منوی اصلی
موضوعات
وصیتنامه شهدا
وصیت شهدا
لينک رفقا
پيوندهاي روزانه
درباره

" الهی و ربی من لی غیرک "

اين حكايت مقتل گردان بي آب آور است

زير قيچي ، تشنگي ، ختم الكتاب لشكر است

با كميل از كربلا تا كربلا ، يك جمله است

راه مجنون تا قيامت ، كربلائي محور است


دیروز می رفتیم و خاکی بودیم امروز ماندیم و خاکستری شدیم ...
راستان رفتند تا راستی نرود چپ ها هم راست نرفتند...
از سیم های خار دار گذشتیم اما از زر و سیم های روزگار هرگز ...
دیروز تیپ و لشکر می زدیم. امروز مانده ایم چه تیپی بزنیم !!!
دیروز روز فدا شدن بود امروز روز فدایت شوم . . .


حضور شما را گرامی داشته و امیدوارم استفاده لازم را از این پایگاه ببرید
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی رفقا

لوگوي وب سايت محبان مهدي (عج)

کاربردی





Powered by WebGozar

کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
ابر برچسب ها
راهبرد (115) ,  راهبردي (100) ,  توصيه ها (69) ,  فرهنگ (57) ,  سخن روز (50) ,  دانلود آهنگ (49) ,  دانلود (43) ,  موزيك (36) ,  آهنگ (35) ,  جملات زيبا (34) ,  كميل (33) ,  شهيد (29) ,  كتاب (29) ,  چالش (28) ,  دانلود مداحي (28) ,  آهنگ آرامبخش (28) ,  موزيك آرامبخش (28) ,  شهدا (27) ,  راهبردها (26) ,  عبور از چالش (25) ,  بي بي سي (25) ,  مداحي (24) ,  معرفي كتاب (23) ,  عاشورا (22) ,  دلنوشته (22) ,  درددل (20) ,  آمريكا (20) ,  گردان كميل (20) ,  داروهاي گياهي (19) ,  دلنوشته هاي من (18) ,  ميوه ها (18) ,  خواص ميوه ها (17) ,  تربيت فرزند (17) ,  مواد طبيعي (17) ,  نسخه هاي گياهي (17) ,  امام حسين (17) ,  منا (16) ,  فرزند (16) ,  تاسوعا (16) ,  اجتماعي (16) ,  پرس تي وي (16) ,  جذابيت (16) ,  كلمه (16) ,  اسپوتنيك (16) ,  كوه (15) ,  كوهنوردي (15) ,  سينما (15) ,  پدر (14) ,  رسانه (14) ,  دفاع مقدس (14) ,  آموزش (14) ,  پسر (13) ,  جانباز (13) ,  برجام (13) ,  خبرهاي داغ (12) ,  روانشناسي (12) ,  سخنراني (12) ,  خانواده (12) ,  شهادت (12) ,  زيبا (12) ,  متاهل (12) ,  مجرد (12) ,  ارتفاع (11) ,  خبر روز (11) ,  انقلاب (11) ,  جبهه (11) ,  اس ام اس (11) ,  زندگي (11) ,  عربستان (11) ,  رهبر انقلاب (10) ,  همسر (10) ,  خواب (10) ,  جهان (10) ,  اخبار (10) ,  ماهواره (10) ,  مذهبي (10) ,  سلامتي (10) ,  سوريه (10) ,  دانلود كتاب (10) ,  شهداي گردان كميل (10) ,  جذب كردن (9) ,  ابراهيم هادي (9) ,  آسيبهاي ماهواره (9) ,  جنگ رسانه اي (9) ,  منخب اخبار (9) ,  داعش (9) ,  كلمات زيبا (9) ,  فضاي مجازي (9) ,  نشاط (9) ,  جهاد (9) ,  جنگ نرم (8) ,  بلاگفا (8) ,  جذاب (8) ,  روسيه (8) ,  چگونه جذاب شویم (8) ,  سعودي (8) ,  اسرائيل (8) ,  شهدای گمنام (8) ,  جذبه (8) ,  خريد كتاب (8) ,  تلوزيون (8) ,  قالب رايگان (8) ,  شكستن (7) ,  شكسته (7) ,  عشق به همسر (7) ,  دوستي (7) ,  دل شكستن (7) ,  شادي (7) ,  سياسي (7) ,  آهنگ شاد (7) ,  غمگين (7) ,  اذان (7) ,  امام زمان (7) ,  ازدواج (7) ,  ايران (7) ,  قالب (7) ,  زيبا نوشتن (7) ,  شكسته شده (7) ,  کمیته مفقودین (7) ,  شاد شاد (7) ,  قدرت نگاه عاشقانه (7) ,  كميل ابن زياد (7) ,  قالب كميل (7) ,  كميليها (7) ,  اذان آنلاين (6) ,  گردان ميثم (6) ,  قرآن و بچه ها (6) ,  خاطره از شهيد (6) ,  زيبا گفتن (6) ,  جواد ذاكر (6) ,  پخش اذان (6) ,  جملات زیبا قدیما یادش بخیر (6) ,  قرآن (6) ,  بچه ها (6) ,  انتخابات (6) ,  خاطرات (6) ,  جملات زیبا (6) ,  جنگ (6) ,  مطبوعات (6) ,  سپاه (6) ,  ادبيات (6) ,  دعا (6) ,  حادثه (6) ,  جاسوس (6) ,  عمليات رواني (6) ,  تحقيق (6) ,  پخش (6) ,  زوج (6) ,  جنايت (6) ,  دانلود موزيك (6) ,  نکته های کوچک زندگی (6) ,  كودكان (6) ,  خواب راحت (6) ,  اثرات مخرب (6) ,  صنعت برق (6) ,  روحاني (6) ,  نيروگاه (6) ,  آموزش قرآن (6) ,  بي خوابي (6) ,  دعاي كميل (5) ,  محبت به همسر (5) ,  پايان نامه (5) ,  گردان حمزه (5) ,  رئيس جمهور (5) ,  فرهنگي (5) ,  يعقوبي (5) ,  حزب اله (5) ,  موسيقي (5) ,  حرف (5) ,  دوست خوب (5) ,  عروس و داماد (5) ,  اينترنت (5) ,  مسلمانان (5) ,  دوست (5) ,  اجتماعی (5) ,  كودك (5) ,  عاشقانه (5) ,  زنان (5) ,  اینترنت (5) ,  آرامش (5) ,  سيد جواد ذاكر (5) ,  تشیع شهدا (5) ,  راديو زمانه (5) ,  محبت همسر (5) ,  نخعي (5) ,  پوشش خبري (5) ,  خندوانه (5) ,  4 شهید (5) ,  محمد يعقوبي (5) ,  دانلود مداحي و سينه زني سيد جواد ذاكر (5) ,  تعريف و تمجيد (5) ,  مخالفت با ازدواج (5) ,  سپاه قهاوند (5) ,  گردان امام حسين (4) ,  شهيد يعقوبي (4) ,  شهيد پوراكبر (4) ,  شهيد جعفري (4) ,  گذارش (4) ,  پايگاههاي انقلاب (4) ,  حرفهاي درست (4) , 
فیستول

نظرات


فیستول مخرج:

معمولاً بدنبال یک آبسه (دمل) اطراف مقعد به وجود می آید که معمولاً آبسه نیاز به تخلیه اورژانس با لیزر یا جراحی داشته و در 50 درصد موارد به دنبال درمان آبسه فرد دچار فیستول می گردد. علامت اصلی آن ترشح چرکی طولانی مدت از یک سوراخ و گاهی چند سوراخ از اطراف مخرج می باشد.
بنا به تعریف یک فیستول باید حداقل 2 دهانه داشته باشد که بوسیله یک مجرای توخالی به یکدیگر متصل می شوند. اغلب فیستول های مخرج از غدد مترشح بلغم(muccos) مستقر در کانال مخرج منشا می گیرند. این غدد ابتدا عفونی می شوند و سپس عفونت به آبسه منجر می شود و زمانیکه آبسه باز یا پاره شود فیستول پدید می آید که ممکن است زیر پوستی- زیر مخاطی- داخل عضلانی و یا زیر عضلانی باشد. و نیز فیستول می تواند قدامی یا خلفی و یا منفرد یا مرکب یا نعل اسبی باشد.

علائم: شکایت اصلی معمولا ترشح مداوم یا متناوب است. معمولا سابقه آبسه عود کننده که خودبخود یا با جراحی تخلیه شده است وجود دارد گاهی یک برجستگی که از آن چرک خارج می شود یا بهبود یافته دیده می شود. مجرای فیستول مانند طنابی لمس می شود و مسیر آن در مجاورت اسفنکتر و سوراخ اولیه قابل لمس است. فیستول هایی که به مدت طولانی عفونی و بدون درمان مانده اند می توانند سبب عفونت های منتشر بشوند. سرطان(کارسینوم) در فیستول هایی مزمن و درمان نشده درموارد زیادی گزارش شده است و درمان موثر فیستول در واقع پیشگیری از این واقعه است.

درمان: نکته مهم در درمان فیستول آنست که درمان داروئی به کمک آنتی بیوتیک و غیره هیچ جایگاهی نداشته و تنها درمان موثر انجام جراحی با لیزر یا بصورت سنتی می باشد. درمان جراحی(فیستولوتومی) معمولا تنها درمان موثر است و جهت انجام آن سوراخ خارجی و داخلی(اولیه) باعبور پروب (میله فلزی نازک و قابل انعطاف و نرم) و با استفاده از آب اکسیژنه و بلدومتیلن رقیق باید پیدا شوند و مجرا یا مجاری فیستول باید بطور کامل مشخص شوند و مجرا در تمامی طول آن بازunroffed شود بطوریکه فیستول به شکل یک زخم باز درآید و باید مطمئن شد که زخم حاصل از عمق به سطح بطور خود به خود ترمیم می شود. و در تمام روش های درمانی اعم از جراحی معمولی و یا لیزر 5 تا 10 درصد بسته به طول و عمق فیستول احتمال عود وجود دارد. 





برچسب ها : فیستول, آبسه, دمل, اورژانس, ترشح


1. اینکه فقط در تختخواب دنبالش باشید.

بعد از یک روز طولانی و خسته  کننده، وقتی با هم روی ملحفه ها می غلتید، اگر از قبل هیچ پیش درآمدی نبوده باشد، احتمال اینکه وارد اتفاق اصلی شوید بسیار کم است. دنبال کردن همسرتان یک کار تمام وقت است. زن ها خیلی دوست دارند که مردشان دنبالشان باشد و بهترین روش دنبال کردنشان، دنبال کردن فکری است. بگذارید بفهمد که به او فکر می کنید و تمایلاتتان تمام روز متوجه اوست.

2. حرف نزدن و مستقیم عمل کردن.



بقيه در ادامه مطلب



برچسب ها : ارتباط جنسي, اولين ارتباط, شب زفاف, زوج, عروس و داماد



رابطه جنسی از طریق مقعد و احکام شرعی در مورد آن

این رابطه از نظر شرعی  در صورت رضایت زن مکروه است ( منظور کراهت است) و در صورت عدم رضایت زن حرام  و از نظر شرعی این رابطه هرگز نباید انجام گیرد . تا جایی که در قوانین مجازاتهای اسلامی اگر مردی همسر خود را مجبور به انجام چنین رابطه ای با وی کن زوجه ( زن) می تواند از شوهر خود شکایت کند کما اینکه هر چیزی که از نظر اسلام مردود شناخته شود حتما به ضرر انسان میباشد که امروزه  از نظر پزشکی نیز ثابت شده که این رابطه یک رابطه پرخطر است

بررسی رابطه جنسی از نوع مقعد و آسیبهای جسمانی آن  از منظر پزشکی :

هیچ پزشکی چنین رابطه ای ا توصیه نمیکند و مسلما هیچ نظریه مبنی بر سایم بودن و بی ضرر بودن این رابطه ارائه نگردیده ، بر عکس این رابطه همیشه از نظر پزشکی نقض گردیده .

در نواحی مقعد رشته های عصبی زیادی پراکنده شده که این رشته های عصبی بسیار بسیار آسیب پذیر و حساسا میباشند و نسبت به هر چیزی که وارد دهانه مقعد ( ANAL) شود سریعا واکنش نشان میدهند  من اینجا مکانیزمی  از عملکرد داخلی بدن رو برای شما شرح میدم تا بهتر متوجه بشوید :

دستگاه گوارشی دارای دو نوع اسفنکتر sphincter که یکی از انها داخلی و غیر ارادیست و دریچه ورودی غذا به معده  و خروج آن میباشد و یکی دیگر از این اسفنکتر ها خارجیست که این یکی ارادیست وقتی که غذا بلعیده می شود , از طریق مری پایین آمده و به سمت معده می رود . در محل ورود و خروج معده , عضلات حلقوی وجود دارند که به آنها اصطلاحا "اسفنکتر"( sphincter ) گفته می شود و به عنوان دریچه عمل می کنند

زمانی که شما احساس میکنید که نیاز به عمل خروج مدفوع از دریچه مقعد را دارید این زمانیست که اسفنکتر داخلی 2 باز شده که خب همانطور که گفته شد غیر ارادیست اما عمل باز کردن دریچه مقعد ( اسفنکتر خارجی) و در کل دفع مدفوع ارادیست و دست شما میباشد یعنی از زمانی که احساس کردید نیاز به WC دارید و خودتون رو نگه میدارید تا به محل مناسب برسید و سپس به اراده خودتون باعث خارج شدن مدفوع می شود این نگه داشتن و این عمل خارج کردن مدفوع توسط اسفنکتر خارجی که ارادیست انجام میشه . حالا همه این مسائل را مطرح کردم که به اینجا برسیم که رابطه جنسی از راه مقعد یا کلا وارد شدن هر شئی در درون مقعد باعث آسیب دیدگی اسفنکتر خارجی شده و باعث میشه که درچه خروجی مقعد یا همون آنال به درستی کار خودش رو انجام نده یعنی از قدرت ارادی خارج میشه پس به مرور زمان امکان ارادی خروج مدفوع یا نگه داشتن خود را از دست میدهید در این صورت نا خواسته و غیر ارادی  مدفوع از درچه مقعد خارج میشود در اینصورت همیشه لکه هایی از مدفوع  در لباس زیر مشاهده می گردد. که خب مسلما این برای هیچ آدمی خوشایند نیست.

از جهتی دیگر سایر بیمارهای عفونی ، ویروسی همانند هپاتیت ایدز سفلیس و سایر بیماری های مقاربتی از طریق مقعد راحتر منتقل می شوند خیلی از افراد تصور میکنند که در رابطه مقعدی هیچ خطری آنها را تهدید نمی کند که باید عرض کنم اتفاقا چون درون مقعد حاوی باکتریهای زیادی میباشد انتقال ویروسهای نظیر ایدز و ... راحتر انجام میگیرد این باکتریهای با شستشو از بین نمیروند . از آن گذشته دریچه مقعد یک درچه خروجیست پس وارد شدن هر چیزی از این دریچه علاوه بر آسیب به درچه و موارد ذکر شده همراه با درد است. و به مرور باعث باز شدن هر چه بیشتر درچه مقعد و پیدایش عوارض ذکر شده میشود.به طور کلی انجام این رابطه حتی برای یک مرتبه هم به هیچ وجه به زوجین توصیه نمی شود.

احتمال بارداری از طریق رابطه مقعدی :

اینکه آیا رابطه جنسی از راه مقعد و وارد شدن اسپرم در مقعد باعث بارداری می شود یا خیر جای بحث دارد از آنجایی که مقعد واحد خروجی میباشد عموما هر چیز یکه وارد آن باشد به سمت بیرون رانده میشود یعنی اگر منی وارد مقعد شود مقعد امکان خارج راندن آنرا دارد از طرفی دیگر تخمگذاری درون رحم انجام میگیرد و مقعد دریچه ورودی به رحم نمیباشد با این حال نه این موضوع تایید میشود و نه رد میشود .

حکم قضائی ، برگه سلامت پزشکی و پزشکی قانونی :

سوالی که مطرح می شود اینست که آیا اگر فردی قبل از ازدواج رابطه جنسی مقعدی داشته باشد مشخص می شود یا خیر ؟ در پاسخ به این سوال باید عرض شود طبق قانون مرد می تواند از طریق مراجع قضائی تقاضای برگه سلامت پزشکی در مورد همسر خود کند که طبق حکم دادگاه پس از مراجعه به پزشکی قانونی این مسئله قابل بررسی می باشد در پزشکی قانونی زن هر گونه رابطه جنسی (  از نوع دخول ) که قبل از ازدواج داشته چه از راه واژن چه از راه مقعد قابل تشخیص میباشد

اجتماع و روابط دوستی  نا سالم  :

از آنجایی که  اکثر مواقع در روابط دوستی بین دو جنس مخالف متاسفانه رابطه جنسی از راه مقعد زیاد انجام می شود دانستن مطالب فوق و پرهیز از انجام هر گونه رابطه جنسی پیش از ازدواج به افراد توصیه می شود. چرا که در مواقع بروز بیماری نیم تواندد به پزشک مراجعه کنند از اینرو عفونت یا بیماری گسترد هشده که حتی یم تواند باعث مرگ هم بشود.

و اما سخن آخرم با شما

در کل رابطه جنسی مقعدی بسیار بسیار پر خطر میباشد متاسفانه جوانان ما تحت تاثیر تصاویر یا فیلمهای مبتذل قرار گرفته و اعمال انجم شده در اینگونه تصاویر را از جنبه آموزشی برداشت کرده و نسبت به انجام آن در دنیای واقعی اقدام می نمایند حال آنکه مراجع پزشکی و مذهبی  همان کشورهایی که چنین فیلمهایی در آنها تولید میشود بارها در مجلات و سایر رسانه ها و حتی کتابهای آموزشی رابطه جنسی مقعدی را صراحتا رد کرده اند . اینگونه فیلمها فقط و فقط به منظور تحریک افراد تولید شده اند و فاقد هر گونه جنبه آموزشی میباشد .


يعقوبي




برچسب ها : ارتباط جنسي, اولين ارتباط, شب زفاف, زوج, عروس و داماد

 
شاید این کار، مثل موم‌ نرم کردن شوهران ، آرزوی خیلی از خانم‌ها باشد، اما آرزوی محالی نیست و رموز ساده‌ای دارد. برای این کار به چند توصیه‌ عمل کنید :

   

ـ شنونده خوبی باشید.

ـ او را نصیحت نکنید، بویژه در حضور دیگران.

ـ شوهر خود را با دیگری مقایسه نکنید، از او ایراد نگیرید و تحقیرش نکنید.

ـ چارچوب فکری و ذهنی شوهر خود را بشناسید و او را آنچنان که هست درک کنید.

ـ نسبت به وضعیت روحی شوهرتان دقیق و حساس باشید.

ـ در مورد مسائل مورد علاقه همسرتان اطلاعات کسب کنید و به آن احترام بگذارید.

ـ زمینه‌های حرکت او را فراهم کرده و مانع رشد او نشوید.

ـ زبان نگاه را بیاموزید و ارتباط‌های غیرکلامی با همسر خویش را بیشتر کنید.

ـ توقعات و انتظاراتی که از او دارید را محترمانه برایش بیان کنید و از او نیز چنین بخواهید.

ـ هر روز بهانه‌ای برای ایجاد نشاط و شادابی در خانه پیدا کنید.

ـ انصاف داشته باشید و صادقانه همه‌چیز را از نگاه طرف مقابل ببینید.

ـ بهترین راه موفقیت در بحث، اجتناب از آن است.

ـ هنگام ناراحتی او از وی انتقاد، گله و شکایت نکرده و او را محکوم نکنید.

ـ در جهت تامین نظر وی طوری دوستانه صحبت کنید تا احساس امنیت درونی کند.

ـ به جای احساساتی شدن آرام باشید و از تندی و اشک ریختن بپرهیزید.

ـ موقعیت خود را تغییر داده و مشکلات را در زمان و مکان بهتری مطرح کنید.

ـ عقاید خویش را تحمیل نکرده و با آرامش و صداقت بگویید، در قلب شما چه می‌گذرد.

ـ همچنان که دوست دارید از شما گذشت کنند، خود نیز بخشش داشته باشید.

ـ در مقابل رفتار تند شوهرتان، شکیبا و بردبار باشید. (این یکی از توانایی‌های خاص زنان است)

ـ بر وی منت نگذارید و زحمات و ایثارهای خود را در زندگی به رخ او نکشید.





برچسب ها : شنونده خوب, نصيحت, شوهر, چارچوب, علاقه همسر, زمينه حرت, ارتباط غير كلامي, محترمانه, بهانه, انتقاد, احساسات, آرامش, شكيبا, زحمات, ايثار

۱ . گاهي اوقات تغيير كنيد
 
هر چند خانم ها ادعا می کنند که از مردهای مرتب و تمیز و شیک پوش خوششان می آید، اما گاهی اوقات اگر با لباس های ورزشی کج و کوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در کوچه فوتبال بازی کنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه کنید. او بدش نمی آید که هر چند وقت یکبار برای نجاتش تلاش کنید، و یا اگر از عهده تعمیر برخی وسایل بر می آیید این کار را انجام دهید، و یا حتی با دوستان خود گپ بزنید. یک خانم با یک آقا قرار نمی گذارد تا بر سر این موضوع که کدامشان کفش ها و یا موهای شیک تری دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلکه این تفاوت های موجود میان شما دو نفر است که منجر به اتصال هر چه بیشتر شما به هم می شود. البته نباید فراموش کنید که زمانیکه برای مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون می روید، او از شما انتظار دارد که لباسهای مناسب و آراسته ای به تن کنید، اما در عین حال باید در نظر داشته باشید که در بقیه ساعات بیشتر از حس مردانگی شما لذت می برد
هر چند این امکان وجود دارد که هرگز به این موضوع اعتراف نکند- همیشه لازم نیست شیک ترین لباس ها را به تن کنید و درهای مختلف را پیش از او برایش باز کنید، فقط کافی است که آروغ های بعد از نوشیدنی را در زمان مناسب و هنگامیکه با دوستانتان هستید بزنید.


۲ . نه گفتن

شما باید تصمیماتی که به ذهنتان را می رسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور می دهد، عمل کنید؛ حتی اگر این کار سبب عصبانی شدن خانم شود. آقایون تصور می کنند که دخترخانم ها به دنبال نامزدهایی می گردند که او را بتوانند روی یک انگشت خود بچرخانند و هر چه که می گویند انجام دهد. اگر بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیکته می شود، عمل کنید، دیری نخواهد گذشت که رابطه تان کسل کننده و ملال آور می شود. خانم ها به دنبال مردی هستند که چیزی برای ارائه کردن در دست داشته باشد و بتواند عقاید و ملاحظات شخصی خود را در بحث ها وارد کند. آنها به دنبال مردی هستند که شخصیت منحصر بفردی داشته باشد. اگر تمام زندگی یک مرد را تنها “همسرش” تشکیل دهد، آنگاه دیگر چیزهای زیادی برای گفتن ندارد و برایش سورپرایزهای زیادی باقی نمی ماند که بتواند در مواقع ضروری آنها را رو کند. حتی اگر همسر شما از آن دست خانم هایی باشد که دوست دارند قدرت و کنترل خانواده را بدست بگیرند، باز هم بدش نمی آید که گه گاه با شما قدرت آزمایی و جدلی برابر داشته باشد. بنابراین اگر تا به حال تصور می کردید که باید کنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد دست از این کار بردارید؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نباید خودتان را به یک خدمتکار خانگی دست آموز تبدیل کنید.

۳ . داشتن شهوت جنسی شدید

کاملاً روشن است که اگر یک رابطه، تنها به برقراری روابط جنسی محدود شود، طرف مقابل احساس می کند که مورد سوء استفاده قرار می گیرد؛ اما از سوی دیگر باید این امر را نیز در نظر گرفت که یک خانم زمانیکه می بیند شوهرش در مقابل او کنترل خود را از دست میدهد و ابزار علاقه می کند انگار دنیا را به وی داده اند. اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از یک روز سخت کاری و سرو کله زدن با ارباب رجوع و همکاران او را در خانه می بینید هیچ چیز جز معاشقه نمی تواند او را خوشحال کند؛ این امر سبب می شود که او خودش را در راس تمام شادی های جهان قرار دهد. اگر او شغل حساس و با ارزشی دارد و در سمت مهمی قرار دارد، بهتر است شما شروع کننده ارتباط جنسی باشید. این امر به او اجازه می دهد که با خیال راحت از رابطه خود لذت ببرد.

۴ . مستقل بودن

شاید همیشه خانم ها به این دلیل که همسرشان ادعا می کنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه کافی مبذول نمی دارند، وقت زیادی را در محل کار خود سپری می کنند و یا با دوست های خود خوش گذرانی می کنند، ناراحت می شوند. باید توجه داشت باشید که اگر می خواهید همسرتان در کنارتان باقی بماند، باید مانند یک پرنسس با او رفتار کنید؛ اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید که اگر سرگرمی، تفریح و کارهای دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، ممکن است خانم احساس کند که در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه که شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم ها نیز از آزادی خود لذت می برند و شدیداً به آن محتاج هستند. یک مرد مستقل و متکی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری برخوردار می باشد. یک مرد محتاج و بدون آرزو های بزرگ، برای بیشتر خانم ها هیچ گونه جذابیتی ندارد. بنابراین شما مجاز هستید که با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمی مخصوص به خودتان را داشته باشید.

۵ . حسود بودن

حسادت یکی از احساسات قوی به شمار می رود. هر چند انسان ها نمی توانند میزان دقیق حسادت خود را کنترل نمایند، اما مقدار کمی حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقی، به راحتی می تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزایش دهد. اگر شما نسبت به مردهایی که با اوصحبت می کنند، هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندهید، او تصور می کند که به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید، به همین دلیل به دنبال کسی می رود که این خلا را برایش پر کند. اگر او در مورد یک همکار مذکر خیلی صمیمی و یا مربی اش بازخواست نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندی بر لب هایش نقش خواهد بست. توجه: زمانیکه نوبت به حسادت می رسد، مقدار کمی از آن می تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج کردن آن به شدت صرفه جویی کنید. از قدرت فوق العاده آن با خبر شوید: او می تواند عاشق مردی شود که نسبت به دارایی های شخصی او حساس بوده و از آنها محافظت کند.

۶ . آسیب پذیری گاه به گاه

هر انسانی دوست دارد که احساس کند دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایی که کمتر اتفاق می افتد یک خانم بتواند از شوهر خود محافظت کند، بد نیست که به او اجازه دهید این کار را از طریق روش های دیگر به شما اثبات کند. برای مثال بد نیست که به او اجازه دهید تا به شما گوشزذ کند نیاز به جوراب های بیشتری دارید، یا اینکه همیشه یادتان می رود رخت ها را به خشک شویی ببرید، و برای بستن کروات خود به کمک او احتیاج دارید. شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده سبب می شود که او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند و بیش از پیش جذب شما شود. البته این امر بدان معنا نیست که سعی کنید از او برای خود یک مادر بسازید - هر چند او از این کار بدش نمی آید - اما این امر شاید جزء آخرین چیزهایی باشد که او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانیکه نیاز به کمک داشتید و احساس می کردید که او می تواند به شما کمک کند، از او درخواست همکاری کنید. با این کار بدون شک به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور می کنند که برای کشاندن خانم ها به سمت خود باید از خودشان یک قهرمان دست نیافتنی بسازند، اما این امر صحت ندارد. مقداری نیازمندی و کمک خواستن سبب می شود که شما در نظر او تا حدی آسیب پذیر جلوه کنید، و در چنین موقعیتی تمام خانم ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما کمک کنند.

۷ . پنهان کردن احساسات

شاید او همیشه اعتراض می کند که چرا نباید بداند که شما در حال فکر کردن به چه موضوعی هستید. شاید دوست داشته باشد بداند که در طول روز و در محل کار برای ما چه اتفاقاتی رخ داده، شاید همیشه از شما بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت کنید، و به اصطلاح سفره دلتان را برای او باز کنید تا بتواند به عمیق ترین نقطه از احساساتتان دسترسی پیدا کند. شما می دانید که خانم ها با دوست های دختر در مورد جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانی های خود، صحبت می کنند. به همین دلیل اگر بخواهید تمام احساست خود را در مقابل او بازگو کنید، خیلی راحت می تواند به شما نمره دهد. در برخی مواقع اگر کمی از او دوری کنید و خود را کمی اسرار آمیز جلوه دهید، او علاقه بیشتری به شما پیدا خواهد کرد. نکته جالب اینجاست که خودش به شخصه برای پیدا کردن حقیقت تلاش می کند. خانم ها لذت می برند تا بدون اینکه شما به آنها چیزی بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بیاورند. شاید آنقدرها هم که شما تصور می کنید از این کار متنفر نباشد.

۸ . سرتاپای او را وارسی کنید

خانم ها به اندازه آقایون دوست دارند که دیگران آنها را به خاطر توانایی های ذهنی و عملی شان تحسین کنند، و زمانیکه کاری را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند؛ آنها در چنین حالتی انتظار ترفیع رتبه و تشویقی نیز دارند. اگر یک خانم با حالت جذابی صحبت میکند دلش می خواهد مورد توجه قرار بگیرد. البته این امر به شرایط و کسانیکه به او توجه می کنند هم بستگی دارد. اما زمانیکه نوبت به مردی می رسد که خانم دوستش می دارد، با کمال میل به او اجازه می دهد که کلیه متعلقاتش را چک کند. خانم ها هم مانند آقایون از تعریف و تمجید لذت می برند. اگر به او توجه کنید او واقعا خوشحال می شود و این خوشحالی شما را به هر کجا که بخواهید خواهد رساند.

۹ . همیشه بهترین رفتارهایتان را رو نکنید

هر چند خانم ها در بیشتر موارد، زمانی که غر زدن هایشان را شروع می کنند کاملاً جدی هستند، (به ویژه زمانیکه آشغال غذاهای خود را روی میز بگذارید و یا جوراب هایتان را برندارید) اما باید این امر را هم در نظر داشته باشید که اگر بخواهید همیشه با او موفقت کنید و مطابق خواسته هایش رفتار کنید، او دلش برای خود واقعی شما تنگ خواهد شد. این دست رفتارها به دو قسمت تقسیم می شوند: آنهایی که خود واقعی شما را نمایان می سازند و آن دسته ای که شما را به او نشان می دهند. از آنجایی که ما کاملاً واقف هستیم که خانم ها نیازمند توجه هستند و همین توجه باعث جذب خانمها به آقایون می شود، این احتمال وجود دارد که برخی رفتارهای منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روی لب های او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشتری نسبت به شما ایجاد نماید. بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت های او توجه کنید؛ در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست می دارد.





برچسب ها : 8 رفتار مردانه مورد پسند خانمها

مقام عظماي ولايت 

 




برچسب ها : ولایت فقیه در پیام شهدا, این عمار, دل گويه هاي رهبر, خاطره رهبر از امام, تلاوت سوره قدر, تلاوت سوره عصر, بغض رهبري, شايستگي رهبري, قول سديد, اشكال تراشي, رئيس جمهور, آيت اله خامنه اي, رهبر

 

اگر می‌خواهید یک فرمانده شکست بخورد یک کتاب پر از دستورالعمل به او دهید؛

اگر می‌خواهید پیروز شود، یک مقصد به او نشان دهید و دستور دهید که

آن را تسخیر کند .

آگوستوس و چارلز ویلیام هیر




برچسب ها : شکست و پیروزی



اگه گفتین عروس و داماد شب عروسیشون چه کاری روی تخت دونفره انجام میدن ؟!



























کجا با این عجله ؟! 





























مگه فوضولی ببینی عروس دومادی که به تو ربط نداره چی کار میکنن؟! 

































یعنی ایرونی جماعت از همون اولش فوضول بوده !! 



























نکنه واقعا میخوای ببینی ؟! 

























خب اول بگو ببینیم به سن قانونی رسیدی؟! 

































یعنی +18 هستی یا نه ؟! 





























خب اگه هستی چرا نمیری زن بگیری ؟! میخوای ناموس دیگرون رو ببینی؟! 































جان ؟! 























خب چون تا اینجا اومدی میزارم ببینی !!! 

























فقط قول بده برای کسی فوروارد نکنی ها !!! 



























تو فیس بوکت هم SHARE نکنی !! زشته !!! 



























چه خبره بابا ؟! عجله کار شیطونه !!! 

























خب آخه چون خیلی تحرکشون بالاست و هی بالا پایین دارن باید آمادگیش رو داشته باشی !!! 



























منظورم این بود که عکس متحرک هست !!! 



























پس یکم صبر کن تا کامل لود شه !!! 





























بقول حریم سلطان : حاشا !!! مگه خودت ناموس نداری؟! 





























خب همه اینا واسه این بود که یکم زمان بگذره عکس لود بشه !!!! 























.


دیدی حالا ؟! بین خودمون بمونه ! 

عمه : ندارم 
روح : ندارم




برچسب ها : عروس و داماد, شب عروسي


هر یک از ما در زندگی ممکن است روزانه با دردها و دغدغه های متعددی روبرو شویم که ندانیم راه درمان و خلاصی از شرشان چیست؛ از ترمیم سریع تر یک زخم کوچک تا کاهش التهاب روده، راه های خلاصی از چند درد و دغدغه با مصرف مواد غذایی را در ادامه مطلب بخوانید.

از چربی های شکم چگونه خلاص شویم؟

بررسی مطالعات انجام شده نشان می دهد مصرف آووکادو به بهره مندی از یک رژیم غذایی سالم، افزایش سطح کلسترول خوب، کاهش خطر سندرم متابولیک و کاهش وزن بدن کمک می کند. محققان می گویند افرادی که آووکادو مصرف می کنند تمایل بیشتری به مصرف سایر میوه ها و سبزیجات داشته و کمتر به مصرف مواد قندی و شیرین روی می آورند. براساس بررسی های انجام شده، این افراد حجم بیشتری از مواد مغذی و مفید مانند فیبر خوراکی، ویتامین E و K، پتاسیم و منیزیم در طول روز دریافت می کنند و به خاطر همین رژیم سالم، نه تنها بدنی سالم تر پیدا می کنند، بلکه به چاقی شکمی هم مبتلا نمی شوند.

درد مفاصل را با کدام آرام کنیم؟

محققان معتقدند برای مقابله با دردهای التهابی ضعیف می توان به جای قرص مسکن از زنجبیل استفاده کرد. از نظر آنها این ماده غذایی سرشار از آنتی اکسیدان های قوی است و خوردن زنجبیل تازه به انسان احساس گرمی می دهد. بررسی ها نشان می دهد افرادی که پس از یک فعالیت ورزشی به مدت ۱۰ روز و روزانه معادل نصف قاشق چای خوری زنجبیل مصرف می کنند، دردهای التهابی آنها در کمتر از ۲۴ ساعت برطرف می شود و دیگر نیازی به درمان های پرهزینه، وقت گیر و شیمیایی ندارند. پس اگر دچار این درد هستید، اول از این شیوه استفاده کنید و بعد وقت دکتر بگیرید.

اگر دست مان زخم شد کدام را بخوریم؟

ممکن است تعجب آور به نظر برسد، اما فلفل قرمز می تواند در بخش هایی از بدن به عنوان یک ضدالتهاب عمل کند. محققان می گویند، فلفل قرمز سرشار از ویتامین C است؛ این ویتامین کمک می کند بافت های آسیب دیده بتوانند خود را ترمیم کنند. فلفل قرمز سرشار از ترکیباتی مانند فلاونوئیدهاست که باعث کاهش التهاب می شوند و می تواند درمان زخم ها و آسیب دیدگی بافت ها را سریع تر کند. همچنین ماده سوزنده ای در سطح خارجی فلفل قرار دارد که در بسیاری از کرم های ماساژ به عنوان مسکن به کار برده می شود. بد نیست گاهی از این ادویه استفاده کنید. البته به خاطر داشته باشید که خوردن زیاد محرک هایی از این قبیل می تواند آسیب هایی را هم به بدن تان وارد کند.

 

اگر روده تان تحریک شده

رنگدانه اصلی زردچوبه کارکامین است. این رنگدانه به زردچوبه رنگ زرد و همچنین خاصیت آنتی اکسیدانی قوی با قدرت ضدالتهابی می دهد. محققان معتقدند، این خاصیت ضدالتهابی زردچوبه برای تسکین دردهای ناشی از آرتروز موثر است. اما این تنها خاصیت زردچوبه نیست زیرا این ادویه برای افرادی که از سندرم روده تحریک پذیر رنج می برند، به عنوان یک نوع ضدعفونی کننده عمل می کند و جالب اینجاست که اگر زردچوبه را به همراه فلفل سیاه، زنجبیل یا روغن هایی مانند روغن زیتون مصرف کنیم، موثرتر عمل می کند. پژوهش ها ثابت کرده مالیدن زرچوبه روی اندام های ضرب دیده می تواند به کاهش درد و کم شدن ورم آنها کمک کند.

 

دردهای ناشی از فعالیت زیاد را چه کنیم؟

گیلاس قرمز نه تنها قلب شما را سالم می کند، بلکه ضد درد و انرژی بخش هم است. ترکیبات موجود در میوه های قرمز مانند گیلاس، زغال اخته یا تمشک که دارای خاصیت آنتی اکسیدانی هستند به محافظت از قلب کمک می کنند و همچنین اثرات ضدالتهابی شبیه به آسپرین دارد. محققان می گویند اگر بعد از انجام فعالیت های بدنی شدید یا شرکت در مسابقات دچار درد می شوید، بد نیست که برای کاهش دردهای پس از مسابقه آب گیلاس بنوشید.

 

اگر گرمازده شدیم چه بخوریم؟

گرمازدگی که از بیماریهای شایع فصل تابستان است، با افزایش درجه حرارت هوا و تعریق زیاد بروز می کند و به دلیل تابش مستقیم آفتاب با سرخی پوست، افزایش ضربان قلب و حتی غش همراه است. حتی اگر ورزشکار هم هستید، گمان نکنید شما قرار نیست گرفتار این مشکل شوید، چراکه گرمازدگی نه تنها در افراد عادی بلکه در ورزشکاران هم بسیار دیده می شود. اما هر دردی درمانی هم دارد و شما می توانید با چکاندن چند قطره آبلیمو در آب آشامیدنی و مقدار کمی نمک از شر این مشکل آزار دهنده راحت شوید. یادتان نرود خودداری از قرار گرفتن در معرض تابش مستقیم خورشید و استفاده از مایعات هم از اصولی هستند که باید در خاطر شما بمانند.

 

برای رفع خستگی و تامین انرژی بعد از ورزش چه بخوریم؟

محققان می گویند نتایج یک تحقیق نشان داده پس از انجام تمرینات ورزشی، مصرف آب گوجه فرنگی بهتر و موثرتر از نوشابه های انرژی زا موجب رفع خستگی و تامین مجدد انرژی بدن می شود. کارشناسان تغذیه عنوان کرده اند که گوجه فرنگی حاوی مواد شیمیایی حیاتی است که این مواد به بهبود عضلات و رفع خستگی آنها و نیز بازگرداندن سطح قند خون به وضعیت عادی پس از انجام تمرینات ورزشی و بهبود کشیدگی ماهیچه ها و عروق کمک می کنند. نتایج بررسی های آنها در مورد ورزشکاران نشان داد در گروهی که پس از انجام تمرینات از آب گوجه فرنگی استفاده کردند پس از مصرف این نوشیدنی، تنش و فشار عضلانی سریع تر بهبود پیدا کرد و همچنین طح قند خون آنها زودتر به حالت طبیعی بازگشت.





برچسب ها : كوه, ارتفاع, كوهنوردي, نشاط, سلامتي

دو عکس ماهواره‌ای زیبا از دماوند و شمال!

اگر کمی دقت کنید در وسط تصویر ، می‌توانید قله دماوند را که پوشیده از برف است را مشاهده نمایید




برچسب ها : دماوند, شمال, عكس ماهواره




برچسب ها : حضرت ولي عصر, ولي عصر, امام زمان, امام عصر, عج, امام دوازدهم, غيبت

 

ترسید «چراغ دوازدهم» را هم بشکنند…
جایش یک «شمع» داد تا ببیند چه می‌کنند با او…

 پروانگی آموخته‌اند؟!…

 

با ما تماس بگيريد

 




برچسب ها : پروانگی آموخته‌اند,

آهنگ بدون کلام شماره یک  

6.78MB


آهنگ بدون کلام شماره دو  

3.80MB


آهنگ بدون کلام شماره سه   

464.73KB


آهنگ شماره بدون کلام چهار  

588.09KB


آهنگ بدون کلام شماره پنج  

353.95KB


آهنگ بدون کلام شماره شش  

1.18MB


آهنگ بدون کلام شماره هفت  

282.57KB


آهنگ بدون کلام شماره هشت  

828.21KB


آهنگ بدون کلام شماره نه  

670.97KB


آهنگ بدون کلام شماره ده  

915.35KB


آهنگ بدون کلام شماره یازده  

1.28MB


آهنگ بدون کلام شماره دوازده  

4.72MB


آهنگ بدون کلام شماره سیزده  

5.36MB


آهنگ بدون کلام شماره چهارده  

849.00KB


آهنگ بدون کلام شماره پانزده  

846.72KB


آهنگ بدون کلام شماه رشانزده  

431.08KB


آهنگ بدون کلام شماره هفده  

784.48KB


آهنگ بدون کلام شماره هجده  

537.50KB




برچسب ها : آهنگ های بدون کلام غمگین, دانلود آهنگ, دانلود آهنگ غمگين, آهنگهاي غمگين, دانلود آهنگهاي بيكلام


ورم ریوی در ارتفاعات بالا

-علائم این بیماری مثل علائم ذات الریه است.این بیماری در اثر تجمع مایعات در ریه ها رخ می دهد که باعث کاهش ظرفیت تنفسی ریه ها و منجر به مرگ ناشی از خفگی و یا کار افتادگی قلب می شود. ورم ریوی معمولا در ارتفاع ۲۷۰۰ متری به بالا بروز می کند ولی در افراد مختلف متفاوت است و بستگی به ظرفیت فرد و سازگاری با ارتفاع دارد.

علائم:
-چنانچه شما بسیار حساس باشید این علائم ۱۲ تا ۳۶ ساعت بعد از رسیدن شما به ارتفاعات بالا پدیدار می شود به همین دلیل است که کوهنوردان در کمپ های اول مستقر می شوند و از آن نقطه در مراحل مختلف به بالا صعود میکنند.
اولین نشانه ها:
-ضعف-تنفس کوتاه-تهوع-احساس فشار در ناحیه سینه-بی اشتهایی

مرحله دوم:

-سرفه های بیشتر و عمیق تر

 مرحله سوم:

-سرفه ها خلط کف داری به همراه دارند که ممکن است در بردارنده خون نیز باشد.-ضربان قلب افزایش یافته و تنفس سریع می شود.
-رنگ لب ها و نوک انگشتان به طرف کبودی می رود که نشان از کمبود اکسیژن است.

مرحله آخر :

-بیمار احساس خفگی می کند.-به دلیل وجود مایع درون ریه صدایی شبیه به قل قل از درون سینه شنیده می شود.

درمان:

-وقتی بیمار هنوز توان حرکت دارد باید به ارتفاعات پائین تری منتقل گردد.کاهش ارتفاع ۶۰۰ متری می تواند نفس نرمال را به بیمار باز گرداند.

زنان در ارتفاعات بالا

-زنان فیزیولوژی متفاوتی از مردان دارند طوری که در ارتفاعات بالاتر عکس العمل متفاوتی خواهند داشت.زنان کمتر دچار ورم ریوی می شوند.در حالی که می توانند در دوران عادت ماهانه دچار ورم دست و پا شوند.

پخت و پز در ارتفاعات بالا

-آب سرد زمان پخت و پز را افزایش می دهد.-آب با سرعت بیشتری تبخیر می شود.-آب مورد نیاز برای پختن غذا دو برابر حد معمول می باشد  ( به دلیل کاهش فشار هوا دمای نقطه جوش آب پایین آمده مثلا در دمای 75 درجه آب شروع به جوشیدن کرده و تبخیر می شود )




برچسب ها : كوه, ارتفاع, كوهنوردي, ورم ريه, مرگ


«دریاچه میانشه» در نزدیکی روستایی بنام چورِت واقع است و به همین دلیل «دریاچه چورِت» نیز نامیده میشود. این دریاچه با قدمتی کمتر از 90 سال در فاصله 10 کیلومتری «روستای چورِت» حد فاصل ساری و کیاسر در بخش چهاردانگه شهر ساری در استان مازندران واقع است که گفته میشود بر اثر رانش زمین که منجر به بسته شدن مسیر آب چشمه های اطراف شده، بوجود آمده است.

چند مسیر برای رسیدن به این دریاچه وجود دارد

مسیر : ساری - تاکام - چورِت

مسیر : فیروزکوه - پل سفید - فریم - تاکام - چورِت

مسیر : سمنان - شهمیرزاد - فولادمحله - کیاسر - چورِت

همچنین وقتی به دریاچه رسیدیم با گروهی آشنا شدیم که از مسیر نکا آمده بودند و به گفته خودشان مسیر خاکی و بسیار طولانی بود.

اگر قصد عزیمت و شب مانی در کنار این دریاچه را داشتید قبلاً از وضعیت آب وهوایی منطقه اطلاع کسب کنید و تجهیزات کامل همراه داشته باشید چون اطراف دریاچه هیچ گونه امکانات رفاهی و بهداشتی وجود ندارد و نزدیکترین روستا تا دریاچه که همان روستای چورِت هست 10 کیلومتر فاصله دارد. اطراف و حتی کف دریاچه را پوشش گیاهی جنگلی شامل درخت و بوته در برگرفته که هنگام شنا کردن حتماً به این نکته توجه داشته باشید. اگر اولین بار به آنجا میروید حتما از افراد محلی بعنوان راهنما استفاده کنید. علی بابائی از ساکنان روستای چورِت یکی از این افراد آشنا به منطقه هست (09112526885) که میتونید از قبل هماهنگی های لازم را با ایشان انجام دهید.

 

برای رسیدن به این دریاچه از ساری پس از طی حدود 22 کیلومتر بسمت جنوب و «روستای تاکام» به  دوراهی «تاکام» میرسید، مسیر سمت چپ که بسوی کیاسر میرود را ادامه داده و پس از حدود 18 کیلومتر تابلویی نسبتاً بزرگ در سمت راست جاده، جاده آسفالته، باریک و سربالایی روستای «قادیکلایه» را در سمت چپ جاده نشان میدهد. از اینجا  پس از طی حدود 15 کیلومتر و گذر از چند روستا و اتمام مسیر آسفالته به روستای چورت میرسیم. از روستا تا دریاچه حدود 10 کیلومتر جاده خاکی و سنگی هست که یک کیلومتر ابتدای آن شیب و ناهمواری زیادی دارد که برای ماشینهای سواری مناسب نیست (و توصیه میکنم از نیسان که در روستا به خوبی پیدا میشود و کرایه آن برای رفت و برگشت تا دریاچه 70 هزار تومان است استفاده کنید) اما پس از آن شیب این جاده خاکی، معمولی بوده و حتی زیرسازی تقریباً مناسبی هم دارد. اما چون تا رسیدن به دریاچه مسیر دارای دوراهی های متعددی هست بهتره از افراد محلی کمک بگیرید.

