پایگاه اینترنتی کمیل

ثبت شده در ستاد ساماندهی پايگاههاي اينترنتي ايران

درباره سايت

درباره سايت

" الهی و ربی من لی غیرک "
دیروز می رفتیم و خاکی بودیم امروز ماندیم و خاکستری شدیم ...
راستان رفتند تا راستی نرود چپ ها هم راست نرفتند...
از سیم های خار دار گذشتیم اما از زر و سیم های روزگار هرگز ...
دیروز تیپ و لشکر می زدیم. امروز مانده ایم چه تیپی بزنیم !!!
دیروز روز فدا شدن بود امروز روز فدایت شوم . . .
چقدر چفیه ها خونی شد تا چادری خاکی نشود

حضور شما را گرامی داشته و امیدوارم استفاده لازم را از این پایگاه ببرید

اطلاعات کاربري

آلبوم

img01
img02
img03
img04

مطالب سايت

آخرين عناوين، آرشيو و برچسب ها

برچسب ها
دانلود آهنگ
دانلود
موزيك
روزنامه
كميل
آهنگ
جملات زيبا
شهدا
شهيد
روزنامه هاي ايران
روزنامه هاي صبح
رمضان
دانلود مداحي
كتاب
موزيك آرامبخش
آهنگ آرامبخش
مداحي
داعش
كشتار مردم
معرفي كتاب
گردان كميل
حمله داعش
امام خامنه اي
داروهاي گياهي
داعشيان
عراق و داعش
ميوه ها
امام حسين
عاشورا
فرزند
خواص ميوه ها
مواد طبيعي
نسخه هاي گياهي
تربيت فرزند
تاسوعا
رهبر
ماهواره
ماه رمضان
پدر
سخنراني
جذابيت
خاتمي
جانباز
رهبر انقلاب
فتنه گران
دعا و نيايش
دعاهاي ماه رمضان
دعاي ماه مبارك رمضان
پسر
فتنه
امام زمان
كوه
بيانات
روحاني
كوهنوردي
زيبا
زندگي
اس ام اس
جبهه
خواب
متاهل
مجرد
روانشناسي
ارتفاع
حاج حسين يكتا
فرمايشات
دعاي ماه رمضان
دعاهاي روز
دعاي روزهاي ماه
شهداي گردان كميل
آسيبهاي ماهواره
آسيبهاي ماهواره بر اجتماع
دانلود كتاب
صهيونيست
سلامتي
همسر
فتنه 88
شهادت
دعا
جهاد
آموزش
نشاط
جذب كردن
ابراهيم هادي
كلمات زيبا
يكتا
پايگاه كميل
كميل ابن زياد
كروبي
چگونه جذاب شویم
جذبه
اذان
احمدي نژاد
جذاب
رئيس جمهور
خريد كتاب
شكستن
شكسته
خاتم
ولي عصر
دل شكستن
دوستي
عشق به همسر
سوريه
مسجدالاقصي
خانواده
يارانه
آمريكا
سپاه پاسداران
قرآن
حجاب
غمگين
قدرت نگاه عاشقانه
شكسته شده
محمد يعقوبي
كد آهنگ وبلاگ
حسين يكتا
زيبا نوشتن
كدهاي مذهبي
كد وبسايت
زيبا گفتن
گردان ميثم
اذان آنلاين
جواد ذاكر
خاطره از شهيد
كد براي وبلاگ
موشكهاي ايران
قرآن و بچه ها
پخش
اسرائيل
شيعه
تحقيق
كد اهنگ
نکته های کوچک زندگی
خواب راحت
دانلود موزيك
دانلود سخنراني
بچه ها
بصيرت
اصلاح طلب
سپاه
جملات زیبا قدیما یادش بخیر
پخش اذان
بي خوابي
صنعت برق
وهابي
اثرات مخرب
آموزش قرآن
نيروگاه
روزنامه های ایران
گردان حمزه
روزنامه های صبح
حضرت علي
آزادي
يعقوبي
يارانه ها
دعاي كميل
پايان نامه
سليماني
محبت به همسر
سيد جواد ذاكر
امام خميني
فلسطين
كودك
خاطرات
جملات زیبا
زنان
ارتش
نرم افزار
عاشقانه
دفاع مقدس
ازدواج
ايران
مسلمانان
جنگ نرم
روز قدس
حزب اله
انرژي هسته اي
دوست خوب
جنايت
امام عصر
حرف
حسين يكتا در همدان
تعريف و تمجيد
مخالفت با ازدواج
راهپيمائي
آيت اله خامنه اي
راهپيمايي روز قدس
نخعي
دانلود مداحي و سينه زني سيد جواد ذاكر
محبت همسر
تكاور
صاحب عصر
آموزش تبلت
استاد قرائتي
مذاكرات
گردان امام حسين
پايگاههاي انقلاب
شهيد يعقوبي
شهيد پوراكبر

مطالب سايت

یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
دفاع مقدس
کشتن مردم بی دفاع با شلیک تانک ( محمد يعقوبي )



روز غم‌انگیز


من یک بار به حال شما گریه کردم و هزار بار به حال خودم، و در این جنگ ناخواسته به اندازه هزار سال بزرگ شدم. من بیش از بیست و پنج سال ندارم ولی جنگ با تمام نکبتی که برای ما دارد، تجربه و پختگی انسان را به طور معجزه‌آسایی بالا می‌برد. آنچه بنده عرض می‌کنم برای شما افسانه نیست. جنگ برای کسانی افسانه و داستان است که بوی باروت با شامه آن‌ها آشنا نیست.


بوی باروت مردساز است و زخم گلوله در تن انسان بیش از صد نشان و مدال ارزش دارد. اما همه این ارزش‌ها برای رزمندگان اسلام است. زخمی که می‌تواند شفیع باشد، در روز موعود، زخمی که برای خدا در پوست و گوشت آدم جا باز کرده باشد، نشانه جاودانگی است اما من این سعادت را نداشتم و آن‌قدر در تنگنا و حسرت بودم که تنها آرزویم تمام شدن جنگ بود یا اسیر شدن به دست نیروهای شما.

من کشور شما را یک کشور اسلامی می‌دانم و احساس غرور می‌کنم که بگویم در ایران اسلامی اسیر هستم. احساس غربت نمی‌کنم اما از این‌که ناخواسته به جنگ شما آمده بودم احساس شرم می‌کنم. اصلاً دلم نمی‌خواست در این جنگ کوچک‌ترین آسیبی ببینم و این ننگ را تا ابد برای خودم حفظ کنم و مردنم در جهت تحقق امیال شیطانی و حیوانی شخص صدام حسین باشد. حیات حقی است که خداوند به من عطا فرموده و باید در راه او صرف کنم نه در راه جنگ‌افروزی که بساط شیاطین را می‌خواهد رونق ببخشد.
متأسفانه من روزهای بسیار سختی را در جبهه‌ها گذرانده‌ام. بعضی از این روزها شاهد حوادثی بوده‌ام که هرگز قادر به فراموش کردنشان نیستم و به عنوان یک مسلمان مادامی که زنده‌ام یک گوشه از قلبم در سوگ عزیزان شما افسرده است.
شما شاید نام سرهنگ طالع الدوری را شنیده باشید. او فرمانده لشکر نهم عراق است. من در تیپ ... واحد تانک این لشکر خدمت می‌کردم و فرمانده یگان تانک بودم. این سرهنگ یکی از مهره‌های مزدور و کثیف شخص صدام حسین بود.

او جنایت بی‌شمار را در ایران مرتکب شده است، به خصوص در اوایل جنگ. خودم ناظر یکی از این جنایات هولناک بودم و دیگری را یک افسر دیگر برایم تعریف کرده است. او از دوستان من است. البته او افسر بسیار خوبی است و دو درجه از من بالاتر است و خوشبختانه او هم اسیر شده و زنده است.

دقیقاً هفته‌های اول جنگ بود. چند روستای سوسنگرد ـ ما این شهر را خفاجیه می‌نامیم ـ توسط واحدهای این لشکر، یعنی لشکر نهم، به فرماندهی سرهنگ طالع الدوری، به اشغال کامل درآمد. در یکی از این روستاهای اشغال شده که قسمتی از آن ویران شده بود هنوز عده‌ای از سکنه بودند. وقتی به این روستا رسیدیم و مستقر شدیم با سکنه کاری نداشتیم زیرا بسیاری از آنها افراد مسن و از کار افتاده بودند و جوانی در این دهکده نبود.

بیشتر پیرزن‌ها و پیرمردها و تعداد زیادی، بیش از حد معمول، کودک بودند. می‌دانید که عرب‌ها پراولادند. سکنه این روستا بسیار وحشت‌زده بودند. حضور ما آنها را ترسانده بود. ما بسیار کم احتمال می‌دادیم که خطری از جانب این سکنه بیچاره تهدیدمان کند و لذا کاری به کارشان نداشتیم.

این وضع تا روزی که سرهنگ طالع الدوری به این روستا نیامده بود برقرار بود. اما روزی که سرهنگ وارد روستا شد و اهالی روستا را دید دستور داد همه آنها در میدان روستا جمع شوند ـ همه، از مرد و زن و کوچک و بزرگ، حتی یک نفر هم غایب نباشد. حدود چهل و پنج نفر از پیرزن و پیرمرد و کودک و حتی مادرانی با طفل شیرخوار در بغل در میدان نیمه ویران جمع شدند. سرهنگ طالع الدوری دستور داد همه آنها همان‌جا که هستند بنشینند روی زمین، آنها با ترس و لرز نشستند. سرهنگ گفت جمع‌تر بشوند شدند. چندتایی همدیگر را بغل کرده بودند. پیش خودم فکر کردم سرهنگ می‌خواهد برای آنها خطابه‌ای بگوید؛ ولی عجب ساده بودم. افراد خودی دور تا دور میدان را خلوت کرده بودند. یک تانک در دهانه ورودی میدان و سرهنگ هم در کنار آن ایستاده بود. می‌دانید چه شد؟ سرهنگ طالع الدوری فرمان آتش صادر کرد و این جمع روستایی غیرنظامی و بی‌گناه و بی‌پناه با تیر مستقیم تانک تکه‌تکه شدند.


روز غم‌انگیزی بود و منظره‌ای وحشتناک گرد و غبار و دود زیادی به هوا بلند شد و تکه‌های بدن آنها هر کدام به طرفی پرتاب شد و خون میدان سرخ کرد. منظره جان کندن ندتایی از آنها هنوز در نظرم زنده است. آن روز گریه کردم ـ دور از چشم سایر نظامیان. اما می‌شد کسی را یافت که ناظر این جنایت هولناک تاریخی باشد و احساس سرور کند؛ سرهنگ طالع الدوری که این جنایت یکی از افتخارات اوست. من قبلاً شنیده بودم که برای این سرهنگ، اسیر جنگی معنا و مفهومی ندارد ولی باور نداشتم، تا این‌که دیدم و باور کردم.

خدا لعنت کند او را.


روز غم‌انگیز خاطرات جنگ دفاع مقدس جنگ ايران خاطرات افسران عراق جنگ عراق هشت سال بر عليه ايران كشتار حملات عراق حمله به ايران جنگ با ايران
یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
دفاع مقدس
جنایتی هولناک درسوسنگرد ( محمد يعقوبي )



جنایتی هولناک درسوسنگرد


من جزو اولین سربازان عراقی بودم که پایم به آسفالت خیابانهای سوسنگرد رسید. دو واحد کماندو و پنج تانک اولین نیروهایی بودند که وارد شهر نیمه ویران سوسنگرد شدند و آن فجایع را به بار آوردند که می‌دانید.


وقتی وارد خیابان اصلی سوسنگرد شدم اولین منظره‌ای که دیدم تنم لرزید و از خودم نفرت پیدا کردم. خودم را حیوان درنده‌ای می‌دیدم که به گله‌ای هجوم برده باشد.


در مدخل شهر بودیم که چند پاسدار از شما را دیدم که برق‌آسا خودشان را در پس کوچه‌ای مخفی کردند و در برابر ما به مقاومت پرداختند. دود و غبار از گوشه و کنار شهر بلند بود و صدای انفجار و شلیک لحظه‌ای قطع نمی‌شد.

کماندوهای ما وحشیانه به شهر ریخته بودند و هر کاری که برای ویرانی و کشتار می‌توانستند می‌کردند. در همان خیابان اصلی خانواده کوچکی را دیدم که گریان و سراسیمه بودند. دست چپ طفل پنج‌ ساله‌شان که در آغوش مادر بود از بازو ترکش خورده بود و خونریزی داشت. طفل گریه می‌کرد. مادر و دختر به هر طرف که می‌دویدند با نیروهای ما مواجه می‌شدند یا نفجار خمپاره‌ای آنها را به زمین می‌چسباند.


وقتی آنها را این‌طور مستأصل و بیچاره دیدم، خودم را به آنها رساندم و به مادر که حدود چهل و پنج سال داشت و لباس کاملاً اسلامی پوشیده بود گفتم: من شیعه و اهل کربلا هستم. از من نترسید. به من اعتماد کنید و بگذارید پسر کوچک شما را به یگان بهداری برسانم تا زخمش را مداوا کنند.
اما آنها به من اعتماد نکردند و از من خواستند از آنها دور شوم. سرانجام با اصرار زیاد توانستم اعتماد مادر را جلب ولی دخترش که تقریباً هجده ساله بود و او هم مانند مادرش لباس اسلامی به تن داشت قبول نکرد و گفت: لازم نیست عراقی‌ها مار ا معالجه کنند.

اضافه کرد: اگر شما می‌خواستید ما را معالجه کنید پس چرا این‌طور وحشیانه به شهر ما هجوم آوردید؟

جوابی نداشتم و نمی‌دانستم چه باید بگویم ولی دلم می‌خواست برای آنها کاری انجام بدهم زیرا در آن لحظات خودم را به دشت گناهکار احساس می‌کردم.


در همین اثنا یک لندکروز فرماندهی وارد خیابان شد. وقتی ما را دید نگه داشت پنج نفر شخصی داخل آن بودند که من آنها را می‌شناختم. اهل سوسنگرد بودند. برای ما جاسوسی می‌کردند، همیشه با فرمانده لشگر یا تیپ دیده می‌شدند. یکی از آنها پایین آمد و تقریباً با زور مادر و دختر و طفل مجروح را سوار لندکروز کردند و از شهر خارج شدند. من به طرف نیروهای خودمان در آن سوی خیابان رفتم. از پنجره خانه‌ای نارنجک پرتاب شد که پنج نفر را زخمی کرد.

در بین ما گروهبان سومی بود به نام عبدالامیر هشام اهل ناصریه او گفت برویم داخل آن خانه به اتفاق داخل کوچه شدیم و رفتیم به آن خانه، در یکی از اتاق‌ها کنار پنجره، پیرمردی روی صندلی نشسته بود که یک پا نداشت، اتاق در هم ریخته و تاریک بود. در آن لحظات پراضطراب اولین چیزی که در پیرمرد جلب نظر می‌کرد شال سبزی بود که دور گردن داشت. فکر کردم حتما سید است حدود پنجاه و پنج سال داشت. گروهبان عبدالامیر داخل اتاق شد.

پیرمرد با چشمان پرجذبه‌ای نگاه می‌کرد من می‌ترسیدم. گروهبان عبدالامیر جلوتر رفت و مقابل پیرمرد ایستاد پیرمرد یکریز نگاهش می‌کرد. گروهبان عبدالامیر کلاشینکف خود آهسته بالا آورد و دهانه لوله را روی سینه پیرمرد جابه‌جا کرد من پشت گروهبان بودم. احساس کردم که هر دو چشم در چشم هم دوخته‌اند و دیدم که ذره‌ای ترس و واهمه در پیرمرد نیست برای یک لحظه همان‌طور ماندند و ناگهان پنج‌ یا شش گلوله کلاشینکف عبدالامیر در سینه پیرمرد نشست و پیرمرد در میان دود باروت از روی صندلی به زمین غلتید و در همین حال شال سبز از گردنش باز شد و توی خون افتاد.

از ترس لب و دهانم خشک شده بود. بعد از این جنایت به سرعت از خانه خارج شدیم. هنوز نیمی از کوچه را طی نکرده بودیم که یکی از پاسدارهای شما را روی پشت بام روبروی کوچه دیدم. گروهبان عبدالامیر هم دید و تا خواست به طرف او شلیک کند گلوله‌ای از پاسدار شما روی پیشانی او نشست و مغزش را به در و دیوار و حتی به لباس‌های من پاشید و تکه‌هایی از سر او را که مو هم داشت وسط کوچه پخش کرد.

من خودم را روی زمین انداختم و سینه‌خیز از کوچه خارج و به افراد خودمان ملحق شدم کمی که آرام گرفتم احساس کردم در این چند ساعت دیوانه شده‌ام و اصلاً حال طبیعی ندارم. هر کجا را که نگاه می‌کردم جسد بود و خون و دود. شهر هر لحظه ویران‌تر می‌شد.

از همه مهم‌تر روی دیوارها و در خانه‌ها با عجله نوشته بودند «اما نه ا... ورسوله» و داخل خانه‌هایی که من دیدم قرآن و نهج‌البلاغه و کتاب‌های اسلامی فراوان بود در حالی که صدام می‌گفت که شما ایرانی‌ها آتش‌پرستید. پس این همه نشانه از اسلام برای چه بود؟ فهمیدم که فریب خورده‌ام و به جنگ شیعه‌ها آمده‌ام در حالی که خودم و شیعه و اهل کربلا هستم ـ کربلایی که رزمندگان شما و امت اسلامی شما شیفته زیارت آنند ـ در همان روز اول ورود به سوسنگرد سربازان و افراد خودمان را دیدم که چگونه اموال مردم سوسنگرد را تاراج می‌کردند.

گروهبان سوم فاضل سمچ اهل کوت موتورسیکلتی از حیاط خانه‌ای برداشت و فردای آن روز دیوانه شد. او حالت عجیبی پیدا کرده بود. یک ساعت می‌خندید، یک ساعت گریه می‌کرد، یک ساعت به سر و روی خود می‌زد. بعد دیگر نفهمیدم چه بلایی به سرش آمد. گروهبان دوم شهید جبار اهل کربلا طلا برداشت و در خود سوسنگرد کشته شد. گروهبان دوم دیگری طلای زیادی برداشت و آنها را در یک کیسه پلاستیکی ریخت و زیر بلوزش پنهان کرد. وقتی در سرپل ذهاب حمله کردیم اولین نفری که از ما کشته شد او بود.


گروهبان یکم دیگری به نام کریم فاضل اهل دیوانیه قبل از حمله به من گفته بود: شنیده‌ام سوسنگرد زنان و دختران زیبایی دارد. اگر داخل شهر شدیم اولین کاری که می‌توانیم بکنیم... .
خدا شاهد است که به او گفتم: اگر تو این کار را بکنی کشته می‌شوی.


او را از این کار منع کردم. بعد از دو روز من از سوسنگرد فرار کردم و به خانه آمدم و چهار ماه فراری بودم. دیگر نمی‌دانم چه اتفاقی در آنجا افتاد ولی شنیدم به عده‌ای از زنان و دختران سوسنگردی تجاوز کرده و بیشتر آنها را کشته‌اند.

راوی: یکی از اسرای عراقی

خاطرات رادفين خاطرات رادفين صدام خاطرات جنگ دفاع مقدس جنگ ايران خاطرات افسران عراق جنگ عراق هشت سال بر عليه ايران كشتار حملات عراق حمله به ايران جنگ با ايران
یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
اعدام شيرزن ايراني ( محمد يعقوبي )



اعدام شیرزن ایرانی


خودروهای نظامی و غیر نظامی، در حال انتقال افراد به سوی جبهه بودند. جنگ تحمیل‌شده به ایران را حزب بعث در بوق تبلیغاتی خود، جبهه شرف می‌نامید. همه در مسیرهای تعیین‌شده برده می‌شدند و در مسلک صدامی هیچ کس حق سؤال کردن نداشت. چه بسا سرنوشتی همچون کسانی که ماشین‌های زباله حمل می‌کنند و به نزدیکی بغداد جدید برده می‌شوند، داشته باشیم!


مردم بغداد، بی‌خبر، مشغول خوردن و نوشیدن بودند و هزاران جنازه توسط خودروهای مخصوص حمل در کاظمین طواف داده می‌شد و مردم از آنچه می‌گذشت، بی‌خبر بودند. من به عنوان یکی از افسران اطلاعاتی استخبارات عراق، به جاهای مختلف سرمی‌زدم. اوایل جنگ بود و صدام با منطق زور خط و نشان می‌کشید و می‌گفت: اگر ایرانی‌ها حقوق ما را محترم نشمارند، به زودی بمب‌های شیمیایی را به کار می‌برم!


هواپیماهای ما هر چند مدت یک بار، به عمق خاک ایران تجاوز کرده، مناطقی را بمباران می‌کردند. ایرانی‌ها نیز در پاسخ حملات هوایی ما، جنگنده بمب‌افکن‌های خود را به عمق عراق می‌فرستادند و با کمال شهامت، تنها مواضع نظامی را هدف قرار می‌دادند و به منازل و مناطق مسکونی و مزارع حمله نمی‌کردند؛ در حالی که خلبانان ما اغلب برای بمباران مناطق مسکونی و بازارها و مزارع، به خاک ایران تجاوز می‌کردند. من هر بار که با خلبانان عراقی دیدار و گفتگو می‌کردم، در این مورد با صراحت اقرار می‌کردند و حتی می‌گفتند: (جناب رئیس جمهور، بمباران مناطق و بازارها را مورد تأکید قرار می‌دهد و در حضور فرمانده نیروی هوایی گفته است که بمب‌های آتش‌زا را به کار ببرید.)


برای یک مأموریت اطلاعاتی عازم جبهه‌های جنوب شدم. سرهنگ ستاد (مضرالخزرجی) نیز همراهم بود. ما مأموریت داشتیم که اوضاع جبهه‌های ایران را بررسی و گزارش لازم را تهیه کنیم. در آن موقع، ما قسمتی از خاک ایران، از جمله خرمشهر را در اشغال خود داشتیم و شهر آبادان در محاصره ما بود. نیروهای ما در منطقه کاملاً تقویت و پشتیبانی می‌شدند و در پشت آنان، پست‌های امنیت برای جلوگیری از فرار نیروها مستقر بود.


وقتی سرهنگ ستاد (حمدالحمود) فرمانده لشگر سوم را ملاقات کردم، در طی صحبت‌هایش گفت: (تعداد زیادی از مردم غیرنظامی ایران، در منطقه دستگیر شدند و به علت مخالفت آنان با اشغال شهرشان همه را اعدام و با خانواده‌هایشان در زیر خاک دفن کردیم. بنابراین در هنگام ورود ما به خاک ایران، مردم غیرنظامی، در انتخاب یکی از دو راه قبول سلطه ما یا اعدام مختار بودند.) سرهنگ ستاد (ساجت) فرمانده تیپ سی و سه نیروهای مخصوص به من گفت: (تیپ ما بیش از سی خانوار ایرانی را که مخالف اشغال شهرشان بودند، اعدام دسته‌جمعی کرد!)


مسافت‌های طولانی جبهه را طی می‌کردم و مواضع دفاعی و استحکامات ایجاد شده را نظاره می‌کردم. خزانه عراق برای مخارج جبهه جنوب کاملاً باز بود؛ زیرا به اعتقاد صدام، جنگ بیش از دو ماه طول نمی‌کشید و به همین دلیل، ساختمان فرمانداری عراق در شهرهای اشغال‌شده، در حال ساخته شدن بود و نقشه خیابان‌ها و کوچه‌ها و نصب فواره‌ها در دست تهیه بود. مقر لشکر ششم، به صورت ساختمان کامل ساخته شده بود و در هویزه نیز قصد ماندن داشتیم. به همین خاطر، دست به انجام چنین کارهایی زده بودیم.


فرمانده لشکر ششم، در مقری که ساخته بود، شب‌ها مشغول ظلم و فساد و عیاشی بود. خانواده‌ها و جوانان را به آنجا می‌آوردند، محاکمه می‌کردند و سپس رد اتاق‌های دربسته آنان را می‌کشتند. در یکی از روزها به صورتی که مطلع نشوند، مأموران و دستگیرشدگان را تعقیب کردم و دیدم که گروهی از نوجوانان را به سوی قتلگاه می‌برند. مسئول استخبارات که آنان را محاکمه می‌کرد، در پشت میزش نشسته بود و به او گفتند: گروهی از افراد خمینی را آورده‌ایم.
وی با یک اشاره گفت: طبق ضابطه معمول اقدام کنید.


بلافاصله آنان را به اتاق شکنجه بردند و با وسایل مختلف شکنجه، مخصوصاً سیم‌های برق و شوک‌های الکتریکی، آنان را عذاب داده، کشتند. این جنایات را با چشم خودم در مقر لشکر ششم و لشکر یازدهم دیدم.
قسمتی از روستاهای کنار رود کارون، محل استقرار یک لشکر کامل بود و ظاهراً مردم بومی آن، جانب ارتش ما بودند؛ لذا تأمین مواد غذایی و موارد مورد نیازشان، به عهده ارتش عراق بود. کدخدای روستا را خواستم و نظرش را در مورد اشغال خاک وطنشان پرسیدم. پاسخ داد: ما به یک حکومت از قومیت خودمان نیازمندیم!


به نظر می‌رسید که این شخص دروغ می‌گوید و می‌خواهد ما را بفریبد؛ زیرا گزارش‌هایی به دستمان رسیده بود که او شب‌ها مخفیانه به خارج از روستا می‌رود. از او پرسیدم: آیا صدام را دوست داری؟
پاسخ داد: آیا شخصی پیدا می‌شود که از صدام بدش بیاید؟ سؤالات زیادی از او کردم و در نهایت او را به بازداشت محکوم کرده، به مقر لشکر سوم بردم. افسر اطلاعات لشکر و فرمانده لشکر سوم ـ سرهنگ حمدالحمود ـ در قرارگاه عملیات در مقر لشکر بودند. نزد آنان رفتیم. فمرانده لشکر، سیلی محکمی به صورت کدخدا زد و گفت: تو خیانتکاری!. و بلافاصله سیم برق را به بدن او وصل کرد.


مرد بیچاره با فریادهای گوشخراش، تن به اعتراف داد و گفت که با بسیجی‌ها جلساتی در منزل شیخ قادر محمدی داشته است. همچنین به ارسال گزارش اوضاع جبهه عراقی‌ها به نیروهای ایرانی توسط گروهی از زنان مسلمان ایرانی اعتراف کرد و پس از گرفتن اعترافات، همانجا اعدام شد. اعمال وحشیانه سرهنگ حمدالحمود مرا شگفت‌زده کرد. این شکنجه‌ها، از یک فرمانده لشکر واقعاً بعید بود؛ ولی خودش می‌گفت: می‌خواهم شخص ممتاز و منحصر به فردی در مقابل جناب صدام حسین باشم!


دومین متهم، خانم بیست و هفت ساله اهوازی فاطمه خزرجی ـ مادر چهار کودک خردسال بود ـ در اعترافات خود گفت: من زن مسلمان هستم و به یک کشور اسلامی وابسته‌ام. ما با اماممان حضرت امام خمینی بیعت کرده‌ایم تا از کشور اسلامی خودمان دفاع کنیم و تجاوز ارتش عراق به سرزمینم را محکوم می‌کنم. هنگام تجاوز ارتش عراق به ایران، از کارهایی که می‌توانستم برای دفاع از میهنم انجام دهم، کوتاهی نکردم. گزارش‌ها و اطلاعات در مورد ارتش عراق را به رزمندگان اسلام رساندم، اسامی فرماندهان و افسران و تعداد نیروهای عراقی را گزارش کردم، مقداری مواد منفجره به داخل شهر آوردم و به دست برادران رزمنده‌ای که در شهر بودند، رساندم تا پل‌های ارتباطی ارتش عراق را منفجر کنند و از نقاط تجمع نیروهایتان عکسبرداری کردم و فیلم آن را به رزمندگان اسلام رساندم.

از کارهای دیگرم پخش عکس‌های حضرت امام خمینی و اعلامیه‌هایی علیه تجاوز ارتش عراق به میهنم بود؛ همچنین گروه‌هایی از دختران جوان دانش‌آموز تشکیل دادم و ساختن کوکتل مولوتوف را به آنان آموزش دادم و سعی کردم سطح آگاهی‌های زنان روستایی را بالا ببرم.
او با شجاعت تمام به اعمال خود افتخار می‌کرد. فعالیت‌های آن زن بسیار شگفت و عظیم بود؛ به طوری که فرمانده سپاه سوم عراق دچار حیرت و اضطراب و نگرانی شده بود. سرانجام او را به اداره اطلاعات و استخبارات بغداد فرستادم و تا امروز از سرنوشت او اطلاع دقیقی ندارم؛ ولی بنا به گفته همکارم سرهنگ ستاد عبدالستار الطیار این زن به همکاری با سازمان اطلاعات و استخبارات عراقی تن در نداد و به همین دلیل، او را در یکی از زندان‌های مخصوص سازمان اطلاعات حکومت بعثی که در نزدیکی میدان پرواز بغداد قرار دارد، به شهادت رساندند.

اعدام شيرزن ايراني دفاع مقدس غير نظامي جبهه جنگ تحميلي اعدام بغداد بمبهاي آتش زا مضرالخزرجی حمدالحمود ساجت فاطمه خزرجی
یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
دفاع مقدس
خاطرات رادفين ( محمد يعقوبي )

خاطرات رافدین



در هنگ دوم تیپ 82 پیاده، پیک بودم و علاوه بر داشتن یک موتور سیکلت، مسلح به کلاشینکف و یک سلاح کمری 9 میلیمتری نیز بودم. در حمله به مهران شرکت داشتم. تیپ 82 به جای تیپ صد و یک، به مدت یک ماه در آن منطقه حضور یافته بود. در آنجا حدود شصت نفر از افراد، زیر گلوله باران شدید توپخانه ایران کشته شدند.


دهم ژانویه 1987، تیپ ما مأمور حمله به شلمچه شد. من و دوستم قرار گذاشته بودیم که از یکدیگر جدا نشویم و در صورتی که یکی از ما مجروح بشویم، آن دیگری او را به عقب انتقال بدهد. من از آنجا رزمندگان ایرانی را می‌دیدم که به طرف دروازه‌های شهر بصره پیش می‌رفتند. دستور حمله به سوی ایرانی‌ها صادر شد. ایرانی‌ها به سختی مقاومت ورزیدند تا اینکه تیپ ما را به همراه سایر تیپ‌ها به عقب راندند. فقط از تیپ ما در این عملیات، دویست و پنجاه نفر کشته و زخمی شدند.


یک ساعت و نیم بعد، ارتش عراق با سر و سامان دادن به دوازده تیپ دیگر، توانست به منطقه از دست داده یورش برده، جای پایی برای خود به دست آورد. دوستم علی، در این حمله، از ناحیه ساق و کتف ترکش خورد. من او را به پشت گرفته، طبق قرار قبلی به عقب منتقل کردم. در آنجا به نیروهای گروه اعدام که در سرتاسر منطقه پخش شده بودند، برخورد کردیم. آنها دنبال فراری می‌گشتند تا جوخه‌های اعدام هرگز از فعالیت و تب و تاب نیفتد.


دومین روز، ایرانی‌ها با پشتیبانی هوایی و توپخانه به ما حمله کردند و توانستند اولین خاکریزها را از دست نیروهای ما خارج کنند. در این حمله نیز بسیاری از افراد تیپ ما کشته شدند. من در کشتار دوم نیروهای تیپ خودمان صحنه‌هایی دیدم که هرگز فراموش کردنشان برایم میسر نیست. در همان لحظات پیشروی ایران دیدم گلوله توپی در میان کانالی فرود آمد که دو سرباز در میان آن قرار داشتند. ناگهان سر یکی از آن دو قطع شده، به آسمان پرتاب شد؛ دیگری نیز از روی زمین بلند شد و مانند مجانین با تمام توانش فریاد می‌زد!...


فرمانده لشکر، فرماندهان هنگ‌ها را تهدید کرد که اگر خط از دست رفته را پس نگیرند، در جا اعدامشان خواهد کرد. ترس از مرگ ناخواسته، فرماندهان هنگ‌ها را به چاره انداخت و ما باز مجبور بودیم به سوی باتلاق مرگ روانه شویم. درگیری بسیار سختی روی داد که واقعاض از شرحش ناتوانم. در راه، با اسجاد بسیاری از سربازان و ارتشیان عراق برخورد کردیم. تانک‌ها و نفربرهای سوخته و از کار افتاده نیز در جای جای میدان درگیری، مانع حرکت ما بودند. به هر جان‌کندنی که بود، تیپ ما موفق شد مواضع از دست رفته را بازپس بگیرد.


روز بعد، تیپ‌های 39 و 62، به همراه چهار تیپ از نیروهای گارد ریاست جمهوری و کماندوهای سپاه ششم، نیروهای حطین و تیپ 66 نیروهای مخصوص، به منطقه شلمچه اعزام شدند. سومین روز که هجدهم ژانویه بود، نیروهای ایران با حمله وسیع دیگری به منطقه دریاچه «ماهی» و نهر «جاسم» موفق شدند پیشروی خود را به طرف خط دوم که متأسفانه در اختیار تیپ ما بود، ادامه دهند. من در همین عملیات به هنگامی که با موتورسیکلت وظیفه پیام رسانی خود را در منطقه انجام می‌دادم، مورد اصابت تیری قرار گرفتم. تیر به پایم نشست؛ اما از موتور پایین نیامده، به حرکت خود ادامه دادم، تا اینکه به دریاچه رسیدم. چاره‌ای جز شنا نداشتم.


رزمندگان اسلام که مرا از دور دیده بودند، به طرفم تیراندازی کردند. به هر زحمتی بود، به زیر آب رفتم و با چنگ زدن به قطعات چوب و مانند آن، توانستم خود را به آن سوی دریاچه برسانم. به محض رسیدن به خیابان اصلی، به طرف مقر یکی از تیپ‌ها حرکت کردم. هنوز از پایم خون می‌آمد. به در مقر که رسیدم، چشمم به یک موتور افتاد. آن را سوار شده، به طرف درمانگاه صحرایی شماره پنجاه و هفت حرکت کردم. پس از رسیدن به درمانگاه، به بیمارستان منتقل شدم و با بیست روز مرخصی، توانستم روزهای خوب و زیادی را در کنار خانواده‌ام بگذرانم.


بعد از بازیافتن سلامت کامل به جبهه برگشتم. در بازگشت، به همراه پنج نفر از سربازان مأموریت یافتیم به قلب نیروهای ایرانی نفوذ کرده، اطلاعاتی به مقر تیپ ارسال کنیم. در حین مأموریت، ناگهان از پشت سر مورد حمله رزمندگان ایرانی قرار گرفتیم. هر چه توسط بی‌سیم از نیروهای خودی درخواست یک جوخه اضطراری برای کمک فرستادیم، پاسخی نیامد. حلقه محاصره هر لحظه تنگ‌تر می‌شد.


ناگهان به ذهن «مأمون» ـ یکی از همراهانم ـ رسید که ما ایرانی‌ها را از سمت چپ سرگرم کنیم تا دوستانمان بتوانند از سمت راست فرار کنند. با انجام این ترفند، توانستیم به مقصود برسیم؛ اما خودمان هنوز در حلقه محاصره مانده بودیم. عاقبت، آهسته آهسته به سوی «ماوت» عقب‌نشینی کردیم. این بود که توانستیم خود را از حلقه محاصره برهانیم. چهار ساعت راهپیمایی کردیم تا اینکه به یک غار رسیدیم. شب را در همان غار به صبح رساندیم. خوشبختانه خدا با ما بود که توانستیم چند قوطی کنسرو در آنجا پیدا کنیم. با آنها رفع گرسنگی کردیم. روز بعد، از غار بیرون آمده، به طرف پلی که در منطقه بود، حرکت کردیم. هنوز پایمان به سر پل نرسیده بود که خمپاره‌ای در کنارمان به زمین نشست و ترکشی به دست راست و کتف من اصابت کرد. باز مجبور شدیم به همان غار برگردیم.


ایرانی‌ها در آن سوی پل بر ما مسلط بودند و گویا شانس فرار نداشتیم. خون زیادی از من می‌رفت. هیزم جمع کردیم و دوستم نیز از اطراف و اکناف مقداری آب آورد. سپس آب را گرم کرده، زخم‌ها را شسته، روی آنها را با گاز استریل بستیم؛ اما باز خونریزی بند نیامد. به دوستم گفتم اگر قرار باشد خون دستم به همین ترتیب بیرون بزند، زنده نخواهم ماند و باید همین الآن حرکت کنیم. او می‌گفت هیچ راه فراری نیست. نظر من این بود که باید از همان راهی که آمده‌ایم، عقب‌نشینی کنیم.


راه افتادیم و راه آمده را برگشتیم. چند ساعت بعد، به یک میدان مین برخوردیم. دوستم آهسته در جلو حرکت می‌کرد و من پشت سرش بودم که ناگهان در اثر لغزش پایش روی مین، همان پا را درجا از دست داد. من با حال زاری که خودم داشتم، نمی‌توانستم او را حمل کنم.
بنابراین چاره‌ای نداشتم جز اینکه او را رها کرده، به حرکت شبانه خود آن‌قدر ادامه بدهم تا به پناهگاهی برسم. چنین نیز شد و پس از رسیدن به یکی از گروهان ها، خود را نجات دادم.
به خانه که رسیدم، همه با نگرانی و ناراحتی به من نگاه می‌کردند. پدرم از من خواست که دیگر به جبهه برنگردم و سرنوشتم را به دست تقدیر بسپارم؛ یعنی هر چه می‌خواهد بشود، بگذار بشود! اما چاره‌ای جز برگشتن نبود. برگشتم و باز آن صحنه‌های دلخراش را به چشم دیدم.


چند نفر از دوستانم جلوی سنگر نشسته بودند. ناگهان گلوله توپی در کنارشان به زمین خورد و سر یکی از آنها از بدن جدا شده، در آسمان به پرواز درآمد. هنگامی که سر بی‌بدن او فرود می‌آمد، بر سر دوست بغل دستی‌اش خورد و آنر ا شکست!! دوستی دیگر نیز تمام روده و معده‌اش بیرون ریخته بود.
یک روز که برای آوردن دفترچه رمز بی‌سیم‌چی‌ها، به مقر لشکر می‌رفتم، سگی را دیدم که از پوزه‌اش خون یکی از کشته‌شدگان عراقی می‌ریخت. در بازگشت از همین مقر بود که پس از چند ساعت، رزمندگان اسلام به ما حمله کردند و من و «موسی» پا به فرار گذاشتیم.


سه بسیجی به طرف ما می‌آمدند که دو نفرشان روی مین رفتند و شهید شدند و نفر سوم که مجروح شده بود، دست از تعقیب ما برداشت و به عقب برگشت. موسی زخمی شده بود. من او را به پشت گرفته، با زحمت، راه یک قله را در پیش گرفتیم. بالای قله که رسیدم، از چهار طرف به سمت ما تیراندازی شد. موسی دوباره زخمی شد؛ تیری به پشت او نشست. ساق پای راست و دست راست من نیز خراش برداشت. موسی حسابی ترسیده بود و دائم از من می‌خواست او را ترک نکنم. من به او اطمینان دادم که تا دم مرگ همدمش خواهم بود. او را به پشت خود بسته، راه را برای رسیدن به قله ادامه دادم. با هزاران زحمت، نفس نفس زنان به قله رسیدم. ناگهان از شدت خستگی بیهوش افتادم. گویا در همان موقع، از بالا مانند توپی به پایین سقوط کرده بودم. موسای بیچاره هم که به پشتم بسته بودم، با من سقوط کرده بود و در اثر برخورد با یک صخره متوقف شده بودیم. در این برخورد، موسی از من جدا شده و به سختی با صخره برخورد کرده بود. سینه‌خیز که به کنارش رفتم، هنوز زنده بود.


برخاستم و به چپ و راستم نگاه کردم. از دور، علم و بیرق گروهانی را دیدم. به موسی گفتم من خود را به آن گروهان رسانده، تو را نجات خواهم داد. طفلک آن‌قدر ترسیده بود که التماس می‌کرد هرگز از او جدا نشوم. فکر می‌کرد می‌خواهم او را تنها بگذارم. آن‌قدر برایش حرف زدم و دلداری‌اش دادم تا رضایتش را برای رفتنم به دست آوردم.
به هر جان‌کندنی بود، خودم را به نزدیکی گروهان رساندم. پس از معرفی خود به یکی از نگهبان‌ها، همراهم آمد و عاقبت موسی هم از معرکه نجات یافت.


پس از سه روز بستری در بیمارستان، با یک مرخصی پانزده روزه به آغوش خانواده‌ام بازگشتم. روز نهم مرخصی، در منزل آرمیده بودم که با شنیدن فریاد و ناله‌های سوگوارانه به خیابان آمدم. خانواده‌ای در حال مشایعت جنازه‌های دو فزندشان بودند که با پرچم عراق پوشیده شده بود. این دو برادر، در جبهه‌های جنگ کشته شده بودند. برادر سوم نیز هنوز مفقود بود و خبری از او نداشتند. پدر آن‌ها به محض روبه‌رو شدن با این صحنه سکته کرد و از پا درآمد.

خاطرات رادفين خاطرات رادفين صدام خاطرات جنگ دفاع مقدس جنگ ايران خاطرات افسران عراق جنگ عراق هشت سال بر عليه ايران كشتار حملات عراق حمله به ايران جنگ با ايران
یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
دفاع مقدس
خاطراتی از یک نظامی عراقی ( محمد يعقوبي )

http://ravayatgar.org/media/k2/items/cache/2378dde1f28bc78c467f2f928293fb1d_XL.jpg

گذشته‌های سپری‌شده

چهاردهم آگوست 1984، راهی اداره نظام‌وظیفه «رصافه» شدم. به محض ورودم، از افسران اداره شنیدم که آموزش، اول ژانویه 1985 آغاز خواهد شد.
آخرین ماه‌های سال نیز به زودی سپری شدند. روز خداحافظی، برایم روز سخت و سنگینی بود. شاید نتوانم آن روز را شرح دهم؛ اما می‌دانم نگاه گریان مادرم، پایان دوران شاد و کودکانه‌ام را اعلام می‌کرد.
من تنها پسر و آخرین و کوچک‌ترین فرزند خانواده بودم و این از نگاه دیگر اعضای خانواده، به چشم دیگری دیده می‌شد؛ نگاهی که خاتمه یک نسل را اعلام می‌کرد.
من تنها و آخرین و کوچک‌ترین فرزند خانواده بودم و این از نگاه دیگر اعضای خانواده، به چشم دیگری دیده می‌شد؛ نگاهی که خاتمه یک نسل را اعلام می‌کرد.

پایان دسامبر آن سال، سوز سردی می‌آمد و بغداد، در هجوم این سرمای ناهنگام به خود پیچیده بود. مجبور شدم علی‌رغم گذشته، صبح خیلی زود، راهی مرکز آموزشی «منصوریه» در استان دیالی، منطقه «شهربان» بشوم.
شهربان، منطقه‌ای سرسبز و انباشته از درخت‌های بلندقامت بود. درخت‌ها در دوطرف جاده و بلند شهر، منظره‌ای زیبا داشتند. هنوز سایه لطیف آنها بر سر جاده را از یاد نبرده‌ام. اتومبیلی که در آن نشسته بودم، به سرعت از زیر سایه مهربان درخت‌ها می‌گذشت. به نظرم چنین آمد که درخت‌ها از ناله آزاردهنده ماشین فرار می‌کنند.

زندگی در مرکز آموزش، سخت و طاقت‌فرسا بود. بدون اغراق بگویم که خود را در برابر گرگ‌های درنده، بی‌پناه یافتم. هدف این مرکز، مثل مراکز دیگر، تربیت نیروهای نظامی مطیع و سر به راه برای خدمت در جنایات رژیم بعث بود.
در دوره آموزشی، به همراه دوستان و همقطاران، شدیدترین مراحل آموزش را در زمستان و تابستان از سر گذراندم و آن‌قدر در این دوره‌ها با سختی و درد و رنج مأنوس شده بودم که احساس می‌کردم جز برای عذاب و رنج آفریده نشده‌ام. به هر صورتی که بود، پنج ماه آموزش را با شرکت در رده‌های جوخه، گروهان، هنگ و مراحل برتر پیشروی، حمله، دفاع و عقب‌نشینی پشت سر گذاشتیم.

پس از اتمام دوره فوق، سه ماه دیگر را برای آشنایی با تانک، در مرکز آموزشی «صویره» تحمل کردم. پس از عذاب کشنده این آموزش‌ها، از آنجا که قد و قامت متناسبی داشتم، به گروهان کماندویی تیپ 425 در منطقه مندلی اعزام شدم. این گروهان، مهم‌ترین وظیفه‌اش تسلط بر کوه‌های «حمرین» بود.
مدتی بعد، در اول جولای 1986، به منطقه مهران رفتیم. هرچند که در آغاز این نقل و انتقال، فرماندهان از بیان واقعیت خودداری کردند، اما از آنجا که سربازان عراقی، ذاتاً کنجکاو هستند، چیزی نگذشت که فهمیدیم علت انتقال به مهران ـ بنا به اخبار «گروه دوم» ـ حمله رزمندگان اسلام است.
مهران با توجه به موقعیت استراتژیک خود می‌توانست شهر کوت عراق را در تیررس رزمندگان اسلام قرار دهد. همین اهمیت، فرماندهان عراقی را بر آن داشته بود تا به هر قیمتی که شده مهران را از دست ارتش اسلام خارج کنند.

شب بود که به منطقه مهران رسیدیم. ترکش‌های سرخ و تیرهای بنفش، سینه آسمان را نشانه می‌رفتند و رعشه بر اندام ما می‌انداختند. تیپ تصمیم گرفته بود که با همین افراد خودباخته، در حمله شرکت کند و سرانجام نیز همین کار را کرد؛ اما چندی نگذشت که دست از پا درازتر، تن به شکست داده، عقب‌نشینی کرد. از آنجا هم یکراست به طرف مندلی رهسپار شدیم.
روز بازگشت از جبهه مهران، روز تلخی بود. از یک طرف، در کوره گداخته خورشید می‌سوختیم و گرد و خاک حاصل از حمل و نقل خودروها و انفجارهای پی در پی، و عرق‌سوز شدن بدن‌ها رنجمان می‌داد و از طرف دیگر شکست، کام همه افراد ـ از سرباز صفر گرفته تا فرمانده ـ را تلخ کرده بود.

مندلی با یک خط مستقیم به بغداد می‌رسید. از آنجا که در برد توپخانه ایران قرار داشتیم، بعید نبود که مندلی هم با یک حمله هماهنگ و سریع سقوط کند؛ اما رژیم بعث که به اهمیت موضوع پی برده بود، ترجیح داد مندلی، مملو از نیروهای نظامی باشد. برای همین، ما هم به صف نظامیان آن شهر اضافه شدیم. البته در آن زمان، ایران نقشه خاصی روی مندلی نداشت؛ اما فرماندهان عراقی قصد داشتند چند تپه اطراف مندلی را که ممکن بود از نظر نظامی برای تسلط ایران بر مندلی حائز اهمیت باشد، تصرف کنند.

حمله، صبح بیست و دوم جولای به سوی تپه شهدا آغاز شد. همان روز اول، تپه را تصرف کردیم. روز دوم قرار بود از طریقی پاسگاه صلاح‌الدین، تپه‌ای را که بر آبگیر سومار ـ صحرای حران ـ مسلط بود، تصرف کنیم. اما برای عراق، مهم‌ترین ارتفاع آنجا، تپه «سانویه» محسوب می‌شد که با یال کشیده‌اش، از سایر ارتفاعات پیرامون خود بارزتر بود. اگر این تپه فتح می‌شد، در حقیقت، تسلط ایران بر منطقه منتفی بود. ارتش عراق با حساب و کتاب فراوان، نیروی زیادی را برای همین کار جمع کرده بود.

ساعت پنج صبح روز 28 آگوست، شیپور حمله را نواختند. علی‌رغم حمایت آتش پرحجم، حین حرکت ما به سوی هدف، خسارت‌های فراوانی را تحمل کردیم! و بعد از چند دقیقه، به طور ناگهانی و غیرمنتظره، به هدف رسیدیم. بعد از استقرار در مواضع، ضدحمله رزمندگان اسلام شروع شد و جنگ بسیار شدیدی بین ما و آنها درگرفت. عاقبت این درگیری، به پیروزی رزمندگان اسلامی منتهی شد. در نهایت، ناچار به عقب‌نشینی شدیم. کشته‌ها و مجروحان ما در منطقه ماندند، تا خوراک پرندگان و حیوانات وحشی شوند!

سر فرماندهی عراق که می‌دانست تسلط ایرانی‌ها بر تپه سانویه تا چه حد می‌تواند برایش گران تمام شود، تیپ ما را با اعزام متولدان 67 میلادی تکمیل کرد. پس از انجام چند مانور که همراه نیروها و تجهیزات زرهی و تانک‌ها انجام دادیم، چگونگی هلی‌برن نیز به ما آموزش داده شد.تاریخ بیست و دوم می، به عنوان روز حمله معین شد. در این حمله، نیروهای ما توانستند جای پایی به عمق سه کیلومتر در منطقه ایجاد کرده، مواضعی را که از دست داده بودند، پس بگیرند.

در سال پایانی جنگ، ارتش عراق موفق شد با آرایش چند تیپ پیاده و زرهی ـ که به طور کامل عبارت بودند از تیپ 425 پیاده، تیپ‌های 5، 6 و 7 گارد ریاست جمهوری، تیپ ده زرهی و گردان تانک خالد بن ولید ـ و حضور داوطلبانه نیروهای منافق و ضد ایرانی، و پشتیبانی آتش پرحجم و توپخانه، از جبهه میانی، به طرف مرزهای ایران حمله کند. این حمله با توجه به حضور چند تیپ نامبرده و منافقین می‌توانست خیلی زود به پیروزی‌های درخشانی بینجامد؛ اما علی‌رغم شدت عمل عراق، ایرانی‌ها خیلی جدی و محکم به دفاع پرداختند و اجازه ایجاد حتی یک جای پای کوچک هم به فرماندهان عراقی ندادند. سنبه پرزور عراق و گستردگی میدان حمله، سرانجام فرماندهان عراقی را به این نتیجه رساند که با استفاده از راه‌های نفوذی ناپیدایی، به داخل نیروها رخنه کنند. سرانجام با همین روش بود که توانستند خاکریز اول رزمنگان را شکافته، با تصرف خاکریزهای دوم و سوم نیز به طرف عقبه و سومار یورش ببرند.

