعاى خود به سوى خدا يا خطاكار بود و يا به هدف رسيدن و مصيب بود. (بعد فرمود) بلى

    قسم به خدا خطاكار بود تا اينكه خداى تعالى براى شما يك پيامبر مى فرستاد و به مقام پيامبرى

    او را منصوب مى كرد و اهلبيت و شايستگى او را گواهى مى نمود.

    يا كميل الدين لله فلا يقبل الله من احد القيام به الا رسولا اونبيا اووصيا.اى كميل ! دين ، دين خداست . و خداوند 

    قيام بر دين را از هيچ كس ‍نمى پذيرد مگر از رسول يا

    نبى يا وصى باشد.

    يا كميل هى نبوة و رسالة و امامة و ليس بعد ذلك الاموالين متبعين او عامهين مبتدعين ، انما

    يتقبل الله من المتقين .

    اى كميل ! (رهبرى جامعه مسلمين به واسطه ) نبوت و رسالت و امامت است و غير از اينها، يا

    ولايت از طرف امام دارند يا متحير و بدعتگزار. بدرستى كه خداوند كارهاى نيك را از پرهيزكاران مى

    پذيرد.

    يا كميل ان الله كريم حليم عظيم رحيم دلنا على اخلاقه و امر نابالا خذبها و حمل الناس عليها،

    فقد اديناها غير متخلفين و ارسلناها غير منافقين و صدقناها غير مكذبين و قبلناها غير مرتابين .

    اى كميل ! خداى تعالى كريم و حليم و عظيم و رحيم است خداوند دلالت كرده ما را به اخلاق و

    صفات خويش . امر كرده ما را كه اخلاق او را در خود پياده كنيم و مردم را نيز وادار به آن اخلاق

    نمائيم . پس به تحقيق ما، اين وظيفه را ادا نموديم و بدون تخلف و دو روئى ، آن را به مردم

    رسانيديم و بدون تكذيب احكام و دستورات الهى را تصديق نموديم و بدون شك و ترديد آن را قبول

    كرديم .

    (يا كميل لست و الله متملقا حتى اطاع ولا ممنيا حتى لا اعصى ولا مائلا اطعام الاعراب حتى انحل

    امرة المومنين وادعى بها).

    اى كميل ! به خدا قسم ، من آن نيستم كه چاپلوسى كنم تا مرا اطاعت كنند. و اين تمنا را ندارم

    كه با من مخالفت نكنند و رشوه به اعراب نمى دهم كه مرا اميرالمؤ منين بگويند.

    توضيح آنكه اين اوصافى را اميرالمؤ منين مى شمارد، اوصافى است كه در معاويه و معاويه صفتان

    وجود دارد چون معاويه گاهى نهايت چاپلوسى را مى كرد براى اغفال مردم و آرزوى او اين بود كه

    مردم با آرمانهاى سياسى او مخالفت نكنند.

    (يا كميل انما حظى من بدنيا زائلة مدبرة و نحظى باخرة باقية ثابتة ).

    اى كميل ! كسانى كه از دنيا بهره و رشدند، بهره دنيا زوال پذير وگول زننده است و بهره ما از

    آخرت ، باقى و ثابت است .

    (يا كميل ان كلا يصير الى الاخرة والدى نرغب فيه منها رضى الله والدرجات العلى من الجنة التى

    يورتها من كان تقيا).

    اى كميل ! تمام مردم به سوى آخرت مى روند، ولى چيزى كه ما از آخرت مى خواهيم رضاى خدا

    و درجات عاليه بهشت است كه از خداى تعالى آن را به پرهيزكاران ارث مى دهد.

    (يا كميل من لايسكن الجنة فبشرة بعذاب اليم و خزى مقيم :

    اى كميل ! كسى كه ساكن بهشت نشد پس مژده او را به عذاب دردناك و پستى دائمى ).

    (يا كميل انا احمد الله على توفيقه و على كل حال اذا شئت فقم

    اى كميل ! من خداى را در هر حال سپاس مى گذارم بر توفيقى كه به من عنايت فرموده (سپس

    فرمود) اگر خواستى بروى برخيز يعنى وقت تمام شده كه اين خود دستورى است درباره نظم در

    وقت و كارها).


    نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
    نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


    ﻣﻦ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻼﻏﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ، ﮐﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺑﺎﻏﻤﺎﻥ ﺗﺒﺮ ﺍﺳﺖ !
    .
    .
    رسیده ام به حس برگی که میداند باد از هر طرف بیاید سرانجامش افتادن است !
    .
    .
    سرسوزنی اگر مرا میخواست ، زمین و زمان را به هم میدوختم !
    .
    .
    ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻛﻪ ﺭﻓﺘﻲ ﻭ ﻣﻦ ﺍﻳﻨﮕﻮﻧﻪ ﺷﻜﺴﺘﻢ
    ﺩﻳﻮﺍﺭ ﺩﻟﻢ ﺭﻳﺨﺖ ﺑﻪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺳﻜﻮﺗﻢ
    .
    .
    این روزها احساس میکنم چقدر شبیه سکوتم ، با کوچکترین حرفی میشکنم !
    .

    .
    .
    ﺍﺳﻤﺖ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ؟
    ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺖ ﮐﻨﻢ . . .

    .
    .
    یه روزی من بودم نفسش
    ولی بعد شدم عامل تنگی نفسش
    رفت سراغ یه نفس تازه !!!
    .
    .
    انگشتانم را فرو می برم در چشمانم …
    این سد اگر فرو بریزد ، دنیا را آب خواهد برد …
    .
    .
    چقدر جالب !
    تو لحظه های داغونی فقط یه نفر میتونه آرومت کنه اونم کسیه که داغونت کرده …



    این نیز بگذرد …
    اما بعضی چیزها هست که هر چقدر هم بگذرد ، “نمی گذرد” و داغشان تا ابد بر دل آدم میماند !
    .
    .
    تازه فهمیدم چرا پشت سر مرده ها آب نمی ریزند …
    چون این دنیا ارزش برگشتن ندارد … !
    .
    .
    کاش فقط یک نفر بود که وقتی بغض میکردم ، بغلم میکرد و میگفت گریه کنی میکشمتا …
    .
    .
    درد یعنی‌ سرت به همون سنگی‌ بخوره که به سینه میزدی …
    .
    .
    خیلی سخته که عشقت رو با کس دیگه ای ببینی بعد بهش اس ام اس بدی کجایی ؟
    بگه تو قلبتم . . . !
    .
    .
    خیلى از اونایی که بودن ، دیگه نیستن چون دیگه اونایی نیستن که بودن …
    .
    .
    این من هستم که وفادار خواهم ماند
    این تو هستی که تنها بی وفایی از تو جا خواهد ماند !
    این من هستم که آخرش میسوزم
    این تو هستی که میروی و من با چشمهای خیس به آن دور دستها چشم میدوزم …
    .
    .
    این روزها زیادی ساکت شده ام ؛ حرفهایم نمی دانم چرا به جای گلو از چشمهایم بیرون می آیند !
    .
    .
    چه زخم هایی بر دلم خورد تا یاد گرفتم که هیچ نوازشی بی درد نیست !
    .
    .
    یکی بود ، هیچکس نبود …
    گفته بودم که قصه من شنیدن ندارد …
    .
    .
    اگه نیمه گمشدتو پیدا نکردی زیاد مهم نیست …
    درد واقعی از اونجایی شروع میشه که نیمه پیدا شدتو گم کنی !
    .
    .
    به پایان رسیده ام اما نقطه نمی گذارم …
    یک ویرگول میگذارم ،
    این هم امیدیست ، شاید که برگردی …
    .
    .
    سخت است ؛ خیلی سخت وقتی بدانی او کجای زندگی توست !
    ولی ندانی تو کجای زندگی او هستی … !!!
    .
    .
    من درد میکشم ، تو اما چشم هایت را ببند !
    سخت است بدانم میبینی و بی خیالی . . .
    .
    .
    وقتی یه زن سیگار کشید یعنی دیگه گریه جواب نمیده
    و وقتی مردی اشک ریخت بدون کار از سیگار کشیدن گذشته . . .
    .
    .
    نقش یک درخت خشک را در زندگی بازی میکنم ؛
    نمیدانم که باید چشم انتظار بهار باشم یا هیزم شکن پیر …
    .
    .
    بعضی از اشیا حس دارند …
    گریه می کنند …  مثل بالش من …
    هرشب غرق اشک است !
    .
    .
    همونایی که خنده هاشون گوشه فلک رو کر می کنه …
    همونایی هستن که صدای گریه های آرومشونو حتی بالشتشون نمی شنوه …
    .
    .
    شنیدید که میگن : اونی که گریه می کنه یه درد داره اما اونی که میخنده هزار تا ؟
    من میگم : اونی که میخنده هزار تا درد داره ولی اونی که گریه میکنه به هزار تا از دردهاش خندیده اما جلوی یکیشون بدجوری کم آورده …
    .
    .
    از این تکرار ساعتها
    از این بیهوده بودنها
    از این بی تاب ماندنها
    از این تردیدها
    نیرنگها
    شکها
    خیانتها
    از این رنگین کمان سرد آدمها
    و از این مرگ باورها و رویاها
    پریشانم …
    دلم پرواز میخواهد !
    .
    .
    حس خوبی نیست در رویای کسی گم شوی که فکر تو حتی در خوابش هم نمیگنجد … !
    .
    .
    این روزها میگذرند ولی من از این روزها نمیگذرم …
    .
    .
    گاهی مجبوری برای راحت کردن خیال دیگران ، خود را خوشحال نشان بدهی ولـــــی چه حیف که درونت غوغاست …
    .
    .
    من سوسو میزنم ؛ فانوس ها تماشایم می کنند !
    .
    .
    رفتن هم حرف عجیبی است ، شبیه اشتباه آمدن است !
    .
    .
    آلزایمر درد نیست ، برای بعضی ها درمان است !
    .
    .
    دودی که از دهانم بیرون میاد ، دود سیگار نیست !
    قلبم سوخته …
    .
    .
    از زخم زبان های مردم ناراحت نباش اینها همان هایی هستند که به آسمان و هوای بارانی مگویند “خراب”
    .
    .
    بدتر از رفتن ، گندیست که انسانها به باور یکدیگر می زنند !
    .
    .
    به تو ساده دل ندادم که بری ساده ز یادم …
    .
    .
    اعصابم این روزها عین بیسکویت شده …
    از اون بیسکویت هایی که یک هفته میمونه ته کیفت ، که یادت میره بخوریش …
    همون ته له میشه ، خورد میشه ، پوووووودر میشه !




    نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    شب زیبایی بود . حیفمان می آمد بخوابیم؛ولی بهانه ای برای بیدار ماندن نبود. گروهبان ، دسته را جمع و جور کرد . می گفت فرمانده با شما کار دارد.
    فرمانده آمد و گفت:ممکن است این چند روز عملیات باشد!
    امشب باید در تاریکی کار کنید. نفری بیست تا گونی شن درست کنید. به هم نگاه کردیم. خندیدیم. بهانه ای بود برای بیدار ماندن؛ بعد از یک گرمای ۵۰ درجه یک شب خنک و پر ستاره می چسبید.
    فرمانده سرش را روی بیستمین گونی که از شن پر کرده بود ،گذاشت و  به خواب رفت بود. برای نماز صبح که بیدار شد. گونی بچه ها را شمرد ، اخم کرد وگفت :
    دیشب چی کار می کردید. نفری ده گونی هم پر نکرده اید.بجنبید.هنوز قدری هوا تاریک است باید جبران کنید.
    بچه ها به تکاپو افتادند؛فرمانده شگفت زده شد.گفت :«ببینم ، پس بیل هایتان کجاست؟چرا با مشت گونی را پر می کنید؟!»
    گفتم :« بیل نداریم»
    فرمانده خجالت زده شد؛گفت:«چرا نگفتید بیل تهیه کنم؟»
    بچه ها باز هم خندیدند .گفتم :
    خودتان گفتید : در جبهه نباید چیزی بخواهیم ؛ ممکن است فرمـانده شرمنده شود.
     فرمانده گفت :«شرمنــده!»

    نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    دوست دارم پس از مرگم به ديگران زندگي هديه كنم




    مطالعه متن در ادامه مطلب
    نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


    سینوس پیلونیدال(موئی)

    بیماری شایع ناحیه انتهای ستون فقرات یا دنبالچه بوده وبا ترشح چرکی مزمن که گاهی همراه با خون است می باشد و این ترشحات گاهگاهی است و از سوراخهای منفرد یا متعدد در خط وسط بیرون میریزد.گاهی این سوراخها بسته شده و ترشحات داخل کیست جمع میشود و باعث تورم و درد شدید همراه با تب میشود که به بیماری حالت اورژانس میدهد.در مورد علت بیماری همواره از برگشت مو بداخل ذکر میگردید اما مطالعات نشان میدهد حتما زمینه ژنتیک جهت بروز بیماری لازم است و گاها بیماری در چند فرزند یک خانواده یا پدر و فرزند مشاهده میشود.

    درمان:
    حتما جراحی میباشد و تا زمانی که کیست حاوی مو با حاشیه ای از بافت سالم همراه آن برداشته نشود بیماری خود را بصورت عودهای مکررهمراه با ترشح چرک و درد به رخ میکشد و بنابراین درمان داروئی جایگاهی در درمان سینوس موئی ندارد.
    آیا سینوس موئی با لیزر قابل درمان است و اصولا با جراحی معمولی چه تفاوت هایی دارد؟
    پاسخ سوال مثبت است و به کمک لیزرهای برش دهنده مثل لیزرco2 ودر هر اندازه و مرحله ای قابل انجام است واز نظر میزان برداشتن ضایعه هیچ تفاوتی با جراحی ندارد اما تفاوت های مثبتی نسبت به جراحی معمولی دارند وعبارتند:

    • عدم نیاز به بیهوشی عمومی یا نخاعی و بستری شدن دربیمارستان
    • عدم وجود درد در جراحی با لیزر بطوریکه بیماراز روز بعد از عمل میتواند راحت بنشیند در حالی که درجراحی معمولی بیمار بمدت چند هفته باید در منزل بماند و از کار روزانه باز بماند.
    • درجراحی با لیزر نیازی به پانسمان داخل زخم وتراشیدن زخم وجود ندارد و از روز بعد بیمار میتواند حمام بگیردو داخل زخم را با آب و صابون بشوید در حالی که در جراحی معمولی پانسمان داخل زخم و تراشیدن زخم ضروری است.
    • میزان عود در هر دو روش جراحی ولیزر یکسان بوده و حدود 10% میباشد اما اگر بعد از جراحی با لیزر و بهبود زخم پوست ناحیه عمل با لیزرهای از بین برنده مو تابش بگیرد میزان عود به 2% میرسد



    به بيماران عزيز پيشنهاد مي كنم براي جلوگيري از عفوني شدن اينكار را انجام دهيد

    ماهي يكي دوبار به مدت نيم ساعت در آب داغ بشنيد .

    آب بايد به اندازه اي داغ باشد كه باعث سوزاندن پوست نباشد

    و از طرفي هم آب ولرم و يا گرم نباشد

    نياز نيست چيزي در آب بريزيد

    اين كار باعث مي شود مجراي داخلي تخليه شده و باعث ايجاد عفونت نشود

    اين تجربه متاسفانه براي خيلي از پزشكان غريب بوده و آشنائي ندارند

    افرادي كه دوچار اين مشكل هستند مي توانند با انجام اين كار

    به زندگي عادي خود بدون ايجاد درد و عفونت ادامه دهند

    من اين مطلب را به خيلي از دوستان و بيماراني كه مي شناختم پيشنهاد كردم

    و به طور صد در صد از درد و عفونت رها شدند

    نويسنده مطلب و محقق : محمد يعقوبي

    نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
    آیت الله سید محمدتقی موسوی اصفهانی
    در کتاب گران سنگ مکیال المکارم خلاصه آثار و فواید و ویژگی‌هایی را که بر دعا کردن
    برای تعجیل فرج مترتب است، بیان می‌کند
    و ما هم به جهت این که کتاب مکیال المکارم به امر مطاع ولی عصر علیه السلام نوشته شده
    و کتابی مبارک و پر خیر است، مطالب آن را ذیلا نقل می‌کنیم.
    همگی در شب نیمه شعبان ساعت 23 دست نیاز
    به سوی بی نیاز هستی بلند کرده و برای آن عزیز غایب از نظر دعا می‌کنیم.

    روایات مختلفی به بیان آثار ، فوائد و ویژگی هایی كه بر دعا كردن برای تعجیل فرج مترتب است ، پرداخته است كه به پاره ای از آن ها اشاره میكنیم :

    1. فرمایش حضرت ولی عصر (عج): بسیار دعا كنید برای تعجیل فرج كه فرج شما در آن است.
    2. این دعا سبب زیاد شدن نعمت ها است.
    3. اظهار محبت قلبی.
    4. نشانه ی انتظار است.
    5. زنده كردن امر ائمه اطهار (ع) است.
    6. مایه ی ناراحتی شیطان لعین است.
    7. نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان است.
    8. اداء قسمتی از حقوق آن حضرت است ، كه اداء حق هر صاحب حقی ، واجب ترین امور است.
    9. تعظیم خداوند و دین خداوند است.
    10. حضرت صاحب الزمان (عج) در حق او دعا میكند.