اگر از  تهران حرکت میکنید و زمان کافی دارید، پیشنهاد میکنم حداقل یکی از مسیرهای رفت یا برگشتتان را  مسیر (پل سفید-فریم-کیاسر) انتخاب کنید. تا هم از طبیعت زیبای این مسیر لذت ببرید و هم از برج رسکت و دریاچه سد شهید رجائی(سلیمان تنگه) دیدن نمائید. اگر این مسیر را انتخاب کردید میتوانید در جاده فیروزکوه از کنار پمپ بنزین پل سفید وارد جاده ی فریم شده و تا دوراهی تاکام ادامه مسیر دهید که در بالا اشاره کردم.

 

سد شهید رجایی (سلیمان تنگه) 

برج رسکت 

 

از روستای چورت یک مسیر پاکوب جنگلی و میانبُر هم وجود دارد که با عبور از دل جنگل میگذرد و حدود 5 کیلومتر هست و در صورت داشتن آمادگی و زمان کافی میتونید با کمک راهنمای محلی این مسیر رو پیمایش کنید.

منبع : وب دوست عزيزم جناب زهري





برچسب ها : درياچه چورت, چورت, ميانچه, درياچه

زنان توجه طلب هستند. آنها تمایل دارند تغییرات ظاهری شان برای شما چند برابر جلوه کند ، پس صورت همسر خود را و کلاْ ظاهر او را همیشه مورد توجه قرار دهید و هر گونه تغییر حتی اگر کوچک باشد ( تغییر آرایش ، مدل ابرو ، رنگ لاک ، کوتاهی یا بلندی ناخنها ، رنگ مو ، مدل مو ، نوع لباس و...) را مورد توجه قرار دهید و به وی یادآوری کنید ، مثلا اگر مدل ابروی همسر شما تغییر کرده ، حتما به محض او نظر خود را به او بگویید.

اسم همسرتان به همراه واژه های زیبایی مثل عزیزم ، خوشگلم ، نانازم ، عسلم و ... صدا بزنید

اگر قصد دارید باتفاق همسرتان به دیدار خانواده خود بروید ، از آنجایی که زنان احساساتی تر از آقایان هستند ، به جای بکار بردن این جمله : امروز عصر جایی قرار نذار می خواهیم یه سر بریم خونه مامانم اینا و ... شما باید از در احساسات وارد شده و این جمله را بکار ببرید : دلم واسه مامان اینا تنگ شد حالشو داری امروز عصر یه سر بریم پیششون؟ در جمله اول شما به صورت امری برخورد کردید و در جمله دوم درخواستی. در صورتی که جمله دوم را بکار ببرید شما هم نظر همسر خود را جویا شدید و هم احساسات ایشان را تحت تاثیر قرار داده اید ، در اینصورت همسرتان این احترام شما را پاسخگو خواهد بود.

نکته مهم دیگری که آقایان باید به آن اهمیت دهند ، بیان احساسات خود نسبت به همسرشان می باشد. البته مرد اقتدار طلب است و اکثر آقایان سختشان است که احساسات خود را به زبان بیاورند ، اما من به این دسته از آقایان عرض می کنم که اگر احساسات خود را در قالب جملاتی مثل دوستت دارم ، تو بهترین همسر دنیایی و ... بیان نمایید ، زندگی تان شیرین تر شده و همسرتان را چند برابر عاشق شما کرده و آرامش عجیبی را به او هدیه می کند.

دوستاني كه با همسر خود مشكل دارند ،

فقط براي آزمايش هم كه شده يك هفته اين موارد را امتحان كنند ، اينطور كلمات

معجزه مي كنند .

باور نداريد ؟ !    امتحان كنيد حتي اگر موفق هم نشويد  چيزي از دست نخواهيد داد .



 




برچسب ها : زنان, همسرتان, همسر, طلاق, واژه, خوشگلم, عسل, مامان, مامانت, دوستت دارم, مشكلات همسر, جملات زيبا, جمله زيبا



كشور ایران با داشتن بیش از 390 كوه، با ارتفاعی بیش از 2000 متر و 92 كوه با ارتفاع بیش از 4000 متر از سطح دریا، جزو كشورهای مرتفع جهان است.
به گزارش مشرق به نقل از باشگاه خبرنگاران ، كوه دماوند از رشته‌كوه‌های البرز، بلندترین قله ایران و یكی از زیباترین كوه‌های جهان است. این كوه از دوران باستان مورد توجه بوده است و در بسیاری از اسناد تاریخی، كتیبه‌ها و آثار شعرا و نویسندگان از آن نام برده شده است. بلندای این آتشفشان خفته 5610 متر است. حدود ده مسیر صعود به دماوند وجود دارد.

برای رسیدن به قله دماوند، مسیرهای مختلفی وجود دارند كه شناخته‌شده‌ترین آن‌ها این جبهه‌ها هستند. جبهه شمالی؛ مسیر صعود این جبهه از میان دو یخچال سیوله (سمت راست) و دوبی سل (سمت چپ) صورت می‌گیرد.
 
 جبهه شمال شرقی كه پناهگاه تخت فریدون در این مسیر قرار دارد. جبهه غربی كه پناهگاه سیمرغ در این مسیر قرار دارد. جبهه جنوبی كه از سمت جنوب شرقی كوه پلور، رینه، گوسفندسرا و بارگاه سوم در این مسیر قرار می‌گیرند. آسان‌ترین این مسیرها جبهه جنوبی و سخت‌ترین آنها جبهه شمالی است. سه جبهه شمالی، جنوبی و شمال شرقی در نزدیكی روستاها قرار گرفته‌اند و همچنین همگی دارای جان‌پناه در میان راه هستند.

قله دماوند به عنوان اثر طبیعی ملی در سال 1381 به مجموعه مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌ زیست پیوسته ‌است.

 سبلان با ارتفاع 4850‌متر در شمال غرب ایران، در استان اردبیل واقع شده است. وجود دهانه‌های آتشفشانی متعدد و چشمه‌های آبگرم فراوان از ویژگی‌های سبلان است. برای صعود به سبلان از اردبیل به وسیله اتومبیل گردشگران و كوهنوردان به آخرین نقطه اتومبیل رو به نام «قطورسو» می‌روند.

 فاصله این آبادی تا اردبیل نزدیك به صد كیلومتر است و راهی كوهستانی و صعب‌العبور دارد كه خود از جاذبه‌های گردشگری فراوانی برخوردار است. صعود از قطورسو تا قله سبلان حدود هشت ساعت طول می‌كشد. اگرچه این مسیر دارای شیب نسبتا تندی است، اما به‌علت وجود دامنه‌های سبز و خرم و مملو از گیاهان معطر و گل‌های وحشی، كوهنوردی در طول آن بسیار لذتبخش است.

رشته كوه‌های تخت سلیمان و علم كوه كه گروه تخت سلیمان نامیده می‌شوند، عبارتند از: چند رشته‌كوه عظیم و مرتفع سنگی منشعب شده از خط‌الراس اصلی البرز كه بین 45 و 50 درجه تا 10/ 51 درجه طول شرقی و بین 15/ 36 درجه عرض شمالی و در جنوب شهرستان كلاردشت واقع شده است.
 
تخت سلیمان دارای بلندی 4650 متر است. علم‌كوه نیز با ارتفاع 4850 متر در‌كنار سبلان و پس از دماوند دومین قله مرتع كشور محسوب می‌‌شود. شیب مداوم دیواره علم‌كوه و ارتفاع قابل ملاحظه‌اش (حدود 800 متر) آن را در زمره صخره‌های برتر سراسر جهان قرار داده است. به‌دلیل وجود یخچال‌ها، برف‌چال‌ها و دیواره‌های صعب‌العبور، این مجموعه از مشهورترین ارتفاعات كشور محسوب می‌شود و مورد توجه كوهنوردان و صخره‌نوردان بسیاری است.
 
در دره‌های دامنه كوه دنا، چشمه‌های كوچك و بزرگ متعددی تشكیل شده است. شرایط مناسب آب و هوایی و بارش سالانه 600 تا 1200 میلی‌متر، این منطقه را یكی از مستعدترین مناطق رویشی كرده است.

كوه دنا كه در میان مردم محلی به «كل قدویس» (به معنای قله پاك و بلند) معروف است؛ در 30 درجه شمال شرقی سمیرم و ده درجه شمال شرقی دهكده آب ملخ، در جنوب منطقه بویراحمد قرار گرفته است. دنا با ارتفاع 4409 متر، بلندترین قله رشته كوه‌های زاگرس است. برای صعود به دنا باید خود را به دهكده آب ملخ برسانید كه آخرین آبادی سرراهی محسوب می‌شود. زمان صعود از این آبادی تا دنا حدود هفت ساعت است.

  در دره‌های دامنه كوه دنا، چشمه‌های كوچك و بزرگ متعددی تشكیل شده است. شرایط مناسب آب و هوایی و بارش سالانه 600 تا 1200 میلی‌متر، این منطقه را یكی از مستعدترین مناطق رویشی كرده است. وجود گونه‌های گیاهی و جانوری متنوع، سبب تبدیل دنا به ذخیره‌گاه زیست‌ شده ‌و منطقه حفاظت شده ‌دارای وسعتی حدود 94 هزار هكتار ‌است.

غالیه كوه كه در 80 كیلومتری جنوب غربی شهرستان الیگودرز قرار دارد، یكی از مرتفع‌ترین كوه‌های جنوب غربی ایران به شمار می‌رود. ارتفاع این كوه از سطح دریا 4110 متر است و مرز طبیعی شهرستان الیگودرز و دزفول را تشكیل می‌دهد.

 برای صعود به این كوه می‌توان از طریق جاده ماشین رو به آبادی چشمه پر رفت كه در 48 كیلومتری جنوب غربی الیگودرز قرار دارد؛ این دهكده آخرین آبادی منطقه است و راهپیمایی از اینجا شروع می‌شود. دامنه‌های این كوه از گل‌ها و گیاهان معطر پوشیده شده كه فضا را خوشبو و چشم‌نواز كرده‌ است. انواع پرندگان شكاری، خرس، گراز و گرگ از گونه‌های جانوری این كوه محبوب كوهنوردان محسوب می‌شوند.

این رشته كوه به طول تقریبی 50 كیلومتر در نزدیك شهرستان ازنا در لرستان قرار گرفته است. اشترانكوه یكی از زیباترین كوه‌های كشور به شمار می‌رود كه دارای یخچال‌های طبیعی و دائمی است و در تمام سال پوشیده از برف و یخ است. بلندترین قله اشترانكوه، قله‌ای معروف به چال‌كبود (سن‌بران) است كه حدود 4100 متر ارتفاع دارد.

 این رشته كوه دارای جاذبه‌های طبیعی فراوانی است و به سبب تنوع پوشش گیاهی و جانوری، این منطقه ‌سال‌1340 به عنوان منطقه حفاظت شده در نظر گرفته شد. از مهم‌ترین پوشش گیاهی این منطقه می‌توان به ریواس، گون، پسته كوهی، گل‌ها و گیاهان گوناگون اشاره كرد.

خرس قهوه‌ای، روباه، مار قیطانی، سنجاب درختی، عقاب، شاهین و جغد از مهم‌ترین گونه‌های جانوری اشترانكوه است. به سبب یافتن تعدادی سنگواره، اشترانكوه از ارزش ژئوتوریستی نیز برخوردار است.

 شیركوه در جنوب شهرستان یزد و در نزدیكی قریه ده بالا واقع شده است. ارتفاع این كوه 4075 متر است. از یزد می‌توان براساس برنامه‌ای فشرده یكروزه به شیركوه صعود كرد، اما به‌علت قرارگیری دهكده ده بالا در دره‌ای باصفا و به همین نام، بسیاری از كوهپیمایان یك شب را در ده بالا اقامت می‌كنند.
 

 با رسیدن به نزدیك قله، چشمه‌ای وجود دارد كه با داشتن آبی بسیار سرد و گوارا، بر جاذبه طبیعی این منطقه افزوده است. مهم‌ترین گونه گیاهی در دامنه‌های شیركوه، آوی شن است.

 رشته كوه سهند در جنوب شرقی تبریز قرار دارد. این رشته كوه دارای سه قله بلند است كه مرتفع‌ترین آنها قله سهند با ارتفاع حدود 3700 متر است. سهند آتشفشانی خاموش است به همین دلیل دارای چشمه‌های آب معدنی متعدد از قبیل آب‌های اسیدی، آهن‌دار و آب‌های سرد و گرم است. آب‌های دامنه غربی نیز دارای نمك فراوان هستند.

 برای صعود به سهند، تا لیقوان را می‌توان با اتومبیل طی كرد. پس از حدود پنج ساعت پیاده‌روی در دامنه‌های سبز و خرم آن، كوهنوردان به محلی به نام «آب گرم» می‌رسند و معمولا یك شب را ‌آنجا سپری می‌كنند. از آب گرم تا قله حدود 11 ساعت كوهنوردی است. پس از صعود از كوه، دشتی وسیع و سبز نمایان می‌شود كه انتهای آن به قله سهند منتهی می‌شود.

 كوهستان الوند یكی از جاذبه‌های طبیعی استان همدان است. قله زیبای الوند با ارتفاع حدود 3500 متر بلندترین بخش این كوهستان است كه در‌جنوب‌ همدان و شمال‌تویسركان واقع شده است و طی یك برنامه یك روزه می‌توان به آن صعود كرد. قله الوند در بیشتر روزهای سال پوشیده از برف است، اما مسیر صعود به آن در بخش‌هایی از سال كاملا سرسبز و زیباست.

چشمه‌های متعددی كه دارای آبی خنك و گوارا هستند، در مسیر صعود به قله قرار دارند و بر زیبایی كوهپیمایی در راه رسیدن به الوند افزوده‌اند. دره‌های عمیق و سرسبز به همراه چمنزارهای وسیع از دیگر ویژگی‌های این كوهستان است كه سالانه كوهپیمایان زیادی را به خود جذب می‌كند.

 كوه بینالود با ارتفاع 3150 متر در شمال شرق ایران واقع شده است. این كوه كه ادامه رشته كوه البرز است، در شمال نیشابور قرار دارد و دو دشت مشهد و نیشابور را از یكدیگر جدا كرده است.

علت نامگذاری این كوه نیز همین است؛ بینالود یعنی كوهی كه دو دشت را از یكدیگر جدا كرده است (در زبال محلی «بینالوت» یا «بنلی» خوانده می‌شود)

برای صعود به بینالود باید به آخرین آبادی نزدیك به آن كه صومعه نام دارد، رفت. این دهكده در 15 كیلومتری نیشابور قرار دارد. مدت راهپیمایی از صومعه تا پای كوه حدود هشت ساعت و از آنجا تا قله بینالود چهار ساعت طول می‌كشد. این منطقه دارای آب و هوایی مناسب است به همین دلیل از پوشش گیاهی و جانوری متنوعی برخوردار است.




برچسب ها : بلند, کوه, ایران

 

داشتن یک همسایه، دوست، همکار یا بدتر رئیس و همسر با شخصیت غیر قابل تحمل واقعاً درد بزرگی است. اما آیا واقعاً شخصیت خود ما هم ایده آل است؟ با هم ده نشانه از شخصیتهای تهوع آور برای عامه جامعه را بررسی می کنیم.

۱-شخصیت طلبکار: این نوع شخصیت بدون اینکه برای دیگران کار خاصی کرده باشد انتظار جانفشانی و ملتزم به رکاب بودن دارد. معمولاً این افراد بسیار حالت اعتیاد گونه دارند و هر قدر هم بدون دلیل به آنها بها بدهید باز ناراضی هستند.
راه حل: به تدریج خود را از زیر پالانی که بر دوش شما گذاشته اند خارج کنید. البته احتمالاً دچار تنش خواهید شد اما چون این افراد شناخته شده اند اطرافیان حق را به شما خواهند داد.
۲-شخصیت سادیستیک: این نوع شخصیت مداوم به دنبال تخطئه کردن دیگران و در معرض ضعف و توهین قرار دادن دیگران است. این نوع شخصیت تهوع آورترین نوع شخصیت ممکن است و معمولاً دوام چندانی در محیطهای شغلی ندارند. بدترین حالت ممکن آن است که شما دارای رئیسی با چنین شخصیتی باشید.
راه حل: خندیدن و به شوخی گرفتن کارهای این افراد موجب می شود دچار سرخوردگی شوند. جملاتی مانند جدی میگویی؟ یا کنایه هایی مانند خودت را ندیده ای! جوابهای محترمانه اما سوزاننده ای برای این نوع افراد است. برخی مواقع سکوت و یا ترک محل حضور آنها هم لازم است.
۳-شخصیت خود متشکر: این نوع شخصیت مداوم در حال تعریف و تمجید از خود است و معمولاً هم حجم وسیعی دروغ را چاشنی کارهای خود میکند. این افراد از این جهت که پر چانه و وقت گیر هستند خسته کننده اند ضمن آنکه موجب برهم خوردن تمرکز شما می شوند.
راه حل: سرگرم کردن خود به کارهای روتین و جاری خود یا برقراری یک تماس ساختگی موبایلی و دور شدن چند لحظه ای از محیط
۴-شخصیت خبررسان: این نوع شخصیت به طور مداوم در حال جستجوی یافتن چیزی است که برای روسا و یا مدیران جالب باشد تا از این طریق کمی توجه ارتزاق نماید. این نوع افراد خوش سر و زبان و اجتماعی هستند اما به شدت غیر قابل اعتماد!
راه حل: دادن خبرهای غیر واقعی و بی اعتبار کردن فرد در منظر مدیران و روسا! ضمناً گهگاه بد نیست پیامهایی که نمی توانید مستقیم مطرح کنید از طریق این مزدوران بی مزد منتقل کنید. تنها کاربرد مفیدشان همین مورد اخیر است.
۵-شخصیت ناتوان ظاهرساز: این نوع افراد قابلیت سخنوری خوبی دارند و کلاً ادعاهایی در حد وسیع مطرح میکنند اما باید دقت کنید بر اساس مدعاهای آنها برنامه نریزید. مثلاً ممکن است مدعی شوند کاری را در مدت مشخصی انجام خواهند داد اما به زودی در خواهید یافت که توان آن را ندارند. این شخصیتها از این جهت که موجب بر هم خوردن نتیجه تلاش شما می شوند ناراحت کننده هستند.
راه حل: شناخت پیش از موعد و برنامه ریزی صحیح و واقعی
۶-شخصیت جنگجو و رقابت طلب: این نوع افراد صرفنظر از اینکه نظر جمع چه چیزی باشد یک نظری مخالف و یا متفاوت دارند و بر آن اصرار هم میکنند. این رفتار آنها معمولاً برنامه ریزی و یا اشکال یابی را دچار مشکل میکند.
راه حل: عدم دعوت از این افراد جهت حضور در جلسات و مذاکرات و گزارش به مدیران مربوطه
-شخصیت متکی: این نوع افراد منتظرند تا جمع تصمیمی بگیرد تا مسئولیتی متوجه آنها نشود. مهمترین نقص این افراد در این است که در جلسات تخصصی نظری ندارند و موجب توقف بحث می شوند. معمولاً علت اصلی این نوع رفتار در سازمان قرار دارد که عواقب تصمیمات تخصصی را پر هزینه کرده است اما در هر حال این شخصیت مضر به حال پیشبرد امور است.
راه حل: کسی که توان نظر دادن ندارد چرا باید در جلسه و یا حتی سازمان حضور داشته باشد؟
۸-شخصیت راحت طلب: این نوع افراد همیشه مانند یک بازیساز فوتبال توپ را به دیگران پاس می دهند تا چیزی را به عهده نگیرند. مشکل این جاست که واقعاً در برخی موارد گره کار در دستان این افراد قرار دارد و اگر اقدام نکنند مشکل حل نخواهد شد.
راه حل: اجازه دهید تا مشکل ادامه یابد و کار بیخ پیدا کند و متوقف شود آنگاه صبر کنید تا توبیخ و اخراج آنها را ببینید!
۹-شخصیت عصبی و فحاش: این نوع افراد معمولاً در زمان گره خوردن کار به جای کمک برای حل مساله به دنبال مقصر واقعی و یا خیالی می گردند تا از خجالتش در بیایند! این نوع شخصیت باید قبل از ورود به سازمان در مصاحبه شغلی شناسایی و بلوکه شود زیرا راه حل برخورد آنها تنها اخراج از سازمان است.
۱۰-شخصیت ترکیبی از موارد فوق!
راه حل: فرار، خودکشی و …

 




برچسب ها : ساديستيك, خود متشكر, طلبكار, خبررسان, ناتوان ظاهر ساز, جنگجو و رقابت طلب, راه حل, راحت طلب, عصبي و فحاش, تركيبي

امروزه در دنیا، روابط اجتماعی یکی از اصول و شرایط  پیشرفت در هر زمینه‌ای می‌باشد.  برخورداری از روابط صحیح، رعایت اصول ادب و نزاکت اجتماعی، آداب غذا خوردن، ارتباط کلامی و حتی راه رفتن، خندیدن و بسیاری از رفتارهای روزانه نه تنها برای فرد و مجموعه ارزش به حساب می آید بلکه توجه به آن ضروری و واجب نیز هست. 
یکی از مهمترین رفتارها، آداب غذا خوردن است که در تمامی روابط فردی تا روابط دیپلماتیک مهم و ضروری بوده و مورد قضاوت قرار می‌گیرد. بدون شک غذا خوردن حتی در یک میهمانی ساده، معیار بسیار مهمی برای قضاوت در رابطه با شخصیت فردی و اجتماعی یک انسان است. آیا تا بحال از غذا خوردن فردی، در مورد او را قضاوت کرده‌اید؟ مخصوصاً وقتی بار اول بیرون می‌روید! 
روانشناسان از نحوۀ غذا خوردن یک فرد به زوایای شخصیت وی پی می‌برند و آن را مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهند. پس بهتر است هر فرد در هر جایگاه و مقامی،  آداب صحیح غذا خوردن را بداند و آن را رعایت کند. 
بهتر دیدم، این هفته مطالبی را در باب آداب غذا خوردن برایتان جمع‌آوری کنم و آنهایی را که اهمیت بیشتری دارند را با یکدیگر مرور کنیم. برخی از نکاتی که ذکر خواهد شد، هنگام صرف غذا خوردن در رستوران بکار گرفته می‌شوند که عبارتند از:
 - در زمان ورود به رستوران ابتدا میزبان برای راهنمایی وارد رستوران می‌شود. میزبان باید درب رستوران را برای میهمان باز نگه دارد. 
-در رستوران‌های خاص، راهنمایی انتخاب صندلی با میزبان است. اگر میهمان فرد مهمی باشد باید وی سمت راست خانم میزبان و همسرش سمت راست میزبان  آقا نشانده شود. 
- بهتر است آقا و خانم میزبان (دعوت‌کنندگان ضیافت) در دو انتهای میز غذا خوری و یا در وسط میز روبروی یکدیگر بنشینند. 
- به طور کلی باید نحوه نشستن مهمانان طوری ترتیب داده شود که هیچ دو مرد و دو زنی کنار یکدیگر قرار نگیرند.
- زوج متأهل باید روبروی یکدیگر و زوج نامزد کنار یکدیگر بنشینند.
- بهتر است گروه‌های سنی در کنار یکدیگر بنشینند به طوری که بزرگترها در رأس میز و جوان‌ترها سمت دیگر حضور یابند. 
- اگر تعداد میهمانان کم است، میزبان باید دستور غذا را از میهمانان گرفته به پیشخدمت انتقال دهد و سپس مخلفات بیشتری سفارش دهد.
 - غذا باید در جهت خلاف عقربه‌های ساعت و از سمت چپ افراد سرو شده و ظروف غذا از سمت راست میهمانان جمع آوری شود. 
- دستمال سفره، هنگام آغاز صرف غذا باید روی زانو قرار داده شود و تا انتهای صرف غذا باید همان‌جا باقی بماند.  از دستمال سفره باید تنها برای تمیز کردن مختصر  دهان استفاده کرد نه صورت یا پیشانی . 
- اگر خواستید صندلی خود را برای مدت کوتاهی ترک نمایید باید دستمال سفره را روی صندلی خود قرار دهید تا دیگران و پیشخدمت متوجه بازگشت شما شوند.  هنگام پایان یافتن صرف غذا باید دستمال سفره را به   طور مرتب روی میز و سمت راست بشقاب خود قرار دهید. (آن را تا یا مچاله نکنید) 
- پیش از آنکه میزبان شروع به صرف غذا نکرده و یا اجازه صرف غذا را نداده نباید شروع به غذا خوردن نمایید.
- در حین صرف غذا نباید میز غذا را ترک کنید مگر در موارد اضطراری مانند رفتن به دستشویی و یا داشتن حالت تهوع، در این هنگام عذرخواهی کنید و میز را ترک نمایید.
- اگر از روی میز چیزی خواستید که دست‌تان به آن نمی‌رسید سعی نکنید خودتان آن را بردارید بلکه از فردی که به آن نزدیک است بخواهید که آن را به شما بدهد. 
- هنگامی که غذا خوردنتان پایان یافت هیچ گاه بشقاب‌تان را به سمت جلو هل ندهید، این عمل خلاف آداب تشریفات است. 
- برای بریدن و خرد کردن غذا، چنگال را با دست چپ و کارد را با دست راست گرفته و سپس با چنگال آن چیزی را که می‌خواهید ببرید محکم نگاه داشته و آن را با کارد ببرید، سپس چنگال را به دست راست منتقل کرده و میل کنید. 
- بر روی صندلی راست و مستقیم بنشینید، هیچ‌گاه به جلو و یا عقب خم نشوید. 
- در هنگام صرف غذا مشغول محاوره‌های دلنشین و مطبوع باشید و از موضوعات بحث انگیز پرهیز کنید.   
-  اگر تکه‌هایی از غذا میان دندان‌هایتان گیر کرد با عذرخواهی میز را ترک کرده به دستشویی بروید و آن را خارج کنید. 
-  آرام و با حوصله غذا بخورید، غذا خوردن شتاب‌زده بی‌حرمتی به میزبان می‌باشد. 
-  لقمه های کوچک برداشته و با دهان بسته غذای خود را بجوید. با دهان باز غذا را نجوید و یا با دهان پر صحبت نکنید. 
- هیچ‌گاه پیش از چشیدن غذا به آن ادویه اضافه نکنید. این عمل بی‌احترامی به میزبان و آشپز می‌باشد. 
-  هرگز سر میز سیگار نکشید.
-  هنگامی که از غذا خوردن فارغ شدید، دست‌تان را روی زانو و یا میز (مچ دست روی لبه میز) قرار دهید.  هنگام صرف غذا آرنج خود را روی میز قرار ندهید. 
- هنگامی که در رستوران مهمان هستید، هیچ‌گاه باقیماندۀ غذایتان را به خانه نبرید. 
- زمانی که میهمان هستید برای سفارش غذا سعی کنید از گرانترین غذا به خاطر رعایت صرفه‌جویی برای میزبان و از ارزانترین غذا برای رعایت احترام خود استفاده نکنید.
- در رستوران بهتر است غذایی سفارش دهید که صرف آن با کارد و چنگال مقدور باشد. غذاهایی که باید با دست خورده شوند را به موقعیت‌های غیر رسمی اختصاص دهید.
- برای پر کردن قاشق سوپ خوری آن را به سمت بالای بشقاب حرکت دهید.- اگر سوپ داغ بود برای خنک کردن به آن ندمید بلکه صبر کنید تا خودش خنک گردد.
- چای را نیز برای خنک شدن در نعلبکی نریزید.
 - توجه داشته باشید که قاشق سوپ خوری گرد و قاشق غذاخوری بیضی شکل است.
 - هنگام صرف سوپ، پهلوی قاشق‌تان را به دهان برده و از پهلوی قاشق سوپ را اندک اندک بنوشید (هورت نکشید).
- غذاهایی را که شما مجاز هستید با دست بخورید عبارتند از: تکه نان، بلال، گوشت دنده ها، صدف و خرچنگ خوراکی، مرغ سوخاری، ساندویچ، میوه‌های کوچک، شیرینی، سیب زمینی سرخ کرده، چیپس و پیتزا.
- اگر نمی‌دانستید چگونه باید غذایی را میل کنید بهتر است به دیگران نگاه کنید.
- کارد، چنگال و قاشقی را که استفاده کرده‌اید مجدداً روی میز قرار ندهید بلکه آنها را روی بشقاب بگذارید.
- هنگام صرف غذا خم نشوید و صورت خود را به سمت غذا نبرید بلکه غذا را توسط قاشق و چنگال به سمت دهان خود ببرید.
- اگر قاشق و یا کارد و چنگال شما به زمین افتاد آن را بردارید به پیشخدمت بدهید و تمیز آن را درخواست کنید.
- هرگاه چیزی را سهواً روی لباس میهمان دیگری ریختید با خونسردی از وی عذر خواهی کرده و بگذارید خود فرد و یا پیشخدمت آن را تمیز کند خودتان اقدام به تمیز کردن لباس فرد نکنید.
- اگر میهمانی از شما درخواست نمک و یا فلفل نمود، هر دو را به وی بدهید حتی اگر میهمان تنها یکی از این دو را درخواست کرده باشد.
- پیش از نوشیدن مایعات، لب‌های خود را با دستمال پاک کنید تا جای لک چربی روی لیوان شما نمایان نگردد.
- هنگام نوشیدن آب یا مایعات دیگر سعی کنید لب بالای خود را داخل مایع نگه دارید، این عمل باعث می شود هوای اضافی همراه مایع داخل گلو نشده که صدا دهد.
-  از واژه های «متشکرم» و «لطفاً» در سر میز غذا بسیار استفاده کنید.
- سعی کنید رومیزی را تا انتهای صرف غذا تمیز نگاه دارید.
- هنگامی که صرف غذایتان پایان یافت، کارد و چنگال خود را به صورت موازی در سمت راست روی بشقاب قرار دهید. اگر خواستید میز را برای مدت کوتاهی ترک کنید و یا غذای شما نیمه تمام بود، باید کارد و چنگال را به صورت ضربدری روی بشقاب قرار دهید تا دیگران و پیشخدمت مطلع گردند که شما باز خواهید گشت.
- فراموش نکنید در رستوران و به طور کلی فضاهای سربسته نباید کلاه و دستکش بپوشید.در پایان، ابتدا از میزبان تشکر نموده سپس اجازه رفتن بگیرید. در موقع خروج همهمه نکنید، بلکه با متانت و آهسته رستوران را ترک کنید.  جابجایی صندلی ها و اشیاء دیگر را به عهده پیشخدمت ها بگذارید.

 




برچسب ها : رستوران, آداب رستوران, رستوران رفتن, مهمان, ميهمان, انتهاي ميز, ميزبان, غذاخوري, قاشق و چنگال, وسط ميز, سمت راست, دستور غذا, منو, دستمال سفره, سفره, انتها, اجازه صرف غذا, بشقاب

 

مسجد هدایت جلد دوم

تعداد صفحات 585
قيمت 45000 ريال
سال انتشار 1389

نام كتاب: مسجد هدايت تهران
نام ناشر: مركز بررسي اسناد تاريخي
تعداد صفحات: ج اول 550 و ج دوم 575
كتاب مسجد هدايت تهران در دو جلد از سري كتابهاي پايگاههاي انقلاب اسلامي به روايت اسناد ساواك ـ مساجد؛ از انتشارات اين مركز در بهار 1389 منتشر گرديد.
پس از انتشار كتاب مسجد جليلي تهران در پاييز سال 1388 اينك با توفيق الهي، كتاب دوم در خصوص مسجد هدايت تهران به روايت اسناد ساواك به زيور طبع آراسته و در اختيار علاقه‌مندان قرار گرفت. كتاب يادشده در دو جلد شامل عملكردها، فعاليت‌ها و موضوعات مختلف پيش آمده در خلال سال 1340 تا 1357 مي‌باشد. جلد اول شامل سخن ناشر، مقدمه، اسناد، فهرست منابع و مآخذ، فهرست اعلام، ضمائم و عكس‌ها و جلد دوم نيز به همين نحو (به جز مقدمه) تدوين يافته است. جلد اول شامل اسناد مبارزاتي مسجد هدايت از سال 1340 تا 1347 و جلد دوم از سال 1348 تا 1357 است.
در مقدمه كتاب به جايگاه مسجد، مبارزه رژيم پهلوي با نقش واقعي و اساسي مسجد، تاريخ ساخت، احياء و توسعه مسجد هدايت، مسجد هدايت پايگاه مبارزه مردمي انقلاب، مسجد هدايت مركز اطلاع‌رساني، نقش مسجد هدايت در بيداري و حمايت از مردم كشورمان و مردم فلسطين و بستن مسجد هدايت، پرداخته و با ذكر گوشه‌هايي از خاطرات و تاريخ شفاهي و با ذكر نمونه‌هايي از اسناد درج شده در اين باره به بررسي موضوعات مختلف پرداخته است.
اسناد نيز با پاورقي‌هايي از اسناد مشابه در خصوص وقايع و يا معرفي افراد و شرح وقايع؛ خواننده را در درك بهتر مطالب ياري نموده است. باتوجه به اين كه مرحوم آيت‌الله طالقاني از سال 1327 تا بسته شدن مسجد هدايت و تبعيد ايشان مملو از حركت‌هاي اسلامي، انقلابي وي بوده، در عين حال كه شرحي از تاريخ سياسي مسجد هدايت را ارائه‌مي‌نمايد، شرحي از مبارزات آيت‌الله طالقاني را نيز به همراه دارد.
فهرست اعلام نيز با دقت و ريز‌بيني تهيه گرديده و در هر مورد اگر شرح واقعه يا زندگي‌نامه افراد در پاورقي ذكر گرديده با اعداد سياه و برجسته نمايان‌گرديده تا دسترسي به مطلب مورد نظر آسانتر شود.
در اسناد ضميمه نيز سندهايي وجود دارد كه براي اولين بار انتشار يافته و شامل مسئله توليت مسجد و مكاتبات انجام گرفته از سوي هيئت امناء مسجد است.
در بخش عكس‌ها نماهاي مختلفي از مسجد هدايت و فعالين و سخنرانان مشهور در مسجد هدايت به چاپ رسيده است.




برچسب ها : معرفي كتاب, كتاب, دانلود, دانلود كتاب, مسجد هدایت جلد دوم, پايگاههاي انقلاب

آهنگهای افغانی

این آهنگ را با كیفیت بالا از اینجا دانلود كنید.

 (حجم 5.62M)

 

امیرجان صبوری از محبوب ترین آواز خوانان افغان غم غریبی و غربت را در آهنگی زیبا با نام شهر خالی مویه كرده است . شعری بسیار زیبا دست مایه كار اوست . شعری كه راوی درد ها و رنج های مردمان سرزمین او و با نگاهی عام تر راوی مصائب انسان معاصر است .

حزن معصومی كه در این آهنگ شرقی دیده می شود فرسنگ ها با جنون سیاه و افسار گسیختگی های دنیای مدرن تفاوت دارد . شهر خالی ، جاده خالی ، كوچه خالی ، خانه خاله .... جام خالی ، سفره خالی، ساغر و پیمانه خالی..... این آهنگ چندی پیش توسط نگاره خالوا خواننده تاجیك هم خوانده شد و آن آهنگ نیز حال و هوایی بسیار زیبا و صمیمی دارد .

 

ترانه شهر خالی

با صدای

امیر جان صبوری

 

شهر خالی، جاده خالی، کوچه خالی، خانه خالی
 
جام خالی، سفره خالی، ساغر و پیمانه خالی

کوچ کرده دسته دسته آشنایان عندلیبان

باغ خالی، باغچه خالی، شاخه خالی، لانه خالی

وای از دنیا که یار از یار می ترسد

 غنچه های تشنه از گلزار می ترسد

عاشق از آوازه ی دیدار می ترسد

پنجه خنیاگران از تار می ترسد

شه سوار از جاده هموار می ترسد

این طبیب از دیدن بیمار می ترسد

سازها بشکست و درد شاعران از حد گذشت

سالهای انتطاری بر من و تو بد گذشت

آشنا نا آشنا شد ، تا بلی گفتم بلا شد

گریه کردم ناله کردم حلقه بر هر در زدم

سنگ سنگ کلبه ویرانه را بر سر زدم

آب از آبی نجنبید خفته در خوابی نجنبید

چشمه ها خشکید و دریا خستگی را دم گرفت

آسمان افسانه ما را به دست کم گرفت

جام ها جوشی ندارد عشق آغوشی ندارد

بر من و بر ناله هایم هیچکس گوشی ندارد

شهر خالی، جاده خالی، کوچه خالی، خانه خالی

جام خالی، سفره خالی، ساغر و پیمانه خالی

کوچ کرده دسته دسته آشنایان عندلیبان

باغ خالی، باغچه خالی، شاخه خالی، لانه خالی

باز آ تا کاروان رفته باز آید

باز آ تا دلبران ناز ناز آید

باز آ تا مطرب و آهنگ و ساز آید

تا گل افشانان نگاری دل نواز آید

باز آ  تا بر در حافظ سر اندازیم
 
گل بیفشانم و می در ساغر اندازیم

 




برچسب ها : دانلود آهنگ, آهنگهاي افغاني, اميرجان صبوري, ترانه شهر خالي, شهر خالي, جاده خالي, كوچه خالي

 آیا می دانستید که محل آسیب دیده می تواند گویای علت ایجاد شدن جوشتان باشد؟ ما حقایق Â

« جغرافیای جوشÂ » را از مدیر سیستم درمان پوستی آموزش جهانی، آنت کینگ، جویا شدیم.

بیاموزید که چطور جوش ها می توانند سرنخی از مشکلات دیگر در بدنتان باشند!



گروه اینترنتی خورشید

موسسه ی بین المللی پوست ، یک نقشه ی صورت درست کرده، یک سیستم تحلیل پوست

که صورت را به 14 ناحیه تقسیم می کند که می توانید جداگانه تحلیل و درمانشان کنید.

آنت می گوید: «این مفهوم زمانی به ذهنمان رسید که یک روز درباره ی سفسطه ی

درمان سنتی پوست بحث می کردیم. ما همیشه در کلاس های علم چینی خوانش صورت

 و تحلیل پوست را درس می دادیم، بنابراین به نظر

مفید می آمد که این دو مکتب را با هم ترکیب کنیم.

مکتب شرقی به بدن نگاه می‌کند، چگونگی چینش اعضا روی صورت و عدم تعادل

 احتمالی آن‌ها اما مکتب غربی بر پایه ی انواع پوست و شرایطشان،

 مصرف محصولات و عادت‌ها بنانهاده شده است. هر دو جنبه در درمان پوست

بسیار مهم اند.»

اما مشکلات پوستی بدن چطور؟ «غدد چربی زیادی در نواحی سینه و پشت وجود دارند .

 بسیار متداول است

پسر ها و خانم هایی که دچار جوش های صورت می شوند از جوش بدن هم رنج ببرند.

 ولی اگر کسی جوش صورت ندارد و دچار جوش بدن شده، به عوامل خارجی توجه کند.

مواد مصنوعی در لباس ها ، عطر و برخورد با محصولات مو ممکن است دلیل آن باشند .

 خوشبختانه طب سنتی شرقی جوش بدن را هم بررسی می کند.

 در تشخیص طب چینی مشکلات سینه و پشت ، اگر همه ی دلایل دیگر رد شدند ،

 به ریه ها مربوط می شوند!» بیایید به نواحی مختلف صورت نگاهی بیندازیم

 و ببینیم چه چیزی باعث جوش می شود.
گروه اینترنتی خورشید

1. پیشانی ( ناحیه ی 1 و 3 )

به طور سنتی، پیشانی به سیستم هضم شما مرتبط است. اگر در این ناحیه دچار جوش شده اید ،

با نوشیدن آب و خوردن غذاهای ساده و بدون افزودنی به پیشرفت درمانتان کمک کنید.

ممکن است شما دچار عدم هضم غذا (مانند wheat یا gluten) باشید.

2. مرکز پیشانی ( ناحیه ی 2 )

میانه ی پیشانی، بین دو ابرو، با کبد در ارتباط است. توده ها و جوش ها می توانند

 مربوط به مصرف الکل، غذاهای چرب یا حساسیت های غذایی (نظیر عدم هضم لاکتوز) باشند.

از خوردن یا نوشیدن مواد غذایی چرب در آخر شب خودداری کنید و از مصرف شراب و پنیر بکاهید.

3. گوش‌ها ( نواحی 4 و 10 )

گوش ها به کلیه ها مربوطند. اگر ورم می کنند یا در آن ها احساس داغی دارید ،

با مصرف کمتر کافئین از التهاب آن ها بکاهید.

4. گونه ها (نواحی 5 و 9 )

گونه ها نمایانگر مسائل تنفسی اند. سیگاری ها یا کسانی که مستعد حساسیت هستند

 معمولا دچار مویرگ های شکسته و منافذ مسدود می شوند. سیگار را ترک کنید

 و آنتی هیستامین را در رژیم غذاییتان جا دهید

(البته اگر تا به حال اینکار را نکرده اید) تا نواحی آسیب دیده را پاکسازی کنید.

5. چشم‌ها ( نواحی 6 و 7 )

چشم ها مانند گوش ها به کلیه ها متصل اند. تیرگی ها و کبودی های زیر چشم ها را

با نوشیدن آب بیشتر و ساده کردن کار هضم کاهش دهید.

6. بینی ( ناحیه 7 )

بینی شما نشانگر فشار خون است. اگر قرمز و به طور غیرعادی ملتهب شود

احتمالا فشار خون شما از آنچه که باید باشد ، بالاتر است.

7. چانه ( ناحیه 12 )

جوش چانه با هورمون ها در ارتباطند و معمولا قبل و بعد از پریود شما سبز می‌شوند!

8. گوشه های دهان (نواحی 11 و 13)

گوشه های لب به تخمدان ها متصل اند، و معمولا در طول دوران قاعدگی جوش می زنند.

9. اطراف گردن و شقیقه ها (ناحیه 14)

جوش های گردن و شقیقه ها هم به سندرم خستگی آدرنالین مربوط اند. غدد آدرنالین ما ،

 واقع در بالای کلیه ها ، هورمون هایی حیاتی ترشح می کنند.

اگر این غدد به طور غیرعادی کار کنند ممکن است در طول روز احساس کسالت

یا استرس کنید و ممکن است جوش بزنید! به یاد داشته باشید پوست گردنتان

 به مهمی پوست صورتتان است ، نگهداری از آن را فراموش نکنید.