من در این حمله، جزء‌تیپ 425 پیاده بودم. دو روز در اسلام‌آباد ماندیم. ایرانی‌ها خیلی زود به مواضع ما حمله کرده، توانستند با استفاده از نیروی زرهی و پیاده، در یک نبرد بی‌امان، بسیاری از نیروهای ما را کشته، با از کار انداختن تانک‌ها و ادوات زرهی و توپخانه، ما را تا منطقه سانویه عقب رانده، تعقیب کنند! ده روز تمام در این منطقه زیر آتش توپخانه ایرانی بودیم و بسیاری از ساز و برگ‌ها و افراد خود را از دست دادیم.

خاطرات جنگ دفاع مقدس جنگ ايران خاطرات افسران عراق جنگ عراق هشت سال بر عليه ايران كشتار حملات عراق حمله به ايران جنگ با ايران
پنجشنبه دهم فروردین 1391 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
اخبار، سیستمهای اطلاعاتی
شرايط پذيرش دانشجو در دانشكده اطلاعات

1 -  اعلام ظرفيت پذيرش دانشجو و نحوه انتخاب رشته داوطلبان :

الف- در مقطع كارشناسي:
 
داوطلبان تحصيل در مقطع كارشناسي دانشكده اطلاعات در كليه گروه هاي آزمايشي
(علوم رياضي- علوم تجربي- ادبيات و علوم انساني و هنر)
مي بايست پس از ثبت نام و شركت در آزمون سراسري و مجاز شدن به انتخاب رشته،
نسبت به انتخاب دو رشته از سه رشته اعلامي دانشكده اطلاعات كه در زير آمده
و كد آنها در دفترچه (شماره 2) راهنماي انتخاب رشته آزمون سراسري درج مي گردد،
اقدام نمايند.
لازم به ذكر است انتخاب رشته هاي مذكور بايد جزء انتخابهاي اول و دوم داوطلبان باشد.
بديهي است داوطلبان محترم مي توانند پس از انتخاب رشته هاي دانشكده اطلاعات،
نسبت به انتخاب ساير رشته هاي مورد‌علاقه خود نيز اقدام نمايند.
 
رديف
نام رشته
دانشكده اطلاعات
گرايش
جنس
ظرفيت پذيرش
نيمسال
دوره
1
علوم سياسي
مطالعات امنيتي
مرد
100 نفر
دوم
روزانه
2
علوم اجتماعي
مطالعات امنيتي
مرد
100 نفر
دوم
روزانه
3
مديريت
مديريت اطلاعات و ارتباطات
مرد
100 نفر
دوم
روزانه
 

شرايط و ضوابط اختصاصي دانشكده اطلاعات براي پذيرش دانشجو در مقطع كارشناسي سال 1391
1- تدين به دين مبين اسلام.
2- تابعيت جمهوري اسلامي ايران، داشتن اعتقاد و التزام عملي به ولايت فقيه و نظام جمهوري اسلامي.
3- احراز صلاحيت استخدامي برابر ضوابط گزينش وزارت اطلاعات.
4- برخورداري از سلامت رواني و جسمي به تشخيص مراجع پزشكي وزارت اطلاعات.
5- داوطلبان نبايد در استخدام و متعهد به سازمان يا وزارتخانه‌اي باشند.
6- حداقل معدل كتبي ديپلم داوطلبان رشته هاي رياضي فيزيك و علوم تجربي 12
و ساير رشته ها 14 مي باشد.
7- حداكثر سن براي داوطلبان 22 سال تمام (متولدين 1/7/1369 به بعد) مي‌باشد
8- پذيرفته‌شدگان دانشكده اطلاعات مي‌توانند با سپردن تعهد، خدمت دوران سربازي را
در وزارت اطلاعات طي كنند.
9- دانشجويان در طول دوره تحصيل از كمك هزينه تحصيلي برخوردار و پس از تحصيل،
به استخدام ورارت اطلاعات در خواهند آمد.
10- دانشكده براي دانشجويان مجرد واجد شرايط، خوابگاه تهيه مي نمايد.
11- تحصيل در دانشكده اطلاعات تمام وقت و به صورت شبانه روزي است
12- دانشجويان مقطع كارشناسي در طول تحصيل ملزم به فراگيري دو زبان زنده دنيا
و امور فوق برنامه مي‌باشند.
13- در صورتي كه پذيرفته‌شدگان از تحصيل انصراف دهند بايد خسارت مالي ناشي از گزينش
و تحصيل را بپردازند.
14- به دانشجويان پس از اتمام مدت تحصيل و انجام تعهدات، گواهي‌نامه كارشناسي
مورد تأييد وزارت علوم، تحقيقات و فناوري اعطاء مي‌گردد.
 
ب- در مقطع كارشناسي ارشد:
داوطلبان تحصيل در مقطع كارشناسي ارشد ناپيوسته دانشكده اطلاعات،
مي بايست پس از ثبت نام در يكي از رشته‌هاي ذيل و شركت در آزمون سراسري
و مجاز شدن به انتخاب رشته، نسبت به انتخاب رشته مذكور با درج كد رشته كه در دفترچه (شماره 2) راهنماي انتخاب رشته آزمون سراسري اعلام مي گردد، اقدام نمايند.
لازم به ذكر است انتخاب رشته مذكور بايد جزء انتخاب اول داوطلبان باشد.
بديهي است داوطلبان محترم مي توانند پس از انتخاب رشته دانشكده اطلاعات،
نسبت به انتخاب ساير رشته هاي مورد‌علاقه خود نيز اقدام نمايند.
 
رديف
گروه
زير مجموعه                                      رشته امتحاني
نام رشته    دانشكده اطلاعات
گرايش
جنس
ظرفيت پذيرش
نيمسال
دوره
1
علوم انساني
مجموعه علوم سياسي و روابط بين‌الملل (كد گرايش1)
علوم سياسي
مطالعات امنيتي
مرد
38 نفر
دوم
روزانه
2
فني و مهندسي
مهندسي برق- مخابرات                   (كد گرايش3)
مهندسي برق- مخابرات
اطلاعات الكترونيكي
مرد
19 نفر
دوم
روزانه
3
علوم پايه
زيست شناسي- بيو شيمي و بيو فيزيك (كد گرايش1)
علوم قانوني * Forensic Science
شيمي و زيست اطلاعات
مرد
19 نفر
دوم
روزانه

* رشته علوم قانوني (Forensic Science ) براي مقابله با تهديدات و تهاجمات ميكروبي
و بيولوژيكي و مبارزه با بيوتروريسم طراحي و ايجاد گرديده است.
 

شرايط و ضوابط اختصاصي دانشكده اطلاعات براي پذيرش دانشجو در مقطع كارشناسي ارشد
سال 1391
 
1- تدين به دين مبين اسلام.
2- تابعيت جمهوري اسلامي ايران، داشتن اعتقاد و التزام عملي به ولايت فقيه و نظام جمهوري اسلامي.
3- احراز صلاحيت استخدامي برابر ضوابط گزينش وزارت اطلاعات.
4- برخورداري از سلامت رواني و جسمي به تشخيص مراجع پزشكي وزارت اطلاعات.
5- داوطلبان نبايد در استخدام و متعهد به سازمان يا وزارتخانه‌اي باشند.
6- حداكثر سن براي داوطلبان 27 سال تمام (متولدين 1/7/1364 به بعد) مي‌باشد.
7- پذيرفته‌شدگان دانشكده اطلاعات، در صورتي كه غيبت سربازي نداشته باشند نيازي به ارائه كارت پايان خدمت و يا معافيت از خدمت سربازي ندارند.
8- تحصيل در دانشكده اطلاعات تمام وقت است. (42 ساعت تحصيل و تحقيق در هفته)
9- دانشكده براي دانشجويان مجرد واجد شرايط، خوابگاه تهيه نموده و تسهيلات اياب و ذهاب
را براي كليه دانشجويان فراهم خواهد نمود.
10- در صورتي كه پذيرفته‌شدگان از تحصيل انصراف دهند بايد خسارت مالي ناشي از
گزينش و تحصيل را بپردازند.
11- به دانشجويان پس از اتمام مدت تحصيل و انجام تعهدات، گواهي‌نامه كارشناسي ارشد
مورد تأييد وزارت علوم، تحقيقات و فناوري اعطاء مي‌گردد.
 
 
استخدام دانشكده اطلاعات پذيرش دانشكده اطلاعات تمامي رشته ها
چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
جملات زيبا
مراقب باشیم نگوییم ....... - محمد يعقوبي


مراقب باشیم نگوییم.......

بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم.

نگوییم : ببخشید که مزاحمتان شدم.

بگوییم : در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود.
نگوییم : گرفتارم.

بگوییم : راست می‌گی؟ راستی؟
نگوییم : دروغ نگو.

بگوییم : خدا سلامتی بده.

نگوییم : خدا بد نده.

بگوییم : هدیه برای شما.

نگوییم : قابل ندارد.

بگوییم : با تجربه شده.

نگوییم : شکست خورده.

بگوییم: قشنگ نیست.

نگوییم : زشت است.


بگوییم: خوب هستم.

نگوییم: بد نیست.

بگوییم : مناسب من نیست.

نگوییم : به درد من نمی‌خورد.

بگوییم : با این کار چه لذتی می‌بری؟

نگوییم : چرا اذیت می‌کنی؟

بگوییم : شاد و پر انرژی باشید.

نگوییم : خسته نباشید.

بگوییم: من.

نگوییم: اینجانب.

بگوییم: دوست ندارم.

نگوییم: متنفرم.

بگوییم: آسان نیست.

نگوییم: دشوار است.

بگوییم : بفرمایید.

نگوییم : در خدمت هستم.

بگوییم : خیلی راحت نبود.

نگوییم : جانم به لبم رسید.


بگوییم : مسئله را خودم حل می‌کنم.
نگوییم : مسئله ربطی به تو ندارد

مراقب گفتار نگوییم بگوئيم گفتار صحيح درست صحبت كنيم
سه شنبه چهارم بهمن 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
متفرقه، نفوذ
بهترین جک‌های ترکی، لری، رشتی و…. محمد يعقوبي


جک رشتی لری

یه روز ما همه با هم بودیم،ترک و رشتی و لر و اصفهانی،تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند…

یک روز یه ترکه…
اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم

یه روز یه رشتیه..
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.

یه روز یه لره…
اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛
ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد

یه روز یه قزوینی یه…
به نام علامه دهخدا ؛
از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد

یه روز ما همه با هم بودیم…، ترک و رشتی و لر و اصفهانی
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند… ؛
حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!!

و اینجوری شادیم
این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند.
پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه آنقدر این ایمیل را بفرستیم و بخوانیم تا عادت های قجری در خندیدن به هموطن( آنکه در دیده ما جا دارد ) در ما بمیرد و با هم یکی باشیم مثل همیشه،مثل زمان های سختی و مثل زمان های جشن و افتخار


جك تركي جك گفتن باقرخان رشتي ميرزا كوچك خان لر كريم خان زند قزويني دهخدا فرهنگ ايراني نسل جديد
پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
متفرقه
طرح جديد مبارزه با بد حجابي

 

اينو يكي از دوستان برام فرستاده

طرح جديد مبارزه با بد حجابي

اميدوارم اين يكي ديگه جواب بده . اين ديگه آخرين راهه

چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
روان شناسی، خانه و خانواده، خوب زندگی کنیم
4 زن

 

روزي روزگاري تاجر ثروتمندي بود كه 4 زن داشت. زن چهارم را از همه بيشتر دوست داشت و او را مدام با خريدن جواهرات گران قيمت و غذاهاي خوشمزه خوشحال مي‌كرد. بسيار مراقبش بود و بهترين چيزها را به او مي‌داد.‌‌زن سومش را هم خيلي دوست داشت و به او افتخار مي‌كرد. اگرچه واهمه شديدي داشت كه روزي او تنهايش بگذارد.واقعيت اين است كه او زن دومش را هم بسيار دوست داشت. او زني بسيار مهربان بود كه دائما نگران و مراقب همسرش بود. مرد در هر مشكلي به او پناه مي‌برد و او نيز به تاجر كمك مي‌كرد تا گره كارش را بگشايد و از مخمصه بيرون بيايد.اما زن اول مرد، زني بسيار وفادار و توانا بود كه در حقيقت عامل اصلي ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگي بود كه اصلا مورد توجه مرد نبود. با اينكه از صميم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه اي كه تمام كارهايش با او بود حس مي‌كرد و تقريبا هيچ توجهي به او نداشت.روزي مرد احساس مريضي كرد و قبل از آنكه دير شود فهميد كه به زودي خواهد مرد. به دارايي زياد و زندگي مرفه خود انديشيد و با خود گفت: من اكنون 4 زن دارم، اما اگر بميرم ديگر هيچ كسي را نخواهم داشت و تنها و بيچاره خواهم شد! بنابراين تصميم گرفت با زنانش حرف بزند و براي تنهايي‌اش فكري بكند.اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت:من تورا بيشتر از همه دوست دارم و از همه بيشتر به تو توجه كرده ام و انواع راحتي ها را برايت فراهم آورده ام ، حالا در برابر اين همه محبت من آيا در مرگ با من همراه مي‌شوي تا تنها نمانم؟"زن به سرعت گفت : هرگز و مرد را رها كرد.ناچار با قلبي كه به شدت شكسته بود نزد زن سوم رفت و گفت:من در زندگي تو را بسيار دوست داشتم آيا در اين سفر همراه من خواهي آمد؟زن گفت: البته كه نه! زندگي در اينجا بسيار خوب است. تازه من بعد از تو مي‌خواهم دوباره ازدواج كنم قلب مرد يخ كرد.مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت:تو هميشه به من كمك كرده اي . اين بار هم به كمكت نياز شديدي دارم شايد تو از هميشه بيشتر مي‌تواني در مرگ همراه من باشي؟ زن گفت : اين بار با دفعات ديگر فرق دارد . من نهايتا مي‌توانم تا گورستان همراه جسم بي جان تو بيايم اما در مرگ،...متاسفم! گويي صاعقه اي به قلب مرد آتش زد.در همين حين صدايي او را به خود آورد:من با تو مي‌مانم ، هرجا كه بروي، تاجر نگاهش كرد، زن اول بود كه پوست و استخوان شده بود ، انگار سوءتغذيه، بيمارش كرده باشد. غم سراسر وجودش را تيره و ناخوش كرده بود و هيچ زيبايي و نشاطي برايش باقي نمانده بود . تاجر سرش را به زير انداخت و آرام گفت: بايد آن روزهايي كه مي‌توانستم به تو توجه مي‌كردم و مراقبت بودم ...

در حقيقت همه ما چهار زن داريم!

الف: زن چهارم بدن ماست كه مهم نيست چقدر زمان و پول صرف زيبا كردن او بكنيم وقت مرگ، اول از همه او ما را ترك مي‌كند.

ب: زن سوم دارايي‌هاي ماست. هر چقدر هم برايمان عزيز باشند وقتي بميريم به دست ديگران خواهد افتاد.

ج : زن دوم كه خانواده و دوستان ما هستند. هر چقدر هم صميمي و عزيز باشند ، وقت مردن نهايتا تا سر مزارمان كنارمان خواهند ماند.

د: زن اول كه روح ماست. غالبا به آن بي توجهيم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست مي‌كنيم.او ضامن توانمندي هاي ماست اما ما ضعيف و درمانده رهايش كرده ايم تا روزي كه قراراست همراه ما باشد، اما ديگر هيچ قدرت و تواني برايش باقي نمانده است

دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
متفرقه
فقط بابت خنده

 

دیشب رفتم استخر , بعد از شنا اومدم لباسامو بپوشم

 دیدم رو موبایلم ۴ تا میس کاله ۶ تا اس ام اس از دوس دخترم :

اس ام اس ۱: عزیزم چرا زنگ میزنم جواب نمیدی؟

اس ام اس ۲: انگار سرت شلوغه جواب اس ام اس هم نمیدی.

اس ام اس ۳: همین الان زنگ میزنی وگرنه من می دونم وتو!

اس ام اس۴: کثافت آشغال معلوم هست کدوم گوری هستی؟

اس ام اس ۵: تقصیر منه که آدم حسابت کردم کچل ایکبیری با اون مامان چاقت .

گمشو برو پیش همون دختر عموی …

اس ام اس۶: راستی اینم میگم که بسوزی . منو دوستت سعید دو ماهه رابطه داریم …. بای

 

( به اسم من تمومش نكنيدا ! فقط نوشتم كه يه لبخند بيارم روي لباتون )

 

جمعه بیست و سوم دی 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
دفاع مقدس
درد دل جانباز شيميائي با امام زمان
مرا می‌شناسی.
من یک روستایی‌ام.
یکی از روستاهای دور دست سرزمینمان ایران.
از مهد نام آوران و دلیران آذربایجان.
شاید مرا نشناسی!
خیلی ها مرا نمی‌شناسند.
اهل زمین که با یک روستایی دورافتاده  و ساده کاری ندارند.
اصلا برایشان مهم نیست که کسی اینجا دردی داشته باشد.
اینان بزرگان را می‌شناسند حاکمان را دوست دارند، مسئولان را می‌شناسند، کسی با ما کاری ندارد.


متن كامل در ادامه مطلب
جانباز شهدا شهيد يعقوبي كميل
ادامه مطلب
جمعه بیست و سوم دی 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
دفاع مقدس
ما مثل کوه پشت علی ایستاده‌ایم


ما از الست طایفه‌ای سینه خسته‌ایم

ما بچه‌های مادر پهلو شکسته‌ایم

امروز اگر سینه و زنجیر می‌زنیم

فردا به عشق فاطمه شمشیر می‌زنیم

ما را نبی قبیله سلمان خطاب کرد

روی غرور و غیرت ما هم حساب کرد

از ما بترس، طایفه ای پر اراده‌ایم

ما مثل کوه پشت علی ایستاده‌ایم


یکشنبه هجدهم دی 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
پدر برق ایران - محمد يعقوبي


پدر برق ایران

    به او پدر برق ایران می گویند...
قبل از آمدن برق به ایران، روشنایی خیابان‌ها و کوچه‌ها، یکی از مشکلات دولت وقت بود. بنابراین برای اولین بار در ایران کارخانه‌ای دایر شد که روشنایی خیابان ناصریه و خیابان دراندرون (باب همایون فعلی) را با استفاده از گاز کاربیت تامین می‌کرد. البته این روشنایی، مختص خیابان‌هایی بود که به دربار منتهی می‌شد و با اولین سفر ناصرالدین شاه به فرنگ، روشنایی به ایران آمد و خیابان‌های شهر را برای مدت کوتاهی روشن کرد اما پس از چند روز توسط اهالی قطع و خراب و روشنایی آن منحصر به اندرون دربار شد.
 

در زمان مظفرالدین‌شاه، محمدحسین امین‌الضرب، اولین دستگاه تولید برق را از روسیه خریداری کرد و به این ترتیب برق به طور رسمی وارد ایران شد و جای گاز را گرفت.
محمدحسین امین‌الضرب، فرزند محمدحسن اصفهانی و ماه بیگم‌خانم (دختر محمدحسین صراف اصفهانی) در سال 1289 قمری در تهران متولد شد. زبان فارسی، عربی و فرانسوی را نزد معلمان خصوصی فرا گرفت. او در تهران، برای مدتی نزد سیدجمال‌الدین اسدآبادی زندگی می‌کرد و زبان عربی را به طور کامل از وی آموخت. پدرش از آنجایی که تاجر چیره‌دستی بود و فنون ضرب سکه را نیز در فرنگ آموخته بود، به عنوان مسئول ضرابخانه شاهنشاهی در زمان ناصرالدین شاه منصوب شد اما مرگ ناصرالدین شاه برای او، بسیار ناگوار بود. چون در این زمان به خاطر تقلبی که در ضرب سکه کرده بود، به دستور مظفرالدین شاه دستگیر شد و به زندان افتاد. در این زمان محمدحسین امین‌الضرب در راه بازگشت از سفر فرنگ در سبزوار بود که خبر به زندان افتادن پدرش را به او رساندند. او بلافاصله به راه افتاد و خود را به تهران رساند و فعالیت‌های زیادی برای آزادی پدرش انجام داد. او به (صنیع‌الدوله) داماد مظفرالدین شاه مراجعه کرد و با پرداخت جریمه و مبلغ چهل هزار تومان در آن زمان! به خود صنیع‌الدوله، موجبات آزادی پدر را فراهم کرد. پدرش پس از آزادی، از سمت سرپرستی ضرابخانه شاهنشاهی عزل و خود صنیع‌الدوله عهده‌دار این مسئولیت شد.
   
تجارت از 16 سالگی
محمدحسین امین‌الضرب، 16 سال بیشتر نداشت که در حیات منزل پدرش دست به فعالیت‌های تجاری و اقتصادی زد. او به ادامه راه پدرش در تولید و ضرب سکه پرداخت و تا 19 سالگی کل این کار را در دست گرفت.
محمدحسین امین‌الضرب مانند پدر یکی از تجار معروف زمان خود بود و علاقه زیادی به سفر، به خصوص برای تجارت داشت و به هر جا که سفر می‌کرد، توشه‌ای از تجارت اقتصادی را از آن کشور با خود به ارمغان می‌آورد. به همین خاطر، از جانب دربار و مظفرالدین شاه، بسیار مورد عنایت قرار گرفت همچنین مقارن با انقلاب مشروطه نیز تجار تهران او را به عنوان نماینده مجلس برگزیدند و پس از تشکیل مجلس نیز، نمایندگان او را به عنوان نایب رییس مجلس انتخاب کردند.
او در معاملات تجاری به سرعت پیشرفت می‌کرد تا جایی که حتی پیشنهاد تاسیس بانک ملی را به مظفرالدین شاه داد.
   
رقابت صنعتی
او همچنین با وارد کردن ماشین‌های ابریشم‌کشی از فرانسه به ایران برای کارخانه ابریشم، پا به رقابت صنعتی گذاشت اما در صنعت ابریشم، زیاد موفق نبود، چون در همان آغاز کار، نوعی انگل به مزارع شمال حمله کرد و محصولات آنجا را از بین برد و این امر، خسارات زیادی به صنعت ابریشم ایران وارد کرد. همچنین در صنعت ریلی و تاسیس راه‌آهن ایران نیز، فعالیت‌های زیادی از او به چشم می‌خورد.
اما یکی از مهم‌ترین و زیباترین فعالیت‌های اقتصادی - صنعتی محمدحسین امین‌الضرب، آوردن کارخانه برق از روسیه به ایران بود.
خرید کارخانه برق توسط امین‌الضرب به این صورت اتفاق افتاد که در سال 1284 خورشیدی، او با مظفرالدین شاه که برای سفر سوم، عازم روسیه شده بود، همراه بود، روزی که در خیابان قدم می‌زد، چشمش به کارخانه برق می‌افتد که در حال کار کردن بود و متوجه می‌شود که روشنایی شب توسط این کارخانه تامین می‌شود.
او که تا آن زمان، چنین چیزی را ندیده بود شروع به تماشای آن می‌کند. چون مدت طولانی جلوی کارخانه ایستاده بود، نگهبان در ورودی کارخانه برای جویا شدن از موضوع، بیرون آمده و به او می‌گوید: مگر خیال خریدش را داری؟
امین‌الضرب پاسخ می‌دهد: اگر ارزان بدهند، می‌خرم.
در همین میان صاحب کارخانه رسیده و از جریان باخبر می‌شود و چون امین‌الضرب را با وضع لباسی نامناسب می‌بیند، برای تمسخر به او می‌گوید: قیمتش پانصدهزار تومان است.
امین‌الضرب نیز از او می‌خواهد تا قولنامه‌اش را بنویسد و پولش را هم حواله یکی از تجار معتبر آنجا می‌کند و به این صورت کارخانه را تصاحب می‌کند و با این احوال برای اولین بار برق توسط حاج‌حسین آقا امین‌الضرب اصفهانی، وارد ایران می‌شود. هنوز مدت زیادی از بازگشت امین‌الضرب و مظفرالدین شاه از روسیه به ایران نگذشته بود که کارخانه برق حاج امین‌الضرب در ایران ساخته شد و به راه افتاد و خیابان‌های لاله‌زار، سعدی، شاه‌آباد و چراغ برق را روشن کرد. مردم زیادی برای تماشای روشنایی به این خیابان‌ها آمده بودند اما در بین آنها عده‌ای معتقد بودند که این روشنایی قسمتی از (قدرت شیطان) است. بنابراین شروع به قطع سیم‌ها و شکستن لامپ‌ها کردند و اندک رغبتی برای استفاده از آن نشان نمی‌دادند.
همچنین اکثر رجال و وزرا به برق حاج امین‌الضرب، روی خوش نشان ندادند و معتقد بودند که به صنعت فرنگ نمی‌توان اعتماد کرد و احتمال این را می‌دادند که ناگهان خاموش شود به همین خاطر تا مدت‌ها نیز از چراغ‌های زنبوری خود برای روشنایی شب استفاده می‌کردند.
پس از چندی، امین‌الضرب با شیوه‌ای زیبا، شروع به مبارزه این عقاید کرد.
او به مناسبت جشن میلاد امام زمان(عج) تمام خیابان‌های امیریه را مزین به لامپ‌های رنگارنگ کرد و با این کار، مردم را بار دیگر شگفت‌زده کرد و این آغاز تغییر عقیده مردم و رجال و وزرا بود.
از این پس آنها این ابتکار امین‌الضرب را به خانه‌های خود بردند و به تدریج برق، جای چراغ‌های زنبوری و وسایل روشنایی اولیه را گرفت.
کارخانه برق از عصر، شروع به کار می‌کرد تا آخر شب. البته این صنعت نیز مانند سایر صنایع وارداتی به ایران، ابتدا مختص دربار، رجال و سرمایه‌داران بود ولی کم‌کم به صورت عمومی درآمد و خانه‌ها و خیابان‌ها را روشن کرد.
این کارخانه در زمان خود، تبدیل به کارخانه‌ای معتبر شد. موتور این کارخانه، به وسیله نفت کار می‌کرد و برق 110 ولت، تولید می‌کرد.
موتور تک سیلندری داشت که برای خنک کردن آن، آب در اطرافش گردش داشت. این کارخانه، فاقد دستگاه تقویتی بود که برق را به طور یکنواخت و یکسان توزیع و تنظیم کند، بنابراین برق اطراف کارخانه، تا حدی قوی بود که با چشم نمی‌شد به آن خیره شد ولی هرچه به فاصله آن از کارخانه اضافه می‌شد، نور آن نیز ضعیف‌تر می‌شد.
   
رقابت بر سر تصاحب برق
در آن زمان رقابت شدیدی بین مردم، برای استفاده از برق شکل گرفت. تا جایی که مردم بیماری سل و ارتباط آن با دود چراغ‌های نفتی و روغن‌سوز را بهانه‌ای برای بردن برق به خانه‌های خود قرار می‌دادند. مصارف اولیه برق تنها به چند ساعت از شب محدود می‌شد.
مولدهای اولیه نیز با هیزم، زغال‌سنگ و چوب کار می‌کردند ولی بعدها جای خود را به مولدهای دیزلی دادند.
به دنبال وارد شدن برق به ایران و جا افتادن این صنعت بین مردم، در سال 1284، اداره‌ای در شهرداری تهران به نام (اداره روشنایی معابر) تاسیس شد. این اداره بعدها به (بنگاه برق) تغییرنام داد ولی همچنان زیرنظر شهرداری بود.
پس از این‌که برق به طور کامل در میان مردم جا افتاد و عقیده‌های کهنه، جای خود را به رضایت از نور داد، بنگاه برق، فردی را به عنوان مامور دریافت پول مصرف برق براساس تعداد لامپ‌ها قرار داد که به او (تحصیلدار) می‌گفتند. تحصیلدار، بدون آن که کنتور و یا چیزی شبیه آن در کار باشد، هر شب آمده و براساس تعداد لامپ‌ها از صاحبان آنها پول می‌گرفت. در آن زمان لامپ‌هایی که معمول بود، لامپ‌های چهل واتی، لامپ‌های 75 واتی و لامپ‌های صدواتی بود. البته در آن زمان به واحد (وات)، (شمع) می‌گفتند.
قیمت مصرف لامپ‌های چهل شمعی چهار شاهی و مصرف لامپ‌های 75 شمعی و صد شمعی به ترتیب هفت شاهی و ده شاهی بود. بعضی کسبه، برای پرداختن نکردن این مبلغ، ترفندهایی به کار می‌بردند.
اول شب لامپ کم‌وات زده و پس از رفتن تحصیلدار، لامپ پروات می‌بستند، یا این‌که ابتدا یکی، دو لامپ وصل می‌کردند و پس از رفتن تحصیلدار، سه، چهار لامپ دیگر اضافه می‌کردند. عده‌ای نیز دکان و مغازه خود را هنگام آمدن تحصیلدار می‌بستند و پس از رفتن او، دوباره آن را باز می‌کردند و به این طریق از پرداخت مبلغ مصرف لامپ، شانه خالی می‌کردند.

محمدحسین امین‌الضرب در 25 آذرماه 1311 شمسی در سن 62 سالگی در اثر بیماری آسم درگذشت. پس از فوت امین‌الضرب بنا به وصیتش، او را در شهر مقدس نجف به خاک سپردند.فرزندانش عبارتند از حسن، محسن، دکتر یحیی و دکتر اصغر مهدوی...
 

صنعت برق نيروگاه تحقيق پايان نامه گذارش مقاله مقاله نويسي
یکشنبه هجدهم دی 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
اطلاعات عمومی، معرفی کتاب
برق در جهان
برق در جهان

اگرچه که الکتریسته به عنوان نتیجه واکنش شیمیایی ای که در یک پیل الکترولیت از زمانی که الساندرو ولتا در سال 1800م این آزمایش را انجام داد، شناخته می شده است، اما تولید آن به این روش گران بوده و هست. در سال 1831م، مایكل فارادی ماشینی ابداع کرد که از حرکت چرخشی تولید الکتریسته می کرد، اما حدود پنجاه سال طول کشید تا این فن آوری از نظر اقتصادی مقرون به صرفه شود. در سال 1878م، توماس ادیسون جایگزین عملی تجاری ای را برای روشنایی های گازی و سیستم های حرارتی ایجاد کرد و به فروش رساند که از الکتریسته جریان مستقیمی استفاده می کرد که بطور منطقه ای تولید و توزیع شده بود، استفاده می کرد. در سیستم جریان مستقیم ادیسون، ایستگاه های تولید توان اضافی می بایست نصب می شدند. بدلیل اینکه ادیسون قادر نبود سیستمی را تولید کند که به ژنراتورهای چندگانه اجازه بدهد که به یکدیگر متصل شوند، گسترش سیستم او نیاز داشت که تمامی ایستگاه های تولید جدید مورد نیاز ساخته شوند.
نیاز به نیروگاه های اضافی ابتدا توسط قانون اهم بیان شده است، به دلیل اینکه تلفات با مربع جریان یا بار و با خود مقاومت متناسب است، بکار بردن کابل های طولانی در سیستم ادیسون به مفهوم داشتن ولتاژهای خطرناک در برخی نقاط یا کابل های بزرگ و گران قیمت و یا هر دوی اینها بود.
نیکولا تسلا که مدت کوتاهی برای ادیسون کار می کرد و تئوری الکتریسته را بگونه ای درک کرده بود که ادیسون درک نکرده بود، سیستم جایگزینی را ابداع کرد که از جریان متناوب استفاده می کرد. تسلا بیان داشت که دو برابر کردن ولتاژ جریان را نصف می کند و منجر به کاهش تلفات به میزان 4/3 می شود و تنها یک سیستم جریان متناوب اجازه انتقال بین سطوح ولتاژ را در قسمت های مختلف آن سیستم ممکن می سازد. او به توسعه و تکمیل تئوری کلی سیستم اش ادامه داد و جایگزین تئوری و عملی ای را برای تمامی ابزارهای جریان مستقیم آن زمان ابداع کرد و ایده های بعدیش را در سال 1887م در 30 حق انحصاری اختراع به ثبت رساند.
در سال 1888م کار تسلا مورد توجه جرج وستینگهاوس که حق انحصاری اختراع یک ترانسفورماتور را در اختیار داشت و یک کارخانه روشنایی را از سال 1886م در گریت بارینگتون، ماساچوست راه اندازی کرده بود، قرار گرفت. اگرچه که سیستم وستینگهاوس می توانست از روشنایی های ادیسون استفاده کند و دارای گرم کننده نیز بود، اما این سیستم دارای موتور نبود. توسط تسلا و اختراع ثبت شده اش، وستینگهاوس یک سیستم قدرت برای یک معدن طلا در تلورید، کلورادو در سال 1891 ساخت که دارای یک ژنراتور آبی 100 اسب بخار(75 کیلو وات) بود که یک موتور 100 اسب بخار (75 کیلو وات) را در آنسوی خط انتقالی به فاصله 5/2 مایل (4 کیلومتر) تغذیه می کرد. سپس در یک قرارداد با جنرال الکتریک که ادیسون مجبور به فروش آن شده بود، شرکت وستینگهاوس اقدام به ساخت یک نیرگاه در نیاگارا فالس کرد که دارای سه ژنراتور تسلای 5000 اسب بخار بود که الکتریسته را به یک کوره ذوب آلومینیوم در نیاگارا ، نیویورک و به شهر بوفالو، نیویورک به فاصله 22 مایل (35 کیلومتر) انتقال می داد. نیروگاه نیاگارا در 20 آوریل 1895م شروع به کار کرد.
•    برق در تهران
شهر بزرگ تهران از حدود دو قرن پیش پایتخت ایران بوده است و به سبب نقش و موقعیت اداری و جغرافیای برجسته اش اولین مولد برق در تهران به قدرت تقریبی ٣ كیلو وات حدود ١٥0 سال پیش در سال ١٢٦٤ هجری شمسی درست سه سال بعد از مؤسسه برق تجاری توماس ادیسون كه برای تأمین روشنایی بخشی یكی از خیابانهای شهر نیویورك ایجاد شده بود، به منظور تأمین روشنایی بخشی از كاخ سلطنتی ناصرالدین شاه قاجار، برای نخستین بار در این شهر مورد بهره برداری قرار گرفت.
١٩سال بعد در سال ١٢٨٣ هجری شمسی امتیاز تأسیس كارخانه برق در تهران به یكی از تجار خوش نام آن زمان مرحوم حاج حسین امین الضرب واگذار گردید. این كارخانه در سال ١٢٨٥ درست ٦ ماه بعد از صدور فرمان مشروطیت با یك ماشین بخار پیستونی با ٣ دیگ بخار كه سوخت آن زغال سنگ بود با مولدی به قدرت ٤٠٠ كیلو وات ساخت كارخانه آ.ا.گ. از كشور آلمان با ولتاژ٣٨٠/٢٢٠ ولت آماده بهره برداری و پذیرش مشتركان شد. محل این كارخانه در خیابان چراغ برق تهران (امیر كبیر كنونی) قرار داشت كه فقط برای تأمین روشنائی شبها بین ٥ تا ٧ ساعت كار می كرد. ماشین بخار دیگری با مولدی به قدرت ١٠٠ كیلو وات بعدها به آن اضافه شد. از اوایل سالهای ١٣٠٠ به بعد دو دستگاه نیم دیزل به قدرت ٥٠ اسب بخار ساخت كارخانه (انگو بلژیك كمپانی) در همان محل نصب گردیده و به ظرفیت كارخانه امین الضرب افزوده شد.
در این سالها به تدریج با آگاهی و علاقمند شدن بخش خصوصی به مزایای برق، رفته رفته شركتهای خصوصی برای تولید، توزیع و فروش برق ایحاد شد. در همین دوران برخی از كارخانه های صنعتی جدیدالتأسیس هم دارای مولد برق اختصاصی شدند. در سال ١٣١٠ برای نخستین بار، شبانه روزی كردن برق در تهران در میان دولتمردان آن زمان مطرح گردیده و اقدامات اولیه برای تحقق آن صورت گرفت تا آنكه بعد از گذشت ٦ سال بلاخره در تاریخ ٢٥/٦/١٣١٦ یك نیروگاه بخاری ساخت كارخانه اشكودا از كشور چكسلواكی با ٤ واحد ١٦٠٠ مگاواتی جمعاً به قدرت ٦٤٠٠ كیلو وات در محل كنونی شركت برق منطقه ای تهران واقع در میدان شهدا نصب گردیده و زیر نظر شهرداری تهران بهره برداری از آن آغاز گرید.
در فاصله سالهای١٣٢٠-١٣١٨ به ویژه از اردیبهشت ماه سال ١٣١٩ كه رادیو تهران شروع به كار كرد، استفاده از برق مخصوصاً برای شنیدن اخبار جنگ از رادیو با استقبال مردم روبرو گشت و به ناچار برای جبران كمبود نیرو از برق اضافی كارخانه های سیلو، سیمان تهران و پادگان سلطنت آباد كمك گرفته شد. بر اساس آمارهای موجود میزان تولید برق زا ٥/١٠ میلیون كیلو وات ساعت در ساعت ١٣١٧ به٥/١٥ میلیون كیلو وات ساعت در سال ١٣١٨ رسیده بود كه با منظور كردن ٥/١ میلیون كیلو وات ساعت تولید برق كارخانه حاج امین الضرب جمع تولید برق در آن سال به ١٧ میلیون كیلو وات ساعت رسید. جمعیت تهران در آن سال ٤٥٠٠٠ نفر بود كه بدین ترتیب میزان تولید سرانه برق سالانه به حدود ٣٨ كیلو وات ساعت رسیده بود.
در سالهای قبل از سال ١٣١٥ مسئولیت تهیه، نصب، تعمیر و نگهداری تأسیسات مربوط به روشنائی خیابانها به عهده واحدی به نام (اداره روشنایی) كه در شهرداری تهران ایجاد شده بود قرار داشت. ولی واحد مستقلی كه عهده دار برنامه برای تأمین برق مورد نیاز مردم و توسعه تأسیسات برق در آینده باشد وجود نداشت. با افزایش تقاضای روزافزون برق و رشد تدریجی مصرف، ایجاد یك مؤسسه مستقل كه عهده دار این وظیفه باشد احساس گردید و به همین خاطر در ٢٥ مهرماه سال ١٣١٥ یك مؤسسه مستقل به نام (مؤسسه برق تهران) زیر نظر شهرداری به وجود آمد. این مؤسسه در واقع با اهداف و شرح وظایف گسترده جایگزین اداره روشنایی شهرداری شد.
به علت افزایش تقاضا، كمبود برق در تهران روز به روز بیشتر احساس می شد اما در طی سالهای جنگ جهانی دوم به سبب اشغال ایران از سوی متفقین و آشفتگی اوضاع سیاسی داخلی و عدم امكان ساخت تجهیزات نیروگاهی در داخل كشور مشكلات حمل قطعات نیروگاهها از خارج كشور، امیدی به نصب نیروگاههای جدید وجود نداشت تا آنكه پس از پایان جنگ و پیش از خروج متفقین از ایران ٤ دستگاه مولد ٢٠٠٠ كیلو واتی جمعاً به ظرفیت ٨٠٠٠ كیلو وات ساخت كارخانه (وستینگهاوس) از ارتش آمریكا خریداری گردیده و در ضلع شمالی مولدهای اشكودا نصب شد و بهره برداری از آنها در مهرماه سال ١٣٢٧ آغاز گردید. احداث این نیروگاهها و حتی استفاده از برق مازاد كارخانه های دولتی از جمله سیمان، سیلو، دخانیات، سلطنت آباد و راه آهن نیز تكافوی پاسخگویی به نیازهای برق تهران را نمی كرد. چنان كه در زمستان سال ١٣٢٨ كمبود نیروی برق در تهران به طور كامل محسوس شد و به همین خاطر پس از مطالعات و بررسیهای به عمل آمده مسؤولان ذیربط در طی سالهای ١٣٣٢ و ١٣٣٣ اقدام به خرید سه دستگاه مولد دیزلی هر یك به قدرت ١٣٠٠ كیلو وات و در مجموع به قدرت ٣٩٠٠ كیلو وات، از كارخانه (نردبرگ) آمریكا نمودند. این مولدها هم در ضلع شمال غربی مولدهای اشكودا نصب شده و در طی سالهای ١٣٣٤ و ١٣٣٥ مورد بهبره برداری قرار گرفتند.

صنعت برق نيروگاه تحقيق پايان نامه گذارش مقاله مقاله نويسي
یکشنبه هجدهم دی 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
اطلاعات عمومی، معرفی کتاب
از صنعت برق چه می‌دانیم ؟

از صنعت برق چه می‌دانیم ؟

انواع نیروگاه‌هایی که در سطح جهان به امر تولید برق اشتغال دارند عبارتند از:
1. نیروگاههای بخاری
2. نیروگاههای آبی
3. نیروگاههای گازی
4. نیروگاههای سیکل ترکیبی
5. نیروگاههای اتمی
6. نیروگاههای خورشیدی
7. نیروگاههای بادی
8. نیروگاههای پمپ ذخیره ای
9. نیروگاههای جذر و مدی دریا
10. نیروگاههای زمین گرمایی ( ژئوترمال)
11. نیروگاههای موجی ( موج دریا )
12. نیروگاههای دیزلی
13. نیروگاههای مگینتوهیدرودینامیکMHD
14. نیروگاههای بیوماس
15. و…

به طوری که از نام این نیروگاهها بر می‌آید هریک ازآنها برای تولید برق، فن آوری ویژه ای دارند که درجای خود توضیح خواهیم داد. در حال حاضر انواع نیروگاههایی که در کشور ما ایران دردست بهره برداری قراردارند عبارتند از: نیروگاههای آبی، گازی، دیزلی، بادی، خورشیدی، سیکل ترکیبی و به زودی نوع اتمی آن نیز شروع به کارخواهد کرد.
ولی قبل ازاینکه وارد بحث نیروگاهها، تولید، انتقال و توزیع برق شویم، بهتراست کمی درباره کاربردهای گوناگون انرژی ها و تبدیل آنها به انرژی برق و روشهای تولید آن سخن بگوییم.
استفاده از انرژیهای خدادادی موجود درطبیعت، همیشه مورد نظربوده است. مطالعات گوناگونی برای تغییر شکل انرژی، به طوری که به کارگیری آن ساده باشد، صورت گرفته است. حاصل این کوشش ها، انرژی الکتریکی است که ازتبدیل سایر انرژی ها به دست می آید.
امروزه یکی ازمهم ترین شکل های انرژی که درتمام جهان مود استفاده قرار می گیرد ، انرژی برق است. همان طور که درکتاب های علوم خوانده ایم، انرژیها قابل تبدیل به یکدیگرند. مثلاً انرژی مکانیکی را می توان به انرژی الکتریکی تبدیل کرد. به همین ترتیب انرژی شیمیایی و حرارتی را و برعکس.
عوامل زیرسبب می شوند که استفاده ازبرق ساده تر و راحت تر از سایر انرژیها باشد:
1. برق را می توان به سهولت از نقطه ای به نقطه دیگر انتقال داد. به عنوان مثال توسط دو رشته سیم انرژی الکتریکی به خانه ما راه می یابد.
2. کارکردن با برق ساده تر است.
3. دستگاههای متعددی می توان ساخت که با برق کار کنند.
4. درتبدیل انرژی الکتریکی به انرژیهای دیگرمواد زاید ایجاد نمی شودو…
انرژی الکتریکی کاربردهای گوناگونی دارد که اهم آنها عبارتند از:
مصارف صنعتی
تقریباً بیش از نصف برق تولیدی برای رفع احنیاجات صنعتی به کار می رود. موتورهای الکتریکی در اندازه های کوچک و بزرگ چرخ صنایع را به حرکت درمی آورند. الکترومغناطیس های بزرگ در جرثقیل ها کار جابه‌جا کردن قطعات بزرگ فلزی را به عهده دارند.
کاربرد در کشاورزی
اگر شما فرزند یک کشاورز باشید می توانید بسیاری از کاربردهای برق درمزارع را نام ببرید. می دانیم تا چندی قبل بسیاری از کارهای مزرعه توسط کشاورزان و خانواده های آنان با کمک حیواناتی مثل اسب انجام می شد. اینک چه تغییری پیدا شده است؟ مواد غذایی با بهای کمتری از نظرهزینه نیروی انسانی تهیه می شود، کشاورزان از وسایل زندگی بهتر استفاده می کنند و انرژی برق در کشاورزی به کار گرفته شده است.
برق ـ البته توع خاصی از آن ـ تراکتور کشاورز را راه می اندازد. باراو را حمل می کند. آب را به مزارع و محل مسکونی می رساند. بادبزن های الکتریکی هوای گرم تابستان را خنک می کنند. برق، گرمابخش زمستان سرد است. مانع فاسد شدن مواد غذایی می شود. صنایع غذایی را گسترش می دهد.
کاربرد در شهرها
شهرها معمولاً 10 درصد برق تولیدی را مصرف می کنند. فروشگاهها، خانه ها ،‌ هتلها، مساجد، بیمارستانها،‌ ادارات و دیگرمراکز شهری برق مصرف می کنند. درشهر سیستم هوای مطبوع، هوای ادارات، بیمارستانها، هتل ها و آپارتمان ها را درتابستان خنک و سالم نگه می دارد. یک بیمارستان خوب بدون داشتن دستگاههای برقی نظیر اشعة ایکس، آسانسورها،‌ تخت های جراحی‌، دستگاههای استرلیزه کردن‌، لامپ های مخصوص و دیگر وسایل نمی تواند خدمت لازم را در اختیار بیماران قرار دهد.
روشنایی اماکن و معابر در شب، که نعمت بزرگی است فراموش نشود.
کاربرد درحمل و نقل
حمل و نقل زمینی، دریایی، هوایی به صورت پیشرفته امروزی فقط با استفاده از نیروی برق مقدور است. ماشین های سواری، اتوبوس ها، لکوموتیوها، مستقیم یا غیر مستقیم از انرژی برق استفاده می کنند. در خطوط کشتیرانی از پختن غذا گرفته تا تهویه هوای کشتی از برق استفاده می شود.
هواپیما های مسافربری یا نظامی، روشنایی، گرما، تهویه، کنترل فشار وقدرت خود را توسط نیروی برق تأمین می کنند.
کاربرد ارتباطاتی ( مخابرات )
تلگراف، تلفن، رادیو و برنامه های فضایی قدرت خود را از برق دریافت می کنند. بدون برق نفوذ به داخل فضا و شناخت نادیده های فضایی و ارتباط با کرات آسمانی امکان پذیر نیست. امروزه کشورهای جهان توسط دستگاههای مخابراتی به هم وصل هستند. از ایستگاههای رادیویی مختلف می توان اخبار را شنید.
فکر می کنیم همین مختصر توضیح دربارة اهمیت صنعت برق و شناخت آن کافی باشد و حال به سروقت روش های تولید برق می رویم و سپس به درون نیروگاه گاه برمی داریم.
به طوری که می دانیم، انرژی الکتریکی قابل دیدن نیست. با وجود این اطراف ما را پوشانیده است. می توان گفت الکتریسیته همه جا هست. در حقیقت قسمتی از ساختمان تمام مواد طبیعی الکتریسیته است. تنها کاری که باید انجام دهیم این است که الکتریسیته را از درون مواد بیرون بیاوریم و به کارگیریم.
همان طور که گفتیم برق شکلی از انرژی است که از تبدیل سایر انرژی ها به وجود می آید. دستگاهی را که سایر انرژی ها را به انرژی برق تبدیل می کند، مولد می نامند.
پیل، یک مول برق است. این مولد، انرژی شیمیایی را به انرژی الکتریکی تبدیل می کند. درباره پیل ( باتری ) درکتاب های علوم به طور مفصل بحث شده است. پیل به دو صورت،‌ پیل خشک و پیل تر موجود است. هریک از شما برای یک بار هم که شده پیل را به کار برده اید. پیل خشک برای به کار انداختن وسایل بازی، رادیوها، چراغ قوه ها و ضبط صوت ها و گروه دیگری از وسایل الکتریکی مورد استفاده قرار می گیرند. پیل های مزبور در اندازه و شکل های مختلف ساخته می شوند. این پیل ها پس از مدتی برق آنها تمام می‌شود و دیگر نمی‌توان از آنها استقاده کرد.
یکی دیگر از انواع مولدهای شیمیایی، انباره یا باتری اتومبیل است که آن را باتری تر نیز می نامند. از این باتری های تر امروزه علاوه بر اتومبیل، درمراکز صنعتی و از جمله در داخل نیروگاهها نیز برای موارد اضطراری استفاده می کنند. این باتری ها طوری طراحی شده اند که می توانند در دفعات زیاد پر و خالی شوند.
برقی که به روشهای مختلف تولید می شود به نام برق جریان مستقیم یا برق D.C برق جریان متناوب A.C نامگذاری شده است . برق D.C مانند یک خیابان یک طرفه است. الکترون ها مانند وسایط نقلیه فقط دریک جهت حرکت دارند. برق A.C یا برق جریان متناوب در صنعت و مصارف خانگی مورد استفاده قرارمی گیرد.
دستگاهی را که برق A.C تولید می کند، مولد یا ژنراتور می نامند. برحسب اینکه انرژی لازم برای به حرکت درآوردن مولد از چه منبعی دریافت شود،‌ مولد را با آن نام می خوانند. مانند نیروگاههایی که قبلاً انواع آنها را نام برده ایم. به عنوان مثال اگر برای گرداندن مولد، از انرژی حرارتی استفاده شود، مولد را توربوژنراتور حرارتی می گویند که از جمله آنها توربوژنراتورهای بخاری است.
طرز کار این نوع مولد به این ترتیب است که ابتدا آب را به وسیله سوختی مانند زغال سنگ، گاز و مواد نفتی مانند مازوت به بخارتبدیل می کنند. بخارتولید شده پس از عبور از لوله های مخصوص با فشارزیاد به پره های توربین برخورد می کند و آن را به گردش درمی آورد. چون محور توربین و محور ژنراتور به هم متصلند، درنتیجه ژنراتور شروع به چرخیدن کرده و برق تولید می کند.
مولد برقی که به وسیلة موتور دیزلی به گردش درمی آید به نام دیزل ژنراتور نامیده می شود. به همین ترتیب می توان برای تولید برق از انرژی باد، خورشید، آب و همچنین از انرژی هسته ای استفاده کرد که دراین باره، هنگام توضیح دربارة کار این نوع نیروگاهها مفصل تر صحبت خواهیم داشت.
یادمان نرود که دینام دوچرخه هم یک ژنراتور کوچک برق است که محور آن توسط انرژی پاهایمان هنگام رکاب زدن به حرکت درمی آید و مقداری از انرژی ما به برق تبدیل می شود و ما می توانیم در روشنایی لامپ دوچرخه، به حرکت خود در شب ادامه دهیم.