    11. شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او میشود.
    12. شفاعت پیغمبر (ص) شامل حالش میشود.
    13. این دعا امتثال امرالهی و طلب فضل و عنایت او است.
    14. مایه ی استجابت دعا میشود.
    15. اداء اجر رسالت است.
    16. مایه ی دفع بلاست.
    17. سبب وسعت روزی است.
    18. باعث آمرزش گناهان میشود.
    19. سبب تشرف به دیدار آن حضرت در بیداری یا خواب میشود.
    20. سبب رجعت به دنیا در زمان ظهور آن حضرت میشود.

    21. از برادران پیغمبر (ص) خواهد بود.
    22. فرج مولای ما صاحب الزمان (عج) زودتر واقع میشود.
    23. پیروی از پیغمبر و امامان خواهد بود.
    24. وفای به عهد و پیمان خداوندی است.
    25. آثار نیكی به والدین برای دعا كننده حاصل میگردد.
    26. فضیلت رعایت و اداء امانت برایش حاصل میشود.
    27. زیاد شدن اشراف نور امام (ع) در دل او است.
    28. سبب طولانی شدن عمر است.
    29. تعاون و همكاری در كارهای نیك و تقوی است.
    30. رسیدن به نصرت و یاری خداوند و پیروزی بر دشمنان به كمك خداوند است.

    31. سبب هدایت به نور قرآن مجید است.
    32. نزد اصحاب اعراف معروف میگردد.
    33. به ثواب طلب علم نائل میشود.
    34. از عقوبت های اخروی در امان میماند.
    35. هنگام مرگ به او مژده میرسد و با او به نرمی رفتار میشود.
    36. این دعا اجابت دعوت خدا و رسول (ص) است.
    37.با امیرالمؤنین (ع) و درجه ی آن حضرت خواهد بود.
    38. محبوبترین افراد نزد خداوند خواهد بود.
    39. عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد پیغمبر میشود.
    40. از اهل بهشت خواهد بود.

    41. دعای پیغمبر (ص) شامل حالش میشود.
    42. كردارهای بد او به كردارهای نیك مبدل میشود.
    43. خداوند متعال در عبادت، او را تأیید میفرماید.
    44. با این دعا عقوبت از اهل زمین دور میشود.
    45. ثواب كمك به مظلوم را دارد.
    46. ثواب احترام به بزرگتر و تواضع نسبت به او را دارد.
    47. پاداش خونخواهی حضرت اباعبدالله الحسین (ع) را میابد.
    48. پایستگی دریافت احادیث ائمه اطهار (ع) را مییابد.
    49. نور او برای دیگران نیز (روز قیامت) درخشان میگردد.
    50. هفتاد هزار نفر از گنهكاران را شفاعت میكند.

    51. دعای امیرالمؤمنین در روز قیامت ، شاملش میگردد.
    52. بی حساب داخل بهشت میشود.
    53. از تشنگی روز قیامت در امان میماند.
    54. در بهشت جاودان است.
    55. مایه ی خراش روی ابلیس و مجروح شدن دل او است.
    56. روز قیامت هدیه های ویژه ای دریافت میدارد.
    57. خداوند عزوجل از خدمتگزاران بهشت نصیبش میفرماید.
    58. در سایه ی گسترده ی خداوند قرار گرفته و رحمت بر او نازل میشود، (مادامی كه مشغول آن دعا باشد).
    59. پاداش نصیحت مؤمن را دارد.
    60. مجلسی كه در آن برای حضرت قائم (عج) دعا شود، محل حضور فرشتگان میگردد.

    61. دعا كننده مورد مباهات خداوند می شود.
    62. فرشتگان برای او طلب آمورزش میكنند.
    63. از نیكان مردم (پس از ائمه اطهار(ع)) میشود.
    64. این دعا اطاعت از اولی الامر است كه خداوند اطاعت شان را واجب ساخته است.
    65. مایه ی خرسندی خداوند عزوجل میشود.
    66. مایه ی خشنودی پیغمبر (ص) میگردد.
    67. این دعا خوشاینتدترین اعمال نزد خداوند است.
    68. از كسانی خواهد بود كه خداوند در بهشت به او حكومت میدهد.
    69.حساب او آسان میشود.
    70. این دعا در عالم برزخ و قیامت مونس مهربانی خواهد بود.
    71. این عمل بهترین اعمال است.
    72. باعث دوری قصه ها میشود.
    73. دعای هنگام غیبت بهتر از دعای هنگام ظهور امام (عج) است.
    74. فرشتگاه درباره اش دعا میكنند.
    75. دعای حضرت سیدالساجدین (ع) (كه نكات و فوائد متعددی دارد) شامل حالش میشود.
    76. این دعا تمسك به ثقلین (كتاب و عترت) است.
    77. چنگ زدن به ریسمان الهی است.
    78. سبب كامل شدن ایمان است.
    79. مانند ثواب همه ی بندگان به او میرسد.
    80.تعظیم شعاعر خداوند است.

    81. این دعا ثواب كسی كه با پیغمبر (ص) شهید شده را دارد.
    82. ثواب كسی كه زیر پرچم حضرت قائم (عج) شهید شده را دارد.
    83. ثواب احسان به مولای ما حضرت صاحب الزمان (عج) را دارد.
    84. در این دعا ، ثواب گرامی داشتن عالم هست.
    85. پاداش گرامی داشتن شخص كریم را دراد.
    86. در میان گروه ائمه اطهار (ع) محشور میشود.
    87. درجات او در بهشت بالا میرود.
    88. از بدی حساب در روز قیامت در امان می ماند.
    89. به بالاترین درجات شهدای روز قیامت نائل میشود.
    90. رستگاری به سبب شفاعت فاطمه زهرا (س) را در پی دارد .

    نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
    نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
    نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
    نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
    نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    اصولا انسان طالب بهترین هاست...حال اینکه توانایی بدست آوردن آن را داشته باشد یا در رسیدن بدانها عاجز و ناکام باشد مانع از خواست درونی وی نخواهد بود.این تمایلات درونی گاه معنوی ست و گاه مادی. کیست که از رسیدن به درجات بالای ایمان خوشحال نشود؟ کیست که از مومن حزب اللهی دل خوشی نداشته باشد؟ هرچند خود شخص به آن مرحله هم نرسد اما فطرتا این گونه اشخاص را دوست می دارد؛البته هستند کسانی که از برخی خوبی ها گریزانند،حتی در دل نسبت به آنها احساس تنفر و انزجار می کنند؛اینگونه افرادی همانانی هستند که به مرحله قساوت قلب و زشتکاری رسیده اند و میتوان گفت ایشان مصداق بارز آیه 10 سوره مبارکه روم هستند آنجا که فرمود: آنگاه فرجام كسانى كه بدى كردند [بسى] بدتر بود [چرا] كه آيات خدا را تكذيب كردند و آنها را به ريشخند مى‏گرفتند...

    در مادیات؛خانه،اتومبیل،شغل و هر آنچه مربوط به ظواهر دنیای ست هم همین طور است... کیست که از خودروی آخرین مدل و خانه چند صد متری و مشاغل پردرآمد بیزار باشد؟! با توجه به آنچه گفته شد آدمی تحت هر شرایطی طالب خوبی ها،زیبایی ها،آسایش،آرامش و خلاصه آنچه تمام و کمال است بوده،هرچند بدانها نرسد. یکی از مسائل مهم برای پسران جامعه،بحث ازدواج و همسر گزینی ست.

    معیار انتخاب همسر برای ازدواج پسران،از دغدغه های اصلی ایشان است چرا که صرف نظر از هر منصب،شغل،ملیت و قومیتی؛هر کس با هر دین و آئینی آخرین مرحله و غایت آمال و زحماتش در گرو تامین آرامش و آسایش خانواده اش خلاصه می شود.

    تمام گرفتاریها،دوندگی ها،مشکلات عدیده اقتصادی،مشغله های فکری و چاره جویی مردان برای تامین نیازهای خانواده است...از همین جاست که پسران برای اصالت بخشی به این مسئولیت بدنبال همسری مناسب هستند.

    گذشته از آن که برخی دلایل عدم تمایل جوانان به مقوله ازدواج را در مطالب پیشین به چالش کشیدیم و در مطلب دوستی دختر و پسر از منظر آیات قرآن مجید و دختران باید بگویند:از ماست که بر ماست بدانها اشاراتی داشتیم،اما درصد بالایی در اندیشه ازدواج سالم بوده و می کوشند تا در این انتخاب تیرشان به خطا نرود.

    طبق روال همیشه نیم نگاهی به آیات قرآن مجید می تواند گره گشای مبحث پیش رو باشد.

    معیار قرآنی برای انتخاب همسر کدام است؟

    کدام دختر شایستگی انتخاب دارد؟

     در آیه ۵ از سوره مبارکه تحریم به ۶ ویژگی زن نمونه اشاره شده است که سعی خواهیم کرد هر یک را بطور خلاصه وار و فشرده به بحث گذاریم.

    ۱-مسلمات:یعنی تسلیم باشد،اهل سرکشی و طغیان نباشد.آنچنان در برابر اوامر الهی تسلیم شود که تسلیم همسر بودن را تسلیم خدا بودن بداند و مصداقی باشد از آیه شریفه:مردان سرپرست زنانند(آیه ۳۴ سوره مبارکه نساء)

    ۲-مومنات:اهل ایمان باشد؛همانی که در آیه ۱۳۶ سوره مبارکه نساء می خوانیم:

    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد به خدا و پيامبر او و كتابى كه بر پيامبرش فرو فرستاد...

    وقتی اینگونه شد به تک تک آیات این کتاب انسان ساز عمل نموده و در مسیر تعالی همسر خویش را یاری می کند.

    ۳-قانتات:در برابر همسر خود اهل تواضع و فروتنی باشد،او و جایگاهش را محترم شمرده و احترامی درخور و شایسته نثارش کند.

    ۴-تائبات:اهل توبه باشد،اگر گناهی مرتکب شد و یا خطایی از او سر زد به مبانی اخلاقی اسلام رجوع نماید و از کار خود نادم باشد نه اینکه با بی حیایی و جسارت کار خود را زیبا ببیند(آیه ۳۷ غافر)

    ۵-سائحات:اهل روزه و امساک باشد؛حال می تواند این روزه همان صیام باشد یا از لحاظ باطنی مقید به رعایت تقوا باشد.

    ۶-عابدات:بندگی خدا کند؛آنچه از او انتظار می رود را بجا آورد،به تکلیف خود موظف باشد؛وظیفه یک زن می تواند همسر داری؛تربیت فرزند و ایجاد کانون گرم برای اعضای خانواده باشد.

    با توجه به این آیه شریفه و آنچه در مطالب دختران باید بگویند:از ماست که بر ماست و دخترانی که مشتری جذب می کنند گفتیم مشخص می شود دختری برای زندگی اسلامی و الهی مناسب تر است که:

    ۱-مومنه باشد.

    ۲-محجبه باشد.

    ۳-خانه دار باشد؛اهل بیرون روی و خیابان گردی و حضور در جمع مختلط نباشد(آیه ۳۳ احزاب)

    ۴-عفیفه باشد.

    ۵-قانع باشد و بدور از زیاده خواهی.

    ۶-صالح و نیکوکار باشد.

    کسانی که دنبال معیارهایی این چنینی هستند در دنیا و آخرت خیر می بینند و دو همسری که نسبت به یکدیگر رعایت تقوا کنند درود خدا بر آنان است؛چرا که در سوره مبارکه یاسین می خوانیم:

    از جانب پروردگار[ى] مهربان [به آنان] سلام گفته مى‏شود(آیه ۵۸)

    نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    در مسیر جاده قدیم قم و در جنوب تهران محله ای که الان به بخش ارتقاء یافته...مرکزی از عواطف اصیل ایرانی و کانونی احساسی از نگاههای معصومانه پیرانی از جنس مرد و زن است که چشم براه عزیزانی دوخته اند که عیادتشان را بهترین سوغات و هدیه می دانند...همین حس نوع دوستی و عواطف ناب ما را هم به اینجا کشاند...

    جایی که اگر نشناسی،گویی در برهوت و در میان کویر احداث شده است...محیط و فیزیک آن...حال و هوای آن...غربت و گرفتگی آن...همه و همه حکایت تلخی ست از بی مهری های عده ای که درخت عواطفشان همچون اشجار پاییزی خشکیده است...اینجا کهریزک است...خانه سالمندان و آسایشگاه معلولان کهریزک...

    پدر و مادرانی که سالهای سال عمر خود را به پای تربیت فرزندانی گذاشته اند که همان فرزندان اینک نه عصای پیری شان اند بلکه بلای جانشان شده اند و والدین خود را در کمال قساوت و بی مهری به دستان پر مهر کهریزکیان سپرده اند...

    حالا که صحبت از تربیت و عاطفه شد بد نیست یکی از دغدغه های ذهنی ام را که چندی پیش در فکر نگارش آن بودم با این موضوع در هم آمیزم و با شما خوبان و دوستان همیشگی به بوته نقد و بررسی سپارم.

    اگر اشتباه نکنم اواسط دهه هفتاد بود که موسسات جدیدی به نام مهد کودک و پیش دبستانی پای در عرصه آموزشی کشور گذاشته و شروع به فعالیت نمودند.

    همین جا لازم است بدانیم میان آموزش و تربیت که از آن به امور پرورشی تعبیر می شود تفاوتی به فاصله فرسنگ هاست و این دو از هم بسیار دور و در عین حال وابسته به هم هستند چرا که هر یک نباشد دیگری کم رنگ خواهد شد...متاسفانه آموزش و پرورش ما بیشتر بر جنبه آموزشی متمرکز بوده و همین موجب شده تا غفلت از تربیت و امور پرورشی مشکلات عدیده ای در دامان خانواده ها و اجتماع گذارد.

    مهد های کودک با چه هدف و انگیزه ای شکل گرفت الله عالم...بعضی می گفتند برای رشد ذهنی کودکان لازم است...برخی دیگر آماده سازی برای ورود به محیط مدرسه را دستاویز قرار دادند و موارد متعدد دیگری که فرصت پرداختن به همه آنها نیست...اما آنچه مهم جلوه می کند معایبی ست که مهدها داشتند و ثمره آن را امروز در جامعه می بینیم...

    در ادامه به برخی از این معایب اشاراتی خواهیم داشت...

    ۱-اختلاط دختر و پسر از دوران کودکی

    در روایات بسیاری بر تربیت اسلامی فرزندان تاکید و سفارش شده است تا جایی که به پدران می فرماید: فرزندان خود را به مساجد ببرید...و در مقابل بارها عرض کرده ایم حدیث معروف از آقا امیرالمومنین(ع) که حضرت جمع مختلط را لعن فرمودند...حال شما تصور کنید این درجه اهمیت در باب تربیت را نادیده گرفتن چه تبعاتی خواهد داشت؟کودکان مانند نوار خامی هستند که هر چه در سنین پایین به آنها تزریق شود سالهای متمادی با آن انس خواهند داشت و به نوعی باورشان خواهد بود...از رفتار و گفتار والدین در خانه و اطرافیان در اجتماع پیرامون بر شکل گیری شخصیت کودک اثر خواهد گذاشت...

    وقتی کودکی از همان دوران بچگی با جنس مخالف و بدون محدودیت در ارتباط است چگونه انتظار می رود میل به جنس مخالف در او مرده باشد؟

    شما کودک را در محیط مختلط بار آورده اید حالا چگونه می خواهید او را از این جو جدا کنید...جالب است برخی الان به فکر تفکیک جنسیتی دانشگاهها هستند!(هرچند دیر است اما ما لازم میدانیم)

    چندی پیش در یکی از برنامه های تلویزیونی مطلبی عنوان شد که بسیار تکان دهنده است و آن هم اینکه میل به جنس مخالف در دختران به ۱۰ سال و در پسران به ۱۲ سال رسیده است...این فاجعه است،با این همه گستردگی تکنولوژی و زندگی ماشینی و صنعتی که مدام در حال تغذیه نیازهای مجازی و فن آوری بشر است،خانواده ها چگونه می خواهند بر فرزندان خود کنترل و نظارت داشته باشند؟!

    ۲-کمبود مهر و محبت...نقصان عواطف

    طبیعتا کودکی که محبت مربی مهد جایگزین مهر مادرش شود،انسانی سست عنصر و بی عاطفه بار خواهد آمد همین کودک که امروز در چت رومها،فضای مجازی،محیط دانشگاه و جامعه دلیل ارتکاب گناه خود را تنهایی و دلیل تنهایی اش را عدم حضور والدین در خانه می داند...

    مادری که کودو خود را به مهد می سپارد و خود شاغل است از چند نکته غافل است...

    الف)این مادر برای چه کار می کند؟او در پی کسب در آمد است؟

    این مادر نمی داند که بیش از در آمدش را باید صرف فرزند در مهد خود کند....