برچسب ها : جوش صورت, جوش, جوشهاي بدن, جوشهاي پوستي



 
اسم کشور معنی نام کشور ریشه اسم
آرژانتین سرزمین نقره اسپانیایی
آفریقای جنوبی سرزمین بدون سرما (آفتابی) جنوبی لاتین، یونانی
آفریقای مرکزی سرزمین بدون سرما (آفتابی) مرکزی لاتین، یونانی
آلبانی سرزمین کوهنشینان
آلمان سرزمین همه مردان یا قوم ژرم فرانسوی ژرمنی
آنگولا از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود
اتریش شاهنشاهی شرق ژرمنی
اتیوپی سرزمین چهره سوختگان یونانی
ازبکستان سرزمین خودسالارها سغدی – ترکی – فارسی/ دری
اسپانیا سرزمین خرگوش کوهی فنیقی
استرالیا سرزمین جنوبی از لاتین
استونی راه شرقی ژرمنی
اسرائیل جنگیده با خدا عبری
اسکاتلند سرزمین اسکات ها؛ در لاتین قوم گائل را گویند. لاتین
افغانستان سرزمین قوم افغان فارسی
اکوادور خط استوا اسپانیایی
الجزایر جزیره ها عربی
السالوادور رهایی بخش مقدس اسپانیایی
امارات متحده عربی شاهزاده نشین های یکپارچه عربی عربی
اندونزی مجمع الجزایر هند فرانسوی
انگلیس سرزمین پیر استعمار ژرمنی
اوروگوئه شرقی
اوکراین منطقه مرزی اسلاوی
ایالات متحده امریکا از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی ایتالیایی
ایتالیا برخی گویند به معنی ایزد گوساله یونانی
ایران سرزمین آریایی‌ها٬ برگرفته از واژه آریا بمعنی نجیب و شریف اسم ایرانی
ایرلند سرزمین قوم ایر انگلیسی
ایسلند سرزمین یخ، ice Land ایسلندی / انگلیسی
باهاما  دریای کم عمق یا ریشدارها اسپانیایی
بحرین دو دریا عربی
برزیل چوب قرمز
بریتانیا سرزمین نقاشی شدگان لاتین
بلژیک سرزمین قوم بلژ (از اقوام سلتی)، واژه بلژ احتمالاً به معنی زهدان و کیسه.
بلیز یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژه‌ای بومی به معنای آب گل آلود
بنگلادش ملت بنگال بنگلادشی
بوتان تبتی تبار
بوتسوانا سرزمین قوم تسوانا
بورکینافاسو  سرزمین مردم درستکار از زبان‌های موره دیولا
بولیوی از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین لاتین
پاراگوئه این سوی رودخانه
پاکستان سرزمین پاکان اسم فارسی فارسی / دری
پاناما جای پر از ماهی زبان کوئِوا
پرتغال بندر قوم گال (از اقوام سلتی) لاتین
پورتوریکو بندر ثروتمند اسپانیایی
تاجیکستان سرزمین تاجیک ها فارسی / دری
تانزانیا این نام از ترکیب تانگانیگا (سرزمین دریاچه تانگا) + زنگبار
تایلند سرزمین قوم تای Thai + Land
ترکمنستان  سرزمین ترک + ایمان = ترکیمان = ترکمان = ترکمن (سرزمین ترک هایی که مسلمان شده اند) مربوط به سده های آغازین اسلام
ترکیه سرزمین قوی‌ها ترکی با پسوند عربی
جامائیکا سرزمین بهاران
جیبوتی شاید به پادری بافته از الیاف نخل می گفتند زبان آفار
چاد دریاچه زبان بورنو
چین سرزمین مرکزی چینی
دانمارک مرز قوم “دان”
دومینیکن کشور دومینیک مقدس اسپانیایی
روسیه کشور روشن ها، سپیدان شاید از ریشه سکایی”راؤش”
روسیه سفید (بلاروس) درخشنده (روس) سفید روسی
رومانی سرزمین رومی ها
زلاند نو زلاند جدید (زلاند نام یکی از استان های هلند به معنای دریاست)
ژاپن سرزمین خورشید تابان ژاپنی
ساحل عاج ساحل عاج
سریلانکا جزیره باشکوه سنسکریت
جزایر سلیمان از نام حضرت سلیمان
سوئد سرزمین قوم “سوی”
سوازیلند سرزمین قوم سوازی
سوئیس سرزمین مرداب
سودان سیاهان عربی
سوریه سرزمین آشور سامی
سیرالئون کوه شیر
شیلی پایان خشکی – برف از زبان بومی آنجا
صحرا بیابان عربی
صربستان سرزمین قوم صرب؛ یوگسلاوی: سرزمین اسلاو های جنوب
عراق شاید ازایراک به معنای ایران کوچک فارسی
عربستان سعودی سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبخت. واژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد است. سعود یعنی خوشبخت.
فرانسه سرزمین قوم فرانک (از اقوام سلتی)
فلسطین یکی از اسامی قدیم رود اردن
فنلاند سرزمین قوم “فن”
فیلیپین از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ
قرقیزستان سرزمین چهل قبیله قرقیزی
قزاقستان  سرزمین کوچگران قزاقی
قطر شاید به معنای بارانی عربی
کاستاریکا ساحل غنی اسپانیایی
کانادا دهکده زبان سرخپوستی”ایروکوئی”
کلمبیا سرزمین کلمب (کریستف کلمب) اسپانیایی
کنیا کوه سپیدی زبان کیکویو
کویت دژ کوچک هندی – عربی
گرجستان سرزمین کشاورزان یونانی
لبنان سفید عبری
لهستان سرزمین قوم “له”
لیبریا سرزمین آزادی
مجارستان سرزمین قوم مجار مجاری
مراکش مغرب
مصر شهر – آبادی
مقدونیه  سرزمین کوه نشین ها، بلندنشین‌ها یونانی
مکزیک اسپانیای جدید اسپانیایی
موریتانی سرزمین قوم مور لاتین
میکرونزی مجمع الجزایر کوچک فراسوی
نروژ راه شمال؛ North Way
نیجر سیاه لاتین
نیجریه سرزمین سیاه لاتین
نیکاراگوئه  دریای نیکارائو (نام مردم آن منطقه) + آگوئه اسپانیایی
واتیکان گرفته شده از نام تپه‌ای به نام واتیکان اتروسکی
ونزوئلا ونیز کوچک
ویتنام اقوام “ویت” جنوبی ویتنامی
ویلز بیگانگان ژرمنی
هلند سرزمین چوب آلمانی
هند پر آب فارسی باستان
هندوراس ژرفناها اسپانیایی
یمن خوشبخت
یونان  سرزمین قوم “یون”




برچسب ها : اسامي كشورها, معني اسم كشور, كشور, كشورها

 

يك تصوير زيبا از مقام عظماي ولايت و فرمانده كل قوا

براي ديدن تصوير بزرگتر بر روي تصوير كليك فرمائيد




برچسب ها : ولايت, حضرت آيت اله خامنه اي, خامنه اي, ولايت امر, ولي امر, فرمانده كل قوا, مقام عظماي ولايت

  نام فایل حجم فایل(مگا بایت) تعداد دریافت بازدید پخش دریافت  

بیا که ناز تو را با دلم خریدارم ( مناجات با امام زمان (عج)

 

4.9 2358 2604  

روضه حضرت زهرا (س)

 

7.63 835 952  

سرد است بی حضور تو حال و هوای ما ( مناجات با امام زمان (عج) )

 

5.28 1114 1268  

روضه امام حسین (ع)

 

9.49 781 938  

روضه حضرت علی اصغر (ع)

 

6.21 663 806  

ثواب گریه هجران وصال دلدار است ( مناجات با امام زمان (عج) )

 

6.63 1093 1130  

برگرد انتظار اهالی آسمان ( مناجات با امام زمان (عج) )

 

6.76 274 127  

روضه حضرت زینب (س)

 

6.74 207 106  

عاشق گرفته باز قنوت دعا بیا ( مناجات با امام زمان (عج) )

 

6.98 263 142  

روضه حضرت زینب (س)

 

15.13 159 73  

عبد توام اگر ز کرم باورم کنی ( مناجات با امام زمان (عج) )

 

8.47 227 114  

روضه حضرت حبیب بن مظاهر (ع)

 

2.03 164 85  

روضه حضرت اباالفضل (ع)

 

4.86 222 107  

روضه امام حسن مجتبی (ع)

 

5.6 154 72  

بر پا شده حسینیه ای از دعا بیا ( مناجات با امام زمان (عج) )

 

4.71 225 122  

روضه حضرت علی اکبر (ع)

 

5.78 161 84  

روضه حضرت خدیجه (س)

 

8.11 112 67  

شب دهم ماه رمضون دل عاشقا پر میگیره ( زمینه )

 

4.87 139 77  

چون مهر به نور خود پیدایی و پنهانی ( مناجات با امام زمان (عج) )

 

7.72 168 100  

روضه امام حسین (ع)

 

8.43 134 75  

شکسته شد دلم از دست روزگار آقا ( مناجات با امام زمان (عج) )

 

6.27 249 147  

روضه امام حسین (ع)

 

9.65 116 67  

نفسم پشت آه می آید ( مناجات با امام زمان (عج) )

 

3.4 207 123  

روضه امام حسین (ع)

 

5.29 118 69  

روضه حضرت اباالفضل (ع)

 

11.75 166 90  

رنج تو را به گنج فراوان نمی دهم ( مناجات امام زمان (عج) )

 

7.51 175 103  

روضه امام حسین (ع)

 

2.5 126 75  

روضه امام حسین (ع)

 

7.82 116 81  

روضه حضرت رباب (س)

 

4.68 144 86  

از دین به جای حلم تفاخر گرفته ام ( مناجات الهی )

 

10.17 149 91  

رب خطا پوش تویی عبد خطا کار منم ( مناجات الهی )

 

6.81 161 91  

روضه حضرت اباالفضل (ع)

 

2.93 157 81  

حسین سالار زینب ( زمینه )

 

4.02 138 81  

من آمدم ای با وفا الهی ( مناجات الهی )

 

6.27 160 80  

روضه حضرت علی (ع)

 

11.72 117 65  

کوفه شده کربلا قد قتل المرتضی ( زمینه )

 

5.95 137 76  

کوفه شده کربلا قد قتل المرتضی ( زمینه )

 

75.84 194 246  

تو شهر کینه شهر پر از غم ( واحد )

 

4.01 165 95  

کیستی ای بی گمان علت خلق جهان ( واحد )

 

2.63 148 89  

کرب و بلا پر مسافر مثل کبوتر مهاجر ( شور )

 

2.9 229 150  

کرب و بلا پر مسافر مثل کبوتر مهاجر ( شور )

 

35.05 238 262  

به چشمان تو باز عادت نداریم ( مناجات با امام زمان (عج) )

 

4.41 153 79  
روضه حضرت علی (ع) 4.49 115 61  

دعای روی لب هام نرو نرو که بی تو تنهام ( زمینه )

 

4 138 62  

دوباره مهمونی شده صاحب خونه کجایی ( مناجات با امام زمان (عج) )

 

6.57 191 85  

روضه حضرت علی (ع)

 

6.27 104 66  

حیدر بابا داری میری غریبونه ( زمینه )

 

5.67 169 90  

حیدر بابا داری میری غریبونه ( زمینه )

 

64.06 175 115  

رنگ و رومی یا علی آبرومی یا علی ( واحد )

 

5 174 96  

رنگ و رومی یا علی آبرومی یا علی ( واحد )

 

62.25 156 80  

اسداللهی ولی اللهی ( شور )

 

4.92 225 130  

اسداللهی ولی اللهی ( شور )

 

68.41 205 271  



برچسب ها : سيد مهدي ميرداماد, ميرداماد, سيد مهدي, مداحي ميرداماد, با صداي ميرداماد, با مداحي سيد مهدي ميرداماد, مداحي

  نام فایل حجم فایل(مگا بایت) تعداد دریافت بازدید پخش دریافت  

برگرد ای توسل شب زنده دارها ( مناجات با امام زمان (عج) )

 

6.79 850 872  

روضه امام حسین (ع)

 

7.08 366 402  

روضه حضرت رقیه (س)

 

5.75 284 292  

تا رمق دارم امشب به دور تو بگردم ( زمینه )

 

3.02 402 424  

خود را به خواب می زنی بنده تا به کی ( مناجات الهی )

 

10.25 478 481  

روضه حضرت علی (ع)

 

8.51 168 191  

ای خدا دیگر بهار من خزون شد ( زمینه )

 

4.98 105 67  

امیرالمومنین حیدر به کوچه بر زمین افتاد ( واحد )

 

5.99 114 55  

روضه حضرت علی (ع)

 

7.63 64 44  

من بنده تو هستم عهد تو را شکستم ( مناجات الهی )

 

5.67 112 64  

روضه حضرت علی (ع)

 

7.23 52 42  

با این سر غرق به خون ( واحد )

 

5.4 96 57  

بده در راه خدا من به خدا محتاجم ( واحد )

 

2.97 105 54  

از دل می چکه عشقش شراره ( شور )

 

5.56 175 101  

این بدن تا میشه تشییع مخفیونه ( زمینه )

 

3.37 81 51  

الهی بی پناه شرمسارم ( مناجات الهی )

 

9.61 96 61  

حسین جان من غلام رو سیاتم ( زمینه )

 

8.51 120 70  

روی نیاز من کجاست درحرم کرب و بلاست ( واحد )

 

7.05 137 71  

روزگاران درازیست که ما سینه زنیم ( واحد )

 

3.32 161 82  

تنگ دل عاشقا می دونی ( شور )

 

4.4 221 122  



برچسب ها : مهدي سلحشور, مداحي حاج مهدي سلحشور, سلحشور, مداحي, با صداي مداحي سلحشور

  نام فایل حجم فایل(مگا بایت) تعداد دریافت بازدید پخش دریافت

روضه امام کاظم (ع)

 

6.97 358 441  

کنون که گوشه زندان به بند زنجیرم ( زمینه )

 

4.66 454 571  

 دوباره هوای حرم دارم ( واحد )

 

4.93 835 813  

بر دلم حک شده نام قشنگت یا حسین ( واحد )

 

2.62 885 945  
باز دوباره دارم می بارم ( شور ) 3.19 1526 1543  



برچسب ها : مهدي مختاري, مختاري, مداحي مختاري, صداي مهدي مختاري, با صداي مختاري, مداحي

دعاي كميل

نظرات

دعای کمیل بن زیاد (علیه الرحمة)

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 حاج رضا بکایی 12,797 0:54:34
2 نزار القطری 5,734 0:24:26
3 کافی 6,988 0:29:48
4 حاج مهدی منصوری 10,680 1:00:14
5 عباس صالحی 7,762 0:43:52
6 انصاریان - قسمت اول 4,065 0:22:49
7 انصاریان - قسمت دوم 6,951 0:39:31
8 هاشمی نژاد - قسمت اول 4,387 0:24:39
9 هاشمی نژاد - قسمت دوم 5,310 0:30:11
10 عبدالرضا هلالی 2,832 0:15:49
11 حاج رضا نبوی - قسمت اول 5,354 0:30:09
12 حاج رضا نبوی - قسمت دوم 5,445 0:30:57
13 حاج منصور ارضی (رمضان86 قسمت اول) 2,674 0:18:19
14 حاج منصور ارضی (رمضان86 قسمت دوم) 2,618 0:17:56
15 حاج محمود کریمی (رمضان86 قسمت اول) 2,910 0:19:57
16 حاج محمود کریمی (رمضان86 قسمت دوم) 3,004 0:20:35
17 حاج محمود کریمی (رمضان86 قسمت سوم) 2,717 0:18:37
18 حاج محمد رضا طاهری (رمضان86 قسمت اول) 3,243 0:22:14
19 حاج محمد رضا طاهری (رمضان86 قسمت دوم) 3,981 0:27:18
20 حاج محمد رضا طاهری (رمضان86 قسمت سوم) 1,223 0:06:57
21 دعای کمیل 1,812 0:29:22
22 حاج مهدی سماواتی 1,386 0:34:36
23 شیخ باقر مقدسی 1,237 0:20:01
24 حاج محمد رضا غلامرضازاده 8,793 0:29:59




برچسب ها : دعاي كميل, دعای کمیل بن زیاد, علیه الرحمة, حاج رضا بكائي, نزار القطري, كافي, حاج مهدي منصوري, عباس صالحي, انصاريان, هاشمي نژاد ف هلالي, حاج رضا نبوي, منصور ارضي, حاج منصور, محمد رضا طاهريان

 

مسجد ارک تهران

تعداد صفحات 695
قيمت 80000 ريال
سال انتشار 1390

نام كتاب: مسجد ارك به روايت اسناد ساواك
«پايگاه‌هاي انقلاب اسلامي؛ مساجد (كتاب سوم)»
ناشر: مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات
چاپ اول: 1390
تعداد صفحات: چهل و پنج صفحه مقدمه: 741 صفحه
قيمت: 8000 تومان

كتاب «مسجد ارك تهران» سومين كتاب از مجموعه‌ي «پايگاه‌هاي انقلاب اسلامي به روايت اسناد ساواك؛ مساجد» است كه به‌ وسيله‌ي مركز «بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات» از ميان انبوهي از اسناد باقي مانده از دوره‌ي پهلوي انتخاب و به چاپ رسيده است.
اين كتاب به روال ساير كتاب‌هاي منتشر شده از سوي مركز، شامل يك مقدمه‌ي نسبتاً جامع است كه در آن، ضمن بيان اهميت مساجد در اسلام و ايران، تاريخچه‌اي از تأسيس مسجد ارك به همراه رويدادهايي كه در آن به وقوع پيوسته‌اند ارائه گرديده است. در اين مقدمه علاوه بر بررسي رويدادهاي دهه‌ي چهل و پنجاه، اسامي سخنرانان مسجد ارك و موضوع سخنراني آنها نيز بيان شده است.
اسنادي كه در متن كتاب و پس از مقدمه آمده‌اند، براساس ترتيب زمان مرتب شده و هرگاه در سندي، اشخاص، رويدادها و جريان‌هايي نياز به توضيح داشته‌اند، مانند ديگر كتاب‌ها گوياسازي شده و در حاشيه‌ي همان سند به اختصار آمده است. اسناد كتاب خواننده را در جريان شكل‌گيري، تدوين و تحكيم مباني انقلاب اسلامي قرار داده و او را تا روزهاي پيروزي انقلاب همراه مي‌كند. حضور تعدادي از علماء، روحانيون و حتي روشنفكران برجسته در اين مسجد و تنوع موضوعات مطرح شده در سخنراني‌ آنها به همراه تجزيه و تحليل‌هاي مأمورين ساواك، خواننده را به فضاي قبل از انقلاب برده و با دغدغه‌هاي فكري آن روزگار آشنا مي‌كند.
از آنجايي كه به گفته‌ي ناشر، مبناي كار ارائه‌ي سندهايي براي درك بهتر انقلاب اسلامي و حركت امام خميني (ره) بوده است، لذا اسنادي كه به پيش از دهه‌ي چهل باز مي‌گردند، در اين مجموعه منتشر نشده‌اند، تنها براي درك بهتر خوانندگان از فضاي حاكم بر مسجد ارك پيش از دهه‌ي چهل، چند برگ سند در ضمايم پايان كتاب گنجانيده شده‌اند.
اولين سند اين مجموعه كه تاريخ 16/1/1340 را دارد به حضور تعدادي از چهره‌هاي سياسي آن روزگار ‌مانند «الهيار صالح» و «دكتر ارسنجاني» در مجلس ترحيم «آيت‌اله‌العظمي بروجردي» كه به وسيله‌ي «آيت‌اله زنجاني» برگزار شده است اشاره دارد. آخرين سند از اين مجموعه مربوط به 20/6/1357 است كه به صورت دستي نوشته شده و از آشفتگي در اركان ساواك حكايت دارد. اين سند به شعارها،‌ اعلاميه‌ها و اجتماعات مسجد ارك در آن روز اشاره مي‌كند.
از ويژگي‌هاي خاص اسناد در اين كتاب،‌ ارائه‌ي تصويري شفاف از مبارزيني است كه در طول 17 سال مسجد ارك را به كانون مبارزه عليه رژيم پهلوي تبديل كرده بودند، تعدادي از اين افراد كه در اسناد بارها به آنها اشاره شده است عبارتند از: «حجت‌السلام فلسفي» ، «سيد عبدالرضا حجازي» ، «ناصر مكارم شيرازي» ،‌«علي‌اكبر ناطق نوري» ، «مرحوم احمد كافي» ، «محمد امامي كاشاني» ، «آيت‌اله مهدي حائري تهراني» ، «آيت‌اله محمدرضا فاكر» ، «آيت‌اله نوري همداني» و شخصيت‌هاي برجسته ديگر كه در مقدمه همين كتاب ليستي از سخنراني‌هاي آنها آمده است.
پس از اسناد نسبتاً زياد اين مجموعه، منابع و مآخذ در چند صفحه براي مطالعه بيشتر خوانندگان آورده شده است. فهرست اعلام و ضمايم، پايان بخش قسمت مكتوب كتاب مي‌باشند. در انتها تعدادي عكس از اجتماعات مردم، رجال، روحانيون سياسي و كشته‌شدگان حادثه‌ي آتش‌سوزي مسجد ارك در 26/11/1383 به كتاب الحاق شده‌اند كه روايتي تصويري از نقش برجسته‌ي مسجد ارك در جريان انقلاب اسلامي را بازگو مي‌كنند.




برچسب ها : معرفي كتاب, كتاب, دانلود, مسجد ارک تهران, پايگاههاي انقلاب, خريد كتاب

مسجد جلیلی

نظرات
 

مسجد جلیلی

تعداد صفحات 735
قيمت 50000 ريال
سال انتشار 1389

نام كتاب: مسجد جليلي به روايت اسناد
نام ناشر: مركز بررسي اسناد تاريخي
تعداد صفحات: 712 صفحه
كتاب مسجد جليلي به روايت اسناد ساواك، اولين كتاب از مجموعه پايگاههاي انقلاب اسلامي ـ مساجد است كه در پاييز سال 1388 با شمارگان 1500 نسخه منتشر گرديده است. اين كتاب داراي 712 صفحه و چند بخش به ترتيب زير است:
سخن ناشر، پيشگفتار، مقدمه، اسناد، منابع و مآخذ، ضمائم و عكس‌ها
مقدمه كتاب حاوي تاريخچه مختصري از شكل‌گيري مساجد در اسلام و جايگاه و ارزش باطني و ظاهري آن، مساجد در حكومت پهلوي، تاريخچه تأسيس مسجد جليلي، امام جماعت و سخنرانان، حساسيت ساواك نسبت به آن و فعاليت‌ها و عملكردهاي سياسي و خدماتي و فرهنگي اين پايگاه الهي است.
اسناد منتشره در كتاب حاضر نيز در بردارنده اسناد ساواك از تاريخ 1/4/1340 لغايت 22/9/1357 مي‌باشد. در اين اسناد گزارش‌هاي مأمورين و منابع ساواك از جلسات روزانه و هفتگي و مطالب ايراد شده توسط امام جماعت آن يعني آيت‌الله مهدوي كني و وعاظ و سخنرانان، مراسم جشنها و سوگواريها، فعاليت‌هاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي و خدماتي صورت گرفته و اسامي اعضا و افراد شركت‌كننده در فعاليت‌ها درج گرديده است. توجه به اسناد نشانگر تلاشها و كوشش‌هاي هفده ساله در جهت نهضت حضرت امام خميني (ره) در مسجد جليلي و تلاش آشكار و پنهان مؤمنين و متدينين در اين عرصه است. اعتراض به برنامه‌هاي اسلام‌ستيزانه و نزديكي و وابستگي حكومت پهلوي به استكبار جهاني و اسرائيل، افشاي نقشه‌هاي شوم حكومت شاه در زدودن هويت و اصالت فرهنگي ديني و ملي، روشنگري نسبت به مشخصات و مختصات حكومت جور، زنده نگه داشتن نام و ياد امام خميني (ره) و پخش رساله و اعلاميه ايشان به طرق گوناگون در مطالب متنوع ديگر محتواي اسناد اين كتاب را تشكيل مي‌دهد.
پاورقي‌هاي اسناد نيز در جهت توضيح و تبيين موضوعات و شناسايي افراد ذكر شده در اسناد و براي استفاده بهتر و بيشتر در حاشيه متن اسناد درج گرديده است.
فهرست منابع و مآخذ شامل 152 كتاب، روزنامه و مجله است كه براي گوياسازي اسناد از آن بهره گرفته شده است.
فهرست اعلام جهت دست‌يابي خوانندگان و پژوهشگران به اسامي، موضوعات، اماكن، احزاب و جمعيت‌ها، كتب و نشريات، با دقت و ريزبيني تهيه گرديده است و تمامي نامهاي افراد و موضوعاتي كه در پاورقي‌ها شرح شده با اعداد سياهتر و برجسته‌تر نمايانده‌شده است تا دسترسي به شرح مندرج را آسانتر گرداند.
ضمائم نيز شامل: لايحه اوليه قانون حمايت خانواده، اطلاعيه گروه مددكاران بيماران و مستمندان مسجد جليلي و نمونه‌اي از قبوض دريافت كمك‌هاي مالي اين گروه است.
بخش عكس‌ها نيز شامل عكس‌هايي از آيت‌الله مهدوي كني و برخي از سخنرانان و اعضا فعال مسجد جليلي مي‌باشد.
در پايان قسمتي از سند شماره 9095/312 مورخ 4/12/53 كه در صفحه 455 كتاب حاضر درج شده از نظرتان مي‌گذرد.
«گزارشات رسيده نشان مي‌دهد مسجد جليلي پايگاه عناصر متعصب مذهبي وابسته به گروهها و دستجات برانداز و مضره است. بعد از تعطيل مسجد هدايت تهران و حسينيه ارشاد، كانون تجمع افراد منحرف به مسجد مذكور منتقل شده است...»




برچسب ها : معرفي كتاب, دانلود, كتاب, مسجد جلیلی, پايگاههاي انقلاب, دانلود كتاب, خريد كتاب

مدرسه فيضيه

نظرات

 

مدرسه فيضيه

تعداد صفحات 716
قيمت 35000 ريال
سال انتشار 1380

نام كتاب: مدرسه فيضيه ـ پايگاههاي انقلاب اسلامي به روايت اسناد ساواك
ناشر: مركز بررسي اسناد تاريخي
تعداد صفحات: 692 صفحه
قيمت: 3500 تومان

كتاب پايگاه‌هاي انقلاب اسلامي به روايت اسناد ساواك ـ مدرسه فيضيه از جمله كتاب‌هاي اسنادي اين مركز است كه براساس گزارش‌هاي ساواك، فراز و نشيب‌هاي انقلاب و وقايع پرالتهاب آن از سال‌هاي ـ عمدتاً ـ 40 (اواخر عمر شريف آيت‌الله بروجردي و ابتداي مرجعيت علماي ثلاث و خاصه حضرت امام) به بعد را نمايانده است. البته چنانچه خوانندگان گرامي كتاب را از نظر بگذرانند، خواهند ديد كه سند آغازين كتاب به سال 1335 شمسي يعني همان روزهاي اوليه تشكيل ساواك باز مي‌گردد و پانوشتي كه بختيار رئيس وقت ساواك نوشته حاكي از اهميت بسيار و فراوان اين پايگاه اسلام است:
«... اين گزارش خوب است بايد تكميل شود. موضوع تكايا و تعداد آنها، همچنين تعداد مساجد، موضوع موقوفات حضرت معصومه (س) موضوع كفش‌كن‌ها و اجاره محل كفش‌كني، موضوع طلاب مشكوك و چند موضوع همين ترتيب تهيه و سپس گزارش جامع از حوزه علميه قم تهيه شود. من جمله مختصري از بيوگرافي علماي درجه يك روحاني اسمي برده نشده است. گزارش تكميل [شود] و به‌نظر من برسد. 15/2/1336» (پاورقي صفحه 3 كتاب)
عمده اسناد ارزشمند و پراهميت اين كتاب به دوران مخالفت حضرت امام (ره) با انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي پس از آن، يعني انقلاب به اصطلاح سفيد شاه مربوط است. اتهامات و جنگ‌هاي رواني برساخته ساواك عليه روحاينت به ويژه امام راحل را نيز نمي‌توان از نظر دور داشت. اين كتاب به همراه فهرست اعلام و ضمايم آخر كتاب در مجموع 692 صفحه مي‌باشد كه با مقدمه‌اي مستند در آغاز در بيست و يك صفحه، به لباس طبع آراسته شده است.






برچسب ها : معرفي كتاب, دانلود, كتاب, مدرسه فيضيه, پايگاههاي انقلاب

 

شهيد حجةالاسلام سيدعلي اندرزگو

تعداد صفحات 588
قيمت 19000 ريال
سال انتشار 1377

ياران امام به روايت اسناد ساواك
كتاب 8 «سردار سرفراز شهيد حجت‌الاسلام سيدعلي اندرزگو»
ناشر: مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات
چاپ اول: 1377 بيست و نه صفحه مقدمه 524 صفحه متن
قيمت: 1900 تومان

كتاب «سردار سرفراز شهيد حجت‌الاسلام سيدعلي اندرزگو» هشتمين اثر از مجموعه‌ي «ياران امام به روايت اسناد ساواك» است كه به‌وسيله‌ي مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات براي استفاده‌ي پژوهشگران و علاقمندان به انقلاب اسلامي منتشر شده است. اين اثر خواندني نشان‌دهنده‌ي گوشه‌اي از مبارزات شهيد اندرزگو در خلال سال‌هاي بين ترور «حسنعلي منصور» تا شهادت ايشان به دست ساواك در سال 1357 است. اسناد اين مجموعه شامل همه‌ي گزارش‌ها، تحليل‌ها و اقدامات ساواك براي دستگيري اين شهيد بزرگوار است. انتخاب نام كتاب برگرفته از اسم رمز عمليات ساواك بوده است كه مؤلف در ‌مورد آن مي‌‌نويسد: «ساواك اسم رمز عمليات جستجو، كمين و شهادت اندرزگو را «كيس سرفراز» نام نهاد و ما نيز برگرفته از اين كلمه اسم كتاب را «سردار سرفراز» گذاشتيم». شهيد سرفراز همانگونه كه در اسناد كتاب آمده است، با شجاعت و هوشياري، ضمن رعايت همه‌ي اصول امنيتي، نقشه‌هاي ساواك را براي دستگيري‌اش خنثي و در پوشش‌هاي مختلفي در سراسر كشور فعاليت مي‌كرده است.
ناشر در سخن آغازين خود راجع به شهيد اندرزگو با بياني شاعرانه مي‌نويسد: «اين مرد [شهيد اندرزگو] به قدري آزاده بود كه حسرت يك لحظه اسارت راـ به دل محمدرضاشاه ايران گذاشت و در غربت يك غروب خونبار با رگبار بيش از بيست گلوله به افطاري خونين نشست» اين عبارت كوتاه تاحدودي معرف شخصيت اين شهيد سرفراز نيز مي‌باشد. روش گردآوري اسناد به‌صورت روزشمار بوده و در حاشيه‌ي هر سند توضيحاتي براي گوياسازي اسامي و اصطلاحات آورده شده است. اولين سند اين مجموعه به تاريخ 1/11/1343 بازمي‌گردد كه موضوع آن: «سوءقصد به نخست‌وزير (حسنعلي منصور) » مي‌باشد. در اين سند كه «شهيد محمد بخارائي» فردي «ظاهراً لال» معرفي شده است. سند پايان كتاب احضاريه‌اي است از دادستان ارتش براي خانم «كبري سيل‌سپور» همسر شهيد اندرزگو در تاريخ 21/11/1357 كه از وي خواسته شده تا براي پاره‌اي از توضيحات به اين اداره مراجعه كند. لازم به توضيح نيست كه اين احضار هرگز صورت نگرفت چراكه يك روز بعد رژيم پهلوي سقوط و نظام جمهوري اسلامي استقرار يافت.
در پايان فهرست اعلام، اسناد ضمايم و تصاويري از شهيد اندرزگو در موقعيت‌ها و چهره‌هاي مختلف ارائه گرديده است. تصاوير پاياني كتاب براي آگاهي از هويت‌هاي مختلف شهيد اندرزگو جالب توجه مي‌باشد و خواننده را در جريان فعاليت‌هاي وي قرار مي‌دهد.




برچسب ها : معرفي كتاب, دانلود, كتاب, شهيد حجةالاسلام سيدعلي اندرزگو, ياران امام, خريد كتاب

 

آهنگ های امیر جان صبوری

(كیفیت بالا)

1  Asteen Kohna
2 Shabe Yalda
3 Awal Eshq
4 Shar-e Khali
5 Zindagee Hamin
6 Judayee
7 Ba Yadi Maihan
8 Noqol Wa Sandali
9 Koh Ba Koh
10 Hawaye Yar

 




برچسب ها : دانلود آهنگ, آهنگهاي افغاني, موزيك, آهنگهاي زيبا

 

آهنگ های امیر جان صبوری

 را از اینجا دانلود كنید.

( كیفیت متوسط )

1 ادرسکن
2 تاکه بهار میاید
3 آستین کهنه
4 چی بی تفاوت
5 اگر شبها شب یلدا
6 تاجوانی میرسد
7 هنوز اول عشق است
8 شهر خالی
9 زندگی همین است
10 شهرکهنه

 

 




برچسب ها : دانلود آهنگ, آهنگ افغاني, دانلود ترانه, آهنگ, موزيك

شوهرت را دلدارى بده

دشوارى زندگى بر دوش مرد است. مخارج خانواده را بهر طورشده بايد تامين كند، در خارج منزل با صدها مشكل مواجه ميشود، ممكن‏است مورد توهين يا توبيخ رئيس قرار بگيرد، ممكن است‏با اذيت وكارشكنى همكارانش برخورد كند،ممكن است مطالباتش را نتواند وصول‏كند، ممكن است محل چك و سفته‏هايش را نتواند تامين كند، ممكن است‏به كسادى بازار و عدم درآمد برخورد نموده باشد ، ممكن است‏شغل‏مناسبى پيدا نكند،گرفتاريهاى مرديكى دو تا نيست، در زندگى روزمره باصدها از اين قبيل حوادث برخورد ميكند، آنهم نه يك مرتبه و دو مرتبه ‏بلكه دائما و پيوسته،كمتر اتفاق ميافتد روزيكه ناراحتى تازه‏اى نداشته‏ باشد، بيخود نيست كه عمر مردها غالبا كوتاهتر از زنهاست.آخر اعصاب‏ يكنفر چقدر ميتواند حوادث و ناراحتى‏ها را تحمل كند! انسان در اينگونه مواقع احتياج شديدى دارد به شخص دلسوز مهربانيكه دلداريش بدهد وروح و اعصابش را تقويت كند.
حضرت صادق عليه السلام فرمود:«در دنيا چيزى بهتر از همسرشايسته وجود ندارد. زنيكه شوهرش از ديدار او مسرور و شاد گردد (بحار ج 103 ص 217) ».
حضرت رضا عليه السلام فرمود:«يك دسته زنها آنهايى هستند كه ‏زياد بچه‏دار ميشوند، مهربان و با عاطفه هستند، در سختيها و پيش آمدهاى‏ روزگار،در امور دنيا و آخرت پشتيبان شوهرشان هستند، به زيان او كار نميكنند و گرفتاريهايش را زياده نميگردانند. (مستدرك ج 2 ص 534.) ».




برچسب ها : دلداري شوهر, مخارج خانواده, كسادي, اعصاب, روانشناسي, بچه دار, مهربان, دلسوز, گرفتاري, شوهر, توهين, همكاران

توقعات بيجا

امكانات مالى و درآمد همه افراد يكسان نيست.همه نميتوانند دريك سطح زندگى كنند.هرخانواده‏اى بايد حساب دخل و خرج خودشان‏را بكنند و بر طبق درآمدشان خرج كنند.انسان همه طور ميتواند زندگى‏كند.عاقلانه نيست كه براى تهيه امور غير ضرورى دست‏به قرض ونسيه ‏بزند.
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:«هر زنيكه با شوهرش‏سازگار نباشد و او را برچيزهائيكه فوق توانايى اوست وادار كند اعمالش‏مورد قبول خدا واقع نميشود و در قيامتمورد غضب پروردگار جهان قرارميگيرد (بحار ج 103 ص 244) ».
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:هر زنيكه با شوهرش‏ناسازگارى كند و به آنچه از جانبخدا رسيده قناعت ننمايد و بر شوهرش‏سختگيرى كند و بيش از حد توانايى خواهش كنداعمالش قبول نميشود وخدا بر او خشمناك خواهد بود (بحار ج 76 ص 367) ».
پيغمبر اسلام فرمود:«بعد از ايمان به خدا نعمتى بالاتر از همسرموافق و سازگار نيست (مستدرك ج 2 ص 532) ».




برچسب ها : توقعات, بيجا, درآمد, يكسان, همسر موافق, سازگار, غضب, نسيه, اعمال, خواهش, سطح زندگي, امكانات مالي

خوش اخلاق باش

كسيكه خوش اخلاق باشد، با مردم خوشرفتارى كند، با لب خندان‏ سخن بگويد، در مقابل حوادث و مشكلات بردبار باشد، محبوب همه است،دوستانش زيادند ، همه دوست دارند با او معاشرت و رفت و آمد كنند، عزيز و محترم است، به ضعف اعصاب و بيماريهاى روانى مبتلا نميشود ، بر مشكلات و دشواريهاى زندگى پيروز ميگردد ، از زندگى لذت ميبرد ، و برمعاشرانش خوش ميگذرد.
امام صادق عليه السلام فرمود: «هيچ زندگانى گواراتر از خوش‏اخلاقى نيست.» (بحار ج 71 ص 389)
اما كسيكه بد اخلاق باشد، با صورت درهم كشيده با مردم ملاقات‏كند، در مقابل حوادث و ناملايمات داد و فريادش بلند شود، بيخود داد وقال راه بيندازد، تند خو و بد زبان باشد زندگى تلخ و ناگوارى خواهد داشت، خودش هميشه ناراحت و معاشرينش در عذابند، مردم از او متنفر واز معاشرتش گريزانند ، آب خوش از گلوى خودش و معاشرانش پائين‏ نميرود، خواب و خوراك درستى ندارد. براى انواع بيماريها مخصوصا ضعف اعصاب كاملا آمادگى دارد، هميشه اوقاتش تلخ و آه و ناله‏اش بلند است،دوستانش كم‏اند، محبوب كسى نيست.
پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:«آدم بد اخلاق نفس خودش ‏را در رنج و عذاب دائم قرار ميدهد.» (بحار جلد 73 ص 298)
خوش اخلاقى براى همه لازم است مخصوصا براى زن و شوهرضرورت دارد، زيرا هميشه با هم هستند و ناچارند با هم زندگى كنند. امام صادق عليه السلام فرمود:«خدا به آدم خوش اخلاق ثواب‏جهاد ميدهد،صبح و شب برايش ثواب نازل ميشود. (بحار ج 71 ص 377) »
حضرت صادق عليه السلام فرمود:هر زنيكه شوهرش را اذيت كند و اندوهگينش سازد و از رحمت‏خدا دور است. و هر زنيكه به شوهرش‏احترام بگذارد و آزارش نرساند و فرمانبردارش باشد خوشبخت ورستگار است‏». (بحار ج 103 ص 253)
به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض شد:« فلان شخص زن خوبى است. روزها روزه دارد وشبها عبادت ميكند.ليكن بد اخلاق است‏همسايگانش را آزار ميرساند».
فرمود:«هيچ خير و خوبى ندارد.و از اهل دوزخ ميباشد (بحار ج 103 ص 253) ».




برچسب ها : خوش اخلاق, خوش فكر, خوشرفتار, خندان, مبتلا, مشكلات, معاشرت, مقابل, محبوب, رنج و عذاب, تلخ, ناگوار, آه, ناله, بداخلاق, معاشران, دوستان, پيامبر اكرم, پيامبر

احترام شوهر

هر كسى به شخصيت‏خويش علاقه‏مند است.خودش را دوست‏دارد.دلش ميخواهد ديگران به شخصيت او احترام بگذارند.هر كس‏شخصيت او را محترم بشمارد محبوبش واقع ميشود. ازتوهين كنندگان‏متنفر است.خانم محترم حب ذات و علاقه به احترام يك امر غريزى است ‏ليكن همه كس حاضر نيست احساس درونى شوهر شما را اشباع كند و به‏وى احترام بگذارد. در خارج منزل با صدها افراد گوناگون و بى‏ادب‏ برخورد ميكند و بسا اوقات مورد توهين قرار ميگيرد.و به شخصيتش لطمه‏ وارد ميشود.از شما كه يار و غمخوارش هستيدانتظار دارد اقلا در خانه‏احترامش كنيد و شخصيت تحقير شده‏اش را زنده گردانيد. بزرگداشت او شما را كوچك نميكند ليكن به او نيرو و توانايى مى‏بخشد و براى كوشش ‏وفعاليت آماده‏اش ميگرداند. خانم گرامى به شوهرت سلام كن. هميشه بالفظ شما او را مخاطب قرار بده. موقع سخن گفتن كلامش را قطع نكن. جلو پايش برخيز و به او احترام كن.با ادب حرف بزن. بر سرش داد نزن. اگر با هم به مجلسى ميرويد او را مقدم بدار. او را با اسم صدا نزن بلكه بانام فاميل و لقب مخاطب قرار بده. در حضور ديگران از او تجليل و تعريف‏كن. به فرزندانت‏ سفارش كن از پدرشان احترام كنند. و اگر بى‏ادبى كردند توبيخشان كن. در حضور مهمانها نيز احترام شب گذار و باندازه آنها بلكه‏زيادتر از او پذيرايى كن. مبادا در مجلس مهمانى وجود شوهرت را ناديده بگيرى و تمام توجهت ‏به مهمانها معطوف باشد. وقتى درب منزل را ميزند سعى كن خودت درب را باز نموده با لب خندان و چهره باز به استقبالش ‏بروى. آيا ميدانى همين عمل كوچك چه اثر نيكويى در روح شوهرت‏خواهد گذاشت؟ شايد در خارج منزل با دهها مشكل مواجه بوده و با روح‏ پژمرده وارد منزل شود.استقبال كردن شما با لب خندان روح تازه‏اى دركالبد خسته او دميده دلش را آرامش ميدهد. ممكن است‏خانمها از اين‏سخن تعجب نموده بگويند: چه پيشنهاد عجيبى! زن باستقبال شوهر برود وخوش آمد بگويد! شخص بيگانه وغريبى نيست تا احتياجى باستقبال وخوش آمد داشته باشد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: وظيفه زن اين است كه تادرب خانه به پيشواز شوهرش برود و به وى خوش آمد بگويد. (مستدرك ج 3 ص 551)
امام صادق عليه السلام فرمود: هر زنى كه از شوهرش احترام كند وآزارش نرساند خوشبخت و سعادتمند خواهد بود. (بحار ج 103 ص 253)
پيغمبر اسلام فرمود: زن موظف است ‏براى شوهرش طشت و حوله‏حاضر كند و دستهايش را بشويد. (مستدرك ج 2 ص 551)




برچسب ها : احترام به شوهر, شخصيت, واقع, مخاطب, احترام, منزل, همسر, كوشش, لقب, پذيرائي از همسر, احترام همسر, علاقه, شريك زندگي, شريك, ملايم

محبت:

همه مردم تشنه دوستى و محبتند.دوست دارند محبوب ديگران‏باشند.دل انسان به محبت زنده است.كسيكه بداند محبوب كسى نيست‏خودش را بيكس و تنها ميشمارد.هميشه پژمرده و افسرده است.خانم‏محترم ، شوهر شما نيز از اين احساس غريزى خالى نيست.او هم تشنه‏عشق و محبت است. قبلا از محبتهاى بى‏شائبه پدر و مادر برخوردار بوداما از آنهنگام كه پيمان زناشويى بستيد خودش را در اختيار تو قرار داد. انتظار دارد محبتهاى آنها را جبران كنى و از صميم قلب دوستش بدارى.
شكسپير ميگويد: چيزيكه در زن قلب مرا تسخير ميكند مهربانى‏اوست نه روى زيبايش. من زنى را بيشتر دوست دارم كه مهربانتر باشد.
خداوند بزرگ در قرآن شريف به محبت و علاقه‏ايكه در بين زن وشوهر وجود دارد اشاره فرموده آنرا يكى از آيات قدرت خويش شمرده ‏ميفرمايد:
يكى از آيات خدا اينست كه همسرانى برايتان آفريده تا بدانها آرامش پيدا كنيد و ميان شمادوستى و مهربانى نهاد. (سوره روم:21)
حضرت رضا عليه السلام فرمود: بعض زنها براى شوهرشان‏ بهترين غنيمت هستند: زنانيكه به شوهرشان اظهار عشق و محبت كنند. (مستدرك ج 2 ص 532)
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: بهترين زنان شما ، زنهايى‏هستند كه داراى عشق ومحبت ‏باشند. (بحار ج 103 ص 235) امام صادق عليه السلام فرمود: وقتى كسى را دوست دارى به او خبر بده. (بحار ج 74 ص 181)






گفت تا ابد تنهایت نمیگذارم

ابدش چه زود عفو خورد . . .

.

.

.

نمیدانم به مسافر دل بستم

یا

مسافر شد آنکه به او دل بستم . . .

.

.

.

انسان ها عموما دو دسته اند :

تـــو و بقیــــه  . . .

.

.

.

میترسم اگر یک شب هم راضی شدی به خوابم بیایی

من به یادت بیدار نشسته باشم . . .

.

.

.

هـر روز صفحه ی نیازمندیـهــا را زیر و رو میکنــم

میدانــم بالاخره

یک روز

به مــن لعنتی نیاز پــیدا میکنـــی . . .

.

.

.

ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﻧﺖ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ

ﺑﺎ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﯾﺪﻧﺖ ، ﻧﺪﯾﺪﻧﺖ ﺭﺍﺗﺤﻤﻞ ﻣﯿﮑﻨﻢ . . .

.

.

.

جدیدترین اس ام اس های عاشقانه

یک جام با تو خوردن ، یک عمر می پرستی

یک روز با تو بودن ، یک روزگار مستی . . .

.

.

.

یاد بادا که دلم مشتاق دیدار تو بود / روز و شب در طلب و هر لحظه بیدار تو بود

دیدگانم را چه دانی که دگر سوئی نیست / به فدایت ، که آن هم گرفتار تو بود . . .

.

.

.

زندگی با تو برایم بوی ریحان میدهد / بی تو اما بوی ریحان ، بوی زندان میدهد . . .

.

.

.

هر کسی برای خودش خیابانی دارد، کوچه ای، کافی شاپی و شاید عطری

که بعد از سال ها خاطراتش گلویش را چنگ می زند . . .

.

.

.

عشق

همین خنده های ساده توست

وقتی بـا تمـام غصه هایت میخنـدی

تـا من از تمـام غصه هایـم رهــا شوم . . .

.

.

.

دلم در حلقه غم ها نشسته

زبانم بسته سازم شکسته

وجودم پر از شعر عاشقانست

تو را خواهم این حرفا بهانست !

.

.

.

چرا می گویند “ها” نشانه جمع است ؟!

اما وقتی با “تن” جمع ببندی

“تنها”خودت می مانی و خودت!

.

.

.

.

هیچوقت

آﺭﺯﻭﯼ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻧﮑﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ

ﺑﯽ ﺧﻮﺩﺕ !

.

.

.

دلی به وسعت دریای کدر نمی خواهم،

برای من دلی به شفافیت یک لیوان اب ،کافیست . . .

.

.

.

حرام باد دوست داشتن کسی که عاشقی سرگرمی اوست . . .

.

.

.

جغرافیای کوچک من

همین چشم های مشکی توست

که هیچ چیز جایش را نمی گیرد . . .

.

.

.

چشمان مرا به چشمهایش گره زد

بر زندگیم رنگ غم و خاطره زد

او رفت ولی نه طبق قانون وداع

یکبار فقط به شیشه ی پنجره زد . . .






برچسب ها : جملات زيبا, اس ام اس, زيبا, كلمات زيبا


اومد پيشم حالش خيلي عجيب بود فهميدم با بقيه فرق ميکنه

گفت: پدر يه سوال دارم که خيلي جوابش برام مهمه

گفتم: چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال ميشم بتونم کمکتون کنم

گفت: من رفتني ام!

گفتم: يعني چي؟

گفت: دارم ميميرم

گفتم: دکتر ديگه اي رفتی، خارج از کشور؟

گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاري نميشه کرد.

گفتم: خدا کريمه، انشاله که بهت سلامتي ميده

با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بميرم یعنی خدا کريم نيست؟

فهميدم آدم فهميده ايه و نميشه گل ماليد سرش

گفتم: راست ميگي، حالا سوالت چيه؟


گفت: من از وقتي فهميدم دارم ميميرم خيلي ناراحت شدم از خونه بيرون نميومدم

کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن

تا اينکه يه روز به خودم گفتم تا کي منتظر مرگ باشم

خلاصه يه روز صبح از خونه زدم بيرون مثل همه شروع به کار کردم

اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار اين حال منو کسي نداشت

خيلي مهربون شدم، ديگه رفتاراي غلط مردم خيلي اذيتم نميکرد

با خودم ميگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن

آخه من رفتني ام و اونا انگار موندنی

سرتونو درد نيارم من کار ميکردم اما حرص نداشتم

بين مردم بودم اما بهشون ظلم نميکردم و دوستشون داشتم

ماشين عروس که ميديم از ته دل شاد ميشدم و دعا ميکردم

گدا که ميديدم از ته دل غصه ميخوردم و بدون اينکه حساب کتاب کنم کمک ميکردم

مثل پير مردا برای همه جوونا آرزوي خوشبختي ميکردم

الغرض اينکه اين ماجرا منو آدم خوبي کرد و مهربون شدم

حالا سوالم اينه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آيا خدا اين خوب شدن منو قبول ميکنه؟


گفتم: بله، اونجور که میدونم و به نظرم ميرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزيزه

آرام آرام خدا حافظي کرد و تشکر، وقتی داشت ميرفت گفتم: راستي نگفتي چقدر وقت داري؟


گفت: معلوم نيست بين يک روز تا چند هزار روز!!!


يه چرتکه انداختم ديدم منم تقريبا همين قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بيماريت چيه؟

گفت: بيمار نيستم!

گفتم: پس چي؟

گفت: فهميدم مردنيم، رفتم دکتر گفتم ميتونيد کاري کنيد که نميرم گفتن نه. پرسیدم خارج چي؟ و باز جواب

دادند نه!

خلاصه پدر ما رفتني هستيم وقتش فرقي داره مگه؟

باز خنديد و رفت و دل منو با خودش برد....