صنعت برق نيروگاه تحقيق پايان نامه گذارش
سه شنبه سیزدهم دی 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
روان شناسی، خوب زندگی کنیم
من هیچ علاقه ای به رابطه زناشویی با همسرم ندارم

روابط زناشوئي

سیاری از زوجهای جوان به دلیل عدم آشنایی و در پاره ای از موارد نبود آگاهی کا فی درباره نحوه برخورد با روابط عاطفی و زناشویی بین همسران ، با مشکلاتی مواجه هستند، که متاسفانه این مشکلات در برخی از موارد تبدیل به بحران های خانوادگی می گرد که آثار آن در معضلاتی همچون افزایش آمار طلاق در جامعه ، تنوع طلبی جنسی و.... قابل مشاهده می باشد . سیمرغ با هدف پیش گیری از ایجاد این گونه مشکلات و با احترام به حریم خانواده ، جهت افزایش دانایی زوجهای جوان و کمک به بهبود واستحکام روابط همسران اقدام به تهیه و ارائه مطلب زیر نموده است .


من هیچ علاقه ای به رابطه زناشویی با همسرم ندارم
سارا که از ازدواج اولش دارای یک دختر است درمورد زندگی فعلی و ازدواج مجددش می گوید. او می گوید که من و سامان زندگی خوبی داشتیم حتی از لحاظ زناشویی هم هیچ مشکلی نداشتیم. آنها 6 سال است که ازدواج کرده اند و این ازدواج دوم هر دوی آنهاست و این هیچ خللی در زندگی آنها وارد نکرده بود. او می گوید تا 3 سال پیش زندگی خوبی داشتند و مانند تازه عروس و دامادها زندگی می کردند.
سارا می گوید:
اما حالا هیچ خواسته و نیاز جنسی و هیچ شور و هیجانی ندارم. دوست دارم مثل سابق رابطه بهتری با هم داشته باشیم اما نمی توانم. طی چند سال اخیر چندکیلو وزن اضافه کردم و این شاید یکی از علتهای سردی در روابط جنسی ام شده است. اما حالا به این نتیجه رسیدم که حتما عمل جراحی که سه سال پیش داشتم(عمل بیرون آوردن رحم) علت اصلی این سردمزاجی من در روابط زناشویی ام بوده و این همان چیزی است که روابط جنسی من را تحت الشعاع قرار داده. از بعد از عمل جراحی ام، به دو متخصص زنان مراجعه کردم و درمانهای زیادی از هورمون درمانی و داروهای گیاهی گرفته تا داروهای شیمیایی را امتحان کردم تا تمایلاتم را بهبود بخشم. اما هیچ اتفاقی نیفتاد و هیچ کدام از آنها کمکم نکرد.
من و سامان ماه به ماه هم به یکدیگر ابراز علاقه نمی کنیم. اگر به ندرت هم ابراز علاقه کرده و رابطه زناشویی داشته باشیم، هرگز مثل سابق و اوایل ازدواجمان نیست. ایجاد رابطه زناشویی برای من سخت است و احساس میکنم که این رابطه زناشویی به من تحمیل شده است. در مقابل سامان احساس می کند که من هیچ توجه و علاقه ای به او ندارم. بارها برایش توضیح داده ام که من عاشقش هستم و هنوز هم برای من جذابیت های خاص خودش را دارد. فقط من حال و حوصله برقرار کردن رابطه زناشویی را ندارم. برای مثال، چندروز پیش وقتی من از سرکار برگشتم، سامان از من درخواست رابطه زناشویی کرد اما من خسته بودم و درخواست او را رد کردم. هرزمانی که مانعش می شوم، سامان عصبانی می شود و اخم می کند. من احساس می کنم سامان ظرفیت کمی دارد و از هر چیزی زود عصبانی می شود. این موضوع در مورد انتقاد کردن از او، یا نادیده گرفتن خانواده اش هم صدق می کند.

تفکرهای سارا ادامه دارد
اما او گاهی اوقات متوجه این موضوع نمی شود که من به مهلت بیشتری نیاز دارم. کار من پر استرس است. من مدیر برنامه ریزی شرکت هستم و ساعت کاریم زیاد است. اما سامان استاد اقتصاد است و شش ماهی بود که برای انجام تحقیقاتی برای نوشتن کتابش در خانه مانده بود. علاوه بر کارش، دو پسر او که یکی 17 سال و دیگری 19 سال دارند و نزدیک مادرشان زندگی می کنند، در زندگی او از اهمیت خاصی برخوردار نیستند. سامان به ندرت دوستان دانشگاهیش را می بیند، و به ندرت خودش را سرگرم می کند یا ورزش می کند. تمام توجه او و دنیایی که پیرامون او را احاطه کرده من هستم. و این برای من خسته کننده است.

سامان تصور می کند که من پسرهایش را دوست ندارم و من را متهم کرده است که برای به هم پیوستگی و اتحاد خانواده اش تلاش نمی کنم. من به تحمیل کردن خودم به دیگران چندان تمایل ندارم. اما سامان از من انتظار دارد که اتحاد و نزدیکی خانواده اش را برقرار کنم. حالا پسرهای سامان یکسره به ما سر میزنند. من احساس می کنم که رفت و آمد زیاد آنها به خانه ما بدون هماهنگی باعث اختلال در زندگی خصوصی ما شده است. دراین شرایط ما چاره ای جز جر و بحث نداریم.

تا زمانی که من، سامان و خانواده اش را ملاقات کردم هیچ پیش زمینه ای درمورد خود و خانواده اش نداشتم. من سومین فرزند خانواده هستم. از زمانی که پدرم فوت کرد مادرم خودش را مرکز توجه قرار داده بود10 سال پیش وقتی پدرم فوت کرد مادرم نقل مکان کرد و من به ندرت او را می بینم. برادر و خواهرم هم شهرستان زندگی می کنند.
من سامان را در یک مهمانی دوستانه دیدم. به نظر من سامان اولین مردی بود که به طور جدی علاقه مندش بودم. آشنایی ما از آنجا شروع شد. سامان به هر طریقی سعی داشت به من ابراز علاقه کند. اما من هرگز چنان حسی به او نداشتم. وقتی سامان از من خواست به مشاوره برویم درخواستش را رد کردم و به او گفتم من قبلا مشاوره رفتم. درواقع من قانع نشده بودم که می توانم تغییر کنم. من با همسر سابقم هم مشکلات سردمزاجی جنسی داشتم و هیچ وقت او را مقصر نمی دانم.


تفکرهای سامان
من تقریبا تسلیم شدم
سامان یک مرد 43 ساله که هنوز هم مثل بسکتبالیستها به نظر می رسد می گوید وقتی سارا به درخواستهای من هیچ توجهی نمی کرد من احساس سرخوردگی پیدا کردم و تا حدی تسلیم او شدم. او می گوید سارا اصلا به ایجاد رابطه زناشویی علاقه ای نداشت و نزدیک به 3 سال هیچ رابطه زناشویی با هم نداشتیم. او همیشه به من می گفت اصلا هیچ شور و هیجانی ندارم چون وزنم زیاد شده است. اما من هنوز هم فکر می کردم که او برای من زیباست. اما همیشه سعی می کردم با صحبت کردن او را متقاعد کنم. اما من احساس می کردم که جاذبه ای برای او ندارم.
کناره گیری های سارا در ابعاد دیگری از زندگی مان هم خودش را نشان داد. او عصبانی بود و به جای لبخند زدن تقریبا همیشه بداخلاقی می کرد. او من را یک آدم احمق تصور می کرد که هیچ کاری را نمی توانم به نحو احسن انجام دهم. مثلا اگر قبض را سرموقع پرداخت نمی کردم از نظر او وظیفه شناس و مسئولیت پذیر نبودم. اگر من از او می خواستم که به جمع من و پسرانم بپیوندد تا یک فیلم را با هم ببینیم برای او به این معنی بود که من برای حیطه شخصی او احترام قائل نیستم. من از اینکه پسرانم رفت و آمد به خانه من را به خانه مادرشان ترجیح می دادند خوشحال بودم اما می دانستم که سارا این موضوع را یک نوع فضولی و آنها را مهمانان ناخوانده می دانست.


رابطه ما ناامید کننده بود
پدرمن کارمند شرکت برق بود و مادرم حسابدار. پدر و مادرم من و خواهر و برادرانم را در رفاه کامل قرار داده بودند. من هنوز هم از اینکه مرتبا به دیدار من می آیند ممنون و سپاسگزارم. پدر و مادر من هر دو کار می کردند و همه ما را به دانشگاه فرستادند. من هرگز پدرم را به خوشحالی روزی که در آزمون دکترا قبول شدم ندیده بودم.

در ابتدا من عاشق تدریس بودم اما سیاستهای دانشگاه مرا از پا درآورد. من می خواستم ساعتها ورزش کنم، کتابی که 20 سال برایش برنامه ریزی کرده بودم را تمام کنم. من احساس می کردم هنوز جای زیادی برای پیشرفت دارم اما به خاطر سارا علایقم را رها کردم. شما فکر می کنید حالا که من و سارا زمان زیادی را در خانه به خوبی و خوشی با هم سپری می کنیم؟ اما نه برعکس!

رابطه بین ما خیلی ناامید کننده است چون ما هردو در ابتدا با هم رابطه خیلی خوبی داشتیم. وقتی من و سارا همدیگر را ملاقات کردیم فورا احساس کردیم از همه لحاظ برای هم مناسب هستیم. هر دوی ما مطلقه بودیم، هر دو بچه داشتیم و هردوی ما یکدیگر را درک کردیم و به خواسته های هم احترام گذاشتیم. من واقعا نمی دانم چه اتفاقی افتاد. بحث و جدل های ما تمام نشدنی است. من اعتراف می کنم که اخلاق بدی دارم اما اکثر اوقات سعی می کنم بحث را تمام کنم تا زمانی که هردوی ما آرام شویم اما او اجازه نمی دهد. من حتی سعی می کنم از اتاق بیرون بیایم اما او همیشه صحبتهایش را ادامه میدهد.
حالا می دانم که من باید تغییراتی را در زندگی ام ایجاد کنم. من ارتباط با دوستانم را از دست داده ام، و باید اعتماد به نفسم را تقویت کنم تا کتابم را به پایان برسانم. اما با وجود همه اینها، من می خواهم ارتباطم را با همسرم دوباره برقرار کنم. نمی دانم چقدر طول می کشد. بله من در رابطه زناشویی موفق نبودم اما علاقه و شور و هیجان بین ما هم موفیت آمیز نبوده. تا کی می خواهد طول بکشد؟ تا همیشه؟

نظر مشاور
مشاور پاسخ می دهد: خواسته های ضعیف و کمِ جنسی در هر سنی و به دلایل مختلفی ممکن است اتفاق بیفتد. این موضوع ممکن است مادام العمر باشد یا موقتی، مثلا ممکن است به دلیل شرایط فیزیکی مانند بیماری، مصرف دارو،یائسگی یا حتی استرس باشد. سارا به من گفته بود که از زمانی که رحمش را جراحی کرده تغییراتی از قبیل خشکی واژن، عرق های شبانه، و گرگرفتگی در بدنش مشاهده کرده بود. و این تغییرات برای کاهش میل به رابطه زناشویی نرمال و طبیعی است. من تردید دارم که دلایلی غیر از دلایل فیزیکی برای این عدم تمایل به برقراری رابطه زناشویی وجود دارد.

من به سارا گفته بودم که برای اینکه رابطه زناشویی اش را به حالت نرمال و طبیعی برگرداند باید رابطه خود با همسرش را خارج از محیط اتاق خواب بهبود بخشد. خانواده آنها، بچه هایشان، و شغلشان در ایجاد بحث و مشاجره موثر هستند و در رابطه آنها تاثیر زیادی می گذارند. سارا معتقد است که سامان نیاز او برای زندگی شخصی و خصوصی اش را نادیده گرفته و این موضوع را با سردی در رابطه زناشویی که منجر به عصبانیت و ناراحتی سامان می شود جبران می کند. بعد از ممانعت های بسیار سارا، سامان حالت تدافعی پیدا می کند و از اتلاف انرژی بر روی آن صرف نظر می کند.

ما استراتژی های مختلفی برای کوتاه شدن بحث بین آنها و بهبود روابطشان پیشنهاد کردیم. آنها موافقت کردند که به محض اینکه احساس کردند بحثشان درحال بالا گرفتن است مکث کنند و بحث را خاتمه دهند. من به آنها ماموریت دادم مثلا اگر درحال بحث کردن بودند و اگر سامان لحظه ای مکث کرد سارا باید به جای ادامه دادن بحث به آن احترام بگذارد. این کار به سامان اجازه می دهد که حالتش را کنترل کند و به آرامی صحبت کنند. من همچنین به سامان گفتم وقتی سارا منتقدانه صحبت می کند و عیبجویی می کند چند لحظه ای صبر کند. به این شکل بحث کوتاه می شود. با این کار سامان دیگر مقابل سارا گارد نمی گیرد و به لحظات خوبی که باهم سپری کردند تمرکز می کند.

سامان همچنین باید شادی و نشاط را در زندگی اش که زیاد با سارا مرتبط نیست به دست بیاورد. ما درمورد اینکه چگونه می تواند شادی و نشاطش را دوباره به دست بیاورد بحث کردیم. مثلا سامان بعد از چند جلسه مشاوره به من گفته کتابش باید تا آخر تابستان تمام شود. همچنین او گفته قرار است دوباره تدریسش را از پاییز از سر بگیرد. با پیشنهادات من سامان دوباره ارتباطش را با دوستان و همکارانش برقرار کرد و پروژه های جدیدی برای انجام دادن برداشت. سارا می گوید: حالا سامان دیگر سرش حسابی شلوغ شده است و من از او خواهش می کنم کمی هم وقت برای من بگذارد.

در پایان من به همه زوج ها توصیه می کنم تعادل را حفظ کنید. بعضی از زوج ها زمان زیادی را صرف کارهایشان می کنند، بعضی ها فقط به مسائل جنسی می پردازند، و بعضی ها هم به احساسات می پردازند که باعث مشکلاتی در فعالیتهای جنسی می شود. همدیگر را درک کنید، به یکدیگر محبت کنید، رابطه زناشویی را به دیگری تحمیل نکنید. شرایط را برای ایجاد یک رابطه زناشویی خوب فراهم کنید مثلا موسیقی بگذارید، نور اتاق را کم کنید و شمع روشن کنید. از با هم بودن لذت ببرید. بعد از چند هفته، متوجه می شوید که چقدر از با هم بودن لذت می برید.

در ضمن، من به سارا کمک کردم تا تصور و ذهنیتش را درمورد خودش مخصوصا اندامش بهبود دهد. من چند جمله کلیدی به او دادم تا زمانی که احساس بدی نسبت به خودش داشت آنها را تکرارکند. "هیچ وقت همسرم به خاطر ظاهرم با من رابطه زناشویی برقرار نمی کند". سارا اینقدر این جمله ها را تکرار کرد تا حس منفی نگری او از بین رفت. من همچنین به او گفتم باید کارهایی انجام دهد تا حس شور و هیجان برای رابطه با همسرش برقرار شود. به او پیشنهاد کردم به ظاهر و اندامش بیشتر رسیدگی کند، ورزش کند و موسیقی مورد علاقه اش را گوش دهد.

بعد از 5 ماه سارا و سامان رفتارهای سابقشان را کنار گذاشتند. من پیشنهاد دادم برای اینکه سارا از ممانعت دربرابر رابطه زناشویی دست بردارد، سارا پیشقدم باشد. آنها تصمیم گرفتند آخر هفته خوبی را با هم سپری کنند و به مسافرت بروند. وقتی که برگشتند به آنها گفتم برای رابطه زناشویی تان زمان بندی کنید. سامان هم قول داد که از پسرانش بخواهد تا قبل از آمدن به خانه آنها با پدرش هماهنگ کند. سارا هم قول داد تا وقت بیشتری را با مهمانهایش به خصوص پسران سامان سپری کند.
سامان و سارا بعد از یک سال و با صبر و حوصله یکدیگر مشکلشان حل شد. سارا می گوید من فکر می کردم رابطه زناشویی تفریح زندگی است و نباید زمان و تمرکز زیادی روی آن گذاشت اما حالا متوجه شده ام که باید آن را روز به روز بهتر و بهتر کرد.

روابط زناشوئي زوجهاي جوان علاقه مند مشاوره سردمزاجي
یکشنبه یازدهم دی 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
درباره کمیل
شهيد ابراهيم هادي


http://hadinet.ir/i/avatars/1341062004179103.png

امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم،

آب و غذا را جیره بندی کردیم،

شهدا انتهای کانال کنارهم قرار دارند،

دیگر شهدا تشنه نیستند

فدای لب تشنه ات ای پسر فاطمه(س)




ابراهيم هادي شهيد جانباز جبهه جهاد
سه شنبه ششم دی 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
پزشکی
جزوه هاي آموزشي

درمان سنگ های ادراری
فشار خون
کلیه و دیابت
بیماری های مزمن کلیه
نارسایی کلیه
تغذیه در بیماران دیالیزی
تغذیه در سنگ کلیه
عصاره سیر و لیمو
دستورالعمل اهدا و پیوند کلیه

فشار خون سنگ كليه كليه و ديابت بيماري كليه بيمار كليوي تغذيه در بيماران دياليزي اهداء عضو پيوند كليه
جمعه دوم دی 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
حضرت آیت اله خامنه ای
رهبر معظم انقلاب

تصوير رهبر معظم انقلاب در كنار ابوي بزرگوار

تصويری از رهبرانقلاب در كنار پدرشان 

كوهپيمائي رهبر معظم انقلاب

رهبري رهبر معظم انقلاب آيت اله خامنه اي امام خامنه اي رهبر تصاوير
پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
متفرقه
معلم و دانش آموز

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا...دخترک خودش را جمع و جور کرد ، سرش را پایین

انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟

معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد :

(چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ ها؟

فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم )

دخترک چانه لرزانش را جمع کرد... بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت :

خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن...  اونوقت میشه مامانم رو بستری

کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه

نکنه... اونوقت...

اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش

بنویسم...

اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم...

معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین سارا...

و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد...
معلم و دانش آموزش مدرسه كلاس درس معلم
چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
متفرقه
پست موقت
خواهرم,


اگه به این روز اعتقاد نداری,

گِله ای نیست

همینطوری بگرد !!


چادر حجاب برتر حجاب کامل چادر حجاب برتر وصیت شهدا حضرت زهرا س جنگ نرم شهید و فرهنگ شهادت
سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
کودک
چند نكته ساده در مورد از شير گرفتن كودك

چند نكته ساده در مورد از شير گرفتن كودك


1- مدت زمان كامل شيردهي طبق نظر قرآن كريم، 24 ماه قمري است؛ لذا سعي كنيد به هيچ وجه قبل از اين مدت كودك را از شير نگيريد.

2- راههاي مختلفي براي ايجاد بي ميلي كودك نسبت به پستان مادر وجود دارد؛ انواع روشهايي كه منجر به بدرنگي و بدمزّگي پستان مي شوند. پيشنهاد ما «صبر زرد» است كه از قديم الايّام به عنوان يك روش ساده و مؤثّر، مورد استفاده زنان ايراني بوده است. مقدار كمي صبر زرد را در مقدار اندكي آب حل كرده روي سينه بماليد. رنگ سياه صبر زرد باعث خواهد شد كه كودك، رغبتي به گرفتن سينه نداشته باشد. كودكان سِمِج تر، معمولاً به محض چشيدن طعم تلخ صبر زرد، از شير خوردن منصرف خواهند شد. البته بسياري از مادران، اقدام به رنگ كردن پستان خود با ماژيك و مانند آن مي كنند كه تا وقتي كودك نخواهد سينه را بمكد؛ مشكل مهمّي را در پي نخواهد داشت امّا اگر كودك با ديدن هيبت ناساز پستان، كوتاه نيايد و اقدام به مكيدن سينه كند؛ موادّ شيميايي و خطرناك اين گونه رنگها، وارد بدن نازنين او خواهد شد.

3- در مدت از شير گرفتن كودك، شبها وقتي كه كودك خواب است؛ يكي دو نوبت به او شير بدهيد تا كمي سينه تخليه شود.

4- در روز، چند بار سينه را زير آب سرد گرفته و با فشار به عقب، آن را ماساژ دهيد.

5- اكثر مادران با كارهاي ساده فوق به نتيجه مطلوب خواهند رسيد و كم شدن تحريك ناشي از مكيدن پستان، به تدريج، ترشّح شير را متوقّف خواهد كرد. در مواردي كه ترشّح شير از سينه كم نمي شود مي توان از داروهاي خشك كننده استفاده كرد. راحت ترين راه آن است كه مادر، روزي 1 تا 2 بار و هر بار يك قاشق غذاخوري «سُداب» را با يك ليوان آب، 15 دقيقه روي حرارت كم جوشانده صاف كرده شيرين نموده ميل كند.

6- در مدتي كه كودك را از شير مي گيريد بايد از مصرف غذاها يا داروهايي كه باعث افزايش شير مي شوند، پرهيز كنيد(رازيانه، شويد، آويشن، سياهدانه، زيره سبز و ...). اگر براي مادر قابل تحمّل باشد؛ مي تواند در اين دوره، مصرف غذاهاي سردي را در رژيم غذايي خود، اندكي افزايش دهد.

7- رفتار بسياري از كودكان در هنگام جدا شدن از شير، مشابه يك فرد داغدار در فراق يار عزيز خود است؛ لذا در اين دوره بيشترين محبّت را به او داشته؛ با روش هاي مختلف وي را سرگرم كنيد تا كم كم اين داغ! را فراموش كند. بيدارخوابي والدين در نيمه هاي شب بر سر بالين كودكي كه بنابر عادت خود براي شيرخوردن از خواب برمي خيزد؛ چيز غريبي نيست؛ لذا والدين بايد به لحاظ روحي، خود را براي اين مشكلات كاملا طبيعي آماده كنند.

8- يك اشتباه بسياري از والدين اين است كه با اين استدلال كه بهتر است خود و فرزندانشان، يك بار اين استرس را تحمّل كنند؛ به طور همزمان، اقدام به از شير گرفتن و نيز آموزش كنترل ادرار و مدفوع(به زبان ساده، همان از پوشك گرفتن) به كودك خود مي كنند؛ غافل از اين كه تحمّل اين دو استرس همزمان، براي كودك بسيار سنگين است. در اين حال، يا حدّاقل يكي از اين دو اقدام به شكست مي انجامد يا اگر هم به ظاهر موفّقيتي در كار باشد؛ به تجربه بسيار ديده ام كه چنين كودكاني پس از يك دوره چند ماهه يا چند ساله كنترل ادرار و مدفوع، بدون وجود دليل ظاهري خاصّي، دچار مشكلات متعدّدي در اين زمينه ازجمله بي اختياري دفع، شب ادراري و مانند آن مي شوند. پيشنهاد ما اين است كه حدّاقل يك دوره چند ماهه بين اين دو اقدام فاصله بيندازيد و بعد از اين كه مطمئن شديد كه كودك، داغ شير نخوردن را فراموش كرده است؛ نسبت به آموزش دفع ادرار و مدفوع به وي اقدام كنيد. البتّه اين مسأله در مورد كودكاني كه توانايي آن را دارند كه قبل از دو سالگي در مورد كنترل ادارار و مدفوع، آموزشهاي لازم را فرا بگيرند؛ مصداق نخواهد داشت.   


كودك كودك و قرآن شير خوردن شيردادن كودكان آداب شير دادن از شير گرفتن
سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
نسخه داروهای گیاهی
خستگی دائم بدنی

  خستگی دایم بدنی

خستگی دایم، کمبود انرژی، زود خسته شدن از کار، کم آوردن در کار، کوفتگی بدن و مانند آن اصطلاحاتی هستند که در محاورات روزمرّه با آنها زیاد برخورد می کنیم. در واقع، خستگی مزمن، همراه و همنشین بسیاری از مردم در این روزهاست. این همراهی برای عده ای از آنها به قدری عادی شده است که آن را به عنوان بیماری اصلی خود ذکر نمی کنند یا آنکه اعتقادی به وجود درمانی موثّر برای آن ندارند و این در حالی است که درمان اینگونه بیماران در اغلب موارد بسیار آسان است و این برخلاف رویکرد طبّ کلاسیک است که در آن، «سندروم خستگی مزمن: chronic fatigue syndrome» از معضلات و مشکلات تشخیصی و درمانی محسوب می شود.


بقيه در ادامه مطلب

داروهاي گياهي مواد طبيعي ميوه ها نسخه هاي گياهي خواص ميوه ها تقويت حافظه
ادامه مطلب
یکشنبه بیستم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
متفرقه
پس نونت کو

 

اوضاع و احوال مردان این دوره زمونه

باز هم که دست خالی اومدی خونه مرد

پس کو نونت

 

جمعه هجدهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
تاثير ميدانهاي الكترومغناطيسي بر انسان - محمد يعقوبي


تاثير ميدانهاي الكترومغناطيسي بر انسان

 

امروزه مصرف انرژي در صنعت برق رو به افزايش است و اثرات مخربي بر روي سلامتي و ايمني انسان داشته است. تاثيرات ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي بر روي سلامت و بهداشت انسان از مضرات اين صنعت مي‌باشد. ما در زندگي روزمره در محيط كار و خانه و مدرسه در معرض ميدان الكتريكي و مغناطيسي هستيم. ميدانهاي مغناطيسي و الكتريكي به وسيله خطوط نيرو، سيمهاي الكتريكي و تجهيزات الكتريكي توليد مي شود و خطوط نامرئي نيرو هستند كه در اطراف هر وسيله وجود دارند و قدرت آن با افزايش ولتاژ افزايش مي‌يابد. ميدان الكترومغناطيسي از وسايل برقي مثل كامپيوتر شخصي، فر برقي، تلويزيون، يخچال و غيره و نيز خطوط انتقال نيروي برق با ولتاژ زياد حاصل مي شود. ميدان الكترومغناطيسي بر روي سيستمهاي عصبي و رشد و تكامل و ترميم سلولها اختلالاتي ايجاد مي‌كند و موجب پيدايش امراض ناشناخته مانند انواع سرطانها، طومورهاي مغزي و ناباروري در انسان مي‌شود همچنين افرادي كه به دفعات و به مدت طولاني در معرض چنين ميدانهايي قرار مي‌گيرند و نيز افراد شاغل در صنايع برق و تلفن، تعميركاران تلويزيون و جوشكاران آسيب پذيرتر مي‌باشندپس بايد با نصب دستگاههاي كنترل سرطانزايي در محيط كار و شناسايي منابع توليد الكترومغناطيسي، رعايت نكات ايمني در محيط كار و در صورت امكان استفاده از تجهيزاتي كه داراي حداقل ميزان انتشار امواج الكترومغناطيسي است محيطي مناسب براي كار و فعاليت ايجاد نماييم.


مقدمه
امروزه توليد سرانه برق و روند رو به رشد آن يكي از شاخصهاي مهم نشان دهنده پيشرفت صنعتي، اقتصادي و افزايش رفاه كشور مي‌باشد.
با توجه به اهميت طرحهاي صنعتي در توسعه پايدار، صنعت برق نيز مشابه ديگر صنايع با توجه به افزايش شتاب توليد و مصرف انرژي برق در
۲۰ سال گذشته نقش به سزايي در آلودگي محيط زيست و سلامت و بهداشت انسان داشته است و بايستي اثرات نيروگاههاي حرارتي از نظر آلودگي آبي و گازي، جامد و آلودگيهاي صوتي و ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي ناشي از فعاليت نيروگاهها بر روي موجودات زنده به خصوص انسان مورد بررسي قرارگيرد.
درون تمام ارگانيزمهاي زنده، جريان الكتريكي و ميدانهاي الكتريكي با منشا داخلي وجود دارد كه در مكانيسمهاي پيچيده كنترل فيزيولوژيكي نظير اختلال در سيستمهاي عصبي، عضلاني، فعاليت ممبران سلولي و رشد وتكامل و ترميم بافتها نقش دارند. لذا لازم است ويژگيهاي مصنوعي آثار احتمالي آنها در سيستمهاي بيولوژيكي مورد بررسي قرار گيرند. ميدانهاي الكترومغناطيسي (
EMF) ابتدا موجب سرگيجه، وزوز گوش، ضعف و خستگي و تار شدن ديد چشم و خواب آلودگي هنگام كار و همچنين پيدايش امراض ناشناخته، تغيير تركيبات خون، اختلال در سيستمهاي عصبي عضلاني، (نوروماسكولار)، دگرگوني ژنتيكي، بروز سرطانهايي چون لنفوم، لوسمي، طومورهاي مغزي، سرطان غدد بزاقي و اختلال در باروري در زنان و مردان مي‌شود.
ما در زندگي روزمره در محيط كار و خانه و مدرسه در معرض ميدان الكترومغناطيسي و الكتريكي هستيم و اين ميدان الكتريكي حاصل از توليد، انتقال و استفاده از الكتريسيته است. مطالعاتي در رابطه با سلامتي انسان در مورد كساني كه در معرض ميدان مغناطيسي و انواع سرطانها از نوع لوكمي و سرطان مغز صورت گرفته است.
تعدادي از محققان در مورد ارتباط قرار گرفتن در معرض ميدان مغناطيسي و سرطان ترديد دارند. زيرا تفسير آن از نظر بيولوژيكي مشكل است و نتايج تحقيقات متفاوت به نظر مي‌رسد و با هم هماهنگي ندارند. بسياري از محققان توافق بر اين دارند كه نياز به اطلاعات بيشتري در خصوص تاثيرات ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي بر سلامت انسان داريم.
هدف از اين مجموعه فراهم آوردن اطلاعاتي در مورد تاثيرات ميدانهاي الكترومغناطيسي در محيط كار و درك علمي نگرانيها و ترديدهايي است كه در اين مورد وجود دارد.


ميدان الكترومغناطيسي
ميدان الكترومغناطيسي به وسيله خطوط نيرو، سيمهاي برق و تجهيزات الكتريكي توليد مي‌شود. تاكيد اين مجموعه در مورد ارتباط ميدان مغناطيسي با توليد و انتقال كاربرد نيروي الكتريكي است. ميدانهاي مغناطيسي خطوط نامرئي نيرو هستند كه در اطراف هر وسيله الكتريكي وجود دارند. ميدان الكتريكي با ولتاژ توليد مي‌شود و قدرت آن با افزايش ولتاژ افزايش مي‌يابد. واحد قدرت الكتريكي بر حسب متر بر ولت مي‌باشد.
ميدان مغناطيسي نتيجه شدت جريان در سيمها يا وسايل الكتريكي مي‌باشد و قدرت آن با افزايش ولتاژ افزايش مي‌يابد. ميدان مغناطيسي بر حسب گوس يا تسلا اندازه‌گيري مي‌شود. از طرف ديگر ميدان الكتريكي حتي وقتي كه تجهيزات الكتريكي خاموش مي شود برقرار است و مدت زيادي با
منبع جريان برق ارتباط خود را حفظ مي‌كند. ميدان الكتريكي با عبور كردن از موادي كه هادي الكتريسيته هستند كاهش مي‌يابد. به عبارت ديگر ميدانهاي مغناطيسي از بسياري مواد عبور مي‌كنند و بنابراين جلوگيري از عبور آن بسيار مشكل است. با وجود اين كه ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي در اطراف وسايل الكتريكي و خطوط نيرو وجود دارند. تحقيقات اخير بر روي پتانسيل اثرات ميدانهاي مغناطيسي بر سلامت انسان متمركز گرديده‌اند. با وجود اين كه بعضي مطالعات اپيدمولوژيك ارتباط افزايش خطر ابتلا به سرطان را با در معرض ميدان مغناطيسي قرار گرفتن گزارش نموده‌اند اما ارتباط مشابهي در مورد ميدانهاي الكتريكي گزارش نشده است.
توسعه سريع علم و تكنولوژي، موجودات زنده را تحت تابش طيف وسيعي از ميدانهاي الكترومغناطيسي قرار داده است. پيشرفت فناوري و صنعت برق انسانها را در تماس با ميدان الكترومغناطيسي حاصل از وسايل برقي از جمله كامپيوتر شخصي، فر برقي، تلويزيون، يخچال و ... نيز خطوط انتقال نيروي با ولتاژ زياد قرار داده است.


اثرات ميدانهاي الكترومغناطيسي بر انسان
اپيدمولوژي، مطالعه بر روي احتمال شيوع بيماريها در جمعيتهاي انساني است و اينگونه تحقيقات غالبا عيني هستند تا تجربه‌اي و اين بدان معناست كه اينگونه يك اپيدميولوژيست نمي تواند تمامي فاكتورهايي را كه موجب بروز بيماري مي‌شود كنترل كند و يا در آزمايشگاه تحقيق كند اگرچه تحقيقات آزمايشگاهي در اطراف محيط انساني و حيواني كاملا در مورد انسان صدق نمي‌كند. اپيدميولوژيستها مي‌توانند عوامل به وجود آورنده سرطان را مشخص كنند كه شامل دود سيگار است و اين در حالي است كه در مورد ميدانهاي الكترومغناطيسي ارتباطي بين معاشرت و اپيدمولوژي وجود ندارد. بعضي دانشمندان كه در اين مورد مطالعه كرده‌اند ارتباط موجود بين ميدانهاي الكترومغناطيسي و سرطانهاي خاص را وقتي كه خطر كم باشد و يا اصلا نباشد مشكل تفسير مي‌كنند حتي اگر احتمال ابتلا به سرطان ناشي از ميدانهاي الكترومغناطيس بسيار اندك باشد بايد آن را جدي تلقي نمود. زيرا در ميان تعداد كثير افرادي كه در معرض ميدانهاي الكترومغناطيس هستند حتي يك احتمال ناچيز هم مي‌تواند باعث افزايش سرطان در سطح گسترده شود.
ارتباط سرطان با مشاغل صنعت برق
از سال
۱۹۸۲ تعدادي از اپيدميولوژيستها مطالعات و آزمايشاتي در اين مورد انجام داده‌اند و گزارشي از بررسي بيماري لوكمي روي افراد كه در معرض ميدان الكترومغناطيس بوده‌اند با افرادي كه در مشاغل ديگر كار كرده‌اند ارائه داده‌اند. در ايالات متحده اين بيماري در بزرگسالان از هر ۱۰۰۰۰۰ نفر ۱۰مورد در سال مشاهده مي‌شود و اين مطالعات شامل افرادي مي‌شود كه مستقيما با وسايل الكترومغناطيسي سر و كار دارند مثل مهندسان برق و يا افراد شاغل در خطوط تلفن و تلويزيون و تعميرات راديويي، اپراتورهاي ايستگاه برق، الكتريسيته و جوشكار. مطالعات ديگر ارتباط بين شيوع سرطان مغز و يا مرگ و مير در مشاغل مشابه را نشان مي‌دهد. اين تحقيقات اولين بار توسط دكتر Samuel Milham در سال ۱۹۸۲ كامل شده است. همچنين مطالعاتي در مورد ارتباط سرطان سينه و قرار داشتن در معرض ميدان الكترومغناطيسي صورت گرفته است. سرطان سينه در مردان نادر است اما متاسفانه در زنان بسيار رايج است. در ايالات متحده سرطان سينه از هر ۱۰۰۰ نفر بيش از يك مورد در سال مشاهده شده است. در يك مركز تحقيقاتي دانشگاهي در كاروليناي شمالي ميزان مرگ زناني كه در معرض ميدانهاي الكترومغناطيسي قرار داشته‌اند در اثر ابتلا به سرطان سينه بيشتر از زناني بوده است كه در چنين مشاغلي كار نكرده‌اند. اما با توجه به اين كه عوامل ديگري مثل فاكتور سن در تولد اولين نوزاد و باروري و تاريخچه ارثي در ايجاد اين نوع سرطان مؤثر مي‌باشند، لذا باعث اختلال در اين تحقيق شده است و با در نظر گرفتن اين مشكلات و نداشتن اطلاعات كافي پي بردن به عامل اصلي ايجاد اين بيماري غير ممكن به نظر رسيد و مطالعات ديگري كه در ايالات متحده و كشورهاي ديگر انجام شده است نشان ميدهد كه حتي زناني كه در خانه كار مي كنند و در معرض ميدان الكترومغناطيسي بالايي قرار دارند با خطرپيشرفت سرطان سينه مواجه بوده‌اند.


ساير امراض ناشي از ميدانهاي الكترومغناطيسي
بيماري آلزايمر (Alzheimer) نوعي بيماري است كه در افراد سن بالا بروز مي‌كند و باعث ضعف تمركز و اختلال در يادآوري خاطرات مي‌شود. مطالعه و تحقيقاتي كه در سال ۱۹۹۵ در فنلاند و كاليفرنيا انجام گرديده نشان مي دهد كارگراني كه بيشتر در معرض ميدان الكترومغناطيس قرار گرفته بودند بيشتر به اين بيماري مبتلا شده‌اند. طبق گزارش دكتر Stephanie London و همكاران در سال ۱۹۹۴ به اين نتيجه رسيده‌اند كه افراد شاغل در صنايع برق و تلفن نسبت به افراد شاغل در ديگر صنايع بيشتر در معرض ميدانهاي الكترومغناطيس قرار دارند.


اثرات بيولوژيكي ميدانهاي الكترومغناطيس
اين مجموعه اطلاعاتي در مورد تاثيرات ميدانهاي الكترومغناطيسي بر روي حيوانات و تقسيم سلولي به ما مي‌دهد و تاثيرات بيولوژيكي شامل تغييراتي در اعمال سلولها و بافتها و تغييراتي در فعاليت مغز استخوان انسان و ضربان قلب مي‌شود. اين قبيل مطالعات بر روي حيوانات آزمايشگاهي و حيوانات اهلي و نيز انسان بررسي شده است. طول موج، مدت در معرض امواج بودن، فاصله نسج با موج در تكثير سلولي و جزئيات تكثير مورد بررسي قرار گرفته است و باعث اختلال در تكثير سلولي در مرحله
DNA سازي و نيز باعث افزايش بروز نقص مادرزادي و اختلال باروري و موتاسيونهاي مختلف مي‌شود و اين اختلال با مدت مجاورت با ميدان الكترومغناطيسي و نوع موج متناسب بوده است.

 

http://yaaghubi.blogfa.com

صنعت برق نيروگاه تحقيق پايان نامه گذارش مقاله مقاله نويسي
سه شنبه پانزدهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
جملات زيبا
جملات زيبا ( محمد يعقوبي )

ﻣــﺮﺩﻡ "ﺍﻧﺴـﺎﻥ ﻫـﺎﯼ ﺳــﺎﺩﻩ " ﺭﺍ " ﺍﺣﻤــــﻖ " ﻣﯽ ﭘﻨﺪﺍﺭﻧـﺪ

ﺍﻣــﺎ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻨـﺪ ﮐﻪ ....
.
.

ﺁﻧﻬــﺎ ﺧﻮﺩﺷـﺎﻥ ﻧﺨﻮﺍﺳﺘﻨـﺪ ﮐﻪ " ﻫﻔـــﺖ ﺧـــﻂ " ﺑﺎﺷﻨـﺪ


*********

"" شما ""


گرچه واژه محترمي است....


ولي


" تو "


شدن لياقت ميخواهد...


"دارا" کـه باشـی...


"ســارا" بـا پـای خودش به سـراغـت مـی آیــد


**********

بـعضے وقتا شُماره یکـے تو گوشیت هست


کــﮧ نمیتونے بهش زنگـ بزنے 


دلت ـَمـ نمیـآد پاک ـش کنــے 


هروقتمـ چشمت بـﮧ اِسم ـش میفتــﮧ


دل ـت یـﮧ جورے میشـﮧ 


خیلــے دردناکـِ اوטּ لحظـﮧ ...


**********


دوســـت داشــتـــن را

نـه مـی نـویـسـنـد ،

نـه مـیـگـویـنـد ؛

ثـــــــآبـــــــت مـی کـنـنـد . . .


**********

به سلامتی تو....

تویی که الان پشت مانیتور قوز کردی...

تویی که الان با کله اومدی رو صفحه مانیتور دستتو گذاشتی زیر چونت...

تویی که الان از فرط تنهایی بغضت گرفته...

تویی که از بس خسته ای دلت گرفته...

تویی که الان دلت واسه یه بی معرفت تنگه...

تویی که میخوای بهش زنگ بزنی ولی غرورت نمیذاره...


تویی که بغضتو قورت میدی که یه وقت گریه نکنی ...

تویی که دلت میخواد فریاد بزنی...

تویی که یه عمر سنگ صبور بودی...

تویی که دلت میخواد با روزگار دعوا کنی...

تویی که اومدی فراموش کنی یاد یه خاطره افتادی....

تویی که هر آهنگی گوش میدی یاد یه نفر میفتی...

تویی که تنهایی...


تویی که همه دنیات شده بی کسی...

تویی که تا میای یه کاری کنی میگی : بیخیال...

تویی که واس خودت آواز میخونی....

تویی که حرفای دلتو تو کتابات مینویسی....

تویی که کتابات پر از فحشه...

تویی که شبا رو بالشت خیس میخوابی...

تویی که میری زیر پتو تا کسی صدای گریه هاتو نشنوه...

تویی که همه دلخوشیت شده اینترنت....

تویی که این روزا توی دنیای مجازی غرق شدی...

تویی که حتی توی دنیای مجازی هم خودتو گم کردی...

تویی که نمیدونی چه ریختی خودتو خالی کن...

**********


عشق ، خیس شدن دو دلدار زیر باران نیست

عشق آنست که من
چتر خود را روی دلدار بگیرم و او نداند که

 چطور خیس نشد زیر 
باران...

**********

همیشه یادمون باشه

از اومدن یکی توی زندگیمون....

ذوق مرگ نشیم

تا وقتی که تنهامون گذاشت و رفـــت


دق مـرگ نـشیم...


**********


بی وفایی کن وفایت می کنند

با وفا باشی خیانت می کنند

مهربانی گرچه آیین خوشی ست

مهربان باشی رهایت می کنند


**********


چه تلخ است...

علاقه ای که عادت شود...

عادتی که باور شود...

باوری که خاطره شود...

و خاطره ای که درد شود....**********

پنجره را باز کن

از این هوای مطبوع بارانی لذت ببر

خوشبختانه باران ارث پدر هیچ کس نیست


جملات زیبا گریه دار جملات زیبا شاد نکته های کوچک زندگی جملات زیبا و دلنشین
دوشنبه چهاردهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
نسخه داروهای گیاهی
بهترین دارو برای مقابله با سرماخوردگی ( محمد يعقوبي )



داروهای گیاهی و طب سنتی   

زنجبیل و ترب‌کوهی برای مقابله با سرما خوردگی

بهترین و مفیدترین تغذیه برای کنترل و مقابله با سرماخوردگی .زنجبیل و ترب‌کوهی خاصیتی دارویی دارند و

می‌توان از آنها بر ضد سرماخوردگی و آبریزش بینی استفاده کرد.


موادی که طعم تند زنجبیل از آنها است، خاصیت ضد گلو درد دارند. این مواد توان بدن در مقابله با بیماری‌ها را

افزایش می‌دهند.مجله‌ آلمانی «داروخانه‌های جدید»، در گزارشی که در شماره اخیر خود (اول فوریه) به چاپ

رسانده، از خاصیت زنجبیل و ترب‌کوهی برای مبارزه با سرماخوردگی نوشته است. از این رو به کسانی که

سرما خورده‌اند یا آبریزش بینی دارند، توصیه می‌شود که روزانه چای زنجبیل بنوشند.


طرز تهیه‌ چای زنجبیل

برای تهیه‌ این نوع چای باید ریشه‌ زنجبیل تازه را پوست کند و سپس آن را به قطعات ریز برش داد. آب را جوش

آورد و قطعه‌های زنجبیل را به آن افزود و چند دقیقه گذاشت تا دم بکشد. برای یک فنجان چای یک قاشق

چای‌خوری زنجبیل ریز شده اضافه می‌کنند. برخی نیز به جای خرد کردن زنجبیل آنرا رنده می‌کنند.


می‌توان چای را با عسل شیرین کرد. به این ترتیب که پس از افزودن قطعه‌های زنجبیل مقداری

عسل نیز به آب افزود.

نکته‌ای که باید در هنگام خرید زنجبیل دقت کرد، سفت بودن آن است. می‌توان زنجبیل را با دست گرفت و

امتحان کرد که آیا به اندازه‌ کافی سفت است یا نه.


ترب کوهی

ترب کوهی که در ایران به ترب سمنانی معروف است، از نوع سفید و شکل ‌آن دراز است. این ترب به دلیل اینکه

حاوی انواع مؤثر روغن‌ خردل است، ضد‌ باکتری‌ها، قارچ‌‌ها و ویروس‌هایی عمل می‌کند که عفونت‌ راه‌های

تنفسی و مجاری ادراری را موجب می‌شوند.


طرز مصرف

یک ترب‌کوهی به اندازه‌ تقریبا سه سانتی‌متر را شسته، پوست کنده و رنده می‌کنیم.

یک نکته‌ مهم: ترب کوهی بسیار تند است و کندن پوست و خرد کردن آن باعث اشک‌ریزش چشم می‌شود.

ترب رنده شده را داخل یک لیوان یا ظرف دردار می‌ریزیم و بقیه‌ لیوان را با عسل پر کرده و در آن را سفت

می‌بندیم و می‌گذاریم یک ساعت بماند. این مخلوط را باید دو بار در روز، یک بار صبح و یک بار عصر،‌ به مدت دو

روز مصرف کرد.

داروهای حاوی ترب‌کوهی نیز برای رفع عفونت مسری مجاری تنفسی و ادراری تجویز می‌شوند.

داروي ضد سرماخوردگي داروهاي گياهي درمان گياهي نسخه گياهي سرماخوردگي
دوشنبه چهاردهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
درمان اساسی افسردگی و ناراحتی اعصاب ( محمد يعقوبي )


بطور کلی این بیماری یک بیماری سرد محسوب میشود .

یعنی هر چیزی که سردی بدن را اضافه کند . این بیماری را بیشتر میکند .


       به  همین دلیل چون زنان دارای مزاج سردتری نسبت به مردان هستند ، 

بیشتر درگیر این بیماری میشوند . درمان این بیماری


       یکی ازآسان ترین درمانهای طب سنتی است .

یک شخص افسرده قبل از شروع درمان باید یبوست خود را بر طرف کند .


اکثر قرصهای شیمیایی که توسط پزشکان  تجویز میشود ، فقط باعث یبوست و خواب زیاد می شود .

    یک شخص افسرده باید از مواد غذایی زیر كاملا پرهیز کند :

اولین و بدترین ماده ی غذایی ممنوعه برای این افراد خوردن عدس میباشد .

عدس : ( فکر و خیال ، افسردگی ،  تاری دید، وسواس فکری ، خون کثیف ) در بدن ایجاد میکند .


مرغ ماشینی ، گوشت گاو و گوساله ممنوع ( امام صادق (ع) : گوشت گاو موجب درد و مرض است .

گوشت گاو دیر هضم میباشد و از آن خون کثیف تولید میشود.این گوشت سبب ایجاد انواع بیماری های

سوداوی ( افسردگی ، وسواس ، بواسیر ، سرطان ، جذام ، ورم طحال ، واریس ، لکه های تیره پوستی ،

خارش ، پسوریازیس ، وسواس ، درد مفاصل ، سیاتیک ، قطع شدن خون قاعدگی ، ولادت پیش از وقت و مرگ

ناگهانی در اثر سکته ی قلب و مغزی میشود .


         گوشت گاو را  فقط افرادی باید مصرف کنند که کارهای سخت و سنگین انجام میدهند (کارگران ساختمان و...)

ماست و دوغ و ترشی ( مضر اعصاب و درد مفاصل )

از موارد مهم ایجاد افسردگی  استفاده کردن از لامپهای کم مصرف ، مخصوصا با نور سفید است ( نور این لامپ

ها سرد بوده ، علاوه بر ایجاد افسردگی ، سکته ی ناگهانی و صرع ایجاد میکند )


رنگ محیط و رنگ لباس یک شخص افسرده و دارای ناراحتی اعصاب باید زرد یا قرمز باشد . زیرا این رنگها جزء

رنگهای گرم میباشد . و در بدن حرارت ایجاد میکند .


از مهمترین عوامل بسیارموثر در ایجاد این بیماری در زنان ( بستن لوله – در آوردن رحم و تخمدان ) است . مگر

آنکه پزشک متخصص تشخیص دهد .


 نسخه ای را برای دم کردن معرفی میکنم که شما را از مصرف قرصهای شیمیایی نجات دهد :

اسطوخودوس + بادرنجبویه + گل گاوزبان + آفتیمون + بابونه  از هرکدام 10 گرم در یک لیوان آب بزرگ دم کرده ،

به جای چای استفاده شود . این معجون دم کردنی تاثیر بسیار موثری در تنظیم خواب ،طپش قلب، وسواس

فکری، لرزش بدن و  تنگی نفس دارد .