    ب)آسایش خود و فرزندش را می طلبد؟

    فرزندی که آغوش گرم مادر و کانون گرم خانواده را تجربه نکرده هرچند آسایش ظاهری داشته باشد قطعا آرامش روانی نخواهد داشت،او ساعتهایی از عمر خود را در دورانی که تشنه مهر و محبت مادری ست در جای دیگر صرف کرده و حالا که ساعات حضور در منزل فرارسیده با پدر و مادری خسته از مشکلات روزمره کاری مواجه است...چگونه جبران محبت خواهد شد؟

    ۳-جوانان امروز جامعه ما ثمره مهدهای دیروز

    با نگاهی به آمار و ارقام و نیم نگاهی به وضعیت کنونی جامعه در می یابیم،جوانان امروز ما که در سنین ۱۸-۲۴ سال هستند غالبا نتیجه همان مهدهایی هستند که بدانها اشاره کردیم...

    از وضعیت حجاب و عفاف،احترام به والدین،نوع برخوردها و ادبیات...و از همه مهمتر سبک و سیاق زندگی و باورهای اعتقادی همه نشانگر تربیت غیر اسلامی کودکان دیروز و جوانان امروز جامعه ما هستند...و مسلما می دانیم هر چه از آموزه های دینی فاصله بگیریم عملکردی مغایر با دستورات دین خواهیم داشت...همین می شود که امروز جامعه ایرانی شباهتی با ام القرای جهان اسلام ندارد...کمتر تشابهی با شیعیان مخلص آقا امیرالمومنین(ع) وجود دارد...

    خانواده ها و والدین بدانند چنین کودکی که عواطف خشکیده ای دارد و فردی سست عنصر بار آمده همین شخص ابایی ندارد که والدین را به خانه سالمندان ببرد ...

    نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

     

    دانلود۶۰ کتاب از استاد قرائتی

     

    براي دانلود به ادامه مطلب برويد

     

     

     

    نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    چو بشکفد ز لبت غنچه های پاک دعا
    تو را به فاطمه(س) سوگند التماس دعا
     
     
    این دست های خالی و ساده دخیلتان
    ما را فقط به رسم رفاقت دعا کنید
     
     
     
    میان سجده سبز سحرگاهان اگر بر خاطرت رد شد خیال من، دعایم کن.
     
     
     
    خدایا به فرشتگانت بسپار که لحظه لحظه نیایش خویش، دوستان مرا از یاد نبرند.
     
     
     
    چه دعایی کنمت بهتر از این :
     
    خنده ات از ته دل
     
    گریه ات از سر شوق
     
    و دلت کلبه ای از مهر و صفا
     
    قلب تو جلوه ای عشق و ارادت به خدا
     
     
     
    تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را
     
    میان ربنای سبز دستانت دعایم کن
     
     
     
    اگر یادتان بود و باران گرفت دعایی به حال بیابان کنید.
     
     
     
    مرا بسپار در یادت به وقت بارش باران، نگاهت گر به آن بالاست در وقت دعا، قلبت مثال بید می لرزد،
    دعایم کن دعایم کن که من محتاج محتاجم
     
     
    ز مردم دل بکن یاد خدا کن / خدا را وقت تنهایی صدا کن
    در آن حالت که اشکت می چکد گرم /  غنیمت دان و ما را هم دعا کن . . .
     
     
    آن لحظه که قلبت به خدا نزدیک است / آن لحظه که دیده ات ز اشک خیس است
    یاد آر که محتاج دعایت هستم . . 
     
     
    فرشته ها برای آزادی انسانها از دستان شیطان و بخشش معاصی وبردن آنها به ملکوت
    مسابقه داده و منتظر ندای بنده های خدا هستند. اللهم لبیک
    مرا دعا کنید . . .
     
     
    درد مندیم اى خدا درمان نما / درد بى درما نما ن درمان نما
    هر که ارد دست حاجت نزد تو / با ر الهى درد او درمان نما
    التماس دعا
     
     
    انیس قلب خود تنها خدا کن / خدا را در دل شبها صدا کن
    ز خوف حق چو اشکی را چکاندی / به حال این رفیقت هم دعا کن . . .
     
     
    امشب که بلرزید دل و بغض و صدایت / آرام روان گشت دلت سوی خدایت
    رفتى به در خانه آن قاضى حاجات / یاد آر مرا ملتمس لطف و دعایت . . .

    نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


    کامل ترین نرم افزار پخش فایل های صوتی و تصویری K-Lite Codec Packs 5.2.0 Full

    نرم افزاری که قابلیت پخش 99% از فیلم هایی که از اینترنت دانلود می کنید را می دهد


    حتماً برای شما نیز پیش آمده که پس از دانلود فیلم و یا کلیپ تصویری از اینترنت، Player های موجود در سیستم قادر به پخش کردن آن کلیپ نبوده و یا به صورت ناقص آن را پخش می کنند (مثلاً صدای کلیپ پخش می شود ولی تصویری آن نمایش داده نمی شود! ) این مشکل به خاطر نصب نبودن Codec مناسب برای پخش این کلیپ های تصویری بر روی ویندوز شما می باشد.
    امّا Codec چیست ؟ كلمه Codec به معنای COmpressor/DECompressor ( فشرده ساز / باز كننده فشردگی ) است : یعنی یك روتین نرم افزاری كه ویدئوی خام آماده ذخیره سازی را فشرده كرده و سپس آن را جهت اجرا بر روی كامپیوتر از فشردگی خارج می نماید.
    K-Lite Codec Pack مجموعه ای از Codec های لازم برای پخش انواع فرمت های صوتی و تصویری می باشد، به طوری که پس از نصب این مجموعه می توانید اکثر کلیپ های صوتی و تصویری (WMA, AAC, AC۳, M۴A, MP۲, OGG, DivX, AVI, WMV, RM, MOV, MP۴) را در سیستم خود اجرا (پخش) کنید. این مجموعه در هنگام نصب، همچنین یک Media Player Classic نصب می کند که می توانید به جای تمامی Player های موجود در سیستم از این Player برای پخش فایل های صوتی و تصویری خود استفاده کنید. شما با نصب K-Lite Codec Pack در ویندوز می توانید با استفاده از برنامه هایی مانند JetAudio و Windows Media Player تمام فرمت های موجود را پخش کنید در این حالت برای پخش فایلهای RM و RAM دیگر نیاز به نصب RealPlayer ندارید و یا برای پخش فایلهای MOV نیاز به نصب Quick Time ندارید. برای پخش DVD و SVCD نیاز به نصب پلاگین یا برنامه ای مانند PowerDVD ندارید و ...

    قابلیت های کلیدی نرم افزار K-Lite Codec Packs:
    - توانایی پخش 99% از انواع فرمت های صوتی و تصویری
    - به روز بودن Codec ها
    - حجم کم و سبک بودن Player
    - نمایش زیرنویس
    - و ...

    حجم فایل: 11.7 مگابایت

    دانلود - لینک مستقیم | لینک کمکی
    دانلود - لینک مستقیم | لینک کمکی

    رمز فایل: www.persiangfx.com

    نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    دو تصویر زیر یکی مربوط به دیدار نخست وزیر عراق با رهبر انقلاب

    در تاریخ (۱۳۹۲/۰۹/۱۴) و دیگری مربوط یه ديدار نلسون ماندلا

    رئيس جمهور سابق آفريقاى جنوبى با رهبر انقلاب در تاریخ (۱۳۷۸/۰۷/۲۵) می باشد

    که تنها تغییر در مبلمان دفتر رهبر معظم انقلاب

    رنگ شدن و عوض کردن روکش آن می‌باشد.



    نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل



    امان از این تورم

    حتما درباره سیستم ایمنی بدن زیاد شنیده‌اید؛ سلول‌های لنفاوی مختلف که در سراسر بدن گردش می‌کنند و علیه عفونت‌ها و بیماری‌ها مبارزه می‌کنند. بلعیدن باکتری‌ها، واکنش علیه ویروس‌ها، ترشح مواد تب‌زا هم از فعالیت‌های اعضای سیستم ایمنی است. می‌شود این‌طور مثال زد که سیستم ایمنی بدن، ارتش و نیروی نظامی بدن است که با تهاجم بیگانگان مبارزه می‌کند. با این حساب درست مثل ارتش، این سیستم ایمنی هم باید پادگان‌هایی داشته باشد که در سرتاسر بدن سربازان خود را جمع کند. آنها را پرورش دهد و در هنگام صلح آنها را نگهداری کند. این پادگان‌ها همان غدد لنفاوی هستند که در نقاط مختلف بدن پراکنده‌اند و همان‌طور که هنگام بحران در کشور پادگان‌ها به حالت آماده‌‌باش درمی‌آیند، این غدد لنفاوی هم هنگام بیماری یا التهاب، به حالت آماده‌باش در می‌آیند و این همان زمانی است که بزرگ شدن غدد لنفاوی یا لنفادنیت رخ می‌دهد...
    سیستم لنفاوی بدن از سلول‌های مختلف، عروق و ارگان‌هایی مثل طحال تشکیل شده است اما اصلی‌ترین قسمت این سیستم غدد لنفاوی هستند که حداقل تعداد آنها ۶۰۰ عدد است.
    بیشتر این غدد لنفاوی در ناحیه سر و گردن و بعد در زیر بغل‌ها و کشاله ران تجمع پیدا کرده‌اند. در هنگام مواجهه با عفونت‌های باکتریایی و ویروسی و یا حتی در هنگام التهاب ناشی از بعضی بیماری‌ها از جمله سرطان، این غدد لنفاوی متورم می‌شوند.
    ● علایم و نشانه‌ها
    بسته به علت تورم غدد لنفاوی، علایم گوناگونی ممکن است همراه با این اتفاق به وجود بیایند که می‌توان به اینها اشاره کرد:
    ▪ بزرگ شدن یک غده لنفاوی بیش از یک سانتی‌متر
    ▪ دردناک و حساس شدن غدد لنفاوی
    ▪ آبریزش بینی، گلودرد و بقیه علایم عفونت دستگاه تنفسی
    ▪ بزرگ شدن سراسری تمام غدد لنفاوی در بدن که ممکن است به خاطر یک عفونت شدید و یا آلودگی با ویروس HIV باشد.
    ▪ تورم اندام‌ها به خاطر بزرگ شدن غدد لنفاوی و جلوگیری از تخلیه طبیعی خون و لنف اندام
    ▪ قرمز و ملتهب و دردناک شدن پوست روی غدد لنفاوی متورم
    هرکدام از علایم فوق همراه با بزرگ شدن غدد لنفاوی می‌توانند نشان‌دهنده بیماری خاصی باشند. گاهی اوقات هم این تورم‌ها زودگذر وخوش‌خیم هستند و خودشان بهبود پیدا می‌کنند اما به طور کلی باید در صورت داشتن تورم غیرطبیعی غدد لنفاوی حتما به پزشک مراجعه کرد.
    ● کی برویم دکتر؟
    خیلی از اوقات تورم غدد لنفاوی به خصوص غدد لنفاوی گردن چندان شدید نیست و بعد از مدتی با برطرف شدن علت زمینه‌ای بیماری مثل سرماخوردگی یا گلودرد، خودبه‌خود برطرف می‌شود اما در صورت نگرانی خودتان و یا داشتن هر کدام از حالات زیر بهتر است سریع‌تر به پزشک مراجعه کنید. متخصص بیماری‌های عفونی یا متخصص داخلی، بهترین گزینه‌ها برای مراجعه اولیه هستند. این پزشکان بعد از تشخیص و در صورت لزوم می‌توانند شما را به پزشکان دیگری مثل جراحی یا متخصص خون ارجاع دهند.
    بزرگ شدن یک یا چند غده لنفاوی بدون دلیل خاص، بزرگ شدن مداوم یک غده یا بزرگ ماندن آن بیش از دو هفته، سفت بودن غده و غیرمتحرک بودن آن، همراهی آن با تب، تعریق شبانه یا کاهش وزن بدون دلیل، همراهی آن با گلودرد شدید و اختلال در تنفس یا بلع غذا و گرم و قرمز و دردناک بودن یک غده لنفاوی متورم، علایمی هستند که باید به خاطر آنها به پزشک مراجعه کرد.
    ● این تورم از کجا می‌آید؟
    شایع‌ترین علت بزرگ شدن غدد لنفاوی عفونت است؛ به خصوص عفونت ویروسی. اگر چه انواع دیگر عفونت هم می‌توانند بسته به محل درگیری باعث بزرگ شدن غدد لنفاوی شوند، گلودرد چرکی، اوریون، سرخک، عفونت گوش، دندان عفونی و آبسه کرده، مونونوکلئوز عفونی، عفونت پوست و محل زخم و عفونت‌های شدیدتری مثل سل و بعضی انواع بیماری‌های مقاربتی از شایع‌ترین دلایل عفونی لنفادنیت هستند. عفونت ناشی از چنگ زدن گربه و همچنین بیماری توکسوپلاسموز هم تورم چند غده لنفاوی را به دنبال دارند.
    به غیر از این بیماری‌های عفونی، بیماری‌های التهابی مثل لوپوس یا آرتریت روماتویید و یا آلودگی با HIV و همچنین سرطان‌هایی مثل لمفوما و لوسمی (سرطان خون) و همچنین گسترش یا متاستاز هر نوع سرطان پیشرفته‌ای هم می‌تواند تورم غدد لنفاوی را موجب شود.
    بزرگ شدن غدد لنفاوی به خودی خود یک علامت و نشانه است و فقط نشان‌دهنده این است که بدن در حال مبارزه با یک بیماری است اما گاهی خود این لنفادنیت هم می‌تواند مشکل‌زا شده و عوارضی را در پی داشته باشد. به وجود آمدن آبسه‌های عفونی و یا گسترش عفونت در خون (باکتریمی یا سپتی سمی) ممکن است به دنبال تورم شدید غدد لنفاوی به وجود بیاید.
    ● آزمایش‌های تشخیصی
    پزشک معمولا بعد از معاینه عمومی و گرفتن شرح حال بیماری از شما غدد لنفاوی‌تان را از نظر اندازه، قوام، متحرک بودن و یا حساس بودن معاینه می‌کند و سپس بسته به تشخیص اولیه ممکن است آزمایش‌هایی را درخواست کند. آزمایش خون، متداول‌‌ترین آزمایش است که بسته به تشخیص دکتر ممکن است انواع خاصی از آن مانند کشت خون یا بررسی دقیق آن در زیر میکروسکوپ هم درخواست شود.
    تصویربرداری‌های مختلفی مثل رادیوگرافی ساده از قفسه سینه (مثلا برای رد کردن بیماری سل)، سی‌تی‌اسکن برای تشخیص منبع عفونت یا التهاب و یا یک تومور هم ممکن است انجام شوند. کشت از محل زخم برای تشخیص نوع عفونت و سپس بیوپسی از غدد لنفاوی به وسیله سوزن (FNA) هم از دیگر آزمایش‌های شایع است.
    گاهی ممکن است پزشک بخواهد به جای FNA و خارج کردن بخشی از غدد لنفاوی، همه غده به طور کامل خارج شده و زیر میکروسکوپ بررسی شود. سونوگرافی هم یک آزمایش بی‌خطر است که گاهی در مورد بعضی بیماری‌ها هنگام تورم غدد لنفاوی انجام می‌شود.
    ● درمان لنفادنیت
    همان‌طور که می‌توان حدس زد اصلی‌ترین درمان لنفادنیت، درمان علت به وجود آورنده آن است. در مورد عفونت‌های باکتریایی، آنتی‌بیوتیک‌ها اصلی‌ترین درمان هستند. بسته به نوع و میزان عفونت، آنتی‌بیوتیک ممکن است به صورت خوراکی یا تزریقی تجویز شود.
    در مورد عفونت‌های ویروسی مصرف آنتی‌بیوتیک به هیچ وجه صحیح نیست و با پایان دوره بیماری، معمولا غدد لنفاوی پس از مدتی به اندازه طبیعی خود باز می‌گردند.
    در مواقع بیماری‌هایی مثل لوپوس و آرتریت روماتویید هم باید تورم غدد لنفاوی را با برطرف کردن التهاب بیماری به وسیله کورتون درمان کرد. لنفادنیت‌های ناشی از سرطان هم اغلب فقط با درمان کامل سرطان بهبود می‌یابند.
    اگرچه گاهی اوقات لازم است که برای جلوگیری از گسترش سرطان، این غدد لنفاوی را از بدن تخلیه کرد؛ مثل کاری که در مورد غدد لنفاوی زیر بغل، موقع درمان سرطان پستان انجام می‌شود.
    درمان‌های خانگی لنفادنیت را می‌توان با کمپرس گرم روی محل تورم و مصرف مسکن‌هایی مثل ایبوبروفن، آسپرین و استامینوفن انجام داد. آسپرین و بروفن خود ضد التهاب هم هستند و علاوه بر برطرف کردن درد، کمی التهاب و تورم غدد لنفاوی را نیز کاهش می‌دهند. استراحت به میزان کافی هم در کاهش تورم غدد لنفاوی موثر است.
    ● تورم خوب، تورم بد
    هر بزرگ شدن غدد لنفاوی نباید باعث نگرانی شما شود. همان‌طور که می‌دانید علت اکثر این لنفادنیت‌ها می‌تواند یک عفونت ساده باشد. دو راه ساده برای تشخیص اینکه یک لنفادنیت خطرناک است یا معمولی وجود دارد: یکی اینکه این غده در کجا قرار دارد و دیگر اینکه چه احساسی دارد؛ مثلا بزرگ شدن غده لنفاوی در جلوی گردن همراه با گلودرد خیلی نگران‌کننده نیست. اما تورم پشت گردن می‌تواند کمی نگران‌کننده باشد.به طور کلی در تورم خوش‌خیم غدد لنفاوی معمولا این غده‌ها کوچک با حاشیه کاملا مشخص و با قوام خمیری هستند و اغلب متحرک‌اند یعنی از زیر انگشت حرکت می‌کنند.
    غدد لنفاوی‌ای که حاشیه مشخص ندارند و پهن‌اند، بیش از اندازه بزرگ‌اند(حداقل بزرگ‌تر از یک سانت)، بیشتر از دو هفته باقی مانده‌اند و متحرک نیستند و قوام سفت و سختی دارند، معمولا برای پزشکان نگران‌کننده‌ترند. همچنین دیدن غدد لنفاوی در جاهایی که معمولا غدد لنفاوی دیده نمی‌شوند مثل روی زانو، روی آرنج، پشت گردن توجه بیشتری را می‌طلبند در حالی که تورم غدد لنفاوی زیر گردن، کشاله ران و زیر بغل چندان غیرطبیعی نیست.
    ● به دکترمون چی بگیم؟
    معمولا بسته به علامت بیماری نوع پزشکی که انتخاب می‌کنید، متفاوت است. گاهی به پزشک خانواده و پزشک عمومی مراجعه می‌کنید و گاهی به خاطر شدت بیماری به یک اورژانس؛ اما به هر حال در نظر داشته باشید، دانستن و آماده کردن اینکه به پزشک‌تان چه بگویید، می‌تواند به او و شما در تشخیص و درمان بیماری کمک کند.
    علایم بیماری‌تان را بنویسید: انواع، مدت زمان حضور علایم، زمان شروع و هر نوع علایمی که خودتان فکر می‌کنید می‌تواند به بیماری مرتبط باشد. از علایم کوچکی مثل یک سرماخوردگی ساده یا شبه آنفلوآنزا در هفته گذشته هم نگذرید.
    لیستی از احتمال آلودگی‌ها و عفونت‌هایی که با آنها در تماس بودید، تهیه کنید. عوض کردن خاک باغچه، چنگ انداختن گربه‌ خانگی، تماس با فرد مبتلا به بیماری، مصرف غذاهای خام یا خوب پخته نشده و یا هر نوع رفتار پرخطری را در این لیست بنویسید.
    داروهایی که مصرف می‌کنید و سابقه بیماری‌هایتان را هم از قلم نیندازید. هنگام مراجعه به پزشک سعی کنید یکی از بستگان خود یا یک دوست را هم همراه ببرید.
    از پزشک راجع به مسری بودن بیماری‌تان، میزان استراحت لازم، ‌آزمایش‌ها و اقدامات درمانی مورد نیاز و همچنین تاثیر بیماری بر مصرف داروهای دیگرتان هم سوال کنید.
    ● دکتر چه خواهد پرسید؟
    به غیر از شرح حال معمول و سوال‌هایی از قبیل علایم بیماری و مدت زمان آنها و زمان شروع، پزشک ممکن است بعضی سوالات دیگر هم بپرسد که دانستن آنها باعث می‌شود شرایط معاینه و شرح‌حال برایتان استرس‌زا نباشد و همچنین آمادگی پاسخگویی آن را داشته باشید.
    پزشک ممکن است سوالاتی مانند این بپرسد که، آیا به تازگی وزنتان کاهش شدید پیدا کرده است؟ آیا به تازگی به منطقه خاصی مسافرت کرده‌اید؟ آیا اخیرا شریک جنسی‌تان یا رفتار جنسی‌تان را تغییر داده‌اید؟ آیا رفتار جنسی ایمنی دارید (مثلا از کاندوم استفاده می‌کنید)؟ آیا سیگار می‌کشید؟ آیا کسی در خانواده شما سابقه سرطان دارد؟
    ● بیوپسی از غدد لنفاوی
    بیوپسی از غدد لنفاوی برای خارج کردن بخشی از بافت این غده و مشاهده آن زیر میکروسکوپ انجام می‌شود. تشخیص بیماری‌های عفونی و یا سرطان و همچنین آزمایش‌های مختلفی مثل تست ژنتیک، کشت سلول‌ها یا حتی مطالعه سیستم ایمنی هم به وسیله همین بیوپسی یا نمونه‌برداری از غدد لنفاوی انجام می‌شود. این نمونه‌برداری که با سوزن‌های مخصوص و در شرایطی کاملا استریل صورت می‌گیرد FNA نام دارد. FNA را می‌توان در کلینیک تخصصی و یا حتی مطب پزشک هم انجام داد. به غیر از FNA می‌توان به وسیله خارج کردن کل توده و یا بیوپسی با سوزن‌های ضخیم هم نمونه‌برداری انجام داد. قبل از انجام بیوپسی حتما پزشک را از شرایط خودتان مثل داروهایی که مصرف می‌کنید، حساسیت به ماده بی‌حسی، بیماری انعقادی خون و یا شرایط مشابه مطلع کنید.
    برای انجام FNA، پزشک ابتدا محل بیوپسی را ضدعفونی می‌کرده و سپس با سوزن معمولی و ماده بی‌حس‌کننده لیدوکائین پوست روی غده لنفاوی را بی‌حس می‌کند و سپس با سوزن مخصوص به غده لنفاوی نفوذ کرده و بخشی از بافت را که در داخل سوزن باقی مانده، خارج می‌کند. FNA خیلی سریع انجام می‌شود (بین ۵ تا ۱۵ دقیقه) و معمولا هیچ عارضه‌ای ندارد. بعد از انجام این کار با کمی فشار روی محل نمونه‌گیری و بانداژ جلوی خون‌ریزی گرفته می‌شود.
    FNA اگر صحیح انجام نشود می‌تواند باعث گسترش عفونت در محل شود. قرمز و حساس شدن محل نمونه‌گیری، خارج شدن چرک، به وجود آمدن تب و تجمع مایع و کیست از محل نمونه‌گیری می‌تواند نشانه عوارض FNA باشد که البته چندان معمول نیست.

    نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

     مطلع الفجر به بیشتر اهداف خود دست


    یافت. بیشتر مناطق اشغال شده آزاد شده بود.


    ابراهیم مسئول جبهه میانی عملیات بود. نیمه های شب با

    بی سیم تماس گرفتم و گفتم: داش ابرام چه خبرا!؟


    گفت: یشتر مناطق آزاد شده. اما دشمن روی یکی از تپه های

    مهم در منطقه انار شدیدا مقاومت میکند.


    گفتم: من با یک گردان نیروی کمکی دارم میام. شما هر طور

    میتونید تپه را آزاد کنید.


    هوا در حال روشن شدن بود. با نیروی کمکی به منطقه انار

    رسیدم. یکی از بچه ها جلو آمد و گفت: حاجی ابراهیم رو زدن!

    تیر خورده تو گردن ابراهیم.....
    رنگ از چهره ام پریده بود. با عجله خودم را به سنگر امدادگر رساندم. تقریبا بی هوش بود.

    خون زیادی از گردنش رفته بود. اما گلوله به جای حساسی نخورده بود.

    پرسیدم چطور ابراهیم را زدند. کمی مکث کرد و گفت: برای نحوه حمله به تپه به هیچ نتیجه ای

    نرسیدیم. همان موقع ابراهیم جلو رفت. رو به سوی دشمن با صدای بلند اذان صبح را گفت! با

    تعجب دیدیم صدای تیر اندازی عراقی ها قطع شده. آخر اذان بود که گلوله ای شلیک شد و به

    گردن او اصابت کرد!

    از این حرکت بچه گانه او تعجب کردم. یعنی چرا این کار را کرد!؟

    ساعتی بعد علت کار او را فهمیدم. زمانی که 18 نفر از نیروهای عراقی به سمت ما آمدند و

    خودشان را تسلیم کردند!

    یکی از آنها فرمانده بود. او را بازجویی کردم. می گفت: ما همگی شیعه و از تیپ احتیاط بصره

    هستیم.

    بعد مکثی کرد و با حالت خاصی ادامه داد: به ما گفته بودند ایرانی ها مجوس و آتش پرست

    هستند!

    گفته بودند به خاطر اسلام به ایران حمله میکنیم. اما وقتی موذن شما اذان گفت بدن ما به لرزه در

    آمد! یکباره به یاد کربلا افتادیم!!

    برای همین دوستان هم فکر خودم را جمع کردم و با آنها صحبت کردم. آنها با من آمدند. بقیه نیرو

    ها را هم به عقب فرستادم. الان تپه خالی است.

    ماجرای عجیبی بود. اما به هر حال اسرای عراقی را تحویل دادیم. عملیات ما در آن محور به

    اهداف خود دست یافت و به پایان رسید.

    از این ماجرا پنج سال گذشت. زمستان 65 و در اوج عملیات کربلای 5 بودیم. رزمنده ای جلو

    آمد و با لهجه عربی از من پرسید: حاجی شما تو عملیات مطلع الفجر نبودید؟

    گفتم: بله، چطور مگه! گفت: آن هجده اسیر را به یاد دارید؟! با تعجب گفتم: بله! او خندید و ادامه

    داد: من یکی از آنها هستم!

    وقتی چهره متعجب من را دید ادامه داد: ما به ضمانت آیت الله حکیم به جبهه آمدیم تا با دشمن

    بعثی بجنگیم.

    این برخورد غیر منتظره برایم جالب بود. گفتم: بعد از عملیات می آیم و شما را خواهم دید.

    آن رزمنده نام خود و دوستانش و نام گردانشان را روی کاغذ نوشت و به من داد.

    بعد از عملیات به طور اتفاقی همان کاغذ را دیدم. به مقر لشگر بدر رفتم.

    اسم و مشخصات آنها را به مسئول پرسنلی دادم. چند دقیقه بعد برگشت. با ناراحتی گفت:

    گردانی که اسمش اینجا نوشته شده منحل شده! پرسیدم: چرا!

    گفت: آنها جلوی سنگین ترین پاتک دشمن را در شلمچه گرفتند. حماسه آنها خیلی عجیب بود.

    کسی از گردان آنها زنده بر نگشت!

    بعد ادامه داد: این اسامی که روی این برگه است همه جزء شهدا هستند. جنازه های آنها هم ماند.

    آنها جزء شهای مفقود و بی نشان هستند.

    نمیدانستم چه بگویم. آمدم بیرون. گوشه ای نشستم. با خودم گفتم: ابراهیم، یک اذان گفت، یک تپه

    آزاد شد. یک عملیات پیروز شد. هجده نفر هم از جهنم به سوی بهشت راهی شدند. عجب آدمی

    بود این ابراهیم.


    نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    دانلود ۳۳ اذان با صدای قراء مصری در مقامات مختلف لحنی

    اذان در مقام بیات-طه الفشنی

    اذان در مقام بیات-علی محمود

    اذان در مقام بیات-محمد عمران

    اذان در مقام حجاز-احمد الرزیقی

    اذان در مقام حجاز-متولی عبدالعال

    اذان در مقام حجاز-کامل یوسف

    اذان در مقام حجاز-محمد عمران

    اذان در مقام حجاز-مصطفی اسماعیل

    اذان در مقام رست-ابوالعینین شعیشع

    اذان در مقام رست-شعبان صیاد

    اذان در مقام رست-طه الفشنی

    اذان در مقام رست-عبدالعزیز حصان

    اذان در مقام رست-عبدالعظیم زاهر

    اذان در مقام رست-عبدالوهاب طنطاوی

    اذان در مقام رست-کامل یوسف

    اذان در مقام رست-محمد طوخی

    اذان در مقام رست-محمد رفعت

    اذان در مقام رست-محمد صدیق منشاوی

    اذان در مقام رست-محمود خلیل الحصری

    اذان در مقام رست-محمود علی البناء

    اذان در مقام رست-مصطفی اسماعیل

    اذان در مقام رست-راغب مصطفی غلوش

    اذان در مقام عشاق مصری-محمد علی البحری

    اذان در مقام بسته نگار-محمد علی البحری

    اذان در مقام بیات-محمد علی البحری

    اذان در مقام حجاز-محمد علی البحری

    اذان د مقام صبا-محمد علی البحری

    اذان در مقام سه گاه-محمد علی البحری

    اذان در مقام زنکران- محمد علی البحری

    اذان در مقام نهاوند-محمد علی البحری

    اذان در مقام نکریز- محمد علی البحری

    اذان در مقام بیات کرد-ناصر القطامی

    اذان در مقام هزام-محمد عمران

    نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
    نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

     با رعایت ۱۰ نکته زیر، یک انسان خوش صحبت شوید!

    در گفت و گو به عنوان شنونده باید بتوانیم این احساس را به طرف مقابل بدهیم که به او اعتماد داریم تا بتواند ذهن باز داشته باشد! اینطوری به واسطه اعتمادی که به او می کنیم، ذهن خودمان هم برای دریافت حرف هایش باز می شود.

      
        روابط اجتماعی   صحبت‌کردن

    شاید شما هم با دیدن عنوان این مطلب بگویید یک حرف زدن ساده که دیگر این حرف ها را ندارد اما اگر بدانید که در خیلی از کشورها برای آموختن همین ۱۰ اصل گفت و گو انجمن دارند و کارگاه می گذارند و آن را با فرمت های مختلف، به کوچک و بزرگ یاد می دهند چه؟

    اگر بدانید پشت این مهارت ها، ایده های بزرگ فلسفی است که می شود با آن ساعت ها پز روشنفکری داد چه؟ اگر بدانید خیلی از موفقیت های ریز و درشت تحصیلی و کاری و خانوادگی تان به همین مهارت داشتن در گفت و گو بستگی دارد چه؟ اگر پشت بسیاری از دلخوری هایتان از دیگران رعایت نکردن یک یا چند تا از این ۱۰ مهارت باشد چه؟


    ۱ جانبداری

    طرف نظر خودتو را بگیر!

    شاید با دیدن مهارت های دیگر این سوء تفاهم پیش بیاید که گفت و گو یعنی اینکه انسان خود را با آنچه دیگری می گوید، وفق دهد و از نظرات خود صرف نظر کند اما تسلیم و دنباله روی با روح گفت و گو منافات دارد.

    برای همین اینکه بتوانیم از نظر خودمان دفاع کنیم، خودش یک بخش از گفت و گوست. اگر ما ریشه های حرفی که می زنیم را بشناسیم، راحت می توانیم از حرف خودمان دفاع کنیم. یادتان باشد صداقت اینجا هم شرط است. اینکه ما بگوییم چه تردیدهایی داریم و اینکه از دیگران برای تکمیل نظرمان کمک بگیریم هم بخشی از جانبداری ما از نظر خودمان است.

    ۲ موضع یادگیرنده

    دانش آموز باشید نه استاد!

    « نه، صبر کن »، « نه اینجوری نیس، بذار من بگم ». احتمالا شما هم در گفت و گوهایتان از این جمله ها زیاد شنیده اید یا برعکس، زیاد آنها را به کار برده اید. راستش خیلی تقصیری ندارید. ما جوری بار آمده ایم که دلمان می خواهد بیشتر در نقش یک عالم همه چیزدان در گفت و گوها ظاهر شویم تا یک مشتاق به دانستن. فکر می کنیم که ما بهتر بلدیم، بهتر می دانیم و ودر پاسخ به صحبت دیگری اولین حرفی که به نظرمان می رسد، این است که بگوییم «نه» و حرف خودمان را بزنیم.

    اما گفت و گو وقتی ثمربخش است و باعث پیشرفت و ثبات ارتباط ما با هم می شود که بپذیریم همه چیز را نمی دانیم. ما باید بپذیریم که ممکن است در مورد موضوعی که ما فکر می کنیم به آن مسلطیم، دیگری حرف تازه ای بزند که برای خود ما هم جالب است. یادتان باشد که برداشت ما فقط بخشی از واقعیت است. اولین مهارت گفت و گو همین است؛ اینکه ما در گفت و گو به جای « استاد سخنران همه چیزدان » خودمان را به جای « دانش آموز مشتاق یادگیری » بگذاریم؛ چیزی که متخصصان گفت و گو به آن می گویند: « موضع یادگیرنده.»

    ۳ گشودگی ذهن

    مخت را تکان بده

    در گفت و گو به عنوان شنونده باید بتوانیم این احساس را به طرف مقابل بدهیم که به او اعتماد داریم تا بتواند ذهن باز داشته باشد! اینطوری به واسطه اعتمادی که به او می کنیم، ذهن خودمان هم برای دریافت حرف هایش باز می شود. به زبان آدمیزاد اینکه حاضر باشید با ایده های تازه آشنا شویدو موقتا از دیدگاه های شخصی خودتان دست بکشید، یعنی اینکه ذهنتان در مقابل دیگران باز است.

    گشودگی ذهن چیزی بیش از یک خصوصیت فردی است، نوعی شیوه ارتباطی با دیگران است. اگر در شروع یک رابطه حتی یکی از طرفین بتواند با گشودگی ذهن در مقابل دیگری رفتار کند خوب است ولی در ادامه برای پیشرفت یک رابطه و گفت و گوی موفق باید هر دو طرف برای عمل به چنین رفتاری تلاش کنند.

    ۴ به تعلیق درآوردن فرضیات

    پیش فرضتو خط بزن!