برچسب ها : جملات زيبا, بهانه, ادب, فرشته, شيطان, سرمايه, دوست, مهرباني, زندگي

 

مسجد هدایت جلد اول

تعداد صفحات 588
قيمت 45000 ريال
سال انتشار 1389

نام كتاب: مسجد هدايت تهران
نام ناشر: مركز بررسي اسناد تاريخي
تعداد صفحات: ج اول 550 و ج دوم 575
كتاب مسجد هدايت تهران در دو جلد از سري كتابهاي پايگاههاي انقلاب اسلامي به روايت اسناد ساواك ـ مساجد؛ از انتشارات اين مركز در بهار 1389 منتشر گرديد.
پس از انتشار كتاب مسجد جليلي تهران در پاييز سال 1388 اينك با توفيق الهي، كتاب دوم در خصوص مسجد هدايت تهران به روايت اسناد ساواك به زيور طبع آراسته و در اختيار علاقه‌مندان قرار گرفت. كتاب يادشده در دو جلد شامل عملكردها، فعاليت‌ها و موضوعات مختلف پيش آمده در خلال سال 1340 تا 1357 مي‌باشد. جلد اول شامل سخن ناشر، مقدمه، اسناد، فهرست منابع و مآخذ، فهرست اعلام، ضمائم و عكس‌ها و جلد دوم نيز به همين نحو (به جز مقدمه) تدوين يافته است. جلد اول شامل اسناد مبارزاتي مسجد هدايت از سال 1340 تا 1347 و جلد دوم از سال 1348 تا 1357 است.
در مقدمه كتاب به جايگاه مسجد، مبارزه رژيم پهلوي با نقش واقعي و اساسي مسجد، تاريخ ساخت، احياء و توسعه مسجد هدايت، مسجد هدايت پايگاه مبارزه مردمي انقلاب، مسجد هدايت مركز اطلاع‌رساني، نقش مسجد هدايت در بيداري و حمايت از مردم كشورمان و مردم فلسطين و بستن مسجد هدايت، پرداخته و با ذكر گوشه‌هايي از خاطرات و تاريخ شفاهي و با ذكر نمونه‌هايي از اسناد درج شده در اين باره به بررسي موضوعات مختلف پرداخته است.
اسناد نيز با پاورقي‌هايي از اسناد مشابه در خصوص وقايع و يا معرفي افراد و شرح وقايع؛ خواننده را در درك بهتر مطالب ياري نموده است. باتوجه به اين كه مرحوم آيت‌الله طالقاني از سال 1327 تا بسته شدن مسجد هدايت و تبعيد ايشان مملو از حركت‌هاي اسلامي، انقلابي وي بوده، در عين حال كه شرحي از تاريخ سياسي مسجد هدايت را ارائه‌مي‌نمايد، شرحي از مبارزات آيت‌الله طالقاني را نيز به همراه دارد.
فهرست اعلام نيز با دقت و ريز‌بيني تهيه گرديده و در هر مورد اگر شرح واقعه يا زندگي‌نامه افراد در پاورقي ذكر گرديده با اعداد سياه و برجسته نمايان‌گرديده تا دسترسي به مطلب مورد نظر آسانتر شود.
در اسناد ضميمه نيز سندهايي وجود دارد كه براي اولين بار انتشار يافته و شامل مسئله توليت مسجد و مكاتبات انجام گرفته از سوي هيئت امناء مسجد است.
در بخش عكس‌ها نماهاي مختلفي از مسجد هدايت و فعالين و سخنرانان مشهور در مسجد هدايت به چاپ رسيده است.




برچسب ها : معرفي كتاب, كتاب, دانلود, مسجد هدایت جلد اول, پايگاههاي انقلاب

 

زبان گوياي اسلام / حجةالاسلام محمدتقي فلسفي

تعداد صفحات 736
قيمت 29000 ريال
سال انتشار 1378

ياران امام به روايت اسناد ساواك
كتاب نهم « زبان‌گوياي اسلام حجت‌الاسلام محمدتقي فلسفي»
مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات
تهران: 1378 بيست و شش صفحه مقدمه 703 صفحه متن
قيمت: 2900

«حجت‌الاسلام محمدتقي فلسفي» به حق زبان گوياي اسلام در برهه‌اي بود كه دست‌هايي به دنبال زدودن آن از ذهن و ضمير مردم بودند. مرحوم فلسفي عمر دراز خود را صرف خدمت به اسلام و تشيع كرد و در اين راه مرارت‌ها و سختي‌هاي زيادي را به جان خريد، اما لحظه‌اي از هدف خود عقب ننشست. كتاب فوق نهمين كتاب از مجموعه‌ي «ياران امام به روايت اسناد ساواك» است كه به اين عالم بزرگوار اختصاص يافته است. همانگونه كه ناشر در سخن آغازين خود گفته است: « البته اين اسناد نارساتر از آن است كه بتواند سيماي روحاني ابرمردي را كه قريب يك قرن در سنگر مسجد و منبر رسالت مقدس تبليغ و ارشاد، امر به معروف و نهي از منكر و روشنگري و افشاگري بر ضد طاغوتيان را به دوش داشت، به درستي بنماياند و خدمات، زحمات، پايداري‌هاي،‌ فداكاري‌ها و رشادت‌ و شهامت او را به نمايش بگذارد» با اين سخن آغازين به خوبي مي‌توان جايگاه مرحوم فلسفي را در جريان انقلاب اسلامي درك كرد. اين مجموعه شامل همه‌ي اسنادي است كه در پرونده‌ي انفرداي مرحوم فلسفي در ساواك وجود داشته است. چينش اسناد براساس ترتيب تاريخي بوده و هرجا كه اشخاص و اصطلاحات نياز به توضيح داشته‌اند، مانند ديگر كتاب‌هاي مركز بررسي اسناد تاريخي در حاشيه‌ي سند گوياسازي شده‌اند. پس از مقدمه‌ي جامع كتاب كه نگاهي است به زندگي و مبارزات مرحوم فلسفي، اسناد كتاب آغاز مي‌شوند.
اولين سند كتاب پيام امام خميني (ره) در 15/3/1331 براي حجت‌الاسلام فلسفي است كه در آن به اهانت عده‌اي از افراد ناشناس به وي در مسجد اعتراض شده است. اين سند در پرونده‌ي مرحوم فلسفي نبوده و مؤلف آن را در خاطرات مرحوم فلسفي براي «تبرك كتاب» در آغاز آورده است. سند پاياني كتاب مربوط است به تاريخ 7/10/1357كه موضوع آن مذاكرات « علي اميني» با مرحوم فلسفي در مورد اعتصابات كارگري در شركت نفت است.
فهرست اعلام و تصاويري از مرحوم فلسفي در سنين مختلف، پايان بخش كتاب مي‌باشند. اين كتاب براي علاقمندان به انقلاب اسلامي و آشنايي نسل جوان با روحانيون مبارز، بسيار سودمند مي‌باشد، خصوصاً آن كه اتكاي كتاب بر اسناد دسته اولي است كه به‌وسيله‌ي رژيم پهلوي گردآوري شده‌اند.




برچسب ها : معرفي كتاب, كتاب, دانلود, زبان گوياي اسلام, حجةالاسلام محمدتقي فلسفي, ياران امام, امام

 

شهيد آيت‌الله سيداسدالله مدني

تعداد صفحات 685
قيمت 50000 ريال
سال انتشار 1377

ياران امام به روايت اسناد ساواك
كتاب 4 « شهيد آيت‌اله سيد اسداله مدني»
مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات
چهل و دو صفحه مقدمه 614 صفحه متن
چاپ اول 1377
قيمت: 1950 تومان

شهيد آيت‌اله سيد اسداله مدني در سال 1293 ﻫ ش در دهخوارقان ديده به جهان گشود. شهيد آيت‌اله مدني پس از عزيمت به شهر قم محضر اساتيد حوزه‌ي علميه‌ي قم را درك و به مدت 4 سال از محضر امام كسب معرفت نمود. فعاليت‌هاي سياسي شهيد مدني از دهه‌ي سي آغاز و تا پايان حكومت پهلوي با شجاعت استمرار پيدا كرد. كتاب حاضر چهارمين كتاب از مجموعه‌ي ياران امام به روايت اسناد ساواك است كه در آن اسناد گردآوري شده از سوي ساواك و ديگر نهادهاي نظامي و امنيتي رژيم به صورت كامل در اختيار علاقمندان به انقلاب اسلامي گذاشته شده است. ناشر در سخن آغازين كتاب در مورد اين شهيد بزرگوار مي‌نويسد:« در ميان صدها چهره‌ي برجسته سياسي و ديني، زندگي‌نامه شخصيت ممتازي چون عارف واصل،‌ عالم زاهد،‌ مجاهد نستوه، شهيد آيت‌اله حاج سيد اسداله مدني چنان درخشنده مي‌نمايد كه اگر به درستي سيره‌ي وي نگاشته شود و شاگردان و يارانش به تدوين و تنظيم ويژگي‌هاي علمي، معنوي، اجتماعي و سياسي‌اش بپردازند. نمونه مثال‌زدني از الگوهاي عملي براي نسل جوان مطرح خواهد شد» بي‌شك انتشار اين مجموعه‌ي اسنادي مي‌تواند گوشه‌هايي از زندگي ايشان را روشن و زمينه‌ساز كارهاي تحقيقي و تحليلي كامل‌تري شود.
در مقدمه‌ي نسبتاً طولاني كتاب نويسنده كوشيده است تا سيري در زندگي شهيد آيت‌اله مدني داشته و خوانندگان را با يكي از ياران امام بيشتر آشنا كند. اين مقدمه‌ كه به صورت سال‌شمار تهيه شده است بيشتر بر فعاليت‌هاي سياسي شهيد مدني تكيه داشته و با كمك اسناد موجود در متن مي‌تواند تصويري نسبتاً جامع از شهيد مدني و فعاليت‌هاي سياسي ايشان ارائه دهد. شرح مبارزات،‌ دستگيري، تبعيدها و حتي اقدامات بعد از انقلاب شهيد مدني خواننده را در جريان مشكلات و مصائب اين شهيد بزرگوار قرار مي‌دهد.
اولين سند كتاب فاقد تاريخ بوده و با عنوان « برگه تعرفه و بيوگرافي روحانيون» به مصاحبه با ايشان اختصاص دارد. اين برگه‌ي تعرفه با توجه به اسناد متعلق به سال 1331 باز مي‌گردد. آخرين سند كتاب نيز مربوط به 22/10/1357 است كه به ميزان قدرت و نفوذ شهيد آيت‌اله مدني در استان همدان اشاره دارد. در بخشي از اين سند آمده است: « شيخ اسداله مدني فعلاً كليه امور شهر زيرنظر وي انجام مي‌شود و شهرباني تحت نظر ايشان است» در انتهاي اسناد كتاب كه براساس ترتيب تاريخي چيده شده‌اند دو سند اضافه شده است كه بعد از اتمام صفحه‌آرايي در اختيار مؤلف قرار گرفته‌اند. اين دو سند نامه‌هايي هستند كه ميان « شهيد آيت‌اله مدني» و «‌آيت‌اله محسن حكيم» ردوبدل شده‌ است. در پايان مانند ديگر كتاب‌هاي مركز فهرست اعلام و تعدادي تصوير از شهيد مدني و ليست كتاب‌هاي منتشر شده از سوي مركز ضميمه گرديده است.




برچسب ها : معرفي كتاب, كتاب, خريد كتاب, شهيد آيت‌الله سيداسدالله مدني, دانلود كتاب

 

شهيد آيت‌الله حاج شيخ محمد صدوقي

تعداد صفحات 624
قيمت 19500 ريال
سال انتشار 1377

ياران امام به روايت اسناد ساواك
شهيد آيت الله صدوقي

كتاب حاضر دومين مجموعه اسناد «ياران امام به روايت اسناد ساواك» پيرامون مبارزات «فقيه فداكار» حضرت آيت الله شيخ محمد صدوقي است.
اسناد اين كتاب از مهر ماه 1341 و ماجراي لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي آغاز ميشود. اين اسناد تنها به آن بخش از مبارزات آيت لله صدوقي پرداخته كه بر اثر علني شدن مبارزه و بناچار روشنگريهاي ايشان نميتوانست از ديد ساواك مخفي بماند. ليكن از آن روي كه ايشان با زيركي تمام فعاليتهاي خود را سازماندهي ميكردند بسياري از آن فعاليتها از نظر مأموران امنيتي رژيم شاه پوشيده مانده است.
پيش از اين اثر، مجموعه بيانيه ها و اطلاعيه هاي ايشان تحت عنوان «يبانيه هاي شهيد آيت الله صدوقي قبل و بعد از انقلاب» توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به چاپ رسيده است.
اگر در برخي موارد، همان بيانيه ها عيناً در اين كتاب ديده ميشود بدان جهت است كه با انجام عمليات اداري اطلاعاتي ساواك بر روي آنها، رنگ و بوي اسناد ساواك به خود گرفته است.
در اين كتاب همچون جلد اول ـ كه حاوي مجموعه اسناد شهيد آيت الله سيد محمدرضا سعيدي است ـ اسناد به ترتيب تاريخ وقوع چيده و به جز اسناد تكراري تمامي اسناد پرونده هاي ايشان در شهرهاي يزد، قم، اصفهان و تهران آورده شده است.
در پايان، بخشي تحت عنوان ضمائم قرار گرفته كه شامل تصاوير برخي از اسناد، تعدادي عكس و نهايتاً گفتگوي تلفني ايشان با مردم و رهبران انقلاب و برخي از سران رژيم شاه است كه توسط دستگاه استراق سمع ساواك ضبط و هم اكنون به منظور بهره برداري محققان از سينة نوار بر روي اوراق پياده و پس از ويرايش جهت استفاده مطلوبتر آورده شده است.




برچسب ها : معرفي كتاب, دانلود, كتاب, شهيد آيت‌الله حاج شيخ محمد صدوقي, خريد كتاب

 

شهيد آيت‌الله دكتر سيد محمد حسيني بهشتي

تعداد صفحات 664
قيمت 40000 ريال
سال انتشار 1377

ياران امام به روايت اسناد
ساواك
روايت سوم: معرفي اجمالي كتاب: «شهيد آيت اللّه دكتر محمّد حسيني بهشتي»

پس از روايتي كه اسناد به جاي مانده از ساواك در بارة شهيدان: آيت اللّه سيد محمّدرضا سعيدي و آيت اللّه محمّد صدوقي كردند، اينك به روايت سوم اين اسناد رسيده ايم: شهيد آيت اللّه سيدمحمّد حسيني بهشتي. زبانهاي گوناگوني ميتوانند در بازگويي شخصيتهاي انقلاب اسلامي شركت كنند. زبان تقدير و توصيف، زبان خاطره، زبان مقاله، زبان ادبيات، زبان تصوير و زبان سند. اهميت هر يك از اين گويشها چنانچه در موقعيت و مقام خويش به كار روند كمتر از ديگري نيست. زبان توصيف يا زبان مقاله همان قدري ميتواند خواستار داشته باشد كه زبان خاطره يا تصوير. آنچه ممكن است از اهميت هر يك از اين بيانها بكاهد و تعداد مخاطبان را كم كند، بهره جويي بيش از پيش هر يك از آنها و يا استفاده در موقعيتهاي نامناسب است. طبيعي است كه با گذشت زمان و فاصله گرفتن از مبدأ شهادت اين بزرگان از توان زبانهايي چون توصيف و تصوير و يا مقاله كاسته ميشود و كاربرد ادبيات، تصوير و بالاخره سند فزوني ميگيرد. چرا كه با عمق يافتن زمان شناختهاي سطحي كه معمولاً زودگذر هستند اقناع كننده نيستند، بلكه درك عميق و ماندگار از اين شخصيتهاي بزرگ لازم ميآيد كه فقط با تكيه بر اسناد و مدارك فراهم ميشود. بخش بزرگي از اين اسناد و مدارك در بايگاني سازمان اطلاعات و امنيت كشور رژيم شاه (ساواك) است. چرا كه خصلت مبارزاتي شخصيتهاي انقلاب اسلامي موجب شده بود كه اينان پروندههاي قطوري نزد ساواك داشته باشند. اين گزارشهاي پر حجم در وهله اول ويژگيهاي مبارزاتي اين رجال را نمايان ميكنند، چون مأموران امنيتي رژيم شاه توجّهشان در كسب خبر و ارائه گزارش همين خصلت ضدّ شاهي بود. اگرچه اسناد به جاي مانده از ساواك، قدرت نمايش وجوه مختلف رجال انقلاب را ندارد. با اين حال همين شناخت محدود نيز مغتنم و بسيار ارزشمند است. زيرا زلال وجود اين مردان بزرگ از زبان مخالفينشان بيان ميشود.
اين كتاب تنها نمايانگر گوشهاي از تاريخ معاصر ايران و مبارزات روحانيت مبارز ميباشد و اميد است با انتشار كتابهاي بيشتري از اسناد ساواك، زواياي پنهان تاريخ معاصر هرچه بيشتر و روشنتر در معرض ديد همگان قرار گيرد. تعدادي از محققان و مورخين پس از انتشار اين اسناد ضمن تشكر از رويه موجود، تشويق نمودند كه اين راه ادامه داشته باشد، لذا اين مركز بر آن است تا با تلاش چشمگير و بيشتر بتواند مرجع قابل اعتماد و مطمئني براي مراكز پژوهشي و تاريخي باشد. كتاب شهيد بهشتي در قطع خشتي با 496 صفحه سند با توضيحات كافي، 41 صفحه سند به عنوان ضميمه و 58 قطعه عكس، با قيمت 19500 ريال در اختيار علاقه مندان قرار گرفته است.
در پايان ضمن استفاده از اين فرصت بدينوسيله از پيشنهادات و انتقادات خوانندگان كمال بهره را خواهيم برد.




برچسب ها : معرفي كتاب, كتاب, خريد كتاب, شهيد آيت‌الله دكتر سيد محمد حسيني بهشتي, كتاب دانلود, دانلود

 

شهيد آيت‌الله سيدمحمدرضا سعيدي

تعداد صفحات 647
قيمت 20000 ريال
سال انتشار 1376

ياران امام به روايت اسناد ساواك شهيد آيت الله سعيدي
اداره كل مركز اسناد و بررسيهاي تاريخي وزارت اطلاعات

از اوائل سال 1375 كار دسته بندي، تنظيم و تدوين اسناد به جاي مانده از سازمان اطلاعات و امنيت كشور (ساواك) حكومت محمدرضا پهلوي را آغاز كرد. اين مركز در ابتدا دو موضوع كلي را براي نشر اسناد در دستور كار خود قرار داد: شخصيتها و حوادث. اولين محصول مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات با عنوان كلّي «ياران امام به روايت اسناد ساواك» ويژه آيت الله سيد محمدرضا سعيدي به چاپ رسيد. اين كتاب اولين مجموعه مكتوبي است كه رسماً از طرف وزارت اطلاعات منتشر ميشود.
سندهاي ساواك پيش از اين به فراخور موضوع از سوي مركز اسناد انقلاب اسلامي در نشرية «15خرداد» و يا خاطرات افراد (شهيد فضل اللّه محلاّتي و محمّدتقي فلسفي) انتشار يافته بود، كه در واقع اسناد نقش مستندسازي خاطرات و تحليلهاي ارائه شده را ايفا ميكردند اما در شيوة كار مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، قصد، انتشار سند است، يعني افزودن منابع تاريخي جديد به منابع پيشين و هموار كردن راههاي پژوهشي و تحقيقي در حوزة تاريخ معاصر ايران. با اين حال ممكن است شيوة وزارت اطلاعات تاحدي اختصاصي تلقي گردد.
بدين مفهوم كه سندها، قالب شخصيت و حادثه به خود ميگيرند و اين اقدام شايد در مذاق برخي از پژوهشگران نوعي مصادره به نفع خود تلقي شود. درستي يا نادرستي اين تلقي نميتواند لطمه اي به ارزش اسناد وارد كند. ديگر اينكه نفس اين تصميم (انتشار اسناد) به اندازهاي مهم است كه وجود گرايشهاي پنهان، نتواند خدشهاي به اصل كار وارد كند. و بالاخره اين كه پژوهشگر تيزبين و سند شناس معمولاً به دور از اين پندارهاي پنهان و آشكار به سير تاريخ ميپردازد.
كتاب «ياران امام به روايت اسناد ساواك» داراي يك پيش گفتار و يك زندگينامه از شهيد سعيدي بوده و سپس 620 برگ سند كه همگي به گزارشهاي مأموران ساواك و صورت جلسه هاي دادرسي ارتش، بازجوئيها و دستورات مقامات امنيتي درباره شهيد سعيدي مربوط است.
در اين كتاب اصل اسناد چاپ شده و متن جهت تسهيل مطالعه آن مجدداًحروف چيني شده و در بعضي از اسناد به منظور رفع ابهامات گويا سازي نيز انجام شده است. تـاريـخ اولين سنـد مـربوط ميشـود بـه روز 5/3/1342 كه ساواك در آن نام روحانياني كه از اطراف امام خميني «ره» براي نشر آئين اسلام به قطر، كويت، بحرين و پاكستان راهي شده اند، آورده است. و آخـرين سنـد مـربـوط بـه تــاريخ 15/12/1355 است، يعني شش سال و نه ماه بعد از شهادت آيت اللّه سعيدي كه منبع ساواك خبر از زني ميدهد كه از شاگردان شهيد سعيدي بوده و در حال تبليغ مرام سياسي امام خميني «ره» است.
نگاه رژيم به شخصيتها و حوادث انقلاب اسلامي از منظر دستگاه امنيتي نگاه تازهاي است. پيش از اين يادكرد مبارزان مسلمان تنها به مقاله ها، زندگينامه ها و گفت و گوهايي مربوط ميشد كه از ناحية جرايد صورت ميگرفت; و آن هم از زاويه تقدير و توصيف. اين شيوه از معرفي اگر سطحي نباشد، قطعاً شناختي محدود و زودگذر در ذهن و ضمير خواننده ايجاد ميكند، اما محشور شدن با بيش از 600 سند رسمي كه هر دستة از آنها ضلعي از اضلاع مبارزاتي يك شخصيت را بيان ميكند، شناختي تاريخي و ماندگار نصيب خواننده خود ميكند.
انتشار اين كتاب، نويدي است خوش، از آشكار شدن يكي از بزرگترين بانك اطلاعاتي اسناد تاريخ معاصر ايران، كه اميد واريم با لطف خداوند متعال و حمايت مسئولين اين راه ادامه يابد.




برچسب ها : معرفي كتاب, دانلود كتاب, شهيد آيت‌الله سيدمحمدرضا سعيدي, كتاب, خريد كتاب

 

چراغ فروزان / استاد علامه محمدتقي جعفري تبريزي

تعداد صفحات 355
قيمت 15000 ريال
سال انتشار 1377

چراغ فروزان استاد علامه محمدتقي جعفري

به لطف خداوند و ياري و همت دست اندركاران مركز بررسي اسناد تاريخي كتاب فوق الذكر از سري كتابهاي ياران امام به روايت اسناد ساواك (كتاب هشتم) مصادف با چهلمين روز درگذشت ايشان در 10000 نسخه و 9500 ريال قيمت منتشر گرديد.
اين كتاب در 296 صفحه حاوي پيشگفتار وزير محترم اطلاعات، پيام مقام معظم رهبري، پيام رياست محترم جمهور، 20 صفحه مقدمه (تحت عنوان سيري در زندگي و آثار استاد) و 183 برگ سند و 68 قطعه عكسهاي جالب و منتخب ميباشد.
يكي از ويژگيهاي بارز اين كتاب كه براي بار اول صورت گرفته است، تهيه و تدوين فهرست اعلام اسناد است.
اين فهرست محقق تاريخي را در راه رسيدن به مطلوب خود راهنمايي مينمايد.
استاد علامه جعفري در پيام رهبر معظم انقلاب، به زيبايي و رسايي تمام، «چراغ فروزان» خوانده شد و به تعبير رياست محترم جمهوري: «او عرضه كنندة روزآمد دين، مدافع معارف خالص قرآن و اهل بيت «عليهم السلام» و شارح نهج البلاغه بود». معال وصف شايد كمتر كسي از مردم و حتي خواص مبارزين و نزديكان ايشان، تصور ميكرد كه ممكن است در ساواك، پروندهاي مفصل براي استاد تشكيل شده باشد و اساساً برخي را گمان نميرفت كه ايشان در زمرة ياران اولين حضرت امام «ره» در شكلگيري و تداوم انقلاب اسلامي، عالمانه و از سر تدبير، سهمي ارزشمند و وافر در پيريزي و بناي ساختمان فكري و عقيدتي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران داشته باشد.
او به حق مصداق بارز «العلما باقون ما بقيالدهر اعيانهم مفقودة و اثارهم فيالقلوب موجودة» (سفينةالبحار، ج 2، ص 223) و از ارباب علم و معرفت و قرآن و حكمت و نهج البلاغه و فضيلت بود.
بدين وسيله مجله گزارش تاريخ به سهم خود از زحمات تدوين كنندگان كتاب فوق كه با كار طاقت فرساي شبانه روزي به طبع رسيده است، تشكر و قدرداني مينمايد.

منتشر خواهد شد
1 ـ كتاب شهيد حجت الاسلام سيد علي اندرزگو «ياران امام به روايت اسناد ساواك» 2 ـ كتاب آيت الله حائري فومني «ستم ستيزان نستوه» 3 ـ كتاب بزم اهريمن جلد 2 «جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي» به مناسبت فرا رسيدن بيستمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي كتب فوق توسط انتشارات مركز بررسي اسناد تاريخي منتشر خواهد شد.
نام شهيد اندرزگو همواره تداعي كنندة مبارزات نفس گير انقلابيون مسلمان با رژيم منحوس پهلوي بوده است. شهيدي كه واقعاً مرد هزار چهره در عرصه جهاد بوده و از سر تصادف يا لطف خداوند مأمور عمليات ساواك نام كيس شهيد اندرزگو را كيس «سرافراز» ناميده بود، اميد ميرود اين كتاب نيز مانند ساير كتابهاي مركز بررسي اسناد تاريخي با اقبال عمومي مواجه شود.
آيت ا... حائري فومني متوفي به سال 1343 هجري شمسي از فعالين و مبارزين سالهاي اختناق رژيم پهلوي بود كه با فرياد رساي خود چهره پليد مفسدين را افشاء ميساخت. اين مرد بزرگ بدون ترس و واهمه از تهديدات مأمورين ساواك با صلابت در مسجد نور ميدان خراسان اميدهاي فراواني را در دل مؤمنين ايجاد ميكرد. هنوز صداي دلنشين او در گوش شنوندگان طنين افكن است. در اين كتاب پس از ذكر مقدمهاي از زحمات اين منادي بزرگ اسلام، اسناد مربوط به سالهاي مبارزاتي ايشان با پاورقيهاي كامل و جذاب آورده شده است و دستماية خوبي براي مورخين ميباشد.
كتاب بزم اهريمن جلد دوم، مانند جلد اول به بررسي عملكرد رژيم پهلوي در برپايي جشنهاي 2500 سالة شاهنشاهي پرداخته و با تكيه به اسناد و مدارك به جاي مانده، ماهيت پليد رژيم پهلوي را افشأ مينمايد. از همكاران عزيزمان در مركز بررسي اسناد تاريخي انتظار داريم در انتشار ساير مجلدات اين كتاب (جلدهاي سوم و چهارم) تعجيل نمايند تا انشأالله همة علاقه مندان به وسيله اين كتاب مقداري از زواياي پنهان تاريخ معاصر ايران را ملاحظه نمايند.




برچسب ها : معرفي كتاب, دانلود, چراغ فروزان, استاد علامه محمدتقي جعفري تبريزي, كتاب, خريد كتاب

 

 

سازمان جوانان حزب توده

تعداد صفحات 264
قيمت 13000 ريال
سال انتشار 1380

نام كتاب: چپ در ايران به روايت اسناد ساواك سازمان جوانان حزب توده (كتاب پنجم)
نام ناشر: مركز بررسي اسناد تاريخي
تعداد صفحات: 248 صفحه
قيمت: 1300 تومان

نهمين كتاب از مجموعه‌ كتاب‌هاي «چپ در ايران به روايت اسناد ساواك»، به «سازمان جوانان حزب توده» پرداخته است. سيزده صفحه آغازين آن يعني از صفحة الف تا صفحه ز مقدمة مختصري است از وضعيت احزاب كمونيستي و علل گرايش بدان‌ها و شاخه‌هاي گوناگون آنها در جهان و ايران، خاصه شاخه‌هاي مربوط به جوانان. مطالبي كه در آن آورده شده است، اين موضاعات را شامل مي‌شود: «علل گرايش جوانان به احزاب كمونيستي» در آن روزگاران،‌ «سازمان جوانان كمونيست در جهان»، «سازمان جوانان كمونيست در ايران»، چگونگي تشكيل حزب توده و نظر علي‌اف كاردار آن روز روس كه به زبان فارسي هم مسلط بود و اوضاع و احوال اجتماعي و اعتقادي مردم ايران را خوب مي‌شناخت، «دانشجويان و دانش‌آموزان»، «سازمان دانشجويان دانشگاه تهران و نقش آن در تحصيل كردگان و متخصصان بعد» و انتشار نشريات مختلف حتي پس از انحلال حزب.
در مقدمه در خصوص چگونگي تشكيل حزب توده چنين آمده است:
«... در مهرماه 1320 اولين هيئت مؤسسان حزب توده در منزل سليمان محسن اسكندري و با حضور 37 نفر از گروه «53 نفر» و علي‌اف تشكيل گرديد. موضوع مذاكره در اين جلسه تشكيل حزبي به نام حزب كمونيست بود كه علي‌اف با اين نام مخالفت كرد و استدلال مي‌كرد كه با توجه به شرايط و اوضاع و احوال ايران حزبي بايد تأسيس نمود كه معتدل و ميان‌رو باشد تا بتواند كليه طبقات را در خود مجتمع كند، بدين لحاظ نام حزب كمونيست در شرايط فعلي براي ايران مناسب نيست. بالاخره پس از شور بسيار نظر علي‌اف پذيرفته شد و نام حزب توده براي حزب جديدالتاسيس انتخاب گرديد...»
و يا در خصوص يكي از فعاليت‌هاي اين سازمان مي‌گويد:
«... از فعاليت‌هاي علني سازمان جوانان در دوران دكتر مصدق تشكيل و اداره جمعيت جوانان بود. تشكيلات ظاهري اين جمعيت عبارت بود از يك هيئت سرپرستي تحت رياست سعيد نفيسي كه از چند تن از افراد من تشكيل يافته و يك هيئت مديره كه اعضاي آن را جوانان عضو و يا وابسته به سازمان جوانان تشكيل مي‌دادند...»
در بخش اسناد طبق روال انتشار اين كتاب‌ها، اسناد بر اساس تاريخ چيده شده و اولين سند متعلق است به 20 تير ماه 1327 يعني حدود ده سال قبل از تشكيل ساواك و دو، سه سند آخر كتاب نيز به سال‌هاي 1335 و احياناً 1336 تعلق دارد.
پس از اسناد، 12 صفحة آخر به اعلام مندرج در متن اسناد و پاورقي‌هاي كتاب مربوط است كه به صورت يكپارچه و مخلوط و بدون جداسازي عناوين خاص اعلام براساس حروف الفبا آورده شده است.
يكي از سندهاي متن:
تاريخ: 17 ـ آذرماه 1330
گزارش
مأمور ويژه گزارش مي‌دهد
از روز جمعه 15 ماه جاري در حوالي كانون جوانان دموكرات كه روز 14 ماه جاري خراب شده اعلاناتي به مضمون زير به ديوارها چسبانيده‌‌اند.
(آقايان اشتباه نشود اين محل را سربازان چنگيز خراب نكرده‌اند بلكه چاقوكش‌هاي دكتر مصدق مرتكب اين وحشيگري شده‌اند).
يك نفر از اعضاي جوانان دمكرات و چند نفر خارجي هم از محل مزبور عكس‌برداري نموده‌‌اند.
اخبار روز جوانان دمكرات ش 4
جوانان دمكرات




برچسب ها : معرفي كتاب, سازمان جوانان حزب توده, كتاب, معرفي, خريد كتاب

 

سازمان افسران حزب توده

تعداد صفحات 730
قيمت 22000 ريال
سال انتشار 1380

نام كتاب: چپ در ايران
سازمان افسران حزب توده (كتاب ششم)
نام ناشر: مركز بررسي اسناد تاريخي
تعداد صفحات: 507 صفحه
قيمت: 2200 تومان

ششمين جلد از مجموعه‌ كتاب‌هاي چپ در ايران، به اسناد مربوط به «افسران حزب توده» پرداخته است. مقدمه كتاب به مباحثي همچون: چگونگي پيدايش حزب توده ـ پس از سقوط رضاخان ـ سازمان افسران و كيفيت تأسيس و آيين‌نامه آن به‌طور مبسوط اشاره دارد كه آن بحث طرح شده مربوط است به اقدامات تروريستي اين سازمان.
اولين سند متن اصلي كتاب تاريخ 23/8/27 را بر خود دارد كه گزارشي است از اقدامات و عملكردي كلوپ مركزي؛ و آخرين سند مندرج در اين اثر، گزارشي است از «عمليات مخرب و براندازنه» افسران و درجه‌داران وظيفه و دستگير و متواري شدن تعدادي از آنان كه تاريخ 31/6/50 بر صدر آن ذكر شده است.
پس از متن فهرست اعلام و بعد از آن ضميمه‌ها آورده شده است.
مقدمه كتاب در مورد سازمان وابسته به حزب چنين آورده است:
«... حزب توده ايران علاوه بر وظايفي كه برعهده داشت سازمان كوچكتري را نيز رهبري مي‌كرد كه اين سازمان‌ها عهده‌دار وظايف خاص خود بوده‌اند كه يكي از آن‌ها سازمان نظامي حزب توده،‌ معروف به سازمان افسران است.»
(مقدمه، ص چهار)
در اين كتاب در خصوص «كيفيت كشف سازمان نظامي حزب توده» فصلي گشوده شده است كه بسيار خواندني و محل اعتنا است. به گوشه‌اي از آن اشاره مي‌كنيم:
«در تاريخ 21/5/1333 سروان اخراجي ارتش ابوالحسن عباسي كه داراي فعاليت‌‌هاي قابل توجه و مخفيانه به نفع حزب توده بوده و با بعضي از افسران ارتش و شهرباني و ژاندارمري و خسرو روزبه ارتباط داشته درحالي كه حامل چمداني بود و از منزلي به منزلي واقع در خيابان جمال‌الحق خارج مي‌شد، دستگير و از بازرسي محتويات چمدان،‌ مقداري مدارك و اطلاعات به دست آمد. بعد از مراجعه به منزل مشخص شد كه منزل مورد نظر از آن سروان عباسي نبوده بلكه متعلق به برادر اوست. در اين زمان به برادر‌زاده‌هاي سروان عباسي مراجعه شد تا شايد بشود منزل سروان عباسي را پيدا كرد. اما بعد از مراجعه به آنان معلوم شد كه آنان نيز محل سكناي وي را ندانسته بلكه از طريق رابط يعني احمد روزبه كارمند راه‌آهن و برادر خسرو روزبه با او ارتباط مي‌گيرند....»
(مقدمه، ص چهارده)
در خصوص «اقدامات تروريستي سازمان افسران» از زبان خسرو روزبه مي‌خوانيم:
«... ما گروهي به‌وجود آورده بوديم كه بتوانيم سريعتر به هدف‌هاي اجتماعي نايل شويم و فكر مي‌كرديم كه ممكن است با ترورهاي سياسي به هدف‌هاي سياسي رسيد... عقيده‌اي كه ما را دور هم جمع كرده بود، اين بود كه خيال مي‌كرديم حزب توده ايران محافظه‌كار است؛ يا لااقل رهبران آن از افراد ترسو و محافظه‌كار تشكيل شده‌اند و نمي‌خواهند يا قادر نيستند تصميمات تند و شديد بگيرند...»
(مقدمه، ص بيست و يك)




برچسب ها : معرفي كتاب, سازمان افسران حزب توده, كتاب, دانلود كتاب, خريد كتاب

رضا روستا

نظرات

 

رضا روستا

تعداد صفحات 286
قيمت 13000 ريال
سال انتشار 1379

نام كتاب: چپ در ايران به روايت اسناد ساواك ـ رضا روستا
نام ناشر: مركز بررسي اسناد تاريخي
تعداد صفحات: 266 صفحه
قيمت: 1300 تومان

اسناد انفرادي رضا روستا در ساواك كه هم‌اكنون به صورت يكي از كتاب‌هاي مجموعه چپ در ايران به روايت اسناد ساواك درآمده است،‌ فعاليت‌هاي سياسي وي را از سال‌هاي 1323 تا 1346 نشان مي‌دهد.
بخش آغازين اين كتاب سخن ناشر است كه شمه‌اي از تاريخچة ماركسيسم و احزاب كمونيستي را بازگو كرده و در پايان هدف از نشر اين اثر را چنين بازگو نموده است:
«در اين مجموعه سعي برآن است تا با انتشار اسناد مربوط به فعالين جنبش كمونيستي در ساواك، زمينه‌هاي پژوهش در اين زمينه را فراهم آورده،‌تا در پرتو آن بتوان گوشه‌هايي از تاريخ معاصر ايران را از هالة ابهام خارج سازيم»
دومين بخش،‌ مقدمة كتاب است كه با تاريخچة احزاب چپ در ايران شروع شده و به فصل‌هايي چون: «جنبش كارگري در ايران»، «شوراي متحدة مركزي كارگران و زحمتكشان ايران» پرداخته و سرانجام به «مختصري زندگينامه رضا روستا» ختم كرده است. در فصل اخير دربارة رضا روستا گفته است:
«رضا روستا فرزند محمد معروف به محمد عمو در 1280 شمسي در قريه ويشكا از توابع رشت به دنيا آمد... مدتي در قهوه‌خانة روستا به شاگردي پرداخت و سرانجام در يازده سالگي به همراه عموي خود راهي رشت شد و در آنجا با حمايت «غلوش‌بيك» نامي كه اهل قفقاز و از بستگان حيدرعمو اوغلي بود، در مدرسه فردوسي رشت.... به تحصيل پرداخت...» نهضت جنگل را بايد نقطه شروع فعاليت سياسي رضا روستا دانست؛ زيرا با رها كردن تحصيل همراه معلم خود ميرحسين‌خان جودت به انقلابيون گيلان پيوست و در آنجا حيدر عمواوغلي در رشد سياسي او سهم عمده داشت. پس از تشكيل نهضت جنگل (1301 ش) به اتحاد شوروي رفت و در مدرسه زحمتكشان شرق تحصيل كرد.»
سپس نقش‌هاي گوناگون او را در فراز و فرود‌هاي فعاليت‌هاي حزبي برمي‌شمرد.
اولين سند از بخش اسناد كتاب مربوط به بيوگرافي رضا روستاست كه در سال 1323 تنظيم شده است و آخرين سند كتاب مربوط به سال 1355 (2535) است كه ايرج اسكندري خاطرات خود در خصوص چگونگي تأسيس حزب توده و نحوة مراجعه‌شان به سفارت روس را بيان مي‌كند و ربطي به فعاليت رضا روستا در آن ندارد؛ زيرا صفحه 201 كتاب سندي را در خود جاي داده است كه بيانگر چگونگي در گذشت رضا روستا در بهمن سال 1345 است.
به اين سند توجه كنيد:
از: انگور تاريخ: 23/2/46
به: كل سوم 315 شماره: 4223
عطف: 72930/315
رضا روستا 30 بهمن به بيماري كليوي و غلظت خون در برلين شرقي و هم‌چنين عباس سقايي به بيماري قلبي در گذشتند. گلپر
آقاي مرتضوي
در پروندة رضا روستا ضميمه شود.»
در پايان پس از اسناد، اعلام و بعد از اعلام تعدادي از عكس‌هاي رضا روستا آورده شده است.




برچسب ها : معرفي كتاب, رضا روستا, دانلود, دانلود كتاب, معرفي, كتاب

 

دبيران كل حزب دموكرات كردستان

تعداد صفحات 380
قيمت 17500 ريال
سال انتشار 1379

معرفي كتاب
چپ در ايران حزب دمكرات كردستان (دبيران كل) ج 4
نام كتاب: چپ در ايران به روايت اسناد ساواك ـ حزب دمكرات كردستان (دبيران كل) ج 4
ناشر: مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات
تعداد صفحات: 360
قيمت: 1750 تومان
كتاب حاضر چهارمين جلد از سلسله كتابهاي چپ در ايران است كه در تابستان سال جاري (1379) به زيور طبع آراسته شده است.
اين كتاب شامل مقدمه اي است كه تا صفحه «هجده» كتاب را در برگرفته و اگر چه از اسناد داخل كتاب براي تدوين و نگارش آن كمتر بهره برده است، ليكن از طريق كتب و مآخذ بيروني كوشيده است تا شيوة رهبري احزاب چپ را هرچه ملموس تر براي خوانندگان بنماياند.
«حزب دمكرات، اصل اساسي ساختمان حزب را «سانتراليسم دمكراتيك» ميداند و آن را چنين معرفي ميكند.
ـ همة ارگانهاي حزبي از پايين به بالا انتخابي هستند.
ـ ارگانهاي حزبي هم به اعضايي كه آنها را انتخاب كرده اند و هم به ارگانهاي بالاتر، فعاليت خود را مرتباً گزارش ميدهند.
ـ عضو تابع سازمان و اقليت اعضا تابع اكثريت اعضا ميباشند.
ـ در داخل حزب براي همه اعضاي حزب بدون تبعيض ديسيپلين واحدي دارد. ـ تصميمات ارگان مافوق از طرف ارگان پايينتر اجرا ميگردد...
مقدمه ص ده و يازده
پس از مقدمه به اختصار زندگينامة عبدالرحمان قاسملو و سپس زندگينامة محمدصادق شرافكندي را بيان كرده است. اين دو زندگينامه كه از صفحه «الف» تا «د» كتاب را به خود اختصاص داده است به عنوان مدخلي براي ورود به اسناد كتاب كه از صفحه 1 تا 246 آن مربوط است به قاسملو به همراه پاورقي هاي روشنگر و گويا كننده آنها و از صفحة 247 تا 327 كتاب نيز اسناد و پاورقي هاي شرافكندي را در بر گرفته است. اعلام كتاب را ميتوان در صفحات 329 تا 351 از نظر گذراند و چند صفحه اي كه سندهاي ضميمه را به خود اختصاص داده، در انتهاي كتاب قابل ملاحظه و بررسي است.
براي شناخت احزاب چپ در ايران مطالعه اين سلسله كتب بايسته و براي آشنايي با حزب دمكرات كردستان مطالعة اين كتاب و كتابهاي قبل و بعد از آن لازم و ضروري است.






برچسب ها : معرفي كتاب, كتاب, دبيران كل حزب دموكرات كردستان, دانلود

عنكبوت سرخ

نظرات

 

عنكبوت سرخ

تعداد صفحات 428
قيمت 19000 ريال
سال انتشار 1378

معرفي كتاب
چپ در ايران (عنكبوت سرخ)
نام كتاب: چپ در ايران (عنكبوت سرخ) به روايت اسناد ساواك)
ناشر: مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات
كتاب حاضر جلد سوم از سلسله كتابهاي «چپ در ايران به روايت اسناد ساواك است» كه لباس زيباي طبع پوشيده است.
در مقدمه كتاب از آغاز به تاريخچه مرارتها، غارت زدگيها و مشكلاتي كه طي قرون و اعصار ـ خاصه زمان قاجاريه بر ملت ايران رفته است پرداخته ـ سپس نقش همسايه شمالي (شوروي سابق) دخالتهاي آن كشور را ـ مجدداً زمان قاجار تا انقراض رژيم پهلوي و استقرار انقلاب شكوهمند اسلامي ـ را كاويده و بررسي كرده است...، در خصوص چگونگي بنياد نهادن جنبشهاي كمونيستي در ايران آمده است: «... افرادي از مردم ايران كه آگاهي عميقي از اسلام نداشتند و يا به دليل مهاجرت به قفقاز جهت اشتغال و تامين معيشت با انديشه هاي ماركسيستي آشنا شده بودند و از استبداد و هرج و مرج حاكم بر ايران به شدت ناراضي بودند، تحت تأثير تحولات و شعارهاي انقلاب اكتبر 1917 قرار گرفته و به تدريج پايه گذار جنبش كمونيستي در ايران گرديدند.» در ادامه به اختصار به مباحثي مانند: 1 ـ دخالتهاي شوروي در ايران به شكل دخالت نظامي مستقيم 2 ـ دخالت نظامي غيرمستقيم. 3 ـ ايجاد احزاب وابسته. 4 ـ ايجاد فرقه ها و تشكلهاي اطلاعاتي و سياسي 5 ـ دخالتهاي سياسي پرداخته و موضوعات مندرج در اسناد را شامل: الف ـ اسناد مربوط به فعاليتها و عملكرد اعضاي فرقه عنكبوت سرخ ب ـ موضوع كودتاي عراق به رهبري عبدالكريم قاسم.
ج ـ انعقا قرارداد دفاعي بين ايران و آمريكا.
دانسته و در خصوص اعضاي فرقه عنكبوت سرخ ـ با تكيه بر اسناد ـ آورده است: «... اين فرقه مستقيما از سفارت مذكور [شوروي] دستور ميگرفته است و اعضاي آن غالباً افراد بيسواد و از قشر كارگر و مشاغل آزاد و غيره بوده اند. نكته قابل توجه آن است كه مديران و سران فرقه از افراد سابقه دار حزب توده بوده اند. مانند عيسي فكري. ليكن علي الظاهر با حيله و نيرنگ خود را ماركسيست واقعي معرفي كرده و ضمن ارتباط خود با حزب توده، با آن مخالفت ميكرده اند...» و نهايتا در بخش پاياني مقدمه كودتا در عراق كه با حمايت شوروي صورت گرفته بود و به تبع آن انعقاد قرارداد دفاعي ميان ايران و آمريكا مذكور افتاده است كه ضمن بيان تيرگي روابط ايران و عراق طبيعتاً نزديكتر شدن رژيم شاه به آمريكا به خاطر تهديدات شوروي در خصوص ترس و دلهره شاه از شوروي چنين آمده است:
«... آنچه از بقيه موارد بيشتر شايان توجه است، وابستگي، ترس و دلهره رژيم و شخص شاه از تهديدات شوروي ميباشد. اسناد موجود بيانگر آن است كه محمدرضا شاه به تمام معني وابسته و نگران تاج و تخت خود بوده است و همين امر باعث شده است در برخي موارد بدون در نظر گرفتن مصالح و منافع ملت ايران و براي راضي نگهداشتن شوروي امتيازاتي را نيز به آن كشور بدهد و در مقابل بي حرمتي ها و تهديدات اين كشور واكنش مطلوب نداشته باشد. ريشه و علت عمده اين تزلزل و نگراني رژيم را بايد در فقدان پايگاه مردمي آن دانست.
اين كتاب داراي پنج صفحه پيشگفتار و بيست و سه صفحه مقدمه و 400 صفحه متن است كه از آن تعداد 13 صفحه به فهرست اعلام اختصاص دارد. مطالعه اين كتاب به تاريخ نگاران و محققان اين رشته از علوم بايسته است.