جالب است بدانید مصرف چای اسطوخودوس در کشور فرانسه ، از تمام دنیا بیشر است . مردم این کشور به

جای قرص اعصاب چای بادرنجبویه و اسطوخودوس می خورند 


درمان افسردگي درمان گياهي داروي گياهي درمان با گياه گياهان داروئي نسخه داروئي درمان ناراحتي روان اعصاب و روان
جمعه یازدهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
اذان
اذان ( محمد يعقوبي )

دانلود و پخش آنلاین کلیه اذان های قدیمی و زیبا با صدای مرحوم استاد موذن زاده اردبیلی در 4 اجرای مختلف

دانلود بصورت یکجا و مجزاء با لینک های مستقیم و کمکی از سرورهای پر سرعت سایت

دانلود صوتی همه اذان های موذن زاده اردبیلی

جهت پخش آنلاین روی کلیک کنید
 
لینک دانلود مستقیم  دانلود اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی اجرای اول
لینک مستقیم | لینک کمکی | حجم فایلحجم : 0.306 MB
لینک دانلود مستقیم  دانلود اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی اجرای دوم
لینک مستقیم | لینک کمکی | حجم فایلحجم : 1.2 MB
لینک دانلود مستقیم  دانلود اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی اجرای سوم
لینک مستقیم | لینک کمکی | حجم فایلحجم : 0.670 MB
لینک دانلود مستقیم  دانلود اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی اجرای چهارم
 لینک مستقیم | لینک کمکی | حجم فایلحجم : 0.823 MB

دانلود جهت دانلود این مجموعه بصورت یکجا به قسمت کادر لینک های دانلود در ذیل مراجعه فرمایید!

فرمت فایل فرمت:   wma - mp3
اذان اذان آنلاين پخش اذان پخش استاد غلوش صداي غلوش اذان غلوش اذان آنلاین اذان با مقدمه اذان دانلود اذان شیعه اذان قدیمی اذان ماه رمضان اذان کاظم زاده
جمعه یازدهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
اذان
اذان ( محمد يعقوبي )

دانلود و پخش آنلاین اذان بسیار زیبا و قدیمی (اوایل انقلاب) با صدای یک نوجوان

دانلود اذان قدیمی

دانلود

اذان اذان قديمي اذان آنلاين پخش اذان پخش استاد غلوش صداي غلوش اذان غلوش
جمعه یازدهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
اذان
اذان ( محمد يعقوبي )

دانلود و پخش آنلاین اذان بسیار زیبا با صدای استاد غلوش

دانلود اذان بسیار زیبا

دانلود


اذان اذان آنلاين پخش اذان پخش استاد غلوش صداي غلوش اذان غلوش
جمعه یازدهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
اذان
پخش اذان آنلاين

نرم افزار مؤذن مبین

 این نرم افزار در جهت ادای هر چه بهتر فرایض شما عزیزان در اول وقت توسط شرکت مبین تهیه گردیده است . لازم به ذکر است که اوقات شرعی این نرم افزار مخصوص شیعیان طراحی گردیده است.

 قابلیت های نرم افزار:

محاسبه اوقات شرعی شهرهای مختلف

قابلیت افزودن شهر جدید

قابلیت پخش اذان در سه وقت شرعی

قابلیت پخش دعای ربنا قبل از اذان مغرب

انتخاب اذان از بین اذان های استاد مؤذن زاده، استاد صبحدل و استاد شریف

قابلیت اجرای خودکار برنامه در شروع ویندوز

 اگرچه نتایج با دقت ثانیه نوشته شده اند ولی پدیده های نجومی را که تابع حرارت، فشار و … هستند را می توان با دقت حدود چند دقیقه بدست آورد. پس در هنگام ادای فرایض لازم است چند دقیقه احتیاط کنید.

اذان اذان آنلاين پخش اذان پخش
چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
خاطرات
خاطرات دفاع مقدس

آخرین نفس های یک جانباز شیمیایی       

http://img.tebyan.net/big/1387/10/1354591421256222227814492172153183236115.jpg

همه چی درست می شه ، نگران نباش...


نگرانی و اضطراب توی چشم های معصومه موج می زد . چگونه می توانست نگران نباشد ، حالا که مصطفی جلوی چشمانش داشت از دست می رفت ؟!

با حجب و حیا ، طوری که حتی دکتر هم متوجه قطرات اشک که از روی گونه اش سُر می خورد توی مقنعه اش نشود ، همان طور که سرش پایین بود، گفت :آقای دکتر ، یعنی وقتی از اتاق عمل بیاید بیرون ، می تونه درست نفس بکشه ؟ یعنی سرفه نمی کنه ؟ یعنی ... ساکت شد . توی خیالش حالات مختلف مصطفی مجسم شد. سرفه های خشک مصطفی که گاهی وقت ها آن قدر شدید می شد که اگر کسی یک لیوان آب ولرم به او نمی رساند، ادامه پیدا می کرد و گویی می خواهد از شدت فشار ، رگ های گردن و صورتش پاره شود . خِس خِس صدایش که بعضی شب ها که می توانست بخوابد،تا صبح معصومه را مُجاب می کرد بالای سرش بنشیند و همان جا ، روی سجاده فقط برای او دعا کند .
یک جانباز شیمیایی در کنار همسرش

دست های بی رمقش که خیلی وقت ها از شدت ضعف فقط روی سینه اش می ماندند و کوچک ترین تکانی نمی خوردند ، الا وقت نماز.

و نگاه خسته اش که همیشه مات بود روی نقش های کاشی مسجد محل و کبوترهای روی گنبد فیروزه ای اش که از توی پنجره اتاق دیده می شدند ، الا وقتی معصومه جلویش نشسته بود و او هم زل زده بود به نگاه مصطفی که حالا دیگر تازه بود و با طراوت ، گویی این چشم ها اولین بار است به روی عالم گشوده شده اند .

"ان شاالله" دکتر رشته ی افکارش را پاره کرد. همه ی این ها در یک لحظه- فرصت میان کلام معصومه و "ان شاالله" دکتر- از جلوی چشمش می گذشت .

سرش را بلند کرد. قطرات اشکش  دکتر را مجبور کرد سرش را به زیر بیندازد و خیلی زود از کنار معصومه دور شود .

• همه چی درست می شه ، نگران نباش ...

نگرانی توی نگاهش موج می زد . اما هر طور بود ، می خواست به مصطفی روحیه بدهد .مصطفی اما خیلی آرام روی تخت دراز کشیده  بود . فقط چند لحظه ای که معصومه آمده بود توی اتاق ، چشم هایش را از نقش های کاشی مسجد محل و کبوترهای روی گنبد فیروزه ای اش برداشته بود .

این حرف را که شنید ، آرام نگاهش را به نگاه خسته معصومه که چند شب کنار بسترش بیدار نشسته بود، دوخت .صدایش را به سختی آزاد کرد و گفت : مثل این که تو نگرانی ، والامن که ...

نتوانست حرفش را ادامه بدهد ، باز هم سرفه های خشک بود که گلویش را می فشرد . معصومه فوری لیوان آبی را که با خودش به اتاق آورده بود ، گرفت جلوی دهان مصطفی . همین طور که دستش را زیر سرش گذاشته بود تا کمی بالاتر بیاوردش و آب به او بخوراند، گفت:هیچی نگو ... من منظورم این بود که ...

این روزها خیلی از حرف های معصومه نا تمام مانده اند ، حتی حرف هایی که می خواسته توی خلوتش با خدا بزند ؛ ولی از ترس فکر کردن بهشان ، سعی کرده بود همه شان را فراموش کند ، چه برسد به این که بخواهد آن ها را به زبان بیارود .

این بار هم حرفش نا تمام ماند . می خواست بگوید : دکترها گفته اند اگر به خارج اعزامت کنند ،بهتر می شوی ، اما نگفت . می دانست دکتر ها این حرف را فقط برای دل خوشی او زده اند ، نه چیز دیگر . این را هم می دانست که خیلی از رفقای مصطفی توی این چند سال گذشته یکی یکی ...

باز هم نمی خواست به رفتن و نبودنش فکر کند.

• همه چی درست می شه ، نگران نباش...

دست انداخته بود توی موهای بور و لخت یوسف، پسر کوچولوی  دو سال  و نیمه اش . هر بار موها از لای انگشت هایش عبور  می کردند ، این جمله را می گفت . یوسف کوچک تراز آن بود که متوجه به اصطلاح دل داری های مادرش شود ، اما معصومه این حرف ها را نه برای آرامش یوسف، که برای تسلای دل خودش می گفت . دو سال و نیم پیش ، وقتی یوسف، فرمانده ی گردانی که مصطفی در جنگ ، توی آن بوده ، بر اثر عوارض شیمیایی  آرام ، آرام سوخت و شهید شد ، مصطفی اسم یوسف را برای یوسف خودش انتخاب کرد . توی این مدت ، هر بار مصطفی یوسف خودش را می دید ، یاد یوسف می افتاد ، یوسف خودش .معصومه توی این مدت هر روز به قدر هر نفس ، مرد و زنده شد . تا نگاهش به یوسف می افتاد ، یاد یوسف می افتاد ، یوسف مصطفی ، که دو سال و نیم پیش ...

یوسفِ مصطفی با همان دردی رفت ، که حال مصطفی عمرش را به پای آن می گذاشت و با آن زندگی می کرد .

این وسط ، چیزی که بیشتر  از همه چیز معصومه را از درون می سوزاند ، جمله ای بود که روز دفن یوسف ، از زبان همسرش شنیده بود .

"خدا سینه ات رو گشاد کنه  قدر یه دنیا ، قدر آسمونا..."

می دانست همسر یوسف زن صبوری است  . آن قدر صبور که لحظه لحظه ی زندگی اش را گذاشت به پای  یوسف کنار شب های درد  و رنج  و روزهای سخت او. آن قدر صبور که همیشه کنار یوسف بود تا چنان چه بخواهد به جایی نگاه کند ، سرش را به آن سو بچرخاند. آن قدر که هر چند لحظه یک بار، تکانی  به پیکر کاملاً فلج یوسف بدهد تا زخم بستر ...و آن قدر که نگاهش را از نگاه یوسف که سال ها می شد خجالت را درشان دید بود ،بدزدد ، هر چند میلی به  این کار نداشت .

آن روز ، وقتی معصومه بی تابی و بی قراری همسر یوسف را دید ، وقتی دید چه طور ضجه می زند و اشک می ریزد ، برای یک لحظه به یاد همه ی دانسته هایش از صبوری او  افتاد ، که حالا داشت خلاف آن را می دید . همین شد که وقتی همسر یوسف آن حرف  را زد ، دنیایی از ماتم و غم توی وجودش ریشه دواند، دنیایی از غم که پس از فکر دوری از مصطفی ، همیشه به سراغش می آمد و حالا معصومه داشت سعی می کرد خودش را آرام کند ، نه یوسف را . یوسف آرام  خوابیده بود ، به همان آرامشی که یوسف ...یوسف خودش .

هِق هِق صدای گریه ی معصومه توی راهروی بیمارستان پیچید. چند تا از دوستان مصطفی ، بچه های گردان یوسف ،انتهای راهرو ایستاده بودند . معصومه  که بلند بلند گریه کرد ، چند قدم فاصله گرفتند و خودشان را سرگرم حرف با یکدیگر کردند . خجالت می کشیدند جلوی معصومه بایستند . بیشتر از آن ، می ترسیدند معصومه اشک های آن ها را هم ببیند و...

• همه چی درست می شه ، نگران نباش ..

"مگر خودت این رو نگفتی ؟ مگه نگفتی بعد از هر "عُسری ، یک "یسر"وجود داره ؟ مگه ..."

لب به شکایت باز نکرد . از ته  قلبش این حرف ها را می زد ، با اطمینان ، با یقین " حالا هم اگر "یسر" ی هست ، چرا باید فقط برای مصطفی باشد ؟"

اگر " عُسر"مصطفی "یسر" می شه ، چرا من ازش عقب باشم ؟ مگه توی این سال ها ...

اشک هایش تمامی نداشت . یقین کرده بود مصطفی رفتنی است . از مناجات های شبانه و ا شک دائمی اش می شد فهمید دیگر ماندنی نیست . این روزها فقط رفقای شهیدش را صدا می زد و بس.گاهی  وقت ها از خواب می پرید و با همان صدای خسته فریاد می زد که "منو ببرید ...منو جا نگذارید ....من ...."

و دوباره توی خواب لبخند به لبانش بر می گشت و آرامشی هر چند  کوتاه ، اما دوست داشتنی به جان معصومه می نشست .

یقین داشت"عُسر"مصطفی دارد "یسر"می شود ؛ اما نمی خواست از او عقب بماند.

روی سجاده ، رو به قبله نشسته بود و به پهنای صورت اشک می ریخت .دست های ضعیفش را بالا برده بود و تکرار می کرد...

" اِنَّ مَعَ العُسرِ یسراً...اِنَّ مَعَ العُسرِیسراً..."

• همه چی درست می شه ، نگران نباش...

دیگر توان شنیدن این حرف را نداشت حتی از زبان دکتر  . فریاد زد "چی درست می شه ؟چرا نگران نباشم ؟ مصطفی ام داره از دست می ره ، اون وقت شما ...

هِق هِق صدای گریه ی معصومه توی راهروی بیمارستان پیچید. چند تا از دوستان مصطفی ، بچه های گردان یوسف ،انتهای راهرو ایستاده بودند . معصومه  که بلند بلند گریه کرد ، چند قدم فاصله گرفتند و خودشان را سرگرم حرف با یکدیگر کردند . خجالت می کشیدند جلوی معصومه بایستند . بیشتر از آن ، می ترسیدند معصومه اشک های آن ها را هم ببیند و...

برای چند لحظه روی نیمکت  راهرو بیمارستان نشست و گریه اش را فرو خورد . یکی از بچه های گردان یوسف تازه از راه رسیده بود . تا به بقیه ی بچه ها که انتهای راهرو ایستاده بودند ،برسد ، می بایست از جلوی معصومه رد شود .

سر به زیر ، سلام کرد . معصومه صدایش را شناخت ، رحیم بود . همدم این روزهای مصطفی ، همدم لحظه هایی که معصومه و یوسف نبودند تا کنار مصطفی باشند . همدم لحظه های یوسف . سرش را بلند کرد و جواب سلام رحیم را داد.

آمد لبخندی گوشه ی لبش بنشاند، ولی نتوانست . آمد حرفی بزند ، ولی گریه امانش را برید.سایر بچه ها که انتهای راهرو بودند ، آمدند به طرف رحیم که حالا گوشه ی راهرو  نشسته بود و گریه می کرد .

: آقا رحیم ! شما سنگ صبور این خونواده اید ، اونوقت خودتون...

یکی دست گرفت زیر بغل رحیم و گفت : رحیم پاشو ،زشته .

یکی هم با عصبانیت گفت : مارو باش ! به کی گفتیم بیاد معصومه خانوم رو آوردم کنه ...

رحیم نمی توانست ، شاید هم نمی خواست گریه اش را تمام کند.می دانست مصطفی  هم مثل یوسف ...

این را از  نفس های مصطفی که حالا شبیه نفس های آخر یوسف شده بودند ، فهمیده بود.

" شما که نمی دونید من چی می کشم .بیست ساله که دارم می سوزم . بیست ساله که این مصطفی داره من رو آتش می زنه . بیست ساله که ..."

قطرات اشک آرام گم می شدند بین موهای ریش بلندش.

"بیست سال پیش، این مصطفی کاری کرد که ...

اشاره کرد به یکی از بچه ها که بالای سرش ایستاده بود و گفت : حمید تو یادته ، نه؟ اون روز که شیمیایی زدند رو می گم ، روزی که ...

حمید حتی سرش را هم بالا نیاورد .شاید از ترس این بود که معصومه اشکش را ببیند .

رحیم ادامه داد." ماسک زدم ؛ ولی چه فایده ، ترکش سوراخش کرده بود . کلافه شده بودم .آمدم حرکتی بکنم که مصطفی ..."

و باز گریه ی رحیم پیچید توی راهروی شلوغ بیمارستان . این را هم می دانستند که بیست سال پیش،مصطفی ماسکش را به رحیم داده بود. این را هم می دانستند که توی این بیست سال ، رحیم یک روز هم از مصطفی بی خبر نمانده .بیست سال رحیم بوده و مصطفی و بیمارستان و انتظار ...

• همه چی ...

حرفش را خورد.

می خواست ادامه ی حرفش را  توی ذهنش تکرار کند و بعد به معصومه بگویدش ، اما به فکر کردن به جمله اش هم ادامه نداد. می دانست معصومه طاقت شنیدن این حرف را ندارد .اگر هم داشت، می دانست می خواهد حرف هایی به او بزند که بی شک طاقت او  را می برید و صبرش را لبریز می کرد .

چند لحظه ای بود که چشم از نقش های کاشی مسجد محل و کبوترهای روی گنبد فیروزه ای اش برداشته بود و خیره مانده بود به چشم های معصومه . خیلی وقت بود دیگر چشم های معصومه را آن طور که دوست داشت ، ندیده بود . کمش از وقتی یوسف رفته بود و مدتی بعد از آن یوسف خودش به دنیا آمده بوده .

از همان موقع بود که هر وقت یوسف را بغل می کرد ، یا به عبارتی معصومه یوسف را روی سینه اش می گذاشت. خودش توان بغل کردن یوسف را نداشت . نه یوسف را ، و نه  یوسف خودش را  مدام اشک می ریخت  بی تابی می کرد .

درست است، از همان موقعی که خودش هم حس می کرد نفس هایش شبیه نفس های آخر یوسف شده . از آن وقت ، معصومه شکسته شد،ضعیف شد، بی تاب شد ؛ اما نگذاشت مصطفی یک قطره اشکش را ببیند . برای همین هم تمام غصه هایش لانه می کردند  پشت دیوار چشم هایش که هر شب تا صبح کنار تخت مصطفی باز می ماندند ، بلکه بخواهد چشم از نقش های کاشی مسجد محل  و کبوترها ی روی گنبد فیروزه ای اش بردارد ، اما جایی برای دوختن دوباره ی آنها نداشته باشد .

آرام گفت : معصومه ...اگر من...

با خوشحالی خودش را پیش کشید . بعد از چند  روز ، اولین کلماتی بود که از مصطفی می شنید .مصطفی نفس عمیقی کشید . دوباره گفت :"اگر  من ..."

می دانست معصومه طاقت شنیدن این حرف را ندارد . می خواست از " رفتن" حرف بزند ؛ همان چیزی که معصومه دوست نداشت حتی به آن فکر کند ، چه برسد به این که حالا بخواهد از زبان مصطفی آن را بشنود .

خیلی واژه ها را از ذهنش گذراند ، اما  واژه ی مناسبی پیدا نکرد . دست آخر گفت : " اگه من برم پیش یوسف..."

دست معصومه توی موهای بور و لخت یوسف بود . خودش را عقب کشید . طاقت نیاورد چشم از چشم های مصطفی بردارد .منظورش را فهیمده بود ، اما نمی خواست خیلی چیزها را باور کند .چیزهایی که رفتن مصطفی هم یکی از آن ها بود.درست مثل دو سال و نیم پیش که یوسف – برادرش رفت و او هنوز در خلسه ی میان باور و نا باوری، یوسف را در مصطفی ،در یوسف خودش می دید .

• همه چی درست می شه ، نگران نباش..

دوباره این کلمات با آهنگ ناموزون خودشان معصومه را پریشان کرده بودند ." چرا این قدر نگرانی ؟ چرا این قدر بی تابی می کنی ؟ می دونی که ، مصطفی تو رو دوست داره ، برای همین هم مطمئن باش تو را و تنها نمی گذاره . همه چی درست می شه ، نگران نباش..."

معصومه چشم دوخته بود به چشم های مصطفی و با حرارت  این حرف ها را واگویه می کرد.

" خودش گفت : یوسف بود.بعد از نماز صبح، برای یک لحظه چشم هام بسته شدند . دیدم یوسف خیلی آروم داره قدم می زنه . رفتم به طرفش . نگران بودم ، ولی این حرف ها را که زد ..."

از هیجان اشک می ریخت ، از خوشحالی این که یوسف گفته مصطفی همیشه پیش او می ماند . از خوشحالی این که یوسف وعده داده همه چیز درست می شود .

مصطفی زیر لب چیزی می گفت : چیزی شبیه " الحمدلله .." لبخند می زد  و خوشحالی توی چشمانش دیده می شد. وقتی معصومه خوشحالی و لبخند ملیح مصطفی را دید ، آرام گرفت . بری اولین بار بود که چنین آرامشی پیدا می کرد .حداقل توی دوسال و نیم گذشته چنین لبخندی روی لب های مصطفی ندیده بود. اصلاً توی دوسال و نیم گذشته مصطفی وقت لبخند زدن را نداشت ؛ از بس سرفه می کرد و به سختی خِس خِس نفس های خشکش را فرو می برد .

معصومه هم همین طور . دوسال و نیم بود که لبخند نزده بود . دوسال و نیم بود که فقط گریه کرده بود و اشک ریخته بود ، اما نه جلوی مصطفی ، توی خلوت خودش . درست مثل لبخند که دو سال و نیم نیامده بود روی لبش ، مگر ساختگی  و جلوی مصطفی ، نه توی خلوت خودش .

• همه چی درست می شه ،نگران نباش...

لبخندهای گرم ِ معصومه خیلی زود روی لبش خشکیدند، خیلی زود؛ درست چند روز بعد از این حرفی که یوسف توی آن خوابِ بعد از نماز به معصومه گفته بود .

حالا همه چیز درست شده بود، اما فقط برای مصطفی ، نه معصومه . پس حرف های یوسف چه می شود؟

پس وعده ی یوسف ...؟!

حالا"عُسر" مصطفی "یسر"شده بود ، اما معصومه ...؟!

فکر می کرد بدبخت ترین زن دنیاست .دست می کشید توی موهای بور و لخت یوسف . حرفی برای زدن نداشت . چند روز بود که مصطفی رفته بود و او مانده بود با یوسف ، یوسف خودش ، یوسف مصطفی .

می خواست  از یوسف گلایه کند . از این که چرا چنین حرف هایی زده؟ از این که چرا دلداری اش داده ؟ از این که چرا امیدوارش کرده به ماندن مصطفی ، ولی مصطفی را هم برای خودش برده ؟

جایی برای گلایه نبود . اصلاً کسی نبود که پیش او از یوسف شکایت کند . تا حالا هر وقت دلش برای یوسف تنگ می شد ، می نشست کنار تخت مصطفی ، چشم های او را از نقش های کاشی مسجد محل و کبوترهای روی گنبد فیروزه ای اش می برید و می دوخت به چشم های خودش، بعد هم ساعت ها برایش درد دل می کرد و نجوا. اما حالا مصطفی،یوسف، یوسف ،...

• همه چی درست می شه ، نگران نباش ...

دستش خیس شده بود . دست خیسش را از میان موهای بور و  به هم چسبیده ی یوسف بیرون کشید .

دور و برش را نگاه کرد . کسی نبود .دست کشید روی صورتش . خیسی اشک و رطوبت دستش به هم رسید .

صدای مصطفی بود ، ولی ...

یوسف را توی بغلش جا به جا کرد و آرام خواباندش  روی تخت مصطفی .آرام ، طوری که بیدار نشود .

بوی مصطفی را حس می کرد ، برق نگاهش را که از توی اتاق می خورد به نقش های کاشی مسجد محل و کبوترهای روی گنبد فیروزه ای اش ، گرمای نفشس را که هر چند لحظه یک بار برای مدت کوتاهی فرو می رفت و دوباره بر می گشت .

• همه چی درست می شه ، نگران نباش...

یوسف روی پایش نشسته . نگاهش که می کند، مصطفی را می بینید ، یوسف را .

"حالا که بابا مصطفی نیست..."

پشیمان شد و حرفش را ادامه نداد. می دانست مصطفی هست . می دانست یوسف هست . می دانست هیچ وقت تنها نمی شود . برای  این که دل تنگی های یوسف را برطرف کند ، این حرف را زد .

توی این چند روز ، مدام لبخند روی لبش بود . هر طرف را که نگاه می کرد ، آرامش پیدا می کرد . برای همین بود که وقتی پیکر مصطفی را توی قبر گذاشتند ، معصومه خیلی آرام بود ، آرام تر از روزهای گذشته، آرام تر از روزی که یوسف رفت ، آرام تر از تمام لحظه های عمرش که قبل از آن گذرانده بود. به آرامی نگاه مصطفی به نقش های کاشی مسجد محل و کبوتر های روی گنبد فیروزه  ای اش . به آرامی یوسف ، یوسف خودش ، مصطفی خودش...


كميل شهداي گردان كميل گردان كميل كميل ابن زياد نخعي علی علیه السلام اصحاب کمیل بن نخعی زندگی تاریخ شهادت جنگ نهروان صفین جمل
چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
خاطرات
خاطرات دفاع مقدس

گردان ویژه

جبهه رفته‌ها می‌دانند، نرفته‌ها هم شنیده‌اند که نیروهایی که سابقه اعزام به جبهه داشتند، خیلی راحت بوی عملیات را حس می‌کردند.

هر جای ایران که بودند، تحرکات و اقدامات نظامی در کشور را پیگیری می‌کردند. بوی عملیات که بلند می‌شد، خبرهای درگوشی می‌رسید تا کسی جا نماند. مثل زنگ کاروانی که به صدا در می‌آید و راهیانش را می‌طلبد. با این تفاوت که این زنگ فقط در گوش عده‌ای عاشق شنیده می‌شد.

7نفر بودیم. به ‌موقع به ایستگاه قطار رسیدیم. سکوی ایستگاه پر از جمعیت بود. لابه‌لای جمعیت راه باز کردیم و سوار قطار تهران- اندیمشک شدیم. کوپه‌ها پر بود و داخل راهروی قطار رزمندگان ایستاده بودند. به زحمت جایی برای نشستن پیدا کردیم. قطار حرکت کرد. صدای همهمه رزمندگان و صدای حرکت قطار در فضای بالای سرمان به هم می‌پیچید.قطار روی ریل، لق لق کنان پیش رفت تا به مقصد رسید و مقابل پادگان دوکوهه توقف کرد. ما در میان انبوه رزمندگان روانه پادگان شدیم. روی پُل دوکوهه که رسیدیم، ساختمان‌ها و تجهیزات پادگان، نمایان شد.
دو کوهه

انگار به خانه‌ام برگشته باشم، حس آشنایی به سراغم آمده بود. احساس رهایی و سبکی داشتم. محوطه پادگان شلوغ بود. نیروها در حال رفت‌ و آمد بودند. خودروهای نظامی تردد می‌کردند. پرچم‌های رنگی که در باد می‌رقصیدند، همه جا به‌چشم می‌آمدند. این جنب‌ و ‌جوش خبر از نزدیکی عملیات می‌داد.

داخل ساختمان پرسنلی سپاه، در میان افرادی که در حال رفت‌وآمد بودند، مهدی شرع‌پسند را شناختم. آقا مهدی را از خیلی پیش‌تر می‌شناختم. هنگامی که می‌خواستم عضو بسیج محل بشوم، مصاحبه من را او انجام داد. می‌دانستم که فرمانده تیپ 2سلمان است. وقتی او را دیدیم به دورش حلقه زدیم.

طولی نکشید که حلقه دوستان‌مان بزرگ‌تر شد. حسین وهابی، جعفر مقدم، عباس رسولی‌فر، رسول ملکی و تعدادی دیگر به جمع ما پیوستند. آقا مهدی، اتاقی در اختیارمان گذاشت و ما که قصد داشتیم از هم جدا نشویم، در آن مستقر شدیم.

همدیگر را می‌شناختیم. دوست بودیم. جز تعدادی اندک که به ‌واسطه دوستان، به جمع ما پیوستند، بقیه در عملیات‌های قبلی با هم همراه بودیم. داخل اتاق مستقر شدیم و هر کس به کاری سر گرم شد.

گتر شلوارم را روی لبه جورابم مرتب می‌کردم. علی زمانی، تسبیح می‌انداخت. حاتمی دراز کشیده بود. رضا دستش را در ساک لباس‌هایش می‌پالاند و دنبال چیزی می‌گشت. یکی از انتهای اتاق گفت: «می‌دونید آقا مهدی چی می‌گفت؟»

همه به او نگاه کردیم. موهایش روی پیشانی‌‌اش ریخته بود و لبخند به لب داشت. از میان ما، علی زمانی پرسید: «چی گفته که ما نشنیدیم؟»

«به شما هم می‌گه. آقا مهدی گفت اینجا بچه‌های اعزام مجدد و با تجربه زیادن. بهتره یه گروهان مستقل تشکیل بدیم. یه گروهان برای مأموریت‌های خاص؛ کارهایی که برای انجامش به نیروهای با تجربه نیاز دارن.»

علی زمانی گفت: «اما این جوری همه تجربه‌ها تو یه قسمت جمع می‌شه.»

رزمنده‌ای که با آقا مهدی صحبت کرده بود، گفت: «فقط در زمان‌های خاص از این گروه استفاده می‌کنن. بقیه‌‌اش رو با نیروها هستیم.»

کنار دستی‌‌اش گفت: «خوبه، پس صف بکشیم.»

آقا مهدی آمد. پیشنهاد تشکیل گروهان مستقل مطرح شد و همه موافقت کردیم. قرار شد گروهانی به نام گروهان صف تشکیل بدهیم. عده‌ای دیگر هم که قبلاً سابقه اعزام به جبهه داشتند، به ما پیوستند. منتظر بودیم تعداد نفرات گروهان تکمیل شود. اما فعلاً از بقیه نیروهای پادگان مستثنی نبودیم. نیروها برای عملیات آماده می‌شدند و ما نیز با آنها همراه شدیم.

صبح با صدای «برپا، نماز» بیدار شدیم.

حسینیه پادگان دوکوهه پر از نیروهای رزمنده بود. بعد از نماز، ساعت 6، صبحگاه داشتیم. با هر نوع تجهیزاتی که به ما داده بودند؛ اسلحه، خشاب، کوله‌پشتی و غیره به خط از در آسایشگاه پادگان بیرون آمدیم و به طرف میدان صبحگاه دویدیم.

مسئول تدارکات لشکر، مثلاً در حق من لطف کرده بود و یک اسلحه بی‌بی‌کلاش و 2خشاب هفتادوپنج‌تایی، به اضافه مهمات دیگر به من داده بود. اسلحه بی‌بی‌کلاش، هیکل درشت‌تری نسبت به اسلحه کلاش دارد. پایه‌ای به آن وصل می‌شود و خشاب این اسلحه، مثل بشقاب گرد است. من هم مثل دیگران با تمام تجهیزات نظامی که داشتم، به سمت میدان صبحگاه دویدم. در حال دویدن، هم ‌صدا با دیگران سرود می‌خواندم. سرود ابوالفضل باوفا، علمدار لشکرم با صدای حاج صادق آهنگران از بلندگوها پخش می‌شد و در فضای پادگان طنین انداخته بود.

دور میدان صبحگاه 1200متر بود. به دستور فرمانده، پشت سر هم، 11بار دور میدان دویدیم. فرمانده دسته‌ها، بنا به تعداد نیروهای‌شان دستور ستون دادند. به ستون پنج صف بستیم. بعد از نرمش، آزادباش دادند و فرمانده لشکر برای سخنرانی آمد. معمول بر این بود که موقع ناهار به هر 2نفر یک لیوان غذا می‌دادند؛ لیوان‌های پلاستیکی قرمزرنگی که اندازه یکی و نصفی لیوان‌های معمولی بود. عادت جبهه این بود که رزمنده‌ها در یک بشقاب غذا می‌خوردند.
دو کوهه 3

من و ترکان باهم، هم غذا بودیم. با این فعالیتی که داشتیم، گرسنه می‌شدیم. او چهارشانه و درشت هیکل بود ولی همیشه مراعات مرا می‌کرد چون نسبت به او جثه کوچک‌تری داشتم. موقع ناهار تا سرم را برگرداندم، دیدم گوشت غذا را سمت من گذاشته است. اعتراض کردم که: «این چه کاریه؟ مثل آدم غذاتو بخور... .»

ترکان لبخندی زد و گفت: «من گوشت دوست ندارم. بخور بذار جون بگیری. باید بجنگی.»ساعتی بعد از ناهار خبر رسید که قرار است مانوری انجام شود و ما باید در مانور حضور داشته باشیم. فرمانده دسته‌ها به نفرات گفتند، آماده باشید. عصر، به‌ عنوان پدافند منطقه، به محل مانور اعزام می‌شوید.

عصر آن روز، همراه با تجهیزات‌مان آماده حرکت شدیم. محل مانور منطقه‌ای به نام چنانه بود. پشت تویوتاها سوار شدیم. روی پستی و بلندی‌های دشت، بالا و پایین رفتیم تا به محل مانور رسیدم.

تویوتاها متوقف شدند. ما پایین پریده و پشت خاکریزی مستقر شدیم. آسمان ابری بود. روز، کم‌کم جای خود را به شب می‌داد و تاریکی رفته‌رفته فضای اطراف ما را می‌پوشاند.

در کنار همرزمم منتظر نشسته بودم تا مانور شروع شود. سردی قطره آبی روی دستم نشست. به آسمان نگاه کردم. قطره دوم میان دو چشمم چکید. باران باریدن گرفت و رفته‌رفته شدید شد، طوری که آب از سر و روی همه جاری بود. خاک‌های زیرپا گِلابه شده بود. گِل به پوتین‌ها می‌چسبید. روی پاها نشسته بودم و گوش به صدای فرمانده داشتم. اما خبری نبود.

بی‌سیم، ساکت پشت بی‌سیم چی سوار بود و فرمانده، دوربین به دست، گاهی از بالای خاکریز سرک می‌کشید و اطراف را نگاه می‌کرد. این پا و آن پا می‌کردم. زانوهایم درد گرفته بود. زمین که می‌گذاشتم در گِل فرو می‌رفت. هربار که بی‌سیم به صدا در می‌آمد آماده حرکت می‌شدم. مانور مرحله به مرحله پیش می‌رفت و با بی‌سیم به فرمانده اطلاع می‌دادند.

8ساعت زیر باران منتظر بودیم تا نوبت به ما برسد. بی‌سیم به صدا درآمد. همه به فرمانده نگاه کردیم. صحبت‌‌اش که تمام شد، از جا بلند شد و گفت: «برمی‌گردیم.»

صدای پرسش و اعتراض نیروها بلند شد. مانور تمام شده بود و باید به قرارگاه برمی‌گشتیم. نیروها از فرط خستگی به خاکریزی که ما در آن مستقر بودیم حمله نکردند و مانور، به ما که رسید تمام شد. خیس و آب کشیده به محل استقرار گروهان برگشتیم.

روزها به سرعت گذشت. پیشنهاد تشکیل گروهان‌ ویژه پذیرفته نشد. عملیات نزدیک بود، فرصت نبود نیروها کامل شوند. با مخالفت فرماندهان، گروهان صف منحل شد و نیروها بنا به کارایی و توانایی‌شان دسته بندی و جابه‌جا شدند. تعدادی از دوستان را آقا مهدی در بین نیروهای خودش پذیرفت تا از توانایی آنها استفاده کند و بعضی در گردان‌های دیگر پخش شدند. من به همراه رضا ادریسی و مسعود ترکان به گردان حنظله منتقل شدیم.



گردان ويژه دوكوهه كميل شهداي گردان كميل گردان كميل كميل ابن زياد نخعي علی علیه السلام اصحاب کمیل بن نخعی زندگی تاریخ شهادت جنگ نهروان صفین جمل
چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
خاطرات
خاطرات دفاع مقدس
لحظه ی عروج یک بسیجی و شهادت او در آغوش یک امداگر:


تصویری از لحظه عروج یک بسیجی

تصویری از لحظه عروج یک بسیجی

او در هنگامه ی "عملیات کربلای پنج" بر اثر اصابت ترکش خمپاره جراحت سختی برداشت و علی رغم تلاش های "علی اسلام دوست" که تلاش کرد او را با کمک های اولیه زنده نگه دارد، به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

اما نکته ای که برای من حائز اهمیت است، لطف خدا و اخلاص «علی فریدونی» در ثبت این تصویر فوق العاده است، من هیچگاه در برجسته ترین تابلوهای مذهبی غرب خصوصاً در سبک رمانتیسم صحنه ای به درخشانی این عکس نیافتم. نگاه شهید و امدادگر به آسمان، گویی عوالم روحانی را نشان می دهد که در حقیقت دین، در مسیر رسیدن به زیباترین درجه الهی محقق شده است. علی فریدونی خود را مدیون انقلاب اسلامی، امام و رهبری می داند، بنابر این حقیقتی که او در عکس های درخشانش به ثبت رساند، حقیقتی است که اولاً در وجود او عینیت یافته است و باید نه در عوالم انتزاعی بلکه در وجود انسان هایی جستجو کرد که به خلیفه اللهی مبعوث شده اند.

پیامبر اکرم(ص) :از افرادی که وارد بهشت می شوند هیچکس آرزوی بازگشت به دنیا را ندارد گر چه تمام آنچه در زمین است از آنِ وی شود، مگر شهید که او به سبب کرامتی که در شهادت می بیند آرزو می کند به دنیا برگردد و ده ها مرتبه در راه خدا کشته شود

پی نوشت :

1- در آموزه های اسلام ، انسان مسافری است که با شتاب و تلاش در حال سیر و سفر است و پایان سیر او نیز ملاقات با خداوند است، در این صورت حرکت او سیری است عمودی و طولی یعنی تکاملی و ملکوتی نه سیری افقی و اقلیمی زیرا خداوند در منطقه و جایگاه ویژه نیست، بلکه انسان به هر سو که روی آورد چهره به سوی خدا کرده است. در طول دفاع مقدس، ما شاهد شتابی در جهت رسیدن به قرب الهی و بالاترین مدارج الهی بودیم ، که شاید این تصاویر تنها گوشه ای از این رویداد بزرگ را نشان می دهند.

2- پیامبر اکرم(ص) :از افرادی که وارد بهشت می شوند هیچکس آرزوی بازگشت به دنیا را ندارد گر چه تمام آنچه در زمین است از آنِ وی شود، مگر شهید که او به سبب کرامتی که در شهادت می بیند آرزو می کند به دنیا برگردد و ده ها مرتبه در راه خدا کشته شود.صحیح بخاری - ج 4 - ص 26

3- برادر بسیجی و جانبازم احمد حسینی در صبحی صادق خوابی دیده بود و می گفت: شهید همت را دیده است که می گفت: "اگر بدانی این جا چه جای خوبی شده، پاشو بیا! بچه های بسیج این جا خیلی منتظر هستند. "، چه افتخار بزرگی است برای ما که در آن مکتبی هستم که تو در آن بودی : بسیج...، امام راحل بی دلیل نبود که فرمودند: "بسیج مدرسه عشق است ".

4- اما اشاره ای هم به وضع موجود ضروری است، ببینید شهید آوینی چگونه وضعیت فروپاشی نظام های مبتنی بر اسلام آمریکایی نظیر مصر، اردن، تونس، یمن ، لیبی و ... را پیش بینی کرده بودند، چنانچه فرمودند: " انقلاب اسلامی فجری است که بامدادی در پی خواهد داشت، و از این پس تا آنگاه که شمس ولایت از افق حیثیت کلی وجود انسان سر زند و زمین و آسمان به غایت خلقت خویش واصل شوند، آخرین مقاتله ی ما- به مثابه سپاه عدالت - نه با دموکراسی غرب که با اسلام آمریکایی است، که اسلام آمریکایی از خود آمریکا دیرپا تر است. اگر چه این یکی نیز ولو " هزار ماه " باشد به یک "شب قدر " فرو خواهد ریخت و حق پرستان و مستضعفان وارث زمین خواهند شد.
رزمنده كميل شهداي گردان كميل گردان كميل كميل ابن زياد نخعي علی علیه السلام اصحاب کمیل بن نخعی زندگی تاریخ شهادت جنگ نهروان صفین جمل
چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
خاطرات
خاطرات دفاع مقدس

د و تند من و عبد الحسین مشغول به کار بودیم. یکی سر گونی را می‌گرفت، یکی هم با بیل توش خاک می‌ریخت.

حسین هم گونی‌ها را روی هم می‌چید.
شهادت دو بسیجی

باصدای سوت هر خمپاره هرسه درازکش می‌شدیم، بعد میان دود و خاک با خنده بلند می‌شدیم.

سنگر آماده شد.

چند تا الوار انداختیم روی سقف سنگر و چند تا پلیت هم روی الوارها.

قرار شد عبدالحسین و حسین کف سنگر را فرش کنند و من برم دنبال لودر. لودر در فاصله حدود دو کیلومتری مشغول کار بود. دویدم بهش بگم سنگر ما آماده است و فقط خاک می‌خواد. هنوز چند متر از سنگر فاصله نگرفته بودم که صدای سوت خمپاره زمین‌گیرم کرد.

اولی منفجر نشد، اما دومی دقیقاً کنار همون اولی به زمین نشست و خاک و دود به هوا برخاست. پا شدم پشت سرم را نگاه کردم به سرعت آن چند متری را که رفته بودم دویدم تا با حسین و عبدالحسین باز بخندیم.

لبخند بر چهره خونین حسین مستأجران و عبدالحسین هادیان نشسته بود و اشک از سیمای خاکی من به خاطر حضور نداشتن در آن بزم سرازیر شد.

شهادت پاکان روزگار را گلچین کرد، شهادت بر لبان آنان گل خنده نشاند.


دفاع مقدس خمپاره شهيد مستاجران شهيد هاديان كردستان كربلاي 10 سنگر كربلاي 4
چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
خاطرات
خاطرات دفاع مقدس

 کردستان بودیم، منطقه عملیاتی کربلای 10، زمین از برف سفید پوش شده بود و هوا سرد.

داخل چادر زندگی می‌کردیم و چادر‌ها برای در امان ماندن از دید دشمن (کوموله و دمکرات، عراقی‌ها، مزدوران محلی) در شکاف و دامنه‌های ارتفاعات زده شده بود، روی چادر‌ها چند لایه پلاستیک کشیده بودیم تا هم از گزند سرما در امان باشیم و هم آب باران و برف به داخل چادر نفوذ نکند، کف چادر هم چند لایه پلاسیتک کشیده بودیم تا هم پایمان یخ نزند و هم آب باران از زیر آن عبور کند، بعضی شب‌ها به خوبی عبور آب را زیر پا‌هامون احساس می‌کردیم. کار به جایی رسید که شیب داخل چادر رو به سمت وسط چادر درست کردیم طوری که یه جوی کوچک از وسط چادر می‌گذشت، چراغ والر رو روشن می‌کردیم و کنار جوی داخل چادر می‌نشستیم و دلمون رو روانه زاینده رود اصفهان می‌کردیم.

کیسه‌های خواب رو کسی جمع نمی‌کرد، هر کی از نگهبانی که برمی‌گشت مستقیم می‌رفت داخل کیسه خواب تا کمی گرم بشه. نگهبانی یعنی سردی کشیدن با دلهره از نشستن یک تیر توی پیشانی.

یک ساعت بدون حرکت یک جا نشستن و به ارتفاعات اطراف خیره شدن.

گاهی اسلحه اونقدر یخ می‌کرد که وقتی از نگهبانی بر می‌گشتیم می‌گذاشتیم کنار چراغ والر تا یخ‌هاش آب بشه. بیشتر بچه‌ها سرما خورده بودند، اما تحمل بچه‌ها فرق می‌کرد.
نگهبانی با چشم های بسته!

غروب که می‌شد به دلهره عجیبی دچار می‌شدیم، شدت سرما زیادتر می‌شد! و تعداد سنگر‌های نگهبانی زیادتر می‌شد! و ساعات نگهبانی بیشتر.

بیماری بچه‌ها، سرمای شدید، رعایت سکوت در شب، دید کم، حساس بودن (اغلب مزدوران محلی با توجه به شناخت و مأنوس بودن با شرایط آب و هوا این ایام به ما حمله می‌کردند).

چند شب پشت سر هم اتفاق افتاد که برای نگهبانی بیدارمون نکردن، فکر کردیم حتماً پاسبخش‌ها خوابشون برده، صداشو در نیاوردیم که زیرآب کسی نخوره و ما توی کیسه‌خواب‌های گرم، راحت می‌خوابیدیم.

اما کم‌کم برای همه سئوال شد. سه‌تا پاسبخش داشتیم هرچی سئوال کردیم یه جوری ما رو می‌پیچوندن و جواب درستی نمی‌دادند.

یکی ار بچه‌ها حالش خیلی بد شد، بدجور سرما خورد، خیلی به حالش غبطه می‌خوردیم که ایکاش جای اون بودیم و چند شب از نگهبانی معاف می‌شدیم و...!

یکی ار پاسبخش‌ها وقتی حرف‌های ما رو شنید دیگه طاقت نیاورد گفت بچه‌ها برای شفای حسن دعا کنید، بعد زد زیر گریه گفت: به خدا، هر وقت حسن علائم بیماری رو در چهره یکی از شما می‌دید، ما رو قسم می‌داد که شما رو بیدار نکنیم او به جای شما نگهبانی می‌داد و ما رو قسم داده به شما نگیم.

آن شب از خودمون خجالت کشیدیم، ما کجا و حسن کجا؟!

امروز یه چیزی میگم و یه چیزی شما می شنوید نگهبانی پشت سرهم اون هم توی اون هوا و توی اون موقعیت کار همه نبود،‌ کار حسن بود که امروز او پیش ما نیست، کار غواص شهید حسن منصوری بود که در عملیات کربلای چهار آسمون شهادت را گرم کرد.


دفاع مقدس كردستان كربلاي 10 سنگر كربلاي 4
چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
شهيدان يعقوبي
شهيدان يعقوبي

حجةالاسلام شهید محمدرضا یعقوبی

پدید آورنده : ، صفحه 1

حجةالاسلام شهید محمدرضا یعقوبی به سال 1341 شمسی در روستای رکن الدین شهر بیرجند دیده به جهان گشود، عهد کودکی را در خانواده پرتلاش و متدین خود به سر کرد و دوره تحصیلات ابتدایی را در یکی از روستاهای نزدیک بیرجند خواند، ولی ادامه تحصیلات خود را در مدارس دینی پی گرفت. علاقه درونی خودش و تشویق خانواده موجب ورودش به عرصه روحانیت گردید. او ابتدا در مدرسه معصومیه بیرجند ساکن شد و مقدمات علوم اسلامی را فراگرفت. بعد از مدتی عازم مشهد شد و در مدرسه امام صادق علیه السلام از محضر اساتید فاضل آنجا بهره مند گردید. او همزمان با درس خواندن، به صف انقلابیون پیوست و در تظاهرات و راهپیمایی ها و حتی درگیری ها علیه دستگاه ستم شاهی شرکت می کرد. و اینها را دفاع از دین می دانست و لذا از کار اصلی اش که همان تبلیغ و ارشاد بوده غافل نشد. فرصت تبلیغ در ایام ماه مبارک رمضان و محرم را غنیمت می شمرد و به توابع بیرجند و قوچان می رفت؛ و به خاطر دفاعی که از اسلام ناب و انقلاب اسلامی داشت مورد خشم منافقین قرار گرفت. از سال 1360 از طریق دفتر شهید آیةاللّه صدوقی به بندرعباس و جیرفت و بم اعزام می شد. در درگیری با منافقان در مشهد دست و دندانش شکست و مدتی او را زندانی کردند و پس از آزادی بدنش از ضرب و شتم سیاه شده بود. آنگاه که جنگ تحمیلی از سوی صدام آغاز شد، از طرف سپاه پاسداران به سقز و قصرشیرین رفت، این سفر سه ماه طول کشید و او با مزدوران عراقی و ایادی داخلی در آن مناطق جنگید. پس از بازگشت، دیگر بار از طرف جهاد سازندگی به سوسنگرد و سپس به بستان اعزام شد، وقتی به سوی تنگه چزابه می رفت به دوست همسفرش گفته بود: من شهادتم را با چشمان خویش دیده ام و شهید خواهم شد. این سرباز امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه الشریف پس از نبرد دلیرانه در تیپ امام رضا علیه السلام علیه متجاوزان، در نوزدهم اسفند 1360 مورد آماج رگبار دشمن قرار گرفت و به آنچه دیده بود، رسید. در آخرین نوشته اش، آمده: انشاءاللّه انقلاب شما به انقلاب حضرت مهدی عجل اللّه تعالی فرجه الشریف متصل می گردد.

لقاءمحبوب طوبی له

شهيد محمد رضا يعقوبي شهيد اسماعيل يعقوبي شهيد پوراكبر شهيد جعفري شهيد يعقوبي
چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
شهيدان يعقوبي
شهيدان يعقوبي

 شهیدابراهیم یعقوبی
در يك خانواده مذهبي زاده شد .محل تولدش ساوه ،يکي از قديمي ترين وبا اصالت ترين شهرهاي ايران ؛ شهري که ريشه درتاريخ چند هزار ساله ي ايران بزرگ دارد.
در مكتب قرآن و اهل بيت (ع) پرورش يافت. با شروع جنگ تحميلي ابتدا در شمار بي قراران بسيج به جبهه هاي جنگ شتافت و پس از مدتي لباس مقدس سپاه را پوشيد و تا آخرين لحظه ، صراط المستقيم مبارزه را كه به شاهراه شهادت مي پيوست ، در نورديد.