    در زندگی روزمره کمتر متوجه می شویم که عینک خاصی را به چشم زده ایم که ادراک و برداشت های ما را با قاطعیت شکل می دهد و آنها را محدود می کند، زیرا این نوع برداشت در طول زندگی و از دوران کودکی در خون و گوشت ما نفوذ کرده است. ارزیابی های سریع و جهت گیری های فوری در زندگی، احساس امنیت به وجود می آورند. تنها در صورتی که بفهمیم به چه میزانی وابسته به آنها هستیم، قادر خواهیم بود در آنها تجدید نظر کنیم و الگوهای قدیمی و تله های فکری را کنار بگذاریم. ما دائم با محیط در ارتباط هستیم و همیشه در حال ارزش گذاری و قضاوت. مثلا این بهتر است یا آن؟ کدام یک بزرگتر است؟ کدام زیباتر است؟ چه چیز خطرناکتر است؟ چه کسی سریع تر یا کندتر است؟ تاثیر من چگونه است؟ بدین ترتیب با ردیفی از ارزیابی های روزانه به سر می بریم.

    آگاهانه یا ناآگاهانه درباره داده های بی شماری تصمیم می گیریم، انتخاب می کنیم. واقعیت را آنطور که مناسب می دانیم، می سازیم و متوجه نمی شویم که اینها ساختارهای خودمان است. تصمیمات و اعمالمان به وسیله ارزیابی ها وتصورهای خاص ما از جهان که روی واقعیات عینی پرده افکنده اند تعیین و اجرا می شوند. به وسیله گفت و گو می توان این عکس العمل های ناخودآگاه، اتوماتیک و زنجیروار را که در اثر الگوهای ذهنی به وجود آمده اند، شکست.

    برچسب ها هم قضاوت ذهنی هستند. خیلی وقت ها ما با برچسب زدن به همدیگر پیشداوری می کنیم و از همانزاویه با فرددیگر برخورد می کنیم. در این صورت توانایی ها و خصوصیات دیگر او نادیده گرفته می شود و حتی آن ویژگی ها در فرد تعطیل می شود. در صورتی که هر انسانی بالقوه دارای خصوصیات بی شماری است که در شرایط مناسب می تواند شکوفا شود. پیش فرض های خودتان را بشناسید و آنها را موقع گفت و گو کنار بگذارید.

    ۵ از دل سخن گفتن

    هر چه می خواهد دل تنگت بگو!

    این دیگر خیلی سخت است. اینکه ما حرف واقعی خودمان را بزنیم، بدون آنکه آن را در لفافه طعنه و تظاهر بپیچیم. یک رابطه ساده اما عمیق، دقیقا از همین اصل از دل سخن گفتن سرچشمه می گیرد. «نکند این حرفی که می زنم او را ناراحت کند» مهمترین باوری است که مانع از دل سخن گفتن ما می شود. یک ور پیچیده تر از دل سخن نگفتن، این است که ما فقط برای جلب توجه دیگران حرف بزنیم، نه برای زدن حرف خودمان. اینکه از دلمان حرف بزنیم، به همین خاطر باعث گزیده گویی می شود.

    ۶ گوش دادن

    شنیدن از سودای جان

    « چند بار باید یه حرفی رو به تو بزنم؟ »، « چرا وقتی حرف می زنم حواست به من نیس؟ »، « اون که همیشه فقط منتظره حرف خودش رو بزنه، عجیب نیس حرف تو را نشنیده »، « ببخشید دوباره می گی چی گفتی، اصلا حواسم به تو نبود »، « من که دیگه چیز برای تو تعریف نمی کنم »، « من اصلا نشنیدم تو داشتی حرف می زدی». حتما شما هم در مکالمه هایتان از این قبیل جمله ها درباره کسانی که درست به حرف طرف مقابل گوش نمی دهند استفاده کرده اید. فرق شنیدن با گوش دادن این است که شنیدن فقط یک عمل فیزیولوژیک است اما در گوش دادن، ما حرف طرف مقابل را ادراک می کنیم. بیشتر وقت ها، ما موقع گوش دادن، توجه و حضور ذهن کافی نداریم.

    حضورمان بیشتر فیزیکی است. انگار داریم حرف های طرف مقابل را دنبال می کنیم ولی در واقع به چیزهای دیگر فکر می کنیم. نشان دادن اینکه داریم گوش می دهیم (با تکان دادن سر مثلا)، اینکه حرف های دیگران را قطع نکنیم، اینکه ادامه حرف هایش را خودمان نزنیم، اینکه هر جا را نفهمیدیم سوال کنیم. اینکه بین شنیدن و گفتن حرفمان فاصله باشد هم در واقع تکنیک های عملی گوش دادن هستند.

    ۷ ناظر خویش بودن

    به خودت نگاه کن!

    « بر خویشتن خویش ناظر بودن » آخرین مهارتی است که برای ایجاد گفت و گوی بالنده به آن می پردازیم. این مهارت را می توان مجموع همه مهارت های دیگر دانست. برای عملی کردن این مهارت به آگاهی مدام نیاز داریم. آگاه بودن به خودو آنچه که انجام می دهیم، درست همان موقع که در یک گفت و گو شرکت می کنیم و از آرا و نظرات خود حرف می زنیم یا از دیگری در مورد عقایدش سوال می کنیم و حتی وقتی در سکوت به حرف های دیگران گوش می دهیم، باید سعی کنیم که به آنچه انجام می دهیم دقت داشته باشیم.

    گویا خود را از خود جدا می کنیم و از بالا به خود نگاه می کنیم. بر خویشتن خویش ناظر بودن مثل این است که در لحظه ای که در یک ارتباط قرار می گیریم، به خاطر داشته باشیم که در مورد هر موضوعی که با دیگران ارتباط برقرار می کنیم، همه چیز را نمی دانیم و موضع یادگیرندگی داریم و اینکه به خود یادآوری می کنیم که به دیگری احترام کامل بگذاریم، زیرا ذات انسانی قابل احترام است و ذهن خود را باز می گذاریم تا نظرات دیگران را بی قضاوت های آنی گوش کنیم و آمادگی دریافت نظرات جدید را داریم.

    همچنین به خود یادآوری می کنیم که باید صداقت داشت و از دل سخن گفت و هنگام گوش دادن با تمرکز به آنچه دیگری می گوید گوش فرا دهیم، نیز به خودیادآوری می کنیم که یک گفت و گوی موفق بدون شتاب پیش می رود و همیشه فرضیات قبلی ما تمام و کمال درست نیست و نمی توان براساس داشته های قبلی همه اتفاقات و حرف ها را تفسیر کرد.

    وقتی بر خویش ناظریم، به یاد داریم که به شکل سازنده ای از نظرات خود دفاع کنیم و برای روشن بودن حرف هایمان ریشه های فکریمان را درباره آن موضوع بیان کنیم و برای رسیدن به درک متقابل از احوالات و نقطه نظرات دیگران جویا بشویم.

    ۸ احترام کامل

    این علامت مخصوص گفت و گوست!

    دومین مهارت گفت و گو « رعایت احترام کامل » است. احترام به دیگری به معنای آن است که دیگری را آنگونه که هست، به رسمیت بشناسیم و حتی بتوانیم موقتا خود را به جای او فرض کنیم و تصور کنیم که اگر در شرایط مشابه او بودیم، شاید همان خصوصیات را می داشتیم و همانطور فکر و عمل می کردیم. ممکن است آنچه را که سایرین می گویند یا فکر می کنند دوست نداشته باشیم اما نمی توانیم مشروعیت آنها را به عنوان یک انسان انکار کنیم. یک میزگرد نماد مناسبی برای گفت و گوی محترمانه است زیرا گردی میز می گوید کسی در این مجلس بالاتر از کس دیگری نیست اما برای ایجاد برابری مورد نیاز انجام گفت و گو به چیزی بیش از یک ابزار مثل میز گرد نیاز داریم؛ چیزی مثل داشتن نگرش برابر نسبت به انسان ها.

    ۹ جویندگی

    سوال کن!

    طرح یک سوال ساده و صادقانه موقع گفت و گو، بسیار تاثیر خوبی بر طرف مقابل دارد. پرسیدن سوال هم علاقه ما به طرف مقابل را نشان می دهد و هم کمک می کند خودمان بفهمیم طرف دارد چه می گوید. متخصصان گفت و گو به این مهارت می گویند « جویایی یا جویندگی ».

    یادتان باشد جویندگی، اگر دقیق اجرا نشود، ممکن است این تصور را در دیگران ایجاد کند که داریم در کارشان دخالت می کنیم. ضمنا یادتان باشد به بهانه جویندگی به دنبال سردرآوردن از شرایط زندگی و افکار دیگران نباشیم.

    ۱۰ عجله نکردن

    شتاب سنج داشته باش!

    آقایان! خانم ها! و مخصوصا شما آقایان! گاهی طرف مقابل فقط حرف می زند که حرفش را زده باشد. بعضی وقت ها فرصت بدهید که دیگران حرف بزنند و شما فقط گوش دهید، نگاه کنید و بگذارید طرف مقابل بداند که شما فقط می خواهید گوش دهید، بدون هیچ عجله ای برای دیکته کردن راه حل هایی که شتابزده به ذهنتان می رسد. بعضی وقت ها عین کلاس اولی ها می خواهیم جواب هایمان را قبل از اینکه صورت مساله را متوجه شده باشیم، از حفظ و به ترتیب بگوییم. عجله نکنید و به صورت مساله گوش کنید.


    نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


    شقاق مخرج anal fissure

    پارگیtearing و خراشیدگی و ترک abrasion و زخم در مخرج را شقاق یا فیشر گویند. این پارگی سبب اسپاسم(انقباض) اسفنگتر داخلی مخرج می شود و این یکی خود سبب درد و افزایش عمق پارگی بر اثر کاهش خونرسانی به مخرج شده و زخم شدید می شود.

    شیوع: از نوزادی تا پیری دیده می شود و کلا بی نهایت شایع است.

    علل: معمولا یبوست واسهال طولانی و زور زدن streining زیاد در موقع دفع مدفوع و زایمان و استفاده طولانی از ملین ها عامل آن است.

    گاهی فشار داخل کانال مخرج بعلت افزایش فعالیت (تونیسیته) سیستم اسفنکتریک( سیستم کنترل دفع مدفوع) بالا می باشد و در نتیجه خونرسانی به پوست ومخاط مخرج مختل می شود و شقاق ایجاد می شود. اختلالات روحی و روانی نیز سبب افزایش تونوسیته سیستم اسفنکتریک شده و گاهی سبب شقاق می شود.

    علل ناشناخته :گاهی در هر حال علتی واضح برای شقاق پیدا نمی شود.

    علائم: درد مخرج و خونریزی علائم اصلی آن است.

    درد مهمترین عامل تشخیصی شقاق می باشد این درد در زمان دفع تشدید می شود و نیز دوره ای می باشد یعنی دوره های پی در پی تسکین و عود دارد و درد در هر دوره شدید و طولانی تر می شود تا اینکه دائمی شود. منحنی زیر درد در نظر داشته باشید. به دلیل تشدید درد در زمان دفع بیمار حتی المقدور از دفع مدفوع امتناع می کند و لذا یبوست تشدید شده و آن نیز سبب شدید تر شدن زخم شده و چرخه معیوب ایجاد می شود. اگر از شروع اولین درد 6-3 هفته گذشته باشد آنرا شقاق حاد و اگر بیشتر باشد آنرا شقاق مزمن گویند و شقاق مزمن اغلب یک حاشیه برجسته در اطراف خود دارد.
    شقاق حاد معمولا با درمان طبی و داروی درمان می شود ولی شقاق مزمن اغلب نیازمند جراحی (لیزری یا استاندارد) است.

    خونریزی:
    دفع خون روشن در زمان دفع یا بعداز آن از دیگر علائم شقاق است. با دفع مدفوع سیاهرنگ(melena) باید علل دیگری را جستجو نمود.

     ترشحات چرکی می تواند بعلت عفونت ثانویه شقاق ایجاد شود.
     گاهی در حاشیه های برجسته شقاق فیستول کوچکی سبب دفع ترشحات چرکی می شود.
     خارش مخرج گاهی ایجاد می شود ولی وجود آن برای تشخیص ضرورت ندارد.
     گاهی بواسیر(هموروئید) بطور همزمان با شقاق وجود دارد و وجود توام آنها دلیلی برای اقدام جراحی( لیزری با استاندارد) حتی در شقاق حاد می باشد.
    شقاق در ذات خود سرطان زا نیست اما خاصه در بالای 40 سالگی باید وجود همزمان آنها را در نظر داشت.

    درمان:


    درمان طبی: شقاق حاد در50% موارد و شقاق مزمن در 10% موارد با درمان داروئی بهبود می آبد. بطور کلی در شقاق حاد درمان داروئی و در شقاق مزمن درمان جراحی ارجح تر است.

    درمان شقاق چند اصل مهم دارد:
    درمان یبوست  -  کنترل درد  -  لگن آب گرم

    درمان داروئی شقاق را با استفاده از رژیم پر فیبر آب فراوان و تحرک بیشتر(ورزش بیشتر) درمان کنید و در صورت لزوم از ملین استفاده کنید.درد با استفاده از کرم های بیحس کننده زایلوکائین محتوی ضد التهاب مثل کورتیزون خاصه در زمان دفع تسکین داده می شود.

    درمان جراحی: موثرترین روش درمان شقاق مزمن قطع اسفنکتر داخلی است و میزان موفقیت آن 100-95% است.

    بطور کلی هر گاه علیرغم درمان طبی درد فیشر بمدت یکماه باقی بماند و یا بعداز بهبود اولیه عود نماید اقدام به جراحی می شود. در صورت درد شدید نیز تصمیم به عمل جراحی سریعتر انجام می شود. در عمل جراحی با بیحسی موضعی و بصورت سرپائی در مطب روشهای استاندارد و یا با استفاده از لیزر اقدام به قطع اسفنکتر داخلی در نواحی طرفی می شود و زائده پوستی sentinel pile نیز برداشته می شود. با استفاده از داروهای بیحسی کننده طولانی اثر بیمار می تواند بلافاصله به محل کار خود مراجعه نماید. اکثر بیماران بهبود فوری درد را تجربه می کنند ولی تا چند روز بعد از آن درد حاصله را می توان با مصرف مسکن کنترل نمود.

    دستورات بعد از عمل:


    1- رژیم پرفیبر
    2- استفاده از ملین در صورت لزوم
    3- مسکن
    4- آنتی بیوتیک
    5- پیاده روی و استحمام و نیز رانندگی بلامانع است. 



    نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    http://www.ebhamlinks.com/tab91/mo4469.jpg

    اولين رابطه جنسی در شب زفاف هميشه دردناك نيست

    اما براي برخي از زنان(و يا حتي مردان) امكان دارد كه اين ارتباط در شب زفاف

    نامطلوب و دردناك شود.