برچسب ها : معرفي كتاب, كتاب, عنكبوت سرخ

خليل ملكي

نظرات
 

خليل ملكي

تعداد صفحات 650
قيمت 30000 ريال
سال انتشار 1379

نام كتاب: خليل ملكي به روايت اسناد ساواك
ناشر: مركز بررسي اسناد تاريخي
از جمله كتابهاي چپ در ايران، كتاب سندي و مستقل «خليل ملكي به روايت اسناد ساواك» است. مقدمة كتاب كه در واقع زندگي‌نامة خليل ملكي است آينه‌اي است كه فراز و و فرودهاي فراوان زندگي او را به‌گونه‌اي موجز اما شفاف به نمايش مي‌گذارد:
خليل ملكي در سال 1280 ه‍ش در تبريز چشم به جهان گشود و هنگامي كه مشروطه ‌خواهان تهران را فتح كردند او هشت ساله بود... در سال 1307 ملكي در مسابقه اعزام دانشجو به خارج توفيق يافت و براي تحصيل در رشته شيمي به آلمان رفت؛ اما به دليل قطع هزينه تحصيلي‌اش دچار مشكل مالي شده و بدون اتمام رساله دكتراي خويش به ايران بازگشت... ملكي يكي دو سال بعد از بازگشت از اروپا با دختر حاج علينقي گنجه‌اي كه يكي از رهبران طراز اول انقلابيون مشروطه‌خواه تبريز بود ازدواج كرد.
در مقدمه آمده ملكي در آلمان با تقي‌ اراني و گروه اطراف او آشنا شد و پس از بازگشت متناوب آن دو به ايران مجدداً باهم ارتباط گرفتند و حضورشان در محافل روشنفكريِ آن زمان، موجب شد مجله‌اي به نام دنيا منتشر شود. اين اقدامات از نظر آيرم رئيس شهرباني وقت مخفي نماند و در موقع مقتضي با يورشي كه به آنها شد او و 52 نفر ديگر دستگير شدند...
اولين سند كتاب، نامه‌اي است از وزارت فرهنگ به وزارت جنگ در تاريخ 18/10/28 مبني بر استعلام در خصوص صحت و سقم اظهارات ملكي در مورد كناره‌گيري‌اش از حزب توده. و آخرين سند گزارش خبر ساواك است كه در آن به تاريخ 30/4/48 از برگزاري مراسم يادبود به مناسبت درگذشت خليل ملكي در منزل عباس عاقلي‌زاده خبر مي‌دهد.
فهرست اعلام و چند قطعه عكس از ملكي پايان‌بخش كتاب است.






برچسب ها : معرفي كتاب, كتاب, خليل ملكي

 

حزب دموكرات كردستان / جلد اول

تعداد صفحات 552
قيمت 19500 ريال
سال انتشار 1378






برچسب ها : معرفي كتاب, حزب دموكرات كردستان, جلد اول, كتاب

 

تحولات داخلي عراق

تعداد صفحات 500
قيمت 25000 ريال
سال انتشار 1383

معرفي كتاب
نام كتاب: چپ در ايران به روايت اسناد ساواك
تحولات داخلي عراق و امنيت ملي ايران
ناشر: مركز بررسي اسناد تاريخي
تعداد صفحات: هفده + 479 صفحه (مصور)
قيمت هر جلد: 2500 تومان

سيزدهمين كتاب از سلسله كتاب‌هاي چپ در ايران به موضوع اسناد « تحولات داخلي عراق و امنيت ملي ايران» اختصاص يافته است. پس از «قيام ناگهاني و غيره‌ منتظره افسران ارتش عراق در سال 1337» و تحولاتي كه در اين كشور روي داد، ساوك كه در آن زمان سازماني نوپا بود،‌ به صرافت افتاد تا اوضاع داخلي همساية غربي خود را زير نظر بگيرد. اسناد اين كتاب عمدتاً بيانگر اين وقايع است. در ابتداي مقدمة كتاب كه به ايجاز و اكثر از اسناد موجود فراهم آمده، چنين مذكور است:
«در 23 تير ماه 1327 (4 ژوئيه 1958) يكي از مهمترين رژيم‌هاي طرفدار امپرياليسم در منطقه مركزي جهان عرب واژگون شد. كودتاي عبدالكريم قاسم فصل نويني را در تاريخ اختلاف‌هاي دو كشور ايران و عراق گشود كه در كتاب حاضر مورد بررسي قرار خواهد گرفت.»
پس از مقدمه اولين سند كه مربوط است به دوره عبدالكريم قاسم و تاريخ 10/5/1337 را دارد، آورده شده و آخرين سند كه بيانگر وقايع دورة عبدالسلام عارف و داراي تاريخ 25/1/1345 است، در صفحة 438 كتاب قرار گرفته است.
فهرست منابع، سپس فهرست اعلام و در پايان چند تصوير از رجال سياسي ايران، عراق و كردستان عراق، پس از متن اصلي به عنوان پايان بخش كتاب درج افتاده است.






برچسب ها : كتاب, معرفي كتاب, تحولات داخلي عراق

 

شوهردارى

شوهردارى يعنى مواظبت و نگهدارى شوهر. شوهردارى كار سهل ‏و آسانى نيست كه از هر زن بى‏لياقت و نادانى ساخته باشد، بلكه كاردانى وذوق و سليقه و زيركى مخصوص لازم دارد، زنيكه بخواهد شوهردارى كند بايد دل او را بدست آورد،اسباب رضايت ‏خاطرش را فراهم سازد.مواظب‏اخلاق و رفتارش باشد، به كارهاى نيك تشويقش كند،از كارهاى بدنگهداريشكند،مواظب بهداشت و حفظ الصحه و تغذيه او باشد.سعى كنداو را به صورت يك شوهرآبرومند و محبوب و مهربان در آورد تا براى‏ خانواده‏اش بهترين سرپرست و براى فرزندانش بهترين پدر و مربى باشد. خداوند حكيم قدرت فوق العاده‏اى به زن عطا فرموده است. سعادت و خوشبختى خانواده در دست اوست ، بدبختى خانواده نيزدر دست اوست.
زن ميتواند خانه را به صورت بهشت‏ برين در آورد، و ميتواند به‏صورت جهنم سوزانى تبديلش سازد، ميتواند شوهرش را به اوج ترقى‏برساند و ميتواند به خاك سياهش بنشاند.زن اگر به فن شوهردارى آشنا باشد و وظائفى را كه خدا برايش مقرر فرموده انجام دهد ميتواند ازيك‏ مرد عادى بلكه از يك مرد بى‏عرضه و بى‏لياقت‏يك شوهر لائق و آبرومند بسازد. يكى ازدانشمندان مينويسد: زن قدرت عجيبى دارد، مثل قضا وقدر است ، هر چه بخواهد همانست.( در آغوش خوشبختى ص 142 )
اسمايلز ميگويد : اگر زن با تقوى و خوش خلق و كدبانويى در خانه‏محقر و فقيرى باشد آن خانه را محل آسايش و فضيلت و خوشبختى‏ميسازد.
ناپلئون ميگويد:اگر ميخواهيد اندازه تمدن و پيشرفت ملتى رابدانيد به زنان آن ملت‏بنگريد.
بالزاك ميگويد: خانه بى‏زن عفيف ، قبرستان است.
شوهردارى به قدرى در نظر اسلام اهميت داشته كه آنرا در رديف ‏جهاد در راه خدا قرار داده، حضرت على (علیه السلام) ميفرمايد: جهاد زن به اين‏است كه خوب شوهردارى كند. ( بحار الانوار ج 103 ص 252)
با توجه به اينكه جهاد در راه خدا براى‏ترقى و عظمت اسلام و دفاع از كشورهاى اسلامى و اجراى عدالت‏اجتماعى بزرگترين عبادت است ارزش شوهردارى معلوم ميشود.
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: هر زنيكه بميرد در حاليكه شوهرش‏راضى باشد داخل بهشت ميشود.( محجة البيضاء ج 2 ص 70 ) رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: زن نميتواند حق خدا را ادا كند مگر اينكه‏حق شوهرش را ادا كند.( مستدرك ج 2 ص 552)




با این 10 نکته همسرتان را تحت تاثیر قرار دهید
اغلب آقایان این كار را كاری سخت و دشوار می دانند اما زمانی كه دختر مورد نظرتان را یافتید با اعتماد به نفس رفتار نموده تا پاهایتان نلرزد و زبانتان بند نیاید .

وقتی كه  دختر منحصر به فردتان را می یابید می خواهید كه او را تحت تاثیر قرار دهید اما همواره می ترسید كه او را برنجانید . اما آقایان الان در قرن 21 به سر می بریم . اغلب آقایان این كار را كاری سخت  و دشوار می دانند اما زمانی كه دختر مورد نظرتان را یافتید با اعتماد به نفس رفتار نموده تا پاهایتان نلرزد و زبانتان بند نیاید . 

راههایی وجود دارد كه می توانید همسرتان را طوری  تحت تاثیر قرار دهید كه شما را بیشتر بخواهد و به شما توجه بیشتری داشته باشد . 

1. ظاهری خونسرد داشته باشید .
به هنگام مواجهه با یك خانم داشتن ظاهری آراسته  و آرام  و خونسرد بسیار مهم است زیرا كه باعث می شود در نظرش متشخص آیید . 

2 . هرگز فخر فروشی نكنید . 
خانم ها واقعاً از قپی آمدن  و قمپز در كردن بیزارند .  خودتان باشید یعنی كه خود را آن گونه كه هستید بنمایانید  و نهایت تلاشتان را بكنید  و از دغل بازی بپرهیزید . این نوع رفتار مطمئناً هر خانمی را تحت تاثیر قرار می دهد . 

3 . به خانمها احترام بگذارید و آنها را تحسین نمایید .
همواره به خانمها احترام بگذارید و آنها را مورد تحسین قرار دهید چرا كه خانمها كسی را دوست دارند كه تحسینشان نماید و با او به مهربانی رفتار نماید . 

4 .  مفید و ارزشمند حرف بزنید .
به هنگام صحبت با او از طرح مسائل بحث برانگیز و جنجالی خوداری نمایید و بی وقفه و یكریز هم حرف نزنید . در عوض در مورد مسائلی حرف بزنید كه به آنها علاقه دارد مطمئن باشید كه نظرش را جلب خواهید كرد . 

5 . به علائقش علاقه داشته باشید .
به آنچه می گویند با دقت گوش كنید وبه چیزی كه علاقه دارد احترام بگذارید . به حرفهایش سریع واكنش نشان دهید  و با طرح سوالات كاری كنید كه به حرف زدنش ادامه دهد . 

6 . از او تعریف نمایید .
از چشمان ، موها ، قیافه ، لباس ها  و نحوه صحبت كردنش تعریف نمایید. خانمها كسی را كه از قیافه و دیگر مشخصاتشان تعریف می كند دوست دارند .  

7 . به دوستانش احترام بگذارید .
خانمها نسبت به دوستان  و یا حتی همكاران  و همكلاسی هایشان احساس مالكیت دارند چه آنها را دوست دارید چه نه به آنها احترام بگذارید . 
 
8 . مودب باشید .
همواره سعی كنید  مودبانه عمل كنید و بهترین رفتار را داشته باشید چرا كه این دو خصلت موجب آن می شود كه فرد فوق العاده ای به نظر آیید . 

9 . شوخ طبع باشید .
گاهی اوقات شوخی نمایید چرا كه خانمها از آقایان شوخ طبع خوششان می آید اما تنها در مواقع لزوم حس شوخ طبعیتان گل نماید و در دیگر مواقع سعی كنید مسائل را جدی بگیرید . 

10. شنونده خوبی باشید .
به هنگام ناراحتی ها شانه مطمئنی برای او باشید چرا كه دختر خانمها همیشه افرادی احساساتی  و عاطفی هستند بنابراین  گاهی با جوك هایتان او را وادار به خندیدن نمایید و همواره شنونده خوبی برایش باشید .



برچسب ها : با این 10 نکته همسرتان را تحت تاثیر قرار دهید

این 4 نکته را در بحث های زندگی مشترکتان جدی بگیرید

این 4 نکته را در بحث های زندگی مشترکتان جدی بگیرید
دعوا نمک زندگی است و نمی‌توانید زن و شوهری را پیدا کنید که زندگی شان بدون این نمک پاشی‌ها باشد اما 4 نکته مهم در این رابطه وجود دارد.

دعوا نمک زندگی است و نمی‌توانید زن و شوهری را پیدا کنید که زندگی شان بدون این نمک پاشی‌ها باشد! اما چیزی که بین زوج‌ها تفاوت ایجاد می‌کند، سبک‌های آنها برای دعوا کردن است. این که با اشتباهات خود دعوا را پیچیده و دامنه دار می‌کنند یا به سادگی آن را حل کرده و از آن عبور می‌کنند. اگر مایلید مشابه گروه دوم عمل کنید، بدانید که باید 4رفتار اشتباه را کنار بگذارید. این چهار رفتار کدامند؟

اولین رفتار مخرب، انتقاد است. انتقاد در حالت طبیعی صدمه وارد نمی‌کند اما اگر به جای رفتار همسرتان، شخصیت او را نشانه برود، بسیار خطرناک خواهد بود. بهتر است موقع انتقاد کردن، بگویید این رفتارت ایراد دارد نه این که تو همیشه اشتباه رفتار می‌کنید.

دومین رفتار مخرب، سرزنش است. در سرزنش ما واقعا شروع می‌کنیم به فحاشی کردن و خردن کردن شخصیت طرف مقابل، جملاتی مثل «بی عرضه دست و پا چلفتی» دقیقا قلب طرف مقابل را نشانه می‌روند. مسخره کردن و پوزخند زدن و شوخی‌های خصمانه هم در همین دسته قرار دارند.

سومین رفتار اشتباه، جبهه گیری در مقابل حرف‌های همدیگر است. بهانه آوردن برای توجیه رفتار، مخالفت با تمام حدس‌های همسر و تکرار حرف‌های گذشته او از نشانه‌های جبهه گیری هستند.‏

چهارمین رفتار غلط شما در دعوا سکوت نابجا است. مردها معمولا از این روش برای خاتمه دعوا استفاده می‌کنند. اما زن‌ها فکر می‌کنند که سکوت به معنای خصومت و بی توجهی است. سکوت معمولا دعوا را بدتر می‌کند.‏




همسر او باشید نه مادر او !!!
بیشتر مردان نیز در آغاز از اینکه همسرشان برایشان مادری کنند استقبال می کنند، چون مجبور نیستند خیلی از مسئولیت های فردی را بپذیرند.

یکی از بزرگترین خطراتی که شکل گیری رابطه شما را تهدید می کند، این است که زنان در جایگاه مادر قرار می گیرند. علاقه زیاد در ابتدای نامزدی و عقد باعث می شود شما مدام در کنار یکدیگر باشید و از یکدیگر حمایت و مراقبت کنید. این مساله با توجه به این که زنان به طور ذاتی مراقبت کننده هستند باعث می شود که گاهی نامزد یا همسرشان را مثل کودک ببینند و در جایگاه مادر او قرار بگیرند.
احتمال وقوع چنین رفتاری هنگامی بیشتر می شود که آنها در دوران کودکی خود شاهد چنین رفتاری از سوی مادرشان نسبت به پدرشان باشند. در این حال، دختر فکر می کند برای اینکه علاقه اش را به همسرش نشان دهد، باید کارهایی را که مادرش انجام می داد، تکرار کند.
 
بیشتر مردان نیز در آغاز از اینکه همسرشان برایشان مادری کنند استقبال می کنند، چون مجبور نیستند خیلی از مسئولیت های فردی را بپذیرند. اما به کارگیری این شیوه در بلندمدت، به خصوص وقتی شما زندگی تان را زیر یک سقف شروع کنید، باعث به وجود آمدن مشکلات زناشویی می شود که از مهم ترین آنها می توان به این موارد اشاره کرد.
1 - احساس رنجش شوهر از زن به خاطر اهمیت ندادن به استقلال او و طغیان علیه این وضعیت؛
2 - پایین آمدن حس ارزشمندی و اعتماد به نفس همسر؛
3 - کاهش جذابیت جنسی زن برای شوهر، زیرا رفتارهای همسرش او را به یاد مادرش می اندازد.
 
زمانی برای تغییر
اگر برخی از رفتارهای ذکر شده در شما وجود دارد، بهتر است هر چه زودتر دست به کار شوید و با تغییر دادن رفتارتان، خود را از عواقب ناخوشایند آن در امان نگه دارید.
 
1 - تصورتان را از یک زن ایده آل اصلاح کنید.
همسر نمونه کسی نیست که تمام مسئولیت های زندگی را به دوش بگیرد، مدام مراقب همسرش باشد، اشتباهات او را اصلاح کند و حتی به جای او فکر کند. همسر ایده آل زنی است مهربان، جذاب، همپا و دوست همسرش باشد و در مواقع لازم از او حمایت کند اما نه آنقدر که همسرش زیر چتر حمایتی او گم شود.
 
2 - در رفتار خود بازنگری کنید.
یک هفته خود را زیر نظر بگیرید. اگر تعداد رفتارهای مادرانه تان زیاد است، یک یا دو تا از رفتارهایی را که بیشتر از شما سر می زند، انتخاب کرده و روی تغییر آنها تمرکز کنید.
 
3 - سرزنش نکنید و غر نزنید.
اوایل آشنایی و نامزدی زیاد پیش می آید که به خاطر کم تجربگی دچار اشتباه شوید. یادتان باشد همسر شما فردی بالغ است، بهتر است مسئولیت کارهایش را به خودش بسپارید و او را به خاطر خطاهایش سرزنش نکنید. زیادی مراقبش نباشید. یک مرد 25ساله که از هوش متوسط برخوردار است، حتماً می داند که در هوای سرد باید لباس گرم بپوشد و بالعکس. اگر هم همسرتان یک بار لباس مناسب نپوشد، تنها اتفاق بدی که ممکن است رخ دهد. این است که مریض شود، اما در عوض از این به بعد بیشتر به طرز لباس پوشیدنش دقت خواهد کرد.
 
4 - به فعالیت مورد علاقه تان بپردازید.
اگر همیشه دوست داشتید که نقاشی را به صورت حرفه ای دنبال کنید و هیچ موقع وقت نداشتید، الان بهترین فرصت است. این کار چند نتیجه دارد. اول، موجب بالا رفتن عزت نفس شما می شود دوم، همسرتان یاد می گیرد. به خواسته های شما اهمیت دهد و احترام بگذارد و سوم، زمان کمتری برای انجام کارهای همسرتان در اختیار دارید.





هر آنچه مي‌خواهيد درباره بازاريابي بدانيد 

گفت‌ و گوي رودر رو با فيليپ كاتلر، پدر بازاريابي نوين 

بخش نخست


1- چه رويكردهاي عمده‌اي را بايد در آينده در نظر بگيريم؟

چشم‌انداز اقتصادي به شكلي اساسي به وسيله فناوري و جهاني‌سازي دگرگون شده است. اكنون شركت‌ها هرجا كه باشند مي‌توانند با هر جاي ديگري رقابت كنند و از اين بابت بايد ممنون اينترنت و تجارت رايگان ايجاد شده از سوي آن باشند.
مهم‌ترين نيروي اقتصادي رقابت افراطي است، شركت‌ها قادرند كالاهايي بيشتر از آنچه مي‌توانند بفروشند توليد كنند و در نتيجه فشار زيادي بر بخش قيمت‌گذاري وارد مي‌شود. اين مساله همچنين باعث مي‌شود كه تفكيك‌پذيري بيشتري را اعمال كنند. با وجود اين بسياري از اين تفكيك‌پذيري‌ها رواني است نه واقعي و حتي اگر واقعي هم باشند، مزيت‌هاي امروز يك شركت در اقتصادي كه هر مزيتي به سرعت كپي‌برداري مي‌شود، چندان دوام نمي‌آورد.
شركت‌ها بايد به اين حقيقت توجه كنند كه مشتريان تحصيلكرده‌تر شده‌اند و ابزارهاي بهتري همچون اينترنت را در اختيار دارند و با قدرت تمايز بهتري خريد مي‌كنند. قدرت از توليدكننده به توزيع‌كننده منتقل شده و اكنون در حال انتقال به مشتري است، مشتري پادشاه است.
2- شما در كتاب خود به اين نكته اشاره كرده‌ايد كه جهاني‌سازي، رقابت افراطي و بيش از حد و اينترنت، بازارها و كسب‌وكارها را دگرگون مي‌كند. اين عوامل چه تاثيري بر بازاريابي دارند؟
هر سه اين نيروها باعث افزايش فشار براي كاهش قيمت مي‌شوند. جهاني‌سازي به اين معني است كه شركت‌ها توليدات خود را به سايت‌هاي ارزان‌تر واگذار مي‌كنند و محصولات خود را با قيمتي كمتر از فروشندگان محلي وارد يك كشور مي‌كنند. رقابت افراطي به اين معني است كه توليدكنندگان بيشتري براي تصاحب يك مشتري يكسان با هم رقابت مي‌كنند و اين مساله منجر به كاهش قيمت مي‌شود و اينترنت به اين معني است كه مردم سريع‌تر مي‌توانند قيمت‌ها را مقايسه كنند و به سمت كمترين قيمت هدايت شوند. چالش بازاريابي اين است كه در مقابله با اين رويه‌هاي كلي، راه‌هايي را براي حفظ قيمت و سود پيدا كند. صنعت هيچ كشوري نمي‌تواند مشتريان خود را حفظ كند مگر آنكه بيشترين ارزش را به مشتريان خود ارائه كند و راه‌حل‌ همه اين مسائل اين است: هدف‌گذاري، تفكيك‌پذيري و تقويت بهتر نام تجاري.
3. بازاريابي چيست؟
بازاريابي علم كشف، ايجاد و ارائه ارزش براي تامين نيازهاي بازار هدف در مقابل سود است. بازاريابي نيازها و اميال تامين نشده را شناسايي مي‌كند و اندازه بازار شناخته شده و سود بالقوه را شناسايي، اندازه‌گيري و تعيين مي‌كند. بازاريابي بخش‌هايي را كه شركت بهتر مي‌تواند به آنها خدمت كند، مشخص مي‌كند و محصولات و خدمات مناسب را عرضه مي‌نمايد. بازاريابي اغلب به وسيله دايره‌اي در درون سازمان اجرا مي‌شود. اين هم خوب است و هم بد. خوب است زيرا گروهي از افراد آموزش ديده را گرد هم مي‌آورد كه بر بازاريابي تمركز دارند و بد است، زيرا فعاليت‌هاي بازاريابي نبايد فقط در يك دايره صورت پذيرد بلكه بايد در تمام فعاليت‌هاي سازمان نمود پيدا كند.
مهم‌ترين مفاهيم بازاريابي عبارتند از: بخش‌بندي، هدف‌گذاري، موضع‌دهي، نيازها، خواسته‌ها، تقاضاها، خدمات و محصولات ارائه شده نام‌هاي تجاري، ارزش و رضايت مبادلات، معاملات،‌ روابط و شبكه‌ها، كانال‌هاي بازاريابي، زنجيره‌ تامين، رقابت، محيط بازاريابي و برنامه‌هاي بازاريابي. اين اصطلاحات شكل دهنده واژه‌ بازاريابي حرفه‌اي‌‌اند.
فرآيندهاي اصلي بازاريابي عبارتند از: 1- شناسايي فرصت 2- توسعه محصول جديد 3- جذب مشتري 4- حفظ مشتري و ايجاد وفاداري و 5- اجراي سفارش. شركتي كه به خوبي از عهده تمام اين موارد بر مي‌آيد، معمولا طعم موفقيت را مي‌چشد.
اما اگر شركتي در هر يك از اين فرآيندها شكست بخورد، دوام نمي‌آورد.
4- از نظر شما در شركت‌هاي امروزي چه تصورات غلطي در مورد بازاريابي موثر وجود دارد و چه كسي متوجه آن نمي‌شود؟
بازاريابي مفهومي است كه در چرخه كسب و كار و ذهن عموم مردم خيلي بد درك شده است. شركت‌ها فكر مي‌كنند كه بازاريابي به وجود آمده است كه پشتيبان توليد باشد و محصولات شركت را به شكلي رد كند. حقيقت برعكس اين است، يعني توليد به وجود آمده است تا پشتيبان بازاريابي باشد. شركت هميشه مي‌تواند توليدات خود را برونسپاري كند، اما چيزي كه شركت را مي‌سازد، ايده‌ها و نويدهاي بازاريابي آن است. كارهاي توليد، خريد، تحقيق و توسعه، مالي و ديگر كارهاي شركت براي حمايت از فعاليت شركت در بين مشتريان موجود در بازار است.
بازاريابي اغلب با فروش اشتباه مي‌شود. فروش فقط نوك كوه يخ بازاريابي است. چيزي كه ديده نمي‌شود، بررسي گسترده بازار، تحقيق و توسعه محصولات مناسب، چالش قيمت‌گذاري درست،‌ توزيع و اطلاع‌رساني به بازار درباره محصول است. بنابراين بازاريابي بسيار جامع‌تر از فروش است.
فروش فقط وقتي شروع مي‌شود كه محصولي داشته باشيد، اما بازاريابي قبل از وجود محصول شروع مي‌شود. بازاريابي تكليف شركت براي شناسايي نياز مردم و ساخت آن است. بازاريابي مشخص مي‌كند كه محصول يا خدمتي كه به بازار ارائه مي‌شود، بايد چطور توليد، قيمت‌گذاري،‌ توزيع و ارائه شود و اين بازاريابي است كه در مورد زمان اتمام ارائه محصول نيز تصميم مي‌گيرد.
به طور كلي مي‌توان گفت، بازاريابي فروشي كوتاه مدت نيست، بلكه سرمايه‌گذاري بلندمدت است. وقتي بازاريابي به درستي صورت پذيرد قبل از ساخت محصول و ورود به هر بازاري شروع مي‌شود و تا مدت‌ها بعد از فروش ادامه مي‌يابد.

 




برچسب ها : تجارت, بازاريابي, اقتصادي, شركتها, مشتري, قيمت, رقابت, جهاني سازي, هدف, هدف گذاري, موضع دهي, نيازها, خواسته ها, محصولات, محيط بازاريابي, فرصتها, شكست, معاملات, مبادلات, توسعه


۹ چيزي كه يك رئيس هرگز نبايد به كارمندش بگويد!

 
۱. «حقوق شما را من مي‌دهم پس هركاري مي‌گويم بايد انجام دهيد.»

 
اين عبارتي ديكتاتورمابانه است. تهديدها و بازي‌هايي از اين دست راه مناسبي براي برانگيختن حس سخت‌كوشي كارمندان يا نشان دادن قدرتتان به آنها نيست. مديران بزرگ كارمندان خود را تشويق مي‌كنند، به آنها انگيزه مي‌دهند و حتي از آنها استفاده مي‌كنند بدون اينكه به چنين عبارت‌هايي نياز داشته باشند. رهبران خوب نيازي به تهديد كردن ندارند. اين عبارت به صورت غيرمستقيم يعني اينكه اگر هركاري مي‌گويم انجام ندهيد شما كارتان و در نتيجه حقوقتان را از دست خواهيد داد. درواقع عصر برده‌داري سال‌هاست به پايان رسيده است.

 
۲. «شما بايد سپاسگزار باشيد كه چنين مزايايي دريافت مي‌كنيد. شركت‌هاي ديگر فقط بوقلمون يخ‌زده به كارمندان خود مي‌دهند.»

 
خب البته نياز به توضيح نيست كه به جاي «بوقلمون يخ‌زده» مي‌توان هرچيزي ديگري برحسب موقعيت قرار داد. يك رئيس عاقل، خوب مي‌داند كه اين كارمندان هستند كه در حال توليد و سودرساني به مجموعه تحت امر او هستند و بنابراين اگر مزايايي هم در كار است حاصل

خشم، درشت‌گويي و توهين و تحقير نيزه‌هايي هستند كه مستقيما قلب كارمند را نشانه مي‌گيرند. روسا بيش از همه بايد مراقب رفتار خود باشند و بافرهنگ و حرفه‌اي رفتار كنند. حقيقت اين است كه يك رئيس حتي نبايد جلوي كارمندش ناسزا بگويد، چه رسد به اينكه «به» كارمندش ناسزا بگويد

تلاش همان كارمندان است. تنها يك مدير انديشمند است كه هميشه از اينكه به كارمندانش ـ كه در چرخه توليد سازمان او نقش دارند پاداش مي‌دهد ـ خوشحال است. تكليف بقيه مديران مشخص است؛ نيست؟!

 
۳. «من ديشب تا ديروقت و صبح پنج‌شنبه اول وقت سركار بودم. شما كجا بوديد؟»

 
اين كه با گفتن اين جمله از كارمندتان انتظار داشته باشيد ۲۴ ساعت شبانه‌روز و هفت روز هفته در خدمت شما باشد، جز نارضايتي و كاهش روحيه كاري در كارمندان نتيجه‌اي دربر ندارد. اينكه يك رئيس هفت روز هفته را كار مي‌كند هيچ دليلي نمي‌شود بر اينكه يك كارمند خوب و وفادار نيز همين كار را انجام دهد. اصولا وقتي جايگاه اداري اشخاص متفاوت است بايد پذيرفت كه ميزان ساعات كاري افراد نيز متفاوت است. به قول آن مثل قديمي: «هركه بامش بيش، برفش بيشتر.» و مسلما بام يك رئيس خيلي بيشتر از يك كارمند است!

 
۴. «شما بايد بمانيد. چون زن هستيد، تبعيضي عليه‌تان قائل نيستيم.»

 
اين جمله را رئيس يك اداره به كارمند مونثش گفته كه به تازگي در زمينه تكنولوژي برنده جايزه‌اي شده بود. درواقع يك رئيس بزرگ هيچوقت تبعيضي بين كارمندانش قائل نمي‌شود كه نياز داشته باشد آن را يادآوري كند. يعني با هركسي مطابق با جايگاه او برخورد مي‌كند. درواقع تفاوت رفتاري بين كارمندان براساس «جنسيت»، «تعلقات مذهبي»، «سياسي» يا «نژادي» تنها موجب آسيب‌پذيري كارمندان مي‌شود. بروز چنين رفتارهايي اگر نگوييم غيرقانوني است بايد گفت زشت و به دور از معيارهاي انساني است. نبايد از ياد ببريد كه شما رئيس هستيد ـ آن هم در ساعات محدود اداري ـ نه برده‌دار يا نژادپرست!

 
۵. «ما بايد هزينه‌ها را كاهش دهيم.» (آن هم در همان زماني كه جناب رئيس به تازگي ساختمان مجللي را به عنوان دفتر كار خريده است.)

 
وقتي مشكلات در سازماني رخ مي‌كنند، اين رئيس آن شركت است كه بايد بيشترين بار مشكلات را روي دوش خود بگذارد نه اينكه انواع و اقسام راه‌ها را براي حواله بار مشكلات به دوش كارمندان بكار ببندد. به گزارش اقتصاد ايران آنلاين، هيچ كارمندي رئيسي را كه در بحران‌هاي اقتصادي اداره، زندگي‌اي برخلاف جريان معمول دارد دوست نخواهد داشت. اينكه در مشكلات اقتصادي و شرايط سخت روسا بايد نمونه‌اي باشند براي كارمندان فقط يك شعار نيست، كمي هم مي‌تواند رنگ واقعيت به خود بگيرد!

 
۶. «نمي‌خواهم شكايت‌هاي شما را گوش كنم.»

 
به عنوان يك رئيس، شما بايد به صورت مرتب حرف‌هاي كارمندان و حتي گلايه‌هاي انتقادآميز و منفي آنها را گوش دهيد. درواقع يك ليدر بايد با آغوش باز پذيرا و پاسخگوي پرسش‌هاي كارمندانش

اينكه يك رئيس هفت روز هفته را كار مي‌كند هيچ دليلي نمي‌شود بر اينكه يك كارمند خوب و وفادار نيز همين كار را انجام دهد. اصولا وقتي جايگاه اداري اشخاص متفاوت است بايد پذيرفت كه ميزان ساعات كاري افراد نيز متفاوت است

باشد. جرات روبه‌رو شدن با انتقادهاي كارمندان نتايج فراواني در پي دارد كه مهم‌ترين آن تثبيت رياست شما و نشان‌دهنده اعتماد به نفس‌ بالايتان است. حتي زماني كه به عنوان يك رئيس نمي‌توانيد در حل مشكل خاصي به كارمندتان كمك كنيد، صرف چنددقيقه وقت باعث مي‌شود كارمندتان از نظر ذهني به شما وفادارتر شده و شما را به عنوان تكيه‌گاهي براي خودش بداند.

 
۷. «ما هميشه به اين شيوه عمل كرده‌ايم.»

 
اين جمله تنها باعث مي‌شود راه براي نوآوري وابداع بسته شود. بهترين عبارتي كه مي‌توان در اين موقعيت استفاده كرد اين جمله است: «براي بهبود اين وضعيت شما چه راهي را پيشنهاد مي‌كنيد؟» بكار بردن جمله اول يعني اينكه شما به‌صورت غيرمستقيم به كارمندتان مي‌گوييد كه او نمي‌تواند و نبايد براي بهبود وضعيتي كه شركت در آن گير كرده است اظهارنظر كند. تنها وظيفه رئيس، مديريت كارمندان نيست بلكه تشويق كردن كارمندان به يافتن راه‌‌حل‌هاي خلاقانه براي حل مشكلات كاري يكي از مهم‌ترين وظايف يك رئيس كاربلد و فهيم است.

 
۸. «كاري كه انجام داده‌ايد وحشتناك است.»

 
مديران بايد انتظارات خود را به روشني براي كارمندان بيان كنند. بايد به كارمندان به صورت دقيق درمورد منابع، بودجه، مهلت انجام پروژه و حتي حمايت‌هايي كه مي‌توان براي يك پروژه لحاظ كرد توضيح داد. وظيفه مديران است كه از كارمندان بخواهند آنچه از آنها خواسته شده را تكرار كنند تا بفهمند به درستي متوجه جريان شده‌اند يا نه. اگر كارمندي در انجام كاري به صورت مكرر اشتباه مي‌كند، شايد آن كار با شرايط او همخواني ندارد يا دستورالعمل‌ها را به اشتباه دريافت كرده است. در هرحال تشخيص اين نكته برعهده يك نفر است: رئيس!

 
۹. «تو كودني. كارمندي بدتر از تو تا بحال نديده‌ام.»

 
خشم، درشت‌گويي و توهين و تحقير نيزه‌هايي هستند كه مستقيما قلب كارمند را نشانه مي‌گيرند. روسا بيش از همه بايد مراقب رفتار خود باشند و بافرهنگ و حرفه‌اي رفتار كنند. حقيقت اين است كه يك رئيس حتي نبايد جلوي كارمندش ناسزا بگويد، چه رسد به اينكه «به» كارمندش ناسزا بگويد. رياست چيزي است فراتر از دست‌ها را به كمر گذاشتن، چشم‌ها را بستن و دهان را بازكردن. به طور خلاصه بايد گفت كه يك رئيس بايد در انتخاب كلماتش به شدت دقت كند. درواقع مهار كلام بايد در دست‌هاي رئيس باشد.
 




برچسب ها : حقوق, كارمند, ديكتاتور, رئيس, تشويق, سپاسگذاري, حرفه اي, كاري, فرهنگ, هزينه ها, مخارج, شركت, شكايات, كارمند خوب, رياست

 

خیانتهای خانوادگی چیست؟

چقدر شایع است و چرا مردان و زنان، دست به خیانت می زنند؟ سهم زنان از این خیانت ها چقدر است ؟
یک مشاور خانواده معتقد است سهم مردان در خیانتهای زناشویی 80 درصد است و 20 درصد دیگر خیانتکاری را زنان در ایران انجام می دهند.
اصغر کیهان نیا اعلام کرده: "به نظر می رسد قبح خیانت در زنان جامعه ما بیش از مردان است، این موضوع تا جایی است که مراجعات نشان می دهد خیانت در میان مردان 80 درصد و در زنان 20 درصد است ."


این مشاور خانواده، دلیل خیانتهای زن و شوهری را تنوع طلبی ، طراوت طلبی ، امیال سرکوفته کودکی و نوجوانی و احساس محق بودن در مردان می داند و در خیانتهای مربوط به زنان نیز از "مقابله به مثل" خبر می دهد.


وی به مردان توصیه می کند به 5 نیاز اساسی زنان در زندگی زناشویی توجه کنند تا احتمال خیانتهای زنان کمتر شود. نیازهایی که این مشاور خانواده بر می شمارد استفاده از روش مناسب حرف زدن ، ابراز عشق و محبت ، هدیه دادن در مناسبت ها ، تامین نیازهای مالی، روحی و امنیت روانی زن است.

خیانتهای زن و شوهری: از روابط غیر اخلاقی تا چتهای اینترنتی
برخی رفتارشناسان، تعریف خیانتهای زن و شوهری را بسیار فراتر از چیزی می برند که عرف و قانون آن را می شناسد. از جمله منصور بهرامی عضو ارشد انجمن بین المللی تحلیل رفتار معتقد است: خیانتهای زندگی مشترک شامل خیانت عشقی ، خیانتهای اینترنتی و خیانتهای جنسی می شود.

به گفته این رفتارشناس، خیانت عشقی به رابطه پنهانی توام با پیوند احساسی و صمیمانه یک فرد متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نیست گفته می شود.


خیانت جنسی به رابطه نامشروع یک فرد متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نیست، گفته می شود و خیانت اینترنتی نیز به گفتگو و تبادل تصاویر و مشخصات فردی متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نیست از طریق چت و اینترنت اطلاق می شود.


مطابق این تعاریف، پدیده چند همسری ، خیانت محسوب نمی شود، هر چند به اطلاع همسر اول، رسیده نباشد!


چرا خیانت می کنند؟ هزار و یک دلیل دارد
برای خیانت های زن و شوهری، هزار و یک دلیل گفته اند، ولی سرگرمی و ریسک لذت بخش و مفرح را از مهمترین عوامل بروز خیانت می دانند.


با این همه، دلایل دیگری نیز برای خیانتهای خانوادگی مطرح کرده اند. از جمله: درک شدن ، دوست داشته شدن ، احساس آزادی ، استقلال ، سرگرمی و برآورده کردن نیازهای جنسی مولفه های پدید آمدن شروع یک خیانت است. ضمن اینکه نمی توان از پارمترهایی مانند تقویت اعتماد بنفس ، سلطه جویی ، تجربه تازه ، ماجراجویی ، القاء داشتن استحقاق و شایستگی ، رقابت و تنوع طلبی گذشت.

رفتارشناسان می گویند افراد خیانتکار معمولا به شکل غیر منطقی و با اتکا به یک شهوت کورکورانه شیفته فردی می شوند. آنها احساس می کنند بیشترین درصد تفاهم را با یکدیگر دارند و به همین خاطر فرد خائن خود را به مخاطره انداخته و به آب و آتش می زند که به وصال برسد. این نوع رابطه می تواند از چند هفته تا چندین سال بطول انجامد. اما پس از گذشت زمان هر دو نفر پی می برند، آنطور که تصور می کردند یکدیگر را نمی شناسند. در این نوع روابط معمولا فرد از همسر و یا شریک پیشین خود جدا می شود.




 

روابط عاشقانه را زنده نگهدارید

تحقیقاتی که در مورد «زندگی‌ زناشویی موفق» انجام شده نشان می‌دهد زوج‌های موفق وظایف روانشناختی خود را به خوبی انجام می‌دهند.


تحقیقاتی که در مورد زندگی‌ زناشویی موفق انجام ‌شده نشان می‌دهد زوج‌های موفق، وظایف روانشناختی زیر را به خوبی انجام می‌دهند:

- جدایی عاطفی از خانواده قبلی، البته نه به معنای غریبه شدن بلکه به معنای ایجاد یک هویت مستقل از والدین، برادر و خواهر.

- رابطه زناشویی خوب و محافظت از آن در مقابل مداخله‌گرهای کاری و تعهدات خانوادگی.

- با هم بودن بر اساس سهیم شدن در صمیمیت و فردیت به طور همزمان با حفظ مرزهای بین فردی در جهت آزادی هم.

- پذیرش مشتاقانه نقش والدی و اجازه ورود فرزند به زندگی.

- مقابله با بحران‌های اجتناب ناپذیر زندگی به کمک یکدیگر.

- تحکیم رابطه به هنگام رویارویی با مشکلات. زندگی زناشویی بایستی چون بهشتی امن برای زوج‌ها باشد، جایی که می‌توانند توانایی‌ها، خشم و تضادهای خود را بیان کنند.

- استفاده از شوخی و خنده برای زنده نگه داشتن زندگی و پرهیز از رخوت و تنهایی.

- تغذیه یکدیگر و ایجاد آسایش و توجه به نیازهای هم و همچنین حمایت و تشویق مداوم.

- زنده نگهداشتن روابط عاشقانه، ایده‌های عاشقانه ذهنی حتی زمانی که واقعیت تغییراتی را ایجاد کرده است.




 

برای آنكه زندگی زناشویی‌تان به خوبی پیش رود، بی‌خود به‌دنبال شگردهای معجزه‌آسا نباشید.
در عوض، می‌توانید از برخی از تله‌هایی كه احتمال دارد در درازمدت رشته‌های پیوند‌دهنده بین شما را سست و ضعیف كند، دوری كنید. در اینجا راهنمایی كوچكی در مورد عادات بدی كه كاملا باید كنار بگذارید ارائه می‌دهیم!


1- تلویزیون

تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شكی نداشته باشید! شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن كنید. هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی‌گذارد حواستان به یكدیگر باشد، از آن گذشته آن‌قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده‌اید كه وقتی به رختخواب می‌روید‌، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یكدیگر باخبر شوید. تنها چاره كار این است كه این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید! برای آنكه در این كار زیاد سخت‌گیری نكرده باشید‌، می‌توانید موافقت كنید كه در هفته‌، 4 شب تلویزیون خاموش باشد.

2- خانه‌نشینی

به خاطر تلویزیون و یا بنا به دلایلی، دیگر بیرون نمی‌روید! مگر درهای آن رستوران دنج و كوچكی كه آن‌قدر عاشق‌اش بودید‌، بسته شده؟ پس آن شب‌هایی كه با هم به سینما می‌رفتید و به بگومگوهای پرشور و حرارت می‌پرداختید چی شد؟ و حالا فقط ماهی یكبار آن‌هم فقط برای دیدن دوستان بیرون می‌روید و احتمالا آنها هم برای بازدید پیش شما می‌آیند. دیگر از گردش‌های دونفره و شب‌نشینی‌های رمانتیك خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به‌دست‌آورید و به اتفاق یكدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا كه به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده‌اید، از پولی كه برای مالیات آن كنار می‌گذاشتید، برای گردش و بیرون رفتن استفاده كنید!

3- ساعات اضافی

دیگر دیر از سر كار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلكه علاوه بر آن خستگی و عصبانیت‌تان را با خود به خانه می‌آورید‌ كه حقیقتا جز خوشایندی برای همسرتان نیست! تنها كافی‌است كه كار، تمام زندگیتان را به‌خود مشغول كند، به سرعت تنها موضوعی می‌شود كه از آن در خانه حرف می‌زنید. بس كنید! سعی كنید به حد كافی زود به خانه برگردید تا قبل از شام كمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آنكه توجه بیشتری به یكدیگر داشته باشید، هر ازگاهی كار را از یاد ببرید.

4- رسیدگی به وضع ظاهر

فكر نكنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشتركتان می‌گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی‌خیال شوید! دست از شلختگی و نا‌مرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نكنید، از ریخت‌و‌پاش‌كردن در خانه خودداری كنید و به‌خودتان برسید! همسرتان مطمئنا شما را همانگونه كه هستید دوست دارد، با این‌حال چرا سعی نمی‌كنید خود را به بهترین شكل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می‌دهید كه حضور او و تاثیری كه بر او می‌گذارید برایتان مهم است!

5- بی‌توجهی

یكی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها‌، بی‌توجهی است. در اینجا منظور از توجه كردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلكه تنها نگاه كردن به همسرتان است. زمانی‌كه همسرتان آرایشگاه رفته و یا كت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید؛ به‌خصوص زمانی‌كه او را شیك و زیبا می‌بینید و یا وقتی‌كه او با تعریف‌های بجا و مناسبش شما را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، از او تعریف كنید. زیرا تعریف و تمجید‌ها همیشه خوشایند هستند‌، اما تنها زمانی‌كه درست و بجا به‌كار برده شوند.

6- حسادت مفرط

دست از پاییدن و سین‌جین كردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترك براساس اعتمادی
دو جانبه بنا می‌شود. شك و بدگمانی‌های بیش از حد شما‌، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می‌دهد!

7- خانواده همسر

نه، مطمئنا تمام خانواده‌های همسر آنگونه كه در فیلم‌ها به‌صورت منفی نشان داده می‌شوند، نیستند. تفاهم بین همسر و خانواده شما اغلب می‌تواند گرم و صمیمانه باشد. اما نكته مهم آن است كه بدانید زمانی‌كه این تفاهم به حد كافی وجود دارد‌، چیزی را به همسرتان تحمیل نكنید. چنانچه احساس می‌كنید كه همسرتان از رفت‌وآمد‌های آخر هفته كم‌كم خسته می‌شود به او اصرار نكنید آخر هر هفته برای ناهار با خانواده شما باشد و البته این قاعده در مورد میهمانی‌های همكاران و دوستان قدیمی نیز صدق می‌كند.

8- نبود برنامه

تشكیل خانواده به معنای گذراندن زندگی بدون در نظر‌گرفتن آینده نیست. شما باید به اتفاق هم آینده‌تان را بسازید. از برنامه‌های كوتاه‌مدت (مكانی كه تعطیلات را در آنجا می‌گذرانید، خرید اتومبیل و...) گرفته تا برنامه‌های بزرگ‌تر (بچه‌دار شدن، عازم شهر دیگری شدن و...) بی‌درنگ در مورد آینده‌تان و اینكه چگونه با آن روبه‌رو می‌شوید فكر كنید. این عمل روابط شما را منسجم‌تر و شور و شوق پیش‌روی در زندگی را در شما شعله ور می‌كند!

9- سكوت

مطئنا عدم‌گفت‌وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از كمبود وقت و یا بی‌توجهی زن و مرد نسبت به یكدیگر است كه در بالا از آنها نام برده‌ایم. با این‌حال، معمولا گفت‌وگو میان زن و مرد صورت می‌گیرد، اما هیچ‌یك از طرفین به حرف‌های یكدیگر گوش نمی‌دهند... در این حالت، موضوعی را با هم مطرح كنید و سعی كنید حقیقتا حرف طرف مقابل‌تان را بفهمید. درصورت نیاز، بی‌درنگ از یك روان‌درمانگر كمك بگیرید.




وقتی طرف مقابلشان تو زرد از آب در می آید و درخواست نامشروعی از آنها دارد، چطور مقاومت کنند و رابطه را به پایان ببرند؟

شاید یکی از پررنگ ترین دغدغه های دخترانی که به نیت ازدواج با کسی آشنا می شوند، این باشد که...

حد و مرز روابط را چطور تعیین کنند؟

وقتی طرف مقابلشان تو زرد از آب در می آید و درخواست نامشروعی از آنها دارد، چطور مقاومت کنند و رابطه را به پایان ببرند؟

چه کنند که طرف مقابل را قانع کنند و در مقابل دام هایی که برایشان پهن شده چه جوابی بدهند؟


تحقیقات نشان داده که بسیاری از افراد، به این خاطر خویشتن داری را از دست می دهند که نمی توانند در برابر فشار روانی تقاضا برای ارتباط جنسی از طرف مقابل مقاومت کنند و با جدیت و صراحت نه بگویند. در این مواقع به احتمال زیاد طرف مقابل شما با زبان چرب و نرم حرف هایی می زند که ممکن است شما را به فکر فرو برد اما اگر از قبل برای هر کدام از این حرف ها جوابی آماده داشته باشید، می توانید به راحتی از دام ها فرار کنید.