بقيه در ادامه مطلب

شهيد ابراهيم يعقوبي شهيد كميل شهداي گردان كميل گردان كميل كميل ابن زياد نخعي علی علیه السلام اصحاب کمیل بن نخعی زندگی تاریخ شهادت جنگ نهروان صفین جمل
ادامه مطلب
چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
شهيدان يعقوبي
شهيدان يعقوبي

نام و نام خانوادگی: محمدرضا یعقوبی
نام پدر: محمدعلی
تاریخ و محل تولد: دوم مهر 1342 – تربت حیدریه

تاریخ و محل شهادت: دوم فروردین 1367 – حلبچه
تحصیلات: دیپلم تجربی
شغل: رزمنده
یگان محل خدمت: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سن در زمان شهادت: 25 سال

 

شهید محمد رضا یعقوبی
(1342-1367)


شهید محمدرضا یعقوبی، فرزند محمد علی در دوم مهر ماه 1342 در تربت حیدریه چشم به جهان گشود.
در سال 1360 به جمع پاسداران انقلاب اسلامی تربیت حیدریه پیوست و در همین سال به تهران آمد.
شهید یعقوبی در عملیات والفجر 10 راهی حلبچه گردید که دشمن بعثی در مقابله با این عملیات، متوسل به استفاده از بمب شیمیایی شد.
این گونه بود که گاز خردل و اعصاب، او را مجروح کرد و برای درمان به تهران منتقل شد.
ولی پس از بهبودی نسبی، مجدداً به جبهه رفت تا این که در دوم فروردین ماه 1367 به شهادت رسید.
مزار این شهید در ده امام پاکدشت تهران قرار دارد.
شهيد محمد رضا يعقوبي شهيد اسماعيل يعقوبي شهيد پوراكبر شهيد جعفري شهيد يعقوبي
چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
شهيدان يعقوبي
شهيدان يعقوبي

http://masoudyazdani.persiangig.com/shahid%20yaghobi.jpg

(( بسم الله الرحمن الرحیم ))


زندگینامه سردار رشید اسلام
سرهنگ دوم پاسدار شهید اسماعیل یعقوبی
« وَلاٌتَحْسِبَنّ الٌذینَ قُتِلوُفی سَبیل الله اَمْواتا بَلْ اَحْیأعِنْدَ رَبّهُمْ یُرْزَقوُنْ »
" هرگز گمان مکنید آنان که در راه خدا کشته شده اند مرده اند آنان زنده اند و در نزد خدا خود روزی میخورند"
شهید اسماعیل یعقوبی در سال 1343 در یک خانواده مذهبی در روستای گلورد بزرگ متولد شد و بیش ازطی دوران کودکی در مدرسه ابتدایی گلورد وسپس در مدرسه آیت الله نبوی بهشهر گذارانده دوران راهنمایی را نیز در شهرستان بهشهر گذرانده و پس از طی مقداری از دبیرستان همزمان با پیروزی انفلاب اسلامی در صفوف یاران و پیروان امام خمینی قرارگرفت و عاشقانه در این راه قدم نهاد همواره در راهپیمایی ها و تظاهرات خیابانی شرکت داشت و مبارزه و مجاهدت را تکلیف خود میدانست شهید یعقوبی همزمان با تحصیل جهت تأمین قسمتی از مخارج خود و خانواده به کار می پرداخت و دستان پرتوانش از همان کودکی تا روز آخر حیات ظاهری اش کمک کار و پشتیبان خانواده و بستگان و دوستانش بود با شروع جنگ تحمیلی و آغاز درگیریهای منافقین در جنگ های شهید عزیزمان به لشکر شهادت یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و ماه ها در سخترین شرایط در جنگهای شمال به پاسداری از کیان اسلام و انقلاب اسلامی پرداخت . او در طی خدمت در گردان جنگل نه تنها پاسدار انقلاب و مدافع نظام بود بعنوان یک دوست و کمک کار به حل مشکلات روستائیان می پرداخت . آری دستان نوازشگر شهید عزیز ما بر سر یتیمان تداعی دست بابایشان بود اینک وا اَسفا که امروز فخرالدین و فاطمه منتظر دستان بابایند و بابایش چون ابوالفظل العباس (ع) بی دست .
شهید اسماعیل یعقوبی مدتی در سپاه نکا بعنوان مدیر داخلی سپاه به خدمت پرداخت و دوستانش در یگان حفاظت و سپاه نکا صفا و صمیمیت خلوص و تعهد او را فراموش نخواهد کرد . فداکاریهای سردار رشید اسلام شهید اسناعیل یعقوبی در گروه تخریب لشکر 25 کربلا فراموش نشدنی و وصف پذیر نیست . شهید در تعداد زیادی از عملیات های جنگ شرکت داشت و در تمام این عملیات ها صف شکن و خط شکن جبهه ها بود . در گروه تخریب لشکر 25 کربلا روزها و شبهای فراوان در میان خون و آتش عاشقانه می کوشید و از هیچ تلاشی و فداکاری دریغ نمی نمود شهید با فداکاری و ایثار به امور مجروهین و شهدا رسیدگی می نمود و از این جهت نیز بین یاران و همسنگران بی نظیر و نمونه بود .
بارها در جبهه مجروح شد و باز هم جبهه را انتخاب کرد زمین و زمان خسته شدند ولی او خسته نشد .
ای کوههای کردستان از رشادتها و خستگی ناپذیری اسماعیل بگو ، ای شلمچه و حلبچه از شجاعتها و استواریهایش بگو، ای کرخه و اروند رود زبان بگشائید و از صفا و صمیمیت و پاکی اش سخن بگوئید و نگذارید این حماسه ها و رشادتها فراموش شود .
و تو ای شهید عزیز ما به پدر و مادر خود و همسر و فرزندان و برادران و خواهران و بستگان ،یاران خود توصیه به صبر و استواری نمودی و دفاع از انقلاب اسلامی را سفارش کردی . وصیت کردی که در قبر هم به روی قلبم آرم سپاه را قرار دهند که در قبر هم ولایت فقیه بر من حکومت کند . ما نیز با توئیم و هیچگاه لبخند و محبت و ایثار و شجاعتهای تو را فراموش نمیکنیم و راهت را به رهبری های دلسوزانه و حکیمانه ولی امر مسلمین حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ادامه خواهیم داد . (ان شاءالله)



شهيد اسماعيل يعقوبي شهيد پوراكبر شهيد جعفري شهيد يعقوبي
چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
روان شناسی، خانه و خانواده
انواع خانواده ها از نظر تربیت
 
 


به طور خلاصه از نظر نحوه تربیت کودک و بطور کلی نحوه اداره سیستم خانواده می توان ۴ نوع خانواده را مشخص کنیم که عبارتند از:
۱) خانواده خشک و سخت گیر (والدین سخت گیر و مستبد)
۲) خانواده سهل گیر و آسان گیر
۳) خانواده گسسته (‌ خانواده پریشان )
۴) خانواده دمکرات (‌ خانواده سالم )

 

به علت مهم و مبسوط بودن این مبحث، هر یک از این ۴ دسته خانواده را در یادداشتی جداگانه شرح خواهم داد :


الف) خانواده خشک و سخت گیر


۱) پدر و مادر ها با بچه ها همان طور رفتار می کنند که والدین خودشان رفتار کرده اند.
۲) تصمیم گیری با یکی از والدین خصوصا پدر انجام می گیرد. معمولا پدر خانواده حاکم بر رفتار و اعمال فرزندان است و هیچ یک از اعضای خانواده اجازه اظهار نظر ندارند
۳) والدین چنان رفتار می کنند که فرزندان می آموزند حق هیچ گونه ابراز عقیده ای را - حتی در مواردی که می تواند مانع از بروز بعضی مشکلات برای خانواده گردد - ندارند.
۴) اگر فرزندان از فرمان والدین اطاعت نکنند ‍ ، والدین آنان ناراحت ، خشمگین و آزرده خاطر می شوند.
۵) فرزندان جرات سئوال کردن در مورد انجام دادن یا انجام ندادن کارها را ، از والدین خود ندارند.
۶) والدین بر رفتا و کارهای فرزندان خود کنترل شدید دارند و همه تصمیمات را شخصا اتخاذ می کنند.
۷) والدین دلیلی را - برای دستوراتی که صادر می کنند - برای فرزندان خود ارائه نمی دهند و از آنان می خواهند بدون چون و چرا از این دستورات اطاعت کنند.
۸) نسبت به رعایت نظم و انضباط ،‌ ارزشی افراطی قایل هستند و والدین توانایی تحمل هیچ گونه بی نظمی را از طرف فرزندان خود ندارند.
۹) به سخنان کودکان خود گوش نمی دهند و اگر هم سخنی را بشنوند برای آن است که با آن مخالفتی را نشان دهند.
۱۰) در مواردی که فرزندان خود را نصیحت یا آنان را از انجام دادن کاری منع می کنند ،‌ دلیل خاصی را ارائه نمی دهند.
۱۱) برای تصمیات فرزندان خود ،‌ حتی اگر این تصمیمات معقول و مستند باشد ،‌ احترام قائل نیستند.
۱۲) معتقدند که چون سن ‍، تجربه و دانش آنان بیشتر از فرزندانشان است ‍، بنابراین ، حق دخالت در همه امور و حتی در خصوصی ترین کارهای فرزندان خود را دارند.
۱۳) برخورد آنان با فرزندان خود احترام آمیز نیست و حتی از تحقیر فرزندان خود در حضور دیرگان نیز ابایی ندارند.
۱۴) غالبا نیازهای عاطفی کودکان ارضاء نمی شود.
۱۵) ممکن است که والد ضعیف در چنین خانواده ای با کودکان ائتلاف کند در چنین حالتی ارزش هر دو والد نزد کودک شکسته می شود . اگر بنا باشد یکی از والدین به عنوان منبع قدرت خانواده آسیب ببیند می توان تصور کرد والد دیگر نیز ارزش پیشین خود را نخواهد داشت.
۱۶) چنین کودکانی احتمالا جذب گروه های بیرون شده و با عزت نفس پائین که دارند دچار بزهکاری می شوند.
۱۷) بسیاری از این والدین ممکن است به خاطر کمال گرایی که دارند ، کودکان را تحت فشار قرار دهند و از آنها بالاترین انتظارات را داشته و پیوسته به شکل نوین بر آنها سخت گیری کرده و برنامه های سخت گیرانه برایشان تدارک ببیند.
۱۸) احتمال دروغ گویی و ریا کاری در کودکان چنین خانواده هایی به علت ترس از تنبیه و سرزنش افزایش می یابد.
۱۹) چنین کودکانی به علت اینکه مرتبا علایقشان سرکوب شده و موجب تحقیر قرار گرفته اند و همچنین دیگران برای اموراتشان تصمیم گرفته اند ،‌ از خلاقیت کمی برخوردارند . اگر چه ممکن است به علت سخت گیری والدین از نظر آموزش بعضی از مهارتها ، پیشرفتی کرده باشند.
۲۰) اضطراب ،‌ افسردگی ،‌ همچنین وسواس و کمال گرایی ،‌ نا امیدی و بسیاری از مشکلات روانی ممکن است دامنگیر کودکان خانواده های سخت گیر گردد.
۲۱) غالبا والدین سخت گیر ، خود را منطقی نیز تصور می کنند. و برای هر کارشان دلیل تراشی می کنند. ولی غیر مستقیم به خاطر سختی گیری آنهاست که کودکان فرمانشان را اجرا می کنند نه منطقشان.



ب) خانواده سهل گیر و آسان گیر


۱) پدر و مادر به دنبال نیازهای ارضاء نشده خودشان هستند. دنبال جوانی و نوجوانی و دل مشغولی های خود هستند.
۲) به امر تربیت و ارضاء نیازهای جسمی و روانی کودک نمی پردازند و چون آسانگیر هستند ،‌ برای خاموش کردن صدای بچه ،‌ هر چه کودکشان از آنها می خواهد ، آنها انجام می دهند . لذا کودک پرتوقع تربیت می شود.
۳) هدفها و انتظارات برایشان روشن نیست و به همین دلیل ، در تربیت فرزندان خود از روش ، فلسفه یا دیدگاه خاصی پیروی نمی کنند.
۴) هیچ نوع کنترلی بر رفتار فرزندان خود ندارند و آنان را کاملا آزاد می گذارند تا به هر نحوی که خود مایل هستند ‍،‌ شیوه های خاص زندگی خود را انتخاب و به کار گیرند.
۵) هیچ نوع انتظار و توقع خاصی از فرزندان خود ندارند و فرزندان نیز به نوبه خود می آموزند که والدین نباید از آنان انتظار خاصی را داشته باشند.
۶) نسبت به رفتار فرزندان خود ‍،‌ حتی در مواردی که مورد آزار و اذیت خود آنان و دیگران قرار می گیرند ‍،‌ توجه خاص نشان نمی دهند و در این موارد ، بی تفاوت عمل می کنند.
۷) اگر فرزندان خانواده از دستورات آنان اطاعت نکنند ، ناراحت نمی شوند و چنان رفتار می کنند که گویی عدم اطاعت از دستورات والدین امری طبیعی ، عادی و متداول است.
۸) در پاداش دادن - وقتی از فرزندان رفتار پسندیده ای سر می زند - یا تنبیه آنان - در هنگامی که کار خلاف از آنان سر می زند - اهمال می کنند و بی تفاوت هستند (‌به یاد داشته باشیم که منظور از تنبیه کردن در معنای روانشناختی آن ،‌ محروم کردن فرزند از پاداش است و تنبیه بدنی مورد نظر نمی باشد).
۹) شیوه های رفتاری والدین چنان است که در فرزندان اعتماد لازم را نسبت به آنان ایجاد نمی کند.
۱۰) نسبت به تکالیف و نمرات درسی فرزندان خود توجه نشان نمی دهند و علاقه ای نیز به همکاری با معلمان و مدیریت مدرسه محل تحصیل آنان ندارند.
۱۱) آنچه را که فرزندان اراده کنند یا بخواهند ، برای آنان تهیه می کنند و در این مورد ،‌ سلیقه خاصی را اعمال نمی کنند.
۱۲) هیچ گونه تلاش خاصی را در زمینه استقلال فرزندان خود انجام نمی دهند و چنانچه یکی از فرزندان شدیدا به آنان وابسته باشد ،‌ کار خاصی را در زمینه کاهش این نوع وابستگی که بعدا برای آنان مشکل ساز خواهد بود ،‌ انجام نمی دهند.
۱۳) نظم و ترتیب را در محیط خانواده رعایت نمی کنند و از فرزندان خود نیز انتظار خاصی در این زمینه ندارند.
۱۴) فرزندان خود را برای انجام هر کاری آزاد می گذارند و حتی در مواردی که مداخله آنان لازم به نظر می آید ، دخالت نمی کنند.
۱۵) این بچه ها چون در زندگی با موانع مواجه نشده است ،‌ لذا وقتی وارد جامعه می شود به خاطر عدم تجربه کافی ، زود تسلیم میشود و شکننده هست.



ج) خانواده گسسته یا خانواده پریشان


۱) در این خانواده ها بعلت اختلاف بین والدین ، معمولا به صورت قهر و آشتی به سر می برند که تاثیر منفی روی کودکان می گذارد
۲) گاهی کودک به عنوان قاضی در نظر گرفته می شود و گاهی قربانی یکی از طرفین می گردد
۳) کودک علاوه بر اینکه نیازهای روانی و جسمانیش ارضاء نمی گردد ،‌ بتدریج الگوهای پرخاشگری را می آموزد . (‌ کودکانی که بدون مقدمه بچه های دیگر را می زند)
۴) میزان ارزش و احترامی که هر یک از افراد خانواده برای خود قائل هستند ‍ ، ناچیز است
۵) چهره افراد خانواده غالبا عبوس و افراد خانواده معمولا غمگین ‍، گرفته ‍،‌ افسرده و بی احساس به نظر می آیند
۶) گوش افراد خانواده برای شنیدن خواسته های یکدیگر سنگین است و صدای آنان یا بلند و خشن و گوشخراش است و یا به اندازه ای آرام و نجوا مانند است که به سختی قابل شنیدن می باشد
۷) نشانه دوستی و صمیمت در بین افراد خانواده کم است و در مواردی حتی از وجود یکدیگر نیز بی اطلاع هستند
۸) شوخی های افراد خانواده با یکدیگر در بیشتر اوقات گزنده ‍،‌ بیرحمانه و مبتنی بر قساوت قلب است
۹) بزرگترهای خانواده تا آن میزان سرگرم امر و نهی کردن و دستور دادن به کوچکتر ها هستند که برای مثال پدرو مادر هرگز نمی فهمند فرزندان آنان دارای چه ویژگیهای شخصیتی هستند
۱۰) فرزندان خانواده کمتر از وجود پدر و مادر خود به عنوان دو انسان بالغ ‍ ،‌ فهمیده ،‌ باشعور ،‌ اصیل و دوست داشتنی ،‌ بهره مند می شوند
۱۱) پدر و مادر برای احترازو دوری از یکدیگر ، آن چنان خود را مشغول کارهای خارج از محیط خانواده می کنند که گویی تنها وظیفه آنان کار کردن و تامین مایحتاج زندگی است
۱۲) افراد خانواده ، احساس تنهایی و بی یاور بودن می کنند و به این باور می رسند که بیچاره و نگون بخت هستند و در واقع نوعی درماندگی آموخته شده را تجربه می کنند
۱۳) افراد خانواده غالبا تکانشی عمل می کنند ‍ ،‌ عصبی هستند ، احساس گناه و تقصیر می کنند یا بر عکس ‍ ،‌ احساس می کنند مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند و برای جبران این احساس گاه با یکدیگر رفتاری بسیار خشونت آمیز و غیر انسانی نشان می دهند
۱۴) افراد خانواده برای کنترل امورغیر ممکن ،‌ تلاش فراوان می کنند و هرگز متوجه نمی شوند که انجام بعضی از خواسته های آنان به وسیله طرف مقابل ‍، غیر ممکن است
۱۵) افراد خانواده گاه گرفتار مشکل کمال طلبی می شوند و در این راه ،‌ هم خود متحمل فشارهای روانی زیاد می شوند و هم بر افراد دیگر خانواده فشارهای فزاینده ای را می آورند
۱۶) افراد خانواده حالت اصطلاحا نهایت نگری دارند. و در نظر آنان همه پدیده های عالم در دو حد یک طیف هستند و هر پدیده ‍ ، شی ، صفت ،‌ مفهوم یا سفید است یا سیاه - یا خوب است یا بد - یا زیان آور است یا سودمند - یا دوست داشتنی است یا غیر دوست داشتنی - لذا هیچ حد واسطی را در نظر نمی گیرند.
۱۷) وابستگی افراد خانواده با یکدیگر نا سالم است و در این موارد یا نسبت به احساسات ، خواسته ها و نیازهای خود بی توجه هستند یا خود را مرکز و محور عالم به حساب می آورند و خود خواهی آنان در همه رفتارهایشان تجلی پیدا می کند.
۱۸) افراد خانواده نسبت به هر موضوع یا پدیده ای تعصب بی مورد و شدید نشان می دهند و این ویژگی باعث می شود از استدلال ، منطق ، و عقل سلیم فاصله بسیار داشته باشند
۱۹) افراد خانواده و خاصه فرزندان این خانواده ها با یکدیگر به رقابت ناسالم می پردازند و موفقیت یکی از آنان در زمینه خاصی ( مثل موفقیت شغلی ‍ ، خرید یک ماشین ، خرید یک لباس و ... ) موجب رنجش ، نگرانی ،‌ اضطراب و حسادت شدید فرد یا افراد دیگر خانواده می شود
۲۰) افراد خانواده مسائل و مشکلات خود را انکار می کنند و به همین دلیل نیز مشکلات آنان هرگز حل نمی شود و این مشکلات در همه ابعاد رفتاری آنان تجلی پیدا می کند
۲۱) افراد خانواده در مورد خود و دیگران به داوریها و قضاوت های نادرست می پردازند و یکی از اعتیاد های مضر و در عین حال لذت بخش آنان ‍ ، غیبت و بدگوئی از دیگران است
۲۲) دروغگویی در بین اعضای خانواده شایع است و هر یک از افراد خانواده یاد گرفته اند که برای اجتناب از درگیری و مشاجره های پایان ناپذیر بعدی ، به افراد دیگر دروغ بگویند.
۲۳) به سادگی افراد خانواده به یکدیگر فحش می دهند ،‌ همچنین خشونت های جسمی نیز رایج است. و نگرش هر یک از افراد خانواده بر این استوار است که طرف مقابل آنان فردی خود رای ،‌ نفهم ، خود خواه و ... است و بهترین راه برای به زانو در آوردن او کتک زدن و تحقیر اوست
۲۴) نگرشهای افراد خانواده در زمینه های مختلف ، تحریف شده است و باورداشتهایی نظیر - به زن نمی توان اعتماد کرد - همه آدمها بد هستند - هر فرد باید فقط به فکر خودش باشد و ... به سادگی تبلیغ می شود.
۲۵) فرزندان خانواده میل شدیدی را برای مورد تایید قرار گرفتن به وسیله اولیای خود نشان می دهند و با از دست دادن هویت خود و نیز بر خلاف میل و خواسته خویش ‍، به خواسته های هر چند نادرست پدر و مادر یا بزرگترها تن در می دهند
۲۶) احساس عدم رضایت از خود یا حالت از خود راضی بودن افراطی در بین افراد خانواده شایع است و آثار این نوع احساس در همه ابعاد رفتاری آنان مشاهده می شود
۲۷) احساس تنهایی و بی یار و یاور بودن در بین اعضای خانواده شایع است و در این راه به بن بست روانی یا غم و اندوه و مزمن و افسردگی می رسند
۲۸) افراد خانواده از اضطراب دائمی و احساس سردرگمی در رنج هستند و به همین دلیل ، اختلالات شناختی ، هیجانی و نیز اختلالات رفتاری در بین این خانواده ها شایع است.


د) خانواده سالم یا خانواده دمکرات


۱) افراد خانواده سرزنده و با محبت هستند و همه رفتار و اعمال آنان با نوعی اصالت توام است
۲) افراد خانواده به طور آشکار رنج و ناراحتی و نیز احساس همدری خود را نسبت به افراد دیگر خانواده بیان می کنند
۳) افراد خانواده از ریسک (‌خطر کردن )‌ معقول و سنجیده نمی هراسند و می دانند که ممکن است با خطر کردن اشتباهاتی نیز داشته باشند ‍ ، ولی اشتباهات شخصی هم می تواند خود مقدمه ای برای شناخت اشکالات شخصی و بنابراین زمینه ای جهت رشد و کسب تجربه بیشتر باشد
۴) افراد خانواده برای یکدیگر ارزش و احترام قایل اند و یکدیگر را دوست دارند و از این احساس خود شادمان هستند
۵) روابط افراد خانواده با یکدیگر هماهنگ و روان است و با آهنگی پرمایه و روشن با یکدیگر سخن می گویند
۶) زمانی که در خانواده سکوت برقرار است ‍، سکوتی است آرامبخش و نه سکوت مبتنی بر ترس یا احتیاط
۷) وقتی در خانواده سرو صدا هست ‍، صدای فعالیتی پر معنی است و نه غرشی رعد آسا و برای خفه کردن صدای دیگران
۸) هریک از اعضاء خانواده می دانند حق آن را خواهند داشت که حرف خود را به گوش دیگران برسانند و در این زمینه نیازی به سکوت و تحمل فشار حاصل از آن نمی باشد
۹) اگر یکی از اعضای خانواده هنوز فرصتی برای صحبت کردن پیدا نکرده است ‍، به دلیل تنگی وقت بوده است و نه کمی محبت ‍ ،‌ کم توجهی یا بی ملاحظه بودن اعضای دیگر خانواده
۱۰) اعضای خانواده به راحتی یکدیگر را نوازش می کنند و در آغوش گرفتن فرزندان توسط پدر و مادر امری است عادی و توام با تجربه عشق و محبت خانوادگی
۱۱) افراد خانواده صادقانه با هم صحبت می کنند ، با علاقه به سخنان یکدیگر گوش می دهند ، با یکدیگر رو راست و صادق هستند و به راحتی علاقه خود را به یکدیگر نشان می دهند
۱۲) افراد خانواده به راحتی و آزادنه با یکدیگر درد دل می کنند و این حق را دارند که درباره هر موضوعی (‌ مثل ناکامیها ، ترسها ، صدمه هایی که دیده اند ،‌ خشم خود ،‌ انتقاد از دیگری ، خوشیها یا کامیابیها )‌ ،‌ با یکدیگر سخن بگویند
۱۳) افراد خانواده برای کارهای خود برنامه ریزی می کنند و در این راه اگر مشکلی با مزاحم اجرای برنامه های از قبل تعیین شده آنان شود ،‌ به سادگی خود را با آن تطبیق می دهند و در نتیجه قادر هستند بدون تجربه احساس ترس یا واهمه ،‌ بیشتر مشکلات زندگی خود را حل و فصل کنند
۱۴) در خانواده ،‌ زندگی آدمی و احساسات بشری، بیش از هر عامل دیگری مورد توجه و احترام است
۱۵) در خانواده ،‌ پدر و مادر خود را مدیر یا رهبر خانواده می دانند و نه رئیس یا ارباب خانواده و نیز می دانند که در موقعیت های مختلف چگونه به فرزندان خود بیاموزند تا به مرحله یک انسان واقعی بودن نزدیک شوند
۱۶) اعضای خانواده در مورد اشتباهات خود (‌ در قضاوت ، رفتار ،‌ بروز هیجانها و ... ) به همان سهولتی با یکدیگر سخن می گویند که در مورد اعمال ، کردار و گفتار صحیح خود اظهار نظر می کنند
۱۷) رفتار اولیای خانواده با آنچه به فرزندان خود می گویند - یا توصیه می کنند - مطابقت کامل دارد و در این راه از خود صداقت بسیار نشان می دهند
۱۸) پدر و مادر خانواده مانند هر مدیر یا رهبر موفق ،‌ نسبت به زمان حساس هستند و مترصد آن می باشند تا از هر فرصت مناسب برای سخن گفتن و تعامل با فرزندان خود ،‌ استفاده کنند
۱۹) اگر یکی از افراد خانواده مرتکب اشتباهی شد و نادانسته خسارتی ایجاد نمود ، پدر و مادر و بزرگترها در کنار او قرار می گیرند تا از او حمایت کنند . این رفتار باعث خواهد شد تا فرزند بی دقت ،‌ بر احساس ترس یا گناه خود فایق آید و از فرصت آموزشی که پدر و مادر برای او فراهم کرده اند ،‌ بیشترین بهره را بگیرد
۲۰) اولیاء خانواده می دانند که فرزندانشان عمدا بدی نمی کنند. به همین دلیل ، اگر متوجه شوند که فرزند آنان در زمینه ای خرابکاری کرده است به این نتیجه می رسند که یا سوء تفاهمی در کار بوده است و یا احساس ارزش فردی و احترام به خویشتن ،‌ در فرزند آنان کاهش پیدا کرده است و باید برای این مشکل راه حلی را پیدا کرد.
۲۱) اولیا خانواده می دانند هنگامی فرزند آنان برای یادگیری آمادگی بیشتری خواهد داشت که خود را با ارزش بداند و احساس کند که دیگران نیز برای او ارزش قایل هستند.
۲۲) اولیاء‌ خانواده می دانند که هر چند با شرمنده ساختن کودک و تنبیه بدنی فرزندان می توان رفتار آنان را تغییر داد ،‌ اما این آگاهی را نیز دارند که آثار این تنبیه ها بر ذهن آنان باقی می ماند و به سادگی و به سرعت قابل ترمیم نمی باشد.
۲۳) وقتی یکی از فرزندان خانواده عملی را انجام می دهد که برای تصحیح عمل یا کار او الزامی به نظر می آید ، پدر و مادر آموزش فرزند خود را با گوش دادن - حس کردن - فهمیدن - و در نظر گرفتن زمان و دوره خاص رشد او ، آغاز می کنند.
۲۴) پدر و مادر خانواده می دانند که در زندگی هر شخص مشکلاتی پیش خواهد آمد و اجتناب از همه مشکلات زندگی امکان ناپذیر می باشد . بنابراین گوش به زنگ آن هستند که برای هر مشکل تازه ،‌ راه حلی پیدا کنند و به فرزندان خود نیز می آموزند تا چگونه در حل مشکلات از خلاقیت و نو آوری بهره بگیرند
۲۵) اولیای خانواده می دانند که تغییر و تحول از ویژگیهای زندگی است ، بنابراین ، می پذیرند که فرزندان آنان به سرعت مراحل مختلف رشد را طی می کنند و هیچگاه نباید سد راه رشد و تغییر فرزندان خود شوند



ه) خانواده آشفته :


۱) در خانواده ارزش و احترامی که هر فرد برای خود قائل است در حد پائین می باشد.
۲ ) ارتباطها غیر مستقیم ، مبهم و کاملا نادرست است.
۳) قواعد و مقررات خانواده ،‌ خشک ، نامردمی ، ناسازگار و همیشگی است.
۴) پیوند و رابطه با جامعه بسته ، مایوس کننده و یاس آور است و براساس ترس انجام می گیرد.


و) خانواده سالم یا بالنده:


۱) سطح ارزش و احترامی که هر فرد برای خود قایل است ، در حد معقول و منطقی می باشد.
۲) ارتباطها مستقیم ،‌ واضح ، صریح و مبتنی بر درستکاری است.
۳) قواعد قابل انعطاف ، انسانی ، منطقی دستخوش تغییر است.
۴) پیوند با جامعه باز ، سالم و امید بخش می باشد.


چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
روان شناسی، خانه و خانواده، خوب زندگی کنیم
طرز تهیه موفقیت

 

مواد لازم:

 ١- یك عدد هدف

 ٢- یك فنجان باور مثبت

 ٣- نصف لیوان مغز (خواهشا سالم!)

 ٤- یك قاشق میوه خوری شعور

 ٥- توكل (هر چه بیشتر بهتر)

 ٦- سر سوزن تلاش

 ٧- علاقه و انگیزه به میزان لازم

طرز تهیه:

ابتدا شماره ی ١ را شماره ی ٢ با حرارت ملایم خوب بپزید. سپس به آن شماره ی ٤ را اضافه كنید و خوب هم بزنید.

آشپزهای عزیز دقت كنید كه اگر حرارت شما زیاد باشد اهدافتان ذغال می شود! بعد از اینكه عملیات پخت كامل شد هدف را مقابل خودتان قرار دهید و به آن خیره شوید. با استفاده از شماره ی ٣ آن را دست یافتنی و نزدیک تصور کنید.

سپس با شماره ی ۷ به طرف آن حرکت کنید و «از موانع سر رهتان٬ پلکان صعود بسازد.» شماره ی ۶ را به طور مستمر بکار ببندید و در طول راه با نگاه هایی مملو از شماره ی ۲ نظاره گر موفقیت باشید.

راستی! یادمون نره٬ شماره ی ۵ بهترین طعم دهنده ی این نوع غذاهاست که اگه نباشه غذامون خورده نمیشه!

چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
روان شناسی، خانه و خانواده
رازهای یک خانواده خوشبخت

ازدواج یک معامله نیست، یک بهانه است، بهانه‌ای برای بهتر زیستن نه از آن دسته‌ بهانه‌هایی که سبب‌ساز مشکلات انسان‌ها می شود. نیمی از ایمان است که به فرموده رسول اکرم با ازدواج باید در پی تکمیل نیمی دیگر از ایمان بود. اما بعضا همین ازدواج سبب‌ساز مشکلاتی می‌شود که تنها راه حل آن چنگ یازدیدن به ریسمان تنها حلال مغضوب خداست.

 به راستی چه می‌شود که یک خانواده‌‌ای که به امید ساخت سایبانی از مهر و عطوفت، محبت و لذت تشکیل می‌شود پس از گذشت ایامی چند راه نجات خود را در فسخ این رابطه و جدایی می‌بیند. این مقدمه‌ای بود برای ارج گزارشی که در آن و با استفاده از نظر کارشناسان مسائل خانواده و روایات معصومین علیه‌ السلام سعی شده تا راه‌های تحکیم یک خانواده بازگو و روایت شود: ازدواج طرح و جریان پیوسته است، همچنان که یک فرد در برقراری ارتباط سعی در گذر و تلاش برای استمرار روابطش با دیگران در مراحل مختلف دارد، زناشویی هم به همین گونه است و صمیمت و استمرار در این ارتباط نیاز به وجود صداقت، تعهد، دقت و مراقبت، روابطی دو جانبه، تلاش و استفاده از مهارت‌ها برای ایجاد رشد، دارد.
همچنین نحوه ارتباط بین زن و شوهر بر تفاهم و قابلیت اجتماعی فرزندان موثر است. برخی روانشناسان بر این باورند که روابط زناشویی صحیح در بهبود وضعیت جسمی و روحی موثر بوده و تضمینی بر سلامت جسمی و روحی زن و مرد خواهد بود. در نتیجه روابطی که براساس آیین همسرداری ایجاد می‌گردد، بر نقش زن و شوهر به عنوان والدین تاثیر داشته و به نوبه خود موجب تعدیل رفتار فرزندان می‌گردد، برای مثال مطالعات نشان داده است که هماهنگی در روابط بین زن و شوهر در برخورد با فرزندان در ارتقای صلاحیت‌ها و رشد مطلوب شخصیت فرزندان موثر است و دیگر آنکه وجود اختلاف و درگیری بین زن و شوهر موجب تاخیر در بلوغ فکری فرزندان شده و این کودکان در مدرسه دچار مشکلات فراوانی گشته و دارای شخصیت ضد اجتماعی و گوشه‌گیری خواهد شد. زوج‌هایی که در روابطشان دچار مشکل نیستند و از ازدواج با یکدیگر احساس رضایت می‌کنند، انتظاراتی که از فرزندان خویش دارند. دارای هماهنگی و شباهت بیشتری است و همین انتظارات مشخص و ثابت موجب می‌گردد تا فرزندان همگام با انتظارات والدین تربیت گردند. به علاوه کودکان از همان اوان کودکی عشق، امنیت و روابط دوستانه را فرا می‌گیرند. والدینی که ویژگیهای رفتاری آنان در ارتباط با یکدیگر مطلوب بوده و الگوی مثبتی برای رفتار فرزندانشان هستند، موجب می‌گردند فرزندانشان از روابط صمیمانه‌تر و پایدارتری با دیگران برخوردار باشند. زوج‌هایی که در روابط زناشویی و رفتار با فرزندانشان دارای هماهنگی و پشتیبانی دو جانبه کمتری هستند علاوه بر اینکه دچار عدم اعتماد به نفس می‌گردند در برخورد با فرزندانشان در مقایسه با زوج‌هایی که با یکدیگر رفتاری گرم و دارای پشتیبانی دوجانبه هستند، درگیری بیشتری خواهند داشت و این موضوع ارتباطی به سن کودک ارشد شما که در سنین پیش‌دبستانی و یا در مرحله بلوغ باشد. ندارد. (زیرا این دو مرحله از رشد کودک از بحرانی‌ترین مراحل رشد روانی کودک است.)
محققان دریافته‌اند که ویژگی‌های معین و تعریف شده‌ای است که زوجین با به کار بستن آنها در زندگی از خانواده شادتری به نسبت دیگر خانواده‌ها برخوردار خواهند گشت:
▪ حمایت صمیمی و متقابل زوجین
زن و شوهر می‌توانند یکدیگر را به طرق مختلف حمایت و تائید کنند تا از زندگی مشترک شادی برخوردار گردند.
▪ همیاری احساسی
اگر زوجین به عنوان منبع ایجاد محبت و تاثیر مطلوب بر یکدیگر رفتار کنند، موجب می‌گردد هر دو احساس راحتی و امنیت بیشتری کرده و اغلب موجب اعتماد به نفس واحساس رضایت متقابل می‌گردد.
▪ کمک محسوس به یکدیگر
این مسئله‌ای خجالت‌آور و محرمانه نیست که پرورش کودکان نیازمند همیاری و همکاری بسیار زن و شوهر است. به هر حال زوجین می‌توانند در همیاری یکدیگر محسوس‌تر عمل کنند: در کارهای منزل، نگهداری و مراقبت از فرزندان، وظایف مربوطه به شغل، انجام وظایف مربوط به دوستان، اقوام و خانواده به یکدیگر کمک کنند زیرا انجام مسئولیت به صورت گروهی موجب کاهش اضطراب فرد مسئول گشته و حمایت دو جانبه زوجین را در پی خواهد داشت.
▪ مشورت و راهنمایی زوجین به یکدیگر
زن و شوهر می‌توانند منابع مهمی از اطلاعات، نصایح و تکنیک‌های حل مشکلات در موضوعات شخصی و کاری یکدیگر باشند. با اختصاص دادن زمان و انرژی بیشتر برای کمک به یکدیگر مهارت‌های تربیت فرزندان بهبود می‌یابد و همچنین وقتی زن و شوهر در کار یکدیگر مشارکت می‌ورزند، تطبیق و تعادل زوجین بیشتر گشته و کیفیتی این چنین مطلوب، فواید بسیاری را ضامن می‌گردد که از جمله: تداوم زناشویی زوجین، روابط مثبت والدین با فرزندان و در نتیجه رشد بهتر کودکان را در پی خواهد داشت.
▪ تعهد زوجین
زوجین باید عمیقا نسبت به یکدیگر متعهد بوده و نباید شادی‌هایشان را حتمی و همیشگی بدانند. بلکه باید مصمم باشند تا از صمیمیتی مستمر برخوردار باشند.
▪ تلاش برای رسیدن به یک روابط زناشویی مستحکم
گسترش برنامه‌ها در رسومات مذهبی و فرهنگی خانواده:
با گسترش برنامه‌ها و رسومات مذهبی و فرهنگی خانواده موجب معنا بخشیدن به روابط افراد خانواده گشته و به شفافیت قوانین و مسئولیت‌های افراد خانواده کمک خواهد کرد. مراسم خانواده می‌تواند هر چیزی اعم از مراسم عبادی- مذهبی همانند: اولین حضور فرزندان در مراسم مذهبی و برخورداری روزانه مثل اینکه وقتی یکی از اعضای خانواده به خانه باز می‌گردد، چگونه به او خوش‌آمد گفته و احوالپرسی کنیم، باشد. وجود تداوم مراسم خانوادگی به صورت روزانه، یکی از مهمترین برنامه‌های زندگی است و ضمنا تقویت جنبه‌های مذهبی- اعتقادی خانواده موجب می‌گردد تا افراد خانواده در برابر بحران‌های زندگی بهتر مقابله کنند.
۱) فعالیت دسته‌جمعی در اوقات فراغت:
به عنوان زوجی که برای کسب فرصت‌های مناسب به منظور روابط خوب، در تلاشند، طرح و برنامه‌ریزی فعالیت‌های دسته‌جمعی در اوقات فراغت بسیار مناسب است. زیرا فعالیت و سرگرمی دسته جمعی خانواده موجب نزدیکی و صمیمیت آنها با یکدیگر می‌گردد. بهر حال، تحقیقات نشان داده است که خانواده‌هایی که دارای برنامه‌های دسته‌جمعی هستند از زندگی در کنار یکدیگر رضایت بیشتری داشته واز روابط صمیمانه‌تری با یکدیگر برخوردارند.
۲) اختصاص یک روز در ماه به گفتگوی خصوصی:
به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنید تا بتوانید یک روز در ماه را در جایی خلوت و فارغ از مسئولیت کاری راجع به مسائل فرزندان صحبت کنید. بهتر است زمانی را انتخاب کنید که هزینه زیادی را به خانواده تحمیل نکند. در حقیقت این گفتگو می‌تواند بسیار آسان و بدون هزینه باشد. برای مثال هنگامی که شب فرزندانتان به رختخواب رفتند یا زمانی که آنها با دوستان یا اقوام بوده، زمانی مناسبی است که در مورد مشکلاتسلایق و مسائل فرزندانتان تبادل نظر داشته باشید.
۳) دقت در هنگام گوش کردن به سخنان مخاطب:
بیشتر مردم در هنگام گفتگو چیزی بیش ازا ین نمی‌خواهند که مخاطبشان به سخنان آنها با دقت گوش دهد. به سخنان همسرتان آنچنان گوش دهید که او بداند برداشت او از موضوع از بالاترین اولویت برخوردار است. به سخنان همسرتان با این پیش فرض که آنچه او می‌گوید مورد قبول شماست و یا حداقل آرزویتان، درک و فهم و پذیرش آن چیزی است که او می‌گوید، گوش فرا دهید. همچنین با این هدف که بتوانید هر چه بیشتر موضوع مورد بحث را روشن‌تر سازید. به سخنان همسرتان گوش فرا دهید. اگر در برداشت خود از گفته‌های همسرتان مردد هستید بهتر است با طرح سوالاتی از او سعی کنید که پیام و منظور اصلی او را از سخنانش برداشت کنید.
۴) ارتباط محبت‌آمیز با همسرتان:
آخرین باری که به همسرتان ابراز علاقه کرده‌اید چه وقت بوده است؟! آیا همه زندگی شما در کار رفت و روب خانه و مراقبت از فرزندانتان خلاصه شده است؟! آیا سعی می‌کنید هر از چند گاهی به همسرتان بگویید که دوستش دارید؟! متخصصان و زوجین معتقدند که اگرچه ابراز علاقه کاری ساده است اما تاثیری معجزه آسا دارد و یکی از راه‌های رضایت از زندگی مشترک بر اثر ابراز محبت ایجاد می‌گردد واولین نشانه‌های سرد شدن روابط زوجین عدم اظهار علاقه به یکدیگر است. صفات مثبت و آنچه او انجام می‌دهد را ستایش و تحسین کنید. بهتر است بدانید یکی از مهمترین یافته‌ها در تحقیقاتی که به منظور ایجاد یک ازدواج موفق بوده، تاثیر بیان بر یک اساس منطقی و معقول است.
۵) احترام به احساسات یکدیگر:
نسبت به نیازها و احساسات یکدیگر حساس بوده و آنها را مورد توجه قرار دهید و به سلیقه متفاوت یکدیگر احترام بگذارید. اگرچه استقلال شخصی شما مهم است و مایلید عقاید خویش را مطرح کرده، تصمیم گرفته و تا رسیدن به مقصود پیگیر آن باشید. اما باید هماهنگی باهمسرتان از اولویت برخوردار باشد.
۶) حل و فصل اختلافات:
حتی بهترین زوج‌ها نیز گاهی تصادفا دچار درگیری و اختلاف می‌گردند. وقتی زن یا شوهر، دیگری را می‌رنجاند بهتر است اجازه دهند که هر دو آرام شده و موضوع را موقتا فراموش کنند و بعد برای حل اختلاف، موضوع را دوباره بررسی کنند. پس بهتر است صادق و صریح بوده و با دیدی مثبت به موضوع نگاه کنید. معمولا حل اختلاف، بخشش و گذشت طرفین را نیاز دارد پس سعی کنید خطای یکدیگر را ببخشید. با انجام این کار علاوه بر رفع اختلاف بین شما و همسرتان صمیمیت و صداقت برقرار می‌گردد. زوجینی که دوست دارند به یک زندگی زناشویی خوب دست یابند، باید تلاش کنند و گاهی حتی مجبور به تغییر بعضی خصوصیات خود می‌گردند اما بدانند که بهبود روابط زناشویی و زنده نگه‌داشتن آن بدون انعطاف‌پذیری و سعی و تلاش امکان پذیر نیست و ازدواج سالم و استوار فقط از روی خوش‌شناسی حاصل نمی‌شود و چه بسیار زوجینی که با تلاش و فداکاری‌ها زندگی مشترک استوار، سالم و شاد به دست آورده‌اند. همچنین والدینی که به رشد شخصیتی و اجتماعی فرزنداشان اهمیت می‌دهند، با صرف کمی انرژی و حوصله زندگی زناشویی مستحکم و مطلوبی داشته و از خانواده‌ای شاد و سالم برخوردار می‌‌گردند.

چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
روان شناسی، اطلاعات عمومی، خانه و خانواده، خوب زندگی کنیم
چرا بحث ما به درگیری منجر می شود ؟

مساله این است که تا وقتی عواطف من با ترس ها ، خشم ها و انگیزه های دفاع از خود تحریک می شوند، در شرایطی نیستم که با تو یا هرکس دیگری ، گفتگویی صادقانه و دوستانه و همراه با آسودگی خیال داشته باشم . قبل از آمادگی برای این بحث ، من به پاکسازی و تخلیه هیجانی نیاز خواهم داشت . جان پاول ،متخصص الهیات...

 هنگامی که فرد در یک موقعیت هیجانی قرار دارد ، بدان معناست که او برای یک نزاع به خوبی تجهیز شده است ، اما برای حل مساله ، آمادگی بسیار کمی دارد.
دلایلی وجود دارد که نشان می دهد چرا رویکرد منطقی ، به هنگام دخالت شدید هیجان ها ، مؤثر واقع نمی شود . برانگیختگی هیجانی ، در حقیقت ما را به افرادی متفاوت با آنچه در مواقع آرامش هستیم تبدیل می کند .
زمانی که عصبانی یا بیمناک هستیم ، آدرنالین بدن با سرعت بیشتری جریان می یابد و نیروی ما در حدود بیست درصد افزایش می یابد . کبد قند بیشتری را به جریان خون وارد می کند و به دریافت اکسیژن بیشتر
از قلب و ریه نیاز دارد . رگ ها گشادتر می شوند و مراکز قشر مغز جایی که تفکر در آنجا صورت می گیرد ، تقریبا از کار می افتند . همچنین خونی که به بخش حل مساله مغز می رود نیز ، به شدت کاهش
می یابد ، زیرا در شرایط فشار روانی ، قسمت بیشتری از خون به سمت اندام های انتهایی بدن ، جریان می یابد.
پس ، در هنگام رفع تعارض ،اولین هدف آن است که فرد بتواند به شکلی سازنده ، با هیجان های خود کنار بیاید و این هدف ، همان چیزی است که من آن را روش رفع تعارض نامیده ام .
● روش رفع تعارض
روش رفع تعارض را می توان به عنوان مجموعه ای از قوانین ساده در نظر گرفت که تعارض را هدایت می کنند . ما طی قرن ها آموخته ایم که اگر تعارض به وسیله قوانین خاص خود هدایت نشود، می تواند
بسیار خطرناک باشد. بنابراین ، وقتی کشتی گیران تنومند ، بر روی تشک کشتی با یکدیگر گلاویز می شوند ، می دانند که قوانین حاکم بر این ورزش ، از آنان در قبال انواع خاصی از خشونت ، حمایت می کند.
وقتی که یک مشت زن سنگین وزن از رینگ بالا می رود ،احساس امنیت می کند ، زیرا می داند که حریفش نمی تواند به کارهایی که قوانین مربوط به مشت زنی آنها را ممنوع کرده است دست بزند و داور نیز قوانین را اجرا خواهد کرد . وقتی احزاب سیاسی برای امتیاز اداره کشور میارزه می کنند ، می پذیرند که از قوانین خاصی پیروی کنند و حتی هنگامی که ملت ها به جنگ با یکدیگر می پردازند ،برخی قوانین رفتاری مورد توافق ، وجود دارد . اما در برخی از مهم ترین حیطه های زندگی ، تعارض های ما تا حد زیادی کنترل نشده باقی مانده اند . به عنوان مثال ، وقتی که یک زن و شوهر منازعه می کنند ، معمولا هیچ قانون معینی که برای حمایت از آنان و یا محافظت از ازدواجشان طراحی شده باشد ، وجود ندارد . روش رفع تعارض که در این مقاله مطرح شده ،مجموعه ای از قوانین ساده اما عملی را به دست می دهد ، که یه سازنده تر شدن تعارض ها کمک می کنند.
● با فرد دیگر با احترام رفتار کنید
برخورد احترام آمیز ،در اوج مشاجره ،به چه معنا است ؟ کلارک موستاکاس روان شناس می گوید :
در جدال خلاق ، طرفین درگیر ، از حقانیت کامل دیگری آگاهند و هیچ یک از آنان این حقیقت را که هر یک می کوشد ،حقیقت را آن گونه که خود می بیند بیان کند ، از نظر دور نمی دارد . چنین برخوردی ضمن آن که از ارزش های هیچ یک از آنها نمی کاهد ،در فضایی سالم و توام با محبت و ارتباط صادقانه به هر یک امکان می دهد که درک منحصر به فردی از خویشتن را حفظ کند ،از طریق ارتباط واقعی با دیگران به رشد مناسب دست یابد و به ارزش سادگی و صراحت در روابط پی ببرد.
احترام قائل شدن برای فرد دیگر ، نگرشی است که با رفتارهای مشخصی نشان داده می شود. شیوه ای که با کمک آن به فرد دیگر گوش داده و به او نگاه می کنیم ، تن صدای ما و کلماتی که انتخاب می کنیم ، استدلال هایی که به کار می بریم و خلاصه تمامی اینها ، می تواند نشانگر احترام باشد و یا عدم احترام را منتقل کند.
متاسفانه ، مخالفت با باورها یا ارزش های فرد دیگر و یا تضاد میان نیازهای افراد مختلف ، به بی احترامی ، نسبت به عقاید و شخصیت فرد دیگر منتهی می شود . به شکلی که حتی زمانی که برای فرد دیگر احترام زیادی قائل هستیم ، در اوج تعارض ، اماده ایم تا به او توهین کنیم . ممکن است با کلمات تحقیرکننده صحبت کنیم : چه آدم خنگی ! این احمقانه ترین فکری است که در این چند سال شنیده ام ! یا ممکن است طعنه بزنیم : این فکر بی نظیری است ، اما باید تمام طلای دنیا را بات آن پرداخت . یا ممکن است فرد را مورد حمله قرار داد ه و احساس خود-ارزشمندی او را تخریب کنیم . کلمات غیر محترمانه ،غالبابدون توجه بیان می شوند، اما این کلمات مانع جریان ارتباط می شوند و زخم هایی ایجاد می کنند که ممکن است هرکز به طور کامل التیام پیدا نکنند.
اغلب پس از فوران خشم ،گفته می شود : تو می دانی که جدی نگفتم ،کاملا دیوانه شده بودم و به حرف هایی که می زدم فکر نمی کردم . اما فرد دیگر با خود فکر می کند : همین که این حرف را زدی نشان می دهد که این موضوع در ذهنت بوده است . دانستن این که تو واقعا چه احساسی نسبت به من داری ، برایم به قیمت یک انفجار خشم تمام شد.
برخی افراد ، افکار اهانت آمیزی را که در ذهن دارند به طور آشکار بیان نمی کنند اما وقتی نگرش انسان نسبت به شخصی غیر محترمانه باشد ، زبان تن او حقیقت را زمزمه می کند و فرد دیگر ، این را از
حالت چهره ، تن صدا و حرکات بیانگر یا ژست های او خواهد خواند . این امر نیز مانع گفتگو می شود و ممکن است در درازمدت موجب آسیب دیدن رابطه شود.
در درون انسان نیروی جاذبه ای وجود دارد که موجب تنزل وی تا سطح بی احترامی به فرد دیگر ،می شود . در همه ما این آمادگی وجود دارد که نسبت به دیگری ، نگرشی کلیشه ای داشته باشیم . وقتی چنین چیزی اتفاق می افتد ما خطاب به یکدیگر یا از کنار یکدیگر حرف می زنیم ، نه با یکدیگر ،برای بسیاری ازما توسل به نیروی اراده ، جهت مقابله با نیروی جاذبه ای که ما را به سوی بی حرمتی به فرد دیگر می کشاند ، ضروری است . همچنان که فشار نیروی اخلاقی نیز برای این که با دیگری به عنوان فردی ارزشمند رفتار کرده و با او به عنوان انسانی همپایه وارد گفتگو شویم . ضرورت دارد .

چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
روان شناسی، خانه و خانواده
دوستی های خیابانی

دوستی های خیابانی و آشنا شدن دختران و پسران به دور از چشم والدین یكی از معضلات اجتماعی است .
علل اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی در جوامع با عث شده سن ازدواج بالا رود و جوانان كمتر تشكیل خانواده بدهند كه البته دنیای ارتباطات نیز در شیوع این معضل نقش بسزایی را دارد .

اما گسترش چنین روابطی تاثیر منفی در كانون های خانوادگی دارد پایه های خانواده سالم كه هسته ای از تشكیلات اجتماع می باشد را متزلزل كرده است . لذا برای جلو گیری از پیشرفت این معضل به علل ممنو عیت چنین روابطی پر داخته می شود تا هر ذهن آگاهی با دانستن این مطالب ، آ گاه تر از پیش باشد .
این علل عبارتند از :
۱) شرع
اسلام اهمیت ویژه ای برای ازدواج قائل شده است و مخالف رهبانیت و و دنیا گریزی می باشد حتی احادیث و روایات معتبر و معروفی در زمینه ازدواج و جود دارد كه اشهر آن حدیث پیامبر اكرم "ص"است كه می فرماید"النكاح سنتی فمن رغب عن سنتی فلیس منی " در قران نیزكه كتاب آسمانی دین ماست دستور اكید بر ازدواج صادر شده است و ازدواج را باعث آرامش و تسكین خلقت ، همسر را از آیات و نشانه های الهی می داند و لیكن شرع برای ازدواج قواعد و مقرراتی را وضع نموده است كه رعایت آن لازم می باشد البته حرمت رابطه زن و مرد نامحرم مخصوص دین اسلام نیست و تمام ادیان آسمانی و الهی شرم وحیا را برای زن ومردبخصوص زن ومرد جوان لازم دانسته اند اگر امروزه در كشورهای دیگر و اكثرا غربی بی بند وباری رایج است ناشی از دین آنها نیست. در كنار دین اسلام " مسیحیت " است.
آیا مسیحیت رابطه های این چنین كه در بین پیروان این دین رایج است را جایز شمرده است؟ خیر چنین نیست. صفت حضرت مریم "عذرا " است و عذرا یعنی "پاكدامن " لقب عیسی "ع " "مسیح" است یعنی پاك در كتاب و سنت حضرت عیسی "ع" هم هیچ جوازی برای دریدن پرده حیاو شرم دیده نمی شود پس از این بی بندوباری رایج ناشی از تحریفات بعدی است. در زندگی سایر پیامبران الهی مثل حضرت موسی"ع" می بینیم به ریزترین مسا ئل حیا توجه شده به حدی كه وقتی حضرت موسی "ع" با دختران شعیب پیغمبر به نزد آن حضرت می رفتند . در جلوی ایشان حركت كردند. یاحضرت ابراهیم"ع" كه سرآمد غیرت و نلموس پرستی در پیغمبران است .
همچنین داستان معروف یوسف و زلیخا كه به تعبیر قرآن احسن القصص قرآن است.حضرت یوسف "ع" در عین جوانی و زیبایی در مقابل عشق زلیخا به ایشان به خداوند پناه برده ودامنخودرابه گناه نیالود پس با دقت در تاریخ انبیاواولیا گذشته و سایرادیان و دین مبین اسلام می بینیم هیچ دین و مذهبی بی بندوباری و بی قاعدگی در روابط زن ومرد را پیشنهاد نكرده است. اگر رهبانیت و ترك زدواج هم در بعضی از مجامع دیده می شود. فقط بر اثر تحریفات است.
پس اولین عامل مورد بررسی قرار گرفت كه ادیان آسمانی ازجمله برای ازدواج قانون تعیین نموده وپیروان خود رابه داشتن حیا رهنمون ساخته اند .
۲) قانون
دومین علت ممنوعیت این نوع روابط در جامعه ما قانون است كه چنین روابطی را ممنوع كرده است .
۳) عرف
سومین علت عرف می باشد البته این عامل ناشی از همان متدین بودن مردم ماست و لی وجه تمایزی با علت و فلسفه شرع دارد كه باید ذكر شود .
۴) دلیل عقلی
چهارمین علت دلیل عقلی بررد رابطه دوستی بین دختر و پسر جوان و نو جوان می باشد این تنها علتی است كه هیچ كس نمی تواند از آن فرار كند ، زیرا در مورد ممنوعیت دین گاهی غفلت موجب فراموشی دستورات دینی می گردد و در مورد ممنوعیت قانون به علت اجرای ناقص قانون یا عدم دسترسی به همه مجرمین فرار از قانون و مجازات پیش می آید . در مورد ممنوعیت عرف نیز در بعضی از شرایط افرادی یافت می شوند كه پای بندی به عرف ندارد و كارهای ضد عرفی را خیلی راحت انجام داده ووقعی به سر زنش های اطرافیان نمی گذارند.و لی فرار از ممنوعیت عقلی امكان پذیر نیست و با استدلالات عقلی كه بیان خواهد شد هر وجدان بیداری به قضاوت نشسته اعمال خود را می سنجد و هیچ راه فراری از وجدان و عقل انسان نیست .
در واقع پیامد این نوع دوستی ها از دو راه خارج نیست .یا منجر به ازدواج می شود یا اینكه با شكست مواجه می گردد.در مورداول كه بسیار نیز نادر است و در مواردی از قبیل عقد اجباری یا اطلاع خانواده هاست . دراین فرض حس اعتماد به طرف مقابل كه یكی از اركان اساسی زندگی زناشویی است از بین می رود . طرفین هر لحظه انتظار خیانت طرف دیگر را دارند . مرد بیرون از خانه دل به كار نمی بندد چرا كه از خانه اش مطمئن نیست در بعضی موارد پیش آمده كه مرد،زن خود را در داخل حبس نمودهدر ها را از روی او قفل كرده است از طرفی زن تمام مدت دلشوره دارد كه زن جدیدی وارد زندگی اش نشود . با یك لحظه تاخیر مرد او را مورد باز خواست قرار می دهد و .......
از همین جا زیربنای اختلاف و ناساز گاریهاگذاشته می شود و در نتیجه این ازدواج منجر به طلاق و جدایی می شود .اما در فرض دوم كه این دوستی با شكست مواجه می شود ضربه اصلی به دختر وارد می گردد زیرا دختر به خاطر احساسات و عواطفی كه دارد زود دلبسته طرف مفابل شده و بعد از شكست دچار طو فان عواطف و هیجانات روحی می گردد طوری كه اصلا" هیچ مردی را به عنوان مرد زندگی نمی تواند قبول كند .
حال چنین دختر و پسری كه وارد زندگی های جداگانه ای می شوند آیا صلاحیت این را دارند كه شریك خوبی برای همسرشان باشند ؟در این فرض علاوه براز بین رفتن حس اعتماد به صداقت نیز كه از دیگر اركان اصلی زندگی خانوادگی استاز بین می رود . چرا كه هر فرد برای كتمان گذشته خود متوسل به دروغشده و می خواهد سابقه دوستی اش با فرد دیگری را از همسرش مخفی نگه دارد و احساس گناه شكاكی ، پشیمانی و افسردگی جایگزین صلح و صفا و دوستی و آرامش در چنین زندگی می شود .
حال جوانان و نو جوانان عزیز خود به قضاوت بنشینید آیا یك دوستی بی پایه و اساس چقدر ارزش دارد كه انسان ارزش های والای انسانیت خود را زیر پا بگذارد و یك عمر خود را تیره بخت كند .

چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
روان شناسی
تو از بقیه خوشبخت تری !

 

▪ اگر امروز که بیدار شدی بیشتر احساس سلامت کردی تا مریضی ، تو خوشبخت تر از یک میلیون نفری هستی که تا آخر این هفته بیشتر زنده نیستند.

▪ اگر هیچ وقت خطر جنگ را تجرب نکرده ای و تنهایی زندان را حس نکرده ای ، در شمار ۵۰۰ میلیون نفر آدم خوشبخت دنیا هستی .


▪ اگر می توانی در یک جلسه مذهبی شرکت کنی بدون اینکه اذیت و آزار، دستگیری ، شکنجه و وحشت از مرگ داشته باشی خوشبخت تر از سه میلیون نفر در جهان هستی.


▪ اگر در جیب یا کیف خود پول داری و می توانی گاهی کمی پول خرج کنی ، جزو ۸ درصد آدمهای پولدار دنیایی.


▪ اگر پدر و مادرت هنوز زنده اند و هنوز با هم زندگی می کنند . تو واقعا بی نظیری!


▪ اگر سرت را بالا می گیری و لبخند می زنی و احساس خوبی داری ، تو خوشبختی ، چون خیلی ها می توانند این کار را بکنند ، ولی اکثرا نمی کنند.


▪ اگر امروز و دیروز دعا کردی ، واقعا خوشبختی ، چون اعتقاد داری که خدا صدای ما را می شنود و به ما جواب می دهد.


 

چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
روان شناسی
چه کنیم تا ازدواجمان توأم با عشقی ماندگار باشد ؟

● تفاوت، جاذب است
مهم ترین جنبه‎ی جذابیت این است که با هم تفاوت داشته باشیم. درست همان طور که قطب منفی و قطب مثبت، یک آهن ربا یکدیگر را جذب می‎کنند.

 مرد با احساس ویژگی‎های مردانه و زن با احساس ویژگی‎های زنانه یکدیگر را جذب می‎کنند. اگر خویشتن واقعی خود را منکر نشویم و تفاوت‎های موجود در یکدیگر را نادیده بگیریم به عشقی ماندگار دست می‎یابیم.
اگر زن سبب شود که مرد احساس مردانه داشته باشد، به او در جذب همسرش کمک می‎کند. همچنین زن زمانی بیشتر جذب شوهرش می‎شود که شوهر به احساسات زنانه او بها بدهد.
توجه به تفاوت‎های یکدیگر، راز پایدار نگاه داشتن شور و شوق در زندگی زناشویی است.
● چگونه زن می تواند روحیه ی زنانه خود را تقویت کند؟
۱) مطرح کردن مشکلات و مسائل روزانه با همسر به شکلی غیرهدفمند؛ بی آن که انتظار حل آن را داشته باشد.
۲) ورزش کردن و انجام تمرینات ورزشی به منظور شاداب کردن جسم.
۳) گفت وگو با دوستان و بستگان. زن ها نباید تحت تأثیر فشار شدید کار روزانه از گفت وگو با دوستان و بستگانشان محروم شوند.
۴) داشتن برنامه‎های منظم نیایش، مراقبه، یوگا، ورزش، نوشتن وقایع روزانه و یا رسیدگی به گل و گیاه باغچه.
۵) پرداختن به کارهایی که روحیه زنانه را تشویق کند. دریافت کمک از دیگران، داشتن عکس همسر و فرزندان و بستگان با خود در محل کار، استفاده و تزیین محیط کار با گل و گیاه.
۶) محبت به دوستان و بستگان، در آغوش کشیدن فرزندان و اعضای خانواده.
۷) تشکر کتبی از کمک و مساعدت‎های دیگران.
۸) گردش در شهر محل زندگی، استفاده از مرخصی، بازدید از نقاط دیگر.
۹) تماس با مشاورین امور زناشویی و روان درمانگرها و صحبت کردن آزادانه با آنها.
۱۰) هفته‎ای یک بار به سینما یا تئاتر رفتن. گوش دادن به نوار موسیقی، خواندن کتاب های جالب، انجام فعالیت های لذت بخش.
۱۱) مشخص ساختن کارهایی که انجامشان در اسرع وقت لازم است.
البته رعایت همه‎ی این توصیه‎ها با هم دشوار است. می توانید به تدریج اما به شکلی منظم به توصیه‎های ارائه شده عمل کنید.
● چگونه مرد می تواند روحیه ی مردانه خود را تقویت کند ؟
۱) با دوستان خود به ورزش‎های انفرادی یا رقابت‎آمیز بپردازید. با ورزش کردن و رقابت‎های ورزشی می‎توانید خستگی‎های شغلی خود را فراموش کنید. تماشای برنامه‎های ورزشی مورد علاقه از طریق تلویزیون نیز اثر بخشی مشابهی دارد.
۲) وقتی می‎خواهید تنها باشید و اگر احساس کردید که به این تنهایی نیاز دارید. از این تنهایی بدون احساس گناه استفاده کنید. اگر احساس می‎کنید باید به گوشه‎ای خلوت بروید، حتی اگر این کار دشوار باشد، به آنجا بروید. به همین شکل مرد برای رسیدن به روحیه‎ی مردانه باید کارهای شجاعانه بکند و خود را درموقعیت های دشوار قرار دهد و به تدریج روحیه ی مردانه را درخود تقویت کند.
‎۳) مردان مجرد باید از تن دادن به هرگونه رابطه‎ی خارج از ازدواج با جنس مخالف خودداری کنند. این خویشتن‎داری می‎تواند روحیه‎ی مردانه آنها را تقویت کند. تمرینات ورزشی، پرداختن به تمرینات یوگا و مراقبه می‎تواند در این زمینه مؤثر واقع شود.
۴) مرتب و همه هفته ورزش کنید. تمرینات وزنه‎برداری، نرم دویدن، دوچرخه‎سواری، کوهنوردی، شنا‎کردن و سایر ورزش‎ها می‎تواند به تقویت روحیه مردانه شما کمک کند. حداقل هفته‎ای یکبار عضلات خود را زیر فشار تمرینات ورزشی قرار دهید.
۵) مواظب باشید که زندگی‎تان بیش از حد راحت نباشد. تن پروری نکنید. گاه صبح‎ها زودتراز خواب برخیزید و در مواقعی دیرتر بخوابید تا کمی ذهن و جسمتان زیر فشار قرار گیرد. از مقررات و نظم و انضباط شخصی استفاده کنید.
۶) حداقل هفته‎ای یک بار به دیگران محبت کنید. می‎توانید حتی در صورت لزوم به غریبه‎ها و کسانی که آنها را نمی‎شناسید محبت کنید.
۷) اگر کسی به شما احتیاج دارد و شما ترجیح می‎دهید استراحت کنید، بکوشید از این استراحت صرفنظر کنید و نیاز موجود را بر طرف سازید. البته توصیه نمی‎کنیم که این کار را مرتب و درهمه حال انجام دهید.
۸) وقتی خسته یا عصبانی هستید از مجازات کردن دیگران خودداری کنید. به جای آن، به تنفس‎کردن خود دقیق شوید. وقتی هوا را به درون ریه‎های خود می‎کشید تا عدد پنج شمارش کنید و بعد به هنگام بیرون دادن هوا مجدداً تا عدد پنج بشمارید. این تمرین را ده بار تکرار کنید. در صورت ادامه‎ی ناراحتی می‎توانید به تمرین ادامه دهید.
۷) فهرستی از کارهای مورد علاقه‎ی خود تهیه کنید. درهفته فرصتی را برای انجام دادن این کارها اختصاص دهید.کارهایی بکنید که به شما احساس خوب و موفقیت بدهد.
۸) وقتی کاری پیش می‎آید که انجامش وقت و نیروی زیادی نمی‎خواهد، بی درنگ به انجام آن کار مبادرت ورزید. به خود بگویید:" همین حالا این کار را بکن".
۹) وقتی از انجام کار مفیدی هراس دارید اما می‎دانید که این کار باید انجام شود، به انجام آن مبادرت ورزید. به قبول مخاطرات منطقی تن بدهید. انجام دادن و موفق نشدن بهتر از انجام ندادن است.
۱۰) از خشم خود استفاده سازنده و مطلوب بکنید. به انجام کاری بپردازید. مطلبی بنویسید. احساسات خود را به طور خصوصی یادداشت کنید. به احساسات بانی و باعث خشم خود توجه کنید.
اگر خشم خود را تخلیه می‎کنید، بکوشید که این کار با صدای آرام انجام شود، با این حال رفتاری محکم و قاطعانه به نمایش بگذارید. مراقب باشید که در جریان تخلیه خشم به کسی توهین نشود.

سه شنبه یکم آذر 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
دانلود مداحی
امیر عباس

کلیپ زیبا ودیدنی از مداح کوچک اهل بیت امیر عباس

توی هیئت ثارالله کنار حاج محمود کریمی

جالبه حتما دانلود کنید.

 

 

                                                                         فرمت WMV

                                     - دریافت فایل (لینک مستقیم)

                                            حجم: ۶٫۷۹ مگابایت

دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
دانلود مداحی
مرحوم سيد جواد ذاكر


كليپ هاي صوتي (مخصوص موبايل ، با فرمت 3GP)

 سید جواد ذاکر (ره)

 

نام فايل                                   حجم فايل         دانلودفايل

دیدم جهان را سر به سر                          ۶۸۱ KB                      دانلود

خدا اين قرعه را بر نام من زد                   ۳۷۷ KB                    دانلود

یا حضرت علی اکبر (ع)                           ۵۱۵ KB                      دانلود

اي نسيم سحر                                       ۶۸۵ KB                      دانلود

شد محرّم                                               ۲۶۶ KB                      دانلود

ابی عبدالله ابی عبدالله ثارالله                  ۲۵۹ KB                      دانلود

اگه دیوونه ندیده ای                                 ۴۹۰ KB                     دانلود

آقا جون دلم گرفته                                   ۳۲۵ KB                     دانلود

آقام حسین (ع)                                       ۱۹۵ KB                     دانلود

پرچم سرخ گنبدت دل منو خون می کنه      ۱۶۱ KB                    دانلود

یا ابالفضل (ع) یا ابالفضل (ع)                     ۱۹۱ KB                    دانلود

به عشق تو بی قرار و اسیرم                     ۱۹۲ KB                   دانلود

یا حسین غریبِ مادر، تويي ارباب دل من     ۳۸۳ KB                    دانلود

یا امام رضا (ع)                                          ۱۴۲ KB                    دانلود

يا اميرالمومنين (ع)                                   ۲۸۵ KB                    دانلود     

سیّد العشّاق يعني حسين (ع)                 ۲۱۱ KB                    دانلود 

 

 

كليپ هاي تصويري (مخصوص موبايل ، با فرمت 3GP)

 سید جواد ذاکر (ره)

نام فايل                                   حجم فايل               دانلودفايل

ناد علياً مظهر العجايب                               ۳۸۰KB                         دانلود

بیا بیا ای چاوش  بخوان به آهنگ غم         ۱.۲۰mb                       دانلود

دانلود مداحي و سينه زني سيد جواد ذاكر دانلود دانلود مداحي سيد جواد ذاكر جواد ذاكر مداحي كردن سيد جواد سيد جواد مداحي دانلود مداحيهاي زيبا
دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
دانلود مداحی
مرحوم سيد جواد ذاكر


دانلود کنید =>   نصیحت سید ذاکر برای جوونا و بچه هیئتی ها و استغفار از گناه

دانلود کنید =>   همه رفتن ای خدا من نرفتم کربلا ( از اول شروع سینه زنی تا شروع شور پخش برای اولین بار )

دانلود کنید =>  باز این دلم هوای میخانه کرده ساقی

دانلود کنید =>    گرچه دانم که به وصلت نرسم باز نگردم تا در این راه بمیرم که طلبکاره تو باشم


دانلود کنید =>    عباسم و نام آورم شیر دلیر حیدرم (سینه زنی سبک شور )   

دانلود کنید =>   اگه شدم دیوونه ای مردم زمونه    

دانلود کنید =>   عاقل نمیدونی بدون همیشه زندگی بی عشق حسین نمیشه 

دانلود کنید =>   آهای مشتی عالم نمک غم محرم     

دانلود کنید =>   بیا ای که خمار عشقی بر در میخانه ی ابالفضل   

دانلود کنید =>   چشم و ابروی عباس لا اله الا هو    

دانلود کنید => این علم رو خدا داد فقط به دست عباس 

دانلود کنید =>   ماه شب من ابالقضله ذکر لب من ابالفضله 

دانلود کنید =>   مرتضی از نجف آمد تو هم از خیمه بیا 

دانلود کنید =>   زاده ی ام البنینی همچو حیدر آهنینی یا ابالفضل  

دانلود کنید =>  چشامو موفع مرگم زیر پات گذاشته باشم ( سبک شور جزو آخرین مداحی های سید ذاکر در زمانی که شیمی درمانی میشدند) 

دانلود کنید => بنگرید این صاحب آواز کیست... (شور ذکر حسین بسیار زیبا همراه با جعفر باقری )

دانلود کنید =>  یل کربلا ابالفضل قربون اون قد بالات (شور بسیار زیبا با حمید علیمی )

دانلود کنید =>  پهلوونای دو عالم اسیر یه پهلوونه (سبک شور )

دانلود کنید => میخوام امشبو بخونم واستون از سر احساس (شور بسیار زیبا )

دانلود کنید => من عباسم اشجع ناسم (شور زیبا )

دانلود کنید =>  بیا در کشتی حسین  (بسیار زیبای ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه به صورت سینه زنی و شور )

دانلود کنید =>  دیوانه ام عبد در میخانه ام گوش فلک کر میشود از نعره ی مستانه ام (شور بسیار زیبا )

دانلود کنید => او خدا نیست ولی کار خدایی میکند از همه دل میستاند دلربایی میکند (شور بسیار زیبا )

دانلود کنید => من حسینم مرتضی را نور عینم سافی دردی کشانم (شور بسیار زیبا )

دانلود کنید => مست بیرون از مدارم یا حسین (شور بسیار زیبا)

دانلود کنید => ای که میگردی پی تقصیر من تا نمایی الغرض تکفیر من (سینه زنی)

دانلود کنید => شدم رسوا که میبینم توام دیوانه میخواهی (سبک واحد سنگین )

دانلود کنید => ایها الناس ایها الناس شده ام مجنون عباس  (شور زیبا )

دانلود کنید => نگو اگه رهام کنه اونو رها نمیکنم بگو اگه رهاش کنم منو رها نمیکنه (سبک شور )

دانلود کنید => اگر چه شهره هستم به درد بی نوایی... ( شور بسیار زیبا )

دانلود کنید => عشق بازان سر کوی حسین... (سبک واحد سنگین )

دانلود کنید => شد محرم تا ...یا اهل العالم قتل الحسین بکربلا عظشانا ( شروع سینه زنی )

دانلود کنید =>  اذان موقع سینه زنی با روضه  ( اذان شور روضه ۱۴ دقیقه )

دانلود کنید => ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست.. ( سبک واحد بسیار زیبا )

 دانلود کنید => پاتو بذار رو چشمام نگن صاحب نداره... (شور بسیار زیبا )

دانلود کنید => ای شمع جمع اهل دل...سلطان ملک کربلا.. (سبک سنگین بسیار زیبا )

دانلود کنید => بین یاران امیر المومنین..قیاس حضرت عباس و سلمان (سبک واحد سنگین )


دانلود مداحی سید جواد ذاکر شد محرم تا...

دانلود مداحي و سينه زني سيد جواد ذاكر دانلود دانلود مداحي سيد جواد ذاكر جواد ذاكر مداحي كردن سيد جواد سيد جواد مداحي دانلود مداحيهاي زيبا
دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
دانلود مداحی
سيد جواد ذاكر دانلود مداحي و سينه زني سيد جواد ذاكر دانلود دانلود مداحي جواد ذاكر مداحي كردن سيد جواد سيد جواد مداحي دانلود مداحيهاي زيبا
دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
عمليات كربلاي 2

تاريخچه عمليات

كربلاي2

اگر چه زمان عمليات کربلاي 2 مربوط به دوره اي است که استراتژي تعقيب متجاوز در جبهه هاي شمالي پايه ريزي شده بود ، وليکن تا قبل از احساس بن بست در جنوب ، اجراي اين استراتژي جدي نشد به عبارت ديگر اجراي عمليات کربلاي 2 ، بيش از هر چيز متاثر ازاستراتژي معروف به دفاع متحرک ارتش عراق بود .

در اين دوره در مورخه 24 ارديبهشت 1365 در منطقه حاج عمران به ارتفاعات 2519 و شهيد صدر حمله کرد و دست آوردهاي عمليات والفجر 2 را به اشغال در آورد . از آنجا که تسلط و اشراف دشمن بر منطقه ، نيروهاي خودي را در فشار قرار مي داد و پيوسته متحمل تلفات مي کرد ، بنابراين عمليات کربلاي 2 با فرماندهي سپاه در دو محور شمالي و جنوبي در منطقه حاج عمران طرح ريزي و فعاليتهاي مقدماتي براي اجراي آن درمنطقه شروع و تعدادي از نيروهاي جهاد سازندگي براي ايجاد خاکريز و مواضع پدافندي مناسب براي رزمندگان چند روز قبل از عمليات وارد عمل شدند . در اين عمليات چندين لشگراز جمله لشگر قدس گيلان نيز پس از توجيهات لازم توسط برادر شمخاني ازسنندج به سمت حاج عمران حرکت نمودند و در منطقه مورد نظراستقرار يافتند .

ماموريت اصلي لشگر قدس گيلان در اين عمليات تصرف و تامين ارتفاع وارس از اهداف کليدي منطقه بوده است .

لشگر قدس گيلان با 4 گردان پياده ، يک گردان ادوات و يک گردان توپخانه به همراه ساير گردانهاي پشتيباني در اين عمليات شرکت داشتند .

عمليات کربلاي 2 در ساعت يک بامداد مورخ 10 شهريور 1365 با رمز مبارک يا اباعبدالله الحسين (ع) در منطقه عملياتي حاج عمران و با اهداف انهدام نيروهاي دشمن ، تسلط بر ارتفاعات حساس منطقه و کمک و تداوم مبارزين مسلمان شمال عراق و تصرف مجدد ارتفاع مهم 2519 و شهيد صدر و به وسعت منطقه عملياتي 50 کيلومتر مربع آغاز شد و در محور شمالي ، ارتفاع شهيد صدر تصرف شد ، اما در محور جنوبي ، هوشياري و مقاومت دشمن موجب شد تا نيروهاي خودي به عقب باز گردند و ارتفاع 2519 دردست دشمن باقي ماند .

لشگر قدس گيلان در اين عمليات بزرگ 194 شهيد از جمله سردار شهيد قلي پور- شهيد گلساني- شهيد محمد نژاد- شهيد رضوانخواه و شهيد قبادي را تقديم اسلام و انقلاب نمود .


رمز عـــــــملیات یا ابا عبدالله الحسین(ع)

منطقه عملیاتی حاج عمران

تاریخ عــــملیات 65/6/10

گردانهای عمل کننده

گردان کمیل

گردان میثم

گردان حمزه

گردان امام حسین (ع)

گردان ادوات

گردان توپخانه

نتايج عمليات

مناطق آزاد شده

ارتفاعات 2000،1800،1700،1600،2200،2435 و بخشي از جاده حاج عمران دربنده چومان مصطفي وگردکو.

تجهيزات منهدم شده دشمن

يک فروند هواپيما.

يک فروند هلي کوپتر.

چندين انبار مهمات.

تعداد زيادي سلاح سبک ونيمه سنگين.

 يگانهاي منهدم شده دشمن

بيش از 50درصد از تيپ هاي 604،98،807 پياده

گردان کماندويي ابوعبيده

گردان کماندويي تحت امر لشگر ، 23تيپهاي 438و91 پياده کمتر از 50 درصد

 تعداد کشته وزخمي

بيش از 3000 نفر

 تعداد اسراء

200 نفر

غنايم

6دستگاه تانک

ده ها دستگاه خودرو

مقدار زيادي سلاح سبک ومهمات


عمليات كربلاي 2 گردان كميل گردان ميثم گردان حمزه گردان امام حسين گردان ادوات گردان توپخانه
دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
آشنائي با برخي از عملياتها
عمليات كربلاي 4

تاريخچه عمليات

كربلاي4

تصرف فاو و راس البيشه که ايران را با کويت همسايه کرده و راه زميني عراق را به شمال خليج فارس قطع کرده بود ، مي توانست با تصرف ابوالخصيب کامل شود . با اين اقدام کل شبه جزيره فاو آزاد مي شد و موقعيت ايران در خليج فارس بيش از پيش تقويت مي گرديد و بصره نيز از جنوب در خطر سقوط قرار مي گرفت .

سپاه در نظر داشت که عمليات کربلاي 4 را بلافاصله پس از عمليات والفجر 8 انجام دهد ، ولي بدان جهت که سازمان رزم سپاه متکي به نيروهاي پياده بود و 75 روز جنگ در فاو، ضرورت بازسازي يگان ها را ايجاب مي کرد ، عملاً امکان اجراي عمليات در زمان مورد نظر ميسر نمي شد، از سوي ديگر سپاه براي اجراي يک عمليات با موفقيت تضمين شده ، درخواست 1500 گردان داشت تا از سه منطقه : هور ، شرق بصره و ابوالخصيب به دشمن هجوم برد ، ليکن مقدورات کشور ، به 300 گردان بسنده شد و طرح ريزي عمليات تنها براي محور ابوالخصيب صورت گرفت .

نام گذاري سال 1365 به «سال سرنوشت» و تاکيد براي اجراي «عمليات سرنوشت ساز» اميدواري مسئولان کشور و فرماندهان جنگ به نتايج اين عمليات را نمايان مي ساخت . سپاه براي اولين بار در يک تدارک وسيع موفق شده بود 300 گردان رزمي را براي يک عمليات، سازماندهي ،تجهيز و آماده کند که اين در طول جنگ بي سابقه بود . عمليات کربلاي 4 در تاريخ سوم دی 65 و با رمز مبارک يا محمد رسول الله (ص) ، در ساعت 30/22 دقيقه ، با هدف تصرف ابوالخصيب و محاصره نيروهاي مستقر در شبه جزيره فاو و تهديد بصره از جنوب، با قرارگاه هاي نجف – قدس – کربلا و نوح آغاز شد .

با شروع عمليات شواهد و قرائن نشان مي داد که دشمن از طرح عمليات خودي آگاه شده و با آمادگي و هوشياري کامل ، مهم ترين معبر عملياتي را مسدود ساخته است . بدين ترتيب دشمن دو طرف معبر کم عرض آبي «ام الرصاص» را که از آن به عنوان «تنگه عمليات» ياد مي شد ، مسدود کرد . اما اين هوشياري که با دريافت اطلاعات ماهواره اي و جاسوسي آمريکا حاصل شده بود ، نتوانست از شکسته شدن خطوط مستحکم دشمن جلوگيري کند.

اجراي انبوه آتش دشمن روي نقاط خاص و حساس اروند ، سازماندهي غواص هاي خط شکن و قايق سوران را که موج دوم و سوم عمليات را تشکيل مي دادند برهم زده بود ، اما نيروهاي غواص از تنگه گذشتند و در جزيره بلجانيه پياده شدند . در محورهاي ديگر نيز با شکسته شدن خطوط دشمن درجزاير سهيل و ام الرصاص ، جنگ به خشکي کشيده شد . در اين عمليات براي نخستين بار خط دشمن در شلمچه نيزشکسته شد ، اما با وجود شکسته شدن خطوط دشمن ، امکان تداوم عمليات ميسر نگرديد ، لذا به منظور حفظ قوا و طراحي عمليات مجدد ، از ادامه نبرد صرف نظر شد .

در اين عمليات لشکر قدس گيلان با 11 گردان پياده ،يک گردان ادوات ، يک گردان توپخانه و يک گردان زرهي شرکت کرد و 18 شهيد تقديم اسلام نمود .

رمز عـــــــملیات محمد رسول الله (ص)

منطقه عملیاتی غرب اروند رود

تاریخ عــــملیات 65/10/3

گردانهای عمل کننده

گردان کمیل

گردان میثم

گردان حمزه

گردان امام حسین (ع)

گردان مالک اشتر

گردان ابوالفضل (ع)

گردان امیرالمومنین (ع)

گردان یارسول (ص)

گردان ادوات

گردان توپخانه

گردان سردار جنگل

گردان سلمان

گردان خندق

گردان زرهی

نتايج عمليات

تجهيزات منهدم شده دشمن

3 فروند هواپيما

100 دستگاه خودروي سبک و سنگين

دههادستگاه تانک

مقدار زيادي از ادوات و تجهيزات نظامي

يگانهاي منهدم شده دشمن

تيپ 604 و تيپ 22 پياده لشکر 15

تيپ 47 پياده

تيپ هاي 111،802،49

يک گروهان تانک

تعداد کشته و زخمي دشمن

بيش از 8000 نفر

تعداد اسراء

60 نفر


عمليات كربلاي 4 گردان كميل گردان سردار جنگل گردان خندق گردان زرهي
دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
آشنائي با برخي از عملياتها
عمليات كربلاي 5
تاريخچه عمليات

كربلاي5

نام گذاري سال 1365 به سال سرنوشت و عدم موفقيت در عمليات کربلاي 4 بحران بزرگي را براي فرماندهان جنگ ايجاد کرده بود . آقاي هاشمي رفسنجاني به عنوان فرماندهي عالي ، ادامه جنگ را به شرط تضمين پيروزي ، مقبول مي دانست و فرماندهان يگان هاي سپاه نيز که از نتايج عمليات کربلاي 4 دچار فشار روحي بودند و نيز استحکامات شلمچه را غير قابل عبور مي دانستند. اما در اين ميان فرمانده کل سپاه از شکست درکربلاي 4 فقط ضعف دشمن در شلمچه را شناسايي کرده بود ، از نادر افراد اميدواري بود که در جلسات تصميم گيري بر اجراي عمليات در منطقه شلمچه اصرار مي ورزيد و به عبارت ديگر ، اگر چه عمليات کربلاي 4 به موفقيت نينجاميد ، ليکن تاکتيک به کار رفته در آن عمليات در محور شلمچه که سبب شکسته شدن خط دشمن و نفوذ به عمق مواضع آن ها شد ، آسيب پذيري موانع مستحکم شرق بصره را آشکار ساخت .

به هر صورت عمليات کربلاي 5 در وضعيت بسيار دشوار طراحي و بلافاصله در 19 دي ماه 65 با رمز مبارک « يا زهرا (س)» ، با هدف تصرف شلمچه و پيش روي به سوي بصره ، در ساعت يک بامداد و با 4 قرارگاه عملياتي (قرارگاه کربلا – نوح –قدس و نجف) تحت فرماندهي قرارگاه مرکزي خاتم الانبياء (ص) آغاز شد .

بقيه در ادامه مطلب
عمليات كربلاي 5 گردان كميل گردان سلمان لشگر قدس گردان ميثم گردان حمزه گردان امام حسين گردان مالك اشتر گردان ابوالفضل گردان امير المومنين گردان يا رسول گردان ادوات گردان سردار
ادامه مطلب
دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
آشنائي با برخي از عملياتها
عمليات نصر 4

تاريخچه عمليات

نصر4

در ادامه عمليات کربلاي 10 ، عمليات نصر 4 با طراحي و فرماندهي سپاه پاسداران ، در چند محور،درمنطقه شمالي استان سليمانيه و با هدف پيش روي به سوي شرق سليمانيه و تصرف شهر ماووت در تاريخ 31 خرداد 66 با رمزمبارک «يا امام جعفر صادق (ع)» در ساعت 2 بامداد ، از قرارگاه نجف آغاز شد .

ماموريت اصلي در اين عمليات تصرف و تامين شهرک ماووت بود ، که به عهده لشکر قدس گيلان گذاشته شده بود . براي اين مهم ابتدا مي بايست ارتفاع ژاژيله تصرف و تامين، و سپس تک براي تصرف و تامين شهرک ماووت ادامه مي يافت .

لذا قرار شد تدابير مربوط به امور رزم و عمليات لشکر قد س توسط سردار شهيد حسين املاکي صورت گيرد.در اين عمليات لشکر 14 امام حسين(ع) در جناح راست و لشکر 25 کربلا در جناج چپ لشکر قدس گيلان ماموريت داشته اند .

نيروهاي اطلاعات لشکر قدس که باهمت سردار حسين املاکي به کادر مجربي تبديل شده بودند، توانستند به عمق مواضع دشمن نفوذ ، و راههاي مناسبي را براي عبور گردانهاي پياده کشف نمايند . در اين عمليات لشکر قدس با 2 تيپ ، به استعداد 5 گردان پياده، موفق شد طي 2 مرحله ماموريت خود را صد در صد با موفقيت به انجام رساند . سرعت عمل رزمندگان لشکر قدس به حدي بوده که معاون تيپ مستقر در ژاژيله عراق به اسارت نيروهاي اسلام درآمد . در اين عمليات رزمندگان اسلام در 2 شبانه روز موفق شدند به اکثر اهداف مورد نظر دست يابند . نيروهاي دشمن نيز متقابلاً در روزهاي بعد چندين باراقدام به پاتک کردند که همه اين اقدامات به شکست انجاميد .

در جبهه خودي نيز با اعزام يگان هاي تازه نفس به منطقه چند عمليات به منظور دفع نواقص محورهاي شاخ قشان و تپه دو قلو انجام شد.

اين عمليات پس از 15 روز پايان يافت که نتايج آن :

آزاد سازي شهر ماووت و ارتفاعات ژاژيله ، شاخ قشان ، يال غربي ، گولان ، تپه دوقلو (بالو کاوه) ، دشت بالوسه ونيز ترميم برخي از خطوط پدافندي عمليات کربلاي 10 بود. در اين عمليات تعداد 557 نفر از نيروهاي دشمن به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند و بيش از 6000 نفرازنيروهاي دشمن کشته و زخمي شدند.

در اين عمليات فرمانده تيپ 2 قدس گيلان سردار شهيد مهدي خوش سيرت به شهادت رسيد.



رمز عـــــــمليات يا امام جعفر صادق(ع)

منطقه عملياتي با هدف آزادسازي شهر

ماووت عراق و ارتفاعات

تاريخ عــــمليات 66/3/31

گردانهاي عمل کننده

گردان کميل

گردان ميثم

گردان حمزه

گردان امام حسين (ع)

گردان ادوات

گردان توپخانه

گردان ابوالفضل (ع)

گردان پدافند

گردان زرهي

نتايج عمليات

مناطق آزاد شده

شهر ماووت

ارتفاعات ژاژيله وشاخ قشن

ارتفاعات 1492،1403،1439،1520 ، 1530،1540( مساحت مناطق آزاد شده 50 کيلومتر مربع)

تجهيزات منهدم شده دشمن

دهها قبضه انواع آتشبار

تعداد زيادي خودروي نظامي

دهها دستگاه تانک ونفر بر

تعداد زيادي مهمات وسلاح سبک و سنگين

يگانهاي منهدم شده دشمن

تيپهاي 66، 68 و 65 نيروي متخصّص

تيپ 99 مکانيزه

تيپهاي 3 ، 5 ، 7 از گارد رياست جمهوري.

تعداد کشته وزخمي

بيش از 5500 نفر

تعداد اسراء

560 نفر

غنايم

چندين دستگاه تانک ونفر بر

دهها قبضه سلاح سبک وسنگين با مهمات

عمليات نصر 4 گردان كميل گردان ميثم گردان حمزه گردان امام حسين گردان ادوات گردان توپخانه گردان ابوالفضل گردان پدافند گردان زرهي
دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
دفاع مقدس، آشنائي با برخي از عملياتها
عمليات نصر 8 ( محمد يعقوبي )

تاريخچه عمليات

نصر 8

پس ازکاهش بحران خليج فارس و قطع درگيريهاي ايران و آمريکا دردريا ، بار ديگر جنگ زميني اولويت خود را بدست آورد و مجدداً تلاش درجبهه شمالي، اصلي گرديد .

در دو عمليات کربلاي 10 و نصر 4، منطقه شرق رودخانه قلعه چولمان تا سورکوه تصرف شده بود ؛ گسترش عمليات به سمت غرب و کوتاه کردن فاصله مواضع قواي منظم خودي که در آن سوي مرز مستقر بودند و نيروهاي نامنظم قرارگاه رمضان و کردهاي معارض عراقي که در عمق خاک عراق استقرار داشتند مستلزم عبور از رودخانه قلعه چولمان بود و عبور از اين رودخانه نيز منوط به تصرف ارتفاع گرده رش بود.

لذا عمليات نصر 8 براي تصرف اين ارتفاع با طراحي و فرماندهي سپاه پاسداران در تاريخ 29 آبان 66 و با رمز مبارک محمدبن عبدالله (ص) درساعت 1:25 دقيقه بامداد روز جمعه و با اهداف گسترش وضعيت خودي در غرب ماووت، با چند لشکر از جمله لشکر قدس گيلان آغاز شد .

در اين عمليات لشکر قدس گيلان به استعداد 3 گردان رزمي پياده و سه گردان در احتياط عمومي منطقه بوده است . بعد از شروع درگيري توسط لشکر 5 نصر، بلافاصله لشکر قدس براي عبور ازمعبري که توسط لشکر 5 نصر پاکسازي شده بود وارد عمل شد . يکي از گردانهاي لشکر قدس ضمن عبوراز موانع و ميدان مين از ارتفاع صعب العبور و نفس گير گرده رش نيروها را عبور داد و در خط تماس بادشمن درگير شد چون درگيري به روزکشيده شد يکي از گردان لشکر قدس به کمک گردان درگير درمنطقه شتافت و چندين پاتک دشمن را دفع نمودند و دردو شب متوالي درگيري با دشمن ،ارتفاع گرده رش کاملاً به تصرف نيروهاي اسلام درآمد . تسلط بر ارتفاع گرده رش ، گرفتن سرپل و جاي پا در آن سوي قلعه چولمان باز شد . در اين عمليات حدود 30 کيلومتر مربع از منطقه آزاد شده و بيش از 300 نفر از نيروهاي دشمن کشته و زخمي و تعداد 200 نفر از آنها را به اسارت درآوردند. اين عمليات در تاريخ 30 آبان 66 و با نتايج بسيار خوبي به پايان رسيد .

گردانهاي عمل كننده

رمز عـــــــمليات يا محمدبن عبدالله(ص)

منطقه عملياتي ماووت از استان سليمانيه

تاريخ عــــمليات 66/8/29

 گردانهاي عمل کننده

گردان کميل

کردان ميثم

گردان حمزه

گردان امام حسين (ع)

گردان ابوالفضل (ع)

گردان اميرالمومنين (ع)

نتايج عمليات

مناطق آزاد شده

شهر ماووت

ارتفاعات 1426 ، 1428 ،1391

چندين پاسگاه مرزي عراق بر روي ارتفاعات گرده رش

روستاهاي گمالان زور ،گمالان خوارد،بر گر بالا ،بر گر پايين

تجهيزات منهدم شده دشمن

چندين دستگاه تانک ونفر بر

انواع ماشين آلات مهندسي و راهسازي

چندين قبضه آتشبار توپخانه

چندين انبار مهمات

دهها دستگاه خودرو نظامي

يگانهاي منهدم شده دشمن

انهدام تيپ 29 از لشگر 44

انهدام تيپهاي 603 ، 83 ، 77 پياده

انهدام يک گردان کماندويي از سپاه يکم

انهدام سه گردان توپخانه

انهدام يک گروهان تانک

انهدام گردان کماندويي لشگر 44

تعداد کشته وزخمي

بيش از 2000 نفر

تعداد اسراء

200 نفر

غنايم

تعدادي تانک

دهها دستگاه خودرو

مقدار زيادي انواع خمپاره انداز

يک دستگاه رادار رازيت

مقدار زيادي انواع سلاح سبک


عمليات نصر 8 گردان كميل كردان ميثم گردان حمزه گردان امام حسين گردان ابوالفضل گردان اميرالمومنين
دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
جملات زيبا
داستان كوتاه كدخدا

کدخدای ده گفت : اگر با برادرت در افتادی و می خواهی او را بکشی، اول بنشین و چپقت را چاق کن.

چپق اول که تمام شد، متوجه می شوی که روی هم رفته برای خطای انجام شده مجازات سنگینی

است و خود را راضی می کنی که تنها با چوب و چماق به جانش بیفتی. آن وقت چپق دوم را چاق کن

و تمامش کن. بعد به این فکر می افتی که به جای کتک زدن بهتر است به سختی دعوایش کنی. حالا

چپق سوم را چاق کن. وقتی آن را تمام کردی، پیش برادرت می روی و به جای دعوا کردن ، او را در

آغوش می گیری!
خطا و مجازات آغوش
دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
جملات زيبا
داستان كوتاه صداقت

یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد.
پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد.
همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خوابیدو خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده 

نتیجه اخلاقی داستان

عذاب وجدان همیشه مال کسی است که صادق نیست
آرامش مال کسی است که صادق است
لذت دنیا مال کسی نیست که با آدم صادق زندگی می کند
آرامش دنیا مال اون کسی است که با وجدان صادق زندگی میکند

داستان كوتاه صداقت صادق وجدان آرامش دنيا
دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
جملات زيبا
شما يادتون نمياد


یادتون نمیاد تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم


شما یادتون نمیاد شبا بیشتر از ساعت 12 تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت 12 سرود ملی و پخش می کرد 


و قطع می شد .... سر زد از افق ... مهر خاوران


 شما یادتون نمیاد هرکی بهمون فحش میداد کف دستمونو نشونش میدادیم میگفتیم آیینه آیینه


شما یادتون نمیاد ساعت 9.30 هر شب با این لالایی از رادیو میخوابیدیم :

گنجیشک لالا مهتاب لالا شب بر همه خوش تا صبح فردا...لالالالایی لالا..لالایی لالالالایی لالا ..لالایی..گل زود

خوابید مثل همیشه قورباغه ساکت خوابیده بیشه...جنگل لالا برکه لالا شب بر همه خوش تا صبح فردا


 شما یادتون نمیاد وقتی یه کلمه رو با هم می گفتیم موهای همو می کشیدیم تا همسرمون خوشگل تر شه

شما یادتون نمیاد زمستون اون وقتا تمام عشقمون این بود که رادیو بگه مدرسه ها به خاطر برف تعطیله

 شما یادتون نمیاد علامتی که هم اکنون میشنوید، اعلام وضعیت قرمز است و معنا و مفهوم آن اینست که

حمله هوایی انجام خواهد شد! محل کار خود را ترک و به پناهگاه بروید


شما یادتون نمیاد کوچولو ها کوچولوها دستاتون بدیم به ما بریم به شهر قصه ها

 شما یادتون نمیاد . گنجشگکه اشی مشی .... میفتی تو اب خیس میشی ....کی میپزه اشپز باشی .....

کی میخوره حاکـــــــــــم باشــــــــی


شما یادتون نمیاد مدیر مدرسه از مادرامون کادو می گرفت سر صف می داد به ما.بعد می گفت: همه تو

صفاشون از جلو نظام برید سر کلاساتون


 شما یادتون نمیاد آلوچه و تمره هندی ، چیپسایی که توش سس کچاب میریختیم, بستنی آلاسکا, همشون

هم غیر بهداشتی


شما یادتون نمیاد تقلید کار میمونه...میمون جزو حیوونه

 شما یادتون نمیاد خط کشهائی که محکم می زدیم رو مچ دستمون دستبند می شد


شما یادتون نمیاد کلی با ذوق و شوق تلویزیون تماشا می کردیم یهو یه تصویر گل و بلبل میومد: ادامه برنامه تا

چند دقیقه دیگر


شما یادتون نمیاد، بچگیا تفنگ بازی که میکردیم ، میرفتیم جلو یکی میگفتیم : دستا بالا ، خشتک پایین
 

شما یادتون نمیاد کارت صد آفرین می‌دادن خر کیف می‌شدیم، هزار آفرین که می‌دادن خوده خر

می‌شدیم


شما یادتون نمیاد اما وقتی بچه بودیم دخترا گلبرگ گلها رو روی ناخنشون می چسبوندن بعد می گفتن

لاک زدیم

 
شما یادتون نمیاد کارنامه هامونو میبردیم شهر بازی که بهمون بلیط بدن

 
شما یادتون نمیاد پسرا شیرن مثه شمشیرن...دخترا موشن مثه خرگوشن

 
شما یادتون نمیاد بستنی میهن رو که میگفت مامان جون بستنیش خوشمزه تره

 
شما یادتون نمیاد پستونک پلاستیکی مّد شده بود مینداختیم گردنمون


شما یادتون نمیاد این بازیو پی پی پینوکیو پدر ژپتو، گُ گُ گُربه نره روباه مکار

 
شما یادتون نمیاد هر وقت آقای نجار می رفت بیرون ووروجک خراب کاری می کرد

 
شما یادتون نمیاد... سیاهی کیستی ؟منم پار30 کولا

 
شما یادتون نمیاد دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟

 
شما یادتون نمیاد آهای، آهای، اهاااااای ، ننه،من گشنمه


شما یادتون نمیاد ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزم بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست

میگی یا نه


و خیلی‌ چیزای دیگه هست که شما یادتون نمیاد

شما يادتون نمياد زنگ تفريح وضعيت قرمز بارش برف ميهن
دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
جملات زيبا
جملات زيبا


همیشه به یاد داشته باش زندگی ساختنی است نه گذراندنی


جهان بزرگتر از ان است که با کار تو خراب شود . با گناه خود را خراب نکن


ای انسان بمان برای ساختن و نساز برای ماندن

ساختن زندگي گناه ساختن ماندن
دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
جملات زيبا
جملات زيبا

هرگز اجازه ندهید مشکلتان به بهانه تبدیل شود


کودکان خوبند اگر خلاف کردند بزرگترها را ادب کنید


غرور از فرشته شیطان و تواضع از خاک انسان می سازد


سرمایه هرکس به اندازه حرف های است که برای نگفتن دارد


لیز خوردن بهانه ای است تا دست هایی که دوست داری محکم تر بگیری


مهربانی چه آسان است. اثرش آنی است و بانی اش همواره به یاد سپرده می شو


زندگی مانند جدولی است که جایزه ی پرکردن خانه های آن مرگ است


جملات زيبا بهانه ادب فرشته شيطان سرمايه دوست مهرباني زندگي
دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
جملات زيبا
جملات زيبا


مودبانه رها کردن یک تقاضا بهتر از براوردن یک تقاضا با خشونت است


جهان سوم جایی است که در آن کنجد روی نان بربری ” آپشن ” محسوب می شود


بــــچه پـــررو کیست ؟

موجودی بسیار محترم که حجم حرفهایش از دو برابر مساحت دهانش نیز بیشتر است


زنی که جواهر است از جواهرات برای خویش بت نمی سازد


چه لزومی دارد برای جزئیات زندگی گریه کنیم وقتی کل زندگی گریه داره !