    بقيه در ادامه مطلب
    نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    ● چكیده:
    پاسخگوئی در اساسی ترین مفهوم خود،‌به جوابگوئی در برابر یك شخص، به خاطر عملكرد مورد انتظار تعبیر می شود. در این مقاله ما سعی كردیم به بحث پاسخگوئی و تفاوت آن با مسئولیت اشاره كنیم و ویژگیهای یك سیستم مناسب پاسخگوئی كه شامل دسترسی آسان، پاسخگوئی سریع، دسترسی بدون دردسر،‌كاركنان با اختیار عمل ، گزینش و آموزش كاركنان بانك اطلاعات، مشتری حمایت سازمانی و منصفانه و بی طرف بودن سیستم پاسخگوئی است، بررسی كنیم
    ● مقدمه
    امروزه سازمانهائی كه خواهان موفقیت هستند، در جستجوی راههائی هستند كه بتوانند رهبری بازار را در كنترل خود در آورند. یكی از مهمترین عوامل موفقیت، مشتری گرائی در سازمان است. در این راستا بسیاری از سازمانها به حرف اكتفا كرده‌اند و كمتر به صورت واقعی و عملی به آن پرداخته اند. كلید ورمز موفقیت اجرای عملی مفهوم مشتری گرائی، در استراتژی سازمان نهفته است. این استراتژی باید مبتنی بر حل مساله و مشكل مشتری از طریق شناسائی نیازهای آشكار و پنهان او در حال و آینده باشد. بازارهای محصولات در سطح ملی و جهانی به طور روزافزونی در حال رقابتی شدن است. به علاوه دوره عمر محصولات به دلیل تغییرات مداوم فن آوری و نیز نیازهای مشتریان در حال كوتاه شدن است. در چنین محیطی بالطبع یك سازمان هیچ گونه حق انتخابی نخواهد داشت. سازمان باید نیازهای آینده مشتریان را پیش بینی كرده و سعی كند آنها را تامین نماید. تامین نیازهای مشتریان به تنهائی كافی نیست، زیرا شركتهائی در ارائه محصولات جدید موفق بوده اند كه توانسته اند به نیازهای آینده مشتریان پی ببرند.
    ● پاسخگوئی :
    پاسخگوئی واژه ای پیچیده است كه هم اكنون بصورت یك واژه معمولی درآمده است. كلمه ای كه در همین چند دهه یا پیش تر از آن به ندرت و صرفا به معنی و مفهوم نسبتا محدودی به كار گرفته می شود۰ پاسخگوئی در اساسی ترین مفهوم خود،‌به جوابگوئی در برابر یك شخص، به خاطر عملكرد مورد انتظار تعبیر می شود. پاسخگویی، معمولا چالشی برای مدیران است و در دوره اصلاحات حتی بیش از یك چالش است. زیرا امكان فرستادن پیامها و ارتباطهای مختلط را برای كاركنان پیرامون انتظارات بسیار بزرگ فراهم می كند. پاسخگویی محكمه داوری است كه در تعریف و تمجید از یكسو و سرزنش و ملامت از سوئی دیگر توزیع می گردد.
    ● تفاوت مسئولیت و پاسخگوئی:
    در فرهنگهای لغت مسئولیت(Responsibility) بصورت موظف بودن، مورد سئوال بودن ، در مورد انجام كاری تعریف شده است و پاسخگوئی به صورت زیر تعریف شده است:
    فرایندی كه ضمن آن همه اعضاء سازمان در برابر اختیارات و وظائف محوله باید جوابگو باشند. از نظر امور عمومی پاسخگوئی یعنی كاركنان سازمان در هر مرتبه و مقامی باید سرزنش و یا ستایش ناشی از اخذ یك تصمیم یا انجام یك اقدام را بپذیرد،‌بنابراین كاركنان در هر رده سازمانی در برابر یك مقام ارشد تر از خود در برابر اقداماتشان پاسخگو می باشند. اما مسئولیت هر شخصی كه دارای زیر دست است در برابر اقدامات آنها مسئول است. به عبارت دیگر پاسخگوئی فردی است اما مسئولیت جمعی است . در پاسخگویی كاركنان در برابر اقدامات خود مسئول می باشند اما در مسئولیت مدیر برای اقدامت زیردستان مسئول شناخته می شود به طور مثال وزیر، مسئول اقدامات و كارهای انجام شده توسط كاركنان وزارت خانه خود می باشد.
    پاسخگوئی در معنای پاسخدهی مشتاقانه همانند كنترل، به هدفهائی اشاره دارد كه با اولویتهای افراد مطابقت داشته باشد. به هر حال در عین حال كه كنترل به نقش اجباری فشار خارجی تاكید دارد،‌پاسخدهی مشتاقانه بطور گسترده ای به اطاعت كلی كاركنان پیرامون درخواستهای مردم با هر انگیزه ای كه وجود دارد اشاره می كند. دقیقا همانطور كه پاسخگوئی بعنوان یك وسیله قدرتمند در تحمیل كنترل به شمار می رود، به نحوی كه گاهی اوقات همراه با كنترل شناخته میشود، همان اهمیت پاسخگویی در تشویق پاسخدهی مشتاقانه نیز دیده می شود، به نحوی كه گاهی این دو مفهوم با یكدیگر ادغام شده اند.
    در پاسخگویی از موسسات فراهم كننده خدمات برای افراد جامعه ،‌خواسته می شود كه در برابر نیازهای مشتریان پاسخدهی داشته باشند كه این پاسخدهی مشابه با روش شركتهای بخش خصوصی كه برابر درخواستهای مشتری حساسیت به خرج می دهند. در این قضیه پاسخدهی مشتاقانه كاركنان به طور مستقیم در برابر مردم است به جای اینكه بطور غیر مستقیم از طریق نمایندگان مردم انجام شود.
    لاف لاین با تاكیدی كه روی مدیریت انتظارات و خواسته ها در درون موسسات داشتند، به دنبال این بود كه مجددا بیان كند، پاسخدهی مشتاقانه در برابر كارگزاران و عاملان خارجی بعنوان روح اصلی پاسخگوئی به شمار می آید. از بعد دیگر پاسخدهی مشتاقانه پاسخدهی ای است كه كاركنان در برابر عموم به طور مستقیم دارند. این موضوع به طور چشم گیری در متون مدیریت شكل گرفته است یكی از اهداف عمده ای كه جنبش اصلاح مدیریتی پدید آورده است ایجاد موسساتی است كه در برابر ارباب رجوع هایشان پاسخدهی مشتاقانه داشته اند. به همان نحوی كه شركتهای بخش خصوصی در برابر مشتری هایشان دارای برخورد مناسب هستند، كاركنان بخش دولتی نیز تشویق شده اند كه هر چه بیشتر خوش برخورد باشند، ،‌عموم مردم مساعدت بیشتر می نمایند و به تبعیت از مقررات و آئین نامه ها یا اطاعت از دستورالعملهایی مقامات ارشد بوركرات خود تمركز و توجه كمتری داشته باشند.
    توجه اصلی به ارباب رجوع تكیه كلام اصلی پاسخگوئی است. ‌كاركنان به ویژه كسانی كه در ارائه خدمات دخیل هستند، در حال حاضر بعنوان پاسخگوی بدون واسطه در برابر عموم مردم قرار دارند به خاطر این ضرورت كه آنها به نیازهای بیان شده توسط ارباب جوع هایشان پاسخ می دهند.
    گفته می شود كه ارتباطات سبك بازار برای فراهم نمودن یك كانال دیگر جهت پاسخگویی است . زیرا كه آنها مشوق هایی را برای فراهم كنندگان خدمات ایجاد می كنند تا آنها خواسته های مصرف كنندگان را نیز به حساب آورد و در نظر بگیرند. یقینا برخی از مكانیزمهای توجه به ارباب رجوع ، روشهای پاسخگویی به مفهوم اصلی آن را شامل می شود. به عنوان نمونه ،‌حوزه ای جهت شكایت در مورد نارضایتی از خدمات و جبران خسارت وجود دارد. بیانیه هائی كه در مورد روشهای شكایت موجود است، ماموران بازرسی و دادگاههای اداری همه موسسات طراحی شده پاسخگویی هستند تا كاركنان هر چه بیشتر در برابر نیازهای مردم پاسخدهی مشتاقانه داشته باشند.
    ● ویژگیهای اساسی یك سیستم پاسخگوئی مناسب به شكایات مشتریان:
    نومن و كاتلین برای یك سیستم پاسخگوئی مناسب به شكایات ویژگیهای زیر را بر شمردند.
    ۱) دسترسی آسان: باید راههای متنوعی برای طرح شكایات مشتریان فراهم شود.
    ۲) پاسخگوئی سریع : مشتریان در اسرع وقت باید پاسخ مستقیم دریافت نمایند.
    ۳) دسترسی بدون دردسر: سیستم رسیدگی به شكایات بایدبدون زحمت در دسترس مشتری باشد.
    ۴) كاركنان با اختیار عمل : كاركنان سیستم پاسخگوئی باید واجد اختیارات لازم برای حل مشكلات مشتریان باشند.
    ۵) گزینش و آموزش كاركنان : كاركنان سیستم پاسخگوئی به شكایات باید از آموزشهای لازم در زمینه ارتباطات انسانی و جنبه های فنی محصول بهره مند گردند.
    ۶) بانك اطلاعات مشتری: سازمان باید واجد یك بانك اطلاعات مكانیزه و قابل دسترس در موردتمام مشتریان باشد.
    ۷) حمایت سازمانی: مدیریت مالی سازمان باید منابع وتوجه لازم به حل شكایات تخصیص دهد.
    ۹) منصفانه و بی طرف بودن: رسیدگی به شكایات باید بدون اعمال نظر شخصی و سوگیری انجام شود.
    ● دسترسی آسان:
    صرف نظر از شماره تلفنهائی كه به طور رایگان برای طرح شكایات و نظرات مشتریان اختصاص یافته و امروزه بسیار متداول است، سیستم پاسخگوئی به شكایات باید جامعیت بیشتری داشته و امكان طرح مسائل و مشكلات از كانالهای مختلف تسهیل گردد . این موارد می تواند به طور عمده شامل طرح مساله از طریق كاركنانی كه تماس مستقیم با مشتری دارند، از طریق پست و یا به صورت حضوری با مسئولین و مقامات اجرائی باشد. در هر صورت یك سیستم پاسخگوئی مناسب باید به سرعت شكایات مطروحه را صرف نظراز نحوه طرح و مراجع دریافت كننده، سریعا وارد عمل نموده و به آن رسیدگی نماید.
    به طور مثال هواپیمائی بریتیش ایرویز كیوسكهائی در فرودگاه هیث رو لندن ایجاد نمود تا مسافرین این شركت بتوانند بلافاصله پس از پایان پرواز نظرات و پیشنهادات و مسائل خود در ارتباط با این شركت را مطرح سازند. گروه هتلهای ماریوت یك خط تلفن شبانه روزی برای دریافت نظرات مشتریان همزمان با اقامت آنها در هتل پیش بینی و راه اندازی نموده است.
    نصب صندوقهای پیشنهادات نیز روشی است كه شركتها به آن توجه نموده اند و از این طریق مبادرت به دریافت و جمع آوری نظرات مشتریان خود می نمایند بدین ترتیب ملاحظه می گردد كه موسسات به صورت فعال به دنبال دریافت نظرات مشتریان خود هستند و این امكان را فراهم می نمایند كه مشتری شكایت خود را به ساده ترین، آسانترین و كم هزینه ترین طریق مطرح نمایند.
    ● پاسخ سریع :
    یك سیستم رسیدگی به شكایات مناسب، پاسخ شكایات واصله را به سرعت و به طور مستقیم ارائه می نماید.
    شركت سلكترون كه یكی از برندگان جایزه كیفیت بالدریج است، زمانی كه شكایتی دریافت می كند. طرف كمتر از ۲۴ ساعت با شاكی تماس می گیرد. این تماس موجب می شود ، شاكی به صورت خلاصه در جریان نحوه رسیدگی قرار گیرد، اقدام شاكی تشكر شود و در صورت نیاز اطلاعات تكمیلی از او اخذ گردد و ظرف مدت یك هفته مجددا با شاكی تماس گرفته و به او گفته می شود كه علت بروز مشكل چه بوده است و چه اقدامی در جهت اجتناب از بروز موارد مشابه صورت گرفته است. سیستم شكایات سالكترون دو ویژگی دارد. نخست آنكه شاكی از دریافت شكایات و بررسی در مورد آن مطلع می شود. دوم آنكه حتما این پاسخ در كوتاه ترین زمان ممكن داده شود. كاری كه در بسیاری از شركتها صورت نگرفته و یا به شكلی ناقص انجام می شود.
    شركتهائی كه به شاكیان خود پاسخ نمی دهند (یا حتی اگر بررسیهای لازم را انجام داده و نتایج حاصله را در فرایندهای عملیاتی شركت تاثیر داده باشند) امكان به وجود آمدن تصویری منفی از شركت در اذهان را فراهم می سازند. این افراد دیدگاه منفی به وجود آمده را به سایر افراد و مشتریان انتقال می دهند. در تحقیقی كه در خصوص شركتهای بزرگ تولید صورت گرفته است قریب ۲۵ درصد از مشتریان پاسخی در ارتباط با شكایات مطروحه خود دریافت ننموده اند. دیدگاه این مشتریان در مورد شركت در شش جنبه مورد تحقیق كه عبارتند از انصاف، رضایت بخشی، شهرت ،‌جذابیت،‌رفتار مناسب و كیفیت پاسخگوئی ، به سرعت نزول كرده بود.
    بعد دیگر از سرعت پاسخگوئی ، سرعت در رسیدگی و حل مساله است. شركت باید در هر حال موضوع شكایت را حل و فصل نماید. رفع شكایت می تواند اشكال مختلفی داشته باشد. از صرف آگاه كردن مشتری تا پرداخت غرامت یا جایگزین كردن كالا یا خدت مورد نظر ، طبیعتا اگر رفع شكایت توام با پرداخت مابه ازائی به شاكی باشد، رضایتمندی بیشتری را فراهم خواهد نمود.
    ● دسترسی بدون دردسر:
    سیستم رسیدگی به شكایات نباید تنها تبدیل به یك وسیله پاداش به افرادی شود كه در پیگیری و حصول نتیجه، پیگیر و سمج هستند. همانگونه كه قبلا اشاره گردید یكی از وظایف اساسی سیستم رسیدگی به شكایات، آشكارسازی شكایات پنهان و ترغیب مشتریان ناراضی به ارائه شكایات آنهاست. محققان تخمین می زنندكه مشتریان در هر لحظه ناراضی هستند ولی تعداد كمی از این مشتریان ناراضی زحمت شكایات كردن را به خود می دهند. چون شكایت كردن مستلزم وقت، هزینه و دردسر های خاص خود است لذا باید سیستم پاسخگوئی طوری طراحی شود كه با كمترین هزینه ودردسر قابل دستیابی باشد.
    ● كاركنان با اختیار عمل :
    سئوالی كه در اینجا مطرح است این است كه آیا كاركنان به ویژه آنهائی كه غالبا با مشتریان درگیر هستند به طور مناسبی در مورد رفتار با مشتریان اختیار عمل دارند. یك مشتری نباید از یك بخش به بخش دیگر ارجاع داده شود. یك شخص در یك شركت باید برای پاسخگوئی به مشتری نهایت اختیار عمل و مسئولیت را داشته باشد. در یك شركت كوچك ممكن است این كار توسط مالك آن انجام شود ولی در سازمانهای بزرگتر این كار به مدیر امور مشتریان محول می گردد. شخصی كه برای این كار انتخاب می شود باید در دسترس باشد و این اختیار عمل به او داده شود كه به عنوان نماینده سازمان در كلیه امور مربوط به مشتری با آزادی عمل انجام وظیفه نماید.
    باون و لاولر اختیار عمل كاركنان را به صورت زیر تعریف كرده اند.
    ● پاداش * دانش * اطلاعات * قدرت = اختیار عمل
    دادن قدرت بیشتر به كاركنان بدون اطلاعات، دانش و پاداش اثر بخش نخواهد بود. كاركنان باید اطلاعاتی درباره انتظارات و بازخورد به مشتری داشته باشند. همچنین دانش از اهداف كسب و كار و فرایند ارائه خدمت ،كه جزئی از آن است لازم است . شركتهای خدماتی باید پاداشها را بر مبنای استفاده اثر بخش كاركنان از قدرت ، اطلاعات و دانش برای بهبود كیفیت خدمات و عملكرد مالی شركت تخصیص دهند. برخی از مزایازای این رویكرد عبارتند از :۱) تصحیح اشتباهات : در خدمات ، تولید بدون نقص ممكن نمی باشد. زیرا خدمات در حضور مشتری تولید می شود. هارت اظهار می دارد اشتباه بخشی از هر كار خدماتی است. حتی بهترین شركتها در ارائه خدمات گاهی با مشكلات خاصی مواجه می شوند. در خدمات تصحیح خطا برای تصحیح چنین اشتباهاتی ارائه شده است. هدف تصحیح خطا، مفهوم دیگری به نام تولید بدون نقص می باشد كه به معنی حداقل مشتری از دست رفته می باشد. كیفیت بهبود نمی یابد مگر اینكه اندازه گیری شود. شركتها هنگامی می توانند كیفیت را اندازه گیری نمایند كه از طریق تولید بدون نقص، تبعات و هزینه تولید معیوب و دوباره كاری و… را آشكار سازند . شركت های خدماتی نیز دارای تولیدات معیوب هستند. تولیدات معیوب آنها مشتریان از دست رفته است كه دیگر از شركت خرید نمی كنند مشتریان طی زمان سودآوری بیشتری برای شركت به همراه می آورند. در برخی از صنایع مشتریان در سال اول سودآوری ندارند به دلیل هزینه های جذب مشتری و از سالها بعد به سودآوری می رسند این اطلاعات در باره روش مشتریان و اختیارات لازم برای تصحیح اشتباهات می تواند حصول اهداف فوق را ممكن سازد.
    ۲) خشنود ساختن مشتریان با فراتر رفتن از انتظارات آنها: اختیار دادن به كاركنان در اینجا می تواند باعث ارضای نیازهای خاص مشتریان شود. برخی حوادث و شرائط ناشی از اشتباه شركت نمی باشد اما مشتریان اعتقاد دارند كه شركت باید برای آنها آمادگی داشته باشد مثل نیاز یك فرد به باطری در هواپیما.
    دادن اختیار عمل به كاركنان به تنهائی كافی نیست چون هر اختیار عملی مستلزم خواستن مسئولیت است . یك گروه خرده فروشی مسئولیت واختیارات كاركنان خود رابه صراحت چنین بیان می كند:
    الف) اختیارات همكاران ما عبارتند از :
    ▪ اختیار انجام هر كاری كه برای جلب رضایت مشتری لازم است
    ▪ اختیار انجام اقدامات بدیع و آزمایش امور جدید و حق اشتباه كردن
    ▪ حق درك كردن رفتار و گفتار دیگران
    ▪ اختیار انتخاب محیط كاری مناسب
    ▪ حق مورد تقدیر قرار گرفتن به خاطر دستاوردها
    ▪ اختیار كمك كردن و پشتیبانی مشتری
    ▪ اختیار ارائه انتقادات سازنده
    ▪ حق ارتقا در داخل شركت مطابق با سرعت پیشرفت خود
    ب) مسئولت و وظایف همكاران ما عبارتند ا ز:
    ▪ مسئولیت انجام هر كاری كه برای جلب رضایت مشتری لازم است.
    ▪ مسئولیت مشاركت و همكاری با گروه
    • مسئولیت مربی و استاد كار بودن
    ▪ مسئولیت صادق و وفادار بودن
    ▪ مسئولت پاسخگو بودن نسبت به اعمال خویش
    ▪ مسئولیت بهبود مستمر عملكرد خویش
    ▪ مسئولیت آوردن افكار نو به درون سیستم
    ● گزینش و آموزش كاركنان
    مدیریت نیروی انسانی به منزله یكی از پیچیده ترین ،‌فنی ترین و حساس ترین زمینه های فعالیت مدیران در كاركرد منابع انسانی است كه در جهت پاسخگوئی به انتظارات مشتریان به كار گرفته می شود. در این راستا مدیریت نیروی انسانی به مثابه فرایندی مطرح می شود كه چگونگی جذب آموزش، سازماندهی،‌نگهداری ،‌كاربرد و ارزیابی مستمر كاركنان را با توجه شرائط موقعیتی و نیز محیط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی كه در آن سازمان عمل می كند مورد توجه قرار می دهد.
    پس از آنكه نیروی انسانی تعیین و جذب شد باید دانش ، رفتار و عملكردش نیز بهبود یابد. پرورش و بهبود از راه آموزش و افزایش مهارت باید به گونه ای باشد كه افراد را آماده بهره برداری در سطوح و مراتب سازمانی سازد. این امر در گرو مدیریت متناسب با ارتفای فردی، گروهی و سازمانی موسسه مربوطه است و با توجه به تغییرات تكنولوژی و روشهای انجام كار، افزایش پیچیدگی سازمانها، تنوع تخصصها و مشاغل حساس در رویاروئی با مشتریان، امر آموزش و پرورش نیروی انسانی باید به طور مداوم و بر اساس سنجش عملكرد افراد و برنامه ریزی وضعیت پیشرفت آنان مشخص و انجام شود.
    میلت و استون معتقدند كه آموزش و بهسازی مهارتها و دانش عملكرد موثر برای كاركنان، در انجام وظایف شغلی خود را به وجود آورد. علاوه بر این آموزش می تواند برای كاركنان تازه استخدام و یا بدون تجربه در سازمان موثر باشد. همچنین آموزش برای كاركنان خاصی كه شغل آنها تغییر كرده است،‌یا شغل خود را از دست داده اند بسیار مفید است.
    آموزش فنون و مهارتهای ارتباطی به كاركنان ضروری است علاوه بر آن آموزش روشهای رسیدگی به شكایات و درخواست های مشتریان در سازمان لازم است . در خلال این دوره های آموزشی و قبل از اینكه كاركنان را موظف به پاسخگوئی تماس های تلفنی كنند به آنها یاد می دهند كه چگونه به تلفنها جواب دهند،‌چگونه با مشتریان برخورد نمایند و چگونه به نامه های ارسالی پاسخ دهند. ‌بعد از طی این دوره هر یك از كارمندان نظام پاسخگوئی باید هر ساله یك دوره آموزشی ۲۰ ساعته را بگذرانند.
    خط مشی های منابع انسانی شركت باید متناسب با سطح خدماتی كه ارائه می كند باشد. لذا مدیریت باید در ابتدا به واحدهای مختلف توجه نماید،‌سپس با توجه به نیازهای مشتری،سیاستهای كاری خود را طراحی كند. مدیران مالی شركت باید هنگام طراحی سیاست های پرسنلی، كاركنان خود را با توجه به دایره محل كار آنها دسته بندی كنند و سپس هر بخش را به طور مجزا مورد بررسی قرار دهند. هنگام بررسی هر یك از این گروهها ، باید به مسائل مهمی چون تعاملات میان مشتریان و شركت نیز توجه كرد لذا مدیر باید با هر یك از كاركنانش متناسب با شخصیت و توانائی هایش برخورد كند.
    مساله بسیار مهم و دیگر در این زمینه انگیزش كاركنان است . زیرا بسیاری از كارها خسته كننده ویكنواخت است و علاوه بر ان ایجاد انگیزه در كاركنان به شیوه های مختلف برای برقراری ارتباط موثر با مشتریان امری ضروری است. سیاست شركت در این زمینه باید طوری باشد كه كاركنان هدف سازمان را هدف خود بدانند و در راستای رسیدن به ان هدف تمام تلاش خود را به كار گیرند. این كار امكان پذیر نیست مگر با تشویق و ترغیب كاركنان به انحاء‌مختلف .
    ● بانك اطلاعات مشتری :
    سازمان باید واجد یك بانك اطلاعات مكانیزه و قابل دسترسی در مورد تمام مشتریان به خصوص مشتریان ناراضی باشد. مزیت داشتن یك بانك اطلاعات مشتری، این است كه اطلاعات در مورد مشتریان را می توان از كانالهای مختلف جمع آوری كرد و در مواقع ضروری به آسانی از آنها استفاده كرد. سیستم پاسخگویی مناسب برای انجام مسئولیتهای خود به اطلاعات زیادی در مورد مشتریان نیاز دارد. علیرغم رشد روزافزون عرضه اطلاعات ، غالبا كمبود اطلاعات صحیح یا اطلاعات بیش از حد ولی نادرست مشكلاتی را برای سازمان و تصمیم گیری مدیران آن ایجاد می نماید. یك سیستم اطلاعات خوب سیستمی است كه با اطلاعات آغاز و به او ختم می شود. این سیستم ابتدا برای تعیین اطلاعات مطلوب و مورد نیاز و در عمل قابل تهیه و ارائه با مشتریان مصاحبه و محیط بازاریابی ایشان را برای برآورده ساختن نیازهای اطلاعاتی بررسی می كند.
    یكی از ابزارهای اصلی برای كسب اطلاعات در مورد مشتری ، سیستم تحقیقات بازاریابی است.
    ما تحقیقات بازاریابی را به عنوان عامل ارتباط دهنده مصرف كننده، مشتری و جامعه ، از طریق اطلاعات تعریف می كنیم. اطلاعاتی كه برای شناسائی و تعیین فرصتها و مسائل ومشكلات مربوط به مشتریان، ایجاد و بهبود و ارزیابی فعالیتهای مربوط به پاسخگوئی،‌نظارت بر كارآئی و فهم بهتر سیستم پاسخگوئی به شكایات مورد استفاده قرار می گیرند.
    ● حمایت سازمانی
    مدیران عالی سازمان باید منابع و توجه لازم به حل شكایات تخصیص دهد و حمایتهای لازم را از كاركنان برای جوابگوئی به مشتریان داشته باشد. ‌در سازمانهای سنتی نمودار سازمانی به صورت هرمی شكل است ، مدیران عالیرتبه در بالا و به صورت پی در پی كاركنان سطح پائین تر در قسمتهای پائین هرم قــــرار می گیرند، معمولا مشتریان در آن دیده نمی شوند و كاركنان در پائین ترین رده سازمان قرار دارند اما بعضی از سازمانها دارای نموداری دایره ای شكل هستند كه مشتریان در مركز دایره و كارمندان خط اول در دومین موقعیت ارزشمند قــــرار می گیرند نمودار (۲-۲)در این شكل مدیران در دایره های بیرونی هستند و از كاركنان خط اول حمایت می كنند .
    شركتهایی كه می خواهند به مشتریان خدمات ارائه دهند باید از بعضی از كنترلهای سنتی مدیریتی صرف نظر كنند و برای تصمیم گیری و ارائه راه حل به كارمندان خط اول اختیاراتی بدهد، به عبارت دیگر باید برای حل مشكلات به طریقی كه كارمندان فكر می كنند برای مشتریان مناسبتر است، به آنها قدرت و اختیار بدهند. مدیریت باید به این كارمندان اعتماد داشته باشد.
    مدیران سطح بالا سازمانهای خدماتی برجسته، وقت كمی صرف ایجاد هدف سودآور یا تمركز بر سهم بازار می كنند، در عوض ، توجه زیادی به كارگران خط اول و مشتریان نموده اند. مدیران موفق سازمانهای خدماتی، عوامل سودآوری در این سازمانها را كه الگوی جدید سازمانهای خدماتی هم محسوب می شوند، مورد توجه قرار داده اند. این عوامل عبارتند از سرمایه گذاری روی افراد،‌تكنولوژیی كه گارگران خط اول را پشتیبانی كنند، به كارگیری افراد شایسته و آموزش آنها و نیز پاداش متناسب با عملكرد كاركنان در كلیه سطوح. سازمانهای بسیاری بر این باور هستند كه وقتی كاركنان و مشتریان را در درجه اول اهمیت قرار دهند، در روش مدیریت و معیار موفقیت آنها تغییرات اساسی رخ خواهد داد.
    اقتصاد نوین خدمات، مستلزم تكنكیهای جدید برای سنجش سودآوری هستند. این تكنیكها اثر رضایت كارمند، وفاداری و بهره وری ر ا بر ارزش محصولات و خدمات ارائه شده اندازه گیری می كنند. بطوریكه مدیران قادر خواهند بود به رضایت مشتری و وفاداری آنها دست یابند و نیز بر سودآوری و رشد سازمانی، نفوذ و تاثیر همانندی داشته باشند. در واقع، همیشگی و مادام العمر بودن یك مشتری وفادار خیره كننده است. به ویژه در اقتصادهایی كه مبتنی بر حفظ و نگهداری مشتری پایه گذاری شده اند وقتی مراجعات مشتریان ادامه می یابد خرید محصولات وابسته نیز تكرار می گردد.
    ● منصفانه و بی طرف بودن سیستم پاسخگوئی :
    یكی از ویژگیهای اساسی یك سیستم پاسخگوئی، منصفانه و بی طرف بودن آن است. بر اساس این ویژگی رسیدگی به شكایات و پاسخگویی به آنها باید بدون اعمال نظر شخصی و سوء نگری باشد. مركز توجه این ویژگی تبعیض قائل نشدن بین طرفین مدعی در شكایت است. مدیران پیش از آنكه تصمیمی بگیرند یا دست به اقدامی بزنند باید ببیند دیگران درباره آنها چه قضاوتی می نمایند. بدین معنی كه آیا دیگران آنها را متعصب و یكسو نگر می دانند یا اینكه آنها را افرادی عادل و منصف تلقی می نمایند.
    آنها باید در هنگام قضاوت بی طرف باشند و تصمیم گیری آنها باید فارغ از اعمال نظر شخصی باشد. منصفانه و بی طرف بودن را می توان معادل عدالت در قضاوت دانست. علی رغم آنكه همه فرهنگها و مكاتب، خواهان عدالت و مدافع آن هستند ولی دین مقدس اسلام، آنكونه كه امیرالمومنین (ع) بحق زبان گویا و مجری صادق آن بوده اند، خاستگاهها ،پیامدها و اهداف خاص خود را دارد. آنطور كه می فرمایند: «و به یك چشم بنگر به همگان ، خواه به گوشه چشم نگری و خواه خیره شوی، تا بزرگان در تو طمع ستم بر ناتوان نبینند و ناتوان از عدالتت مأیوس نگردند۰
    به طور خلاصه مبنای این تحقیق كه به عنوان فرضیه های تحقیق نیز به بررسی آنها پرداختیم ویژگیهای مشترك نظریه ها و تئوریها در مورد سیستم مناسب پاسخگوئی است كه شامل سرعت پاسخگوئی به شكایات، دسترسی آسان به سیستم پاسخگوئی ، برخورد مناسب كاركنان سیستم پاسخگوئی و منصفانه و بی طرف بودن سیستم پاسخگوئی می شود. كه در نمودار صفحه بعد نشان داده شده است.
    ● نتیجه گیری:
    رضایت مشتری در حال مبدل شدن به مهمترین هدف بسیاری از شركتهای پیشرو است. تغییرات سریع در فن آوری موجب افزایش رقابت جهانی و ارتقاء سطح انتظارات مشتریان شده است. این تغییرات ضرورت توجه به نیاز،‌خواسته و انتظارات مشتریان و اتخاذ راهبردهائی كه به صورت فعال با این تغییرات هماهنگی داشته باشد را افزایش داده است.
    اگر عملكرد سازمان به طور مداوم پائین تر از حد انتظار مشتری باشد، مشتریان روگردان شده و حوائج خود را از طریق دیگری برطرف خواهند كرد. پس هر سازمانی باید به طور مستمر به نظرات مشتریان خود توجه نموده و راهكارهای لازم را برای تطابق هر چه بیشتر با خواسته های آنها ایجاد نماید. رسیدگی به نظرات مشتریان و شكایات آنها یكی از طرق جمع آوری اطلاعات در مورد نیازها و خواسته های آنها است و اهمیت آن وقتی آشكار می شود كه به تاثیر آن در حفظ مشتری پی ببریم. توجه به خواسته ها و انتظارات مشتریان كه در قالب شكایات و انتقادات مطرح می شود و پاسخگوئی مناسب به آنها موجب حركت به سمت هدف اصلی این سازمان می شود. اهداف و راهبردهای مشتری مدار سازمانها می طلبد كه به روش علمی به بررسی و تحلیل علت یا علل نارضایتی و شكایات مشتریان پرداخته و با شناخت این علل و ریشه یابی آنها از یك طرف و پاسخگوئی مناسب به آنها از طرف دیگر گامی موثر در جهت افزایش رضایتمندی مشتریان برداشته شود. وجود نظام پاسخگوئی مناسب و مشتری گرا با شناخت مشكلات و علت نارضایتی مشتریان و پاسخگویی سریع و به موقع به آنها علاوه بر اینكه موجب جلب رضایت مشتری می‌شود ، موجب صرفه جوئی در زمان وهزینه سازمان نیز می شود.

    نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


    وقتی صحبت از اجاره مسکن به میان می‌آید بدون تردید به توان مالی مستاجر فکر می‌کنیم و شرایط را متناسب با جیب او در ذهنمان ترسیم خواهیم کرد.

    گرچه این شرایط اکنون در جامعه ما به‌دلیل گرانی بیش از حد اجاره بها در شهرهای بزرگ بویژه پایتخت درست نیست و قدرت انتخاب را از مستاجران گرفته است اما بازهم در این بازار مکاره می‌توان به درصدی از خواسته‌های خود فکر کنیم و گزینه‌های مناسب را در نظر بگیریم.

    اگر بخواهیم از مسکن خوب برای اجاره سخن بگوییم طبق عرف قدیم و به قول معروف باید اول نظر بانوی خانواده را جویا شویم و نظر وی را ملاک بگیریم، چون طبق همین سنت وی قرار است در این منزل مدت زیادی از روز را سپری کند؛ بنابراین آسایش و آرامش وی در خانواده نیز تاثیر مثبت خواهد داشت.

    اما امروزه همه چیز فرق کرده و بیشتر بانوان همپای مردان خارج از منزل به اقتصاد خانواده کمک می کنند بنابراین پس از موضوع توان مالی می توان نظر کل خانواده را در این باره مورد بررسی قرار داد و با توجه به تمام شرایط بهترین گزینه را انتخاب کرد.

    به عقیده جامعه خوش نشین بهترین ملک، خانه ای است که مالک در آن ساکن نباشد، چون می توان معنی واقعی آزادی را در آن دریافت.

    به هر حال اگر قصد جابه جایی دارید و محدوده مورد نظر را با توجه به بودجه و البته فاصله محل کارتان تا آن را درنظر گرفته اید، فهرستی از موارد یاد شده برای هر ملک را که بازدید می کنید در نظر بگیرید و هنگام بازدید ملک برای موارد یاد شده نمره ای بین یک تا چهار در نظر بگیرید و سرانجام با در نظر گرفتن امتیازات بهترین و مناسب ترین گزینه را انتخاب کنید.

    به یاد داشته باشید که با برنامه ریزی دقیق و تعیین زمان مناسب برای جابه جایی بدون هیچ نگرانی و عجله می توانید به دنبال خواسته های خود متناسب با شرایط باشید و منزل مناسب را اجاره کنید:

    1. همیشه سعی کنید منزلی را انتخاب کنید که هنگام بازدید شما، تخلیه شده باشد. با این روش می توانید علاوه بر اطمینان از تعیین زمان اسباب کشی خود به واسطه خالی بودن منزل بعدی، از تمام اشکالات خانه آگاه شوید؛ چون وقتی این منزل مستاجر دارد اسباب و اثاثیه،این امکان را از شما خواهد گرفت.

    2. به ایمنی ساختمان خوب توجه کنید. شرایط آسانسور، پله فرار و استحکام ساختمان (ضد زلزله بودن) را بررسی کنید.

    3. قبل از عقد قرارداد، محله ای که ملک مورد نظر در آن واقع شده را بررسی کنید. شرایط مختلف مثل شلوغی و خدمات عمومی آن را مدنظر داشته باشید.

    4. در اوقات مختلف روز سری به منزل مورد نظر بزنید تا علاوه بر ترافیک و شلوغی مسیر منزل انتخابی از شلوغی داخل منزل و وضع همسایه ها مطلع شوید.

    5. از همسایه ها درباره صاحب خانه آینده واخلاق وی پرس و جو کنید.

    6. با توجه به گران شدن حامل های سوخت سعی کنید منزلی انتخاب کنید که دارای کنتورهای مجزای گاز، آب و برق باشد.

    7. اگر سیستم حرارتی و برودتی منزل مورد نظر شما اختصاصی باشد، بهتر است، چون می توانید مدیریت آن را خودتان به عهده بگیرید.