می گوید: لمس کردن یکدیگر باعث رشد انسان هاست.

بگو: تو باید رشد کنی و اطلاعاتت را بیشتر کنی. من آن قدر پخته هستم که بدانم این کار، آرامش من و برنامه هایم (برای آینده) را خراب می کند.

می گوید: رفتار تو مثل یک بچه کوچک است...

بگو: اتفاقا رفتار من مثل آدم های باتجربه است. به اطرافت نگاه کن ببین ارتباط بدون مسئولیت پذیری و بدون برنامه چقدر جوان ها را بدبخت کرده است.

می گوید: تو کنجکاو نیستی. فکر می کنی به یک بار تجربه کردن نمی ارزد.

بگو: من درباره خیلی چیزها کنجکاو هستم؛ اما معنایش این نیست که بخواهم خودم قربانی بشوم، یا موش آزمایشگاهی باشم. هرچه باشد، امکان صدمه دیدن من هست؛ پس نمی ارزد.

می گوید: همه این کار را می کنند.

بگو: اولا خیلی ها خویشتن دار هستند، ثانیا بیشتر کسانی که تو می گویی، سرانجام سرشکسته و متأسف می شوند و ثالثا من همه نیستم و می دانم که چه کاری برای من صحیح است.

می گوید: برای اینکه دوستت داشته باشند، باید بیشتر جلو بروی.

بگو: من نمی خواهم برای دوست داشته شدن، اجازه بدهم کسی از من سوءاستفاده کند.

می گوید: ولی من دوستت دارم.

بگو: پس به تصمیم من احترام بگذار و احساسات مرا پایمال نکن.

می گوید: به من نشان بده که چقدر دوستم داری.

بگو: من با خویشتن داری و انتظار کشیدن تا روز ازدواج به تو نشان می دهم که چقدر دوستت دارم.

می گوید: کسی که چیزی نمی فهمد.

بگو: خودم و خدای خودم که این را می فهمیم.

می گوید: تو مرا علاقمند و حالا نباید این طور رهایم کنی؛ وگرنه رفتارت در حق من بی انصافی و غیرانسانی است. چطور وجدانت چنین اجازه ای می دهد؟

بگو: من هیجانات نابجای تو نیستم و نمی توانم به قیمت راضی شدن تو، خودم را به گناه و عذاب وجدان و سرزنش بیندازم و خلاف آنچه که به صلاح زندگیم هست عمل کنم. تو باید خودت را کنترل کنی.

می گوید: اگر قبول نکنی، دیگرانی هستند که با اشتیاق می پذیرند.

بگو: برایت متأسفم که مرا به خاطر این چیزها دوست داشتی؛ خوشحال می شوم که به سراغ دیگران بروی.




 

هیچ کس دوست ندارد ازدواج کند و بعد از مدت کوناهی طلاق بگیرد اما واقعیت این است که برخی از ازدواج ها از همان ابتدای کار شکست خورده هستند یا در بهترین حالت شانس کمی برای موفقیت دارند. این نوع ازدواج ها مشخصه هایی دارند که به عنوان زنگ خطر باید به آنها توجه کنید.
5 ازدواجی که بدبختتان می‌کند!

1 – ازدواج کاملا احساسی

ازدواج های احساسی و آنهایی که عشق با یک نگاه پایه و اساسشان است، شما را مستقیم به دادگاه خانواده می برند، مگر آنکه بعد از عاشقی، چشمانتان را خوب باز کنید و هر جا که لازم بود، نه طلایی زندگی تان را بگویید.


2 – جرو بحث هر روزه

اگر از همین دوران آشنایی و نامزدی، مرتب با هم جر و بحث دارید نگذارید کار از این بالاتر بگیرد. این زنگ خطری است که از اختلافات عمقی شما خبر می دهد. موضوع را با خانواده تان در میان بگذارید و از آنها بخواهید کمک تان کنند تا از یک ازدواج اشتباه رها شوید.

البته ممکن است همیشه دعوا و درگیری نباشد و شما احساس کنید همه حرف هایتان را به میل طرف مقابل می خورید و دارید کم کم مطابق میل او تغییر می کنید و بی هویت می شوید.


اگر برای این ازدواج می کنید که چشم فامیل را در بیاورید، یا از دختر و پسرهای فامیل عقب نمانید، اگر از انتخاب همسرتان هیچ انگیزه ای جز رو کم کنی از خواستگار قبلی ندارید یا می خواهید با دختر مورد علاقه تان نشان دهید اگر جواب رد داده، شما سراغ بهتر از او رفته اید، مطمئن باشید قدم در راه بدبختی تان برداشته اید!

3 – معیارهایی غیر منطقی

مثل چی؟ مثل رنگ چشم، قد و قواره خاص، پایگاه سیاسی یا رشته تحصیلی خاص (ولا غیر!)، اقامت خارج از کشور و مسائلی از این دست که بیشتر از توجه به باطن و شخصیت فرد به ظواهر او توجه دارد.

4 – چشم و هم چشمی

اگر برای این ازدواج می کنید که چشم فامیل را در بیاورید، یا از دختر و پسرهای فامیل عقب نمانید، اگر از انتخاب همسرتان هیچ انگیزه ای جز رو کم کنی از خواستگار قبلی ندارید یا می خواهید با دختر مورد علاقه تان نشان دهید اگر جواب رد داده، شما سراغ بهتر از او رفته اید، مطمئن باشید قدم در راه بدبختی تان برداشته اید!

5 – یک شروع دروغین

اگر از همین ابتدا بنای دروغگویی را گذاشته اید، درباره شغلتان، وضعیت خانوادگی تان، سلامتی جسمی و روحی خود و یا دارایی ها و تحصیلاتتان دروغ گفته اید بدانید بد راهی را شروع کرده اید. این راه مستقیم شما را به جمع مطلقه ها می برد. دروغ گفتن درباره معیارهای اصلی زندگی هم همین طور. مثلا این که برایتان مهم است همسرتان پوشش خاصی داشته باشد اما به او نمی گویید تا بعدا او را عوض کنید! یا می خواهید در شهر خاصی زندگی کنید و این را از ابتدا با همسرتان در میان نمی گذارید.




 

وقتی به خانه برمی گردید، قبل از هر کار نزد او بروید. از او درباره کارهایی که در طی روز انجام داده است؛ سؤال هایی مشخص بکنید، مثلاً بپرسید


آیا امروز به پزشکی که قرار بود مراجعه کنی مراجعه کردی ؟ به منظور بها دادن به خانم ها تقسیم وظایف کرده و مسئولیت انجام کار ها را به او واگذار کنید و پس از انجام دادن آنها از وی تشکّر کنید.


ـ مدت ۲۰ دقیقه با او وقت صرف کنید؛ در این زمان از خواندن روزنامه و یا انجام کارهایی که حواس شما را به آن جلب کرده؛


خودداری کنید، به مناسبت های ویژه و گاهی بدون دلیل مشخص به او شاخه گلی هدیه کنید و یا به مناسبت سال روز ازدواج و یا تولد هدیه ای برای همسرتان بخرید.


ـ از حالت چهره و طرز لباس پوشیدنش تعریف کنید، اگر ناراحت است به احساس او توجه کنید.


ـ وقتی خسته است، به او کمک کنید، اگر دیر به منزل می رسید به او تلفن کنید و دیر آمدن تان را به او اطّلاع دهید.


اگر احساساتش جریحه دار شده با او همدردی کنید. به او بگویید متأسفم که ناراحت هستی بعد سکوت کنید، بگذارید بداند که حال او را درک می کنید.

ـ برای این که ثابت کنید ناراحتی او تقصیر شما نیست، توضیح و راه حل ارائه ندهید.

ـ وقتی از خانه بیرون می روید از او بپرسید؛ آیا لازم است چیزی بخرم ؟ اگر پاسخ مثبت داد، حتماً کالای موردنظرش را خریداری کنید.

روزی چندبار به او بگویید تو را دوست دارم . وقتی از کسی ناراحت است، جانب او را بگیرید.

ـ به همسرخود محبّت کرده و در حضور دیگران به او احترام کنید.




 

آیا شما واقعا" عاشقید ؟
گرایش بین زن و مرد در نوع خود میتواند مفید یا مضر باشد . البته بیشتر ما حداقل یک بار در زندگی تمایل قوی را نسبت به فرد مخالف حس کرده ایم ، خوب! ، این حس در مورد روابط معمولی شاید بتواند موثر باشد ولی در مورد مسئله ی ازدواج اگر بخواهیم تنها با اکتفا به این تمایلات و بدون توجه به معیارهای دیگر روان شناسی ،تصمیمی بگیریم ، ویران کننده است ، چرا که نتیجه ای جز رنج ، ترس از آینده ، تحلیل انرژی و در آخر ، در فاصله زمانی کم دچار افسردگی و سرخوردگی می شویم ! ، در تنهایی و با صداقت کامل با خود به نکات زیر توجه کنید . مطمئنا" در آخر می توانید به این سوال پاسخ دهید که آیا شما واقعا" عاشق هستید یا ... ؟!:
یک تمایل و گرایش مفید چیست ؟ چطور می توانید بفهمید که شخص مورد علاقه شما همان کسی است که می خواهید ؟!
1-با او بسیار راحت هستید ، گویی که سالهاست او را می شناسید .
2-در بسیاری از موارد با یکدیگر هم عقیده هستید مثل باورهای فردی ، ارزشها، اهداف و فلسفه ی زندگی .
3-وجود حس تساوی با هم ، به طوری که هیچ کدام از شما دو نفر ، خود را برتر از دیگری نمی داند.
4-از امور روزمره یکدیگر آگاه هستید و در این روابط برای هم حس سرزندگی و شادابی روحی را به ارمغان می آورید.
5-با یکدیگر راحت هستید و احساس غریبی نمی کنید ، روز به روز شادی و صمیمیت بین شما بیشتر می شود.
6- روح و روان یکدیگر را با توجهات متقابل ، تحسین ، تایید و تمجیدها زنده می کنید و به این صورت است که زندگی رمانتیکی را تجربه خواهید کرد.
7-از اینکه اوقات بیشتری را در کنار هم باشید لذت می برید و از هم خسته نمی شوید !
8-همیشه نسبت به او گرایش دارید و این حس با هم بودن بیشتر و بیشتر می شود.
9-در همه حال برای پیشرفت یکدیگر تلاش می کنید ولی نه در آن حد که هر یک از شما احیانا" استقلال شخصی خود را از دست داده باشید!
10- در حفظ صمیمیت بیشتر رابطه و حل مشکلات زندگیتان در مقایسه با زوج هایی که بدون این حس و تنها بطور رسمی با هم ازدواج کرده اند ، موفق تر هستید.
11- با هم گرم ، قابل انعطاف ،صمیمی ، رئوف و دلسوز یکدیگر هستید و و هر دو بر آنید تا این این عواطف هر روز افزون شود.
12- براحتی از اشتباهات هم چشم پوشی می کنید و دوباره روابط شما به همان نزدیکی قبل باقی است .
13- احساس می کنید که متعلق به هم هستید ( البته این حالت نباید با احساس تحت کنترل بودن یا مالکیت همراه باشد) و دیگران شما را زوجی خوشبخت و جدانشدنی می دانند.
14- با گذشت ، فداکاری و بزرگ نکردن اشتباهات یکدیگر ، در کنار هم احساس امنیت می کنید و هیچ ترسی بابت از دست دادن هم ندارید .
15 – عواطف و امیال جنسی شما نسبت به هم بسیار قوی و غیر قابل اجتناب است.
16- نا خود آگاه احساسات و عواطف جنسی خود را نسبت به هم نشان می دهید و نه از روی عادت ، در این حالت است که امنیت روحی ایجاد می شود و خیال هر دو طرف بابت عدم وجود انحرافات اخلاقی در یکدیگر راحت است .
17- همیشه در دسترس هم هستید و می توانید روی وجود هم حساب کنید.
18- بین شما انرژی های مثبت زیادی است که حس اشتیاق به زندگی را افزون می کند .
19- با گذشت زمان روابط شما مستحکم تر شده است .
20- روابط شما طوری بر یکدیگر تاثیر داشته که اگر با خودتان رو راست باشید می بینید که شما شخصی بهتر و متفاوت نسبت به گذشته هستید.
امیدورایم پس از تمرکز روی مطالب فوق ، رابطه ای که در ذهن داشتید همانی باشد که خواستید ، در غیر این صورت بهتراست تجدید نظر کنید ، بدون شک قطع رابطه ی غلط با وجود وابستگی ، بسیار دردآور است ولی این درد بیشتر از رنجی نیست که با ادامه این رابطه مجبور می شوید تا آخر عمر تحمل کنید .

 




یادش بخیر چقدر حرص میخوردیم وقتی روز تعطیل رسمی با جمعه تداخل داشت ؟! . . . بچه های نسل امروز

هیچوقت رابطه نوار کاست رو با خودکار بیک نمیفهمن . . . ما بچه بودیم یه بازی بود به نام : « همه ساکت

بودند ناگهان خری گفت » … صد برابر پلی استیشن ۳ لذت داشت ! . . . بچه کـــه بــودیم یکی از تفریحات

سالم ما این بود: که پنکه رو خاموش میکردیم, یکم که سرعتش کم میشد, با انگشت پَره هاشو نگه

میداشتیم … .

 
. . یادش به خیر زمانی که راهنمایی بودیم یه دبیر داشتیم هر موقع از دست ما عصبانی میشد میگفت:

گوساله ها خجالت بکشید من جای پدرتون هستم! . . . یادش بخیر یه زمانی تو مدرسه با دوستمون هماهنگ

می کردیم که : تو اجازه بگیر برو بیرون منم ۲دقیقه دیگه میام! بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت

بیاد بعد برو….. من که حلالشون نمی کنم!!!!! . . . یه زمان از امتحانات که بر میگشتیم ، مامانمون میپرسید :

چند میشیی ؟؟؟ با صدای بلند داد می زدیم ۲۰ ! یادش گرامی باد ! ۱ دقیقه سکوت لطفا !!! . . . یادش بخیر

بچه بودیم اون موقع ها شماره ها روی تلفن نمی افتاد ! زنگ میزدیم مزاحم میشدیم یه بار زنگ زدم یه دختره

گوشی رو برداشت ، منم فوت میکردم ! دختره گفت ، خوب حالا من با فشار دادن یک دکمه ….. آقا ما هم از

ترسمون سریع قط میکردیم ! یه همچین اسگل هایی بودیم ما !!! . . . یادش بخیر قدیمـا رو عیدی فک و فامیل

حســـــاب باز میکردیم الانا خیلـــی بهمون لطف کنن ماچمون میکنن…! . . . والا ما بچه بودیم همش اون خانوم

مجری مهربونه بودا خانوم رضایی! میگفت: شما… مام میگفتیم: ما ؟ میگفت: بعله شما که نزدیک تلویزیون

نشستی ، یکم برو عقبتر بشین! مام میرفتیم عقب! بعد میگفت: یکم عقبتر! آقا مام تا نزدیکیهای در ورودی

میرفتیم عقب که نکنه لج کنه کارتون نشون نده ..! یعنی یه همچین اسکولای دوست داشتنی ای بودیم ما..! . 

. این روزا به بچه ها میگن “برو گم شو” میره تو اتاقش ، بعد بابا مامانه خودشون میرن منت کشی !!! قدیما به

ما میگفتن برو گم شو ، جا نداشتیم همینطوری مجهول بودیم الان کجا باید گم شیم !؟!؟!

یادش به خیر نوک مداد قرمزامونو زبون می زدیم که خوش رنگتر بشه یادش به خیر تو پنکه روشن می گفتیم

آآآآآآآآآآآ…. یادش به خیر واسه دیدن قسمت بعدی سریال ها باید یه هفته صبر می کردیم یادش به خیر دندون

دراکولایی ها که چراغ قرمز داشتن یادش به خیر سال های دور از خانه و اوشین و پا کوتاه و پا ریکال و پرین

(شایدم پریم ، از بچگی تا حالا توش موندم ) و وروجک و ممل و چوبین …طفلی بچه های امروز هبچ کدومو ندارن

جاش دی جی مون و امثالهم اومده یادش به خیر آرزومون بزرگ شدن بود و حالا… یادش به خیر الک دولک تو

کوچه و ترس از چوبی که ممکنه بخوره تو سرت یادش به خیر خروس جنگی و سبیل آتشین و آفتاب مهتاب و

لی لی و دزد و پلیس و… یاد و خاطر همه یاد ها گرامی باد   ……………….

کاش میشد بچگی رو زنده کرد ! کودکی شد , کودکانه گریه کرد !! شعر قهر قهر تا قیامت را سرود ! آن قیامت

که دمی بیشتر نبود! فاصله با کودکی هامان چه کرد ؟ کاش میشد بچگانه خنده کرد




برچسب ها : يادش به خير, دوران كودكي, خاطرات, خاطره كودكي, خاطرات دوران, دوران, خاطرات دوران كودكي, كودكي, اون روزا, اين روزا


صیـــــّاد دل ها

سپهبد شهید علی صیّاد شیرازی

شهید صیاد شیرازی ، امیر سرفراز ارتش اسلام با توانی شگفت و روحیه ای کم نظیر در سلسله عملیات پیروزمند ثامن الائمه ، طریق القدس ، فتح المبین ، بیت المقدس ، رمضان ، مسلم بن عقیل ، مطلع الفجر ، محرم ، والفجر 1، 2، 3، 4 ، ... خیبر و بدر فرماندهی نیروهای ارتش را بر عهده داشت و در 23 تیر 1365 به فرمان امام خمینی قدس سره به عضویت شورای عالی دفاع منصوب شد.

در متن حکم امام (ره) خطاب به آن شهید گرانقدر چنین آمده بود :

« برای فعال کردن هر چه بیشتر و بهتر قوای مسلح کشور ضرورت دارد از تجربه ی اشخاصی که در متن مسایل جنگ بوده اند، استفاده هر چه بیشتر بشود ؛ بدین سبب سرکار سرهنگ صیاد شیرازی و وزیر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تا پایان جنگ به عضویت شورای عالی دفاع منصوب می نمایم » .

با توجه به مسؤولیت خطیر شهید صیاد شیرازی در شورای عالی دفاع ، بنا به درخواست ریاست آن شورا و موافقت امام خمینی قدس سره ، شهید بزرگوار در مرداد 1365 در شورای عالی دفاع مشغول انجام وظیفه شد و مسؤولیت فرماندهی نیروی زمینی ارتش به سرتیپ حسنی سعدی واگذار گردید.

حضرت امام خمینی قدس سره در حکم فرمانده جدید نیروی زمینی ارتش پیرامون خدمات شهید سرافراز ارتش چنین فرمودند :

« با تقدیر از زحمت های طاقت فرسای سرکار سرهنگ صیاد شیرازی که با تعهد کامل به اسلام و جمهوری اسلامی در طول دفاع مقدس از هیچ گونه خدمتی به کشور اسلامی خودداری نکرده و امید است در آینده نیز در هر مقامی باشد، موفق به ادامه ی خدمت های ارزنده خود بشود... »

شهید سپهبد صیاد شیرازی در 18 اردیبهشت 1366 از سوی حضرت امام قدس سره به دریافت درجه ی سرتیپی نایل آمد. امیر شجاع ارتش اسلام در مهر 1368 بنا به درخواست رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و با موافقت و حکم فرماندهی معظم کل قوا به سمت معاونت بازرسی ستاد کل و در شهریور 1372 به سمت جانشین ریاست ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شد.

شهید شجاع و ارجمند ارتش جمهوری اسلامی ایران در 16 فروردین 1378 همزمان با عید خجسته ی غدیرخم به درجه سرلشکری نایل آمد و چند روز بعد ، با افتخار شهادت به درجه سپهبدی ارتقا یافت.

شهید صیاد شیرازی پس از دریافت درجه سرلشکری خطاب به خانواده اش می گوید :

بسیار شاد و خرسندم

البته نه به خاطر دریافت این درجه بلکه به خاطر

رضایتی که امید دارم امام زمان (عج) و مقام معظم رهبری از من داشته باشند.

مقام ، درجه و اسم و رسم در نظر من هیچ جایگاهی ندارد .




برچسب ها : شهید صیّاد شیرازی, شهدا, كميل, گردان كميل, صياد, صياد شيرازي, علي صياد, علي صياد شيرازي



« وقتی شهید محمد جهان آرا گریه کرد »

 

آن شب به مقرمان در مدرسه رفتیم و پس از اقامه نماز و سجده شکر ، بچه ها دور هم نشسته و مشغول تعریف شدند :

- دیدی چطور ... ؟

- من اون ور خیابون ...

- تو ...

بعد از شام خسته و کوفته افتاده بودیم که یکی از بچه ها از راه رسید و گفت : محمد دوربند (اسم محلی خرمشهر) خالیه ! هیچ کس اونجا نیست. همه ول کردن اومدن. دشمن راهش رو بکشه بیاد هیچ نیرویی نیست که جلوشونو بگیره !

بچه ها خسته بودند و من خجالت کشیدم به آنها بگویم که بروند نگهبانی بدهند. دیگر توانی برایشان نمانده بود. ناچار سوار ماشین شدیم و به آتش نشانی رفتیم. همیشه عده ای از بچه های شهر آنجا بودند و گاهی پیش می آمد که از آنها نیرو می گرفتیم .

به محض پیاده شدن ، شهردار شهر ، برادرم و سید را دیدم که نشسته بودند. جریان را به آنها گفتم. گفتند : نیرو نداریم. با نگرانی و التهاب به مدرسه برگشتم تا شاید نیرویی جمع کنم . اما ای کاش به مدرسه نرسیده بودم . مدرسه صحرای کربلا شده بود و بچه ها در خون می غلطیدند. همان بچه هایی که آن روز لشگر رزمی عراق را آن چنان شجاعانه از شهر بیرون کرده بودند. ستون پنجم مقر بچه ها را به دشمن گزارش داده بود و عراقی ها همان شب ساعت نه و نیم مدرسه را زیر آتش سنگین گرفته بودند. بچه ها زخمی و خون آلود در گوشه و کنار افتاده بودند.

به سختی اطراف را می دیدم. با برخورد پایم به صندلی یکی از بچه ها دچار شک شدیدی شدم. ناگهان غلام آبکار را دیدم که با بدنی مجروح پیش آمد . با گریه گفتم : غلام تویی ؟ غلام دیدی بدبخت شدیم ؟ دیدی بهترین بچه هامون رفتن ؟

چشمم به جنازه ی محمد تقی محسنی فر افتاد. کسی که آن روز آنچنان شجاعانه جنگیده بود حالا نیمی از بدنش را می دیدم که از نیمه دیگر جدا شده بود. بی هدف در خیابان راه می رفتم. نمی دانستم به کجا می روم. در افکار و خاطرات گذشته ام غرق شده بودم که به طالقانی رسیدم. از آنجا به چهل متری رفتم . در گوشه خیابان نشسته بودم که ناگهان به ذهنم رسید سری به بیمارستان بزنم و از حال بچه ها باخبر شوم. ماشینی با سرعت می آمد . فریاد زدم : ایست ! سرنشینان آن دستی تکان دادند و رد شدند .

ماشین بعدی توقف کرد و من با عجله به طرفش دویدم. جلوتر که رفتم یکی از آنها را شناختم . محمد جهان آرا بود .

به محض دیدن او مانند کودکی که ظلم زیادی به او شده باشد و با دیدن پدرش گریه اش بگیرد بغضم ترکید و اشکهایم جاری شد :

محمد دیدی بدبخت شدیم ؟ دیدی گلهامون رفتن ؟ دیدی دیگه هیچ کس را نداریم ؟ دیدی یتیم شدیم ؟

محمد مرا در آغوش گرفته بود و گریه می کرد :

ناراحت نباش ! ما خدا را داریم ! تو ناراحت نباش ما امام خمینی را داریم !

 

برای اولین بار بود که گریه کردن جهان آرا را می دیدم .

آن روز دهم مهر بود .

هنوز مصائب زیادی بود که آغوششان را به سوی ما باز کرده بودند .

 

« خداوندا ! ما را مدیون خون شهدا نمیران »

 




برچسب ها : شهید محمد جهان آرا, جهان آرا, شهدا, شهيد, كميل, گردان كميل, زندگينامه, شهيدان



زندگينامه سردار گمنام خطه ی غيور خيز آذربايجان ، شهيد حميد باکری

شهيد حميد باكري در پاييز سال ۱۳۳۳ "ه‌.‌ش‌" در شهر اروميه ديده به جهان گشود‌. در سن دو سالگي مادرش را در يك حادثه تصادف از دست داد و با خانواده‌اش پيش عمه‌اش زندگي كرد و در اصل عمه‌اش نقش مادر را براي او بازي مي‌كرد‌.
در دوران مدرسه‌اش ساواك برادر بزرگترش را به شهادت رساند‌. به همين علت از جانب پدر براي فعاليت‌هاي سياسي محدوديت داشت‌. بعد از اتمام دوره متوسطه به سربازي رفت و در دوران سربازيش بيشتر با حقايق اطراف آشنا شد و بعد از اتمام سربازي به كمك مهدي و يكي ديگر از دوستانش به دانشگاه راه پيدا كرد‌.
فعاليتهاي انقلابي و مذهبي خود را گسترده كرد‌. او براي محكم‌تر كردن پايه‌هاي اعتقاديش و به سبب مشكلاتي كه در ايران برايش به وجود آمده بود تصميم گرفت از كشور خارج شود، ابتدا به تركيه رفت اما با ديدن وضع آن جا و وضع دانشجويان دانشگاههاي تركيه شروع به مكاتبه با پسر دايي‌اش در آلمان كرد‌. و بالاخره شهر "آخن‌" پذيراي حميد شد‌. بعد از مدتي شنيد كه امام خميني‌(ره‌) به پاريس تبعيد شده‌اند، لذا پس تصميم گرفت كه بدون واسطه صحبتهاي امام را بشنود‌. او كم كم شروع به حمل اسلحه كرد و سلاح‌ها را تا مرز ايران و تركيه مي‌آورد و بقيه به عهده مهدي بود‌.
حميد براي پيروزي انقلاب به ايران آمد و در تظاهرات مردمي شركت مي‌كرد تا اينكه انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد‌. بعد از پيروزي حميد به عضويت سپاه پاسداران اروميه درآمد و بعد از مدتي به فرمان امام كه مبني بر تشكيل بسيج بود، مسئول بسيج استان شد و همسرش هم مسئول بسيج خواهران‌.
كم‌كم اروميه داشت حال و هواي قبل از پيروزي را فراموش مي‌كرد و همه چيز رنگ و بوي انقلابي گرفته بود‌.
در يكي از نماز جمعه‌ها حضرت آيت‌الله خامنه‌اي فرمان آزادسازي سنندج از دست ضد انقلابيون و دموكراتها را صادر كردند، حميد هم ۱۵۰ نفر از بچه‌هاي سپاه را براي مقابله با ضد انقلابيون به سنندج برد‌.
سنندج و مهاباد آزاد شد و حال نوبت بازسازي بود، حميد مسئول كميته برنامه جهاد شد و تصميم بر بازسازي داشت‌. بعد از اينكه جنگ شروع مي‌شود حميد بودن درجبهه‌ها را به فعاليت پشت ترجيح جبهه مي‌دهد‌.
اما حضور حميد در همه جا لازم بود چون نيروي فعال و مخلصي بود‌. در سال ۶۰ خدا "احسان‌" را به او داد‌. پس حال علاوه بر مسئوليتهايش بايد معلم خانواده نيز باشد‌. پس خانواده را همراه خود به اهواز مي‌برد‌. عملياتها شروع مي‌شود‌. حميد در عملياتهاي زيادي شركت مي‌كنند‌. از جمله : فتح‌المبين‌، بيت‌القمدس‌، رمضان‌، والفجر مقدماتي‌، والفجر چهار، و غيره‌، اما آخرين عملياتي كه حميد در آن حضور داشت "خيبر" بود‌. آقا مهدي زنگ زد و حميد را به حضور در جبهه فرمان داد‌.
حميد هم از خانواده خداحافظي كرد‌. رفت و حاج مهدي معاونانش را به همه معرفي مي‌كند‌. اولي حميد باكري و دومي مرتضي ياغچيان‌. حميد باكري در حال حفاظت از پل جزيره مجنون از دست عراقيها به شهادت مي‌رسد و ياغچيان مسئوليت او را به عهده مي‌گيرد اما چندي بعد او نيز شهيد مي‌شود اما جزيره مجنون حفظ مي‌شود‌.




برچسب ها : شهيد حميد باکری, شهدا, زندگينامه شهدا, شهيد, باكري, كميل, گردان كميل



روز غم‌انگیز


من یک بار به حال شما گریه کردم و هزار بار به حال خودم، و در این جنگ ناخواسته به اندازه هزار سال بزرگ شدم. من بیش از بیست و پنج سال ندارم ولی جنگ با تمام نکبتی که برای ما دارد، تجربه و پختگی انسان را به طور معجزه‌آسایی بالا می‌برد. آنچه بنده عرض می‌کنم برای شما افسانه نیست. جنگ برای کسانی افسانه و داستان است که بوی باروت با شامه آن‌ها آشنا نیست.


بوی باروت مردساز است و زخم گلوله در تن انسان بیش از صد نشان و مدال ارزش دارد. اما همه این ارزش‌ها برای رزمندگان اسلام است. زخمی که می‌تواند شفیع باشد، در روز موعود، زخمی که برای خدا در پوست و گوشت آدم جا باز کرده باشد، نشانه جاودانگی است اما من این سعادت را نداشتم و آن‌قدر در تنگنا و حسرت بودم که تنها آرزویم تمام شدن جنگ بود یا اسیر شدن به دست نیروهای شما.

من کشور شما را یک کشور اسلامی می‌دانم و احساس غرور می‌کنم که بگویم در ایران اسلامی اسیر هستم. احساس غربت نمی‌کنم اما از این‌که ناخواسته به جنگ شما آمده بودم احساس شرم می‌کنم. اصلاً دلم نمی‌خواست در این جنگ کوچک‌ترین آسیبی ببینم و این ننگ را تا ابد برای خودم حفظ کنم و مردنم در جهت تحقق امیال شیطانی و حیوانی شخص صدام حسین باشد. حیات حقی است که خداوند به من عطا فرموده و باید در راه او صرف کنم نه در راه جنگ‌افروزی که بساط شیاطین را می‌خواهد رونق ببخشد.
متأسفانه من روزهای بسیار سختی را در جبهه‌ها گذرانده‌ام. بعضی از این روزها شاهد حوادثی بوده‌ام که هرگز قادر به فراموش کردنشان نیستم و به عنوان یک مسلمان مادامی که زنده‌ام یک گوشه از قلبم در سوگ عزیزان شما افسرده است.
شما شاید نام سرهنگ طالع الدوری را شنیده باشید. او فرمانده لشکر نهم عراق است. من در تیپ ... واحد تانک این لشکر خدمت می‌کردم و فرمانده یگان تانک بودم. این سرهنگ یکی از مهره‌های مزدور و کثیف شخص صدام حسین بود.

او جنایت بی‌شمار را در ایران مرتکب شده است، به خصوص در اوایل جنگ. خودم ناظر یکی از این جنایات هولناک بودم و دیگری را یک افسر دیگر برایم تعریف کرده است. او از دوستان من است. البته او افسر بسیار خوبی است و دو درجه از من بالاتر است و خوشبختانه او هم اسیر شده و زنده است.

دقیقاً هفته‌های اول جنگ بود. چند روستای سوسنگرد ـ ما این شهر را خفاجیه می‌نامیم ـ توسط واحدهای این لشکر، یعنی لشکر نهم، به فرماندهی سرهنگ طالع الدوری، به اشغال کامل درآمد. در یکی از این روستاهای اشغال شده که قسمتی از آن ویران شده بود هنوز عده‌ای از سکنه بودند. وقتی به این روستا رسیدیم و مستقر شدیم با سکنه کاری نداشتیم زیرا بسیاری از آنها افراد مسن و از کار افتاده بودند و جوانی در این دهکده نبود.

بیشتر پیرزن‌ها و پیرمردها و تعداد زیادی، بیش از حد معمول، کودک بودند. می‌دانید که عرب‌ها پراولادند. سکنه این روستا بسیار وحشت‌زده بودند. حضور ما آنها را ترسانده بود. ما بسیار کم احتمال می‌دادیم که خطری از جانب این سکنه بیچاره تهدیدمان کند و لذا کاری به کارشان نداشتیم.

این وضع تا روزی که سرهنگ طالع الدوری به این روستا نیامده بود برقرار بود. اما روزی که سرهنگ وارد روستا شد و اهالی روستا را دید دستور داد همه آنها در میدان روستا جمع شوند ـ همه، از مرد و زن و کوچک و بزرگ، حتی یک نفر هم غایب نباشد. حدود چهل و پنج نفر از پیرزن و پیرمرد و کودک و حتی مادرانی با طفل شیرخوار در بغل در میدان نیمه ویران جمع شدند. سرهنگ طالع الدوری دستور داد همه آنها همان‌جا که هستند بنشینند روی زمین، آنها با ترس و لرز نشستند. سرهنگ گفت جمع‌تر بشوند شدند. چندتایی همدیگر را بغل کرده بودند. پیش خودم فکر کردم سرهنگ می‌خواهد برای آنها خطابه‌ای بگوید؛ ولی عجب ساده بودم. افراد خودی دور تا دور میدان را خلوت کرده بودند. یک تانک در دهانه ورودی میدان و سرهنگ هم در کنار آن ایستاده بود. می‌دانید چه شد؟ سرهنگ طالع الدوری فرمان آتش صادر کرد و این جمع روستایی غیرنظامی و بی‌گناه و بی‌پناه با تیر مستقیم تانک تکه‌تکه شدند.


روز غم‌انگیزی بود و منظره‌ای وحشتناک گرد و غبار و دود زیادی به هوا بلند شد و تکه‌های بدن آنها هر کدام به طرفی پرتاب شد و خون میدان سرخ کرد. منظره جان کندن ندتایی از آنها هنوز در نظرم زنده است. آن روز گریه کردم ـ دور از چشم سایر نظامیان. اما می‌شد کسی را یافت که ناظر این جنایت هولناک تاریخی باشد و احساس سرور کند؛ سرهنگ طالع الدوری که این جنایت یکی از افتخارات اوست. من قبلاً شنیده بودم که برای این سرهنگ، اسیر جنگی معنا و مفهومی ندارد ولی باور نداشتم، تا این‌که دیدم و باور کردم.

خدا لعنت کند او را.





برچسب ها : روز غم‌انگیز, خاطرات جنگ, دفاع مقدس, جنگ ايران, خاطرات افسران, عراق, جنگ عراق, هشت سال, بر عليه ايران, كشتار, حملات عراق, حمله به ايران, جنگ با ايران



جنایتی هولناک درسوسنگرد


من جزو اولین سربازان عراقی بودم که پایم به آسفالت خیابانهای سوسنگرد رسید. دو واحد کماندو و پنج تانک اولین نیروهایی بودند که وارد شهر نیمه ویران سوسنگرد شدند و آن فجایع را به بار آوردند که می‌دانید.


وقتی وارد خیابان اصلی سوسنگرد شدم اولین منظره‌ای که دیدم تنم لرزید و از خودم نفرت پیدا کردم. خودم را حیوان درنده‌ای می‌دیدم که به گله‌ای هجوم برده باشد.


در مدخل شهر بودیم که چند پاسدار از شما را دیدم که برق‌آسا خودشان را در پس کوچه‌ای مخفی کردند و در برابر ما به مقاومت پرداختند. دود و غبار از گوشه و کنار شهر بلند بود و صدای انفجار و شلیک لحظه‌ای قطع نمی‌شد.

کماندوهای ما وحشیانه به شهر ریخته بودند و هر کاری که برای ویرانی و کشتار می‌توانستند می‌کردند. در همان خیابان اصلی خانواده کوچکی را دیدم که گریان و سراسیمه بودند. دست چپ طفل پنج‌ ساله‌شان که در آغوش مادر بود از بازو ترکش خورده بود و خونریزی داشت. طفل گریه می‌کرد. مادر و دختر به هر طرف که می‌دویدند با نیروهای ما مواجه می‌شدند یا نفجار خمپاره‌ای آنها را به زمین می‌چسباند.


وقتی آنها را این‌طور مستأصل و بیچاره دیدم، خودم را به آنها رساندم و به مادر که حدود چهل و پنج سال داشت و لباس کاملاً اسلامی پوشیده بود گفتم: من شیعه و اهل کربلا هستم. از من نترسید. به من اعتماد کنید و بگذارید پسر کوچک شما را به یگان بهداری برسانم تا زخمش را مداوا کنند.
اما آنها به من اعتماد نکردند و از من خواستند از آنها دور شوم. سرانجام با اصرار زیاد توانستم اعتماد مادر را جلب ولی دخترش که تقریباً هجده ساله بود و او هم مانند مادرش لباس اسلامی به تن داشت قبول نکرد و گفت: لازم نیست عراقی‌ها مار ا معالجه کنند.

اضافه کرد: اگر شما می‌خواستید ما را معالجه کنید پس چرا این‌طور وحشیانه به شهر ما هجوم آوردید؟

جوابی نداشتم و نمی‌دانستم چه باید بگویم ولی دلم می‌خواست برای آنها کاری انجام بدهم زیرا در آن لحظات خودم را به دشت گناهکار احساس می‌کردم.


در همین اثنا یک لندکروز فرماندهی وارد خیابان شد. وقتی ما را دید نگه داشت پنج نفر شخصی داخل آن بودند که من آنها را می‌شناختم. اهل سوسنگرد بودند. برای ما جاسوسی می‌کردند، همیشه با فرمانده لشگر یا تیپ دیده می‌شدند. یکی از آنها پایین آمد و تقریباً با زور مادر و دختر و طفل مجروح را سوار لندکروز کردند و از شهر خارج شدند. من به طرف نیروهای خودمان در آن سوی خیابان رفتم. از پنجره خانه‌ای نارنجک پرتاب شد که پنج نفر را زخمی کرد.

در بین ما گروهبان سومی بود به نام عبدالامیر هشام اهل ناصریه او گفت برویم داخل آن خانه به اتفاق داخل کوچه شدیم و رفتیم به آن خانه، در یکی از اتاق‌ها کنار پنجره، پیرمردی روی صندلی نشسته بود که یک پا نداشت، اتاق در هم ریخته و تاریک بود. در آن لحظات پراضطراب اولین چیزی که در پیرمرد جلب نظر می‌کرد شال سبزی بود که دور گردن داشت. فکر کردم حتما سید است حدود پنجاه و پنج سال داشت. گروهبان عبدالامیر داخل اتاق شد.

پیرمرد با چشمان پرجذبه‌ای نگاه می‌کرد من می‌ترسیدم. گروهبان عبدالامیر جلوتر رفت و مقابل پیرمرد ایستاد پیرمرد یکریز نگاهش می‌کرد. گروهبان عبدالامیر کلاشینکف خود آهسته بالا آورد و دهانه لوله را روی سینه پیرمرد جابه‌جا کرد من پشت گروهبان بودم. احساس کردم که هر دو چشم در چشم هم دوخته‌اند و دیدم که ذره‌ای ترس و واهمه در پیرمرد نیست برای یک لحظه همان‌طور ماندند و ناگهان پنج‌ یا شش گلوله کلاشینکف عبدالامیر در سینه پیرمرد نشست و پیرمرد در میان دود باروت از روی صندلی به زمین غلتید و در همین حال شال سبز از گردنش باز شد و توی خون افتاد.

از ترس لب و دهانم خشک شده بود. بعد از این جنایت به سرعت از خانه خارج شدیم. هنوز نیمی از کوچه را طی نکرده بودیم که یکی از پاسدارهای شما را روی پشت بام روبروی کوچه دیدم. گروهبان عبدالامیر هم دید و تا خواست به طرف او شلیک کند گلوله‌ای از پاسدار شما روی پیشانی او نشست و مغزش را به در و دیوار و حتی به لباس‌های من پاشید و تکه‌هایی از سر او را که مو هم داشت وسط کوچه پخش کرد.

من خودم را روی زمین انداختم و سینه‌خیز از کوچه خارج و به افراد خودمان ملحق شدم کمی که آرام گرفتم احساس کردم در این چند ساعت دیوانه شده‌ام و اصلاً حال طبیعی ندارم. هر کجا را که نگاه می‌کردم جسد بود و خون و دود. شهر هر لحظه ویران‌تر می‌شد.

از همه مهم‌تر روی دیوارها و در خانه‌ها با عجله نوشته بودند «اما نه ا... ورسوله» و داخل خانه‌هایی که من دیدم قرآن و نهج‌البلاغه و کتاب‌های اسلامی فراوان بود در حالی که صدام می‌گفت که شما ایرانی‌ها آتش‌پرستید. پس این همه نشانه از اسلام برای چه بود؟ فهمیدم که فریب خورده‌ام و به جنگ شیعه‌ها آمده‌ام در حالی که خودم و شیعه و اهل کربلا هستم ـ کربلایی که رزمندگان شما و امت اسلامی شما شیفته زیارت آنند ـ در همان روز اول ورود به سوسنگرد سربازان و افراد خودمان را دیدم که چگونه اموال مردم سوسنگرد را تاراج می‌کردند.

گروهبان سوم فاضل سمچ اهل کوت موتورسیکلتی از حیاط خانه‌ای برداشت و فردای آن روز دیوانه شد. او حالت عجیبی پیدا کرده بود. یک ساعت می‌خندید، یک ساعت گریه می‌کرد، یک ساعت به سر و روی خود می‌زد. بعد دیگر نفهمیدم چه بلایی به سرش آمد. گروهبان دوم شهید جبار اهل کربلا طلا برداشت و در خود سوسنگرد کشته شد. گروهبان دوم دیگری طلای زیادی برداشت و آنها را در یک کیسه پلاستیکی ریخت و زیر بلوزش پنهان کرد. وقتی در سرپل ذهاب حمله کردیم اولین نفری که از ما کشته شد او بود.


گروهبان یکم دیگری به نام کریم فاضل اهل دیوانیه قبل از حمله به من گفته بود: شنیده‌ام سوسنگرد زنان و دختران زیبایی دارد. اگر داخل شهر شدیم اولین کاری که می‌توانیم بکنیم... .
خدا شاهد است که به او گفتم: اگر تو این کار را بکنی کشته می‌شوی.


او را از این کار منع کردم. بعد از دو روز من از سوسنگرد فرار کردم و به خانه آمدم و چهار ماه فراری بودم. دیگر نمی‌دانم چه اتفاقی در آنجا افتاد ولی شنیدم به عده‌ای از زنان و دختران سوسنگردی تجاوز کرده و بیشتر آنها را کشته‌اند.

راوی: یکی از اسرای عراقی




برچسب ها : خاطرات رادفين, خاطرات, رادفين, صدام, خاطرات جنگ, دفاع مقدس, جنگ ايران, خاطرات افسران, عراق, جنگ عراق, هشت سال, بر عليه ايران, كشتار, حملات عراق, حمله به ايران, جنگ با ايران



اعدام شیرزن ایرانی


خودروهای نظامی و غیر نظامی، در حال انتقال افراد به سوی جبهه بودند. جنگ تحمیل‌شده به ایران را حزب بعث در بوق تبلیغاتی خود، جبهه شرف می‌نامید. همه در مسیرهای تعیین‌شده برده می‌شدند و در مسلک صدامی هیچ کس حق سؤال کردن نداشت. چه بسا سرنوشتی همچون کسانی که ماشین‌های زباله حمل می‌کنند و به نزدیکی بغداد جدید برده می‌شوند، داشته باشیم!


مردم بغداد، بی‌خبر، مشغول خوردن و نوشیدن بودند و هزاران جنازه توسط خودروهای مخصوص حمل در کاظمین طواف داده می‌شد و مردم از آنچه می‌گذشت، بی‌خبر بودند. من به عنوان یکی از افسران اطلاعاتی استخبارات عراق، به جاهای مختلف سرمی‌زدم. اوایل جنگ بود و صدام با منطق زور خط و نشان می‌کشید و می‌گفت: اگر ایرانی‌ها حقوق ما را محترم نشمارند، به زودی بمب‌های شیمیایی را به کار می‌برم!


هواپیماهای ما هر چند مدت یک بار، به عمق خاک ایران تجاوز کرده، مناطقی را بمباران می‌کردند. ایرانی‌ها نیز در پاسخ حملات هوایی ما، جنگنده بمب‌افکن‌های خود را به عمق عراق می‌فرستادند و با کمال شهامت، تنها مواضع نظامی را هدف قرار می‌دادند و به منازل و مناطق مسکونی و مزارع حمله نمی‌کردند؛ در حالی که خلبانان ما اغلب برای بمباران مناطق مسکونی و بازارها و مزارع، به خاک ایران تجاوز می‌کردند. من هر بار که با خلبانان عراقی دیدار و گفتگو می‌کردم، در این مورد با صراحت اقرار می‌کردند و حتی می‌گفتند: (جناب رئیس جمهور، بمباران مناطق و بازارها را مورد تأکید قرار می‌دهد و در حضور فرمانده نیروی هوایی گفته است که بمب‌های آتش‌زا را به کار ببرید.)


برای یک مأموریت اطلاعاتی عازم جبهه‌های جنوب شدم. سرهنگ ستاد (مضرالخزرجی) نیز همراهم بود. ما مأموریت داشتیم که اوضاع جبهه‌های ایران را بررسی و گزارش لازم را تهیه کنیم. در آن موقع، ما قسمتی از خاک ایران، از جمله خرمشهر را در اشغال خود داشتیم و شهر آبادان در محاصره ما بود. نیروهای ما در منطقه کاملاً تقویت و پشتیبانی می‌شدند و در پشت آنان، پست‌های امنیت برای جلوگیری از فرار نیروها مستقر بود.


وقتی سرهنگ ستاد (حمدالحمود) فرمانده لشگر سوم را ملاقات کردم، در طی صحبت‌هایش گفت: (تعداد زیادی از مردم غیرنظامی ایران، در منطقه دستگیر شدند و به علت مخالفت آنان با اشغال شهرشان همه را اعدام و با خانواده‌هایشان در زیر خاک دفن کردیم. بنابراین در هنگام ورود ما به خاک ایران، مردم غیرنظامی، در انتخاب یکی از دو راه قبول سلطه ما یا اعدام مختار بودند.) سرهنگ ستاد (ساجت) فرمانده تیپ سی و سه نیروهای مخصوص به من گفت: (تیپ ما بیش از سی خانوار ایرانی را که مخالف اشغال شهرشان بودند، اعدام دسته‌جمعی کرد!)