جملات زیبا گریه دار جملات زیبا شاد نکته های کوچک زندگی جملات زیبا و دلنشین
دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
زنده ماندن در شرایط سخت 1


زنده ماندن در شرایط سخت قسمت اول : اقدامات بقا

SURVIVAL  ACTIONS

زنده ماندن در شرایط سخت

قسمت اول : اقدامات بقا

آموزش نظامی


معرفي

اين مطلب بطور كلي بر پايه كلمات كليدي مورد استفاده در آموزش زنده ماندن در شرايط سخت تهيه شده است . موضوعات مطرح شده در اين متن مي توان شما را جهت زنده ماندن در هر شرايط سختي كمك كند . هر زماني كه در شرايط سخت قرار گرفتيد ، راهنمايي هاي عنوان شده در اين متن را به ياد آوري

اقدامـــــات بقاء


بقيه در ادامه مطلب



اقدامات بقا زندگي در شرايط سخت شرايط سخت آموزش نظامي شناخت منطقه
ادامه مطلب
دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
كوهنوردي
مصرف آب و مايعات


مصرف آب و مايعات

آب مهمترين مايع حيات، در يک برنامه کوهنوردي هم نقش اساسي را بازي مي کند. در حالت عادي يک انسان به طور متوسط بين 1 تا 4/1  ليتر آب در شبانه روز مصرف مي کند اما در يک برنامه کوهنوردي که بدن دائم در حال فعاليت و عرق کردن است، بدن به 3 ليتر آب احتياج دارد. (مصرف آب در مورد اشخاص مختلف متفاوت است)

کساني که بيشتر عرق مي کنند، ممکن است بيشتر از يک فرد عادي به آب احتياج داشته باشند، اين افراد ممکن است 4 تا 5 ليتر آب مصرف کنند.در طول يک برنامه بهتر است که در هر استراحت به طور دائم مقداري آب بنوشيم تا اينکه هر چند ساعت يکبار آب زيادي مصرف کنيم.
متأسفانه تشنگي علامت خوب و درستي در مورد احتياج بدن به آب نيست چون ممکن است که بدن به آب احتياج داشته باشد ولي ما احساس تشنگي نکنيم

حتي اگر احساس تشنگي هم نمي کنيد، بهتر است که آب بنوشد. هيچگاه ترس و واهمه اي از نوشيدن زياد آب نداشته باشيد چون بدن به طور طبيعي مازاد آب را دفع خواهد کرد.

متأسفانه تشنگي علامت خوب و درستي در مورد احتياج بدن به آب نيست. ممکن است که بدن به آب احتياج داشته باشد ولي ما احساس تشنگي نکنيم، اين مسئله به خصوص در صعودهاي زمستاني مشهود است. بارها ديده شده که در برنامه هاي زمستاني افرادي هستند که حتي آب همراه خود نمي آوردند و تحت عنوان اين که هوا سرد است و عرق نمي کنيم، آبي نمي نوشند.

فراموش نکنيد که اگر کمبود آب بدن، معادل 3 درصد وزن ما باشد، قدرت تشخيص و هوش و حواس ما رو به تحليل مي رود و زماني که معادل 10 درصد وزن ما باشد، خطري جدي براي سلامتي و زندگي ماست. (در اين حالت ممکن است ادامه کمبود آب به مرگ منتهي شود)

مصرف اجباري آب و مايعات در کوه

نوشيدني ها مانند چاي و قهوه با وجود آن که خود حاوي آب هستند اما به عنوان جايگزين آب توصيه نمي شوند چرا که همين نوشيدني ها نقش مهمي در دفع آب بدن دارند.

در تابستان در مسيرهاي کوهنوردي، چرا گاه ها و گوسفند سراهاي زيادي وجود دارند.هنگام تهيه آب دقت کنيد که آيا آبي که براي نوشيدن بر مي داريد در نزديکي محل چرا گوسفندان قرار دارد و دام از آن آب مي نوشد يا نه؟

چنانچه شک و ترديدي در اين مورد وجود دارد، بهتر است که راه را کمي ادامه داده و از جاي مطمئن تري آب برداريد. گفتني است که در صورت آلوده بودن آب، خطر ابتلا به بيماريهاي روده اي و انگلي وجود دارد. آب را مي توان در بطري هاي نوشابه حمل و استفاده نمود و بايد مواظب بود که در هنگام بازگشت، اين بطريها در طبيعت رها نشوند.
طرز ساختن نوشابه انرژي زا

با از دست رفتن نمک بدن بر اثر تعرق، تعادل يوني بدن هم به هم مي خورد. از طرفي فعاليت کوهنوردي، قند خون را هم پايين مي آورد. جهت بالا بردن قند خون و جايگزين کردن نمک از دست رفته مي توانيم يک نوشيدني دست ساز درست کنيم که از جهت مزه شايد چندان جالب نباشد اما جبران کمبود قند و نمک بدن را مي کند. به يک ليتر آب مقدار 25 گرم شکر (معادل يک قاشق غذاخوري يا 15 حبه قند) و 2 گرم نمک اضافه کنيد و هم بزنيد و در طول برنامه از آن استفاده کنيد.

طرز ساختن نوشابه انرژي زا
بهداشت در کوهستان

در نيم دهه اخير، حضور گسترده مردم در محيط هاي طبيعي و کوه ها نگرش جديدي را پديد آورده که حاصل آن، ترويج اصول کوهپيمايي در سطوح پايه و عالي مي باشد. در اين ميان بدون شک رعايت بهداشت، لازمه سلامتي است که در تمام مکانها و زمانها اجتناب ناپذير است و بالطبع محيط پاک کوهستان نيزازآن مستثني نمي باشد. بهداشت اجزاي متعددي دارد که در اين قسمت، بخش فردي آن مورد بررسي قرار مي گيرد.

بهداشت فردي به مجموعه اقدامات و فعاليتهايي اطلاق مي شود که يک فرد بايد جهت حفظ سلامتي خود به کار گيرد. با توجه به اين که پيشگيري بهتر از درمان است پس چه خوب است که با رعايت بهداشت، خود را از عوارض بروز بيماري و نيز ناتواني هايي که در اثر آن ايجاد مي شود مصون بداريم.

كوهنوردي مصرف آب و مايعات نوشابه انرژي زا آموزش كوهنوردي تامين آب بدن
یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
تعیین زمان بوسیله ساعت خورشیدی


تعیین زمان بوسیله ساعت خورشیدی


در صورتیکه جهت ها معلوم باشد می توانیم از روش سایه وقت را به طور تقریبی مشخص کنیم. بیایید شروع کنیم:

1- زمین را مسطح و افقی کنید و یا زمینی با این مشخصات پیدا کنید (ترجیحا در اطراف محل کمپتان) و دایره ای رسم کنید. توجه داشته باشید که هرچه این دایره بزرگتر رسم شود به بدست آوردن ساعت دقیق تر کمک می کند.

2- نیم دایرای که به سمت شمال قرار دارد را به 12 قسمت مساوی تقسیم کنید.


ساعت


3- عدد 6 را در انتهای غربی نیم دایره شمالی انتخاب کرده و به ترتیب اعداد 7-8-9-10-11 را در سمت غرب نیم دایره در نظر بگیرید.

4- عدد 12 کاملا باید رو به شمال و وسط نیم دایره شمالی باشد .

5- اعداد 1-2-3-4-5-6 و یا به عبارتی 13-14-15-16-17-18 را در سمت شرقی نیم دایره در نظر بگیرید.

6- درست در مرکز این دایره شاخصی بطور کاملا عمودی نصب کنید . برای این کار از یک تکه شاخه بلند و صاف استفاده کنید و توجه داشته باشید که طول این شاخص کاملا به میزان بزرگی دایره رسم شده بستگی دارد یعنی هرچه این دایره بزرگتر باشد شاخص هم باید بلند تر باشد که سایه آن به دایره برسد.

کار شما به پایان رسیده، در هر لحظه سایه شاخص روی هر عددی که باشد ساعت تقریبی همان است!


ساعت

آموزش آموزشها تكاوري تكاور تعيين زمان ساعت خورشيدي
یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
نظامی
چگونه غروب خورشید را پیش بینی کنیم ؟


غروب

چگونه غروب خورشید را پیش بینی کنیم؟


ممکن است شما در طبیعت گردی تان نیاز پیدا کنید که از وضعیت روشنایی هوا اطلاعاتی بدست آورید. مثلا این که تا چند ساعت دیگر هوا روشن است و چند ساعت دیگر غروب می شود. به هر حال خبرداشتن از وضع روشنایی هوا می تواند به کمپ زدن، ساماندهی گروه یا حتی برنامه ریزی برای برگشت به شما کمک کند. اما اگر از وضعیت طلوع و غروب خورشید مطلع نباشید چه کار می کنید؟ جایی که حتی ساعت هم نمی تواند به کمک شما بیاید؟!

یکی از روش های طبیعی و تقریبی آگاه شدن از این مسئله، شیوه ساده ای است که اینجا آموزش می دهیم:

1- در جایی بایستید که بتوانید خورشید و خط افق یا کوهستان های بسیار دوردست و یا جنگل های بسیار دوردست را ببینید.

2- دستان خود را به صورت کشیده در جلوی خود نگه دارید و همانند شکل فاصله بین سطح زیر خورشید و خط افق را با تعداد انگشتان کنار هم ، اندازه گیری کنید.
غروب

3- هر انگشت حدودا معادل 2.5 درجه برابر با 10 دقیقه زمان است. توجه داشته باشید که خورشید در هر 1 ساعت 15 درجه حرکت می کند در نتیجه اگر فاصله سطح زیرین خورشید با سطح افق برابر 6 انگشت کنار هم باشد تا پایان روز و روشنایی حدود 1 ساعت باقی است.


دانستنیهای تکاور تخمين مسافت طلوع و غروب محاسبات درمان زخم بدون دارو بيولوژيك تاریخچه تکاوران آمریکایی تكاور نيروهاي تكاور تكاوران
یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
نظامی
آئین تکاوری


آئین تکاوری

R :‌ با علم به اين كه من به عنوان يك تكاور داوطلب شده ام ، به طور كامل مي دانم كه شغل منتخب من بسيار پر خطر است . من هميشه بايد در تقويت شخصيت ، عزت و افتخار و بالا بردن روح رفاقت و همكاري در خود تلاش كنم .

A :‌ اين حقيقت را كه يك تكاور ، سربازي برجسته است كه در برنده ترين لبه هاي جنگهاي زميني ، هوايي ، آبي حضور دارد ، اطلاع دارم . من پذيرفته ام كه به عنوان يك نيروي تكاور ، مردم سرزمينم از من انتظار دارند كه در طول جنگ از سربازان عادي جلوتر و سريعتر حركت كرده و خيلي سختتر از آنها بجنگم .

N :‌ هرگز نبايد در برابر دوستان خود كوتاهي كنم و همواره از نظر فكري خود را آگاه و از نظر جسمي خود را نيرومند و از نظر اخلاقي خود را استوار نگه دارم . و خود را صد درصد بيشتر از انجام وظايفي كه بر عهده دارم ، موظف و مسئول بدانم .

G : شجاعانه به تمام جهان نشان دهم كه من به صورت ويژه اي انتخاب شده ام و سربازي هستم كه به خوبي تربيت شده ام . رفتار مؤدبانه ام در برابر افسران ارشد ، پاكيزگي لباسهايم و مراقبت از وسائل و تجهيزاتم بايد نمونه بارزي براي سربازان ديگر باشد تا از من پيروي كنند .

E : با انرژي كامل در مقابل دشمنان كشورم ايستادگي مي كنم و بايد آنها را در جبهه جنگ شكست دهم چرا كه من به خوبي تعليم يافته و با تمامي قوا مي جنگم . شكست در دنياي تكاور وجود ندارد . هيچگاه دوست مجروح خود را ترك نمي كنم تا او به دست دشمن بيفتد و در هيچ شرايطي موجب گرفتاري كشورم نمي شوم .

R :‌ با آمادگي كامل ، نيروي فيزيكي و جسمي دروني خود را نشان داده و براي تحقق اهداف نيروهاي تكاور مي جنگم و مأموريت خود را به پايان مي رسانم حتي اگر در جبهه جنگ تنها فرد زنده باشم ادامه مي دهم .

Recognizing that I volunteered as a Ranger, fully knowing the hazards of my chosen profession, I will always endeavor to uphold the prestige, honor, and high esprit de corps of the Rangers

Acknowledging the fact that a Ranger is a more elite soldier who arrives at the cutting edge of battle by land, sea, or air, I accept the fact that as a Ranger my country expects me to move further, faster, and fight harder than any other soldier

Never shall I fail my comrades I will always keep myself mentally alert, physically strong, and morally straight and I will shoulder more than my share of the task whatever it may be, one hundred percent and then some

Gallantly will I show the world that I am a specially selected and well trained soldier. My courtesy to superior officers, neatness of dress, and care of equipment shall set the example for others to follow

Energetically will I meet the enemies of my country. I shall defeat them on the field of battle for I am better trained and will fight with all my might. Surrender is not a Ranger word. I will never leave a fallen comrade to fall into the hands of the enemy and under no circumstances will I ever embarrass my country

Readily will I display the intestinal fortitude required to fight on to the Ranger objective and complete the mission, though I be the lone survivor

آئین تکاوری تكاور رنجر آئين سوگند دستور
یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
قرآن کریم
حمید شاکرنژاد

 

استاد حاج حمید شاکرنژاد

 

                                                

                                                    سوره احزاب - 18 دقیقه

 

                                                       سوره لقمان - 14 دقیقه

 

                                               سوره صاد و قصارالسور - 21 دقیقه

 

یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
نظامی
تاریخچه تکاوران آمریکایی



تاریخچه تکاوران آمریکایی

كماندو ها در پاسخ به چالش هايي كه در طي قرن هفدهم بود ، به وجود آمدند . تفاوت هاي عمده با ناهمواريهاي زمين و دشمن كه در دنياي مدرن امروز با آن مواجه هستند به وجود آمد .

بقيه در ادامه مطلب
دانستنیهای تکاور درمان زخم بدون دارو بيولوژيك تاریخچه تکاوران آمریکایی تكاور نيروهاي تكاور تكاوران
ادامه مطلب
یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
نظامی
جنگ چریکی شهري


جنگ چریکی شهري

جنگيدن در مناطق شهري و ساختماني به سبب محدوديت استفاده از هواپيماها و خودروهاي زرهي، عدم توانايي برخي از جنگ افزارها و كم شدن ميدان ديد و تير يگان هاي درگير شرايط خاصي ايجاد مي كند و نبرد در اين مناطق با بكارگيري تاكتيك ويژه امكان پذير است كه به آن جنگ شهري     «URBAN GUERRILLA WARFARE » گويند .
در عمليات نظامي پيروزي كامل با جنگ زميني بدست مي آيد و با گسترش دامنه جنگ ، صحنه نبرد و درگيري به داخل شهرها كشيده مي شود ، هدف از تصرف شهرها دست يابي به اهداف استراتژيك و منابع اقتصادي آن است و تسلط و يا عدم تسلط بر شهر تاثيرات سرنوشت سازي را به دنبال خواهد داشت كه در پيروزي يا شكست نبردهاي بعدي موثر مي باشد .

اكنون نگاهي مختصر به تاريخچه و تاكتيك جنگ شهري در دوران مختلف تاريخ مي اندازيم :
از ابتداي حيات بشر تاكنون انسان در معرض خطرهايي همچون حمله هم نوعان ، حيوانات وحشي و شرايط بد جوي قرار مي گرفت ، انسان هاي اوليه به جست وجوي محلي امن جهت سكونت پرداخته و غار را بعنوان اولين مسكن خويش انتخاب كردند ، پس از گذاشتن ساليان دراز انسان داراي تجربه و توانايي بيشتري شد و كم كم دشت را به جاي غار جهت سكونت برگزيد ، ذات اجتماعي زيستن انسان باعث بوجود آمدن دهكده ها و روستاها شد و براي دفاع در برابر حمله قبايل ديگر و دزدان و جلوگيري از ورود حيوانات وحشي اطراف روستاها را ديوار يا خندق مي كشيدند ولي با اين وجود ساكنين از گزند حمله مهاجمان در امان نبوده و مي بايست محل هاي سكونت مستحكمي طراحي مي شد و اين امر سرآغازي براي ساخت قلعه ها « citadel »گشت .
راه نفوذ و تسخير به قلعه ها با داشتن ديوارها و دروازه هاي بلند و مستحكم و پست هاي نگهباني در اطراف آن بسيار دشوار بود و مهاجمين با توجه به شرايط از تاكتيك هاي زير جهت تصرف قلعه استفاده مي كردند :
1-جنگيدن و از بين بردن مدافعان
2-خراب كردن ديوارها يا دروازه ها با روش هاي گوناگون
3-نقب زدن و ورود از راه هاي مخفي
4-نفوذ ستون پنجم به داخل قلعه
5-استفاده از ادوات جنگي مانند منجنيق
6-محاصره هاي طولاني و قطع ارتباط با بيرون
7-توسط عوامل ميكروبي و بيمار كردن مردم قلعه
8-قطع مسير جريان آب رودخانه به قلعه
9-اجراي جنگ رواني جهت ترساندن و تسليم مدافعان
10-آتش زدن قلعه
در قرن پنجم قبل از ميلاد كوروش هخامنشي تصميم به فتح بابل مي گيرد ، آن زمان استحكامات و برج هاي آن شهر مشهور آفاق بود  ، پارسي ها با بابلي ها در نزديكي شهر جنگ كرده و آن ها را شكست دادند و پادشاه مغلوب با عده زيادي از سپاهيان خود به داخل شهر گريخت . تصرف بابل با حمله محال بود و با وجود مزارع وسيع درون شهر محاصره آن هم به درازا مي كشيد ، در اين وضعيت كوروش تاكتيك ويژه اي را بكار برده و دستور مي دهد مسير آب رود فرات كه به داخل شهر جريان داشت را برگردانند ، پس از كم شدن آب در مجراي ورودي به شهر سپاهيان پارس از آن محل به داخل يورش برده و بدون كشتار و غارت بابل را فتح مي كنند .
طي ساليان دراز و گذشت زمان ساختمان ها و شهرها تكامل يافته و با ورود تجهيزات و تسليحات جديد در تاكتيك جنگ شهري نيز تغييرات عمده اي حاصل شده است ، در جنگ  جهاني  دوم آلماني ها داراي تاكتيك برتر در زمينه جنگ شهري بودند ، آن ها در ابتداي جنگ به دليل وجود خط دفاعي مستحكم ماژينو «  MAGINOT LINE» كه فرانسوي ها آن را در سراسر مرزهاي مشترك خود با آلمان كشيده بودند نمي توانستند به فرانسه حمله كنند ، اما ديري نپاييد كه آلماني ها با تصرف بلژيك در سال 1940 ميلادي از طريق مرزهاي آن كشور به منطقه استراتژيك آردن در شمال شرق فرانسه حمله و شهر سدان « SEDAN» را تصرف كردند و به اين طريق جبهه فرانسوي ها را شكافته و وارد آن كشور شدند ، لازم به ذكر است اين شهر در طول تاريخ جنگ هاي زيادي به خود ديده وهمان شهري است كه در سال 1870 ميلادي در آن از قواي پروس شكست خورده و ناپلئون سوم سقوط كرد . البته هميشه نيز پيروزي نصيب آلماني ها نمي شد آن ها در سال 1942 ميلادي بر خلاف نظر ژنرال هالدر رئيس وقت ستاد ارتش آلمان كه طراح اصلي حمله به روسيه بود و بنا به دستور مستقيم هيتلر به استالينگراد « STALINGRAD » حمله كردند ، ژنرال پاولوس مامور فتح استالينگراد گرديد وي در آن شهر با مقاومت سرسختانه روس ها مواجه شد و تصرف شهر با نبردهاي خانه به خانه و كوچه به كوچه به كندي پيش مي رفت و سرانجام نيز در حلقه محاصره گرفتار شدند ، فيلد مارشال پاولوس به همراه 23 ژنرال ديگر و 20 هزار نفر از سربازان باقيمانده اش به دليل دادن تلفات سنگين و نرسيدن كمك خود را تسليم قواي روس كردند .
پس از پايان جنگ جهاني دوم قوانين بين المللي تاحدودي عمليات نظامي را در شهرها با محدوديت مواجه مي سازد هرچند كه در مواردي مانند ويتنام اين قوانين توسط مجريان خود نقض گرديد !!! آمريكايي ها پس از جنگ ويتنام با بهره گرفتن از تجارب و ايجاد تغيير در تاكتيك هاي خود توانستند در عمليات هاي بعدي مانند نبرد عادلانه « OPERATION JAST CAUSE » در پاناما 1989 ميلادي و نبرد موگاديشو « MOGADISHU FIREFIGHT » در سومالي 1993 ميلادي موفقيت نظامي بدست آورند . هرچند كه در عمليات هاي گسترده بعدي در افغانستان و عراق با وجود پيروزي نظامي نتوانستند ثبات و امنيت را به ارمغان بياورند و امروز جهان شاهد ناامني و اقدامات گسترده تروريستي در اين كشورها است . اكنون تاكتيك هاي جديد جنگ شهري جايگزين روش هاي سنتي پيشين شده است ، البته در بعضي از مواقع نيز دولت هايي ماندد صدام حسين ديكتاتور سابق عراق ترجيح مي دهند براي رسيدن به اهداف خود به هر روش غير انساني متوسل شده و قوانين بين المللي را زير پا گذاشته و با بكاربردن سلاح هاي ممنوعه شيميايي در مناطق شهري موفقيت هاي پوشالي نصيب خود كنند . موفقيت در جنگ شهري مستلزم رعايت اصول و قواعد آن است كه به صورت مختصر به بيان پاره اي از آن مي پردازيم .
قبل از اجراي عمليات جنگ شهري بايستي اطلاعات و برآوردهاي زير را بدست آورد و شناسايي هاي لازم را انجام داد :
1-نقشه شهر را تهيه نمود و كليه نقاط حساس ، مرتفع و مستحكم را در آن علامت گذاري كرد ، بدون داشتن نقشه عمليات با مشكل مواجه خواهد شد .
2-وضعيت دشمن از لحاظ تعداد نفرات ، تجهيزات و امكانات شناسايي شود ، بايد توان رزمي دشمن را سنجيد و نقاط ضعف و قوت او را در نظر گرفت .
3-جنبه هاي تاكتيكي زمين شامل وضعيت و كليه عوارض حساس شناسايي شود .
4-وضعيت جوي را از قبيل سردي و گرمي هوا ، ميزان روشنايي و بارش احتمالي در نظر داشت و قبل از عمليات وضعيت كامل جوي پيش بيني شود .
5-حضور غير نظاميان در شهر باعث حساسيت اجراي عمليات مي شود ، تدابير لازم را جهت حفاظت از جان آن ها اتخاذ گردد .
اطلاعات فوق را مي توان از طريق نقشه ها ، عكس هاي ماهواره اي ، عكسبرداري ، ستون پنجم ، زندانيان جنگي ، غيرنظاميان و... بدست آورده و اقدام به طراحي عمليات كرد سپس نيروها را نسبت به وظايف خود توجيه نمود و هنگام نبرد نيز به موارد زير توجه داشت :
1-دستورات فرماندهي را اجرا كرده و يگان ها از هماهنگي لازم برخوردار باشند .
2-كليه ساختمان ها و نقاط حساس ، مرتفع و مستحكم را جهت داشتن ميدان ديد و تير برتر در اختيار گرفت .
3-با رعايت قواعد اختفا و پوشش به دقت سمت دشمن تيراندازي شود .
4-درصورت امكان عمليات با آتش دقيق سلاح هاي سنگين و نيمه سنگين پشتيباني شده و از مواد منفجره جهت رخنه به ساختمان ها استفاده گردد .
5-براي ارتباطات از بيسيم ، پيك و ارتباط بصري استفاده شود .
6-راه هايي را كه به آن نياز نداريد جهت جلوگيري از استفاده دشمن مسدود كنيد .
7-نسبت به پاكسازي ساختمان ها از وجود دشمن اقدام شود .
8-در سطح شهر اقدام به گشت زني و برپايي ايست و بازرسي گردد .
نكته مهم برخورد با غيرنظاميان است كه بايستي با آن ها طبق مقررات بين المللي و اصول انساني برخورد شود و نيروهاي نظامي اقداماتي از قبيل خلع سلاح ، سرشماري ، رفع نيازها «مسكن، غذا، دارو و...» و پاكسازي شهر از مواد منفجره عمل نكرده و تله هاي انفجاري را انجام دهند ، موافق يا مخالف بودن غيرنظاميان تاثير بسزايي در اوضاع دارد و بايد با اجراي عمليات رواني فضاي آرامي را حاكم ساخت و اقداماتي را جهت شناسايي و دستگيري ستون پنجم بعمل آورد .
امروزه مسايل سياسي و قوانين بين المللي به سبب حضور غيرنظاميان باعث محدوديت استفاده از برخي جنگ افزارها و ادوات نظامي در شهرها شده و انعكاس اخبار به سراسر دنيا هم واكنش مختلف مجامع بين المللي و جهاني را نسبت به موضوع در پي دارد و همين امر تغييراتي را در تاكتيك جنگ شهري ايجاد كرده است .

جنگ چریکی شهري جنگ زميني تاكتيك جنگ شهري مدافع رخنه
یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
نظامی
عملیات در کویر


عملیات در کویر

وسعت قابل توجهی از سطح زمین راکویرهاو بیابان ها تشکیل داده است،آب و هوا وزمین این مناطق ویژگی خاصی نسبت به سایر نقاط داشته که معمولا انسان تحمل ماندن درآن را ندارد.بهترین واحدهای نظامی هم هنگام نبرد در این مناطق با مشکلاتی روبرو خواهند شد که در صورت آشنا نبودن با تاکتیک عملیات کویر شکست میخورند،به جز نیروهای دشمن خطرات ناشی از گرما،گرسنگی،تشنگی وبروز بیماریهای گوناگون انسان را تهدید میکند گاهی موفقیت در عملیات کویرسرنوشت نهایی پیروزی جنگ را رقم می زندوتاریخ بارها شاهد این موضوع بوده است.
درسالهای ابتدایی جنگ جهانی دوم،آلمان نازی شکست های مکرری را برپیکره متفقین وارد کرده وتوانسته بود با شعار شکست ناپذیری روحیه متفقین را متزلزل کند،اما سرنوشت این شکست ناپذیری در تاریخ 23 اکتبر1942 تغییر کرد،دراین تاریخ ارتش هشتم انگلیس به فرماندهی ژنرال مونتگمری نبرد سنگینی رابانیروهای آلمانی به فرماندهی ژنرال رومل آغاز کرد.این نبرد درصحرای شمال آفریقا ودر جبهه العلمین به وقوع پیوست.قبل از شروع عملیات ژنرال مونتگمری خطاب به نیروهایش چنین اظهار می کند:نبردی که هم اکنون در شرف وقوع است،یکی از تعیین کننده ترین نبردهای تاریخ میباشد و نقطه عطفی در جنگ خواهد بود.این نبردبزرگ به خاطر شرایط خاص کویرو جاه طلبی هیتلر به شکست آلمانی ها منجر شد وضربه سنگینی را به متحدین وارد ساخت،به طوریکه چرچیل نخست وزیر وقت انگلیس درباره این پیروزی گفت:پیش از العلمین مایک پیروزی نداشتیم وپس از آن هم یک شکست نخوردیم.البته این جمله چرچیل حقیقت محض نمیباشد اما به این مساله اشاره میکند که این موفقیت کلیدی برای گشایش پیروزی بعدی است.
صدام حسین سابق عراق که طی هشت سال جنگ با ایران نتوانسته بود به اهداف خود برسد جهت جبران شکست خود درتاریخ 2 اوت 1990 به کویت حمله و آن را اشغال نمود،شورای امنیت سازمان ملل متحد در اولین قطعنامه خود خواستار خروج بی قید وشرط عراق از کویت شد،ولی عراقی ها این قطعنامه وقطعنامه های بعدی را نادیده گرفتند،سرانجام شورای امنیت دستور اجرای عملیات نظامی بر علیه نیروهای عراقی جهت خروج آنها از کویت را صادر کرد.آمریکایی ها باسازمان دادن نیروهای چند ملیتی خود را آماده جنگ نمودند،صدام هم میخواست با جنگ روانی علیه غرب آن ها را از حمله به عراق منصرف کند،اما سرانجام آمریکا ونیروهای چند ملیتی این جنگ را در تاریخ 17 ژانویه 1991 با تهاجم شدید هوایی آغاز وچند روز بعد هم نبرد زمینی گسترده ای را در کویر اجرا کردند،سربازان عراقی دراین جنگ گرسنه وتشنه در حالی که روحیه خود را از دست داده بودند شکست خوردند وصدام هم با خفت وخواری به خواسته های آمریکا تن داد،هرچند که در این عملیات به سبب ملاحظات سیاسی حکومت صدام را سرنگون نکردند ولی اورا چنان ضعیف نمودند که هر لحظه اراده کنند اورا از میان بردارند که البته چند سال پیش هم این کار را کردند.
باتوجه به این تجارب نیروهای نظامی می بایستی عملیات کویر را فرا گیرند تادر صورت کشیده شدن جنگ به مناطق کویری به خوبی از پس دشمن برآیند،در این راستاباید با کویر و خصوصیات آن آشناشد.
کویر به نقاط شنی وریگزار خشک وبی آب وعلف اطلاق می گردد،درجه آن در روز بالای 50 درجه سانتیگراد بوده و درشب افت ناگهانی دما دارد،این امر باعث ایجاد بادهای طوفانی میشود و همه چیزرا در زیر شن مدفون می کند.بارش باران در کویر بسیار کم ودر خلان چند دقیقه با بارش تند اتفاق می افتد که لجن زارهایی از خود باقی گذاشته و باعث کندی عبور و مرور می شود.درختانی خاردار و گیاهانی کم ارتفاع در کویر میباشند که از آن جهت سایبان و اختفا می توان بهره جست.جانوران خطرناکی از قبیل مار،عقرب و رطیل در کویر زندگی می کنند و حشرات کویری هم خطرات به مراتب بیشتری دارند چون ناقل بیماری های بیشماری هستند.
آب در کویر کیمیاست به ندرت میتوان و به ندرت میتوان آن را پیدا نمود،آب مهمترین نیاز انسان در کویر است، باید بیشتر از تعرق بدن آب نوشید و نوشیدن کم آب خطرناک می باشد،برای یافتن آب باید علائم و نشانه های وجود آن را پیدا کردواشتباها به سوی سراب پیش نرفت، بهترین روش از طریق دنبال کردن مسیر پرواز پرندگان است .دقت کنید که نوشیدن آب های کویری ممکن است انسان را به بیماری های گوناگون مبتلا کند،در برخی موارد آب دارای مواد اسیدی یا قلیایی بوده که در این صورت باجوشاندن استر لیزه کردن هم قابل شرب نمی شود.
فرد نظامی باید با آب و هوا خو بگیرد و این بدان معناست که سیستم خنک کننده بدن او در مقابله با گرمای شدید کویری تنظیم شود، افراد قوی سریع با این آب و هوا خو میگرند ولی افراد چاق یا معتاد به مشروبات الکلی بیش از سایرین در معرض خطرات ناشی از گرما قرار دارند و خیلی سریع از پا درمی آیند.افراد نظامی در کویر باید از انجام فعالیتهای سنگین در روز خودداری کنند،اگر فردی در کویر گم شد و یا از دست دشمن فرار کرد باید در هنگام شب یا هنگام طلوع و غروب آفتاب راهپیمایی کند.در روز،بادهای گرم درجه حرارت بدن را بالا می برد و در اکثر مواقع با تعرق زیاد،آب و نمک بدن کم شده و صدمات جبران ناپذیر و حتی خطر مرگ را در پی دارد.
انقباضات عضلانی ناشی از گرما هم به خاطر عرق ریزی و کم شدن نمک بدن رخ میدهد وتشنجات موضعی دردناکی را در دست ،پا و شکم پدید می آورد که با آشامیدن کمی آب نمک تحت نظر پزشک رفق میگردد،لازم به ذکر است که آشامیدن آب بی نمک حال بیمار را بدتر می نماید.گرما زدگی یا آفتاب زدگی که در اثر ریزش شدید عرق به وجود می آید ناتوانی جسمی انسان را به دنبال دارد،در این حالت درجه حرارت بدن به بالای 40 درجه سانتیگراد رسیده و اگر بیمار به موقع معالجه نشود بیهوش ،دچار تشنج یا دیوانه شده و سریع می میرد.هنگام گرما زدگی باید بیمار را سریع به سایه برد،لباسهای اورا در آورد وبه وی آب خنک خوراند،بدن اورا ماساژ داد وخنک کرد، سپس بیمار را بعد از انجام کمک های اولیه سریع به درمانگاه انتقال داد.گرمازدگی در افرادی که با آب و هوای کویر خو نگرفته اند اتفاق می افتد.آفتاب سوختگی هم جز عوارض کویری است که پوست بدن در اثر تابش شدید خورشید می سوزد،این وضعیت در افرادی که پوست حساسی دارند بیشتر اتفاق افتاده و برای پیشگیری باید از کرم و مایعات ضد آفتاب استفاده کرد که البته صددرصد محافظ نیستند.بادهای کویری هم مشکلاتی را به وجود آورده وباعث اذیت و آزار و محدودیت دید می شود در هنگام اجرای عملیات کویر باید نفرات را به دقت و باتوجه به آرایش دشمن به صورت پراکنده چید و باساختن وسایل دروغین دشمن را فریب داد،از روش های فرو رفتن در زمین برای اختفا و از روییدنی های کویر جهت استتار استفاده نمود،باید مراقب انعکاس نور در اشیا براق بود.حرکت در کویر همراه گرد و خاک است،گرد و خاک یکی از عوامل شناسایی در کویر می باشد،دیده بان ها به خصوص در هنگام طوفان بایستی عینک های مخصوص به چشم بزنند و به نور خورشید هم نگاه نکنند تا دید آنها تار نشود،دیده بانی در بعضی از شب های مهتابی حتی از روزهم بهتر است. افراد قبل از عملیات همیشه غذای کمی خورده تا دچار حالت تهوع نشوند،برای عبور از تپه های شنی باید از سینه کش آن که به قله می رسد رد نشده و از دامنه های پایین آن عبور کرد،قبل از تردد از نقاطی که زیر دید دشمن قرار خواهد گرفت بایستی دقت داشت که گاهی تا چند روز جا پای افراد در شن باقی می ماند.در صورت تیر اندازی دشمن هنگام زمین گیر شدن چشم ها را بسته تا شن به داخل آن نرود.موقع ساختن سنگر اطراف آن را کیسه های شنی گذاشت تا باد سنگر را پر نکند.انتخاب پوشاک در عملیات کویر بسیار مهم است،تجربه نشان داده پوشاک کافی بدن را در برابر سوزش آفتاب ،سرما و نیش حشرات محفوظ می دارد.از پوشیدن لباسهای تنگ اجتناب کرده وشب هنگام تمامی لباس هارا پوشید،در صورت نبودن لباس کافی و گرم مقداری کاغذ داخل لباس قرار داد، اگر لباس خیس شد سریع آن را خشک نمود.به هیچ وجه نباید با پای برهنه درکویر پیاده روی کرد،این کار به پاها آسیب جدی وارد می کند.محل استراحت نفرات باید دور از مناطق باتلاقی انتخاب شود،برای در امان ماندن از نیش حشرات صورت، دست ها وقسمت های باز بدن را گل مالی نمود،نیش حشرات باعث بروز بیماری های مهلکی میشود.نگهداری از جنگ افزار ها در کویر باید با دقت کامل انجام گیرد ونظافت سلاح را هر روز انجام داد،سلاح را بعد از شستشو کاملا خشک کرد ونباید به هیچ عنوان روغنکاری شود،زیرا روغن باعش چسبیدن شن و ماسه به قطعات سلاح می گردد،در مواقعی که از سلاح استفاده نمی شود لوله آن را با پارچه پوشاند.رانندگی در کویر هم مستلزم رعایت نکات ویژه است در این راستا باید باد لاستیک ها را مقداری کم کرد و رانندگی در سرعت های پایین انجام پذیرد،از گاز دادن و ترمز کردن ناگهانی خودداری نمود چون اینکار باعث فرو رفتن خودرو در شن ماسه می شود، هنگام دور زدن باید میدان دید وسیعی گرفت و از پیچیدن تند که موجب چپ شدن خودرو میشود خودداری کرد.

عملیات در کویر كويري بادهاي داغ انقباضات عضلاني قليايي
یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
نظامی
جنگ در کوهستان


جنگ در کوهستان

كوهستان مظهر استقامت و عظمت مي باشد ، انسان هاي اوليه كوه را به عنوان محلي امن جهت زندگي انتخاب و در غارها زندگي مي كردند ، كوهستان مكان مقدس ، پر رمز و راز و ساكت است كه آرامش خاصي را براي انسان ايجاد مي كند ، پيامبران الهي اين مكان را براي راز و نياز خود با خداوند انتخاب كرده بودند ، در ادبيات ما فردوسي شاعر معروف آرش كمانگير را بر بالاي كوه دماوند قرار مي دهد تا تير معروف خود را جهت تعيين مرز بين سرزمين ايران و توران پرتاب نمايد و همچنين آشيانه سيمرغ پرنده افسانه اي بر بالاي كوه دماوند قرار داشت و ضحاك ماردوش نيز در كوه توسط فريدون به بند كشيده شد .

نيروهاي نظامي پياده و زرهي معمولأ به درگير شدن در مناطق كوهستاني تمايلي نشان نمي دهند ، هواي سرد ، مناطق صعب العبور و پياده روي هاي خسته كننده شرايط دشواري را به وجود مي آورد ، در اين مناطق حركت يگان هاي موتوري و پشتيباني به كندي و در بعضي از مناطق غير ممكن است ، در اين شرايط عرصه نبرد و تاخت و تاز چريك ها و كوماندوها فراهم مي آيد ، در طول تاريخ ، كوهستان شاهد پيروزي ها و شكست هاي بي شماري بوده اند ، براي مثال اوايل انقلاب اسلامي ايران در منطقه كردستان كه عمومأ كوهستاني مي باشد منافقين موضع گرفته و آن جا را به عنوان كانون توطعه بر عليه انقلاب قرار داده بودند ، با فرمان تاريخي امام خميني« ره » نيروهاي مسلح به آن جا اعزام و منافقين را شكست سختي دادند ، رمز موفقيت رزمندگان اسلام توكل به خدا و آشنايي با تاكتيك جنگ در كوهستان بود .

اكنون نگاهي كوتاه و گذرا به تاكتيك هاي جنگ در كوهستان مي اندازيم ، عمليات هاي كوهستاني به دو منظور آفند « حمله » و پدافند « ضد حمله » صورت مي گيرد ، كليد پيروزي جنگ در كوهستان اجراي عمليات هاي آفندي « تهاجمي » است ، اين عمليات ها بيشتر بر پاي كمين اجرا مي شود ، هدف اصلي از كمين از بين بردن نفرات و تجهيزات دشمن و تضعيف روحيه او مي باشد كه خودي را به پيروزي و دشمن را به شكست نزديك مي نمايد .

عوامل موثر پيروزي جنگ در كوهستان شامل موارد زير است :

1- داشتن نفرات زبده : بهترين نيروها را جمع آوري و اولويت انتخاب افراد را در جثه و استقامت جسمي آن ها قرار داد ، ضمن اين كه نفرات انتخابي بايد شجاع و با ايمان بوده و روحيه قوي داشته باشند ، اين افراد مي بايستي فنون كوهنوردي و تاكتيك هاي جنگيدن در كوه را فرا گيرند و با تمرينات مكرر توانايي پياده روي هاي طولاني مدت را در آن ها به وجود آورد .

2- سرعت عمل : معناي اين واژه عجله در تصميم گيري ها نيست بلكه گرفتن فرصت و ابتكار عمل از دشمن است ، اگر در تصميم گيري ها كندي و تأمل كنيد قطعأ دشمن ضربه خود را وارد مي نمايد . فرماندهان بايد در كوتاهترين زمان ممكن بهترين تدابير را اتخاذ و افراد تحت امر نيز دستورات را با رعايت كامل نظم و انضباط اجرا كنند .

3- تجهيزات : كليه وسايل مورد نياز اعم از البسه مناسب ، جيره جنگي حداقل براي 48 ساعت ، سلاح ، مهمات و تجهيزات مورد نياز بنا به نوع مأموريت را مي بايستي به همراه داشت ، بايد بيسيم چي ها باطري زاپاس و امدادگران وسايل كمك هاي اوليه را در اختيار داشته باشند . قبل از اعزام به مأموريت از صحت سلاح ها و مهمات به خصوص تيربارها و موشك اندازها و كليه تجهيزات همراه اطمينان حاصل نماييد .

4- زمين : افراد از فنون استتار و اختفا بالاترين بهره را ببرند ، در كوهستان استقرار در نقاط مرتفع يك امتياز محسوب مي شود ، از مناطق مرتفع مي توان بهترين ديده باني و شليك را انجام داد ، در مناطق مرتفع اقدام به ساختن پاسگاه و قرارگاه نمود و اطراف مقر و نقاط حساس را پست هاي ايست و بازرسي ، نگهبان و گشتي گمارد .

5- آتش پشتيباني : براي شروع درگيري با دشمن در كوهستان بهترين روش غافلگير كردن و اجراي حجم آتش شديدي بر عليه آن ها مي باشد ، در صورت امكان از آتش توپخانه ، خمپاره و تيربارهاي سنگين جهت پشتيباني استفاده كرد ، داشتن پشتيباني هوايي نيز در نابودي كامل و جلوگيري از فرار دشمن كمك به سزايي مي كند .

قبل از انجام هر عمليات بايد شناسايي هاي لازم را انجام داد ، بدست آوردن اطلاعات مربوط به تعداد نفرات دشمن ، نوع تجهيزات و محل حضور آن ها در كوهستان الزامي است ، اطلاعات لازم از طريق اعزام گشتي شناسايي بدست مي آيد و به اطلاعات داده شده توسط بومي هاي منطقه اعتماد نشود ، زمان مناسب براي اجراي عمليات اندكي بعد از بدست آوردن اطلاعات مي باشد ، براي اجراي عمليات وضعيت جوي را در نظر بگيريد ، عمليات آفند و پيشروي به سمت مواضع دشمن در شرايط بد جوي از اجراي پدافند و دفاع مشكل تر مي باشد ، فرماندهان تيم ها نسبت به نوع وهدف مأموريت خود توجيه شوند و نيروهاي زبده اي را جهت مأموريت انتخاب كنند ، پس از توجيه و تقسيم وظايف در تيم كليه نفرات لباس استتار ، آذوقه ، سلاح ، مهمات و تجهيزات مناسب را برداشته و از سالم بودن آن ها اطمينان حاصل كنند .

يكي از مهمترين مأموريت هاي كوهستاني اجراي گشت مي باشد ، گشت به منظورهاي شناسايي ، گرفتن تلفات ، اسير و تضعيف  روحيه دشمن و ايجاد امنيت در محدوده استحفاظي صورت مي گيرد . گروه هاي گشتي بين حداقل 2 نفر و حداكثر 26 نفر سازماندهي و به مأموريت اعزام مي شوند ، با زمان بندي دقيق مسير حركت نيروها را مشخص كرد ، اين مسير از 20 كيلومتر تجاوز نكرده و گروه ها از مسير رفت جهت برگشت استفاده نكنند ، گشتي ها با قرارگاه و واحدهاي همجوار ارتباط بيسيم داشته باشند تا در صورت بروز مشكل ديگران را باخبر كنند ، البته اين نكته را در نظر گرفت كه واحد گشتي نيروي پشتيبان ندارد پس بايد از نظر تجهيزات ، امكانات و روحيه در حد بالايي باشد تا اگر درگير شد به تنهايي از پس دشمن برآيد .

هنگامي كه نفرات گروه گشتي زياد هستند ، افراد به صورت پراكنده و با آرايش نظامي حركت كنند ، حركت دستجمعي آن ها باعث مي شود كه اولأ در صورت درگير شدن دشمن با شليك تيربار ، سلاح سنگين يا پرتاب نارنجك تلفات زيادي را وارد مي كند ، دومأ به دشمن اجازه داده مي شود با يك حركت تاكتيكي نيروها را محاصره و ضربه خود را وارد كند ، در اين راستا نفرات با هماهنگي و آرايش نظامي به شكلي حركت كنند كه مراقب چهار سمت خود باشند و هنگام نبرد مراقب اطراف بود و تيراندازي از لا به لاي سنگ ها صورت بپذيرد . در درگيري ها تا آخرين نفرات دشمن را از پا درآورد يا اسير كرد و با زيركي باقيمانده دشمن را تعقيب و از فرار آن جلوگيري نماييد . براي تثبيت منطقه بايد در آن پاسگاه و قرارگاه ساخت و با ايجاد پست هاي نگهباني و حضور مداوم گشتي ها امنيت آن را حفظ كرد تا در صورت حمله دشمن به خوبي پدافند نمود ، قرارگاه ها و پست هايي كه براي دشمن مزاحمت ايجاد مي كنند بيشتر در معرض خطر حمله قرار مي گيرند ، زمان حملات دشمن معمولأ از غروب آفتاب شروع مي شود تا با استفاده از تاريكي خود را به قرارگاه نزديك كنند . هنگام حمله بايد مراقب كامل اطراف بود زيرا افراد دشمن از يك سمت تيراندازي و از سمت ديگر رخنه مي كنند ، براي مقابله با اين حملات اطراف قرارگاه را سيم خاردار و ميدان موانع درست نمود و با گماردن گشتي و سنگرهاي نگهباني از غافلگير كردن جلوگيري كرد ، در صورت حمله سنگين دشمن به هيچ عنوان روحيه خود را از دست نداده و تا آخرين فشنگ مقاومت نماييد . پاسگاه ها و قرارگاه را بايستي در ارتفاعات احداث نمود و در صورت عدم انجام اينكار در ارتفاعات مسلط همجوار پست نگهباني گذاشت . در كوهستان احداث سنگر دشوار است از اين رو سعي شود از امكانات طبيعي نظير : سنگ ، درخت و ... استفاده و از لابه لاي سنگ ها و ميان شاخ و برگ درختان موضع مناسبي پيدا نمود و از آن جا ديده باني و اجراي آتش كرد . پس از در دست گرفتن نقاط تحت كنترل و كليدي آن جا را پاكسازي نماييد .

در كوهستان حركت خودروها به كندي صورت مي گيرد و دشمن با كمين زدن به خودروها خسارات و تلفاتي را وارد مي كند ، از اين رو خودروها حتي الامكان با هم و به صورت ستون موتوري حركت نمايند ، اين ستون ها حتمأ با تأمين تيربار و نفرات پياده در اطراف يا در صورت امكان با خودروي زرهي حمايت شوند ، چند نفر نيز در جلوي ستون مسير را از نظر نبود مواد منفجره و ... بازديد نمايند .

جنگ در کوهستان عوامل موثر تجهيزات آتش پشتيباني تلفات كمين
یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
نظامی
تیم ضد اغتشاشات

تیم ضد اغتشاشات


عملیات ضد اغتشاشات

انسان موجودی اجتماعی بوده و از بدو پیدایش تمدن میل به زندگی دسته جمعی داشته و گذشت زمان و سیر تکامل تمدن او را با فرهنگ اجتماعی زیستن آشنا ساخت ، هر فردی در جامعه نسبت به خود و دیگران وظایفی دارد ، این وظایف در واقع همان حق و حقوقی بوده که فرد ملزم به رعایت آن در مورد خودش و سایرین است ، برای مشخص شدن این وظایف دستورات و مقرراتی وضع می گردد که به آن قانون گویند ، قانون به تنهایی نمی تواند ضامن سلامت جامعه شود و جهت برقراری نظم و برخورد با عوامل مخل امنیت اجتماعی احتیاج به تشکیل نیروهای نظامی و انتظامی است ، در شرایط عادی پلیس وظیفه پیشگیری از ناامنی ها و برقراری امنیت اجتماعی را به عهده دارد ، در شرایط اضطراری اگر عده ای قصد بر هم زدن نظم جامعه و آشوب را داشته باشند نیروهای نظامی و انتظامی افراد آموزش دیده خود را سازماندهی و جهت مقابله با این عناصر اعزام می نماید ، این افراد با گذرانیدن دوره کنترل اغتشاشات می توانند ماموریت خود را به نحو احسن انجام دهند . در طول تاریخ بارها نقاط مختلف دنیا شاهد اغتشاشات شهری بوده ولی به درستی مشخص نیست که اولین اغتشاش شهری در کجا و چگونه به وقوع پیوسته است اما بی شک یکی از بزرگترین سلسله درگیری ها و اغتشاشات در ایرلند شمالی در دهه 70 به وقوع پیوست که آمار کشته شدگان و زخمیان قابل ملاحظه ای داشت . امروزه با رشد سریع جامعه و ازدحام جمعیت بسیاری از مسایل همانند مسابقه فوتبال می تواند سبب تحریک عده ای و بروز اغتشاش شود که در صورت عدم کنترل مناسب خسارت زیادی به بار می آید ، تاکتیک عملیات ضد اغتشاشات شامل مراحل زیر است که اشاره ای کوتاه به آن می کنیم :

اصطلاحات رایج در عملیات ضد اغتشاشات

1-جمعیت عادی : شامل عده زیادی از مردم که در مکانی به زندگی و انجام کارهای روزمره خود مشغولند ، این جمعیت گاهی طبیعی مانند جامعه و کوچه و بازار و گاهی روانی مانند ورزشگاه ها است .