    8. اگر منزل مورد نظر شما آپارتمانی تک واحدی است، بیشتر علاقه مند آن شوید چون آسایش بیشتری خواهید داشت.

    9. خدمات عمومی و دسترسی ملک مورد نظرتان به محل کار یا مدرسه فرزندان از اولویت های اصلی شما باشد.

    10. سعی کنید منزلی که نورگیر مناسبی دارد، انتخاب کنید تا هم روحیه خوبی داشته باشید و هم به اقتصاد خانواده کمک کنید.

    11. واحدهایی که اتاقک آسانسورشان داخل واحد مسکونی طراحی شده را هرگز انتخاب نکنید؛ چون صدای بالا و پایین رفتن آسانسور بسیار ناراحت کننده و مخل آسایش است.

    12. سعی کنید سالن منزل مورد نظر به طور کامل مربع باشد تا بتوانید به بهترین شکل لوازم منزل را در آن بچینید.

    13. آشپزخانه منزل را خوب بررسی کنید. تعداد کابینت و نحوه قرار گرفتن گاز، یخچال و ماشین لباسشویی و ظرفشویی را خوب در ذهن خودتان ترسیم کنید و از جا شدن آنها اطمینان حاصل کنید.

    14. به نورگیر بودن آشپزخانه خوب دقت کنید، چون این موضوع باعث پاکیزگی این محیط خواهد شد.

    15. به نحوه قرار گرفتن سرویس بهداشتی منزل بسیار حساس باشید.بهترین شکل این است که این سرویس ها از دید عمومی دور باشند.

    16. دقت کنید منزل مورد نظر شما از بزرگراه و پمپ بنزین یا گاز و ایستگاه های توزیع برق فاصله داشته باشد.

    17. ترجیحا منزلی را انتخاب کنید که بالکن داشته باشد. این موضوع در بزرگ تر نشان دادن منزل بسیار تاثیرگذار است.

    18. وجود سیستم اطفای حریق را در منزل جدی بگیرید.

    19. بهترین پوشش برای دیوارهای منزل، رنگ روغن و کاغذ دیواری قابل شستشوست، بنابراین دقت کنید تا در آینده برای پاکیزگی منزل خود زیادی خرج نکنید.

    20. وجود کفشوی داخل آشپزخانه را جدی بگیرید. این موضوع از امتیازات ساختمان شما خواهد بود.

    21. معایب احتمالی منزل را قبل از عقدقرارداد، شناسایی کرده و در پایین قرارداد اجاره قید کنید تا پس از تخلیه منزل موجرمدعی مسئولیت شما درباره آن نشود.

    22. هرقدر منزل شما از نویی فاصله گرفته باشد، بهتر است؛ چراکه اجاره منزل نوبا هزینه ودردسرهای متعدد والبته هزینه اضافی بابت آسیب های وارده به ساختمان وتجهیزات آن همراه است.

    23. هنگام عقد قرارداد حتما اصل سند و شناسنامه مالک راشخصا رویت کنید تا مالکیت وی اثبات شده باشد.

    24. پیش از عقدقرارداد جای پارکینگ خود را در حضور مالک مشخص و از ادعای دیگر واحدها نسبت به آن اطمینان حاصل کنید.

    25. کمدهای دیواری منزل را وارسی کنید. این امر هم از نظر جاداری و هم از نظرخرابی پنهان درون کمد اهمیت دارد.

    26. دقت کنید کف سرویس های بهداشتی منزل معیوب نباشد.

    27. توجه داشته باشید اگر تاسیسات منزل را با وسواس بررسی نکنید، رفع کلیه عیوبی که بعد به چشمتان برسد به عهده شما خواهدبود.

    28. قبل از به پایان رسیدن مدت اجاره منزل کنونی خود، تکلیف ماندن یا جابه جا شدن را با مالک منزل مشخص کنید. با این روش می توانید سرحوصله و فرصت بهترین گزینه را انتخاب کنید؛ البته با این روش می توانید به دریافت پول ودیعه خود در زمان مقرر امیدوار باشید و گزینه های دیگر را به دلیل آماده نبودن مبلغ و دیعه نزد موجرتان از دست نخواهید داد.

    29. با توجه به تعداد نفرهای خانواده و فضای مورد نیاز خودتان، منزل آینده را انتخاب کنید.

    30. ترجیحا سعی کنید از طریق روزنامه و بدون واسطه منزل آینده خود را انتخاب کنید، چون بسیاری از آگهی ها مربوط به اجاره ملک را مستاجران کنونی آنها به روزنامه داده اند؛ چرا که آنها می خواهند برای جابه جایی هرچه سریع ترشان، مستاجری برای موجر خود پیدا کنند و مبلغ ودیعه نزد مالک را هرچه سریع تر بگیرند و دنبال سرنوشت خود بروند، بنابراین به آگهی های روزنامه امیدوار باشید.

    31. زیاد به دنبال املاک نوساز نباشید، چون علاوه بر گران تر بودن آنها، در بیشتر موارد چون مالک آن برای تامین پول خرید خود؛ آن را اجاره داده، سال آینده مجبور به ترک این منزل خواهید بود. طبق بررسی ها، خانه های سه تا ده ساله می تواند گزینه خوبی برای شما باشد.

    32. در محله های بومی با توجه به نیاز خودتان دنبال خانه باشید.

    33. به امکانات منزل توجه کنید، چون هرکدام از آنها برای شما در آینده هزینه ساز خواهد بود، پس آنچه را نیاز دارید، انتخاب کنید. به عنوان مثال آپارتمانی که دارای امکانات استخر یا سرایدار است بدون تردید هزینه ساز خواهد بود.

    34. سعی کنید تا حد امکان آپارتمان مورد نظرتان را رهن کنید، هرچند اکنون بیشتر مالکان به دنبال دریافت اجاره هستند، ولی اگر فرصت دارید باحوصله به دنبال خانه باشید. چون برخی موجران هم به دنبال رهن دادن منزل خود هستند.

    35. به دنبال اجاره منزل مسکونی در موقعیت های اداری نباشید که بدون دلیل هزینه بیشتر پرداخت می کنید.

    36. از میزان شارژ ماهانه منزل مورد نظر خوب آگاه شوید، چون ممکن است بدون دلیل هزینه کنید.

    37. به تعداد پنجره ها و ارتفاع آنها نسبت به منزل کنونی خود خوب دقت کنید تا مجبور به هزینه کردن برای خریدن پرده جدید نباشید.

    38. تعداد لوسترها و چراغ های مورد نیازتان منزل جدید را خوب در نظر بگیرید تا اضافه هزینه نکنید.

    39. هرگز سراغ خانه های قدیمی نروید، چون هزینه نگهداری زیادی برایتان خواهد داشت. همان طور که می دانید برخی مواقع هزینه نگهداری به عهده مستاجر خواهد بود، اما در برخی موارد دیگر که مالک متعهد شده با این جمله مواجه خواهید شد که مالک می گوید شما هزینه کنید و بعد از اجاره کم کنید.

    40. قرارداد اجاره خود را حتما در بنگاه یا دفاتر اسناد رسمی منعقد کنید و از هزینه آن نترسید. چون این هزینه مانند بیمه ای است که جلوی بسیاری از مشکلات آینده و بویژه حین تخلیه منزل را خواهد گرفت.


    نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
    برنامه‌نویسان و طراحان وب، مبتدی‌ها و حرفه‌ای‌ها و همه‌ی کسانی که به نوعی با کدهای ریز و درشت دنیای کامپیوتر سر و کار دارند به خوبی می‌دانند که حفظ کردن و استفاده کردن از تمامی کدهای مربوط به یک زبان برنامه‌نویسی کار خیلی دشواری‌است و البته دشوارتر از آن جستجو به دنبال یک تکه کد خاص است . اگر شما طراح وب هستید به خوبی می‌دانید که حفظ کردن تمامی کدهای مربوط به زبان‌های HTML و CSS و … و همچنین سیستم‌های مدیریت محتوای مختلفی مثل وردپرس، مووبل‌تایپ، جوملا، دروپال و … کار نسبتا مشکلی است و البته نیازی به حفظ کردن همه‌ی کدها نیست چون به راحتی می‌توان با استفاده از یک برگه تقلب برای هریک از آنها به راحتی کدهای مورد نظرتان را پیدا کرده و استفاده کنید به جای اینکه ساعت‌ها مشغول گشت و گذار در دنیای مسنتدات این سیستم‌ها باشید و در آخر هم به جوابی نرسید. در ادامه مجموعه ای از برگ های تقلب کاربردی جمع آوری شده است تا در اختیار شما عزیزان قرار بگیرد


    ادامه مطلب را ببينيد

    نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    در اولین دیدار مسائلی هست که نباید راجع به آنها صحبت کنید و‌‌‌ یا اعمال و کارهای هست که نباید آنها را انجام دهید :
     حال برایتان این قوانین را شرح می‌دهیم :

    ▪ قانون اول : در اولین دیدار راجع به حالات روحی خود هرگز صحبت نکنید زیرا با این تعاریف ، مخاطب خود را خسته می‌کنید ، و باعث می‌شوید که او از شما دوری کند و مایل به این باشد که این دیدار و این گفتگو را هر چه زودتر به پایان برساند وپس در اولین ملاقات خود تا می‌توانید از این صحبت‌‌ها پرهیز کنید .

    ▪ قانون دوم : در زندگی طرف مقابلتان زیاد کند و کاو نکنید و در پی این نباشید که اطلاعات زیادی از زندگی او در جلسه‌‌‌ی اول بدست بیاورید . زیرا این کار باعث می‌شود که این دیدار اولین و آخرین دیدار او با شما باشد.

    ▪ قانون سوم : از گذشته خود و از اتفاقات منفی که در زندگی تان رخ داده و از تجربه‌‌های تلخی که احتمالا در دوستی‌‌های گذشته تان داشته اید و از گفتن مسائلی از این قبیل بپرهیزید . دلیلی ندارد که بخواهید زندگی گذشته تان را برای کسی تعریف کنید و‌‌‌ یا اگر می‌خواهید این کار را انجام دهید برای هر شخصی این راز‌‌ها را عنوان نکنید زیرا هر کسی قابل اعتماد نیست و ممکن است در آینده با همین تعاریف تان برعلیه شما شوند و بعدها از شما انتقاد کنند .

    ▪ قانون چهار : کاملا عادی رفتار کنید سعی نکنید به موضوع‌‌ هایی که خنده دار نیستند و او تعریف می‌کند برای اینکه او را ناراحت نکنید بخندید ، اگر چیزی را متوجه نشدید و درست نشنیده اید ، جواب ندهید . و الکی نخندید .
    ▪ قانون پنجم : هیچ گاه در جلسه‌‌‌ی اول ، اجازه ندهید که روابطتان بیشتر از‌‌‌یک دست دادن معمولی فراتر رود ، به او اجازه ندهید شما را ببوسد و‌‌‌ یا در آغوش بگیرد.

    نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


    اگر اولین تجربه كسی هستید بدانید كه مسوولیت عواقب تمام احساسات و نیازهایی که در او زنده می کنید با

    شماست به خصوص بعد از آن که ترکش کردید.

    نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    اگر مي خواهيد در نظر مردم فردي باهوش جلوه كنيد ، به دقت به آنها بنگريد ،

    سعي كنيد احساس شان را درباره

    حرف هايي كه مي زنيد درك كنيد و پاسخ خود را مطابق با آن فراهم كنيد.

    سعي كنيد هميشه در دو جهت سخن بگوييد ،

    احساس خود را بيان كنيد در حالي كه مراقب واكنش مخاطب تان

    نيز هستيد. به اين ترتيب ، حركت بعدي خود را مطابق با آن طراحي كنيد

    و همه خواهند فهميد كه شما حواس تان جمع است و از هيچ چيزي غافل و بي خبر نيستيد

    و در نتيجه آدم باهوشي به نظر خواهيد رسيد .


    نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    افراد موفق در زندگي با اطمينان عمل مي كنند ، با اعتماد به نفس حركت مي كنند ، هميشه لبخندي توأم با غرور بر لب دارند و هيچ ترديدي به خود راه نمي دهند.

    طرز رفتار شما نشان مي دهد كه شما مرد يا زني هستيد كه برجسته و ممتاز بودن عادت ذاتي شماست.
    به اين روش تجسمي كه طرز سلوك شما را همچون فردي موفق آشكار مي سازد توجه كنيد. من آن را با اين عبارت مي خوانم: "با دندان هاي خود بياويزيد".

    فرض كنيد، يك گيره آهنين كه در سيرك با دندان از آن آويزان مي شوند، به چهار چوب دري كه مي خواهيد از آن عبور كنيد آويخته باشند. آن را با دندان مي گيريد و در حالي كه محكم در ميان دندان هاي خود نگاه داشته ايد شما را به بالاترين نقطه مي رساند. وقتي از دندان هاي خود آويزان باشيد، همه عضلات شما در بهترين حالت خود كشيده مي شوند.

    حالا آماده ايد تا مردم را در جايي كه مي خواهيد به خود جذب كنيد يا كارهاي روزانه خود را انجام دهيد يا آن جا كه تنها فرد مهمي به نظر برسيد، فرود بياييد.


    نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    چشمان شما مانند مواد منفجره مي توانند احساسات مردم را به تكاپو و هيجان وا دارند. افراد موفق مي دانند كه

    نگاه هاي عميق و طولاني مي توانند بسيار مفيد باشند. بخصوص ميان دو جنس مخالف و در كارهاي اداري.

    حتي زماني كه طرف مقابل از احساسات عاشقانه شما آگاه نيست زبان و نگاهي نيرومند مي تواند تأثيري عميق

    و نافذ بر زن و مرد بگذاريد. اين نوع نگاه توأم با ادراك و احترام، احساسات دروني شما را القاء خواهد كرد.

    نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    از قدرت یک نگاه غافل مباش


    از قدرت یک نگاه غافل مباش، از ورای چشم هایت عشق را زمزمه می کنی، اگر بک بار به همسرت عاشقانه

    نگاه کردی و او را بالای ابرها دیدی تعجب نکن، او پر پرواز در آورده چون تو با نگاهت حس سبکبالی را به او داده

    ای و او از عشق تو اوج گرفته است. حالا به ورای تلافی دو نگاه برو، به دیدار دو قلب، با هر نگاه تو زخم های

    بی شماری در قلب او التیام خواهد یافت، اصلا هیچ دردی نیست که با معجزه محبت درمان نشود. چه کسی

    گفته مرد انرژی بی شکل عشق را در قالب سکوت میریزد ؟!

    از قدرت کلمات محبت آمیز به سادگی مگذريد . تو می توانی از عشق بگویی و او به سادگي در تور حرفهای

    محبت آمیزت اسیر خواهد شد ، اسارتی زیبا و خود خواشته ! چه کسی می گوید مرد وقتی عاشق است به

    دور دست ها خیره می شود ؟!

    کجا به دنبال عشق می گردی ، درست رو بروی توست، به چشمان همسرت خوب نگاه کن.

    لمس مهتاب یا راه رفتن روی آب، نه ، یک زن نیازی به این کارهای اعجاب انگیز ندارد کافیست به او توجه کنی،

    برایش بگذاری با او حرف بزنی. بگذر امکان هزاران بار زندگی در همین یک بار زندگی اتفاق بیافتد. حتی یک

    لحظه را هم از دست نده ، آنچه برجا می ماند یک سرگذشت است.

    نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    يک آقاي با شخصيت بايد سعي کنه موقعيت شناس خوبي باشه و حدس بزنه که بهتره اول به کي سلام کنه . موقع سلام کردن هي تکون نخوره و کج و راست نشه ، خيلي ريلکس تو چشم هاي شخص مقابل نگاه کنه و بگه : سلام ! ( نکته : از اصطلاحات مرکب از قبيل سلام عليکم و ... به شدت خود داري کنيد . ) موقع سلام کردن سعي کنيد اسم طرف مقابل رو هم به زبون بياريد ، مثلا بگيد : سلام هادي جان ! ( به خاطر داشته باشيد که هادي جان کاربرد بسيار عميق تر و تاثير گذارتري از آقا هادي داره . )

    هنگام دست دادن لبخند فراموش نشه .

    از نوع دست دادن يک آقا به خوبي ميشه به ميزان شخصيتش پي برد . بعضي ها با قدرت تمام - انگار که طرفشون قهرمان وزنه برداري دنياست - دست ميدن . اينجور وقتا انگشت هاي طرف مقابل تا مرز له شدگي پيش ميره ، به خصوص اگه انگشتر هم دستش باشه . بعضي ها آروم تر ، اما با صميميت تمام ( ! ) دست  ميدن ، انگار که سال هاست پسر خاله هستن و گاهي وقتا يادشون مي ره دست طرفو ول کنن !

    اما يک آقاي جنتلمن ، بايد مثل آدم هاي افليج دست بده . يک آقا هيچ وقت براي دست دادن نبايد دستش رو دراز کنه . اگر همسرتون ( يه خانوم ) دستش رو جلو آورد ، بايد خيلي نصفه نيمه کاره و عين اشخاصي که دستشون لمسه ، در حد بند انگشت دست طرف رو بگيره و مطلقا هم فشار نده . اينجا به خاطر داشته باشيد که هر چه لمس تر و فلج وار تر ، با کلاس تره ! 


    نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

    تغيير تم سايت

    تم های در دسترس