مسافت‌های طولانی جبهه را طی می‌کردم و مواضع دفاعی و استحکامات ایجاد شده را نظاره می‌کردم. خزانه عراق برای مخارج جبهه جنوب کاملاً باز بود؛ زیرا به اعتقاد صدام، جنگ بیش از دو ماه طول نمی‌کشید و به همین دلیل، ساختمان فرمانداری عراق در شهرهای اشغال‌شده، در حال ساخته شدن بود و نقشه خیابان‌ها و کوچه‌ها و نصب فواره‌ها در دست تهیه بود. مقر لشکر ششم، به صورت ساختمان کامل ساخته شده بود و در هویزه نیز قصد ماندن داشتیم. به همین خاطر، دست به انجام چنین کارهایی زده بودیم.


فرمانده لشکر ششم، در مقری که ساخته بود، شب‌ها مشغول ظلم و فساد و عیاشی بود. خانواده‌ها و جوانان را به آنجا می‌آوردند، محاکمه می‌کردند و سپس رد اتاق‌های دربسته آنان را می‌کشتند. در یکی از روزها به صورتی که مطلع نشوند، مأموران و دستگیرشدگان را تعقیب کردم و دیدم که گروهی از نوجوانان را به سوی قتلگاه می‌برند. مسئول استخبارات که آنان را محاکمه می‌کرد، در پشت میزش نشسته بود و به او گفتند: گروهی از افراد خمینی را آورده‌ایم.
وی با یک اشاره گفت: طبق ضابطه معمول اقدام کنید.


بلافاصله آنان را به اتاق شکنجه بردند و با وسایل مختلف شکنجه، مخصوصاً سیم‌های برق و شوک‌های الکتریکی، آنان را عذاب داده، کشتند. این جنایات را با چشم خودم در مقر لشکر ششم و لشکر یازدهم دیدم.
قسمتی از روستاهای کنار رود کارون، محل استقرار یک لشکر کامل بود و ظاهراً مردم بومی آن، جانب ارتش ما بودند؛ لذا تأمین مواد غذایی و موارد مورد نیازشان، به عهده ارتش عراق بود. کدخدای روستا را خواستم و نظرش را در مورد اشغال خاک وطنشان پرسیدم. پاسخ داد: ما به یک حکومت از قومیت خودمان نیازمندیم!


به نظر می‌رسید که این شخص دروغ می‌گوید و می‌خواهد ما را بفریبد؛ زیرا گزارش‌هایی به دستمان رسیده بود که او شب‌ها مخفیانه به خارج از روستا می‌رود. از او پرسیدم: آیا صدام را دوست داری؟
پاسخ داد: آیا شخصی پیدا می‌شود که از صدام بدش بیاید؟ سؤالات زیادی از او کردم و در نهایت او را به بازداشت محکوم کرده، به مقر لشکر سوم بردم. افسر اطلاعات لشکر و فرمانده لشکر سوم ـ سرهنگ حمدالحمود ـ در قرارگاه عملیات در مقر لشکر بودند. نزد آنان رفتیم. فمرانده لشکر، سیلی محکمی به صورت کدخدا زد و گفت: تو خیانتکاری!. و بلافاصله سیم برق را به بدن او وصل کرد.


مرد بیچاره با فریادهای گوشخراش، تن به اعتراف داد و گفت که با بسیجی‌ها جلساتی در منزل شیخ قادر محمدی داشته است. همچنین به ارسال گزارش اوضاع جبهه عراقی‌ها به نیروهای ایرانی توسط گروهی از زنان مسلمان ایرانی اعتراف کرد و پس از گرفتن اعترافات، همانجا اعدام شد. اعمال وحشیانه سرهنگ حمدالحمود مرا شگفت‌زده کرد. این شکنجه‌ها، از یک فرمانده لشکر واقعاً بعید بود؛ ولی خودش می‌گفت: می‌خواهم شخص ممتاز و منحصر به فردی در مقابل جناب صدام حسین باشم!


دومین متهم، خانم بیست و هفت ساله اهوازی فاطمه خزرجی ـ مادر چهار کودک خردسال بود ـ در اعترافات خود گفت: من زن مسلمان هستم و به یک کشور اسلامی وابسته‌ام. ما با اماممان حضرت امام خمینی بیعت کرده‌ایم تا از کشور اسلامی خودمان دفاع کنیم و تجاوز ارتش عراق به سرزمینم را محکوم می‌کنم. هنگام تجاوز ارتش عراق به ایران، از کارهایی که می‌توانستم برای دفاع از میهنم انجام دهم، کوتاهی نکردم. گزارش‌ها و اطلاعات در مورد ارتش عراق را به رزمندگان اسلام رساندم، اسامی فرماندهان و افسران و تعداد نیروهای عراقی را گزارش کردم، مقداری مواد منفجره به داخل شهر آوردم و به دست برادران رزمنده‌ای که در شهر بودند، رساندم تا پل‌های ارتباطی ارتش عراق را منفجر کنند و از نقاط تجمع نیروهایتان عکسبرداری کردم و فیلم آن را به رزمندگان اسلام رساندم.

از کارهای دیگرم پخش عکس‌های حضرت امام خمینی و اعلامیه‌هایی علیه تجاوز ارتش عراق به میهنم بود؛ همچنین گروه‌هایی از دختران جوان دانش‌آموز تشکیل دادم و ساختن کوکتل مولوتوف را به آنان آموزش دادم و سعی کردم سطح آگاهی‌های زنان روستایی را بالا ببرم.
او با شجاعت تمام به اعمال خود افتخار می‌کرد. فعالیت‌های آن زن بسیار شگفت و عظیم بود؛ به طوری که فرمانده سپاه سوم عراق دچار حیرت و اضطراب و نگرانی شده بود. سرانجام او را به اداره اطلاعات و استخبارات بغداد فرستادم و تا امروز از سرنوشت او اطلاع دقیقی ندارم؛ ولی بنا به گفته همکارم سرهنگ ستاد عبدالستار الطیار این زن به همکاری با سازمان اطلاعات و استخبارات عراقی تن در نداد و به همین دلیل، او را در یکی از زندان‌های مخصوص سازمان اطلاعات حکومت بعثی که در نزدیکی میدان پرواز بغداد قرار دارد، به شهادت رساندند.




برچسب ها : اعدام شيرزن ايراني, دفاع مقدس, غير نظامي, جبهه, جنگ تحميلي, اعدام, بغداد, بمبهاي آتش زا, مضرالخزرجی, حمدالحمود, ساجت, فاطمه خزرجی

خاطرات رافدین



در هنگ دوم تیپ 82 پیاده، پیک بودم و علاوه بر داشتن یک موتور سیکلت، مسلح به کلاشینکف و یک سلاح کمری 9 میلیمتری نیز بودم. در حمله به مهران شرکت داشتم. تیپ 82 به جای تیپ صد و یک، به مدت یک ماه در آن منطقه حضور یافته بود. در آنجا حدود شصت نفر از افراد، زیر گلوله باران شدید توپخانه ایران کشته شدند.


دهم ژانویه 1987، تیپ ما مأمور حمله به شلمچه شد. من و دوستم قرار گذاشته بودیم که از یکدیگر جدا نشویم و در صورتی که یکی از ما مجروح بشویم، آن دیگری او را به عقب انتقال بدهد. من از آنجا رزمندگان ایرانی را می‌دیدم که به طرف دروازه‌های شهر بصره پیش می‌رفتند. دستور حمله به سوی ایرانی‌ها صادر شد. ایرانی‌ها به سختی مقاومت ورزیدند تا اینکه تیپ ما را به همراه سایر تیپ‌ها به عقب راندند. فقط از تیپ ما در این عملیات، دویست و پنجاه نفر کشته و زخمی شدند.


یک ساعت و نیم بعد، ارتش عراق با سر و سامان دادن به دوازده تیپ دیگر، توانست به منطقه از دست داده یورش برده، جای پایی برای خود به دست آورد. دوستم علی، در این حمله، از ناحیه ساق و کتف ترکش خورد. من او را به پشت گرفته، طبق قرار قبلی به عقب منتقل کردم. در آنجا به نیروهای گروه اعدام که در سرتاسر منطقه پخش شده بودند، برخورد کردیم. آنها دنبال فراری می‌گشتند تا جوخه‌های اعدام هرگز از فعالیت و تب و تاب نیفتد.


دومین روز، ایرانی‌ها با پشتیبانی هوایی و توپخانه به ما حمله کردند و توانستند اولین خاکریزها را از دست نیروهای ما خارج کنند. در این حمله نیز بسیاری از افراد تیپ ما کشته شدند. من در کشتار دوم نیروهای تیپ خودمان صحنه‌هایی دیدم که هرگز فراموش کردنشان برایم میسر نیست. در همان لحظات پیشروی ایران دیدم گلوله توپی در میان کانالی فرود آمد که دو سرباز در میان آن قرار داشتند. ناگهان سر یکی از آن دو قطع شده، به آسمان پرتاب شد؛ دیگری نیز از روی زمین بلند شد و مانند مجانین با تمام توانش فریاد می‌زد!...


فرمانده لشکر، فرماندهان هنگ‌ها را تهدید کرد که اگر خط از دست رفته را پس نگیرند، در جا اعدامشان خواهد کرد. ترس از مرگ ناخواسته، فرماندهان هنگ‌ها را به چاره انداخت و ما باز مجبور بودیم به سوی باتلاق مرگ روانه شویم. درگیری بسیار سختی روی داد که واقعاض از شرحش ناتوانم. در راه، با اسجاد بسیاری از سربازان و ارتشیان عراق برخورد کردیم. تانک‌ها و نفربرهای سوخته و از کار افتاده نیز در جای جای میدان درگیری، مانع حرکت ما بودند. به هر جان‌کندنی که بود، تیپ ما موفق شد مواضع از دست رفته را بازپس بگیرد.


روز بعد، تیپ‌های 39 و 62، به همراه چهار تیپ از نیروهای گارد ریاست جمهوری و کماندوهای سپاه ششم، نیروهای حطین و تیپ 66 نیروهای مخصوص، به منطقه شلمچه اعزام شدند. سومین روز که هجدهم ژانویه بود، نیروهای ایران با حمله وسیع دیگری به منطقه دریاچه «ماهی» و نهر «جاسم» موفق شدند پیشروی خود را به طرف خط دوم که متأسفانه در اختیار تیپ ما بود، ادامه دهند. من در همین عملیات به هنگامی که با موتورسیکلت وظیفه پیام رسانی خود را در منطقه انجام می‌دادم، مورد اصابت تیری قرار گرفتم. تیر به پایم نشست؛ اما از موتور پایین نیامده، به حرکت خود ادامه دادم، تا اینکه به دریاچه رسیدم. چاره‌ای جز شنا نداشتم.


رزمندگان اسلام که مرا از دور دیده بودند، به طرفم تیراندازی کردند. به هر زحمتی بود، به زیر آب رفتم و با چنگ زدن به قطعات چوب و مانند آن، توانستم خود را به آن سوی دریاچه برسانم. به محض رسیدن به خیابان اصلی، به طرف مقر یکی از تیپ‌ها حرکت کردم. هنوز از پایم خون می‌آمد. به در مقر که رسیدم، چشمم به یک موتور افتاد. آن را سوار شده، به طرف درمانگاه صحرایی شماره پنجاه و هفت حرکت کردم. پس از رسیدن به درمانگاه، به بیمارستان منتقل شدم و با بیست روز مرخصی، توانستم روزهای خوب و زیادی را در کنار خانواده‌ام بگذرانم.


بعد از بازیافتن سلامت کامل به جبهه برگشتم. در بازگشت، به همراه پنج نفر از سربازان مأموریت یافتیم به قلب نیروهای ایرانی نفوذ کرده، اطلاعاتی به مقر تیپ ارسال کنیم. در حین مأموریت، ناگهان از پشت سر مورد حمله رزمندگان ایرانی قرار گرفتیم. هر چه توسط بی‌سیم از نیروهای خودی درخواست یک جوخه اضطراری برای کمک فرستادیم، پاسخی نیامد. حلقه محاصره هر لحظه تنگ‌تر می‌شد.


ناگهان به ذهن «مأمون» ـ یکی از همراهانم ـ رسید که ما ایرانی‌ها را از سمت چپ سرگرم کنیم تا دوستانمان بتوانند از سمت راست فرار کنند. با انجام این ترفند، توانستیم به مقصود برسیم؛ اما خودمان هنوز در حلقه محاصره مانده بودیم. عاقبت، آهسته آهسته به سوی «ماوت» عقب‌نشینی کردیم. این بود که توانستیم خود را از حلقه محاصره برهانیم. چهار ساعت راهپیمایی کردیم تا اینکه به یک غار رسیدیم. شب را در همان غار به صبح رساندیم. خوشبختانه خدا با ما بود که توانستیم چند قوطی کنسرو در آنجا پیدا کنیم. با آنها رفع گرسنگی کردیم. روز بعد، از غار بیرون آمده، به طرف پلی که در منطقه بود، حرکت کردیم. هنوز پایمان به سر پل نرسیده بود که خمپاره‌ای در کنارمان به زمین نشست و ترکشی به دست راست و کتف من اصابت کرد. باز مجبور شدیم به همان غار برگردیم.


ایرانی‌ها در آن سوی پل بر ما مسلط بودند و گویا شانس فرار نداشتیم. خون زیادی از من می‌رفت. هیزم جمع کردیم و دوستم نیز از اطراف و اکناف مقداری آب آورد. سپس آب را گرم کرده، زخم‌ها را شسته، روی آنها را با گاز استریل بستیم؛ اما باز خونریزی بند نیامد. به دوستم گفتم اگر قرار باشد خون دستم به همین ترتیب بیرون بزند، زنده نخواهم ماند و باید همین الآن حرکت کنیم. او می‌گفت هیچ راه فراری نیست. نظر من این بود که باید از همان راهی که آمده‌ایم، عقب‌نشینی کنیم.


راه افتادیم و راه آمده را برگشتیم. چند ساعت بعد، به یک میدان مین برخوردیم. دوستم آهسته در جلو حرکت می‌کرد و من پشت سرش بودم که ناگهان در اثر لغزش پایش روی مین، همان پا را درجا از دست داد. من با حال زاری که خودم داشتم، نمی‌توانستم او را حمل کنم.
بنابراین چاره‌ای نداشتم جز اینکه او را رها کرده، به حرکت شبانه خود آن‌قدر ادامه بدهم تا به پناهگاهی برسم. چنین نیز شد و پس از رسیدن به یکی از گروهان ها، خود را نجات دادم.
به خانه که رسیدم، همه با نگرانی و ناراحتی به من نگاه می‌کردند. پدرم از من خواست که دیگر به جبهه برنگردم و سرنوشتم را به دست تقدیر بسپارم؛ یعنی هر چه می‌خواهد بشود، بگذار بشود! اما چاره‌ای جز برگشتن نبود. برگشتم و باز آن صحنه‌های دلخراش را به چشم دیدم.


چند نفر از دوستانم جلوی سنگر نشسته بودند. ناگهان گلوله توپی در کنارشان به زمین خورد و سر یکی از آنها از بدن جدا شده، در آسمان به پرواز درآمد. هنگامی که سر بی‌بدن او فرود می‌آمد، بر سر دوست بغل دستی‌اش خورد و آنر ا شکست!! دوستی دیگر نیز تمام روده و معده‌اش بیرون ریخته بود.
یک روز که برای آوردن دفترچه رمز بی‌سیم‌چی‌ها، به مقر لشکر می‌رفتم، سگی را دیدم که از پوزه‌اش خون یکی از کشته‌شدگان عراقی می‌ریخت. در بازگشت از همین مقر بود که پس از چند ساعت، رزمندگان اسلام به ما حمله کردند و من و «موسی» پا به فرار گذاشتیم.


سه بسیجی به طرف ما می‌آمدند که دو نفرشان روی مین رفتند و شهید شدند و نفر سوم که مجروح شده بود، دست از تعقیب ما برداشت و به عقب برگشت. موسی زخمی شده بود. من او را به پشت گرفته، با زحمت، راه یک قله را در پیش گرفتیم. بالای قله که رسیدم، از چهار طرف به سمت ما تیراندازی شد. موسی دوباره زخمی شد؛ تیری به پشت او نشست. ساق پای راست و دست راست من نیز خراش برداشت. موسی حسابی ترسیده بود و دائم از من می‌خواست او را ترک نکنم. من به او اطمینان دادم که تا دم مرگ همدمش خواهم بود. او را به پشت خود بسته، راه را برای رسیدن به قله ادامه دادم. با هزاران زحمت، نفس نفس زنان به قله رسیدم. ناگهان از شدت خستگی بیهوش افتادم. گویا در همان موقع، از بالا مانند توپی به پایین سقوط کرده بودم. موسای بیچاره هم که به پشتم بسته بودم، با من سقوط کرده بود و در اثر برخورد با یک صخره متوقف شده بودیم. در این برخورد، موسی از من جدا شده و به سختی با صخره برخورد کرده بود. سینه‌خیز که به کنارش رفتم، هنوز زنده بود.


برخاستم و به چپ و راستم نگاه کردم. از دور، علم و بیرق گروهانی را دیدم. به موسی گفتم من خود را به آن گروهان رسانده، تو را نجات خواهم داد. طفلک آن‌قدر ترسیده بود که التماس می‌کرد هرگز از او جدا نشوم. فکر می‌کرد می‌خواهم او را تنها بگذارم. آن‌قدر برایش حرف زدم و دلداری‌اش دادم تا رضایتش را برای رفتنم به دست آوردم.
به هر جان‌کندنی بود، خودم را به نزدیکی گروهان رساندم. پس از معرفی خود به یکی از نگهبان‌ها، همراهم آمد و عاقبت موسی هم از معرکه نجات یافت.


پس از سه روز بستری در بیمارستان، با یک مرخصی پانزده روزه به آغوش خانواده‌ام بازگشتم. روز نهم مرخصی، در منزل آرمیده بودم که با شنیدن فریاد و ناله‌های سوگوارانه به خیابان آمدم. خانواده‌ای در حال مشایعت جنازه‌های دو فزندشان بودند که با پرچم عراق پوشیده شده بود. این دو برادر، در جبهه‌های جنگ کشته شده بودند. برادر سوم نیز هنوز مفقود بود و خبری از او نداشتند. پدر آن‌ها به محض روبه‌رو شدن با این صحنه سکته کرد و از پا درآمد.




برچسب ها : خاطرات رادفين, خاطرات, رادفين, صدام, خاطرات جنگ, دفاع مقدس, جنگ ايران, خاطرات افسران, عراق, جنگ عراق, هشت سال, بر عليه ايران, كشتار, حملات عراق, حمله به ايران, جنگ با ايران

http://ravayatgar.org/media/k2/items/cache/2378dde1f28bc78c467f2f928293fb1d_XL.jpg

گذشته‌های سپری‌شده

چهاردهم آگوست 1984، راهی اداره نظام‌وظیفه «رصافه» شدم. به محض ورودم، از افسران اداره شنیدم که آموزش، اول ژانویه 1985 آغاز خواهد شد.
آخرین ماه‌های سال نیز به زودی سپری شدند. روز خداحافظی، برایم روز سخت و سنگینی بود. شاید نتوانم آن روز را شرح دهم؛ اما می‌دانم نگاه گریان مادرم، پایان دوران شاد و کودکانه‌ام را اعلام می‌کرد.
من تنها پسر و آخرین و کوچک‌ترین فرزند خانواده بودم و این از نگاه دیگر اعضای خانواده، به چشم دیگری دیده می‌شد؛ نگاهی که خاتمه یک نسل را اعلام می‌کرد.
من تنها و آخرین و کوچک‌ترین فرزند خانواده بودم و این از نگاه دیگر اعضای خانواده، به چشم دیگری دیده می‌شد؛ نگاهی که خاتمه یک نسل را اعلام می‌کرد.

پایان دسامبر آن سال، سوز سردی می‌آمد و بغداد، در هجوم این سرمای ناهنگام به خود پیچیده بود. مجبور شدم علی‌رغم گذشته، صبح خیلی زود، راهی مرکز آموزشی «منصوریه» در استان دیالی، منطقه «شهربان» بشوم.
شهربان، منطقه‌ای سرسبز و انباشته از درخت‌های بلندقامت بود. درخت‌ها در دوطرف جاده و بلند شهر، منظره‌ای زیبا داشتند. هنوز سایه لطیف آنها بر سر جاده را از یاد نبرده‌ام. اتومبیلی که در آن نشسته بودم، به سرعت از زیر سایه مهربان درخت‌ها می‌گذشت. به نظرم چنین آمد که درخت‌ها از ناله آزاردهنده ماشین فرار می‌کنند.

زندگی در مرکز آموزش، سخت و طاقت‌فرسا بود. بدون اغراق بگویم که خود را در برابر گرگ‌های درنده، بی‌پناه یافتم. هدف این مرکز، مثل مراکز دیگر، تربیت نیروهای نظامی مطیع و سر به راه برای خدمت در جنایات رژیم بعث بود.
در دوره آموزشی، به همراه دوستان و همقطاران، شدیدترین مراحل آموزش را در زمستان و تابستان از سر گذراندم و آن‌قدر در این دوره‌ها با سختی و درد و رنج مأنوس شده بودم که احساس می‌کردم جز برای عذاب و رنج آفریده نشده‌ام. به هر صورتی که بود، پنج ماه آموزش را با شرکت در رده‌های جوخه، گروهان، هنگ و مراحل برتر پیشروی، حمله، دفاع و عقب‌نشینی پشت سر گذاشتیم.

پس از اتمام دوره فوق، سه ماه دیگر را برای آشنایی با تانک، در مرکز آموزشی «صویره» تحمل کردم. پس از عذاب کشنده این آموزش‌ها، از آنجا که قد و قامت متناسبی داشتم، به گروهان کماندویی تیپ 425 در منطقه مندلی اعزام شدم. این گروهان، مهم‌ترین وظیفه‌اش تسلط بر کوه‌های «حمرین» بود.
مدتی بعد، در اول جولای 1986، به منطقه مهران رفتیم. هرچند که در آغاز این نقل و انتقال، فرماندهان از بیان واقعیت خودداری کردند، اما از آنجا که سربازان عراقی، ذاتاً کنجکاو هستند، چیزی نگذشت که فهمیدیم علت انتقال به مهران ـ بنا به اخبار «گروه دوم» ـ حمله رزمندگان اسلام است.
مهران با توجه به موقعیت استراتژیک خود می‌توانست شهر کوت عراق را در تیررس رزمندگان اسلام قرار دهد. همین اهمیت، فرماندهان عراقی را بر آن داشته بود تا به هر قیمتی که شده مهران را از دست ارتش اسلام خارج کنند.

شب بود که به منطقه مهران رسیدیم. ترکش‌های سرخ و تیرهای بنفش، سینه آسمان را نشانه می‌رفتند و رعشه بر اندام ما می‌انداختند. تیپ تصمیم گرفته بود که با همین افراد خودباخته، در حمله شرکت کند و سرانجام نیز همین کار را کرد؛ اما چندی نگذشت که دست از پا درازتر، تن به شکست داده، عقب‌نشینی کرد. از آنجا هم یکراست به طرف مندلی رهسپار شدیم.
روز بازگشت از جبهه مهران، روز تلخی بود. از یک طرف، در کوره گداخته خورشید می‌سوختیم و گرد و خاک حاصل از حمل و نقل خودروها و انفجارهای پی در پی، و عرق‌سوز شدن بدن‌ها رنجمان می‌داد و از طرف دیگر شکست، کام همه افراد ـ از سرباز صفر گرفته تا فرمانده ـ را تلخ کرده بود.

مندلی با یک خط مستقیم به بغداد می‌رسید. از آنجا که در برد توپخانه ایران قرار داشتیم، بعید نبود که مندلی هم با یک حمله هماهنگ و سریع سقوط کند؛ اما رژیم بعث که به اهمیت موضوع پی برده بود، ترجیح داد مندلی، مملو از نیروهای نظامی باشد. برای همین، ما هم به صف نظامیان آن شهر اضافه شدیم. البته در آن زمان، ایران نقشه خاصی روی مندلی نداشت؛ اما فرماندهان عراقی قصد داشتند چند تپه اطراف مندلی را که ممکن بود از نظر نظامی برای تسلط ایران بر مندلی حائز اهمیت باشد، تصرف کنند.

حمله، صبح بیست و دوم جولای به سوی تپه شهدا آغاز شد. همان روز اول، تپه را تصرف کردیم. روز دوم قرار بود از طریقی پاسگاه صلاح‌الدین، تپه‌ای را که بر آبگیر سومار ـ صحرای حران ـ مسلط بود، تصرف کنیم. اما برای عراق، مهم‌ترین ارتفاع آنجا، تپه «سانویه» محسوب می‌شد که با یال کشیده‌اش، از سایر ارتفاعات پیرامون خود بارزتر بود. اگر این تپه فتح می‌شد، در حقیقت، تسلط ایران بر منطقه منتفی بود. ارتش عراق با حساب و کتاب فراوان، نیروی زیادی را برای همین کار جمع کرده بود.

ساعت پنج صبح روز 28 آگوست، شیپور حمله را نواختند. علی‌رغم حمایت آتش پرحجم، حین حرکت ما به سوی هدف، خسارت‌های فراوانی را تحمل کردیم! و بعد از چند دقیقه، به طور ناگهانی و غیرمنتظره، به هدف رسیدیم. بعد از استقرار در مواضع، ضدحمله رزمندگان اسلام شروع شد و جنگ بسیار شدیدی بین ما و آنها درگرفت. عاقبت این درگیری، به پیروزی رزمندگان اسلامی منتهی شد. در نهایت، ناچار به عقب‌نشینی شدیم. کشته‌ها و مجروحان ما در منطقه ماندند، تا خوراک پرندگان و حیوانات وحشی شوند!

سر فرماندهی عراق که می‌دانست تسلط ایرانی‌ها بر تپه سانویه تا چه حد می‌تواند برایش گران تمام شود، تیپ ما را با اعزام متولدان 67 میلادی تکمیل کرد. پس از انجام چند مانور که همراه نیروها و تجهیزات زرهی و تانک‌ها انجام دادیم، چگونگی هلی‌برن نیز به ما آموزش داده شد.تاریخ بیست و دوم می، به عنوان روز حمله معین شد. در این حمله، نیروهای ما توانستند جای پایی به عمق سه کیلومتر در منطقه ایجاد کرده، مواضعی را که از دست داده بودند، پس بگیرند.

در سال پایانی جنگ، ارتش عراق موفق شد با آرایش چند تیپ پیاده و زرهی ـ که به طور کامل عبارت بودند از تیپ 425 پیاده، تیپ‌های 5، 6 و 7 گارد ریاست جمهوری، تیپ ده زرهی و گردان تانک خالد بن ولید ـ و حضور داوطلبانه نیروهای منافق و ضد ایرانی، و پشتیبانی آتش پرحجم و توپخانه، از جبهه میانی، به طرف مرزهای ایران حمله کند. این حمله با توجه به حضور چند تیپ نامبرده و منافقین می‌توانست خیلی زود به پیروزی‌های درخشانی بینجامد؛ اما علی‌رغم شدت عمل عراق، ایرانی‌ها خیلی جدی و محکم به دفاع پرداختند و اجازه ایجاد حتی یک جای پای کوچک هم به فرماندهان عراقی ندادند. سنبه پرزور عراق و گستردگی میدان حمله، سرانجام فرماندهان عراقی را به این نتیجه رساند که با استفاده از راه‌های نفوذی ناپیدایی، به داخل نیروها رخنه کنند. سرانجام با همین روش بود که توانستند خاکریز اول رزمنگان را شکافته، با تصرف خاکریزهای دوم و سوم نیز به طرف عقبه و سومار یورش ببرند.

من در این حمله، جزء‌تیپ 425 پیاده بودم. دو روز در اسلام‌آباد ماندیم. ایرانی‌ها خیلی زود به مواضع ما حمله کرده، توانستند با استفاده از نیروی زرهی و پیاده، در یک نبرد بی‌امان، بسیاری از نیروهای ما را کشته، با از کار انداختن تانک‌ها و ادوات زرهی و توپخانه، ما را تا منطقه سانویه عقب رانده، تعقیب کنند! ده روز تمام در این منطقه زیر آتش توپخانه ایرانی بودیم و بسیاری از ساز و برگ‌ها و افراد خود را از دست دادیم.




برچسب ها : خاطرات جنگ, دفاع مقدس, جنگ ايران, خاطرات افسران, عراق, جنگ عراق, هشت سال, بر عليه ايران, كشتار, حملات عراق, حمله به ايران, جنگ با ايران

شعرا

نظرات
 
 
 
با تشكر از سايت گنجور
 





مراقب باشیم نگوییم.......

بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم.

نگوییم : ببخشید که مزاحمتان شدم.

بگوییم : در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود.
نگوییم : گرفتارم.

بگوییم : راست می‌گی؟ راستی؟
نگوییم : دروغ نگو.

بگوییم : خدا سلامتی بده.

نگوییم : خدا بد نده.

بگوییم : هدیه برای شما.

نگوییم : قابل ندارد.

بگوییم : با تجربه شده.

نگوییم : شکست خورده.

بگوییم: قشنگ نیست.

نگوییم : زشت است.


بگوییم: خوب هستم.

نگوییم: بد نیست.

بگوییم : مناسب من نیست.

نگوییم : به درد من نمی‌خورد.

بگوییم : با این کار چه لذتی می‌بری؟

نگوییم : چرا اذیت می‌کنی؟

بگوییم : شاد و پر انرژی باشید.

نگوییم : خسته نباشید.

بگوییم: من.

نگوییم: اینجانب.

بگوییم: دوست ندارم.

نگوییم: متنفرم.

بگوییم: آسان نیست.

نگوییم: دشوار است.

بگوییم : بفرمایید.

نگوییم : در خدمت هستم.

بگوییم : خیلی راحت نبود.

نگوییم : جانم به لبم رسید.


بگوییم : مسئله را خودم حل می‌کنم.
نگوییم : مسئله ربطی به تو ندارد




برچسب ها : مراقب گفتار, نگوییم, بگوئيم, گفتار صحيح, درست صحبت كنيم



جک رشتی لری

یه روز ما همه با هم بودیم،ترک و رشتی و لر و اصفهانی،تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند…

یک روز یه ترکه…
اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم

یه روز یه رشتیه..
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.

یه روز یه لره…
اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛
ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد

یه روز یه قزوینی یه…
به نام علامه دهخدا ؛
از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد

یه روز ما همه با هم بودیم…، ترک و رشتی و لر و اصفهانی
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند… ؛
حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!!

و اینجوری شادیم
این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند.
پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه آنقدر این ایمیل را بفرستیم و بخوانیم تا عادت های قجری در خندیدن به هموطن( آنکه در دیده ما جا دارد ) در ما بمیرد و با هم یکی باشیم مثل همیشه،مثل زمان های سختی و مثل زمان های جشن و افتخار





برچسب ها : جك تركي, جك گفتن, باقرخان, رشتي, ميرزا كوچك خان, لر, كريم خان زند, قزويني, دهخدا, فرهنگ ايراني, نسل جديد

 

دعای ایام هفته

 

دعای شنبه

 

دعای یکشنبه

 

دعای دوشنبه

 

دعای سه شنبه

 

دعای چهار شنبه

 

دعای پنج شنبه

 

دعای جمعه

 




برچسب ها : دعای ایام هفته, دعاي شنبه, دعاي يك شنبه, دعاي دو شنبه, دعي سه شنبه, دعاي چهارشنبه, دعاي پنج شنبه, دعاي جمعه

 

اينو يكي از دوستان برام فرستاده

طرح جديد مبارزه با بد حجابي

اميدوارم اين يكي ديگه جواب بده . اين ديگه آخرين راهه




4 زن

نظرات

 

روزي روزگاري تاجر ثروتمندي بود كه 4 زن داشت. زن چهارم را از همه بيشتر دوست داشت و او را مدام با خريدن جواهرات گران قيمت و غذاهاي خوشمزه خوشحال مي‌كرد. بسيار مراقبش بود و بهترين چيزها را به او مي‌داد.‌‌زن سومش را هم خيلي دوست داشت و به او افتخار مي‌كرد. اگرچه واهمه شديدي داشت كه روزي او تنهايش بگذارد.واقعيت اين است كه او زن دومش را هم بسيار دوست داشت. او زني بسيار مهربان بود كه دائما نگران و مراقب همسرش بود. مرد در هر مشكلي به او پناه مي‌برد و او نيز به تاجر كمك مي‌كرد تا گره كارش را بگشايد و از مخمصه بيرون بيايد.اما زن اول مرد، زني بسيار وفادار و توانا بود كه در حقيقت عامل اصلي ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگي بود كه اصلا مورد توجه مرد نبود. با اينكه از صميم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه اي كه تمام كارهايش با او بود حس مي‌كرد و تقريبا هيچ توجهي به او نداشت.روزي مرد احساس مريضي كرد و قبل از آنكه دير شود فهميد كه به زودي خواهد مرد. به دارايي زياد و زندگي مرفه خود انديشيد و با خود گفت: من اكنون 4 زن دارم، اما اگر بميرم ديگر هيچ كسي را نخواهم داشت و تنها و بيچاره خواهم شد! بنابراين تصميم گرفت با زنانش حرف بزند و براي تنهايي‌اش فكري بكند.اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت:من تورا بيشتر از همه دوست دارم و از همه بيشتر به تو توجه كرده ام و انواع راحتي ها را برايت فراهم آورده ام ، حالا در برابر اين همه محبت من آيا در مرگ با من همراه مي‌شوي تا تنها نمانم؟"زن به سرعت گفت : هرگز و مرد را رها كرد.ناچار با قلبي كه به شدت شكسته بود نزد زن سوم رفت و گفت:من در زندگي تو را بسيار دوست داشتم آيا در اين سفر همراه من خواهي آمد؟زن گفت: البته كه نه! زندگي در اينجا بسيار خوب است. تازه من بعد از تو مي‌خواهم دوباره ازدواج كنم قلب مرد يخ كرد.مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت:تو هميشه به من كمك كرده اي . اين بار هم به كمكت نياز شديدي دارم شايد تو از هميشه بيشتر مي‌تواني در مرگ همراه من باشي؟ زن گفت : اين بار با دفعات ديگر فرق دارد . من نهايتا مي‌توانم تا گورستان همراه جسم بي جان تو بيايم اما در مرگ،...متاسفم! گويي صاعقه اي به قلب مرد آتش زد.در همين حين صدايي او را به خود آورد:من با تو مي‌مانم ، هرجا كه بروي، تاجر نگاهش كرد، زن اول بود كه پوست و استخوان شده بود ، انگار سوءتغذيه، بيمارش كرده باشد. غم سراسر وجودش را تيره و ناخوش كرده بود و هيچ زيبايي و نشاطي برايش باقي نمانده بود . تاجر سرش را به زير انداخت و آرام گفت: بايد آن روزهايي كه مي‌توانستم به تو توجه مي‌كردم و مراقبت بودم ...

در حقيقت همه ما چهار زن داريم!

الف: زن چهارم بدن ماست كه مهم نيست چقدر زمان و پول صرف زيبا كردن او بكنيم وقت مرگ، اول از همه او ما را ترك مي‌كند.

ب: زن سوم دارايي‌هاي ماست. هر چقدر هم برايمان عزيز باشند وقتي بميريم به دست ديگران خواهد افتاد.

ج : زن دوم كه خانواده و دوستان ما هستند. هر چقدر هم صميمي و عزيز باشند ، وقت مردن نهايتا تا سر مزارمان كنارمان خواهند ماند.

د: زن اول كه روح ماست. غالبا به آن بي توجهيم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست مي‌كنيم.او ضامن توانمندي هاي ماست اما ما ضعيف و درمانده رهايش كرده ايم تا روزي كه قراراست همراه ما باشد، اما ديگر هيچ قدرت و تواني برايش باقي نمانده است




 

دیشب رفتم استخر , بعد از شنا اومدم لباسامو بپوشم

 دیدم رو موبایلم ۴ تا میس کاله ۶ تا اس ام اس از دوس دخترم :

اس ام اس ۱: عزیزم چرا زنگ میزنم جواب نمیدی؟

اس ام اس ۲: انگار سرت شلوغه جواب اس ام اس هم نمیدی.

اس ام اس ۳: همین الان زنگ میزنی وگرنه من می دونم وتو!

اس ام اس۴: کثافت آشغال معلوم هست کدوم گوری هستی؟

اس ام اس ۵: تقصیر منه که آدم حسابت کردم کچل ایکبیری با اون مامان چاقت .

گمشو برو پیش همون دختر عموی …

اس ام اس۶: راستی اینم میگم که بسوزی . منو دوستت سعید دو ماهه رابطه داریم …. بای

 

( به اسم من تمومش نكنيدا ! فقط نوشتم كه يه لبخند بيارم روي لباتون )

 




مرا می‌شناسی.
من یک روستایی‌ام.
یکی از روستاهای دور دست سرزمینمان ایران.
از مهد نام آوران و دلیران آذربایجان.
شاید مرا نشناسی!
خیلی ها مرا نمی‌شناسند.
اهل زمین که با یک روستایی دورافتاده  و ساده کاری ندارند.
اصلا برایشان مهم نیست که کسی اینجا دردی داشته باشد.
اینان بزرگان را می‌شناسند حاکمان را دوست دارند، مسئولان را می‌شناسند، کسی با ما کاری ندارد.


متن كامل در ادامه مطلب



برچسب ها : جانباز, شهدا, شهيد, يعقوبي, كميل



ما از الست طایفه‌ای سینه خسته‌ایم

ما بچه‌های مادر پهلو شکسته‌ایم

امروز اگر سینه و زنجیر می‌زنیم

فردا به عشق فاطمه شمشیر می‌زنیم

ما را نبی قبیله سلمان خطاب کرد

روی غرور و غیرت ما هم حساب کرد

از ما بترس، طایفه ای پر اراده‌ایم

ما مثل کوه پشت علی ایستاده‌ایم







پدر برق ایران

    به او پدر برق ایران می گویند...
قبل از آمدن برق به ایران، روشنایی خیابان‌ها و کوچه‌ها، یکی از مشکلات دولت وقت بود. بنابراین برای اولین بار در ایران کارخانه‌ای دایر شد که روشنایی خیابان ناصریه و خیابان دراندرون (باب همایون فعلی) را با استفاده از گاز کاربیت تامین می‌کرد. البته این روشنایی، مختص خیابان‌هایی بود که به دربار منتهی می‌شد و با اولین سفر ناصرالدین شاه به فرنگ، روشنایی به ایران آمد و خیابان‌های شهر را برای مدت کوتاهی روشن کرد اما پس از چند روز توسط اهالی قطع و خراب و روشنایی آن منحصر به اندرون دربار شد.
 

در زمان مظفرالدین‌شاه، محمدحسین امین‌الضرب، اولین دستگاه تولید برق را از روسیه خریداری کرد و به این ترتیب برق به طور رسمی وارد ایران شد و جای گاز را گرفت.
محمدحسین امین‌الضرب، فرزند محمدحسن اصفهانی و ماه بیگم‌خانم (دختر محمدحسین صراف اصفهانی) در سال 1289 قمری در تهران متولد شد. زبان فارسی، عربی و فرانسوی را نزد معلمان خصوصی فرا گرفت. او در تهران، برای مدتی نزد سیدجمال‌الدین اسدآبادی زندگی می‌کرد و زبان عربی را به طور کامل از وی آموخت. پدرش از آنجایی که تاجر چیره‌دستی بود و فنون ضرب سکه را نیز در فرنگ آموخته بود، به عنوان مسئول ضرابخانه شاهنشاهی در زمان ناصرالدین شاه منصوب شد اما مرگ ناصرالدین شاه برای او، بسیار ناگوار بود. چون در این زمان به خاطر تقلبی که در ضرب سکه کرده بود، به دستور مظفرالدین شاه دستگیر شد و به زندان افتاد. در این زمان محمدحسین امین‌الضرب در راه بازگشت از سفر فرنگ در سبزوار بود که خبر به زندان افتادن پدرش را به او رساندند. او بلافاصله به راه افتاد و خود را به تهران رساند و فعالیت‌های زیادی برای آزادی پدرش انجام داد. او به (صنیع‌الدوله) داماد مظفرالدین شاه مراجعه کرد و با پرداخت جریمه و مبلغ چهل هزار تومان در آن زمان! به خود صنیع‌الدوله، موجبات آزادی پدر را فراهم کرد. پدرش پس از آزادی، از سمت سرپرستی ضرابخانه شاهنشاهی عزل و خود صنیع‌الدوله عهده‌دار این مسئولیت شد.
   
تجارت از 16 سالگی
محمدحسین امین‌الضرب، 16 سال بیشتر نداشت که در حیات منزل پدرش دست به فعالیت‌های تجاری و اقتصادی زد. او به ادامه راه پدرش در تولید و ضرب سکه پرداخت و تا 19 سالگی کل این کار را در دست گرفت.
محمدحسین امین‌الضرب مانند پدر یکی از تجار معروف زمان خود بود و علاقه زیادی به سفر، به خصوص برای تجارت داشت و به هر جا که سفر می‌کرد، توشه‌ای از تجارت اقتصادی را از آن کشور با خود به ارمغان می‌آورد. به همین خاطر، از جانب دربار و مظفرالدین شاه، بسیار مورد عنایت قرار گرفت همچنین مقارن با انقلاب مشروطه نیز تجار تهران او را به عنوان نماینده مجلس برگزیدند و پس از تشکیل مجلس نیز، نمایندگان او را به عنوان نایب رییس مجلس انتخاب کردند.
او در معاملات تجاری به سرعت پیشرفت می‌کرد تا جایی که حتی پیشنهاد تاسیس بانک ملی را به مظفرالدین شاه داد.
   
رقابت صنعتی
او همچنین با وارد کردن ماشین‌های ابریشم‌کشی از فرانسه به ایران برای کارخانه ابریشم، پا به رقابت صنعتی گذاشت اما در صنعت ابریشم، زیاد موفق نبود، چون در همان آغاز کار، نوعی انگل به مزارع شمال حمله کرد و محصولات آنجا را از بین برد و این امر، خسارات زیادی به صنعت ابریشم ایران وارد کرد. همچنین در صنعت ریلی و تاسیس راه‌آهن ایران نیز، فعالیت‌های زیادی از او به چشم می‌خورد.
اما یکی از مهم‌ترین و زیباترین فعالیت‌های اقتصادی - صنعتی محمدحسین امین‌الضرب، آوردن کارخانه برق از روسیه به ایران بود.
خرید کارخانه برق توسط امین‌الضرب به این صورت اتفاق افتاد که در سال 1284 خورشیدی، او با مظفرالدین شاه که برای سفر سوم، عازم روسیه شده بود، همراه بود، روزی که در خیابان قدم می‌زد، چشمش به کارخانه برق می‌افتد که در حال کار کردن بود و متوجه می‌شود که روشنایی شب توسط این کارخانه تامین می‌شود.
او که تا آن زمان، چنین چیزی را ندیده بود شروع به تماشای آن می‌کند. چون مدت طولانی جلوی کارخانه ایستاده بود، نگهبان در ورودی کارخانه برای جویا شدن از موضوع، بیرون آمده و به او می‌گوید: مگر خیال خریدش را داری؟
امین‌الضرب پاسخ می‌دهد: اگر ارزان بدهند، می‌خرم.
در همین میان صاحب کارخانه رسیده و از جریان باخبر می‌شود و چون امین‌الضرب را با وضع لباسی نامناسب می‌بیند، برای تمسخر به او می‌گوید: قیمتش پانصدهزار تومان است.
امین‌الضرب نیز از او می‌خواهد تا قولنامه‌اش را بنویسد و پولش را هم حواله یکی از تجار معتبر آنجا می‌کند و به این صورت کارخانه را تصاحب می‌کند و با این احوال برای اولین بار برق توسط حاج‌حسین آقا امین‌الضرب اصفهانی، وارد ایران می‌شود. هنوز مدت زیادی از بازگشت امین‌الضرب و مظفرالدین شاه از روسیه به ایران نگذشته بود که کارخانه برق حاج امین‌الضرب در ایران ساخته شد و به راه افتاد و خیابان‌های لاله‌زار، سعدی، شاه‌آباد و چراغ برق را روشن کرد. مردم زیادی برای تماشای روشنایی به این خیابان‌ها آمده بودند اما در بین آنها عده‌ای معتقد بودند که این روشنایی قسمتی از (قدرت شیطان) است. بنابراین شروع به قطع سیم‌ها و شکستن لامپ‌ها کردند و اندک رغبتی برای استفاده از آن نشان نمی‌دادند.
همچنین اکثر رجال و وزرا به برق حاج امین‌الضرب، روی خوش نشان ندادند و معتقد بودند که به صنعت فرنگ نمی‌توان اعتماد کرد و احتمال این را می‌دادند که ناگهان خاموش شود به همین خاطر تا مدت‌ها نیز از چراغ‌های زنبوری خود برای روشنایی شب استفاده می‌کردند.
پس از چندی، امین‌الضرب با شیوه‌ای زیبا، شروع به مبارزه این عقاید کرد.
او به مناسبت جشن میلاد امام زمان(عج) تمام خیابان‌های امیریه را مزین به لامپ‌های رنگارنگ کرد و با این کار، مردم را بار دیگر شگفت‌زده کرد و این آغاز تغییر عقیده مردم و رجال و وزرا بود.
از این پس آنها این ابتکار امین‌الضرب را به خانه‌های خود بردند و به تدریج برق، جای چراغ‌های زنبوری و وسایل روشنایی اولیه را گرفت.
کارخانه برق از عصر، شروع به کار می‌کرد تا آخر شب. البته این صنعت نیز مانند سایر صنایع وارداتی به ایران، ابتدا مختص دربار، رجال و سرمایه‌داران بود ولی کم‌کم به صورت عمومی درآمد و خانه‌ها و خیابان‌ها را روشن کرد.
این کارخانه در زمان خود، تبدیل به کارخانه‌ای معتبر شد. موتور این کارخانه، به وسیله نفت کار می‌کرد و برق 110 ولت، تولید می‌کرد.
موتور تک سیلندری داشت که برای خنک کردن آن، آب در اطرافش گردش داشت. این کارخانه، فاقد دستگاه تقویتی بود که برق را به طور یکنواخت و یکسان توزیع و تنظیم کند، بنابراین برق اطراف کارخانه، تا حدی قوی بود که با چشم نمی‌شد به آن خیره شد ولی هرچه به فاصله آن از کارخانه اضافه می‌شد، نور آن نیز ضعیف‌تر می‌شد.
   