2-جمعیت غیر عادی : شامل عده زیادی از مردم که در مکانی با نیت و هدف مشترک و مشخصی گردهم آمدند .

3-اجتماع قانونی : تجمع افرادی با نیت و هدف مشترک و انگیزه های مشخص ( سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و ... ) و با مجوز قانونی لازم که از سوی مقامات کشوری صادر شده است .

4-اجتماع غیر قانونی : به تجمع بدون مجوز افراد در محلی مشخص و به دلیل بروز اتفاقی که اغلب عمده مردم بدون هماهنگی در این تجمع می با شند .

5-اعتصاب : عده ای که با ترک یا انجام کاری قصد برآورده شدن خواسته های خود را دارند .

6-تظاهرات : عده ای که برای نشان دادن علاقه یا تنفر خود از شخص گروه و یا بروز مسئله ای گردهمایی کرده و این حرکت توسط شخص یا تشکیلاتی هدایت و رهبری می شود .

7-اغتشاش : عملی دسته جمعی و به منظور بر هم زدن نظم عمومی که معمولا با درگیری همراه است ، این عمل به صورت تشکیلاتی ( سازماندهی شده ) و یا غیر تشکیلاتی انجام می شود .

8-شورش ، قیام : به ترتیب به بروز چندین اغتشاش در حجم سنگین تر گویند .

اغتشاشات ابتدا در حجم کوچکی آغاز می گردد و دلایل متعددی دارد . مشکلات سیاسی ، اقتصادی و اختلافات مذهبی ، نژادی ، تحریک عصبی و ... می تواند زمینه بروز یک اغتشاش باشد . مراحل تشدید اغتشاش بسیار حائز اهمیت است زیرا در صورت عدم به موقع کنترل اغتشاشگران به اموال عمومی و خصوصی مردم خسارت های زیادی وارد می شود ، اولین اقدام برای شکل گیری اغتشاش که مراحل بعدی را به وجود می آورد درگیری های لفظی و فیزیکی افراد با یکدیگر و یا با مامورین بوده که در این حالت افراد حالت تهاجمی گرفته و به سمت مامورینی که جهت در دست گرفتن اوضاع وارد عمل شدند سنگ و یا هر شی دیگری را پرتاب می کنند ، اغتشاشگران سپس به افراد و خودروهایی که با آن ها هماهنگ نیستند حمله نموده و اقدام به شکستن شیشه ها و تخریب اموال عمومی و خصوصی می کنند ، در این مرحله اغتشاشگران به اوج عمل خود رسیده و اقدام به بستن خیابان ها و معابر و استفاده از حریق جهت مقابله با نیروهای ضد اغتشاشات می نمایند ، همچنین ممکن است اغتشاشگران به سمت مامورین تیراندازی هم کنند . در وضعیت فوق مامورین بایستی در نهایت سرعت و دقت وارد عمل شده و آرامش را برقرار سازند ، این مامورین قبلا از بین زبده ترین افراد انتخاب گردیده و آموزش های لازم که شامل توجیه عملیات ، شناخت وضعیت ها و موقعیت ها ، استفاده از ابزارضد اغتشاشات و... را دیده اند . نیروهای فوق پس از کسب مجوز لازم از رده های ذیصلاح ابتدا به ابزار مورد نیاز تجهیز می شوند . این ابزار و تجهیزات به شرح زیر است :

1-باتون : جز سلاح های سرد بوده و برای متفرق کردن اغتشاشگران به کار می رود ، باتون انواع و اندازه های مختلفی دارد که با توجه به وضعیت از آن استفاده می گردد ، جنس باتون معمولا از چوب یا پلاستیک است .

2-باتون الکتریکی : این باتون با منبع تغذیه باطری قابل شارژ و خازن بوده و با فشار دادن شاسی آن جریان برق در ناحیه نوک باتون برقرار می شود ، از این باتون جهت ایجاد شوک الکتریکی برای متفرق کردن اغتشاشگران استفاده می گردد .

3-کلاهخود ( کاسکت ) : کلاه ایمنی از جنس پلاستیک فشرده یا فلز است که از ناحیه سر و گردن در برابر ضربه خوردن یا پرتاب اشیا محافظت می کند ، بعضی از انواع این کلاه ها دارای طلق شیشه ای محافظ در جلو نیز می باشند . ( برای حفاظت از صورت )

4-سپرهای محافظ : این سپرها عموما از جنس طلق شیشه ای بوده و در برابر ضربه بسیار مقاوم می باشند ، از سپر جهت حفاظت سراسر بدن در مقابله با پرتاب اشیا استفاده می گردد .

5-ماسک ضد گاز : در مواقعی که نیروهای ضد اغتشاشات بر علیه آشوبگران گاز اشک آور به کار می برند ، جهت حفاظت نیروهای عمل کننده در برابر این گاز ها از ماسک استفاده می کنند .

6-نارنجک اشک آور : با ایجاد سوزش ، خارش و آبریزش در چشم ها و اختلال در دید و ایجاد حالت تهوع اغتشاشگران را متفرق می کند .

7-اسپری اشک آور : این اسپری ها حاوی مواد اشک آور بوده و در درگیری های نزدیک خصوصا هنگام دستگیری بر علیه اغتشاشگران استفاده می شود .

8-تفنگ های نارنجک انداز : برای پرتاب گلوله های اشک آور و باتون های تفنگی به کار می رود .

9-طپانچه پرتاب گاز : از این طپانچه ها برای پرتاب گلوله های اشک آور استفاده می شود .

10-تفنگ های ساچمه زنی : در مواقعی که اغتشاشگران حمله کنند توسط تیراندازان زبده ای در فاصله کم به پایین تنه آن ها شلیک می شود .

11-خودرو : از انواع خودروهای زرهی برای ماموریت در مناطقی که درگیری سنگین بوده و از خودرو های نظامی تقویت شده هم به منظور حمل نفرات ، تجهیزات ، مخابرات ، پست فرماندهی ، آتش نشانی ، رنگ پاش ، آمبولانس و ... استفاده می گردد .

12-تجهیزات مخابراتی : شامل بیسیم های دستی و خودرویی جهت ارتباط کلیه نیروها با دیگر رده ها است .

13-موانع متحرک : نرده ای شکل بوده و کاربرد آن برای مسدود کردن خیابان و معابر و جلوگیری از عبور اغتشاشگران است .

14-دوربین عکسبرداری و فیلمبرداری : برای تهیه فیلم از صحنه اغتشاش جهت ثبت وقایع ، شناسایی مجرمین و جمع آوری مدرک جهت ارائه به دادگاه می باشد .

15-قفس های بازداشت : به عنوان زندان موقت جهت انتقال بازداشت شدگان به کار می رود ، این قفس ها بر روی خودروهای نظامی تعبیه شده است .

16-کپسول آتش نشانی : برای خاموش کردن آتش های احتمالی در خیابان ها و معابر است .

17-سایر وسایل : در عملیات ضد اغتشاشات از وسایلی نظیر بلندگوی دستی ، شکم بند ساق بند ، نارنجک های صوتی ، صفحات الکتریکی ، سیم خاردار و ... در برخی موارد استفاده می گردد .

پس از تجهیز نیروهای ضد اغتشاشات به وسایل و تجهیزات فوق نفرات اکیپ بندی شده و فرمانده عملیات نسبت به شرح وظایف و ماموریت کلیه نیروها را توجیه می نماید سپس اکیپ ها سوار بر خودرو به محل اغتشاش اعزام می گردند . در محل نیز بایستی تدابیری اتخاذ شود تا از ورود بیشتر افراد ممانعت به عمل آید . بعد از ورود و استقرار با آرایش و تشکیل سپر دفاعی از پیشروی اغتشاشگران جلوگیری کرد و فرمانده عملیات توسط بلندگوی دستی به حاضران و اغتشاشگران اخطار جدی جهت ترک سریع محل بدهد ، سپس خودروهای آب پاش و رنگ پاش اقدام به پاشیدن آب و رنگ جهت پراکنده شدن اولیه اغتشاشگران کرده و به محض اتمام کار آن ها فرمانده عملیات به نیروها دستور پیشروی را صادر می نماید ، نیروهای مستقر و تحت امر نیز به صف اغتشاشگران حمله و هر تعداد از اغتشاشگران را که در توان باشد دستگیر کنند . حفظ آرایش مناسب و استفاده از گاز اشک آور عوامل موثری در موفقیت کار هنگام پیشروی است . بعد از متفرق کردن جمعیت مضنونین دستگیر شده را به قفس های بازداشت موقت انتقال داد ، البته این نکته را در نظر گرفت که هدف اصلی دستگیری افراد نبوده بلکه پراکنده ساختن آشوبگران می باشد و فقط در صورت مشاهده رهبران یا عوامل اصلی اغتشاش آن ها را دستگیر کرد ، پس از متفرق شدن جمعیت نیروهای ضد اغتشاشات در نقاط حساس و محل حادثه تا برطرف شدن خطر و عادی شدن اوضاع باقی می مانند .

ضد اغتشاش عمليات اعتصاب شورش
یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
نظامی
عملیات تاخیری


عملیات تاخیری

عمليات تأخيري به منزله كند كردن پيشروي دشمن و وارد نمودن ضربه و تلفات به پيكره او بدون درگير شدن قطعي است ، در عمليات تأخيري هدف معطل شدن دشمن و گرفتن زمان مي باشد ، يكي از مهمترين اصول اساسي رزم تهاجم گسترده و حملات غافلگيرانه بوده كه نيروهاي مهاجم را به اهداف خود مي رساند ، با اجراي عمليات تأخيري مناسب مي توان از غافلگير شدن خودي جلوگيري كرد و طي زمان گرفته شده از دشمن نيروهاي رزمي خودي را براي عمليات سازماندهي و آماده مقابله با دشمن كرد ، سپس با ايجاد سد دفاعي مناسب اجراي عمليات پدافند نمود و دشمن را در همان مرحله اول تهاجم سركوب و منهدم كرد .

در عمليات تأخيري هدف كند كردن تهاجم دشمن جهت جلوگيري از غافلگير شدن نيروهاي خودي بوده كه اين كار با گرفتن بيشترين تلفات و خسارت ممكن به دشمن عملي مي شود ، البته اين نكته را در نظر گرفت كه عمليات تأخيري در زماني صورت مي گيرد كه نيروهاي خودي از لحاظ نفرات و تجهيزات بسيار كوچكتر از دشمن هستند و توان انهدام كامل دشمن را ندارند ، پس نيروهاي عمل كننده از درگير شدن قطعي به منظور انهدام كامل دشمن پرهيز كنند ، در غير اينصورت به دشمن اين اجازه داده مي شود كه كليه نيروهاي مدافع را با اجراي تاكتيك هاي گوناگون از ميان بردارد و عمليات تأخيري به صورت مطلوب صورت نگيرد .

در طول تاريخ بارها فرماندهان ارشد نظامي توانستند با بهره گيري از تاكتيك عمليات تأخيري قوي ترين دشمنان خود را به زانو درآورده و شكست دهند . براي مثال مي توان به نمونه زير در جنگ جهاني دوم اشاره كرد ، همه كارشناسان نظامي براين باورند يكي از بزرگترين اشتباهات هيتلر كه در شكست نهايي او تأثير زيادي داشت حمله به روسيه است ، اصول دكترين نظامي آلمان بر پايه حملات سريع و برق آسا طرح ريزي شده بود اما روس ها با اجراي عمليات تأخيري و مقاومت توانستند با از بين بردن نفرات ، تجهيزات آلمان ، طولاني نمودن مدت جنگ و خستگي نيروهاي مهاجم آلماني را شكست دهند .

يك طراح زيرك و زبده براي طراحي عمليات تأخيري و زدن ضربه كاري به دشمن قطعأ احتياج به اطلاعات زير دارد و بدون داشتن اطلاعات لازم اجراي عمليات موفق امكان پذير نيست ، به دست آوردن اطلاعات از طريق گشتي شناسايي ، جاسوس ، اسراي جنگي ، افراد بومي و ... امكان پذير است .

در مورد مسائل زير بايد اطلاعات كافي و لازم را جمع آوري كرد .

الف-برآورد دشمن :

جمع آوري اطلاعات واخبار در زمينه هاي زير براي اجراي عمليات حياتي مي باشد .

تعداد نفرات ، نوع تجهيزات ، وضعيت نيروهاي پشتيباني ( شامل هوابرد ، هلي برد ، زرهي ، توپخانه ، سلاح هاي نامتعارف ) ، مسير حركت و هدف نهايي و شناسايي نقاط ضعف و قوت دشمن

ب-برآورد خودي :

شامل شناسايي استعداد و توان عملياتي نيروهاي خودي جهت چينش آن ها در مواضع تأخير و طراحي عمليات است ، براي اين كار بايد سازماندهي ، چينش صحيح ، توجيه افراد و فرماندهي مقتدر را در نظر گرفت .

ج-وضعيت زمين :

شناختن كامل مسيرها براي مستقر شدن ، درگيري و عقب نشيني ، مواضع حساس و استراتژيك ، مكان دقيق درگير شدن با دشمن ، نوع پوشش منطقه ، ميزان روشنايي و... ، همچنين وضعيت جوي در نظر گرفته شود .
عمليات تأخيري را مي توان به دو صورت عمليات منظم ( كلاسيك ) و عمليات نامنظم ( چريكي ) اجرا كرد .

در جنگ هاي منظم و كلاسيك عمليات تأخيري به اين شكل انجام مي شود كه قبل از هر چيز نيروها به سه رده با وظايف زير تقسيم شوند و اجراي عمليات كنند :

1-رده تأمين : اين نيروها در مواضع استراتژيك يا لبه جلويي منطقه نبرد مستقر مي شوند و برقراري تأمين را به عهده مي گيرند .

2-رده پدافند مقدم : رده فوق مهمترين وظيفه را در عمليات تأخيري به عهده دارد ، بيشترين نيروها در اين رده متمركز مي شود تا جلو پيشروي سريع دشمن را بگيرند ، نفرات شركت كننده در اين رده بايد در موضع خود مستقر شوند و اصول استتار ، اختفا و پوشش را رعايت نمايند ، پس از دستور فرماندهي با دشمن درگير شده و تا دستور عقب نشيني درگيري را ادامه دهند ، بعد از دستور عقب نشيني با رعايت كامل اصول تاكتيكي از راه هاي پوشيده و مخفي عقب نشيني كنند .

4-رده احتياط : اين رده حجم كمتري از لحاظ نفرات نسبت به ساير رده ها دارد ، كار اصلي رده احتياط ايجاد پوشش آتش لازم براي حمايت رده پدافند مقدم هنگام قطع درگيري و عقب نشيني مي باشد .

در جنگ هاي نامنظم و چريكي نيز عمليات تأخيري عمدتأ به شيوه هاي زير اجرا مي شود :

1-كمين : غافلگيري دشمن از اركان اصلي اينگونه عمليات ها است ، در كمين با از بين بردن نفرات ، تجهيزات و روحيه دشمن از پيشروي سريع او ممانعت بعمل مي آيد .

2-تخريب و انفجار : در بسياري از مواقع كه دشمن قصد عبور از منطقه را دارد مي توان با شناسايي مسير عبور دشمن و قطع يا مسدود نمودن مسير با استفاده از مواد منفجره حركت او را متوقف و به تأخير انداخت ، انفجار در پل ها ، تونل ها ، خطوط راه آهن و ... از جمله اين اقدامات است .

3-ميدان موانع : به دو دسته موانع طبيعي و موانع مصنوعي تقسيم مي شوند ، دشمن راه عبور خود را از بين موانع طبيعي انتخاب مي كند ، بايد در بين راه دشمن را با موانع متعدد مصنوعي مواجه كرد ، دشمن هنگام برخورد با موانع كلافه شده و زمان زيادي را براي عبور از آن سپري خواهد كرد ، از مهمترين موانع مي توان به ميادين مين ، سيم خاردار ، كانال پدافندي و ... اشاره نمود ، گاهي اوقات بايد يكي از روش ها يا تركيبي از چند روش فوق را به كار گرفت ، حتي با استفاده از تاكتيك هاي ابداعي قابل اجرا نيز اقدامات موثري در جلوگيري از پيشروي سريع دشمن را مي توان اجرا كرد ، براي مثال با هدايت آب رودخانه به طرف مسير حركت زرهي دشمن زمين براي او غير قابل عبور مي شود .

در اجراي عمليات تأخيري حين درگير شدن با دشمن بايستي به نكات زير توجه داشت :

1-موضع مناسب : بايد در نقطه اي واقع شده باشد كه از آن بتوان دشمن را به راحتي ديد و او را زير نظر گرفت و نسبت به آن برتري آتش داشت .

2-رعايت اصول استتار ، اختفا ، پوشش : داشتن استتار و اختفا تأثير به سزايي در غافلگير شدن دشمن دارد و درصورتيكه اين دو اصل رعايت نگردد دشمن سريع حالت پدافندي به خود گرفته و قبل از اينكه به موقعيت مورد نظر برسد درگيري آغاز مي شود ، پوشش مناسب مي تواند جان پناهي در برابر آتش دشمن باشد .

3-ايجاد سد آتش : بايستي نيروهاي شركت كننده در عمليات تأخيري به شكلي روي دشمن ايجاد سد دشمن كنند كه آرايش دشمن به هم ريخته و قبل از اينكه حالت پدافندي به خود گيرد با اين كار نبايد اجازه داد كه دشمن پاسخ آتش بدهد ، دقت در تيراندازي نيز از اركان اصلي ايجاد سد آتش بوده و حجم آتش زياد به تنهايي كارساز نمي باشد .

4-برپايي ميدان موانع : موانع به تنهايي مي تواند حركت دشمن را موقتأ متوقف و يا آهسته كند ، از موانع مي توان استفاده تاكتيكي كرد براي مثال دشمن را در نقطه دلخواه نگه داشته و سپس روي آن آتش كرد و از ورود دشمن به نقاط استراتژيك و ... جلوگيري نمود ، البته در نظر داشته باشيد كه موانع به تنهايي قادر نيست دشمن را به صورت دائم متوقف كند بلكه وقفه اي در حركت او ايجاد مي كند .

نكات زير را بايستي در اجراي عمليات تأخيري در نظر گرفت :

1-نقاط ضعف دشمن را شناسايي و از آن طريق به دشمن ضربه زد .

2-نيروهاي تأمين را حتمأ در نظر گرفت ، بدون داشتن تأمين افراد خودي ممكن است محاصره و به اسارت درآيند .

3-از درگيري قطعي با دشمن اجتناب كرد ، اين كار باعث تلف شدن افراد خودي مي شود .

4-در صورت امكان و آمادگي افراد خودي به دشمن شبيخون زده و او را در شب مورد تهاجم قرار داد .

5-نيروها را در مواضع به صورت پراكنده چيد ، اين كار علاوه بر چند برابر نمايش دادن خودي باعث مي شود در صورت اصابت گلوله هاي سنگين حداقل تلفات به خودي وارد شود .

عملیات تاخیری تاكتيك اسرا برآورد وضعيت زمين درگيري شبيخون نقاط ضعف تامين
یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
نظامی
چریک و ضدچریک

چریک و ضدچریک

 

جنگ هاي نامنظم و چريكي به يك معني هستند ، چريك به شبه نظامياني اطلاق مي شود كه عمومأ بومي و غير نظامي بوده كه پس از گذرانيدن دوره نظامي با اجراي عمليات هاي گوناگون عليه دولت يا نيروهاي اشغالگر مبارزه مي كنند ، اين افراد اهداف انقلابي و آزاديخواهانه يا ممكن است اهداف سلطه گرانه داشته باشند . نبرد چريكي به كار بردن تاكتيك خاصي از نبرد سريع است كه چريك ها طبق آن اصول مي جنگند .

 

تاريخچه جنگ هاي چريكي به چين باستان باز مي گردد ، امپراطور هوانگ در جنگ عليه نژاد ميائو برميري تسي يائو توانست با به كارگيري روش هاي نبرد چريكي دشمن خود را شكست دهد ، قوم پارت نيز معمولأ به شيوه نامنظم مي جنگيد ، در جريان مبارزات انقلاب فرانسه از شيوه جنگ چريكي استفاده گسترده اي شد ، طي جنگ جهاني دوم و اشغال روسيه به دست آلمان نازي ، پارتيزان هاي روس كه در هر جايي نظير جنگل ، باتلاق ، كوهستان و ... مخفي مي شدند و به آلماني ها حمله مي كردند ، بسياري از اين ميهن پرستان روس در سال هاي 1941 و 1942 در اثر سرما و گرسنگي كشته شدند ، در پايان سال 1943 پارتيزان ها سازمان بهتري يافتند ، آن ها توانستند با انجام خرابكاري ، كمين و عمليات تأخيري و با ايجاد وقفه از پيشروي آلمان به سمت مسكو جلوگيري كنند و گام بزرگي در شكست آلمان بردارند ، فرانسويان نيز هنگام اشغال كشورشان توسط ارتش آلمان با تشكيل نهضت مقاومت و ارتش زير زميني ( سري ) ضربات مهلكي را بر پيكره اشغالگران وارد نمودند ، بعد از جنگ جهاني دوم در بسياري از جنگ ها با استفاده از تاكتيك هاي نبرد چريكي موفقيت هايي حاصل شد ، از جمله اين جنگ ها مي توان به جنگ ويتنام ، جنگ افغانستان ، جنگ تحميلي عراق عليه ايران ( عمليات فتح كه در سال 65 با همكاري كردهاي عراقي شروع شد ) ، جنگ لبنان و ... اشاره كرد .

 

جنگ چريكي بيشتر به اجراي عمليات هاي كمين ، تخريب و ايجاد وحشت در بين افراد دشمن محدود مي شود ، بسياري از مواقع اين عمليات ها در پشت خطوط مقدم جبهه انجام شده و عقبه دشمن هدف قرار مي گيرد ، جنگ هاي چريكي در مقايسه بايد نبردها ويژگي هاي زير را دارد :

 

1-اجراي حملات ناگهاني و غافلگيرانه : اين كار با رعايت اصول استتار و اختفا صورت مي گيرد ، در اين حملات بايد با آمادگي كامل و لازم در مناطقي كه دشمن آمادگي درگيري ندارد با او درگير شد ، زمان حمله هنگامي انتخاب شود كه دشمن دچار حواس پرتي و خستگي بوده يا مشغول غذا خوردن و استراحت كردن است .

 

2-قدرت و دقت آتش بالا : با رعايت اصل پوشش و شليك سلاح هاي موجود بيشترين خسارت و تلفات به دشمن وارد گردد ، اين نكته را مد نظر داشت كه دشمن مي تواند در عرض چند دقيقه وضعيت پدافندي به خود بگيرد ، در اين حالت آسيب پذيري او كم شده و برعكس ممكن است به چريك ها آسيب برسد ، در نتيجه بايد حملات چريكي را در كوتاه ترين زمان ممكن انجام و به اتمام رساند .

 

3-جابه جايي و عقب نشيني : دشمن بيشتر اوقات اقدام به تعقيب نيروهاي چريك مي كند ، در اين صورت بايستي به سرعت از منطقه دور شد و عقب نشيني كرد ، دقت داشته باشيد عقب نشيني تاكتيكي و كلاسيك انجام نداد و فقط به سرعت از معركه گريخت ، رفتن بين غيرنظاميان و مخفي شدن در بين انبوه جمعيت در صورت نداشتن لباس نظامي جز بهترين راه ها براي جلوگيري از شناخته شدن است در صورتيكه دشمن هنگام تعقيب بيش از حد نزديك شد ، بايد از منطقي عبور كرد كه به دشمن اشرافيت آتش پيدا نموده و دشمن را زمينگير شود .

 

براي انجام مأموريت هاي دشوار چريكي بايد افراد زبده اي انتخاب شوند تا از پس مشكلات برآيند ، چريك ها را مي توان اينگونه تشبيه كرد : شبه نظاميان آموزش ديده اي كه با روحيه قوي و تحمل رنج و سختي در راه رسيدن به ايدئولوژي و اهداف خود با دشمن پيكار مي كنند و از مرگ نيز هراسي ندارند ، البته چريك ها به تنهايي به ندرت مي توانند پيروزي را به ارمغان بياورند ولي فعاليت آن ها در كنار ساير مسايل جنگ همانند كاتاليزور پيروزي عمل مي كند ، بدين ترتيب كه شدت آسيب پذيري دشمن را افزايش و زمان رسيدن به پيروزي نهايي را كاهش مي دهند ، نبرد چريكي باعث از بين رفتن نفرات ، تجهيزات و روحيه دشمن خواهد شد .

 

وظايف و مأموريت چريك ها به شرح زير مي باشد :

 

الف-عمليات شناسايي و بدست آوردن اطلاعات :

 

1-دانستن راههاي ارتباطي و مخفي براي نزديك شدن و دور شدن از دشمن

 

2-شناسايي نوع پوشش زمين براي اجراي استتار ، اختفا و انتخاب جانپناه مناسب

 

3-كشف محدوده گشت زني ، پست هاي ايست و بازرسي و پاسگاه هاي دشمن

 

4-شناسايي مناطق استراتژيك مانند فرودگاه ها ، پل ها و ...

 

5-شناسايي عناصر مرتبط با دشمن و جاسوسان و قطع راه هاي جمع آوري اطلاعات دشمن

 

6-اطلاع از وضعيت دشمن شامل تعداد افراد ، نوع و مقدار تجهيزات همراه آن ها

 

7-شناسايي فرماندهان و افراد برجسته دشمن

 

ب-جنگ رواني : با استفاده از تاكتيك هاي جنگ رواني روحيه مقاومت را در نيروهاي خودي افزايش و روحيه جنگجويي دشمن را كاهش داد و ذهن عموم را متوجه اقدامات تجاوزگرانه دشمن نمود و غير نظاميان را بر عليه اشغالگران شوراند .

 

ج-خرابكاري : اينگونه عمليات ها شامل مختل كردن فعاليت هاي دشمن با انجام برنامه هايي نظير؛ انهدام تأسيسات نظامي ، دولتي و اقتصادي يا قطع راه هاي ارتباطي مانند انفجار در پل ها ، خطوط راه آهن و ... انجام مي پذيرد ، از ويژگي هاي روش فوق اينست كه دشمن براي مقابله مجبور خواهد شد تعداد زيادي از نيروهاي خود را در مناطق حساس متمركز كند و وضعيت پدافندي ( دفاعي ) به خود بگيرد كه در اينصورت از حالت آفندي ( تهاجمي ) خارج مي شود ، در برخي از عمليات ها با از بين بردن منابع و مناطق اقتصادي دشمن دچار بحران شده كه معمولأ نارضايتي مردم را به دنبال دارد ، برخي از اوقات اين عمليات ها با بمب گذاري ، كاشتن مين و كارگذاشتن تله هاي انفجاري صورت مي گيرد .

 

د-عمليات هاي آفندي : شامل كمين ، تاخت و تك ايذايي مي باشد ، اين عمليات ها پايه و اساس نبردهاي چريكي را تشكيل مي دهند ، در اينگونه عمليات ها چريك ها به طور مستقيم با دشمن وارد جنگ شده و نفرات و تجهيزات آن را از بين مي برند ، اگر عقبه دشمن نابود يا فلج شود كمك هاي مورد نياز به خطوط مقدم جبهه نمي رسد و پيشروي دشمن مختل خواهد شد ، پس از ارزيابي نقاط ضعف دشمن و بدست آوردن خبر در خصوص حركت كاروان هاي دشمن در فرصتي مناسب با نقشه قبلي به آن ها حمله و ضربه خود را وارد كنيد ، اكثر اوقات اين عمليات ها در صورت پيروزي مي تواند علاوه بر صدمات وارده با ايجاد جنگ رواني و روحيه گرفتن خودي باعث تضعيف و تخريب شخصيت دشمن شده و ضربات سياسي بدي را براي دشمن به دنبال داشته باشد ، از اين ميان مي توان به حزب الله لبنان اشاره كرد كه در جنگ اخير با رژيم صهيونيستي توانسته علاوه بر پيروزي سياسي و نظامي با ايجاد جنگ رواني وجهه ارتش اسرائيل را پايين بياورند .

 

در نبردهاي نامنظم و چريكي بايد به مسايل زير توجه كرد :

 

1-رمز موفقيت در نبردهاي چريكي به حالت پدافندي درآوردن دشمن است .

 

2-مناطق تحت كنترل چريك ها ، بي طرف و نقاط در دست دشمن را شناسايي كرد .

 

3-در عمليات هاي حساس و مهم از افراد كم تجربه و مبتدي استفاده نشود .

 

4-بين رده ها و واحدهاي گوناگون چريك از طريق پيك ، تلفن و بيسيم ارتباط دايمي ايجاد كرد .

 

5-هنگام عقب نشيني و حمله دشمن اصول پدافند را اجرا كرد .

 

6-بين چريك ها معمولأ باتجربه ترين فرد به عنوان فرمانده انتخاب مي شود و ديگران بايد دستورات فرمانده خود را اطاعت كنند .

 

7-در صورت امكان گشتي هاي دشمن را دستگير كرد و پس از بازجويي اطلاعات لازم را از طريق آن ها بدست آورد .

 

8-با برنامه ريزي هاي دقيق به پست هاي بازرسي و پاسگاه هاي دشمن حمله كرد ( اين حملات بهتر است در شب صورت بگيرد ) .

 

9-اطراف محل استراحت چريك ها را نگهبان دايمي گذاشت تا چريك ها توسط دشمن غافلگير نشوند .

 

10-مهمترين روش براي پشتيباني چريك ها و تهيه اقلام مصرفي مورد نياز ( غذا و پوشاك و ... ) از طريق مردم بومي است .

 

چریک و ضدچریک نامنظم جنگ چريكي كمين ايجاد وحشت چريك اختفا پدافند
یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
نظامی
تک تیرانداز

 

تک تیرانداز

همیشه از بدو پیدایش نیروهای نظامی و مسلح شدن آن ها به سلاح هایی نظیر تیروکمان افراد زبده را جدا و در جنگ ها به آن ها ماموریت های خاص می دادند ، اهمیت تیراندازی فقط مختص به نیروهای نظامی نیست بلکه شامل همه مردم بوده و آنقدر مهم می باشد که پیامبر اسلام (ص) به فراگیری همگانی آن در جامعه اسلامی تاکید زیادی می نمودند ، در برخی اساطیر و ادبیات کهن نیز به این موضوع اشاره گردیده و نمونه بارز آن آرش کمانگیر است که فردوسی شاعر توانمند ایرانی در ادبیات فارسی از آن نام برده است ، با مطالعه تاریخ متوجه اسامی کسانی خواهیم شد که منزلت و شهرت آن ها به خاطر مهارتشان در تیراندازی بوده است ، این افراد  در واقع پیشگامان تک تیراندازی بودند اما پیدایش و تاریخچه تک تیرانداز با جایگاه فعلی به دوران بعد از جنگ جهانی دوم باز می گردد ، در آن موقع نیاز دسته ها و یگان های پیاده در نیروی زمینی به تیرانداز ویژه به خوبی نمایان شد ، برخی از کشورها تفنگ های معمولی غیر خودکار خود را با نصب دوربین ساده و ابتدایی تبدیل به سلاح تک تیرانداز کرده بودند ، اکثر سلاح های آن زمان شرایط تفنگ تک تیرانداز را دارا بودند چون همگی آن ها عموما غیرخودکار بودند و فشنگ های پرقدرتی را مصرف می کردند به همین دلیل سرعت اولیه و برد زیادی داشتند اما اشکال اساسی همه آن ها در دقت کم تیراندازی بود و این مسئله با نصب دوربین های ابتدایی رفع نشد تا اینکه با پیشرفت علم اپتیک و نصب دوربین های بعدی این مشکل تا حد قابل ملاحظه ای برطرف گردید .

 

در جنگ جهانی دوم تک تیراندازان جایگاه مناسبی پیدا کردند و در قالب دسته های پیاده و بعضی از مواقع هم مستقل و به صورت انفرادی در سازمان رزم پیاده و نیروهای نظامی  جای گرفته و ماموریت های متعددی را انجام می دادند ، این واحدهای کوچک توانستند شکست های بزرگی را بر پیکره دشمن خود وارد سازند و به سرعت به عنوان یک رکن اصلی و رسمی در نیروهای پیاده پذیرفته شدند ، بعضی از این تک تیراندازها با انجام ماموریت های ویژه و مهم نام خود را برای همیشه در تاریخ جنگ در کنار سایر تک خال ها ثبت کردند . در دوران جنگ جهانی دوم آلمانی ها تفنگ ماوزر 98 و گیوهر 43 زد اف ، روس ها تفنگ موسین ناگانت و آمریکایی ها هم تفنگ اسپرینگ فیلد و ام یک دوربین دار را به عنوان تفنگ تک تیرانداز به کار می بردند ، در آن زمان تفنگ های تک تیرانداز همان تفنگ های معمولی بودند که با نصب متعلقاتی نظیر دوربین و دوپایه به آن ها ماموریت تک تیراندازی داده شده بود ، بعد از پایان جنگ جهانی دوم نیز با نصب همین موارد بر روی تفنگ های تهاجمی آن ها را به تفنگ تک تیرانداز تبدیل می نمودند که البته این سلاح ها مشکلات بسیار زیادی برای تک تیرانداز به وجود می آورد ، برای مثال تفنگ آلمانی ژ3 دوربین دار علیرغم گیر هنگام شلیک وزن زیادی نیز دارد ، تفنگ روسی کلاشنیکف دوربین دار هم قدرت و برد کمی داشته و تفنگ ام 14 و ام 16 یا ام 4 آمریکایی نیز خصوصیات کامل تفنگ تک تیرانداز را ندارند .

 

به همین منظور کارخانه های اسلحه سازی معروف جهان در چندین دهه قبل تفنگ هایی را به منظور و با خصوصیات تفنگ تک تیرانداز تولید که برخی از آن ها نیز مورد استقبال بسیاری از کشورها و نیروهای نظامی قرار گرفت . امروزه در سازمان رزم نیروی زمینی و نیروهای ویژه دنیا افراد تک تیرانداز از تفنگ های تک تیرانداز و با خصوصیات مطلوب استفاده می کنند ، آلمانی ها تفنگ پی اس جی 1 ، روس ها تفنگ دراگونف و آمریکایی ها هم تفنگ ام 21 را به همین منظور به خدمت گرفته اند .

 

تک تیراندازی کار ساده ای نیست و به عنوان یک رسته دشوار در نیروهای نظامی پذیرفته گردیده ، برای تک تیرانداز شدن فرد باید جسم و روح خود را آماده کند و پس از گذرانیدن دوره های ویژه و فراگیری تاکتیک های خاص به این امر دست یابد ، در تک تیراندازی 50% کار به عهده جسم و 50% دیگر نیز به عهده روح می باشد که هماهنگی خاصی باید بین آن دو به وجود آمده و این هماهنگی با تمرکز حواس و اجرای تمرینات سالم و مکرر به وجود می آید ، در ابتدا هر شخص برای تک تیرانداز شدن باید قبل از آموزش سوالات زیر را در ذهنش مرور کرده و به اهمیت آن پی ببرد :

 

1-تک تیرانداز کیست ؟

 

فردی مصمم ، باهوش ، چابک و چالاک که با استفاده از تاکتیک و تفنگش دشمن خود را نابود می کند .

 

2-تاکتیک تک تیرانداز چیست؟

 

هنری که شامل اصول و قواعد کار بوده و با عمل و پیروی از آن تک تیرانداز قادر به اجرای موفق ماموریت خود است .

 

3-تفنگ تک تیرانداز چه مزایایی دارد ؟

 

اسلحه ای انفرادی با حجم آتش کم و دقت و قدرت آتش بالا که یاری دهنده اصلی تک تیرانداز در اجرای ماموریت او است .

 

خصوصیات گزینش تک تیرانداز

 

الف ) ویژگی های اخلاقی :

 

1-عزم راسخ : یک تک تیرانداز در وحله اول باید بداند و درک کند که برای چه می جنگد و هدف نهایی او چیست ، بسیاری از تک تیراندازان معروف تاریخ با درک این موضوع و حفظ شرف و حیثیت ملی در جنگ با عزمی راسخ نام خود را در کنار سایر قهرمانان جنگ ثبت کردند .

 

2-شجاعت : تک تیرانداز اکثر مواقع به صورت انفرادی به ماموریت اعزام و در صورت وخیم شدن اوضاع در نبرد باید تا آخرین فشنگ مبارزه را ادامه دهد .

 

3-تفکر بالا : بسیاری از اوقات دشمن به دلیل داشتن ضعف در شناسایی و حمله به تک تیرانداز از فریب تاکتیکی استفاده می کند و منتظر می ماند تا تک تیرانداز را در صورت انجام یک حرکت اشتباه شکست بدهد .

 

4-ابتکار عمل : همیشه در صحنه نبرد با انجام یک ابتکار عمل صحیح یک پیروزی نیز بدست می آید .

 

5-قدرت تصمیم گیری صحیح : تک تیرانداز اغلب به صورت انفرادی به ماموریت می رود و اکثرا هر شکست در نبرد به دلیل اجرای تصمیمی غلط رخ می دهد .

 

6-صبر و حوصله زیاد : تک تیرانداز گاهی باید همانند شکارچی خاموش و بی صدایی ساعت ها بی حرکت در انتظار طعمه بنشیند .

 

7-تمرکز حواس : در کمال دقت و آرامش هدف را شناسایی ، نشانه و او را بزند .

 

ب ) خصوصیات جسمی :

 

1-سلامت کامل : گاهی وجود یک عارضه و یا نقص در بدن تک تیرانداز مانع انجام صحیح ماموریت او می شود .

 

2-قدرت بینایی کامل : باید همانند شکارچی تیزبین دید خوبی در شب و روز برای مشاهده محیط پیرامون داشته باشد .

 

3-قدرت شنوایی کامل : همانند حس بینایی می بایستی شنوایی کاملی نیز برای شنیدن و تشخیص صداها در محیط داشته باشد .

 

4-تحرک بالا : در صورت نیاز باید سریع به محلی رفته یا از محلی خارج گردد .

 

5-تحمل شرایط سخت : باید تحمل تشنگی ، گرسنگی و زندگی در شرایط سخت را داشته باشد .

 

6-عدم اعتیاد : بزرگترین مشکل برای یک نظامی به خصوص تک تیرانداز است که در صورت اعتیاد به مواد مخدر ، مشروبات الکلی و حتی سیگار او را از انجام صحیح ماموریت باز می کند .

 

کسب توانایی های لازم :

 

پس از گزینش تک تیرانداز بر پایه ویژگی های اخلاقی و خصوصیات جسمی باید دوره ها و آموزش هایی را به عنوان دوره های پایه گذرانیده و با فنون زیر آشنا شوند :

 

1-رزم انفرادی : این دوره پایه تاکتیک هر نظامی است و فرد را با فنونی نظیر جهت یابی ، تخمین مسافت ، نقشه خوانی ، استتار ، اختفا ، پوشش ، سنگر ، آفند و پدافند و ... آشنا می گردد .

 

2-سلاح : روش استفاده ، هم محور کردن دوربین ، نظافت ، نگهداری و گیر و رفع گیر سلاح تک تیراندازی را که در اختیار دارد را بداند .

 

3-مهارت در تیراندازی : تک تیرانداز باید تمرکز بالایی در نشانه روی و قدرت بالایی در شلیک اهداف با سلاح بدون دوربین یا با دوربین را داشته باشد ، او می بایستی بتواند اهداف ثابت و متحرک را در برد مفید به راحتی نشانه گرفته و با اولین تیر بزند .

 

4-ابزار نظامی : هر تک تیرانداز باید با ابزاری نظیر قطب نما ، دوربین ، بیسیم و ... که در اختیار دارد آشنا باشد و به راحتی و با دقت و سرعت با آن ها کار کند .

 

5-دوره های ویژه : تک تیرانداز علاوه برگذرانیدن دوره تخصصی خود باید با فنون و تاکتیک های مختلفی نظیر جنگ شهری ، جنگ در کوهستان ، زندگی در شرایط سخت ، عملیات کویر و ... آشنا باشد تا هنر نبرد در هر منطقه را فرا گیرد .

 

فرد پس از آشنایی با اسلحه دوربین دار و طرز کار با آن و دوره های پایه تاکتیک در دوره تک تیراندازی با نفوذ به خطوط دشمن ، انواع سنگر ها ، حالات مختلف استتار و اختفا ، جستجوی هدف ، اندازه گیری سرعت و مسافت هدف ، نشانه روی و شلیک دقیق و موثر به روی هدف و نحوه فرار و خروج ازمنطقه و انواع روش های درگیری تک تیرانداز در شرایط و با اهداف گوناگون و... آشنا می گردد و پس از طی آموزش ها و دوره های فوق فرد به عنوان تک تیرانداز در نیروی زمینی و یا در نیروهای ویژه به خدمت گرفته می شود ، تک تیرانداز با زدن اهداف گوناگونی نظیر فرمانده نفرات ، خلبان هلیکوپتر ، خدمه ادوات زرهی ، تیربارچی ها و هر هدفی از دشمن که خارج از آتش موثر سلاح های تهاجمی افراد خودی قرار گرفته می تواند ایفای نقش کند ، موارد ذکر شده ساده ترین اهداف برای یک تک تیرانداز می باشد ، خنثی کردن عملیات های تروریستی ، ایجاد مانع در پیشروی افراد دشمن ، نفوذ به پشت خطوط دشمن و ... از جذاب ترین و در عین حال دشوارترین ماموریت های تک تیراندازان بوده که در آینده راجع به آن بحث خواهیم نمود .


تک تیرانداز تاكتيك خصوصيات گزينش خصوصيات جسمي
یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ساعت
واحد سايبري پايگاه اينترنتي كميل
نظامی، استتار
رزم در برف

رزم در برف

رزم در برف در یکی از قسمت های گذشته تاکتیک جنگ در کوهستان را معرفی نمودیم ، منطقه کوهستان می طلبد که برای جنگیدن از اصول خاصی پیروی کنیم ، اما در شرایط جوی و محیطی گاهی ممکن است وضعیتی ویژه در منطقه به وجود آید ، برف یکی از این شرایط است که گاهی در کوهستان ها لایه ای چند متری از آن روی زمین را می پوشاند ، در این صورت با تغییرات ایجاد شده در زمین بایستی تاکتیک جدیدی را اتخاذ کرد ، برای نیروی زمینی هیچ چیز نمی تواند جلوی عملیات و رزم را بگیرد ، البته به شرطی که آن ها تاکتیک رزم در هر منطقه با هر شرایطی را آموخته باشند ، برف هم به خصوص در کوهستان نمی تواند مانع جنگیدن افراد گردد ، پرسنل نیروی زمینی با گذرانیدن دوره رزم در برف تاکتیک جنگیدن در آن شرایط را می آموزند . مختصری از تاکتیک رزم در برف برای جنگیدن در کوهستان های برفی به شرح زیر است : آشنایی با ملزومات همراه 1-کفش و پوتین : یکی از مهمترین پوشاک در برف است و باید ویژگی ضد آب و گرم بودن را دارا باشد ، کفش های کوهنوردی در انواع مختلف و با کارآیی گوناگون تولید می شود اما نیروهای نظامی بیشتر از پوتین استفاده می کنند ، پوتین مزیت های بیشتری نسبت به کفش داشته و در عملیات های نظامی استفاده می شود ، همیشه سعی کنید پوتین اندازه پا باشد و بند آن را تا بالا ببندید ( بندها باید نه کاملا سفت و نه کاملا شل باشد بلکه طوری ببندید که پاها درون پوتین راحت قرار گیرد ) . 2-لباس کوه : نیروهای نظامی برای رزم در برف باید لباسی را بپوشند که گرم ، ضد آب ، ضد باد و استتار باشد ، تاکنون لباسی تولید نشده که هر چهار ویژگی مذکور را دارا باشد ، برخی از لباس ها هم که مشابه چهار ویژگی مذکور را دارند به دلیل ضخامت انعطاف پذیری لازم را ندارند و به سبب نداشتن تحرک لازم آن البسه به کار استفاده در عملیات نظامی نمی خورد ، پرسنل نظامی با پوشیدن سه لایه لباس می توانند از چهار ویژگی لباس های عملیات در برف بخوردار شوند ، این سه لایه به ترتیب زیر است : الف ) لایه زیرین : این لایه با پوست در تماس است و پس از گرم شدن بدن وظیفه انتقال حرارت و گرمای اضافی به خارج از بدن را دارد ، اگر این لایه از جنس نخ یا کتان باشد سریع خیس شده و خشک شدن آن هم طول می کشد ، بنابراین بهتر است همیشه لباس زیر از جنس الیاف مصنوعی و پلاستیکی باشد تا رطوبت و عرق بدن را به خود نگیرد . ب ) لایه میانی : پوشیدن لباس پشمی و گرم ضروری بوده و باعث گرم نگه داشتن عضلات بدن می شود ، نداشتن لباس مناسب باعث سرد شدن عضلات و در صورت گرفتار شدن طولانی مدت در این وضعیت حتی منجر به مرگ انسان هم می گردد . ج ) لایه رویی : البسه زیرین و میانی وظیفه گرم نگه داشتن بدن را به عهده دارند ، اما لایه رویی در صورت استفاده از بادگیر مناسب سه وظیفه دیگر ( ضد آب ، ضد باد و استتار ) را انجام می دهد ، پوشیدن کاپشن و آورکت به عنوان لایه رویی علاوه بر اینکه ضد آب نبوده باعث ضخیم شدن البسه و عدم تحرک نیروی نظامی نیز می شود ، بادگیرها معمولا لایه ای نازک دارند و ضد آب و باد هم هستند ، بادگیرهای نظامی در رنگ های مختلف تولید می شوند که در رزم در برف باید بادگیر استتار در برف را پوشید ، بادگیرهای استتار در برف سفید رنگ بوده یا لکه های تیره ای را در زمینه سفید رنگ خود دارند ، تنها عیب بزرگ بادگیر این است که در فعالیت های طولانی مدت و زیاد از درون عرق کرده و خیس می شود هرچند این عیب در پارچه های گورتکس مشاهده نمی گردد . 3-جوراب کوه : این جوراب ها در انواع مدل ها و اندازه ها تولید می گردد ، هیچگاه پای بدون جوراب را وارد پوتین نکنید و در رزم در برف از جوراب های ساق بلند ضخیم و پشمی استفاده نمایید تا عضلات پا را گرم نگه دارد . 4-دستکش کوه : همیشه سعی کنید از دستکش های پنج انگشتی پشمی و چرمی که قابل انعطاف باشد ( جهت استفاده از ابزار ، سلاح و ... ) و روی آستین را بپوشاند ( جهت جلوگیری از نفوذ باد ) بهره ببرید . 5-عینک کوه : استفاده از عینک آفتابی جهت حفاظت چشم در مقابل اشعه خورشید که از برف منعکس می شود ضروری بوده و بهترین عینک نیز عینک اسکی است که کناره های آن دور چشم را می پوشاند . 6-کلاه کوه ( کاسکت ) : با به سر گذاشتن کاسکت های نظامی علاوه بر حفاظت کمک شایسته ای به گرم نگه داشتن سر می کند ، البته می توان زیر کاسکت از کلاه پشمی که تمامی صورت را به غیر چشم ها و دهان می پوشاند استفاده نمود . 7-گتر کوه : در مناطقی که ارتفاع برف بیشتر از ساق کفش است از گتر کوه که از جنس برزنت نایلونی می باشد جهت جلوگیری از ورود برف به داخل کفش استفاده می گردد ، این وسیله در اندازه های مختلف ساخته و به وسیله بند با سگک به کفش متصل می شود . 8-کفش یخ ( کرامپون ) : وسیله ای شبیه کف کفش که زیر کفش متصل می شود و زیر آن هم دندانه هایی ( تیغه ) وجود دارد ، از این وسیله جهت سر نخوردن و حرکت روی زمین های یخ زده استفاده می شود . 9-کلنگ کوه : این وسیله برای عبور از مناطق برفی و یخچال ها ساخته شده و کارایی زیادی دارد . 10-راکت برف : بیضی شکل و شبیه راکت تنیس است و برای حرکت روی برف نرم در زیر کفش بسته می شود . 11-اره برف : برای بریدن سطوح یخ زده در برف جهت برپایی چادر یا ساختن اتاق برفی از آن استفاده می گردد . 12-طناب بهمن : طناب درازی به رنگ قرمز با دو سر علامت گذاری شده که برای پیدا کردن افراد در زیر بهمن کارآیی زیادی دارد . 13-کیسه خواب : مناسب ترین وسیله برای استراحت کردن و خوابیدن در مناطق سرد کوهستانی است . 14-چادر کوهنوردی : این چادرها تقریبا سبک هستند و در ظرفیت های مختلفی ساخته می شوند ، چادر کوهنوردی ضد آب و ضد باد بوده و هنگامی که آن را جمع می کنند حجم کمی دارد ، چادر کوهنوردی بهترین وسیله برای برپایی یک پایگاه موقت کوهستانی ( رزمی ، امدادی ، تدارکاتی و ... ) است . 15-زیرانداز : هیچگاه کسی برای نشستن و یا خوابیدن ( حتی با کیسه خواب و یا درون چادر ) مستقیما به روی برف قرار نمی گیرد بلکه باید لایه ای عایق روی برف گذاشته شود ، زیر اندازهای مناسب از جنس فوم یا بادی با ضخامت بیشتر از یک سانتیمتر بوده و وزن کمی دارند . 16-کوله پشتی کوهنوردی : این کوله پشتی ها که در نوع نظامی هم موجود است معمولا در ظرفیت های بالا ( با گنجایش بار زیاد ) تولید می شوند و کلیه اقلام و وسایل مورد نیاز ( وسایل کمک های اولیه ، غذا ، آب و ... ) با ترتیب خاصی ( کوله چینی ) در آن قرار می گیرد . مشخصات مناطق سرد و برفگیر کوهستانی این مناطق با توجه به موقعیت جغرافیایی و ارتفاع از سطح زمین در فصل پاییز بارش برف در آن آغاز می شود و با رسیدن زمستان و بارش مکرر برف و یخبندان شدن منطقه راه ها صعب العبور می گردد و در بعضی از نقاط سرما تا 40 درجه و بیشتر به زیر صفر می رسد . خطرات ناشی از سرما ، بهمن و ... انسان را از