رقابت بر سر تصاحب برق
در آن زمان رقابت شدیدی بین مردم، برای استفاده از برق شکل گرفت. تا جایی که مردم بیماری سل و ارتباط آن با دود چراغ‌های نفتی و روغن‌سوز را بهانه‌ای برای بردن برق به خانه‌های خود قرار می‌دادند. مصارف اولیه برق تنها به چند ساعت از شب محدود می‌شد.
مولدهای اولیه نیز با هیزم، زغال‌سنگ و چوب کار می‌کردند ولی بعدها جای خود را به مولدهای دیزلی دادند.
به دنبال وارد شدن برق به ایران و جا افتادن این صنعت بین مردم، در سال 1284، اداره‌ای در شهرداری تهران به نام (اداره روشنایی معابر) تاسیس شد. این اداره بعدها به (بنگاه برق) تغییرنام داد ولی همچنان زیرنظر شهرداری بود.
پس از این‌که برق به طور کامل در میان مردم جا افتاد و عقیده‌های کهنه، جای خود را به رضایت از نور داد، بنگاه برق، فردی را به عنوان مامور دریافت پول مصرف برق براساس تعداد لامپ‌ها قرار داد که به او (تحصیلدار) می‌گفتند. تحصیلدار، بدون آن که کنتور و یا چیزی شبیه آن در کار باشد، هر شب آمده و براساس تعداد لامپ‌ها از صاحبان آنها پول می‌گرفت. در آن زمان لامپ‌هایی که معمول بود، لامپ‌های چهل واتی، لامپ‌های 75 واتی و لامپ‌های صدواتی بود. البته در آن زمان به واحد (وات)، (شمع) می‌گفتند.
قیمت مصرف لامپ‌های چهل شمعی چهار شاهی و مصرف لامپ‌های 75 شمعی و صد شمعی به ترتیب هفت شاهی و ده شاهی بود. بعضی کسبه، برای پرداختن نکردن این مبلغ، ترفندهایی به کار می‌بردند.
اول شب لامپ کم‌وات زده و پس از رفتن تحصیلدار، لامپ پروات می‌بستند، یا این‌که ابتدا یکی، دو لامپ وصل می‌کردند و پس از رفتن تحصیلدار، سه، چهار لامپ دیگر اضافه می‌کردند. عده‌ای نیز دکان و مغازه خود را هنگام آمدن تحصیلدار می‌بستند و پس از رفتن او، دوباره آن را باز می‌کردند و به این طریق از پرداخت مبلغ مصرف لامپ، شانه خالی می‌کردند.

محمدحسین امین‌الضرب در 25 آذرماه 1311 شمسی در سن 62 سالگی در اثر بیماری آسم درگذشت. پس از فوت امین‌الضرب بنا به وصیتش، او را در شهر مقدس نجف به خاک سپردند.فرزندانش عبارتند از حسن، محسن، دکتر یحیی و دکتر اصغر مهدوی...
 




برچسب ها : صنعت برق, نيروگاه, تحقيق, پايان نامه, گذارش, مقاله, مقاله نويسي

برق در جهان

نظرات
برق در جهان

اگرچه که الکتریسته به عنوان نتیجه واکنش شیمیایی ای که در یک پیل الکترولیت از زمانی که الساندرو ولتا در سال 1800م این آزمایش را انجام داد، شناخته می شده است، اما تولید آن به این روش گران بوده و هست. در سال 1831م، مایكل فارادی ماشینی ابداع کرد که از حرکت چرخشی تولید الکتریسته می کرد، اما حدود پنجاه سال طول کشید تا این فن آوری از نظر اقتصادی مقرون به صرفه شود. در سال 1878م، توماس ادیسون جایگزین عملی تجاری ای را برای روشنایی های گازی و سیستم های حرارتی ایجاد کرد و به فروش رساند که از الکتریسته جریان مستقیمی استفاده می کرد که بطور منطقه ای تولید و توزیع شده بود، استفاده می کرد. در سیستم جریان مستقیم ادیسون، ایستگاه های تولید توان اضافی می بایست نصب می شدند. بدلیل اینکه ادیسون قادر نبود سیستمی را تولید کند که به ژنراتورهای چندگانه اجازه بدهد که به یکدیگر متصل شوند، گسترش سیستم او نیاز داشت که تمامی ایستگاه های تولید جدید مورد نیاز ساخته شوند.
نیاز به نیروگاه های اضافی ابتدا توسط قانون اهم بیان شده است، به دلیل اینکه تلفات با مربع جریان یا بار و با خود مقاومت متناسب است، بکار بردن کابل های طولانی در سیستم ادیسون به مفهوم داشتن ولتاژهای خطرناک در برخی نقاط یا کابل های بزرگ و گران قیمت و یا هر دوی اینها بود.
نیکولا تسلا که مدت کوتاهی برای ادیسون کار می کرد و تئوری الکتریسته را بگونه ای درک کرده بود که ادیسون درک نکرده بود، سیستم جایگزینی را ابداع کرد که از جریان متناوب استفاده می کرد. تسلا بیان داشت که دو برابر کردن ولتاژ جریان را نصف می کند و منجر به کاهش تلفات به میزان 4/3 می شود و تنها یک سیستم جریان متناوب اجازه انتقال بین سطوح ولتاژ را در قسمت های مختلف آن سیستم ممکن می سازد. او به توسعه و تکمیل تئوری کلی سیستم اش ادامه داد و جایگزین تئوری و عملی ای را برای تمامی ابزارهای جریان مستقیم آن زمان ابداع کرد و ایده های بعدیش را در سال 1887م در 30 حق انحصاری اختراع به ثبت رساند.
در سال 1888م کار تسلا مورد توجه جرج وستینگهاوس که حق انحصاری اختراع یک ترانسفورماتور را در اختیار داشت و یک کارخانه روشنایی را از سال 1886م در گریت بارینگتون، ماساچوست راه اندازی کرده بود، قرار گرفت. اگرچه که سیستم وستینگهاوس می توانست از روشنایی های ادیسون استفاده کند و دارای گرم کننده نیز بود، اما این سیستم دارای موتور نبود. توسط تسلا و اختراع ثبت شده اش، وستینگهاوس یک سیستم قدرت برای یک معدن طلا در تلورید، کلورادو در سال 1891 ساخت که دارای یک ژنراتور آبی 100 اسب بخار(75 کیلو وات) بود که یک موتور 100 اسب بخار (75 کیلو وات) را در آنسوی خط انتقالی به فاصله 5/2 مایل (4 کیلومتر) تغذیه می کرد. سپس در یک قرارداد با جنرال الکتریک که ادیسون مجبور به فروش آن شده بود، شرکت وستینگهاوس اقدام به ساخت یک نیرگاه در نیاگارا فالس کرد که دارای سه ژنراتور تسلای 5000 اسب بخار بود که الکتریسته را به یک کوره ذوب آلومینیوم در نیاگارا ، نیویورک و به شهر بوفالو، نیویورک به فاصله 22 مایل (35 کیلومتر) انتقال می داد. نیروگاه نیاگارا در 20 آوریل 1895م شروع به کار کرد.
•    برق در تهران
شهر بزرگ تهران از حدود دو قرن پیش پایتخت ایران بوده است و به سبب نقش و موقعیت اداری و جغرافیای برجسته اش اولین مولد برق در تهران به قدرت تقریبی ٣ كیلو وات حدود ١٥0 سال پیش در سال ١٢٦٤ هجری شمسی درست سه سال بعد از مؤسسه برق تجاری توماس ادیسون كه برای تأمین روشنایی بخشی یكی از خیابانهای شهر نیویورك ایجاد شده بود، به منظور تأمین روشنایی بخشی از كاخ سلطنتی ناصرالدین شاه قاجار، برای نخستین بار در این شهر مورد بهره برداری قرار گرفت.
١٩سال بعد در سال ١٢٨٣ هجری شمسی امتیاز تأسیس كارخانه برق در تهران به یكی از تجار خوش نام آن زمان مرحوم حاج حسین امین الضرب واگذار گردید. این كارخانه در سال ١٢٨٥ درست ٦ ماه بعد از صدور فرمان مشروطیت با یك ماشین بخار پیستونی با ٣ دیگ بخار كه سوخت آن زغال سنگ بود با مولدی به قدرت ٤٠٠ كیلو وات ساخت كارخانه آ.ا.گ. از كشور آلمان با ولتاژ٣٨٠/٢٢٠ ولت آماده بهره برداری و پذیرش مشتركان شد. محل این كارخانه در خیابان چراغ برق تهران (امیر كبیر كنونی) قرار داشت كه فقط برای تأمین روشنائی شبها بین ٥ تا ٧ ساعت كار می كرد. ماشین بخار دیگری با مولدی به قدرت ١٠٠ كیلو وات بعدها به آن اضافه شد. از اوایل سالهای ١٣٠٠ به بعد دو دستگاه نیم دیزل به قدرت ٥٠ اسب بخار ساخت كارخانه (انگو بلژیك كمپانی) در همان محل نصب گردیده و به ظرفیت كارخانه امین الضرب افزوده شد.
در این سالها به تدریج با آگاهی و علاقمند شدن بخش خصوصی به مزایای برق، رفته رفته شركتهای خصوصی برای تولید، توزیع و فروش برق ایحاد شد. در همین دوران برخی از كارخانه های صنعتی جدیدالتأسیس هم دارای مولد برق اختصاصی شدند. در سال ١٣١٠ برای نخستین بار، شبانه روزی كردن برق در تهران در میان دولتمردان آن زمان مطرح گردیده و اقدامات اولیه برای تحقق آن صورت گرفت تا آنكه بعد از گذشت ٦ سال بلاخره در تاریخ ٢٥/٦/١٣١٦ یك نیروگاه بخاری ساخت كارخانه اشكودا از كشور چكسلواكی با ٤ واحد ١٦٠٠ مگاواتی جمعاً به قدرت ٦٤٠٠ كیلو وات در محل كنونی شركت برق منطقه ای تهران واقع در میدان شهدا نصب گردیده و زیر نظر شهرداری تهران بهره برداری از آن آغاز گرید.
در فاصله سالهای١٣٢٠-١٣١٨ به ویژه از اردیبهشت ماه سال ١٣١٩ كه رادیو تهران شروع به كار كرد، استفاده از برق مخصوصاً برای شنیدن اخبار جنگ از رادیو با استقبال مردم روبرو گشت و به ناچار برای جبران كمبود نیرو از برق اضافی كارخانه های سیلو، سیمان تهران و پادگان سلطنت آباد كمك گرفته شد. بر اساس آمارهای موجود میزان تولید برق زا ٥/١٠ میلیون كیلو وات ساعت در ساعت ١٣١٧ به٥/١٥ میلیون كیلو وات ساعت در سال ١٣١٨ رسیده بود كه با منظور كردن ٥/١ میلیون كیلو وات ساعت تولید برق كارخانه حاج امین الضرب جمع تولید برق در آن سال به ١٧ میلیون كیلو وات ساعت رسید. جمعیت تهران در آن سال ٤٥٠٠٠ نفر بود كه بدین ترتیب میزان تولید سرانه برق سالانه به حدود ٣٨ كیلو وات ساعت رسیده بود.
در سالهای قبل از سال ١٣١٥ مسئولیت تهیه، نصب، تعمیر و نگهداری تأسیسات مربوط به روشنائی خیابانها به عهده واحدی به نام (اداره روشنایی) كه در شهرداری تهران ایجاد شده بود قرار داشت. ولی واحد مستقلی كه عهده دار برنامه برای تأمین برق مورد نیاز مردم و توسعه تأسیسات برق در آینده باشد وجود نداشت. با افزایش تقاضای روزافزون برق و رشد تدریجی مصرف، ایجاد یك مؤسسه مستقل كه عهده دار این وظیفه باشد احساس گردید و به همین خاطر در ٢٥ مهرماه سال ١٣١٥ یك مؤسسه مستقل به نام (مؤسسه برق تهران) زیر نظر شهرداری به وجود آمد. این مؤسسه در واقع با اهداف و شرح وظایف گسترده جایگزین اداره روشنایی شهرداری شد.
به علت افزایش تقاضا، كمبود برق در تهران روز به روز بیشتر احساس می شد اما در طی سالهای جنگ جهانی دوم به سبب اشغال ایران از سوی متفقین و آشفتگی اوضاع سیاسی داخلی و عدم امكان ساخت تجهیزات نیروگاهی در داخل كشور مشكلات حمل قطعات نیروگاهها از خارج كشور، امیدی به نصب نیروگاههای جدید وجود نداشت تا آنكه پس از پایان جنگ و پیش از خروج متفقین از ایران ٤ دستگاه مولد ٢٠٠٠ كیلو واتی جمعاً به ظرفیت ٨٠٠٠ كیلو وات ساخت كارخانه (وستینگهاوس) از ارتش آمریكا خریداری گردیده و در ضلع شمالی مولدهای اشكودا نصب شد و بهره برداری از آنها در مهرماه سال ١٣٢٧ آغاز گردید. احداث این نیروگاهها و حتی استفاده از برق مازاد كارخانه های دولتی از جمله سیمان، سیلو، دخانیات، سلطنت آباد و راه آهن نیز تكافوی پاسخگویی به نیازهای برق تهران را نمی كرد. چنان كه در زمستان سال ١٣٢٨ كمبود نیروی برق در تهران به طور كامل محسوس شد و به همین خاطر پس از مطالعات و بررسیهای به عمل آمده مسؤولان ذیربط در طی سالهای ١٣٣٢ و ١٣٣٣ اقدام به خرید سه دستگاه مولد دیزلی هر یك به قدرت ١٣٠٠ كیلو وات و در مجموع به قدرت ٣٩٠٠ كیلو وات، از كارخانه (نردبرگ) آمریكا نمودند. این مولدها هم در ضلع شمال غربی مولدهای اشكودا نصب شده و در طی سالهای ١٣٣٤ و ١٣٣٥ مورد بهبره برداری قرار گرفتند.




برچسب ها : صنعت برق, نيروگاه, تحقيق, پايان نامه, گذارش, مقاله, مقاله نويسي


از صنعت برق چه می‌دانیم ؟

انواع نیروگاه‌هایی که در سطح جهان به امر تولید برق اشتغال دارند عبارتند از:
1. نیروگاههای بخاری
2. نیروگاههای آبی
3. نیروگاههای گازی
4. نیروگاههای سیکل ترکیبی
5. نیروگاههای اتمی
6. نیروگاههای خورشیدی
7. نیروگاههای بادی
8. نیروگاههای پمپ ذخیره ای
9. نیروگاههای جذر و مدی دریا
10. نیروگاههای زمین گرمایی ( ژئوترمال)
11. نیروگاههای موجی ( موج دریا )
12. نیروگاههای دیزلی
13. نیروگاههای مگینتوهیدرودینامیکMHD
14. نیروگاههای بیوماس
15. و…

به طوری که از نام این نیروگاهها بر می‌آید هریک ازآنها برای تولید برق، فن آوری ویژه ای دارند که درجای خود توضیح خواهیم داد. در حال حاضر انواع نیروگاههایی که در کشور ما ایران دردست بهره برداری قراردارند عبارتند از: نیروگاههای آبی، گازی، دیزلی، بادی، خورشیدی، سیکل ترکیبی و به زودی نوع اتمی آن نیز شروع به کارخواهد کرد.
ولی قبل ازاینکه وارد بحث نیروگاهها، تولید، انتقال و توزیع برق شویم، بهتراست کمی درباره کاربردهای گوناگون انرژی ها و تبدیل آنها به انرژی برق و روشهای تولید آن سخن بگوییم.
استفاده از انرژیهای خدادادی موجود درطبیعت، همیشه مورد نظربوده است. مطالعات گوناگونی برای تغییر شکل انرژی، به طوری که به کارگیری آن ساده باشد، صورت گرفته است. حاصل این کوشش ها، انرژی الکتریکی است که ازتبدیل سایر انرژی ها به دست می آید.
امروزه یکی ازمهم ترین شکل های انرژی که درتمام جهان مود استفاده قرار می گیرد ، انرژی برق است. همان طور که درکتاب های علوم خوانده ایم، انرژیها قابل تبدیل به یکدیگرند. مثلاً انرژی مکانیکی را می توان به انرژی الکتریکی تبدیل کرد. به همین ترتیب انرژی شیمیایی و حرارتی را و برعکس.
عوامل زیرسبب می شوند که استفاده ازبرق ساده تر و راحت تر از سایر انرژیها باشد:
1. برق را می توان به سهولت از نقطه ای به نقطه دیگر انتقال داد. به عنوان مثال توسط دو رشته سیم انرژی الکتریکی به خانه ما راه می یابد.
2. کارکردن با برق ساده تر است.
3. دستگاههای متعددی می توان ساخت که با برق کار کنند.
4. درتبدیل انرژی الکتریکی به انرژیهای دیگرمواد زاید ایجاد نمی شودو…
انرژی الکتریکی کاربردهای گوناگونی دارد که اهم آنها عبارتند از:
مصارف صنعتی
تقریباً بیش از نصف برق تولیدی برای رفع احنیاجات صنعتی به کار می رود. موتورهای الکتریکی در اندازه های کوچک و بزرگ چرخ صنایع را به حرکت درمی آورند. الکترومغناطیس های بزرگ در جرثقیل ها کار جابه‌جا کردن قطعات بزرگ فلزی را به عهده دارند.
کاربرد در کشاورزی
اگر شما فرزند یک کشاورز باشید می توانید بسیاری از کاربردهای برق درمزارع را نام ببرید. می دانیم تا چندی قبل بسیاری از کارهای مزرعه توسط کشاورزان و خانواده های آنان با کمک حیواناتی مثل اسب انجام می شد. اینک چه تغییری پیدا شده است؟ مواد غذایی با بهای کمتری از نظرهزینه نیروی انسانی تهیه می شود، کشاورزان از وسایل زندگی بهتر استفاده می کنند و انرژی برق در کشاورزی به کار گرفته شده است.
برق ـ البته توع خاصی از آن ـ تراکتور کشاورز را راه می اندازد. باراو را حمل می کند. آب را به مزارع و محل مسکونی می رساند. بادبزن های الکتریکی هوای گرم تابستان را خنک می کنند. برق، گرمابخش زمستان سرد است. مانع فاسد شدن مواد غذایی می شود. صنایع غذایی را گسترش می دهد.
کاربرد در شهرها
شهرها معمولاً 10 درصد برق تولیدی را مصرف می کنند. فروشگاهها، خانه ها ،‌ هتلها، مساجد، بیمارستانها،‌ ادارات و دیگرمراکز شهری برق مصرف می کنند. درشهر سیستم هوای مطبوع، هوای ادارات، بیمارستانها، هتل ها و آپارتمان ها را درتابستان خنک و سالم نگه می دارد. یک بیمارستان خوب بدون داشتن دستگاههای برقی نظیر اشعة ایکس، آسانسورها،‌ تخت های جراحی‌، دستگاههای استرلیزه کردن‌، لامپ های مخصوص و دیگر وسایل نمی تواند خدمت لازم را در اختیار بیماران قرار دهد.
روشنایی اماکن و معابر در شب، که نعمت بزرگی است فراموش نشود.
کاربرد درحمل و نقل
حمل و نقل زمینی، دریایی، هوایی به صورت پیشرفته امروزی فقط با استفاده از نیروی برق مقدور است. ماشین های سواری، اتوبوس ها، لکوموتیوها، مستقیم یا غیر مستقیم از انرژی برق استفاده می کنند. در خطوط کشتیرانی از پختن غذا گرفته تا تهویه هوای کشتی از برق استفاده می شود.
هواپیما های مسافربری یا نظامی، روشنایی، گرما، تهویه، کنترل فشار وقدرت خود را توسط نیروی برق تأمین می کنند.
کاربرد ارتباطاتی ( مخابرات )
تلگراف، تلفن، رادیو و برنامه های فضایی قدرت خود را از برق دریافت می کنند. بدون برق نفوذ به داخل فضا و شناخت نادیده های فضایی و ارتباط با کرات آسمانی امکان پذیر نیست. امروزه کشورهای جهان توسط دستگاههای مخابراتی به هم وصل هستند. از ایستگاههای رادیویی مختلف می توان اخبار را شنید.
فکر می کنیم همین مختصر توضیح دربارة اهمیت صنعت برق و شناخت آن کافی باشد و حال به سروقت روش های تولید برق می رویم و سپس به درون نیروگاه گاه برمی داریم.
به طوری که می دانیم، انرژی الکتریکی قابل دیدن نیست. با وجود این اطراف ما را پوشانیده است. می توان گفت الکتریسیته همه جا هست. در حقیقت قسمتی از ساختمان تمام مواد طبیعی الکتریسیته است. تنها کاری که باید انجام دهیم این است که الکتریسیته را از درون مواد بیرون بیاوریم و به کارگیریم.
همان طور که گفتیم برق شکلی از انرژی است که از تبدیل سایر انرژی ها به وجود می آید. دستگاهی را که سایر انرژی ها را به انرژی برق تبدیل می کند، مولد می نامند.
پیل، یک مول برق است. این مولد، انرژی شیمیایی را به انرژی الکتریکی تبدیل می کند. درباره پیل ( باتری ) درکتاب های علوم به طور مفصل بحث شده است. پیل به دو صورت،‌ پیل خشک و پیل تر موجود است. هریک از شما برای یک بار هم که شده پیل را به کار برده اید. پیل خشک برای به کار انداختن وسایل بازی، رادیوها، چراغ قوه ها و ضبط صوت ها و گروه دیگری از وسایل الکتریکی مورد استفاده قرار می گیرند. پیل های مزبور در اندازه و شکل های مختلف ساخته می شوند. این پیل ها پس از مدتی برق آنها تمام می‌شود و دیگر نمی‌توان از آنها استقاده کرد.
یکی دیگر از انواع مولدهای شیمیایی، انباره یا باتری اتومبیل است که آن را باتری تر نیز می نامند. از این باتری های تر امروزه علاوه بر اتومبیل، درمراکز صنعتی و از جمله در داخل نیروگاهها نیز برای موارد اضطراری استفاده می کنند. این باتری ها طوری طراحی شده اند که می توانند در دفعات زیاد پر و خالی شوند.
برقی که به روشهای مختلف تولید می شود به نام برق جریان مستقیم یا برق D.C برق جریان متناوب A.C نامگذاری شده است . برق D.C مانند یک خیابان یک طرفه است. الکترون ها مانند وسایط نقلیه فقط دریک جهت حرکت دارند. برق A.C یا برق جریان متناوب در صنعت و مصارف خانگی مورد استفاده قرارمی گیرد.
دستگاهی را که برق A.C تولید می کند، مولد یا ژنراتور می نامند. برحسب اینکه انرژی لازم برای به حرکت درآوردن مولد از چه منبعی دریافت شود،‌ مولد را با آن نام می خوانند. مانند نیروگاههایی که قبلاً انواع آنها را نام برده ایم. به عنوان مثال اگر برای گرداندن مولد، از انرژی حرارتی استفاده شود، مولد را توربوژنراتور حرارتی می گویند که از جمله آنها توربوژنراتورهای بخاری است.
طرز کار این نوع مولد به این ترتیب است که ابتدا آب را به وسیله سوختی مانند زغال سنگ، گاز و مواد نفتی مانند مازوت به بخارتبدیل می کنند. بخارتولید شده پس از عبور از لوله های مخصوص با فشارزیاد به پره های توربین برخورد می کند و آن را به گردش درمی آورد. چون محور توربین و محور ژنراتور به هم متصلند، درنتیجه ژنراتور شروع به چرخیدن کرده و برق تولید می کند.
مولد برقی که به وسیلة موتور دیزلی به گردش درمی آید به نام دیزل ژنراتور نامیده می شود. به همین ترتیب می توان برای تولید برق از انرژی باد، خورشید، آب و همچنین از انرژی هسته ای استفاده کرد که دراین باره، هنگام توضیح دربارة کار این نوع نیروگاهها مفصل تر صحبت خواهیم داشت.
یادمان نرود که دینام دوچرخه هم یک ژنراتور کوچک برق است که محور آن توسط انرژی پاهایمان هنگام رکاب زدن به حرکت درمی آید و مقداری از انرژی ما به برق تبدیل می شود و ما می توانیم در روشنایی لامپ دوچرخه، به حرکت خود در شب ادامه دهیم.




برچسب ها : صنعت برق, نيروگاه, تحقيق, پايان نامه, گذارش

تيم ويور

نظرات


http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRXNy7VOMUyTSnX0QgRDwfRlCPzqv9wVxUFqHic3LClbEC3hkaz


دانلود تيم ويور




برچسب ها : دانلود, تيم ويور, برنامه, نرم افزار, فلش پلير

گوگل تالك

نظرات


http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTiFdQ9sawqBR792X5IoIsGhTOst3lI_QY3Mlt8y83ImP78pbypoQ

دانلود گوگل تالك




برچسب ها : گوگل تالك, برنامه, نرم افزار, رايگان


روابط زناشوئي

سیاری از زوجهای جوان به دلیل عدم آشنایی و در پاره ای از موارد نبود آگاهی کا فی درباره نحوه برخورد با روابط عاطفی و زناشویی بین همسران ، با مشکلاتی مواجه هستند، که متاسفانه این مشکلات در برخی از موارد تبدیل به بحران های خانوادگی می گرد که آثار آن در معضلاتی همچون افزایش آمار طلاق در جامعه ، تنوع طلبی جنسی و.... قابل مشاهده می باشد . سیمرغ با هدف پیش گیری از ایجاد این گونه مشکلات و با احترام به حریم خانواده ، جهت افزایش دانایی زوجهای جوان و کمک به بهبود واستحکام روابط همسران اقدام به تهیه و ارائه مطلب زیر نموده است .


من هیچ علاقه ای به رابطه زناشویی با همسرم ندارم
سارا که از ازدواج اولش دارای یک دختر است درمورد زندگی فعلی و ازدواج مجددش می گوید. او می گوید که من و سامان زندگی خوبی داشتیم حتی از لحاظ زناشویی هم هیچ مشکلی نداشتیم. آنها 6 سال است که ازدواج کرده اند و این ازدواج دوم هر دوی آنهاست و این هیچ خللی در زندگی آنها وارد نکرده بود. او می گوید تا 3 سال پیش زندگی خوبی داشتند و مانند تازه عروس و دامادها زندگی می کردند.
سارا می گوید:
اما حالا هیچ خواسته و نیاز جنسی و هیچ شور و هیجانی ندارم. دوست دارم مثل سابق رابطه بهتری با هم داشته باشیم اما نمی توانم. طی چند سال اخیر چندکیلو وزن اضافه کردم و این شاید یکی از علتهای سردی در روابط جنسی ام شده است. اما حالا به این نتیجه رسیدم که حتما عمل جراحی که سه سال پیش داشتم(عمل بیرون آوردن رحم) علت اصلی این سردمزاجی من در روابط زناشویی ام بوده و این همان چیزی است که روابط جنسی من را تحت الشعاع قرار داده. از بعد از عمل جراحی ام، به دو متخصص زنان مراجعه کردم و درمانهای زیادی از هورمون درمانی و داروهای گیاهی گرفته تا داروهای شیمیایی را امتحان کردم تا تمایلاتم را بهبود بخشم. اما هیچ اتفاقی نیفتاد و هیچ کدام از آنها کمکم نکرد.
من و سامان ماه به ماه هم به یکدیگر ابراز علاقه نمی کنیم. اگر به ندرت هم ابراز علاقه کرده و رابطه زناشویی داشته باشیم، هرگز مثل سابق و اوایل ازدواجمان نیست. ایجاد رابطه زناشویی برای من سخت است و احساس میکنم که این رابطه زناشویی به من تحمیل شده است. در مقابل سامان احساس می کند که من هیچ توجه و علاقه ای به او ندارم. بارها برایش توضیح داده ام که من عاشقش هستم و هنوز هم برای من جذابیت های خاص خودش را دارد. فقط من حال و حوصله برقرار کردن رابطه زناشویی را ندارم. برای مثال، چندروز پیش وقتی من از سرکار برگشتم، سامان از من درخواست رابطه زناشویی کرد اما من خسته بودم و درخواست او را رد کردم. هرزمانی که مانعش می شوم، سامان عصبانی می شود و اخم می کند. من احساس می کنم سامان ظرفیت کمی دارد و از هر چیزی زود عصبانی می شود. این موضوع در مورد انتقاد کردن از او، یا نادیده گرفتن خانواده اش هم صدق می کند.

تفکرهای سارا ادامه دارد
اما او گاهی اوقات متوجه این موضوع نمی شود که من به مهلت بیشتری نیاز دارم. کار من پر استرس است. من مدیر برنامه ریزی شرکت هستم و ساعت کاریم زیاد است. اما سامان استاد اقتصاد است و شش ماهی بود که برای انجام تحقیقاتی برای نوشتن کتابش در خانه مانده بود. علاوه بر کارش، دو پسر او که یکی 17 سال و دیگری 19 سال دارند و نزدیک مادرشان زندگی می کنند، در زندگی او از اهمیت خاصی برخوردار نیستند. سامان به ندرت دوستان دانشگاهیش را می بیند، و به ندرت خودش را سرگرم می کند یا ورزش می کند. تمام توجه او و دنیایی که پیرامون او را احاطه کرده من هستم. و این برای من خسته کننده است.

سامان تصور می کند که من پسرهایش را دوست ندارم و من را متهم کرده است که برای به هم پیوستگی و اتحاد خانواده اش تلاش نمی کنم. من به تحمیل کردن خودم به دیگران چندان تمایل ندارم. اما سامان از من انتظار دارد که اتحاد و نزدیکی خانواده اش را برقرار کنم. حالا پسرهای سامان یکسره به ما سر میزنند. من احساس می کنم که رفت و آمد زیاد آنها به خانه ما بدون هماهنگی باعث اختلال در زندگی خصوصی ما شده است. دراین شرایط ما چاره ای جز جر و بحث نداریم.

تا زمانی که من، سامان و خانواده اش را ملاقات کردم هیچ پیش زمینه ای درمورد خود و خانواده اش نداشتم. من سومین فرزند خانواده هستم. از زمانی که پدرم فوت کرد مادرم خودش را مرکز توجه قرار داده بود10 سال پیش وقتی پدرم فوت کرد مادرم نقل مکان کرد و من به ندرت او را می بینم. برادر و خواهرم هم شهرستان زندگی می کنند.
من سامان را در یک مهمانی دوستانه دیدم. به نظر من سامان اولین مردی بود که به طور جدی علاقه مندش بودم. آشنایی ما از آنجا شروع شد. سامان به هر طریقی سعی داشت به من ابراز علاقه کند. اما من هرگز چنان حسی به او نداشتم. وقتی سامان از من خواست به مشاوره برویم درخواستش را رد کردم و به او گفتم من قبلا مشاوره رفتم. درواقع من قانع نشده بودم که می توانم تغییر کنم. من با همسر سابقم هم مشکلات سردمزاجی جنسی داشتم و هیچ وقت او را مقصر نمی دانم.


تفکرهای سامان
من تقریبا تسلیم شدم
سامان یک مرد 43 ساله که هنوز هم مثل بسکتبالیستها به نظر می رسد می گوید وقتی سارا به درخواستهای من هیچ توجهی نمی کرد من احساس سرخوردگی پیدا کردم و تا حدی تسلیم او شدم. او می گوید سارا اصلا به ایجاد رابطه زناشویی علاقه ای نداشت و نزدیک به 3 سال هیچ رابطه زناشویی با هم نداشتیم. او همیشه به من می گفت اصلا هیچ شور و هیجانی ندارم چون وزنم زیاد شده است. اما من هنوز هم فکر می کردم که او برای من زیباست. اما همیشه سعی می کردم با صحبت کردن او را متقاعد کنم. اما من احساس می کردم که جاذبه ای برای او ندارم.
کناره گیری های سارا در ابعاد دیگری از زندگی مان هم خودش را نشان داد. او عصبانی بود و به جای لبخند زدن تقریبا همیشه بداخلاقی می کرد. او من را یک آدم احمق تصور می کرد که هیچ کاری را نمی توانم به نحو احسن انجام دهم. مثلا اگر قبض را سرموقع پرداخت نمی کردم از نظر او وظیفه شناس و مسئولیت پذیر نبودم. اگر من از او می خواستم که به جمع من و پسرانم بپیوندد تا یک فیلم را با هم ببینیم برای او به این معنی بود که من برای حیطه شخصی او احترام قائل نیستم. من از اینکه پسرانم رفت و آمد به خانه من را به خانه مادرشان ترجیح می دادند خوشحال بودم اما می دانستم که سارا این موضوع را یک نوع فضولی و آنها را مهمانان ناخوانده می دانست.


رابطه ما ناامید کننده بود
پدرمن کارمند شرکت برق بود و مادرم حسابدار. پدر و مادرم من و خواهر و برادرانم را در رفاه کامل قرار داده بودند. من هنوز هم از اینکه مرتبا به دیدار من می آیند ممنون و سپاسگزارم. پدر و مادر من هر دو کار می کردند و همه ما را به دانشگاه فرستادند. من هرگز پدرم را به خوشحالی روزی که در آزمون دکترا قبول شدم ندیده بودم.

در ابتدا من عاشق تدریس بودم اما سیاستهای دانشگاه مرا از پا درآورد. من می خواستم ساعتها ورزش کنم، کتابی که 20 سال برایش برنامه ریزی کرده بودم را تمام کنم. من احساس می کردم هنوز جای زیادی برای پیشرفت دارم اما به خاطر سارا علایقم را رها کردم. شما فکر می کنید حالا که من و سارا زمان زیادی را در خانه به خوبی و خوشی با هم سپری می کنیم؟ اما نه برعکس!

رابطه بین ما خیلی ناامید کننده است چون ما هردو در ابتدا با هم رابطه خیلی خوبی داشتیم. وقتی من و سارا همدیگر را ملاقات کردیم فورا احساس کردیم از همه لحاظ برای هم مناسب هستیم. هر دوی ما مطلقه بودیم، هر دو بچه داشتیم و هردوی ما یکدیگر را درک کردیم و به خواسته های هم احترام گذاشتیم. من واقعا نمی دانم چه اتفاقی افتاد. بحث و جدل های ما تمام نشدنی است. من اعتراف می کنم که اخلاق بدی دارم اما اکثر اوقات سعی می کنم بحث را تمام کنم تا زمانی که هردوی ما آرام شویم اما او اجازه نمی دهد. من حتی سعی می کنم از اتاق بیرون بیایم اما او همیشه صحبتهایش را ادامه میدهد.
حالا می دانم که من باید تغییراتی را در زندگی ام ایجاد کنم. من ارتباط با دوستانم را از دست داده ام، و باید اعتماد به نفسم را تقویت کنم تا کتابم را به پایان برسانم. اما با وجود همه اینها، من می خواهم ارتباطم را با همسرم دوباره برقرار کنم. نمی دانم چقدر طول می کشد. بله من در رابطه زناشویی موفق نبودم اما علاقه و شور و هیجان بین ما هم موفیت آمیز نبوده. تا کی می خواهد طول بکشد؟ تا همیشه؟

نظر مشاور
مشاور پاسخ می دهد: خواسته های ضعیف و کمِ جنسی در هر سنی و به دلایل مختلفی ممکن است اتفاق بیفتد. این موضوع ممکن است مادام العمر باشد یا موقتی، مثلا ممکن است به دلیل شرایط فیزیکی مانند بیماری، مصرف دارو،یائسگی یا حتی استرس باشد. سارا به من گفته بود که از زمانی که رحمش را جراحی کرده تغییراتی از قبیل خشکی واژن، عرق های شبانه، و گرگرفتگی در بدنش مشاهده کرده بود. و این تغییرات برای کاهش میل به رابطه زناشویی نرمال و طبیعی است. من تردید دارم که دلایلی غیر از دلایل فیزیکی برای این عدم تمایل به برقراری رابطه زناشویی وجود دارد.

من به سارا گفته بودم که برای اینکه رابطه زناشویی اش را به حالت نرمال و طبیعی برگرداند باید رابطه خود با همسرش را خارج از محیط اتاق خواب بهبود بخشد. خانواده آنها، بچه هایشان، و شغلشان در ایجاد بحث و مشاجره موثر هستند و در رابطه آنها تاثیر زیادی می گذارند. سارا معتقد است که سامان نیاز او برای زندگی شخصی و خصوصی اش را نادیده گرفته و این موضوع را با سردی در رابطه زناشویی که منجر به عصبانیت و ناراحتی سامان می شود جبران می کند. بعد از ممانعت های بسیار سارا، سامان حالت تدافعی پیدا می کند و از اتلاف انرژی بر روی آن صرف نظر می کند.

ما استراتژی های مختلفی برای کوتاه شدن بحث بین آنها و بهبود روابطشان پیشنهاد کردیم. آنها موافقت کردند که به محض اینکه احساس کردند بحثشان درحال بالا گرفتن است مکث کنند و بحث را خاتمه دهند. من به آنها ماموریت دادم مثلا اگر درحال بحث کردن بودند و اگر سامان لحظه ای مکث کرد سارا باید به جای ادامه دادن بحث به آن احترام بگذارد. این کار به سامان اجازه می دهد که حالتش را کنترل کند و به آرامی صحبت کنند. من همچنین به سامان گفتم وقتی سارا منتقدانه صحبت می کند و عیبجویی می کند چند لحظه ای صبر کند. به این شکل بحث کوتاه می شود. با این کار سامان دیگر مقابل سارا گارد نمی گیرد و به لحظات خوبی که باهم سپری کردند تمرکز می کند.

سامان همچنین باید شادی و نشاط را در زندگی اش که زیاد با سارا مرتبط نیست به دست بیاورد. ما درمورد اینکه چگونه می تواند شادی و نشاطش را دوباره به دست بیاورد بحث کردیم. مثلا سامان بعد از چند جلسه مشاوره به من گفته کتابش باید تا آخر تابستان تمام شود. همچنین او گفته قرار است دوباره تدریسش را از پاییز از سر بگیرد. با پیشنهادات من سامان دوباره ارتباطش را با دوستان و همکارانش برقرار کرد و پروژه های جدیدی برای انجام دادن برداشت. سارا می گوید: حالا سامان دیگر سرش حسابی شلوغ شده است و من از او خواهش می کنم کمی هم وقت برای من بگذارد.

در پایان من به همه زوج ها توصیه می کنم تعادل را حفظ کنید. بعضی از زوج ها زمان زیادی را صرف کارهایشان می کنند، بعضی ها فقط به مسائل جنسی می پردازند، و بعضی ها هم به احساسات می پردازند که باعث مشکلاتی در فعالیتهای جنسی می شود. همدیگر را درک کنید، به یکدیگر محبت کنید، رابطه زناشویی را به دیگری تحمیل نکنید. شرایط را برای ایجاد یک رابطه زناشویی خوب فراهم کنید مثلا موسیقی بگذارید، نور اتاق را کم کنید و شمع روشن کنید. از با هم بودن لذت ببرید. بعد از چند هفته، متوجه می شوید که چقدر از با هم بودن لذت می برید.

در ضمن، من به سارا کمک کردم تا تصور و ذهنیتش را درمورد خودش مخصوصا اندامش بهبود دهد. من چند جمله کلیدی به او دادم تا زمانی که احساس بدی نسبت به خودش داشت آنها را تکرارکند. "هیچ وقت همسرم به خاطر ظاهرم با من رابطه زناشویی برقرار نمی کند". سارا اینقدر این جمله ها را تکرار کرد تا حس منفی نگری او از بین رفت. من همچنین به او گفتم باید کارهایی انجام دهد تا حس شور و هیجان برای رابطه با همسرش برقرار شود. به او پیشنهاد کردم به ظاهر و اندامش بیشتر رسیدگی کند، ورزش کند و موسیقی مورد علاقه اش را گوش دهد.

بعد از 5 ماه سارا و سامان رفتارهای سابقشان را کنار گذاشتند. من پیشنهاد دادم برای اینکه سارا از ممانعت دربرابر رابطه زناشویی دست بردارد، سارا پیشقدم باشد. آنها تصمیم گرفتند آخر هفته خوبی را با هم سپری کنند و به مسافرت بروند. وقتی که برگشتند به آنها گفتم برای رابطه زناشویی تان زمان بندی کنید. سامان هم قول داد که از پسرانش بخواهد تا قبل از آمدن به خانه آنها با پدرش هماهنگ کند. سارا هم قول داد تا وقت بیشتری را با مهمانهایش به خصوص پسران سامان سپری کند.
سامان و سارا بعد از یک سال و با صبر و حوصله یکدیگر مشکلشان حل شد. سارا می گوید من فکر می کردم رابطه زناشویی تفریح زندگی است و نباید زمان و تمرکز زیادی روی آن گذاشت اما حالا متوجه شده ام که باید آن را روز به روز بهتر و بهتر کرد.




برچسب ها : روابط زناشوئي, زوجهاي جوان, علاقه مند, مشاوره, سردمزاجي



http://hadinet.ir/i/avatars/1341062004179103.png

امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم،

آب و غذا را جیره بندی کردیم،

شهدا انتهای کانال کنارهم قرار دارند،

دیگر شهدا تشنه نیستند

فدای لب تشنه ات ای پسر فاطمه(س)







برچسب ها : ابراهيم هادي, شهيد, جانباز, جبهه, جهاد


درمان سنگ های ادراری
فشار خون
کلیه و دیابت
بیماری های مزمن کلیه
نارسایی کلیه
تغذیه در بیماران دیالیزی
تغذیه در سنگ کلیه
عصاره سیر و لیمو
دستورالعمل اهدا و پیوند کلیه




برچسب ها : فشار خون, سنگ كليه, كليه و ديابت, بيماري كليه, بيمار كليوي, تغذيه در بيماران دياليزي, اهداء عضو, پيوند كليه


تصوير رهبر معظم انقلاب در كنار ابوي بزرگوار

تصويری از رهبرانقلاب در كنار پدرشان 

كوهپيمائي رهبر معظم انقلاب




برچسب ها : رهبري, رهبر معظم انقلاب, آيت اله خامنه اي, امام خامنه اي, رهبر, تصاوير


معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا...دخترک خودش را جمع و جور کرد ، سرش را پایین

انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟

معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد :

(چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ ها؟

فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم )

دخترک چانه لرزانش را جمع کرد... بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت :

خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن...  اونوقت میشه مامانم رو بستری

کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه

نکنه... اونوقت...

اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش

بنویسم...

اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم...

معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین سارا...

و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد...



برچسب ها : معلم و دانش آموزش, مدرسه, كلاس درس, معلم

پست موقت

نظرات
خواهرم,


اگه به این روز اعتقاد نداری,

گِله ای نیست

همینطوری بگرد !!





برچسب ها : چادر, حجاب برتر, حجاب کامل, چادر حجاب برتر, وصیت شهدا, حضرت زهرا, س, جنگ نرم, شهید و فرهنگ شهادت


چند نكته ساده در مورد از شير گرفتن كودك


1- مدت زمان كامل شيردهي طبق نظر قرآن كريم، 24 ماه قمري است؛ لذا سعي كنيد به هيچ وجه قبل از اين مدت كودك را از شير نگيريد.

2- راههاي مختلفي براي ايجاد بي ميلي كودك نسبت به پستان مادر وجود دارد؛ انواع روشهايي كه منجر به بدرنگي و بدمزّگي پستان مي شوند. پيشنهاد ما «صبر زرد» است كه از قديم الايّام به عنوان يك روش ساده و مؤثّر، مورد استفاده زنان ايراني بوده است. مقدار كمي صبر زرد را در مقدار اندكي آب حل كرده روي سينه بماليد. رنگ سياه صبر زرد باعث خواهد شد كه كودك، رغبتي به گرفتن سينه نداشته باشد. كودكان سِمِج تر، معمولاً به محض چشيدن طعم تلخ صبر زرد، از شير خوردن منصرف خواهند شد. البته بسياري از مادران، اقدام به رنگ كردن پستان خود با ماژيك و مانند آن مي كنند كه تا وقتي كودك نخواهد سينه را بمكد؛ مشكل مهمّي را در پي نخواهد داشت امّا اگر كودك با ديدن هيبت ناساز پستان، كوتاه نيايد و اقدام به مكيدن سينه كند؛ موادّ شيميايي و خطرناك اين گونه رنگها، وارد بدن نازنين او خواهد شد.

3- در مدت از شير گرفتن كودك، شبها وقتي كه كودك خواب است؛ يكي دو نوبت به او شير بدهيد تا كمي سينه تخليه شود.

4- در روز، چند بار سينه را زير آب سرد گرفته و با فشار به عقب، آن را ماساژ دهيد.

5- اكثر مادران با كارهاي ساده فوق به نتيجه مطلوب خواهند رسيد و كم شدن تحريك ناشي از مكيدن پستان، به تدريج، ترشّح شير را متوقّف خواهد كرد. در مواردي كه ترشّح شير از سينه كم نمي شود مي توان از داروهاي خشك كننده استفاده كرد. راحت ترين راه آن است كه مادر، روزي 1 تا 2 بار و هر بار يك قاشق غذاخوري «سُداب» را با يك ليوان آب، 15 دقيقه روي حرارت كم جوشانده صاف كرده شيرين نموده ميل كند.

6- در مدتي كه كودك را از شير مي گيريد بايد از مصرف غذاها يا داروهايي كه باعث افزايش شير مي شوند، پرهيز كنيد(رازيانه، شويد، آويشن، سياهدانه، زيره سبز و ...). اگر براي مادر قابل تحمّل باشد؛ مي تواند در اين دوره، مصرف غذاهاي سردي را در رژيم غذايي خود، اندكي افزايش دهد.

7- رفتار بسياري از كودكان در هنگام جدا شدن از شير، مشابه يك فرد داغدار در فراق يار عزيز خود است؛ لذا در اين دوره بيشترين محبّت را به او داشته؛ با روش هاي مختلف وي را سرگرم كنيد تا كم كم اين داغ! را فراموش كند. بيدارخوابي والدين در نيمه هاي شب بر سر بالين كودكي كه بنابر عادت خود براي شيرخوردن از خواب برمي خيزد؛ چيز غريبي نيست؛ لذا والدين بايد به لحاظ روحي، خود را براي اين مشكلات كاملا طبيعي آماده كنند.

8- يك اشتباه بسياري از والدين اين است كه با اين استدلال كه بهتر است خود و فرزندانشان، يك بار اين استرس را تحمّل كنند؛ به طور همزمان، اقدام به از شير گرفتن و نيز آموزش كنترل ادرار و مدفوع(به زبان ساده، همان از پوشك گرفتن) به كودك خود مي كنند؛ غافل از اين كه تحمّل اين دو استرس همزمان، براي كودك بسيار سنگين است. در اين حال، يا حدّاقل يكي از اين دو اقدام به شكست مي انجامد يا اگر هم به ظاهر موفّقيتي در كار باشد؛ به تجربه بسيار ديده ام كه چنين كودكاني پس از يك دوره چند ماهه يا چند ساله كنترل ادرار و مدفوع، بدون وجود دليل ظاهري خاصّي، دچار مشكلات متعدّدي در اين زمينه ازجمله بي اختياري دفع، شب ادراري و مانند آن مي شوند. پيشنهاد ما اين است كه حدّاقل يك دوره چند ماهه بين اين دو اقدام فاصله بيندازيد و بعد از اين كه مطمئن شديد كه كودك، داغ شير نخوردن را فراموش كرده است؛ نسبت به آموزش دفع ادرار و مدفوع به وي اقدام كنيد. البتّه اين مسأله در مورد كودكاني كه توانايي آن را دارند كه قبل از دو سالگي در مورد كنترل ادارار و مدفوع، آموزشهاي لازم را فرا بگيرند؛ مصداق نخواهد داشت.   





برچسب ها : كودك, كودك و قرآن, شير خوردن, شيردادن, كودكان, آداب شير دادن, از شير گرفتن